• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 23
تعداد نظرات : 21
زمان آخرین مطلب : 6082روز قبل
سياست

تو خبرا خوندم که حزب سبز آلمان ودولتمردانش وهمینطور آمریکا وانگلیس وفرانسه از سرکوب اغتشاش در ایران انتقاد کردند واز اغتشاش گران حمایت میکنند

تنها در جواب می شه گفت

آمریكا وانگلیس و آلمان وفرانسه وهر کشور خارجی

غلط كردندكه تو مسائل داخلی كشور ما دخالت می كنند .

ایرانیها اونقدر ها هم بدبخت نشدند که قیم وآقابالاسر خارجكی بخوان .

دعوای خانوادگی رو خودمون حلش می كنیم اگر شد با منطق اگر هم نشد با خون

...
پنج شنبه 14/8/1388 - 9:55
سياست
روز جمعه رئیس جمهور در جمع اساتید بسیجی در موضوع ارتباط رئیس جمهور با رهبری سخنانی گفت که جای تامل دارد و برای همه سئوالاتی بوجود می آوردکه به تعدادی از این سئوالات می پردازیم.  ایشان ارتباط ریاست جمهوی با رهبری را ارتباطی اعتقادی دانستند .خب سئوال این است اگر ارتباط اعتقادی می باشد که هست وما ولی فقیه را جانشین  امام زمان (عج)می دانیم پس چرا در اجرای دستورات رهبری با یک هفته تاخیر آن هم بعد از تایید واصرار بر ابقای مشایی وبعد از چند روز با استعفای مشایی حکم رهبری اجرا شد؟ آیا رسیدگی به استعفای مشایی به معنای اجرای حکم رهبری آن هم در اسرع وقت می باشد ؟انتقاد به دیر عمل کردن به دستور رهبری را ایشان منتسب به دشمنان کرده اند! آیا منتقدان اصولگرا در مجلس وکسانی که به رئیس جمهور علاقه مندندوبه ایشان رای دادندوبرایشان سئوال پیش آمده که اولا انتخاب مشایی با چه تدبیری انجام شده وحال که رهبری دستور دادند ایشان از مسئولیتها کنار بروند ودر عمل ریاست جمهوری به آن اهمیتی ندادند  هم جز دشمنان می باشند که ایشان مسئله را به  دشمنان منتسب می کنند؟ظاهرا انتقاد وسئوال از این دولت به معنای دشمنی می باشد خب آقای مدیر شما چرا آب  را گل آلود می کنید که دشمنان از این آب گل آلود ماهی بگیرند؟؟شما که مدیریت یک کشور چند میلیونی را بر عهده گرفتید چرا خود را در مضان اتهام قرار می دهید مگر نه آنکه در دینمان که شما مدعی رعایت آن هم هستید  تاکید شده که مومن خود را نباید در مضان اتهام قرار دهد؟؟آیا رسول اکرم (ص) یا امیرالمونین (ع) ( که اعتقاد داریم ولی فقیه نایب آنهاست وهر دستوری بدهد مانند دستور این بزرگواران می باشد ) اگر دستوری به شما می دادند هم با یک هفته تاخیر آن را عملی می کردید ؟گرچه  شما به دستور رهبری عمل نکردید بلکه درواقع  به استعفای مشارتان یا معاونتان رسیدگی کردید.آیا تاخیر یک هفته ای در اجرای  دستور رهبری را می توان ولایتمداری وولایتپذیری نامید که شما مدعی آن هستید؟اگر ما هم از دشمنان محسوب نشویم از شما می خواهیم بپرسم ولایت فقیه از دید شما محدود به قانون است یا یک مسئله اعتقادی می باشد؟واقعا ما باید به عمل مردان سیاست بنگریم یا به شعار وحرف آنها ؟
يکشنبه 11/5/1388 - 14:51
سياست

در نوشتار قبلی با عنوان (سنجیده سخن بگو برادر عزیز ، آقای رئیس جمهور) این بار می خواستم مطلب با عنوان( سنجیده عمل کن برادر عزیز ، آقای رئیس جمهور) بنویسم اما نوشتاری از آقای غلامعلی رجایی دیدم که خیلی جالب وقابل تامل بود برای همین از نوشته خودم که تقریبا با نوشته آقای رجایی همخوانی دارد صرف نظر کردم وترجیح دادم نوشته ایشان را برگزینم .

احمدی‌نژاد و مشائی

این روزها بحث انتصابات اعلام شده و به ویژه معرفی آقای اسفندیار رحیم مشایی، به عنوان معاون اول رئیس‌جمهوری توسط رئیس دولت آینده در سفر اخیر اعضای دولت نهم به مشهد نقل مجالس و محافل و رسانه‌های جمعی است، پیش از پرداختن به نظر خود در این مورد به برخی از این دیدگاه‌ها اشاره می‌شود:

1- اشخاص و محافل نزدیک به بیت رهبری مانند آقای ابوترابی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در مصاحبه خود با رسانه‌ها در این مورد از واکنش فوری و اعلام مخالفت رهبری با انتصاب مشایی به سمت معاون اولی رئیس جمهوری و برکناری او از این مسئولیت و واگذار نکردن دیگر مسئولیت‌های کلیدی به او در دولت خبر داده است. آقای ابوترابی در عبارات خود که به رهبری منسوب کرده، از قید فوریت در این برکناری سخن گفته است.

 2- آقای احمدی‌نژاد در مصاحبه سه شنبه خود بر ابقای مسئولیت رحیم مشایی پافشاری کرده و او را فردی پاک اخلاق و ... دانسته و افزوده که وی در مسئولیت جدید خود باقی است.

 3- آقای ثمره‌ هاشمی دستیار جدید احمدی نژاد نیز در مصاحبه با شبکه برون مرزی جام جم این انتصاب را تغییر ناپذیر خوانده است.

 4- از سخنگوی شیرین بیان دولت و هچنین همسرشان هنوز در این باره سخنی در رسانه‌ها نقل نشده است.

 5- آیت‌الله کعبی از فقهای شورای نگهبان این انتصابات را با تصور اینکه هنوز رئیس دولت دهم مراحل تنفیذش را در حضور رهبری انجام نداده، بنابراین، رسما حق هیچ گونه انتصابی ندارد، اقدامی غیرقانونی دانسته است، غافل از اینکه آقای احمدی نژاد تا دو هفته دیگر، هنوز رسما رئیس جمهور است و حتی تا یک روز مانده به پایان کار دولتش حق دارد در محدوده کابینه اش دست به هر تغییری بزند و این تغییر هرچند عملا با نگاه به دولت آینده انجام شده، ولی عملا در محدوده زمانی کاری دولت نهم روی داده است.

 6-آقای جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رئیس دولت، این اقدام را که بنا به نقل محافل نزدیک به بیت رهبری با اعتراض و مخالفت جدی رهبری روبه‌رو شده، در زمره اختیارات معمولی رئیس دولت می‌داند و با این تعبیر تلویحا که فرق بسیاری با اظهار صریح ندارد، دخالت رهبری و دیگران، اعم از مراجع و ائمه جمعه و نمایندگان مجلس و سایر دلسوزان اصولگرا را در این مورد را کاری نادرست می‌داند.

 7- پای برجستگانی از اصولگراها مانند سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و آقای باهنر نایب رئیس مجلس و احمد توکلی و... نیز به این ماجرا باز شده و آنان نیز در پیروی از نظر رهبری، با اعلام مخالفت آشکار با این انتصاب خواستار برکناری مشایی شده‌اند.

 8- از اعضای هیأت مؤتلفه و به ویژه آقای عسکر اولادی به رغم گذشت چهار روز از علنی شدن نظر مخالف رهبری در این زمینه، هنوز سخنی در این باره شنیده نمی‌شود.

 9- اصلاح طلبان ظاهرا سرخوش از نتایج و پیامدهای این رویداد که با هر نتیجه که به اتمام برسد، در کارنامه رئیس دولت برگ بی‌تدبیری تازه و مخالفت دیگری با نظر رهبری می‌افزاید، چندان ورودی را به این عرصه و صحنه لازم نمی‌دانند.

 10- بدنه میانی اصولگرایان و حامیان احمدی نژاد که من در سفر اخیرم به مشهدالرضا توفیق همسفری با بعضی از آنان را داشتم، آشکارا از شوکه شدن خود نسبت به این اقدام مخالف نظر رهبری رئیس دولت سخن می‌گویند و این کار او را در آستانه آغاز به کار دولت دهم، اشتباهی محض می‌دانند که به هیچ وجه نباید و نمی‌توان از آن دفاع کرد.

 در این میانه پرسش‌هایی نیز به ذهن و نظر می‌رسد مبنی بر این که:

 - آیا احمدی نژاد از نظر رهبری درباره عدم صلاحیت‌های مشایی که وی به صلاحیت او ایمان عمیقی دارد و او را در زمره اسلام شناسان معاصر برمی‌شمارد، بی خبر بوده و هست که دست به چنین انتصابی ـ که قطعا نتیجه ای جز برکناری مشایی نخواهد داشت زده است؟

 - آیا می‌توان پنداشت که آقای احمدی‌نژاد از نظر رهبری درباره مشایی بی خبر باشد؟

 - آیا می‌توان گمان کرد آقای احمدی نژاد که برخی او را دارای هوش بالایی می‌دانند و بر این باورند با افکار عمومی موجود در جامعه در مورد خود و اعضای دولتش آگاهی کامل و جامعی دارد، از نظر نخبگان و قاطبه اصولگرایان در مخالفت با به کارگیری مشایی در دولت نهم و دهم اطلاعی نداشته و ندارد؟

 - با فرض آگاه بودن آقای احمدی نژاد از زمینه مخالفت‌های گسترده موجود با به کارگیری مشایی، چرا جناب ایشان بر به کارگیری وی پافشاری داشته و دارد؟

 - آیا می‌توان تصور کرد در دیدگاه آقای احمدی نژاد، نظر مراجع در مخالفت با مشایی قدر و ارزشی داشته و ندارد و بر همین مبناست که متأسفانه، دامنه تأیید مراجع عظام از او به دلیل همین تکروی‌ها چنان محدود و تنگ شده که برای نمونه متأسفانه و خوشبختانه! هیچ کدام از آنها به رغم توصیه مقامات کشور، پیروزی درخشانش! را به او تبریک نگفتند؟

 اینجانب با شناختی که در این چند سال از آقای احمدی نژاد پیدا کرده‌ام، بر این باورم که:

 1- احمدی نژاد به خوبی می‌داند که در مشایی چنان تغییری ایجاد نشده که دامنه این تغییرات نظر رهبری و ... در مورد او را تغییر داده باشد و با آگاهی به این عدم تغییر هم در مشایی و هم در نظر رهبری و ... دست به این انتصاب زده است.

 2- احمدی نژاد از نظر مخالف رهبری و مراجع عظام با به‌کارگیری مشایی کاملا اطلاع داشته و آگاهانه دست به این انتصاب زده است.

 3-احمدی نژاد از تعجب همراه با حیرت اصولگرایان حامی خود درباره این انتصاب و نتیجه تلخ آن کاملا با خبر بوده و قاصدانه و عامدانه، این کار را کرده است.

 4- احمدی نژاد قطعا با پیش‌بینی مخالفت رهبری با این انتصاب، به خوبی می‌دانسته که در آغاز به کار دولت جدید خود، با عقب‌نشینی از این انتصاب آگاهانه و قاصدانه که تحقیقا از دامنه محبوبیت او در میان اصولگرایان حامی وی کاسته و خواهد کاست، باید هزینه بالایی را بپردازد.

 5- احمدی نژاد با علم به همه پیامدهای منفی و هزینه‌های منتج از این تدبیر که حتی دوستانش آن را عین بی تدبیری می‌دانند، پذیرفته است که همه این هزینه‌ها را با هر قیمت ممکن، حتی با به میدان آمدن رهبری در این مورد بپردازد.

 پایان کلام؛ 

آقای احمدی نژاد با چه هدفی وارد این میدان سخت که یک طرف آن رهبری است و نبردی که نتیجه‌ای جز شکست و عقب‌نشینی وی ندارد، شده و همچنان تا آنجا که ممکن است بر رأی و نظر خود پافشاری می‌کند؟

ایشان با این ایستادگی چه پیامی را به چه کسانی می‌خواهد انتقال دهد؟

 پاسخ این است که به گمان من، در ورای این انتصاب و این ایستادگی، تنها یک پیام نهفته است: مردم؛ بدانند رهبری در اختیارات و وظایف قانونی رئیس‌جمهوری چگونه و تا به کجا دخالت می‌کند. 

نویسنده: غلامعلی رجایی  

در پایان به این نتیجه می توان رسید که شعار تبعیت از ولایت فقیه وولایتمداری بعضی از مسئولان نظام فقط در مسیر منافع ونظرات شخصی وگروهیشان تفسیر می شود چرا که در عمل اکثریت آقایان مدعی ولایتمداری در خم یک کوچه مانده اند .از میر حسین موسوی تا احمدی نژاد نشان داده اند که خوب شعار می دهند اما در عمل ... .  

پنج شنبه 8/5/1388 - 11:41
خاطرات و روز نوشت

 یکی از صفات رزیله در وجود انسان غرور هستش

منم دیشب به رانندگیم مغرور شدم واز رانندگیم خوشم اومد همین غرور بیجا نزدیک بود کار دستم بده اما لطف خدا شاملم شد وبه خیر گذشت ولی خودم فهمیدم که مغرور شدم واین تلنگری از طرف خدا بود تا دیگه به خودم مغرور نشم .

امان از دست این نفس اماره

پنج شنبه 25/4/1388 - 8:29
دعا و زیارت

قیام وظهور آقا امام زمان(عج) را در دو حالت می توان بررسی ومطالعه نمود :الف) یکی از بعد قالب وشکل            ب) ودیگری از بعد محتوا وخصوصیات ظهور وقیام مهدی موعود این نوشتار در نظر دارد قیام امام زمان(عج) را از نظر شکل وقالب بررسی کندوبیان هدف قیام از این بعد مهم به نظر می رسد .یک از اهداف قیام امام زمان به گفته قرآن کریم حاکمیت حزب الله می باشد((فان حزب الله هم الغالبون)) که یکی از خصوصیات چنین حاکمیتی ، عدالت خواهی واجرای آن است .قیام منجی بشریت  از بعد شکل وقالب دو جلوه دارد :یکی بصورت قیام تدریجی ودیگری قیام دفعی می باشد.قیام تدریجی : قیامی که از ظهور حضرت آدم بعنوان اولین پیامبر شروع شد وبا ظهور پیامبر اسلام جهت نجات بشریت به مرحله تکامل خود رسید ودر قیام حضرت زهرا (س) به مر حله خاصی رسید که حق از باطل وخلوص از نفاق جدا شد وبعد از شهادت حضرت زهرا (س) امتداد پیدا کرد  تا قیام عاشورا که به مرحله حاد واوج خود رسید واین قیام با نهضت علمی وفرهنگی امامان بعدی با شکل وقالب دیگری ظهور کرد ودر دوران غیبت به شکلهای مختلف ومحدود در بین شیعیان ادامه داشت .وجودحکومت های سلطنتی وپادشاهی ووابسته به کشورهای بیگانه باعث شد دین ومعارف اسلامی بویژه مذهب شیعه مورد تهاجم فرهنگی قرار بگیرد بگونه ای که از دین اسلام ، تعریف انزوا طلبی وبرداشتی سکولار وجدایی دین از سیاست شد واین امر باعث گشت معنای حقیقی اسلام به فراموشی سپرده شود .قیام ونهضت انقلاب اسلامی وپیروزی آن به رهبری امام خمینی بدلیل اینکه از مبنا به قیام عاشورا متصل بوده وتعریف و برداشت حقیقی از تعالیم اهل بیت (ع) از اسلام ، که در امتداد قیام شیعیان در طول تاریخ بود موجب شروع مرحله بعدی قیام امام زمان (عج)که قیام دفعی می باشد شد.تمام مکاتب وعقاید بشری که داعیه دار نجات بشر بودند در طول تاریخ به خونریزی وفساد منتهی شدند بنابراین بشریت به دنبال مکتبی است که عدالت را بتواند در سطح جهان پیاده کند وهیچ مکتبی نمی تواند این خواسته جهانی را عملی کند جز اسلام ناب محمدی (ص) که با اسلام آمریکایی وسلطنتی متفاوت ومغایر است .در اسلام ناب محمدی (ص) اصل بر ایجاد حکومتی عادلانه وجهانی است که برای این منظور دیانت باید عین سیاست وسیاست عین دیانت باشد ، برخلاف اسلام آمریکایی که بیشتر در حکومتهای سلطنتی جلوه نموده است که به برداشتی سکولار وبی محتوا از اسلام اعتقاد دارد .انقلاب اسلامی اوج این قیام تدریجی بوده وهست که بر طبق مفاهیم وتعالیم اسلام ناب محمدی (ص) بوجود آمده است  واین انقلاب نقطه شروعی است که پایان آن قیام دفعی منجی عالم بشریت را در پی دارد.قیام دفعی (ظهور امام زمان وحاکمیت حزب الله ) :این قیام که با رهبری دوازدهمین امام شیعه حضرت مهدی موعود می باشد به دو بخش تقسیم می شود :1-    ظهور علائم آخرالزمان وناامیدی بشر از مکتبهای خودساخته است که نشانه آن هم جنگ وخونریزی در سطح دنیا می باشد که در روایات واحادیث به آن اشاره شده است . 2-    قیام وظهور منجی بشریت وخاتمه دادن به تمام حاکمیتها با هر عنوان لیبرال ، سلطنتی وغیره می باشد که در این قیام برقراری عدالت وحاکمیت حزب الله وقرآن کریم به رهبری مهدی موعود هدف اصلی می باشد که خصوصیات این حکومت را هم در احادیث وروایات می توان یافت . اما سئوال اصلی این است که  آیا روند کنونی انقلاب ونظام جمهوری اسلامی  چقدر در مسیر وامتداد انقلاب منجی بشریت قرار دارد؟وآیا اگردر زمان حال امام زمان (عج) ظهور نمایند از روند کنونی نظام رضایت دارند یا خیر؟وچقدر مردم وحاکمیت برای رسیدن به نقطه اوج که همان آمادگی همه جانبه برای ظهور امام زمان(عج) می باشد تلاش می کنند؟  
يکشنبه 21/4/1388 - 10:57
شهدا و دفاع مقدس

روز دوشنبه مصادف با تولد مولود کعبه سی دی سخنرانی مهندس سعیدقاسمی به دستم رسید که در رابطه با بیستمین سالگرد رحلت امام صحبت می کرد که موضوع انتخابات را هم مطرح کرده بود .در این سخنرانی مطلب جالبی را به نقل از شهید پیچک در سال 1360 بیان کرد که قابل توجه بود . شهید پیچک در جمع رزمندگان گفته بود : ((ما از نابودی انقلاب نمی ترسیم ما از انحراف در انقلاب می ترسیم )). برای انقلاب اسلامی 3 حالت می تواند وجود داشته باشد: 1-  یا این انقلاب از بین خواهد رفت ویا از بین خواهند برد 2-یا به انحراف کشیده خواهد شد وانحرافی در حاکمیت ومردم پدید خواهد آمد  ویا آمده است 3- ویا هیچ تغییری در اصول وآرمانهای انقلاب پیش نیامده است وهمچنان حاکمیت در همان اصول اولیه انقلاب پابر جا وثابت قدم مانده اند . از سال 60 تا این زمان  که 28سال گذشته است باید  سیره وگفتار وعمل حاکمان را بررسی کنیم  که به کدام یک از این 3حالت برای انقلاب اسلامی پیش آمده است. با مروری در وصیت نامه سیاسی -الهی امام راحل و وصیت نامه شهدا وتطبیق آن با وضع موجود می توان پی برد که انقلاب اسلامی که ثمره سالها مجاهدت وخون شهدا می باشد در کدام سو پیش می رود . واقعا مجموعه حاکمیت ما از قوه مقننه گرفته تا قوه مجریه وقضاییه به کدام سو روان می باشند ؟ فرهنگ مردم وتوقعات آنها به کدام سو کشیده می شود ؟ دانشجو وروشنفکران این جامعه به کدام سو روان هستند؟ شهید پیچک به حق ترسیده بود انحراف در انقلاب بزرگترین مصیبت می تواند باشد وباید از آن ترسید اگر ولایت فقیه در این مملکت اسلامی نبود شاید تا به حال به ناکجاآباد رفته بودیم وشاید هم رفته ایم ودر خواب غفلت بسر می بریم وخودمان خبر نداریم .

پنج شنبه 18/4/1388 - 8:54
دعا و زیارت

ویلیام جیمز در فصل اول کتاب خود می نویسد :
هر وضع و حالتی را که مذهب بنامیم ، چیزی از وقار و سنگینی و وجد و لطف و ایثار و محبت همراه دارد . اگر خوشی به او روی دهد ، خنده های جلف و سبک از او دیده نمی شود و اگر غمی به او روی نماید ناله و ناسزا از آن شنیده نمی شود . آنچه من در آزمایشهای خود اصرار دارم ، وقار و سنگینی است .
شهید مطهری در توضیح این نوشته می گوید :
این وقار و سنگینی ناشی از این است که روح آدمی به واسطه مذهب ، عمیقتر و نافذ تر و دور اندیش تر می شود و عمده چیزی که بر روح آنها سایه میافکند و وزین میکند ، فکر مبدا و معاد است . این حالت در آنها پیدا می شود که امیر المومنین علیه السلام در خطبه همام میفرمایند : الناس منهم راحة و انفسهم منهم فی تعب .



يکشنبه 14/4/1388 - 13:10
خانواده
وقتی وجدانم ندای  هل من ناصر ینصرنی  را می شنود از من سئوال می کند : آیا دوست داشتی در کربلا بودی وبه این ندا پاسخ مثبت می دادی؟در جوابش می گویم : هر شیعه ای این ندا را می شنود آرزو می کند ای کاش در کربلا بود وبه این ندای غریب پاسخ مثبت میداد ،من هم همینطور.وجدان گفت : می خواهی به تو ثابت کنم که مرد چنین عملی نیستی؟با تعجب گفتم : چطور امکان دارد مرد عمل نباشم ؟گفت: مگر نه اینکه امام صادق (ع) فرمود : کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا .    شما مدعیان شیعه واهل بیت همیشه در کربلائید وهر روز در عاشور ، اما به این ندا که تمام سراسر عالم را پر کرده اهمیت وپاسخی نمی دهید ، چرا ؟؟؟هر عاشورایی وهر کربلایی امام خود را دارد واین امام زمان (عج) است که هر روز وهر ساعت ودر هرجا ندای هل من ناصر ینصرنی او بی پاسخ می ماند .آیا تا به حال از خود پرسیده اید بعنوان یک مسلمان ومدعی شیعه در طول روز حتی برای چند دقیقه ، چرا از این غریب عالم امکان ،حضرت حجت(عج) را یاد نمی کنید؟؟؟مگراینکه گرفتاری ،مریضی ومشکلات دنیوی بهتان رو کند.هیچگاه فکر کرده اید که فراموش شده ترین مسئله زندگی روزمره ما ، وجود مقدس آقا امام زمان (عج)می باشد؟چرا بعنوان یک شیعه توفیق دیدار با معرفت وهمنشینی با امامتان را ندارید؟می دانی چرا ؟چون او (عج) را برای خود می خواهید ونه برای خودش واین یعنی خودخواهی ، اورا برای رفع گرفتاریهایتان ومشکلاتتان وشفای مریضانتان می خواهید ونه برای خودش .من همینجور مثل .... به صحبتهایش گوش می کردم وخشکم زده بود .وجدان ادامه داد: همه شما حسین بن علی (ع) را مظلوم وغریب می دانید چرا که با 72 تن بیشتر یار نداشت ، همه شما علی بن ابیطالب را غریب می پندارید چرا که اورا با مظلومیت تمام خانه نشینش کردند.اما من می گویم غریب ترین ومظلوم ترین امام شیعه ، حضرت حجت بن الحسن (عج)است بخاطر اینکه  این همه شیعه در سطح جهان ، کسی از او سراغی نمی گیرد مگر اندکی از مریدان مطیع اش وبقیه مدعیان سینه چاک هم بدنبال حاجتهای دنیوی خود هستند تا پی وجود مقدس او .در جواب وجدانم می مانم چه بگویم .در روزنامه ای خواندم که امید به زندگی در زنان ومردان بطور میانگین ...سال  افزایش داشته است .وجدانم در این هنگام از من می پرسد : ای مدعیان ولایت ، امید به ظهورآقا چقدر در میانتان افزایش داشته است؟؟؟چقدر از این زنان ومردان با یاد وبرکات وجود حضورش ،امید به زندگیشان افزایش داشته است؟؟چرا فراموش کرده ایم که هستی وزندگی ما بستگی به وجود امام معصوم داردوبا برکت این امام است که زندگی می کنیم ونفس می کشیم ؟راستش باز ماندم در جواب وجدانم چه بگویم .دوباره وجدان از من پرسید : معرفت آقا امام زمان چگونه بدست می آید ؟گفتم : با احترام وحرمت قائل شدن به ایشان .پرسید : احترام به چیست؟(چگونه باید احترام گذاشت؟)خودش در جواب گفت : احترام چیزی نیست جز اطاعت .مگر نه اینکه خود امام زمان(عج) در ملاقاتی با آن میرزای قمی فرموده بودند : احترام به اطاعت است ... .در آخر وجدان از من پرسید : حال بگو تو چقدر اطاعت داری وچقدر احترام می گذاری ؟حالا بگو تو چقدر به این ندای حسینی مهدی فاطمه پاسخ مثبت داده ای؟تویی که در احترام گذاشتن(اطاعت داشتن)به مولایت در مانده ای چگونه می توانی از جان ومالت برای آن آقای غریب بگذری وبه این ندای مظلومیت مولایت پاسخ دهی؟در جواب گفتم : حق با توست ،چیزی برای گفتن ندارم جز آنکه بگویم آقا ومولای ما ،مهدی فاطمه شرمنده ام ، شرمنده از این همه گناه وآلودگی در محضر دوست ،شرمنده از این همه ادعا ودروغ .

هیچ عذابی در دنیا وقیامت بالاتر از شرمندگی در محضر اهل بیت (ع) نیست .

وای بر ما        

 

شنبه 13/4/1388 - 11:27
دعا و زیارت
به قول راسل: «کاری که منظور از آن فقط درآمد باشد نتیجه مفیدی به بار نخواهد آورد»؛
 نه تنها برای دیگران نتیجه مفیدی به بار نخواهد آورد، کمالی هم در شخصیت فرد به وجود نخواهد آورد، شخصیتش
 توسعه نخواهد یافت و طبعاً لذتش هم محدود و ناقص خواهد ماند.

شهید مطهری ادامه می دهد :
اگر در انسان ایمان و اعتقاد به اصلی (ارادت به شخص و یا به آب و خاک نیز به صورت اصل در می‏آید که ایمان و ارادت می‏شود) باشد که بتواند انسان را به خود جذب و نسبت به خود فداکار کند، کانون حیات او را گرمتر و بانشاط تر و روشنتر و با رونق‏تر می‏کند ، دل بی‏ایمان همان مشت گل است و موجب معیشت ضنک. پس یکی از آثار ایمان دینی این است که انسان را از خودی و خودپرستی خارج می‏کند و شخصیت او را بسط می‏دهد.
شنبه 13/4/1388 - 9:36
شهدا و دفاع مقدس

وقتی شهدا رو فراموش می کنیم ، وقتی امام رو فراموش می کنیم ،هنگامی که ایثار واز خودگذشتگی وهمدلی وبرادری از بین ما رخت بر میبندد وبجای آن منیت وخودخواهی ومنفعت طلبی وقدرت وثروت را جایگزین می کنیم ، وقتی در طول سال حتی برای یک بار هم از خودمان نمی پرسیم که شهدا چه کردند وبرای چه جان عزیز خود را فدا کردندواز خود نمی پرسیم که بعد از شهدا چه کردیم ؟

ووقتی که خود را محق می دانیم اما برای خود تکلیفی قائل نیستیم .

وقتی عافیت طلبی را بجای تلاش وایثار مینشانیم وبه هیچ چیزی جز به من ومن بودن فکر نمی کنیم .

زمانیکه یادمان رفته که شعار شهدا فقط اطاعت محض از ولایت فقیه بود وبا یک اشاره ولی امر ،خود را روی مینها وجلوی تانکها می انداختند به امید آنکه اسلام تشیع زیر چکمه های استکبار له نشود والان فقط به فکر حفظ منافع خودمان هستیم تا قدرت وثروت خود را افزایش بدهیم و خودمان گرفتار استکبار نفس شدیم.

وقتی توصیه ها ی ولی فقیه را به باد ...  میگیریم وبرای آن پشیزی اهمیت قائل نیستیم  

وقتی که خدا رو فراموش می کنیم  وضع مملکت وزندگی ما بهتر از این نخواهد شد .

اگر توانستیم مانند شهدا ایثار واز خودگذشتگی وخدامداری را بجای منیتها وخودخواهی ها ومنفعت طلبی جایگزین کنیم وراه آنها را در عمل ونه در شعار وحرف عینیت ببخشیم امید هست که خدا باز نظر لطف خودش را نصیب ما کند .

دوشنبه 8/4/1388 - 14:35
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته