اگر عمری خطا كردم ببخشا
هوس را گر خدا كردم ببخشا
خداوندا دلم جای تو می بود
اگرشهوت سرا كردم ببخشا
در دل شیدا پس از این غم مكن جنت دل را تو جهنم مكن
نیستم ار لایق دیدار تو روی مهت شهرهء عالم مكن
پرده مكش تا نبریم آبرو غمزهء مستانه دمادم مكن
هجر تو را تاب نیارم دمی قامت سروم به غمت خم مكن
هوش وخرد بردی و از من نماند هیچ به جز دل به دلم غم مكن
هستی و رحمان ز پی ات گم شده است جستن او را ز درت كم مكن
جام می اش گرچه شكسته است وخرد جام جمش جنت بی جم مكن.