خواستگاری و نامزدی
4صفاتى كه زنان در مردان مى پسندند
-1مال و ثروت ، چرا كه موجب رونق خانه و زندگى و زیبائى جامه و خانه مى شود و این امور مورد توجه بانوان است
، اما مرد مى بایست با عقل و فكر در تاءمین این
گونه خواسته ها اقدام كند.
-2 قدرت و توانایى ، چرا كه زن و مرد را نگهدار خود مى داند و مى
خواهد پشتیبان او قوى باشد.
-3مردانگى و غیرتمند بودن مرد.
-4 استقلال در زندگى ، بگونه اى كه
مرد آزادانه زندگى كند و زیر بار منت دیگرى
نباشد.
-5میان مردم با آبرو و با شخصیت باشد.
-6اهل سخن و شیرین كلام و شوخ باشد
چرا كه زن از مرد خاموش و بى سرو صدا رنج مى
برد.
-7 وضع سر و لباس او تمیز و زیبا و
مرتب باشد.
-8 گاهى با هدیه و سوغاتى و گاهى با سخن علاقه خود را ابراز كند.
-9 گاهى سخنان و كارهاى زن را تحسین كند.
-10 رعایت ادب و نزاكت را بكند.
-11خوش سلیقه باشد و نسبت به كارهاى زن در خانه بى تفاوت نباشد، بلكه به آنها نظارت كند و اگر
سستى یا ناهنجارى مثل كثافت و بى انضباطى دید بى تفاوت
نباشد وگرنه زن نیز سرد و بى تفاوت مى شود.
چهار چیز كمر شكن
پیامبر اكرم به حضرت امیر علیه السلام در ضمن سفارشات خود فرمود: یا على چهار چیز، پشت انسان را مى
شكند، (یعنى بسیار سخت و گران و غیر قابل تحمل
است ) (1) پیشوایى كه معصیت خدا مى كند ولى حرفش را گوش مى كنند. (2) زنى كه شوهرش او را مراعات مى كند ولى او به
شوهر خیانت مى كند. (3) تنگدستى كه صاحب آن چاره
ندارد. (4) همسایه بدى كه در محل اقامت دائمى انسان باشد.(1)
این زن نفرین كرد و خودش مرد
مردى با زنش نزد حضرت صادق آمد و
از بد اخلاقى زن خود شكایت كرد، حضرت به
آن زن فرمود: چرا شوهرت از تو شكایت مى كند، زن شروع كرد به شوهرش نفرین كردن ، حضرت فرمود: اگر همینطور (بر این كنیه و بر اخلاقى و نفرین )
ادامه دهى بیش از سه روز زنده نیستى ، زن (با
گستاخى ) گفت : برایم مهم نیست كه هرگز او را نبینم (یعنى بمیرم و راحت شوم ) در روایت است كه این زن بیش از سه روز عمر
نكرد و مرد.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: این
زن متجاوز بود و خداوند عمرش را كوتاه كرد و شوهرش را راحت نمود.(2)
طلا باشید نه خاك !
حضرت صادق علیه السلام فرمود: زن گردنبند است ، توجه كن چه چیزى به گردن مى آویزى ، براى زن قیمت
(مشخصى ) نیست ، نه خوبش و نه بدش ، اما خوبانشان را
با طلا و نقره برابرى نمى كنند چون طلا و نقره بهترند، اما زن بد، ارزش (مشتى ) خاك را هم ندارد، خاك از آن بهتر
است (زن خوب همواره سعادت آفرین و زن بد سبب
سیاه كردن زندگى مى شود و هیچكدام از این دو بهتر با طلا و خاك قابل مقایسه نیست)(3)
پیرى زودرس
))كان من دعا رسول الله صلى الله علیه و آله اعوذ بك من امراة تشیبنى قبل مشیبى .((
امام صادق علیه السلام فرمود: یكى از دعاهاى پیامبر صلى الله علیه و آله این بود كه خدایا
به تو پناه مى برم از همسرى كه قبل از پیرى مرا
پیر كند.(4)
| و لیك از زن بد خدایا پناه |
با این سخن اعمال زن باطل مى شود
))ایما امراة قالت لزوجها ما رایت قط من وجهك خیرا فقد حبط عملها ((
امام صادق علیه السلام فرمود: هر
زنى كه شوهر خویش بگوید از تو خیرى ندیده
ام ، اعمالش باطل مى گردد.(5)
دستورهاى بیجا ندهید
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله
فرمود: هر زنى كه با شوهر مدارا نكند و
او را به آنچه نمى تواند وادار كند، خداوند هیچ كار خوبى از او قبول نمى كند و خدا را در حالى كه بر او خشمگین است ملاقات مى كند.(6)
بلاى سفر به كه در خانه جنگ
| تهى پاى رفتن به از كفش تنگ |
| بلاى سفر به كه در خانه جنگ |
| كه در خانه بینى بر ابرو گره |
| كه بانگ زن از وى برآید بلند |
| تو هم جور بینى و بارش كشى |
بر زنها هم حرام است
اشتد غضب الله على امراءة ذات بعل ملات عینها من غیر زوجها((
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: خشم خدا شدید است بر زن شوهردارى كه چشم
خویش را با نگاه به اجانب پر كند.(7)
(نگاه زن هم به نامحرم مثل نگاه
مرد به زن اشكال دارد(
سه چیز شوم
جزاى سركوفت زدن بر شوهر
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: اگر تمامى آنچه روى زمین از طلا و نقره را زنى به خانه شوهر
ببرد ولى یكروز بر شوهرش سركوفت زند و بگوید تو
چه كاره اى مال خودم است ، اعمال او باطل مى شود و لو از عابدترین مردم باشد مگر اینكه توبه كند و برگردد و از شوهرش
معذرت خواهى كند.(9)
و در حدیث دیگرى فرمود: هر زنى كه
بر شوهرش بخاطر مالش منت گذارد و بگوید تو
از دارائى من مى خورى ، اگر تمام آن مال را در راه خدا صدقه دهد خداوند از او قبول نمى كند مگر اینكه شوهرش از او راضى
شود.(10)
زن و تقاضاى طلاق
))ایما امراءة ساءلت زوجها الطلاق من غیر باءس فحرام علیها رائحة الجنة.((
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: هر زنى كه به دلیل از شوهرش تقاضاى طلاق كند بوى
بهشت بر او حرام است .(11)
واسطه ملعون
))من عمل فى فرقة بین امراءة و زوجهان كان علیه غضب الله و لعنته فى و الاخره((
پیامبر اكرم (ص ) فرمود: هر كه براى جدائى زن و شوهرى گام بردارد خشم و لعنت خدا بر او است در دنیا
و آخرت .(12)
خداوند از طلاق نفرت دارد
همانا خداوند جائى كه در آن عروسى واقع شود دوست مى دارد و جائى كه در آن طلاق واقع شود دشمن مى دارد،
خداوند از هیچ كارى مثل طلاق نفرت ندارد.(13)
صفات پسندیده و ناپسند شوهر
پیامبر اكرم (ص ) فرمود: از
بهترین مردان شما مرد با تقوى و پاكیزه و دست باز است كه نگاه او سالم باشد (به نامحرم نظر نكند) و به پدر و
مادرش مهربان بوده و عیان خود را به دیگرى
محتاج نكند و فرمود: از بدترین مردان مرد تهمت زننده اى است كه بخیل و بد دهن باشد، تنها غذا خورده ، میهمان دوست نباشد،
همسر و خدمتكار خویش را بزند و عیال خویش را به
دیگرى محتاج كند و پدر و مادرش را اذیت نماید.(14)
صفات پسندیده و ناپسند زن
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: آیا به شما بگویم بدترین زنها كیست ؟ زنى است كه در میان
خانواده خودش خوار بوده ولى نزد شوهرش تكبر
مى كند، نازا و كینه توز است ، از كار زشت پرهیزى ندارد، وقتى شوهرش نیست زینت خود را به دیگران نشان مى دهد، ولى بر
شوهرش امتناع مى كند، به سخن شوهرش گوش نمى كند
و اطاعت او نمى نماید، وقتى شوهر با او - در كامیابى - خلوت مى كند، همانند مركب چموش امتناع مى كند، همو كه نه
عذرى مى پذیرد و نه از خطائى مى گذرد.
و فرمود: بهترین زنهاى شما زنى
است بچه زا و مهربان و با عفت باشد، نزد خانواده - پدر و
مادر - عزیز و نزد شوهر متواضع باشد، زیبائى و زینت خود را وقف شوهر كند و از دیگران بپوشاند، سخن شوهر را گوش كند و از
او اطاعت نماید، و چون شوهر با او خلوت كند
خواسته او را انجام دهد، و همانند مردها اظهار شوق در زناشوئى - نكند (بلكه خود را نگه دارد و متین باشد تا نزد
شوهر عزیز گردد(.(15)
منبع: نام كتاب : اخلاق در خانواده و
تربیت فرزند
مؤ لف : سید محمد نجفى یزدى
-1سفینة
البحار ج 1 باب ربع .
-2سفینة
البحار ج 1 باب زوج .
-3بحار ج
100 ص 233.
-4من
لایحضر ج 3 ص 558.
-5وسائل ج
14 ص 115.
-6وسائل ج
14 ص 154.
-7بحار
الانوار ج 101 ص 39.
-9مكارم
الاخلاق ص 231.
-10مكارم
الاخلاق ص 231.
-11وسائل ج
15 ص 490.
-12وسائل ج 14، ص 27.
-13وسائل ج
15 ص 267.
-14وسائل ج
14 ص 18.
-15وسائل ج
14 ص 8.
تهیه شده توسط: سهرابی (sajad.ayar.sarkhosh@gmail.com
يکشنبه 29/6/1388 - 23:58
خواستگاری و نامزدی
با زنها، زیبا صحبت كنید
(( فداروهن على كل حال و احسنوا لهن المقال لعلهن یحسن الفعال ))
امیرالمؤ منین علیه السلام در ضمن بیاناتى كه راجع به صفات ناپسند (برخى )
بانوان همانند خودپسندى و تكبر، ناشكرى و بى صبرى
و مانند اینها ایراد نمود و توصیه فرمود كه مراقب زنها باشید تا به هلاكت نیفتند و سرپرستى خانواده را به آنها
نسپارید فرمود:
با زنها در هر حالى مدارا كنید
(سخنان تند و زشت بر زبان نیاورید) شاید (در اثر این رفتار نیكویى شما) آنها كارهاى خود را درست كنند(1)
اذیت و آزار به همسر مجازات دارد
بزرگى از علماء اعلام و سلسله
جلیله سادات كه شاید از ذكر نام شریفش راضى نباشد نقل فرمود: وقتى پدر علامه ام را در خواب دیدم و پرسشهایى
از ایشان نموده و پاسخهایى شنیدم ، پرسیدم
: ارواحى كه در عالم برزخ معذبند، عذاب و سختیهاى آنها چگونه است ؟
در پاسخ فرمود: آنچه براى تو كه
هنوز در عالم دنیا هستى از عذاب برزخ و ناچارى آن مى توان
بیان كرد مثل آن است كه در دره اى باشى و از چهار سمت كوههاى بسیار مرتفعى كه هیچ توانایى بر بالا رفتن از آنها نباشد
تو را بر گرفته باشد و در آن حال گرگى هم تو را
دنبال كند و هیچ راه فرارى از او نباشد (عذاب برزخ هم چنین است(
پرسیدم : آیا خیراتى كه در دنیا
براى شما انجام داده ام به شما رسیده و
كیفیت بهره مندى شما از خیرات ما چگونه است ؟
در پاسخ فرمود: بلى تمام آنها به من رسیده است و اما كیفیت بهره مندى از آنها را هم با ذكر
مثالى براى شما بیان مى كنم .
هرگاه در حمام گرم و بسیار پر
جمعیتى باشى كه در اثر بخار و حرارت ، نفس كشیدنت سخت باشد در آن حال گوشه درب
حمام باز شود و نسیمى خنك به تو برسد چقدر
شاداب و راحت و آزاد مى شوى ؟! چنین است حال ما هنگام رسیدن خیرات شما!
صورت نورانى و لبهاى چركین
ایشان مى گوید: چون بدن پدرم را سالم و نورانى دیدم و تنها لبهاى او زخمى و آلوده به
چرك خون بود از ایشان سبب زخم بودن لبهایش را
پرسیدم و گفتم اگر كارى از دست من بر مى آید براى بهبود لبهاى شما بفرمائید تا انجام دهم ؟
در پاسخ فرمود: تنها علاج آنها
بدست علویه مادر شما است ، زیرا سبب
اهانتى بود كه در دنیا به او مى نمودم و چون نامش سكینه است و هر وقت او را صدا مى زدم خانم سكو مى گفتم ، او رنجیده
خاطر مى شد، اگر بتوانى او را از من راضى كنى امید
بهبودى هست . ایشان از خواب بیدار شده گوید:
این مطلب را به مادرم گفتم در
جواب گفت : بلى پدر شما هر وقت مرا مى خواند از روى تحقیر مى گفت خانم سكو و من سخت آزرده و رنجیده مى شدم ولى
اظهار نمى كردم و احترام ایشان چیزى نمى گفتم و چون
فعلا گرفتار و ناراحت است او را حلال نموده و از او راضى هستم و از صمیم قلب برایش دعا مى كنم (2)
زن خوب سعادت است
))من سعادة المراة الزوجة الصالحة))
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله
فرمود: از خوشبختى مرد، داشتن زن
شایسته است (3)
| به دیدار او در بهشت است شوى |
دست روى همسر بلند نكنید
)) انى اتعجب ممن یضرب امراته و هو بالضرب اولى منها ))
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرموده : تعجب مى كنم از مردى كه همسرش را مى زند در حالى كه خویش مستحق تر است به كتك خوردن .(4) (خود دهها خطا را انجام داده است اما تحمل یك خطا را ندارد(
خشونت و محبت ؟!
))ایضرب احدكم المراة ثم یظل معانقها))
پیامبر اكرم (ص ) فرمود: كسى كه همسرش را نمى زند چگونه دست در گردن او مى كند.(5) (وقتى كانون زندگى باید با شعله هاى محبت گرم باشد، زدن همسر به شدت از این صمیمیت مى كاهد(
گذشت و مروت
آورده اند كه مردى زن زیبائى داشت ، چند سالى با كمال خوشى با هم زندگى نمودند، تا اینكه ناگاه زن در اثر آبله صورتش از زیبایى افتاد.
شوهر جوانمردى وى براى اینكه مبادا همسرش از این حادثه خجالت كشد و غمگین شود، روزى چون سر از خواب برداشت ، شروع كرد به فریاد كردن و گریستن و بر سر و صورت مى زد، زن پرسید چه شد است ؟ گفت : دریغا كه هر دو چشم من نابینا شده و جایى را نمى بینم ، و مدت بیست سال باقیمانده عمر خود را با این حال سپرى كرد، تا مبادا همسرش از زشتى رخسارش خجالت كشد.
عفو حق زن است
اسحاق ابن عمار مى گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم : حق زن بر شوهر چیست ؟ حضرت فرمود: او را سیر كند، لباس بپوشاند، و اگر خطائى كرد از او در گذرد.( 6)
حضرت هود و همسر ایشان
حضرت هود یكى از پیامبران الهى است ، او همسر بدى داشت ، اما برایش دعا مى كرد، از علت این كار پرسیدند؟ فرمود: خداوند هیچ مؤ منى را نیافرید، مگر اینكه دشمنى دارد كه او را اذیت مى كند! دشمن من هم همین زن من است ، اگر دشمنم در اختیار خودم باشد بهتر از این است كه من در اختیار دشمنم باشم (7)
پاداش مرد صبور
(( من صبر على خلق امراة سینة الخلق و احتسب فى ذلك الاجر اعطاه الله ثواب الشاكرین))
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: هر مردى كه اخلاق بد همسر خود را به خاطر پاداش آن ، تحمل كند، خداوند پاداش شاكرین به او عطا خواهد نمود.(8)
مهربانى و محبت به بانوان
)) العبد كلما ازداد للنساء حبا ازداد فى الایمان فضلا ))
امام صادق علیه السلام فرمود: بنده هر چه محبتش به بانوان زیادتر شود ایمانش بیشتر فضیلت مى یابد(9)
شیرینى جاودانه
)) قول الرجل للمراة انى احبك لا یذهب من قلبها ابدا))
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: شوهرى كه به همسرش بگوید دوستت دارم ، این سخن همیشه در دل زن خواهد ماند(10) (زیرا بانوان دوست دارند خود را محبوب شوهر ببینند و این اظهار محبت ، نشان دهنده علاقه و موجب محبت نیز مى شود
سفارش نسبت به زن
(( اوصافى جبرئیل بالمراءة حتى ظننت انه لا ینبغى طلاقها الا من فاحشة مبینة . ))
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: جبرئیل آنقدر راجع به زن به من سفارش كرد كه گمان كردم جز در كار زشت آشكار نمى شود زن را طلاق گفت .(11)
با غیرت باشید
(( من اضر بامراءة حتى تفتدى منه نفسها لم یرض الله له بعقوبة دون النار))
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: هر مردى كه همسرش را آزار دهد تا مهرش را ببخشد و جانش را آزار كند، خداوند به كمتر از جهنم او راضى نخواهد شد.(13)
بهشت بر او حرام است
از اعدام تا شهادت به خاطر پنج خصلت
امام باقر علیه السلام فرمود: چند اسیر (مشرك و بت پرست كه جز اسلام از آنها پذیرفته نشود و آنها هم اسلام را نپذیرفته بودند) نزد پیامبر آوردند، حضرت دستور داد ایشان را بكشند، لیكن یكى از ایشان را جدا نمود، آن مرد گفت : چرا مرا آزاد كردى ؟ حضرت فرمود: جبرئیل از طرف خدا به من خبر داد كه تو پنج خصلت دارى كه خدا و رسول او آن را دوست مى دارند، نسبت به خانواده خودت به شدت غیرتمند هستى ، سخاوت و خوش خلقى و راستگوئى و شجاعت دارى ، آن مرد كه این سخن را شنید مسلمان شد و اسلامش نیكو گردید و با پیامبر جهاد كرد تا شهید شد(15)
همسرانتان را حفظ كنید
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: به پدران خود نیكى كنید تا فرزندانتان به شما نیكى كنند، نسبت به زنان مردم عفت پیشه كنید تا زنان شما با عفت باشند.(17)
این هم صدقه است
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله به مردى فرمود: آیا امروز را روزه دارى ؟ (گویا جمعه بوده است ) گفت : نه . فرمود: به فقیرى غذا داده اى ؟ گفت : نه . فرمود: برو نزد خانواده ات كه این خود انفاق است .(18)
بیشترین خیر در زنهاست
))اكثر الخیر فى النساء ((
امام صادق علیه السلام فرمود: بیشترین خیر در زنهاست (شكم مادر و اخلاق و پرورش او سرمنشاء استعداد و پیشرفت هر خدمتگذار و خیراندیش است ). و مى شود معناى حدیث این باشد كه : نسبت به بانوان نیكى بسیار نمائید.(19)
سه نعمت بى حساب
))طاعة المراة ندامة ((
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: اطاعت كردن از زن پشیمانى آورد(22)
مؤ لف گوید: شاید منظور از این حدیث و امثال آن ، اطاعت از بانوانى است كه عقل و دین آنها اسیر هواها و هوسهاى بى مورد است ، همچنانكه در بسیارى از افراد مشاهده مى شود، بانوانى كه توقعات بى جا از شوهران خویش دارند و بدون در نظر گرفتن ضروریات زندگى و درآمد و شئونات خانواده چه بسا روى چشم و هم چشمى و یا احیانا احساسات بى جا، در خواستهائى مى كنند، انجام این دستورات موجب ندامت است ، آن بانوئى كه از روى كم فكرى ، شوهرش را تشویق به جدائى از پدر و مادر و یا فامیل مى كند اطاعتش ندامت مى آورد، آن بانوئى كه شوهرش را وادار به حرام و مخارج حرام و یا بیهوده مى كند اطاعتش موجب ندامت است ، آن بانوئى كه هنگام جنگ و شهامت و شهادت ، شوهر و فرزندانش را تشویق به سستى مى كند اطاعتش موجب ندامت است ، آن بانوئى كه شوهرش را و یا دخترى كه پدرش را تشویق به خریدن وسائل گمراه كننده و یا تفریحات ناسالم و یا مجالس گناه و یا خریدن لباسهاى ناهنجار مى كند اطاعتش موجب ندامت است ، خلاصه آنكه بانوان باید در خواستهاى خود را مطابق عقل و درایت و دین قرار دهند نه طبق احساسات و هوسهاى بیهوده همچنانكه مردها باید در انجام تقاضاهاى بانوان طبق عقل و درایت و دین عمل كنند و زمام زندگى را خود بدست گیرند نه همسرانشان .
مشورت با همسر شایسته او را سعادتمند كرد
امام هفتم موسى ابن جعفر علیه السلام فرمود: در بنى اسرائیل مرد شایسته اى بود كه همسر شایسته اى نیز داشت ، شبى در خواب دید كه به او خبر دادند، عمر تو فلان مقدار است و چند سال را براى او معین كردند، و به او گفتند: خداوند مقدر كرده است نصف عمرت را در وسعت و ثروت باشى و نصف دیگر را در تنگدستى باشى ، حالا خودت انتخاب كن ، كدامیك را مى خواهى اول بگذرانى ؟
آن مرد در خواب جواب داد: من همسر شایسته اى دارم كه شریك زندگى من است ، با او مشورت مى كنم و جواب مى دهم ، چون صبح شد خواب خویش را با همسرش در میان گذاشت ، زنش گفت : نیمه اول را انتخاب كن ، اول در عاقبت باشیم ، شاید خداوند به ما رحم كند و نعمت خود را بر ما تمام كند. شب بعد، همان شخص به خواب او آمد و پرسید: تصمیم تو چه شد؟ آن مرد گفت : نیمه اول را انتخاب كردم ، قبول شد، از آن به بعد دنیا از هر طرف به او رو كرد و نعمتش زیاد شد، همسرش به او گفت : به فامیلت و نیازمندان رسیدگى كن ، به همسایه و برادرت خدمت كن و بخشش نما، تا اینكه نیمه اول تمام شد و آن وقت موعود فرا رسید، باز آن مرد را در خواب دید، اینبار به او گفت : خداوند متعال از این كار خیر تو تشكر نمود و مقدر نمود تا آخر عمر خود را در رفاه و ثروت زندگى كنى .(23)
خیر دنیا و آخرت در چهار چیز است
نوه امام مجتبى علیه السلام از مادرش دختر امام حسین علیه السلام و ایشان از امام حسین و ایشان از پدرشان حضرت على علیه السلام و ایشان از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله روایت مى كند كه فرمودند:
كسى كه در دنیا به او چهار چیز داده شد، خیر دنیا و آخرت را به او داده اند، و بهره خود را از دنیا برده است (1) ورع و پرهیزكارى كه او را از حرام باز دارد (2)
اخلاقى كه میان مردم زندگى كند (3)
بردبارى كه با آن نادانى مردم را دفع كند (4)
زن شایسته اى كه او را در دین و دنیا كمك دهد(24)
منبع:
اخلاق در خانواده و تربیت فرزند
مؤ لف :
سید محمد نجفى یزدى
-1من لا
یحضر ج 3 ص 554.
-2داستانهاى
شگفت انگیز از حضرت آیة الله دستغیب ، ص 269.
-3وسائل ،
ج 14 ص 23.
-4داستان
شگفت انگیز از حضرت آیة الله دستغیب ، ص 269.
-5وسائل ،
ج 14، ص 23.
-6وسائل ،
ج 15 ص 223.
-7سفینة
البحار باب زوج .
-8وسائل ج 14 ص 124.
-9وسائل ج
14 ص 9.
-10وسائل ج
14 ص 10.
-11وسائل ج
14 ص 121.
-12وسائل ،
ج 14، ص 174.
-13وسائل ج
15، ص 490.
-14وسائل ،
ج 14، ص 175.
-15وسائل ،
ج 14 ص 109.
-16وسائل ج
14 ص 170 و 270.
-17وسائل ،
ج 14، ص 170 و 270.
-18وسائل ج
14 ص 75 و 11.
-19وسائل ،
ج 14 ص 75 و 11.
-20وسائل ج
14 ص 21.
-21بحار ج
100 ص 243.
-22وسائل ج
14 ص 130.
-23بحار
الانوار ج 14 ص 491.
-24سفینة
البار ج 1 باب ربع
تهیه
شده توسط: سهرابی (sajad.ayar.sarkhosh@gmail.com).
يکشنبه 29/6/1388 - 23:52
دعا و زیارت
وهابیت
اهل احدیت و در راءس آنها احمد بن حنبل تنها به جمع آورى احادیث مى
پرداختند و مخالف هر گونه تعقل و تكلم پیراممون آیات و
احادیث اعتقادى بودند. با ظهور اشعرى ، این روش تعدیل شد و تعقل
نه به عنوان روش كشف حقایق بلكه به منظور دفاع از معارف حدیثى به كار گرفته شد.
بدینسان اشعرى بر خلاف اهل حدیث و حنابله كه مخالف علم كلام بودند، این علم را پذیرفت
و حتى كتابى در دفاع از آن نگاشت . با طهور اشعرى به تدریج بیشتر علماى اهل سنت
از روش او پیروى كردند و پس از چندى ، مذهب اشعرى ، مذهب رسمى اهل سنت در مباحث
اعتقادى گردید. (1) اما هنوز هم روش احمد بن حنبل در میان اهل سنت طرفدارانى داشت
و از این رو گاه میان حنابله و اشاعره منازعاتى رخ مى داد. این
وضعیت ادامه داشت تا اینكه در قرن هشتم ، احمد بن تیمیه حرانى دمشقى (661-728 ق )
ظهور كرد و درصدد ترویج مذهب حنابله برآمد. ابن تیمیه مانند حنابله ، علم كلام
را مردود دانست و متكلمان را اهل بدعت معرفى كرد.( 2) در مساءله صفات خدا، او مانند حنابله صفات خبریه را بدون هر گونه تاءویل و توجیه پذیرفت و به طور كلى هر گونه عقل
گرایى را محكوم كرد. ابن تیمیه علاوه بر حمایت از روش و عقاید
اهل حدیث ، عقاید جدیدى را نیز اضافه كرد كه قبلا سابقه نداشت .
براى مثال ، او سفر كردن به قصد زیارت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و تبرك جستن به قبر او و توسل به اهل بیت پیامبر صلى
الله علیه و آله را شرك دانست و فضایل اهل بیت علیه السلام
را كه در صحاح اهل سنت و حتى در مسند امامش احمد بن حنبل وجود
داشت ، انكار كرد و تلاش مى كرد تا مانند بنى امیه و حكومت عثمانى ، شاءن امام
على علیه السلام و فرزندانش را پایین آورد. (3) اما دعوت ابن تیمیه از سوى علماى اهل سنت مورد پذیرش هممگانى قرار نگرفت
و جز برخى از شاگردانش همچون ابن القیم (م .751ق.( دیگر بزرگان اهل سنت با او مخالفت كردند و
كتابهاى متعددى در رد او و بدعتهایش نگاشتند. از جمله ذهبى از علماى هم عصر ابن
تیمیه نامه اى به او نوشت و او را مورد نكوهش قرار داد و تسلیم در
برابر احادیث صحیح را از او خواستار شد. ذهبى خطاب به او مى نویسد: ((حال كه در دهه هفتاد از عمر خود هستى ، و رحلت از این عالم نزدیك
است آیا وقت آن نرسیده است كه توبه و انابه كنى ؟((، در مصر نیز قاضى القضات فرقه هاى چهارگانه اهل سنت آراى ابن تیمیه را غلط و بدعت اعلام كردند. (4)
در قرن دوازدهم ،
محمد بن عبد الوهاب ظهور كرد و از ابن تیمیه حمایت نمود و از میان عقاید او بیش از همه بر همان عقاید جدیدش تاءكید كرد. محمد در سال 1115 در شهر
عیینه از شهرهاى نجد تولد یافت . از كودكى به مطالعه كتب
تفسیر، حدیث و عقاید علاقه داشت و فقه حنبلى را نزد پدر خود كه
از علماى حنبلى و قاضى شهر بود فرا گرفت . او از آغاز جوانى بسیارى از اعمال
مردم نجد را زشت مى شمرد. در سفرى كه به زیارت خانه خدا رفت پس از انجام مناسك به
مدینه رهسپار شد و در آنجا توسل مردم به پیامبر در نزد قبر آن حضرت را انكار كرد. پس از مدتى به بصره رفت و به مخالفت با اعمال
دینى مردم پرداخت ،
ولى مردم بصره او را از شهر خود بیرون راندند. در سال 1139 كه پدرش عبدالوهاب به شهر حریمله منتقل شد او نیز به آن شهر رفت . در آنجا میان او و پدرش
نزاع و جدال درگرفت . شیخ محمد پس از مرگ پدرش در سال 1153
دعوت خود را آشكارتر و گسترده تر كرد. جمعى از مردم حریمله از او پیروى كردند.
سپس به شهر عیینه رفت اما در سال 1160 از آن شهر بیرون رانده شد.
سپس رهسپار درعیه از شهرهاى معروف نجد گردید. در آن وقت امیر درعیه ، محمد بن
مسعود (جد آل سعود) بود. او از شیخ حمایت كرد و در مقابل ، شیخ به او وعده قدرت و
غلبه بر همه بلاد نجد را داد. به این ترتیب ارتباط میان شیخ محمد و آل سعود آغاز شد و
شیخ قدرت یافت . او با سپاه محمد بن مسعود به شهرهاى دیگر نجد حمله مى كرد و كسانى
را كه با عقاید او مخالفت مى كردند از دم تیغ مى گذراند واموالشان را غارت مى كرد،
چرا كه مخالفان آیین وهابیت را كافر حربى مى دانست و مالو جان آنها را حلال مى
شمرد. نقل شده است كه سپاه وهابیان تنها در یك قریه سیصد مرد را به قتل رساندند و
اموالشان را به غارت بردند.
شیخ محمد در سال 1206 درگذشت و پس از او پیروانش به همین روش
ادامه دادند. براى مثال در سال 1216 امیر سعود وهابى كربلا را به
تصرف درآورد و حدود پنج هزار تن یا بیشتر را به قتل رسانید و خزائن و اموال حرم مطهر
امام حسین علیه السلام را غارت كرد. وهابیان بارها به شهرهاى كربلا و نجف حمله
كردند و به قتل و غارت شیعیان و زوار پرداختند.
پس از تجزیه امپراطورى عثمانى ، آل سعود بر عربستان
تسلط یافتند و مذهب رسمى كشور را وهابیت اعلام كردند به این ترتیب امكانات كشور
مهمى مانند عربستان در فرقه وهابیه قرار گرفت . مدارس متعددى تاءسیس شد و
مبلغان بسیارى در این مدارس تربیت شدند و در عربستان و دیگر كشورهاى
اسلامى به تبلیغ وهابیت پرداختند. با وجود این ، آیین وهابیت از همان آغاز با
مخالفت علماى اهل سنت و شیعه مواجه شد. نهستین كتابى كه علیه عقاید محمد بن عبد
الوهاب از میان اهل سنت نوشته شد7 كتاب الصواعق الالهیة فى الرد على الوهابیه بود كه
توسط سلیمان بن عبدالوهاب برادر مخمد بن عبدالوهاب نوشته شد. كتاب منهج الارشاد لمن
اراد السداد، نوشته شیخ جعفر كاشف الغطاء، نخستین ردیه عالمان شیعى بر مذهب
وهابیه است . (5)
اصلاح سلفیه
وهابیه ، در مورد خود عنوان سلفیه را بكار مى برند. سلف به
معناى پشتیبان و قدماست و در مقابل واژه خلف ، به معناى متاءخران ، بكار مى رود.
در فرهنگ اسلامى وقتى واژه سلف بكار مى رود معمولا صحابه و تابعان و محدثان بزرگ قرن
دوم و سوم قمرى قصد مى شود. وهابیان با استفاده از كلمه سلفیه ادعا مى كنند كه
پیرو روش و عقاید سلف هستند. اما این ادعا با گزارشهاى تاریخى سازگار نیست .
شهرستانى نقل مى كند كه سلف درباره صفات الهى با یكدیگر اختلاف داشتند. گروهى از
آنان تمام صفاتى را كه در احادیث وارد شده به خدا نسبت مى دادند و حتى صفات الهى را
به صفات مخلوقات تشبیه مى كنند. گروه دیگر ضمن اثبات صفات ، آنها را به گونه اى تاءویل مى كنند كه مستلزم
تشبیه نگردد. گروه دیگر از یك سو تشبیه را رد مى كنند و از طرف دیگر از تاءویل
احادیث خوددارى مى كنند و در واقع از مسلك تفویض پیروى مى كنند.
شهرستانى احمد بن حنبل را از همین گروه دانسته است .( 6) بنابراین در میان سلف سه نظریه تشبیه ، تاءویل و تفویض مطرح است و همه آنان به مسلك تفویض كه نظر حنابله و وهابیه
است معتقد نیستند.
اگر مراد وهابیان از سلف ، تنها گروهى از سلف یعنى حنابله باشند، در
این صورت نیز مى توان گفت میان وهابیه و حنابله تفاوتهاى زیادى وجود
دارد. حنابله هیچ گاه آراى جدید وهابیان را ابراز نكردند بلكه
درست برخلاف آنها رفتار مى كنند. براى مثال ، احمد بن حنبل خود
احادیث فراوانى در باب فضائل اهل بیت نقل كرده است و هیچ گاه سفر به قصد زیارت
پیامبر و اهل بیت را شرك ندانسته است .
بنابراین باید گفت كه ارتباط وهابیان با سلف تنها در این نكته
است كه با حنابله در خصوص صفات جبریه و مسلك تفویض اتفاق نظر
دارند و مانند آنان خود را در اصول دین پیرو ظواهر آیات و احادیث مى دانند. البته
وهابیه در فروع دین نیز از احمد بن حنبل تقلید مى كنند، گرچه در برخى موارد دست به
اجتهاد مى زنند، و در صورتى كه همراه فتوایى از یكى از مذاهب چهارگانه اهل تسنن
غیر از حنبلى ، نصى غیر معارض از كتاب و سنت موجود باشد، از همان فتوا تقلید مى
كنند و راءى احمد بن حنبل را كنار مى گذارند.( 7)
به طور كلى آنان در صورت عدم وجود نص ، از فتاواى احمد بن حنبل پیروى
مى كنند. وهابیان در فروع دین تنها مذاهب چهارگانه اهل سنت را به رسمیت مى شناسند
و منكر مذهب جعفرى و مذهب زیدى هستند.
عقاید وهابیت
وهابیان از جهتى شبیه خوارجند. خوارج بر اساس تلقى خاصشان از ایمان و كفر،
دیگر مسلمانان را كافر و مشرك مى دانستند. وهابیه نیز بر اساس تلقى خاصشان از
توحید، بسیارى از آداب اسلامى را شرك و كفر مى دانند و در نتیجه
معتقدان و عمل كنندگان به این آداب را كه همه مسلمانان غیر وهابى هستند، مشرك و كافر
مى دانند.
اگر بخواهیم عقاید وهابیان را بیان كنیم بیشتر باید بر نفى و انكار
آنها تاءكید بورزیم ، به دیگر سخن ، عقاید آنه عمدتا نفى عقاید و اعمال دیگر
مسلمانان و اتهام شرك به دیگران است . از جمله مواردى كه وهابیان آنها را شكر مى
دانند عبارت اند از: توسل به اولیاى الهى و طلب شفاعت از آنان ، سفر به قصد زیارت
قبر پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیه السلام تبرك و استشفاء به آثار
اولیاى خدا، تعمیر و زیارت قبور اولیاى الهى و ساختن مسجد در كنار قبور و نذر بر اهل
قبور، و خداوند را به حق و مقام اولیایش سوگند دادن و اعتقاد به سلطه غیبى آنان .
وهابیان همه این موارد را به دلیل مخالفت با توحید انكار مى كنند. البته توحید مورد نظر وهابیان توحید عبادى است .
براساس توحید عبادى كلمه لااله الا اله بیانگر آن است كه تنها
موجودى كه باید عبادت و پرستش شود الله تبارك و تعالى مى باشد و
عبادت غیر او شرك مى باشد. طبعا این آموزه دینى مورد پذیرش همه مسلمانان بلكه همه مؤ
منان و موحدان است . تفاوت وهابیان با دیگر مسلمانان این است كه آنان مواردى همچون
توسل و كمك گرفتن و طلب شفاعت از غیر خدا را عبادت غیر خدا و در نتیجه شكر مى دانند.
مواردى كه قبلا ذكر شد همگى از همین جهت مورد انكار وهابیت قرار مى گیرد.
حال پرسش این است كه چرا این امور عبادت غیر خدا و شرك محسوب مى شود. محمد بن عبدالوهاب در پاسخ مى گوید: لا اله الا الله
هر نوع اله و معبودى غیر از خدا را نفى مى كند و واسطه نوعى
اله و معبود مى باشد. پس هركس پیامبر را واسطه میان خود و خدا قرار دهد،
پیامبر را اله و معبود دانسته و او را پرستش كرده است . دلیل او
بر این مطلب آن است كه مشركان زمان پیامبر صلى الله علیه و آله به خدا اعتقاد
داشتند اما بتها را واسطه قرار مى دادند و به آنها توسل مى جستند و از آنها شفاعت مى
خواستند. در نتیجه همین كار آنها باعث شركشان شد و خونشان مباح گردید. لازمه توحید
این است كه فقط خدا را بخوانیم و به امید داشته باشیم و تنها به او استغاثه كنیم و
براى او قربانى و نذكر نماییم . پس هر كس به غیر خدا استغاثه كنیم و براى او
قربانى و نذكر نماییم . پس هر كس به غیر خدا استغاثه كند و براى غیر او قربانى و نذر
كند، كافر است .( 8)
البته لازمه سخنان محمد بن عبدالوهاب مشرك و كافر بودن همه
انسانها و از جمله وهابیان است ؛ زیرا خداوند انسانها را محتاج یكدیگر كرده است
و همه در كارهاى خویش نیازمند كمك گرفتن از دیگران هستند.
اگر محمد بن عبدالوهاب خود را مانند احمد بن حنبل پیرو اهل الحدیث مى داند و ظواهر احادیث را مى پذیرد. باید به او گفت :
توسل و طلب شفاعت در منابع معتبر اهل سنت و در احادیث متعدد
وارد شده است و
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله خود به توسل و طلب شفاعت امر كرده
اند،(9) پس چگونه است كه ایشان كارى را كه پیامبر و اهل بیت او بدان
امر كرده اند شرك و كفر مى داند؟! اما در باره مشركان زمان
پیامبر باید گفت : میان توسل و طلب شفاعت مشركان با مؤ منان تفاوت اساسى وجود دارد.
مشركان به اشیایى توسل مى جویند كه هیچ خاصیتى ندارند و این گونه توسل از سوى خداوند
نهى شده است ، در حالى كه خداوند به اولیاى خویش مقام محمود شفاعت را اعطا كرده
و آنان به اراده و اذن خدا به چنین توانایى و مقامى دست یافته اند.
از سوى دیگر، خداوند خود به توسل به پیامبر و اهل بیت او و شفاعت آنان امر كرده است ، در نتیجه این كارها نه تنها شرك نیست بلكه عین
عبادت خداست ، زیرا كه به دستور و امر خدا انجام مى شود.
تفاوت دیگر این است كه مشركان بتها را مى پرستیدند تا بتها آنان
را شفاعت كنند نه آنكه تنها به طلب شفاعت از بتها اكتفا كنند. در حالى كه مؤ منان
، اولیاى الهى را نمى پرستند و آنان را به عنوان افراد مقرب و بندگان ماءذون از
جانب خدا كه تنها از خدا در خواست مغفرت مى كنند، ملاحظه مى كنند. به بیان دیگر،
مشركان بتها را مالك شفاعت و مستقلا در سرنوشت آدمیان مؤ ثر مى دانستند، در حالى كه
مسلمانان هیچ مؤ ثر مستقلى در عالم قایل نیستند و تاءثیر شفاعت را تنها به اذن و
اراده الهى مى دانند. اصولا در خواست شفاعت ، نوعى در خواست دعاست و التماس دعا از
افراد شایسته یك امر مستحب است .(10)
چكیده
-1پس از آنكه به ظهور اشعرى ، روش معتدل ترى در
دفاع از معارف دینى به كار گرفته شد و طریقه اصل حدیث و احمد بن
حنبل متروك شد، در قرن هشتم ، احمد بن تیمیه حرانى ظهور كرد و در صدد ترویج مذهب
حنابله بر آمد. او بار دیگر علم كلام را مردود اعلام نمود و هر گونه تاءویل و توجیه
عقلانى را در مساءله صفات الهى محكوم كرد.
-2 ابن تیمیه علاوه بر حمایت از روش و عقاید اهل حدیث
، عقاید جدیدى مانند شرك دانستن زیارت قبور پیامبر صلى الله علیه و آله و ائمه
و رد فضایل اهل بیت ، اضافه نمود.
-3 بسیارى از بزرگان اهل سنت با ابن تیمیه به مخالفت برخاستند و كتابهاى متعددى در رد او نوشته شد تا اینكه در قرن دوازدهم محمد بن عبدالوهاب
ظهور كرد و حمایت جدى از ابن تیمیه را آغاز نمود. و از
آنجا كه امیر آل سعود از او حمایت كرد، عبدالوهاب قدرتى یافت و با
استفاده از قدرت به دست آمده به تبلیغ آیین خود و قتل مخالفان پرداخت تا اینكه
با تسلط آل سعود بر عربستان ، وهابیت به عنوان مذهب رسمى عربستان اعلام شد.
-4 از همان آغاز آیین وهابیت با مخالفت علماى اهل سنت و شیعه مواجه شد و كتابهایى بر علیه آن نوشته شد. از جمله كتابهاى اهل سنت
در رد این فرقه الصواعق الالهیه فى الرد على الوهابیه نوشته
برادر محمد بن عبدالوهاب ، و از جمله كتابهاى شیعه ، از منهج
الرشاد كاشف الغطاء مى توان نام برد.
-5 وهابیان همانند خوارج در تكفیر مخالفان ، بر اساس تلقى خاصشان
از توحید، بسیارى از آداب اسلامى را شرك و كفر مى دانند، از جمله توسل به اولیاى
الهى و طلب شفاعت از آنان ، تبرك و استشفاء به آثار آنها، تعمیر و زیارت قبور
اولیاى الهى و ساختن مسجد در كنار قبور.
-6 دلیلى كه محمد بن عبدالوهاب بر ادعاى خود اقامه مى كند این است كه اخذ هر نوع واسطه اى میان خدا و بنده به منزله پرستش اوست و مستلزم شرك
خواهد بود، در حالى كه لازمه این سخن آن است كه همه افراد
حتى خود گوینده هم مشرك و كافر باشند زیرا هیچ كس به تنهایى و
بدون كمك گرفتن از دیگران قادر به حیات نیست . علاوه بر این توسل و طلب شفاعت در
احادیث متعدد و صحیح در خود كتب اهل سنت آمده است . و اساسا خود خداوند به این
كار امر كرده است . بنابراین چنین اعمالى نه تنها شرك نیست بلكه عین عبادت خداست ، چه
اینكه مؤ منان ، اولیاى الهى را به عنوان مقربین درگاه حق در نزد حضرت حق واسط
مغفرت قرار مى دهند.
منابع: آشنایى با فرق و مذاهب اسلامى
نام نویسنده : رضا برنجكار
-1 رك : الملل و النحل ، ص 93.
-2 دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 3، ص
178
-3 رك : ابن تیمیه ، منهاج السنة النبویه ، ج 1، ص 131.
-4 رك : بحوث فى الملل و النحل ، ج 1، ص 316-317. درباره
آراى علماى معاصر ابن تیمیه درباره او نك : همان ، ج 4،ص 63-62
-5 آیین وهابیت ، ص 24-37؛ درباره كتابهایى كه در رد آیین
وهابیت نوشته شده است نك : بحوث فى الملل و النحل ، ج 4، ص 355-361.
-6 الملل و النحل ، ج 1، ص 92 - 93
-7 على اصغر فقیهى ، وهابیان ، ص 221.
-8 مجموعه آقار محمد بن عبدالوهاب ، ج 10، ص 363 - 366 و ص 398 - 399.
-9 رك : آیین و هابیت ، ص 145 - 146 و 258 - 269.
-10 رك : آیین و هابیت ، ص 261 - 276.
تهیه شده توسط: سهرابی (sajad.ayar.sarkhosh@gmail.com)
يکشنبه 29/6/1388 - 18:13
دعا و زیارت
سیمای مناقین از دیدگاه امام علی علیه السلام
خطبه 185
یصف فیها المنافقین
نَحْمَدُهُ عَلَی مَا وَفَّقَ لَهُ مِنَ الطَّاعَةِ، وَذَادَ عَنْهُ مِنَ الْمَعْصِیةِ، وَنَسْأَلُهُ لِمِنَّتِهِ تَمَاماً، وَبِحَبْلِهِ اعْتِصَاماً. وَنَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، خَاضَ إِلَی رِضْوَانِ اللهِ کُلَّ غَمْرَةٍ، وَتَجَرَّعَ فِیهِ کُلَّ غُصَّةٍ، وَقَدْ تَلَوَّنَ لَه الْأَدْنَوْنَ، وَتَأَلَّبَ عَلَیْهِ الْأَقْصَوْنَ، وَخَلَعَتْ إِلَیْهِ الْعَرَبُ أَعِنَّتَهَا، وَضَرَبَتْ إِلَی مُحَارَبَتِهِ بُطُونَ رَوَاحِلِهَا، حَتَّی أَنْزَلَتْ بِسَاحَتِهِ عَدَاوَتَهَا، مِنْ أبْعَدِ الدَّارِ، وَأَسْحَقِ الْمَزَارِ. أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللهِ، بِتَقْوَی اللهِ، وَأُحَذِّرُکُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ، فَإِنَّهُمُ, الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ، وَالزَّالُّونَ الْمُزِلُّونَ, یَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً، وَیَفْتَنُّونَ افْتِنَاناً، وَیَعْمِدُونَکُمْ بِکُلِّ عِمَادٍ، وَیَرْصُدُونَکُمْ بِکُلِّ مِرْصَادٍ. قُلوبُهُمْ دَوِیَّةٌ، وَصِفَاحُهُمْ نَقِیَّةٌ. یَمْشُونَ الْخَفَاءَ، وَیَدِبُّونَ الضَّرَاءَ. وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ، وَقَوْلُهُمْ شِفَاءٌ، وَفِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَیَاءُ. حَسَدَةُ الرَّخَاءِ، وَمُؤَکِّدُوا الْبَلاَءِ، وَمُقْنِطُوا الرَّجَاءِ. لَهُمْ بِکُلِّ طَرِیقٍ صَرِیعٌ، وَإلی کُلِّ قَلْبٍ شَفِیعٌ، وَلِکُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ. یَتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ، وَیَتَرَاقَبُونَ الْجَزَاءَ. إِنْ سَأَلُوا ألْحَفُوا، وَإِنْ عَذَلُوا کَشَفُوا، وَإِنْ حَکَمُوا أَسْرَفُوا. قَدْ أَعَدُّوا لِکُلِّ حَقٍّ بَاطِلاً، وَلِکُلِّ قَائِمٍُ مَائِلاً، وَلِکُلِّ حَیٍّ قَاتِلاً، وَلِکُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً، وَلِکُلِّ لَیْلٍ مِصْبَاحاً. یَتَوَصَّلُونَ إِلَی الطَّمَعِ بِالْیَأْسِ لِیُقیمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُمْ، وَیُنَفِّقُوا بِهِ أَعْلاَقَهُمْ. یَقُولُونَ فَیُشَبِّهُونَ، وَیَصِفُونَ فَیُمَوِّهُونَ. قَدْ هَوَّنُوا الطَّرِیقَ، وَأَضْلَعُوا الْمَضِیقَ. فَهُمْ لُمَةُ الشَّیْطَانِ، وَحُمَةُ النِّیرَانِ (أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ)
ترجمه فارسی:
خدا را بر توفیقى كه به اطاعتش داده، و ما را از نافرمانى بازداشته، ستایش مى كنیم، و از او مى خواهیم كه نعمتش را كامل، و دست ما را به ریسمان محكمش متصل گرداند. مشكلات رسالت و شهادت مى دهیم كه محمد (ص) بنده و فرستاده اوست كه در راه رضایت حق در كام هرگونه سختى و ناراحتى فرو رفت، و جام مشكلات و ناگواریها را سركشید، روزگارى خویشاوندان او به دورویى و دشمنى پرداختند، و بیگانگان در كینه توزى و دشمنى با او متحد شدند، اعراب براى نبرد با پیامبر عنان گسیخته، و با تازیانه بر مركبها نواخته و از هر سو گرد مى آمدند، و از دورترین سرزمین، و فراموش شده ترین نقطه ها، دشمنى خود را بر پیامبر (ص) فرود آوردند.
سیماى منافقان اى بندگان خدا! شما را به ترس از خدا سفارش مى كنم، و شما را از منافقان مى ترسانم، زیرا آنها گمراه و گمراه كننده اند، خطاكار و به خطاكارى تشویق مى كنند، به رنگهاى گوناگون ظاهر مى شوند از ترفندهاى گوناگون استفاده مى كنند، براى شكستن شما از هر پناهگاهى سود مى برند، و در هر كمینگاهى به شكار شما مى نشینند، قلبهایشان بیمار، و ظاهرشان آراسته است، در پنهانى راه مى روند، و از بیراهه ها حركت مى كنند، وصفشان دارو، و گفتارشان درمان اما كردارشان دردى است بى درمان، بر رفاه و آسایش مردم حسد مى ورزند، و بر بلا و گرفتارى مردم مى افزایند، و امیدواران را ناامید مى كنند، آن ها در هر راهى كشته اى، و در هر دلى راهى، و بر هر اندوهى اشكها مى ریزند، مدح و ستایش را به یكدیگر قرض مى دهند، و انتظار پاداش مى كشند، اگر چیزى را بخواهند اصرار مى كننند و اگر ملامت شوند، پرده درى مى كنند، و اگر داورى كنند اسراف مى ورزند. آنها برابر هر حقى باطلى، و برابر هر دلیلى شبهه اى، و براى هر زنده اى قاتلى، و براى هر درى كلیدى، و براى هر شبى چراغى تهیه كرده اند، با اظهار یاس مى خواهند به مطامع خویش برسند، و بازار خود را گرم ساز ند، و كالاى خود را بفروشند، سخن مى گویند اما به اشتباه و تردید مى اندازند، توصیف مى كنند اما فریب مى دهند، در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست مى كشانند، آنها یاوران شیطان و زبانه هاى آتش جهنم مى باشند. (آنان پیروان شیطانند، و بدانید كه پیروان شیطان زیانكارانند.)
پنج شنبه 5/6/1388 - 13:43