پر کردن خلاء
اسلام سخت اصرار دارد که انسان از هنگام بیدارى تا خواب آنچنان به کار سرگرم باشد که هیچ فرصتى براى شکایت
از بیکارى برایش باقى نماند.
این کار بدین معنا نیست که بخواهد مخلوق بشرى نیست و نابود شود... هرگز هدف اسلام این نیست . اسلامى که
انسان را به لذت بردن از طیبات و پاکیزه هاى زمین دعوت مى کند و یادآور مى شود که بهره خود را از زند
گى دنیا فراموش نکند چگونه هلاک خود انسان را
مى خواهد.
غیر از کار، عبادت کردن با عشق و علاقه ، یادآورى قلبى خدا، خواب نیمروز در گرما، شب نشینى با خانوادها
و دوستان و گفتن داستانهاى پاک و ناآلوده ، دید و بازدید، مزاحها و خوشمزگیهاى معقول و ملایم و انواع و اقسام تفریحات
شادى بخش هم جزء سرگرمى هستند.
این کار از گواراترین وسائل تربیت جان است خصوصا هنگامى که براى استوار ساختن جان پاره اى از چیزهاى مطلوبش را هم از او بازگرفته باشند.
وسیله صحیح پر کردن جاى خالى این مطلوب و میل ، ایجاد چیز جدیدى است که این رغبت یا سایر امیال و رغبت هاى
خالى شده را به خود مشغول دارد تا پیوندهاى جان از درون ، یکدیگر را محکم داشته باشند و سلسله هاى محکمى از داخل جان را نگهدارند.
معایب اخلاقى و رفتارى فاجعه آفرین در شخصیت دختران
معایب اخلاقى فاجعه آفرین در خانواده
کانون خانواده باید بر پایه مهر و محبت ، صفا و صمیمیت ، اعتماد و اطمینان و بالاخره به صورت مهر و سکون
و آرامش استوار باشد و کانون زندگى خانواده ، مرکز نورانى مودت و آسایش و لبریز از عشق و مهربانى خالص قرار گیرد.
اما گاهى به جاى مهر و محبت ، صفا و صمیمیت و آرامش و ثبات ، خصلتهاى زشت و ناروائى موجب مى شود که
فضاى خانواده با تیرگى و پریشانى ، با اضطراب و تشنج ، و نیز با عدم اعتماد و بلکه با درگیرى و ناآرامى دست
به گریبان مى گردد،
و حتى شعله سوزاننده چنین عذابى به زندگى وابستگان آن خانواده هم سرایت مى کند!
این گونه خصلت ها و اخلاق ها است که عموما، در خانواده بذر شقایق و نفاق مى افشاند و فضاى تار و آشفته اى به وجود مى آو
رد بهرحال ، در این فصل ، براى آگاهى همگان و مخصوصا پدر و مادران درصدد هستیم تعدادى از
خصلت هاى ناپسند اخلاقى را
که به تجربه ثابت شده ریشه مشکلات و ناراحتى هاى نظام خانواده محسوب مى شود، و براى کانون خانواده متشنج زا
و آتش افروز مى گردد، مورد ارزیابى قرارمی دهد
تربیت کردن با پند و اندرز
تربیت کردن با پند و اندرز 
استعدادى در جان آدمى است که تحت ، تاءثیر سخن قرار مى گیرد. البته این استعداد موقتى است ، لذا گفته باید تکرار شود.
پند و اندرزى که مستقیما از راه ضمیر باطن و وجدان راه خود را به جان انسان باز کند، آنرا سخت به جنبش درآورده
نهفته هایش را برمى انگیزد.
اگر سرمشق شایسته و درستى وجود داشته
باشد، موعظه اثر رسائى در نفس مى گذارد و از بزرگترین انگیزه هاى تربیتى جان مى گردد.
از طرفى دیگر موعظه براى نفس ضرورت دارد... در نفس انسان پاره اى انگیزه هاى فطرى است که همیشه احتیاج به ارشاد
و تهذیب دارند، و این کار میسر نمى شود جزء با موعظه و پند و اندرز. در این صورت انسان تنها به سرمشق با صلاحیت یا تنها
به موعظه اکتفا نکرده هر دو را با هم دریافت داشته است .
امکان دارد که والدین طفل دروغ نگویند... ولى کودک براى تکمیل کمبودهائى که در خود یا خانه یا در پدر و مادرش احساس مى ک
ند اقدام به دروغ گفتن مى کند! در اینجا ناچار باید به بچه پند و اندرز داد! البته باید بسیار آرام و لطیف و مؤ ثر باشد
تا طفل به راه صواب و اخلاق و خوى نیکو برگردد.
قرآن پر از ارشاد و پند و اندرز است :
خداوند به شما دستور مى دهد که امانتهاى مردم را به صاحبانشان پس دهید، و چون بین مردم به قضاوت و حکمى مى پردا
زد به عدالت داورى کنید، خداوند به بهترین وجهى در این باره به شما پند مى دهد.
اینها همه تنها نمونه هائى از پند و اندرزهاى قرآن بود وگرنه همه قرآن براى اهل تقوا پند و موعظه است ! این قرآن بیان کننده
حقایق براى مردم و هدایت و موعظه براى پروا داران است .
تربیت دختر با پسر فرق دارد
تربیت دختر با پسر فرق دارد
تربیت دختر و پسر باید نزد پدر و مادر فرق داشته باشد، مبادا که دختران خود را مثل پسر بزرگ کنید و...
در تربیت دختران ، به خاطر نقش حساس آنها در مسئولیتهاى خانوادگى و تاءثیر آن در اجتماع ، باید مراقبت بیشترى نمود.
دختر وقتى به سن هفت سالگى رسید، کم و بیش باید متوجه شود، رفتار و وظائف او با پسر فرق دارد، اگر نباشد، هر جائى
که پسر مى رود دختر هم برود و یا او را ببرند، هر طور که پسران لباس مى پوشند، او هم بپوشد و پسروار بزرگ شود،
آیا دخترى که مثل پسر احساس آزادى در پوشش کرده است ، در سن رشد و درک مى توان او را دستور حجاب داد؟!
حجاب براى این دختر، مثل روسرى براى پسران سخت و مشکل است .
دختران شما عروسک نیستند، زندگى آینده آنها به بانوئى نیاز دارد، خوش فکر، با ادب و اخلاقى بلند و دینى محکم ، همراه
با تمیزى و نظافت و شوهردارى و ملاطفت ، کارى کنید که این خدمات در دختران تقویت شود.
اسلام وسائل چندى براى تربیت به کار مى برد که از آن جمله اند:
تربیت به وسیله سرمشق
عملى ترین و پیروزمندانه ترین وسیله تربیت ، تربیت کردن با یک نمونه عملى و سرمشق زنده است .
بدین جهت محمد صلى الله علیه و آله و سلم را برانگیخت تا سرمشقى براى جهانیان باشد:
در واقع رسول خدا براى شما بهترین مقتدائى است که مى توانید از وجودش سرمشق بگیرید.
این نور، در دلها و جانها پرتو افکند، براى مردم راه روشن شد، ره یافته و رهبرى شده در این طریق روشن گام برداشتند
و به حقیقت رسیدند.
نور محمدى جانها را روشن ساخت ، جانها منور جهانیان بدو دلبستگى پیدا کرد محبتش آنچنان در جانها ریشه
دوانید که در عالم بى نظیر بود. هیچ فردى از افراد بشر به درجه محبوبیتى که محمد رسید دست نیافته است . این محبت حتى
در دل کسانى که با دین خدا معارضه مى کردند هم جا داشت ... دشمنان این راه و دین جدید هم دلشان آکنده از محبت او بود!
محمد سرمشق مردم در زندگى عملى و بر روى زمین بود. با اینکه بشرى از آنان بود تمام این صفات و استعدادها را در
وجودش نمایان مى دیدند و همه این مبادى زنده را تصدیق مى کردند، زیرا به چشم خود مشاهده مى کردند
نه در کتاب مى خواندند! این صفات و خصوصیات
را در بشرى مى دیدند، جانهایشان به سوى او پرواز کرده احساسات و ادراکشان به جانب او متمایل مى شد.
لذا اسلام روش تربیتى خود را بر اساس همان راه و رسمى مى گذارد که آن پیغمبر عظیم الشاءن ، سکان کشتى اجتماع و
زندگى را بدان جهت سوق داد.
کودکى که مى بینید پدر و مادرش دروغ مى گویند، ممکن نیست راستى بیاموزد.
خانواده تربیت کننده اى است که نخستین بذرهاى تربیت را در جان طفل مى کارد و رفتار و ادراکات و طرز تفکر او را مى سازد.
از این جهت سزاوار است خانواده پاک باشد، مسلمان باشد تا نسل مسلمانى پرورش دهد که مبادى و آداب اسلامى در جانشان محقق گردد.
علاوه بر این شایسته است که سیره نبوى و رفتار رسول خدا در زندگانیش همیشه بخشى از راه و رسم تربیت باشد. در این
خانه و آموزشگاه و کتاب و روزنامه و رادیو، پیوسته سیره پیامبر گفته شود و عملا اعمال گردد تا دائم یک نمونه عملى از تعلیمات اسلامى زنده
و مشخصى در مشاعر و افکار جایگزین شود.