موبایل
جاسوسی از طریق اینترنت»؛ مساله ای که در گذشته ای نه چندان دور تنها ذهن اندیشمندان علوم ارتباطات و اطلاعات را به خود مشغول ساخته بود، اینک در ذهن تک تک انسان های کره خاکی پرسه می زند.
کیث لیتل، تکنیسین رایانه در ایالت مرکزی واشنگتن می گوید:« هر روز تعداد بیشتری از مشتریانش از او می خواهند برای حفظ حریم شخصی آن ها اقداماتی انجام دهد. او نیز رایانه های آنان را برای یافتن هر گونه برنامه شیطانی جستجو کرده، نرم افزارهای امنیتی در آن نصب می نماید. آنچه مردم را متعجب می کند، آن است که لیتل برنامه هایی را کشف می کند که برای جاسوسی در رایانه های شخصی، تعبیه شده اند. و تعجب آن ها بیشتر هم میشد اگر می دانستند نیمی از بیست رایانه ای که وی در هفته بازدید می کند، به چنین برنامه هایی آلوده هستند. » عموما جاسوسی اینترنتی، به صورت کسب اطلاعات از طریق برنامه هایی معرفی می شود که از راه نصب نرم افزار ها و یا حین گردش افراد در محیط وب وارد کامپیوتر شخصی آن ها شده و تا زمانی که کاربر به شبکه جهانی وصل است، اطلاعاتی را که روی هارد دیسک او ذخیره شده است برای پایگاههای مطلوب خویش میفرستند. اما این فقط یکی از انواع جاسوسی الکترونیکی است. نوعی که امروزه تقریبا همه ما آن را می شناسیم و برای جلوگیری از بروز چنین خبر چینی هایی، در کامپیوترهای خویش انواع فایروال ها و نرم افزارهای ضد جاسوسی را نصب می کنیم. بررسی ایمیل های شخصی و سازمانی، گزارش عملکرد « وب گردی» ِ کاربران و سرویس دهی ارائه دهندگان خدمات اینترنتی به شرکت ها و سازمان های ذی نفع و به عبارت دیگر مشاهده دقیق عملکرد کاربران و سرویس دهندگان اینترنت به مالکان این دنیای شیشه ای از انواع دیگر این جاسوسی می باشند؛ جاسوسی هایی که کمتر بدان ها پرداخته شده است. چرا که در صورت پرداختن به این موضوع دیگر منافع یک شرکت و دو شرکت به خطر نمی افتد؛ اینجا منافع ملی یک یا دو دولت خاص به خطر می افتد؛ دولت هایی که در آرزوی فتح دنیای مجازی و حقیقی تک تک ما می باشند. مسلما اگر مشتریان کیث لیتل از چنین چیزی باخبر بودند حاضر نمی شدند حتی برای لحظه ای پا به عرصه اینترنت گذارند. اما مشکل آنجا است که اکثر ما از جاسوسی عظیمی که همزاد دنیای مجازی است، ناآگاهیم و در برابر طرح چنین اندیشه هایی خواهیم پرسید:« چگونه چنین مساله ای ممکن است؟ مگر نه اینکه اینترنت فضایی است که هیچ گونه مالکی ندارد و هیچ دولتی نمی تواند بر اعمال انسان های مجازی این دنیا نظارت و کنترل داشته باشد؟» آنچه میخوانید مطالعه وضعیت امروز شبکه جهانی است. شاید پس از خواندن این نوشته پاسخی برای این سوال ها بیابیم. همان طور که میدانید تشکیل اینترنت ابتکاری بود از سوی پنتاگون. جریان از این قرار بود که وزارت دفاع ایالت متحده آمریکا پس از آنکه شوروی سابق، سفینه Sputnik را به فضا فرستاد ، شبکه ای از ارتباطات را در اختیار پژوهشگران طرف قرار داد خود گذاشت تا آنان بتوانند پروژه های نظامی خود را با موفقیت به اتمام رسانند و بدین وسیله موجبات برتری همه جانبه آمریکا بر شوروی و سایر کشورهای رقیب را فراهم آورند. این شبکه از سوی بنیاد ملی علوم ( NSF) ، در آمریکا تعمیم یافت و اندکی بعد نه تنها جامعه آمریکا بلکه تمامی جهان را نیز در بر گرفت؛ همین نهاد یعنی NSF تا اواسط دهه 1990 نقش عمده ای را در مدیریت منابع اینترنتی بر عهده داشت که با ظهور تجارت الکترونیک در اواسط دهه 1990 این بنیاد جای خویش را به وزارت بازرگانی آمریکا داد. برای آنکه معنای مدیریت منابع اینترنتی را بهتر درک کنیم، لازم است توضیحی کوتاه راجع به ساختار منابع منابع اینترنتی آورده شود. ساختار منابع اینترنتی بدان صورت است که هر دستگاه سخت افزاری( مانند رایانه شخصی) دارای یک هویت اینترنتی است که این هویت به صورت شماره اینترنتی منحصر به فرد تعریف می شود. شماره اینترنتی از چهار جزء ( - . - .- . -) تشکیل شده است که هر جزء عددی از 0 تا 255 می باشد. از آنجا که حفظ کردن تعداد زیادی شماره چهار جزیی کاری است تقریبا غیر ممکن، کاربران عادی معولا از نام دامنه اینترنتی استفاده می کنند. وقتی نام دامنه را در صفحه مرورگر تایپ می کنیم این نام به کارگزاری فرستاده می شود که کار آن ترجمه نام به شماره اینترنتی است و این شماره برای اتصال مقصد مورد نظر در اختیار شبکه قرار می گیرد. و از آنجا که نشانی هر دستگاه متصل به اینترنت باید به طور منحصر به فرد قابل شناسایی باشد، نوعی هماهنگی جهانی برای توزیع و حفاظت شماره ها و نام های اینترنتی لازم است. این هماهنگی همچنین شامل نظارت و مدیریت داده های تعدادی کارگزار مادر موسوم به کارگزاران ریشه می شود. همان طور که گفته شد از اواسط دهه 1990، مدیریت این سه منبع یعنی شماره ها و دامنه های اینترنتی، و کارگزارهای ریشه به وزارت بازرگانی آمریکا سپرده شد. این وزارت در نوامبر سال 1998 تفاهم نامه ای را با یک شرکت خصوصی غیر انتفاعی در ایالت کالیفرنیا به نام ICANN به امضا رساند، و طی آن رسما راهبری و مدیریت اینترنت را مشروط به اینکه این شرکت ارتباط حقوقی خویش را با دولت آمریکا حفظ کند، به وی سپرد؛ مدیریتی که تا کنون با حفظ مصالح دولت آمریکا ادامه یافته است. تامین پایداری و امنیت شبکه اینترنت وتوزیع عادلانه منابع اینترنتی اهم اهداف این راهبری می باشند. بر مبنای این اهداف، اختیارات و امکانات است که آیکن به راحتی می تواند تمامی اطلاعاتی را که در شبکه جهانی رد و بدل می شود کنترل کرده و از آن ها استفاده لازم را به عمل آورد. بنابراین دیگر جای تعجب نیست که بشنویم:« در یک سال حدود 24 ملیارد دلار در اثر جاسوسی ها اقتصادی نصیب دولت آمریکا می شود.» همچنین طبیعی به نظر می رسد که دولت آمریکا که حافظ امنیت جهانی است برای حفظ امنیت دو دنیای ما یعنی دنیای مجازی و حقیقی، دست به مختصری جاسوسی سیاسی بزند؛ چیزی که عملا پس از حادثه 11 سپتامبر به تصویب دولت بوش رسید. اما در مورد خود کارگزارهای ریشه بهتر است بدانیم امروز 13 کارگزار ریشه در جهان وجود دارد که از این تعداد ده کارگزار در خاک آمریکا قرار دارند، و سه تای دیگر در کشورهای انگلستان، سوئد و ژاپن در مرکزهای تجمع اتصال های اینترنتی بزرگ ناحیه قرار گرفته اند. همچنین مرکز ثبت چهار دامنه اصلی یعنی com، net، org و biz شرکت های آمریکایی هستند و شرکتی که امتیاز ثبت دامنه info را دارد، بیشتر سرمایه اش آمریکایی است. دامنه های mill و gov نیز مختص به دستگاه نظامی آمریکا و دامنه edu دامنه اختصاصی دانشگاههای آمریکا می باشد. در همین جا بد نیست به این موضوع اشاره کنم که در سالهای اخیر دادگاههای آمریکایی خود را تنها مرجع دعاوی حقوقی مربوط به این دامنه ها دانسته و حتی رای داوری های بین المللی را نقض کرده و شرکت های صاحب امیتاز دامنه های اصلی، رای دادگاه کشور متبوع خویش را به اجرا می گذارند که نمونه اخیر این موضوع را در مسدود کردن سایت های حزب الله لبنان مشاهده کردیم. وقتی این جملات را مینویسم ناخودآگاه به یاد فیلم «هزار و نهصد و هشتاد و چهار» جرج ارول می افتم؛ این فیلم نمایشگر حکومتی توتالیتر است که خود را در حکم برادر بزرگتر بشریت می داند و به بهانه حفظ نظم ، امنیت و جلوگیری از جنایت فکری از طریق رسانه های جدید تمام کردارهای جامعه حتی رفتارهای شخصی و خصوصی آنان را کنترل می کند. نکته جالب در این فیلم آن است که رسانه هایی که در « هزار و نهصد و هشتاد و چهار » به تصویر کشیده می شوند تلویزیون هایی دو طرفه هستند که علاوه بر انتقال پیام سران حزب حاکم به مردم، برای مشاهده اعمال اجتماع و نظارت بر کلیه تخلفات حزبی به کار می رود. امروزه اینترنت به خوبی نماد آن تلویزیون های دو طرفه می باشد که جهت جاسوسی های مدرن توسط حکومت ها به خدمت گرفته می شود. پس از این حاشیه کوتاه اما ضروری باز می گردم به بحث اصلی خویش؛ تا این جا ظاهرا به این نتیجه رسیدیم که دولت ایالات متحده آمریکا عملا حاکم مطلق دنیای مجازی ماست. حاکمی که با در اختیار داشتن مدیریت منابع اینترنتی، مدیریت ثبت دامنه های اصلی و اکثریت مطلق کارگزاری های ریشه به خوبی این فرصت را دارد که از تمام وقایعی که در شبکه جهانی رخ می دهد، مطلع شود. دقت داشته باشید که آنچه خواندید فقط بخشی از ماجرا بود و اشاره نکردم به ماشین های جاسوسی که توسط سازمان های اطلاعاتی آمریکا برای کنترل تمامی ای میل هایی که در سرتاسر جهان از طریق اینترنت رد و بدل می گردد، به کار گرفته می شود و اشاره نکردم به اینکه پر مخاطب ترین سایت های جهان و پر طرفدارترین شرکت های نرم افزاری جهان تحت کنترل دولت آمریکا است؛ به عنوان مثال مایکروسافت که پر در آمدترین شرکت فعال در عرصه IT و ICT می باشد تبعه دولت آمریکاست و مرکز تحقیقاتی این شرکت در اسرائیل بر روی یک دهکده اشغالی بنا شده است. از سوی دیگر اخبار حکایت از آن دارد که این شرکت از شرکت هایی است که بیشترین میزان جاسوسی اینترنتی را انجام می دهند. به راستی شما خواننده گرامی چه نتیجه ای از این دو مقدمه میگیرید؟ اینک پس از بیان این همه که شواهدی بودند بر اثبات مدعای اولیه که « جاسوسی های عمده و خطرناک دنیای الکترونیکی توسط صاحبان شبکه جهانی صورت می گیرد» تا چه حد جواب سوالهایمان را گرفته ایم؟ آیا به راستی اینترنت همان دنیایی است که علت اصلی پیدایش و گسترش آن، نظارت و کنترل دقیق کردار و رفتار جوامع بشری است؟ شاید جواب در آغاز ناامید کننده به نظر رسد اما حقیقت هیچ گاه یاس آور نیست؛ حقیقت برای اهل حق تلخ نیست؛ بلکه شیرین است هر چند با سختی مملو باشد. اگر بپذیریم که دینای مجازی دنیایی است که برای تمام جوامع بشری به خصوص مسلمانان سر تا سر ناامنی و مملو از بحران کنترل و جاسوسی می باشد، باز هم به اعتقاد من راه خلاصی بسیار روشن وجود دارد. در وضع موجود بر این باورم که تنها راه نجات مبارزه است؛ مبارزه با نظم نوین جهانی که میخواهد همه چیز را در خویش ببلعد. نظمی که جاسوسی های حقیقی را پنهان می دارد و تنها آن هایی را که با حیات وی هیچ ارتباطی – ویا ارتباط کمی دارند – رسوا میکند. به اعتقاد اینجانب تنها راه مبارزه برای پایان دادن به جاسوسی هایی که تا حد تهدید منافع ملی و دینی ما پیش رفته اند، جدا شدن از شبکه جهانی و تشکیل یک شبکه ملی در گام نخست و سپس گسترش پله ای این شبکه در میان ملت های مسلمان برای نیل به شبکه جهانی اسلام می باشد. در واقع لازم است که ما از شبکه جهانی فعلی جدا شده و تمام مراحلی را که مالکان آن شبکه پشت سر گذاردند طی کنیم؛ باشد که بتوانیم شبکه ای ایجاد کنیم که مالک آن مسلمانان باشند و مالک مسلمانان کیست به جز خدا؟ اینک به عنوان آخرین سخن از شما خواننده محترم می پرسم؛ آیا هنوز زمان آن فرانرسیده که به مصداق آیه شریفه « یا ایها الذین آمنوا من یرتد عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه؛ اذلة علی المومنین، اعزة علی الکافرین؛ یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم؛ ذلک فضل الله یوتیه من یشاء والله واسع علیم»(4)، ما مسلمانان؛ ما خودی ها اختلافات درونی خویش را کنار گذاشته و در برابر جهان کفر قد علم کنیم و جهانی بسازیم سر تا سر امنیت، صلح و آزادی؛ جهانی که نه بر پایه نظم نوین بلکه برای پایه نظم مبتنی بر تقوا استوار باشد؟
پنج شنبه 3/2/1388 - 19:27
موبایل
معمولآ شما می توانید password ورودی کامپیوتر خود را به هر اندازه که می خواهید پیچیده انتخاب کنید، اما دقت داشته باشید که باید بتوانید همواره به روشی آنرا بخاطر بیاورید.
منزل مسکونی شما درب و پنجره هایی دارد که اغلب هنگام شب و یا در مواقعی که به مسافرت می روید آنها را بسته و در شرایطی قفل هایی هم به آنها اضافه می کنید. یقینا" از یک کلید برای قفل همه دربها استفاده نمی کنید و هرگز کلید ها را در اختیار افراد نا آشنا نخواهید گذاشت. همچنین کلیدها زیر فرش یا کنار باغچه حیاط مخفی نمی کنید. پس چرا با رمز عبور خود (Password) اینگونه رفتار میکنید؟
برای دسترسی به سرویسهای مختلف کامپیوتر و شبکه معمولآ برای شما رمزهای عبور مختلفی در نظر گرفته می شود و شما باید همانند کلید دربهای منزل از آنها محافظت کنید. برای یک لحظه به کلید وردی منزل دقت کنید، بدون شک از بقیه کلید ها پیچیده تر و گرانتر است، بنابراین باید هنگام انتخاب رمز ورودی کامپیوتر خود موارد ایمنی را بیشتر رعایت کنید.
معمولآ شما می توانید password ورودی کامپیوتر خود را به هر اندازه که می خواهید پیچیده انتخاب کنید، اما دقت داشته باشید که باید بتوانید همواره به روشی آنرا بخاطر بیاورید. این روش نباید همانند گذاشتن کلید درب وردی منزل زیر فرش جلوی درب یا کنار باغچه به گونه ای باشد که سارق به سادگی بتواند آنرا پیدا کند.
سارقان اینترنتی همانند سارقان منزل حرفه ای هستند بخصوص اگر با شما آشنایی داشته باشند. آنها با استفاده از تجاربی که دارند بسادگی گزینه هایی که می تواند ورود آنها به کامپیوتر شما را ممکن سازد حدس می زنند، بخصوص اگر با خصوصیات اخلاقی و زندگی شما آشنا باشند. حتی امروزه روشهایی مانند جابجایی حرف O با عدد صفر یا حرف S یا $ و ... برای همه سارقان شناخته شده و جزء اولین انتخابهای آنها است.
فرض کنید یک رمز عبور انتخاب می کنید و آن شامل ۶ حرف، ۴ عدد و ۴ علامت است که همگی بصورت اتفاقی (random) انتخاب شده اند. آیا بنظر شما این رمز می تواند برای شما مفید باشد؟ به احتمال زیاد نه چرا که در اینصورت خود شما مجبور خواهید بود برای به خاطر آوردن، آنرا جایی یادداشت کنید و این خطرناک ترین کارها است.
اگر مواردی که در زیر به آنها اشاره می شود را رعایت کنید می توانید تقریبآ مطمئن باشید که password کامپیوتر شما به این راحتی ها توسط یک سارق قابل حدث زدن نخواهد بود :
۱- رمز باید به اندازه کافی قوی باشد. در اینجا قوی بودن به معنای طولانی بودن رمز می باشد. هیچ اشکالی ندارد که حتی بیش از ۱۴ حرف هم باشد. انتخاب یک جمله نه بصورتی که معمولآ آنرا می نویسیم می تواند گزینه مناسبی باشد.
۲- رمز باید یگانه باشد. گزینه هایی مانند ۱۲۳ یا test یا letmein یا mydog و .. گزینه هایی آشنا برای همگان است، هرگز از آنها استفاده نکنید. برای گرفتن ایده به سراغ مواردی بروید که به فکر هیچ کس نمی رسد، مثلآ نوع خاصی از یک مارماهی که در دریاهای سرد زندگی می کند. راجع به این مارماهی مطالعه کنید و پس از شناخت آن در ارتباط با آن یک رمز انتخاب کنید و راجع به آن با هیچکس صحبت نکنید.
۳- رمز باید کاربردی باشد. کاربردی به این معنای که بخاطر سپردن آن ممکن و ساده باشد. این اتفاق بارها رخ داده که کاربر رمز را به گونه ای انتخاب می کند که بعدها توانایی به یاد آوردن آنرا ندارد لذا مجبور می شود آنرا جایی یادداشت کند.
۴- رمز باید طول عمر کوتاه داشته باشد. بازه زمانی تعویض رمز کاملآ به نوع کاربری کامپیوتر و موقعیت شغلی شما دارد. اگر مسئولیت مهمی دارید و اطلاعات قیمتی در کامپیوتر خود نگه داری میکنید ترجیح بر آن است که در فاصله های کوتاه - مثلآ یک هفته - رمز خود را عوض کنید اگر نه حداقل هر یکی دو ماه رمز عبور خود را باید تغییر دهید.
پنج شنبه 3/2/1388 - 19:23
دانستنی های علمی
در کنار شهری کوهی قرار داشت که بر بالای آن خانقاهی بود و پیرمردی جهاندیده و خردمند در آن زندگی میکرد که روزها را به مطالعه و تفکر میپرداخت. مردم شهر او را بابا کوهی مینامیدند و میگفتند که او جواب هر سوالی را میداند. حتی بعضی ها او را صاحب "کرامات" هم میدانستند، یعنی معتقد بودند که او از غیب هم خبر دارد!
روزی جوانی تیزهوش، گستاخ و جویای نام خواست او را آزمایش کند. به مردم گفت که من امروز به نزد او میروم و از او سوالی میکنم که او یا نتواند جواب دهد و یا اگر هم جواب دهد جوابش اشتباه باشد. مردم مشتاق شدند بدانند او چه سوالی از پیرمرد خواهد کرد به همین دلیل خواستند که با او همراه شوند.
جوان گنجشکی گرفت و در جیب خود پنهان کرد و با جمعی از مردم به پیش پیرمرد رفت. به پشت در خانقاه که رسید در زد. پیرمرد داشت در را باز میکرد که جوان گنجشک را از جیب در آورد و طوریکه نه مردم متوجه بشوند و نه پیرمرد، آنرا در پشت سر خود پنهان کرد. آنگاه رو به پیرمرد کرد و گفت : مردم در باره ی شما خیلی ادعا میکنند و میگویند که جواب هر سوالی را میدانید و حتی از عالم غیب هم خبر دارید! من امروز میخواهم ثابت کنم که سوالهایی هم هستند که شما جوابهای آنها را نمیدانید یا اگر هم جواب بدهید جواب تان اشتباه باشد. حالا میخواهم یکی از این سوالها را از شما بپرسم. پیرمرد پذیرفت.
جوان گفت : من گنجشکی در پشت سرم دارم. به من بگو آیا گنجشک زنده است یا مرده؟ پیرمرد لحظه ای فکر کرد و بعد گفت: جوان، سوال شما جواب ندارد. مرد جوان به هوشمندی پیر مرد پی برد و به خردمندی او اعتراف کرد. جلو رفت و دست او را بوسید.
با آنکه پیر مرد از غیب خبر داشت( اینطور فرض کنیم ) بر اساس چه استلال عقلی جوابی روشن به جوان نداد و جوان هم با همین جواب قانع شد؟
پنج شنبه 3/2/1388 - 19:19
دانستنی های علمی
این مساله رو انشتین تو قرن نوزده مطرح کرده و گفته 98 درصد مردم دنیا قادر به حل اون نیستند. ممکنه ظاهر مساله خسته کننده باشه ولی در باطن اینطور نیست. سعی کنین حتما حلش کنین ببینین چقدر استنتاجتون قویه.
مساله:
1- در یک خیابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.
2- تو هر خونه یه نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکنه.
3- هر کدوم از 5 صابخونه یه نوشیدنی متفاوت, یه مارک سیگار متفاوت دوست داره و یه حیوون متفاوت تو خونه نگهداری میکنه
سوال اینه که کی تو خونه ماهی نگهداری میکنه با این شرطها که:
1- انگلیسه خونه اش قرمزه
2- سوئدیه تو خونه سگ نگه میداره
3- دانمارکیه چای دوست داره
4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفیده
5- صاحب خونه ی سبز رنگ قهوه دوست داره
6- کسی که سیگار پالمال میکشه پرنده نگهداری میکنه
7- صاحب خونه زرد رنگ سیگار دانهیل میکشه
8- مردی که تو خونه وسطی زندگی میکنه شیر دوست داره از نوشیدنی ها(نه حیوونا)
9- نروژیه تو اولین خونه زندگی میکنه
10- مردی که بلندز میکشه همسایه اونیه که گربه نگهداری میکنه
11- مردی که اسب نگهداری میکنه همسایه مردیه که دانهیل میکشه
12- مردی که بلو مستر میکشه ماءالشعیر دوست داره
13- آلمانیه سیگار پرنس میکشه
14- نروژیه همسایه اونیه که خونه اش آبیه
15- مردی که بلندز میکشه همسایه ای داره که آب دوست داره بین نوشیدنیها
پنج شنبه 3/2/1388 - 19:16
دانستنی های علمی
اسلام و عید نوروز
همزمان با ظهور اسلام، بسیاری از سنن غلط مانند آتش پرستی و منع دفن مردگان از بین رفت، ولی نوروز به عنوان یک جشن ملی باقی ماند و پیشوایان دینی آن را حیاتی دوباره بخشیده و با دعا و نیایش آراستند.
اسلام، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون داشت... نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت..
معلی بن خنیس میگوید: در نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم، فرمود: این روز را می شناسی؟ عرض کردم قربانت گردم این روزی است که عجم آن را بزرگ می شمرند و به یکدیگر هدیه می دهند... حضرت فرمودند: قسم به بیت عقیق که در مکه است، این نیست مگر به جهت امری قدیم که برای تو تفسیر می کنم... نوروز روزی است که خداوند از انسان ها پیمان گرفت که بندگی او را گردن گذارند و به پیامبرانش ایمان آورند و دستورهای آنان را بپذیرند. آن نخستین روزی است که خورشید بتابید و بادهای باردهنده وزیدن گرفت و گیاهان روئیدن گرفتند. آن روزی است که فرشته وحی بر پیامبر(ص) نازل شد و ابراهیم خلیل(ع) بتها را درهم شکست. روزی است که امام علی(ع) بت های روی خانه کعبه را به زیر افکند و همچنین کشتی نوح پس از طوفان بر کوه جودی قرار گرفت و آن روزی است که قائم ما در آن روز ظهور خواهد کرد.
در مفاتیح الجنان از قول امام صادق (ع) آمده است: چون نوروز شد، غسل کن و پاکیزه ترین جامههای خود را خوشبو گردان و در آن روز، روزه بدار و چون از نماز پیشین فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگزار و بعد از نماز، سجده شکر به جای آور ... آمده است که در هنگام تحویل سال این دعا را بسیار بخوانند: یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبراللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.
ما این دعا را با کلامی نغز از زبان مولای متقیان امام علی (ع) می آرائیم، آنجا که می فرمایند: .[خدایا] با بهاری پر ابر و ابری پر باران، آب رحمت خویش را بر خاک خشک ما و بر گیاهان پر برکتت فرو ریز، تا به باران درشت و بسیار آن، ابر مرده، زنده و خاک خشک، خرم و سبز گردد.
پنج شنبه 3/2/1388 - 19:10
اخبار
كشف قبیله غار نشین در ایران
به نظر من باید به فرماندار جیرفت و عنبر آباد و مسوولان این شهرها به خاطر كشف قبیله غار نشین در این منطقه جایزه بدهند!
موضوع از این قرار است كه در زمستان 1384 سربازان گمنام وزارت اطلاعات روستایی را در ۱۲۰كیلومتری شهرستان عنبرآباد كشف كردهاند. اهالی روستای تازه كشف شده مانند غارنشینها برهنه بوده و از برگ درختان تغذیه میكنند. نام روستای مذكور " پیدن كوپیه" است این روستا در دل كوه واقع شده كه حدود ۲۰۰نفر درآن زندگی میكنند و هرگز از درهها و بیشههای محل سكونت خود خارج نشدهاند. ساكنان این روستا هیچ اطلاعی از خدا دین، اسلام و ولایت ندارند و هرگز در طول عمر خود وسیله نقلیه ندیدهاند و حتی در طول زندگی خود از دارو و دكتر نیز استفاده نكردهاند
شرح بیشتر ماجرای روستای پیدن كوئیه در گزارش روزنامه همشهری مورخ 6 خرداد 1385 آمده است
یكی از بهترین كارهای ژورنالیستی ، تهیه فیلم از این روستا و اهالی آن است . اگر این اتفاق در هر كشور دیگری افتاده بود موجی از روزنامه نگاران و خبرنگاران شبكه های تلویزیونی بهآنجا هجوم می آورد اما با گذشت یك هفته از انتشار این خبر و تاییدآن توسط مقامات رسمی منطقه تنها گزارش نصفه و نیمه از آنجا توسط همشهری تهیه شده كه البته در جای خود قابل تقدیر است .
متن مصاحبه نماینده جیرفت :
متن كامل گزارش همشهری :»»»»
گفتگو با یكی از اهالی منطقه
اگر مریض شوی چه كار می كنی؟
نمك را در خاكستر می مالم و آن را به پیشانی می زنم.
مگر خوب می شوی؟
شاید شدم، شاید هم نشدم.
وقتی كه دندان درد می گیری چه كار می كنی؟
آهن داغ می كنم و روی دندانم می گذارم اولش درد می گیرد ولی بعد خوب می شود.
می دانی الان ساعت چند است؟
ساعت دیگه چیه ،ما كاری به ساعت نداریم.
پس چطوری وقت را می فهمی؟
هر وقت شب بشود می خوابیم هر وقت روز باشد بیدار می شویم
تا حالا شهر رفته ای؟
می خواهم بروم چه كار كنم، یكی از بچه ها به شهر رفته ولی دیگر برنگشته، اینجا راحت هستیم. خیلی هم به ما خوش می گذرد. می گویند آنجا ماشین زیاد است، ماشین اگر آدم را زیر بگیرد آدم می میرد.
با حیوانات وحشی مشكلی ندارید؟
نه. آنها كاری به كار ما ندارند ما هم كاری به آنها نداریم.
مانی ثابتی _ خبرنگار اعزامی همشهری:
شاید در قرن بیست و یكم با این همه شبكه های تلویزیونی و رادیویی و رسانه های چاپی، باور وجود آدمهایی كه در لای چرخهای زمان متوقف مانده و هنوز ندانند كه در چه دوره ای زندگی می كنند خیلی سخت باشد، اما باور كنید ما آدمهایی را دیدیم كه با آنكه چند صد كیلومتر آنطرفتر از ما بودند، ولی در یك فاز زمانی چند قرنی ازما زندگی می كردند.سوژه رفتن به سكونتگاه این مردم هنگامی مطرح شد كه سه شنبه گذشته حجت الاسلام زادسر نماینده جیرفت از روستایی سخن گفت كه ماموران اطلاعات در زمستان ۸۴ آنرا در ۱۲۰ كیلومتری عنبرآباد كشف كرده بودند، روستایی كه مردمش غارنشین و برهنه بوده و با برگ درخت تغذیه می كردند.
و ما به این ترتیب به عنبرآباد رفتیم، اما وقتی كه با فرمانداری و دفتر امام جمعه منطقه هماهنگی كردیم متوجه شدیم كه باید كیلومترها در جاده های خلوت بپیماییم تا به غارنشینان قرن ۲۱ كه در كوههای پیدن كوئیه ساكن بودند برسیم، پس راه آسفالته عنبر آباد به سمت شرق را پیمودیم و از یكی از راههای خاكی ۲۶ كیلومتر به داخل رفتیم تا رسیدیم به جایی كه تعدادی از این مردم آنجا ساكن بودند، به روستای «زاروكی» كه یكی از روستاهای پیدن كوئیه بود.
روستاییان اینجا تنها چند ماهی بود كه با جهان امروزی روبرو شده بودند، یعنی از آخرین روزهای اسفند كه یك اتفاق آنها را پرتاب كرده بود به دنیای كنونی.... در همان اولین گفتگوها با آنها دریافتیم كه آنها هنوز مانند انسانهای عصر حجر با آتش، شبهایشان را روشن می كنند، اكثر آنها معنای خودكار و كاغذ را نمی دانستند، در اینجا صحبت كردن از تلویزیون و روزنامه خیلی خنده دار به نظر می رسید، وقتی كه روزنامه همشهری را از كیفمان بیرون آورده و به یكی از آنها نشان دادیم و از روزنامه برایش گفتیم خیلی تعجب كرد و از اینكه چیزی در جهان وجود دارد كه اخبار آدمها را در آن بنویسند شگفت زده شد، او حتی نمی توانست روزنامه را درست در دست بگیرد و اصلا عكسهای این آدمها برایشان مفهومی نداشت.
وقتی از آنها پرسیدیم كه می دانند الان چه دوره ای است، همه آنها هاج و واج به یكدیگر نگاه كردند، تنها ریش سفیدشان می دانست كه سالهاست شاه از كشور رفته است، اما وقتی كه عكسهای شخصیتهای كشوری را به آنها نشان دادیم هیچكدامشان را نمی شناختند آنها حتی مسئولین شهرشان را هم نمی شناختند، فهمیدیم كه به جز یك یا دو جوان كه دیگر هیچوقت بازنگشته اند هیچكدام از آنها تا كنون به شهر نرفته اند.
زندگی در پناه صخره ها
وجود این آدمهای عجیب هنگامی به ثبت رسید كه امام جمعه عنبر آباد به همراه فرماندار و گروهی از فرمانداری به منطقه رفته و به گفتگو با این مردم پرداختند.
امام جمعه شهرستان عنبرآباد كه یكی از اعضای نخستین گروهی بوده كه به سراغ این مردم رفته است با تأیید وجود روستایی در كوه های منطقه كه هنوز فاقد امكانات اولیه زندگی است می گوید: ۲۹اسفند ۸۴ به همراه فرماندار شهرستان و سایر مسئولان پس از طی مسافت طولانی با پای پیاده به آبادی كوچكی رسیدیم كه ۵ خانوار در آن زندگی می كردند.
این آبادی یكی از آبادی های روستای پیدن كوئیه بود كه از مدتها پیش از وجود آن آگاه بودیم ولی نمی دانستیم دقیقا آنها چگونه زندگی می كنند.به گفته وی ساكنان این آبادی با استفاده از شاخه های درخت بادام كوهی برای خود خانه ساخته بودند و در حالی كه بسیاری از فرزندان آنها دچار امراض گوناگونی شده بودند اما آنها اصلا هیچ پزشكی را ندیده بودند.
نماینده ولی فقیه در شهرستان عنبر آباد می گوید: وقتی برای اولین بار به این روستا رفتیم اكثر ساكنان این آبادی كفش ندیده بودند و تلقی درستی هم از آن نداشتند وی در این باره به فیلمی كه از آنجا تهیه شده و این نكات را ثابت می كند اشاره می كند. به گفته وی تنها برخی از اعضای این خانواده ها قادر بودند كه اعداد را تا ۳ بشمارند.
وی می افزاید: آنها مفهوم حمام را نمی دانستند و اصلا حمام ندیده بودند، در آنجا زنی را دیدم كه از یك سال پیش پاهایش شكسته و دچار عفونت شده بود و نمی توانست حركت كند اما او برای مداوا از كوه پایین نیامده بود و همانجا در انتظار بهبود مانده بود. وی می افزاید: این عده تا به حال مركز بخش و شهرعنبر آباد را ندیده بودند و نمی دانستند كجاست.
حجت الاسلام افشار منش می افزاید: عمده تغذیه این گروه كیسه های آردی بود كه فردی خیر هر ماهه برایشان می برد اما آنها غالبا از برگ و میوه درختی به نام انجیروك برای تغذیه استفاده می كردند. افشار منش احتمال وجود آبادی های دیگری از این دست را ممكن دانسته و می گوید: این احتمال وجود دارد كه هنوز در این شهرستان آبادی های مشابه دیگری وجود داشته باشد كه هنوز ناشناخته باشند.
آنچه ما آنجا دیدیم
مردم این روستا چندماهی است كه لباسهایی را می پوشند كه فرمانداری و هلال احمر و سایر سازمانها برای آنها آورده اند، اما به گفته مسئولان شهر آنها تا چند ماه قبل لباس های مخصوص به خودشان را داشته اند كه با لباسهای ما تفاوتهای زیادی داشته است.در آنجا چیزی كه بیش از همه توجهم را به خودش جلب می كند، بچه هایی است كه سوختگی شدیدی بر روی بدنشان دارند كه گوشت اضافی آورده است. وقتی دلیلش را می پرسم یكی از آنها می گوید: بیشتر بچه ها در زمستانها هنگامی كه در كنار آتش خوابیده اند دچار سوختگی های شدید شده اند كه بدون آن كه به پزشك مراجعه كنند خودشان خوب شده اند.
دست یكی از بچه ها سوخته بود. كوچكترین انگشت دستش به كف دست چسبیده بود ولی نتوانسته بودند آنها را از هم جدا كنند.
از پیرمردی درباره جنگ می پرسم. او حتی نمی داند كه جنگی رخ داده و بنابراین متعجب ما را نگاه می كند. او نه عراق را می شناسد و نه می داند جنگی میان ایران و عراق رخ داده است. ما هنگامی به این منطقه رفته ایم كه آنها قبلاً خودرو های دیگری دیده اند و مدتی است هلال احمر و فرمانداری به آنجا آمده اند، اما یكی از آنها به من می گوید: چند ماه قبل وقتی كه برای اولین بار ماشینی را دیده آن قدر ترسیده است كه به كوهها فرار كرده است.
هیچ كدام از آنها نمی داند تهران كجاست، اما نكته عجیب این است كه آنها با لهجه غلیظ كرمانی صحبت می كنند و حرفهای ما را به خوبی می فهمند. منبع ارتزاق آنها قبلاً كیسه های آردی بوده كه فرد خیّری برای آنها می فرستاده، اما هر وقت كه غذایشان تمام می شد برگ انجیروك و میوه و برگ درخت بنه را می خورده اند اما اكنون فرمانداری و كمیته امداد برایشان ارزاق می برد. آنها برای رسیدن به آب، هر از چند گاهی تغییر مكان می دهند و از یك نقطه كوهستان به قسمت دیگری می روند.
به تازگی فرمانداری یك رادیو به آنها داده است كه آن را ریش سفید روستا برداشته است. وقتی كه از او می پرسم كدام برنامه را بیشتر دوست دارد پاسخ می دهد اخبار را دوست دارم؛ می خواهم بدانم چه می شود.
اگرچه تعدادی از آنها اكنون در كنار جاده ساكن شده اند و در چادرهایی كه هلال احمر و فرمانداری برای آنها برپا كرده اند زندگی می كنند اما تعداد زیادی از آنها هستند كه هنوز در ارتفاعات در صخره های كوهها زندگی می كنند و حاضر به پایین آمدن از آن نیستند.
بررسی ها نشان می دهد كه آنها عملاً كپرنشین هستند اما با توجه به سرمای زمستان به صخره ها پناه می برده اند .به مانند غارنشینان زندگی كرده و یك سری چوبهایی را جمع می كرده اند. ما در آنجا ظرف های معمولی و وسایل پخت وپز ندیدیم، ولی آتش روشن بود.
پنج شنبه 3/2/1388 - 19:9