چوبک و مکتب ناتورالیسم
چوبك مثل اغلب ناتورالیستها كمكم به تصویر و تجسم این مظاهر زشت و ناپسند جامعه خوگر و مأنوس میشود و خودش در تلهای میافتد كه خوانندگانش را از آن برحذر داشته است، یعنی تله عادت. به بیانی دیگر، چنان در زشتیها و ناپاكیها غرق میشود كه از خوبیها و پاكیها غافل میماند. به تدریج، برحسب عادت توجه عمیق به این زشتیها، كارش به افراط و اغراق كشیده میشود، گویی نویسنده فقط زشتیها و ناپاكیها را میبیند، چشمهایش را بر روی همه پاكیها و لطافتها و زیباییهای زندگی بسته است. مصداق این گفته را میتوان در رمان"سنگ صبور"، آخرین اثر چوبك، به خوبی دید. در این كتاب، نویسنده به مبالغه و افراط كاری زیانباری در تشریح و تصویر ناپاكیها و كثافتهای صحنهها و شخصیتهای رمان افتاده است. این عدم تعادل معمولاً در آثار همه نویسندگان ناتورالیست دیده میشود و چوبك نیز از این قاعده مستثنا نیست. به خصوص كه چوبك چنان به اصول ناتورالیسم مومن و وفادار است كه میتوان جزء جزء ویژگیهای این مكتب را در داستانهایش یافت.(یاد صادق چوبک- به کوشش علی دهباشی)