• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5074روز قبل
اهل بیت

معجزه امیر المومنین

سخن گفتن خورشید با امام

سلیم بن قیس می گوید : از ابوذر غفاری شنیدم که می گفت : شبی سرورم محمد به امیر المومنین فرمود : هنگام صبح به طرف کوه های بقیع برو و بر مکان بازی از آن زمین بایست . چون خورشید طلوع کرد بر او سلام کن! خداوند به او دستور داده است با صفاتی که در تو هست به تو جواب دهد .   

چون صبح شد امیر المومنین همراه ابوبکر وعمر و جماعتی از مهاجرین و انصار به راه افتادند تا به بقیع رسید و از مکان بزرگی از زمین بالا رفت . وقتی خورشید طلوع کرد آن حضرت فرمود : سلام بر تو ای خلق جدید خداوند که مطیع او هستی !

در این هنگام صدایی همچون رعد شنیدند که کسی می گفت : و سلام بر تو ای اول و ای آخر و ای ظاهر وای باطن و ای آنکه بر همه چیز آگاهی !

وقتی ابوبکر و عمر و مهاجرین و انصار کلام خورشید را شنیدند ، غش کردند و بعد از ساعاتی به حال آمدند که امیر المونین از آن مکا رفته بود ! همگی نزد پیامبر آمدند و گفتند : تو گویی علی بشری همچون ماست ، در حالی که خورشید او را به خطاب هایی که خدا خود را به آنها میخواند مخاطب قرار داد .

 علی ، اول و آخر ، ظاهر و باطن

پیامبر فرمود : چه شنیدید ؟ گفتند : شنیدیم که می گفت : سلام بر ای اول !! فرمود : درست گفته است ، او اول کسی است که به من ایمان آورده است .

گفتند : شنیدیم که می گفت : ای آخر ! فرمود : درست گفته است ، او آخرین کسی است که همراه من خواهد بود . او مرا غسل داده و کفن میکند و داخل قبرم می نماید .

گفتند : شنیدیم که می گفت : ای ظاهر ! فرمود : درست گفته ، تمام علم من برای او ظاهر شده است .

گفتند : شنیدیم که می گفت : ای باطن ! فرمود : درست گفته ، همه ی اسرار مرا در باطن خویش نگه داشته است .

گفتند : شنیدیم که می گفت : ای آنکه به هر چیز آگاهی! فرمود : راست گفته است : اوست عالم به حلال و حرام و واجبات و سنت ها {مستحبات}و آنچه مانند اینهاست .

در اینجا همگی بر خاستند وگفتند : محمد ما را در ظلمت و تاریکی قرار داد و از مسجد خارج شدند .

منبع کتاب سلیم بن قیس هلالی

چهارشنبه 1/6/1391 - 13:19
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته