این مطلب را حتماْ حتماْ بخوانید.
به گزارش خبرگزاری فارس، متن یادداشت وارده "امیرعلی صالحی " به شرح زیر است:
Korean wave یا Korea fever كه باید به موج كرهای یا تب كرهای ترجمه شود به جریانی چند جانبه اطلاق میشود كه از اوائل دهه 90 میلادی در آسیا آغاز شد و روز به روز بیش از پیش مناسبات فرهنگی و سیاسی-امنیتی حاكم بر این قاره را تحت تاثیر خود قرار داد. این جریان عبارت بود از گسترش فزاینده مقبولیت فرهنگ عمومی كره جنوبی در قالب سریال ها و فیلم های تلویزیونی و كالاهای تجاری در سراسر قاره آسیا. در ابتدا به نظر می رسید این یك پدیده طبیعی است كه پس از پایان جنگ كره و عزم سئول برای ورود به جامعه جهانی در همه زمینه باید تحقق می یافت؛ ولی پس از گذشت سالها و فعلیت یافتن تسلط درامهای كرهای بر مخاطبان مناطق خاصی چون چین، ژاپن، مصر و تركیه به عنوان پیشقراولان جریانی كه به آنتن تلویزیونهای این كشورها محدود نمیشد، ابعاد و اهداف سازمان یافته و بلند مدتی در خصوص این موج كشف شد. فرهنگ كره به عنوان یكی از ده فرهنگ برتر و غنی جهان در رسانههای مختلف وابسته به كانونهای آنگلوساكسون مورد ترویج و تبلیغ قرار گرفت، تا ظرفیت لازم را برای ایفای نقش به عنوان یك درب پشتی برای نفوذ به مختصاتی كه رسانهها و محصولات امریكایی به دلیل عدم مقبولیتشان امكان ورود مستقیم به آنها را نداشتند، به دست آورد. كشورهای هدف عبارت بودن از چین، روسیه، ایران، ژاپن، مالزی، هند، تركیه و برخی دیگر از كشورهای خاورمیانه و آسیای دور.
درام های تلویزیونی كره ای نقش نوك پیكان این جریان را بر عهده داشتند و بسیاری از مناطق هدف با یكی از سه درام تلویزیونی Autumn Fairy Tale, Winter Sonata, Dae Jang Geum گشوده شد. مرحله بعد ورود محصولات تجاری فراگیری بود كه به سرعت در زندگی روزمره شهروندان مناطق هدف جای می گیرفت و تبدیل به بخشی از فرهنگ روزمره این مناطق می شد، انواع ماركهای كره ای همچون LG و SAMSUNG در رتبه نخست این مرحله قرار داشتند. این كالاها به عنوان سمبلی از موج كرهای به ابعاد مختلف زندگی خصوصی و اجتماعی مناطق هدف وارد شدند. كلیپها و ترانهای كرهای، مدهای لباس، سوپراستارها، غذاهای كرهای و كتابهای مصور داستانی كودكان بخش دیگری از این موج محسوب میشوند.
كره جنوبی به عنوان فرزند ایالات متحده كه در پی حضور نظامی امریكا در كره موجودیت یافت، پس از جنگ نیز در چارچوبهای كمی علنی و بیشر مخفی به شدت مورد حمایت این كشور قرار گرفت و اكنون نقش فرهنگی خود را در كنار كانونهای ضد چین همچون هنگ كنگ و تایوان به خوبی ایفا می كند. مسأله افزایش پیروان دین مسیحیت در چین به عنوان یكی از پیامدهای درامهای تلویزیونی كرهای موجود در بازار چین مدتی است كه پكن را به فكر فرو داشته است و دولت چین در تلاش است برای مقابله با این موج اقدامات مؤثری صورت دهد. این در حالی است كه ژاپنیها نیز به این موج با نگاه محتاطانه و بدبینانهای مینگرند. مقاومت ژاپنیها در برابر این موج كه آن را مسالهای فراتر از توانمندی كرهای ها میدانند به حدی است كه كتابهای آموزشی مصوری برای آموزش كودكان در قبال خطر فرهنگی موج كره ای با عنوان Hating the Korean Wave در حال حاضر در ژاپن در حال انتشار است كه در آن به مواردی كه كرهایها در درامهای تلویزیونی شان ژاپنی ها را مورد توهین و تحقیر قرار داده اند، اشاره شده است.
شاید كانونهای صهیونیستی و كهنه سیاستمردان ایالات متحده دیگر پایگاه نظامی قابل توجهی در آسیای دور نداشته باشند ولی بی شك استودیوهای فیلم سازی كره یكی از پایگاه های موثر آنها در این منطقه و تمام آسیاست كه توانسته اند بواسطه آن، جریان های فكری سیاسی و اقتصادی كشورهای منطقه را تحت تاثیر قرار دهند. یكی از نتایج انكار ناپذیر و یا به عبارت دقیقتر یكی از اهداف راهبردی راه اندازی و تشدید موج كرهای تحت تاثیر قرار دادن كانون های جوشنده و صادر كننده فرهنگ و اندیشه در آسیاست. كانون هایی مانند ایران كه از نظرفرهنگی تهدیدی بالفعل و غیر قابل مقابله برای غرب شناسایی شدهاند. فرهنگ و اندیشه كنفسوسی كره در میان كانون های فرهنگی آسیا بسیار برای غربی ها مفید افتاده است، كانونی كه ضمن آمیزشی شوم با آموزه های مدرنیته و مسیحیت اونجلیستی توانسته است در قالب موج كره ای سراسر آسیا را فرا گیرد و مجال دیده شدن و ابراز وجود را از دیگر كانونهای كهن فرهنگی آسیا همانند اسلام، از آنها برباید. این بی شك یك پروژه منسجم و سازمان یافته و پر شاخ و برگ است كه برای اختفای فرهنگ اسلامی به عنوان فرهنگ برتر آسیا به طور ظریف و هوشمندانه ای طراحی شده است.
درست در سالهایی كه مدیران و مسئولان سازمانها و مراكز فرهنگی كشور نگران تهاجم فرهنگی مستقیم از سوی غربی ها بودند. سازمان دهی جریان هایی چون موج كره ای با هماهنگی برخی تشكیلات نفوذ یافته در سازمانهای فرهنگی و رسانه ای جمهوری اسلامی ایران، در حال انجام بود. درست از زمان ظهور جدی موج كره ای در آسیا، كانون ها و روابطی مرموز در رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران نفوذ یافت و شكل گرفت كه موظف بودد زمینه را برای ورود این موج به ایران در سال های آینده فراهم سازد. پخش سریال یانگوم یا جواهری در قصر و تبلیغ كالاهای كره ای به نحو افراطی و غیر قابل توجیه، تاكتیكی بود كه نه تنها در ایران بلكه در برخی دیگر از كشورهای آسیایی برای ورد موج كره ای به كار گرفته شد. ائتلاف كانون های نفوذ یافته در رسانه ملی، نمایندگی كمپانی كره ای LG در ایران و كمپانی های توزیع كننده فیلم كره ای، تركیبی بود كه تثبیت موج كره ای در ایران را به جد دنبال می كرد و متاسفانه به موفقیت های قابل توجهی دست یافت، به طوری در آستانه پایان درام تلویزیونی جواهری در قصر، تیمی كه شامل برخی اعضای كانون های نفوذ یافته در رسانه ملی بود، از سوی رسانه ملی عازم كره جنوبی شد تا ضمن تصویب تفاهم نامه ها و قرار داد های تازه، مستندی درباره بازیگران این سریال تلویزیونی برای معرفی به مخاطبان ایران و تقویت موج كره ای در این كشور ساخته شود. ستاره این مستند كسی نبود جز Lee Young-ae خواننده زن و بازیگری كه نقش یانگوم را بر عهده داشت. قرار داد انحصاری شركت های LG و Samsung با ستاره های درام های تلویزیونی كره ای، اتفاقی نیست؛ صرفا هم یك درایت اقتصادی نیست. این ستاره ها برای وظیفه ای بیش از تبلیغ كالاهای تجاری كره در كشورهایی كه از این درام های تلویزیونی برای مخاطبان خود استفاده می كنند، تربیت شده اند. جالب اینجا بود كه همان كانون های نفوذ یافته در رسانه ملی كه برخی از آنها بیش از ده سال است سمت های كلیدی مربوطه به مذاكره با كمپانی های خارجی فیلم و و تبادلات بین المللی سازمان جمهوری اسلامی را در اختیار دارند، نام "موج كره ای " را برای مستند خود برگزیدند. نمی توان اتفاقی بودن این نامگذاری را پذیرفت. كسانی در این نامگذاری سهمیم بودند كه از جریان موج كره ای و اهداف آشكار و پنهان آن اطلاع داشته و دارند؛ با این حال تبادلات مالی كلان با شركتهای توزیعكننده اینگونه درامها و فیلمهای تلویزیونی و هزینه های تبلیغ و همكاری با كمپانی های LG ، Samsungو Hyundai Kia چیزی نیست كه بتوان به سادگی از كنار آن عبور كرد. استفاده بیش از اندازه از محصولات تلویزیونی كره ای به حدی رسید كه برخی نشریات به عنوان انعكاس دیدگاه عمومی مخالفت هایی با این جریان ابراز كردند. به منظور كاهش حساسیت ها و لو نرفتن اصل داستان، فتیله موج كره ای كمی پایین كشیده شد تا زمان مناسب تری فرار برسد. این زمان مناسب تر را جومونگ فراهم آورد و اینبار بر خلاف جواهری در قصر، سریال جومونگ برای پخش از شبكه سوم سیما خریداری شد، كه این مساله نیز اتفاقی نبود. موج كره ای با دعوت بازیگر نقش جومونگ در ایران تثبیت شد و به نتیجه نیمه نهایی رسید.
كانون جوشان فرهنگی كه ادعا داشت حرف های جریان سازی برای مخاطبان جهانی خود دارد، در سالن همایش های بزرگترین رسانه داخلی و خارجی خود یعنی سازمان صدا و سیما، جایی كه زمانی محل برگزاری همایش چهره های ماندگار بود و بزرگانی چون علامه حسن زاده آملی در آن حضور یافته بودند، دوربین های خود را نصب كرد تا این بار از یك شومن تلویزیونی دست چندم با اسكورت ویژه از فرودگاه تا هتل و تا مركز همایشها، استقبال كند و به مخاطبان خود اعلام كنند شخصی را دعوت كرده است كه به سیگار و مشروب علاقه ای ندارد، پس می تواند الگو باشد و پذیرایی رسانه ملی از او با ارزش ها منافاتی ندارد. موج كره ای ماسكی برای ترویج و تثبیت ارزش های امریكایی در كشورهایی مانند چین و ایران است كه به دلیل سیاست ها و ذائقه عمومی فرهنگی تمایلی به استفاده از محصولات امریكایی ندارند. بی بندو باری ساده انگارانه ترین نشانه فرهنگ امریكایی است، فرهنگ امریكایی زمانی بر یك جامعه حاكم می شود كه عدم علاقه به سیگار و مشروب به عنوان متعالی ترین توصیفی كه برای برای میهمان آن جامعه یافت شده است، از رسانه ملی به سمع مخاطبان برسد. درهای پشتی نگهبان ندارد، اسب تراوای فرهنگی مدتهاست كه از دیوارهای رسانه ملی عبور كرده است، و این مساله بیش از هر چیز در ورود فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی خارجی مشهود است، جایی كه رابطهای متنفذ باندهای اقتصادی ورود و خروج برنامه های نمایشی با شگر های پیچیده تصمیم نهایی را برای كارشناسان این حوزه تعیین می كنند. این كه در برنامه پر بیننده خبر بیست و سی رسانه ملی به طور مبسوط به حضور جومونگ در سالن همایشهای این رسانه با پس زمینه تیلیغات LG پرداخته میشود، و این خبر در رسانههای مختلف اینترنتی، رادیویی و مطبوعاتی تكرار میگردد، یك اتفاق ساده و طبیعی نیست. بازیگر نقش جومونگ یك ستاره دست چندم تلویزیونی است نه چیزی فراتر از آن اینكه رسانه ملی با شور و حرارت فراوان از زبان او میگوید كه ایران فرهنگ قابل توجهی دارد، یك تحقیر بزرگ ملی است كه سالها برای تحقق آن سازماندهی صورت گرفته است و مدیران ارشد سازمان همچنان در برابر آن غفلت میورزند. بازی های جومونگ، شمشیر جومونگ، تیشرت جومونگ و لوازم التحریر جومونگ و پوستر های جومونگ و یانگم و عشق گرفتن یك امضا از بازیگر جومونگ آغاز فصلی جدید در حیات فرهنگی ایران اسلامی و نسل های در حال رشد آن است و سرانجامی مطلوب نخواهد داشت.
پـــــی نـــوشــت : حتی در سریال مسافران هم دیده اید که فضایی ها هم با این معضل آشنا شدند و هر شب مشتاق دیدن جومونگ هستند.
وقتی بعد از مدت ها به قول بچه ها گفتنی یک هو قسمتت میشه بری زیارت آقا سر از پا نمیشناسی.
از یک هفته قبلش به همه میگی من هفته دیگه میرم امام رضا (ع). حلال کنید.بقیه هم میگن :"به به.خوشا به حالت . جای ما هم خالی کن.یاد ما هم حتما باش."
اونهایی که خیلی عاشقن این هفته خیلی باهات مهربون میشن.تند تند هر روز بهت میگن خوب کی میری مشهد؟
خلاصه یک هفته هنوز نرفته کلی حال میکنی.
حال و صفای بعدی بستگی به همسفر ها داره.اگه همه مثل خودت و توی سن خودت باشن توی راه هم خیلی خوش میگذره.
ولی همش نگرانی نکنه به مقصد نرسی.مثلا خدای ناکرده راننده خوابش بگیره.قطار از ریل در بیاد یا شاید هم توی طبس گیر آمریکاییها بیفتی (مثلاْ گفتم
) .
خلاصه اینکه در آخر به سلامتی و خوشی و خستگی راه میرسی.اصلا دلت نمیخواد با بدنی عرق کرده و لباس کثیف خدمت آقا بری.توی اقامتگاه برای حمام و دوش گرفتن صف میکشید تا نوبتت بشه.بعد لباس تمیز و راحت و عطر و ادکلن و شونه و ژل و اصلاح و خلاصه هرکاری که موقع یک مهمونی میکنی انجام میدی.
بعد آروم آروم تنها یا با رفقا و بقیه راه می افتی.توی خیابون منتهی به حرم گنبد را نشون میکنی و میری برای حرم.شاید با همراهات بگی و بخندی.یک شادی خاصی داری.هرچی نزدیک تر میشی سنگین تر میشی.کم کم دست و پا و بقیه اندامت مال خودت نیست.احساس میکنی کسی داره هولت میده.
دوست داری همه را کنار بزنی و زودتر بری تو.
برای اذن دخول دوست داری از شدت اشک و بغض فریاد بزنی.اشکت را نشانه اجازه ات میدونی.اگه هم اشکت نیومد مگه میشه رد بشی.بی اختیار میری تو.صحن جامع رضوی.بزرگ و پر از زائر.
اگه من جای تو بودم به سمت آزادی میرفتم.با شوق و عجله برای دیدن زیبایی ایوان طلا و گنبد طلایی اش.
برای احساس مهربانی اش.
شک و تردید اینکه برای رفتن نزدیک ضریح آیا پذیرفته میشی یا نه؟ از اینکه نکنه یک وقت اشکم نیاد.نکنه با دیدن ضریح بی تفاوت باشم.نکنه گناه از پارسال تا حالا قلبمو سنگ تر کرده باشه.
اما چه غافلی که هر چه باشی و هر که باشی عظمت این تکه بهشت نه به خاطر بهشت بودنش به خاطر صاحبش مسحورت میکنه.بی اختیار با صدای نوای دیگران تو هم بغض میکنی.نمی دونی چی بگی. فقط دوست داری زیارت بخونی و اشک بریزی.دیگه از اشک ریختن جلوی چشمان بقیه خجالت نمیکشی.سیر هم نمیشی.
دوست داری مدام زیارت بخونی دعا کمیل زیارت عاشورا توسل جامعه کبیره حتی ندبه.بگی آقا من یادم به همه شما هست همیشه.اما گناه امانم را بریده و دوری راه بی مرامی مرا برای زیارتتان زیاد.
دور ضریح را که زیارت کردی در نوبت نماز بالای سر آقا منتظر می ایستی تا نوبتت بشه.اصلا ناراحت نمیشی که کسی دیگه جایی که برای تو خالی شد را بلافاصله بگیره.باز هم می ایستی منتظر.
نماز با سوره یس و الرحمن که خستگی قشنگی به بدنت هدیه میکنه.خستگی ای که مجبورت میکنه گوشه ای بشینی و تسبیح بگردونی و از هوای بهشتی اونجا استفاده کنی.
حیف که نمیشه شام و نهار نخوری.وقتی از حرم برمیگردی قول میگیری که دوباره بیای.خیلی زود.۲ یا ۳ ساعت دیگه.
همه نمازها باید حرم باشی.این باید را خودت به خودت گفتی.اگر نمازی هم از دستت رفت خیلی ناراحت میشی.
اما مثل ماه رمضون وقتی که تموم شد احساس میکنی اصلا زیارت دلچسبی نداشتی.دوست داری بدونی باید چه میکردی که نکردی و چنین احساسی بهت دست داده.
ببین دلت اینجوری هست.بدون زیارت خوبی داشتی.شنیدی گفتن وداع نکن.راست میگن من اصلا وداع نکردم و هر سال قسمتم میشه.خدا را شکر
آماده ای دوباره بری زیارت؟!
آماده باش.هر لحظه ممکنه فرصتی پیش بیاد...
السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا (ع)
یا شمس الشموس یا رضی المرتضی یا امام رئوف (ع)
السلام علیک یا وارث آدم صفوه الله (ع)
السلام علیک یا وارث نوح نبی الله (ع)
السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله (ع)
السلام علیک یا وارث اسماعیل ذبیح الله (ع)
السلام علیک یا وارث موسی کلیم الله (ع)
السلام علیک یا وارث عیسی روح الله (ع)
السلام علیک یا وارث محمد نبی الله و حبیب الله (ع)
صلوه الله علیهم و لعن الله اعداء الله ظالمیهم من الاولین و الآخرین الی یوم الدین.
اشهد انک قد اقمت اصلوه و آتیت الزکوه
یا امام رضا (ع)