چهارشنبه 24 تير 1405 - 27 محرم 1448 - 15 ژولاي 2026
تبیان، دستیار زندگی
در حال بار گزاری ....
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
زندگی
جامعه
فرهنگ
صفحه اصلی تبیان
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
فیلم
صوت
تصاویر
حوزه
کتابخانه
دانلود
وبلاگ
فروشگاه اینترنتی
mostaghimian
آخرین مطلب
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 7
زمان آخرین مطلب : 6230روز قبل
شعر و قطعات ادبی
به نام ربّ مهدی لب گشایم
به نام ربّ مهدی لب گشایم
سرود غربتش را می سرایم
سخن از غربت مهدیِّ زهراست
سخن از بی وفاییِّ من و ماست
غم مهدی غمی جان کاه باشد
از آن کمتر کسی آگاه باشد
کجا یوسف چنان زندان کشیده
کجا یعقوب این هجران کشیده
شکیبایی از او شرمنده گشته
ز غم جان و دلش آکنده گشته
زند ایّوب زانو محضر او
بیاموزد صبوری در بر او
هزار و یک صد و هفتاد سال است
که می داند که مولا در چه حال است ؟
فدای غربتش یاور ندارد
به این غربت کسی باور ندارد
از او مظلوم تر در این جهان کیست
ز کُنه غربتش کس با خبر نیست
به غیبت سوز و اشک و آه دارد
چو جدّ خویش سر در چاه دارد
تو گویی خار در چشمش نشسته
دلش از غفلت شیعه شکسته
قسم بر صورت زهرا که نیلی است
به رخساری که آزرده ز سیلی ست
در این غم اشک آل الله جاری ست
حدیث قرن ها چشم انتظاری ست
غریب و یکّه و تنهاست مهدی
کجا شد شیعیان پس رسم مردی ؟!
به مهدی عرصه عالم چو تنگ است
چنین غفلت برای شیعه ننگ است
همه در عالم ذر عهد بستیم
ولیکن عهد خود با او شکستیم
همه کردیم مهدی را فراموش
رسد هل من معین همواره بر گوش
به مهدی ظلم ها بسیار کردیم
به او رفتار چون اغیار کردیم
به سینه سوز هجرانش نداریم
خبر از اشک چشمانش نداریم
ولی اندوه او بر ما گران است
دعا گوی تمام شیعیان است
بیا هجرت کنیم اینک به کویش
رویم « العفو » گویان رو به سویش
ز رنج غربتش یادی نماییم
امام خویش را یاری نماییم
بیا زهرای اطهر شاد سازیم
ز زندان یوسفش آزاد سازیم
پس از عمری که دنبال سرابیم
بیا چون « حرّ » به درگاهش شتابیم
که مهدی چشمه آب حیات است
سبیل الله کشتیِّ نجات است
مدار دهر قطب روزگار اوست
در این دوران ولیِّ کردگار اوست
به یمن اوست نازل گشته باران
مطیع اوست خورشید درخشان
قرار آسمان ها و زمین است
چو احمد رحمت للعالمین است
به جسم مرده عالم چو جان است
پدر بر جمله خلق جهان است
حسین بن علی در این زمان اوست
ولیِّ امر بر خلق جهان اوست
هر آن کس معرفت بر او ندارد
به راه جاهلیّت پا گذارد
خوش آن روزی که مولا باز گردد
انا المهدی طنین انداز گردد
خدایا پرچمش را باز گردان
به زهرا یوسفش را باز گردان
به حقِّ مادرش زهرای اطهر
به خون فرق اکبر حلق اصغر
به شام و کوفه غم بار زینب
وداع آخر دلدار زینب
دگر اصلاح کن امر فرج را
عیان کن بر جهان ختم حجج را
غم مهدی مگر پایان ندارد ؟
سحر آیا شب هجران ندارد ؟
خداوندا ظهورش دیر گردید
بسا عاشق در این ره پیر گردید
مهیّا کن تو اسباب ظهورش
ذلیل و جمله بی مقدار فرما
بیا ای مظهر عدل خدایی
که تا پایان پذیرد این جدایی
بیا مولا جهان پر شد ز بیداد
ز ظلم ظالمان فریاد فریاد
به قربان تو و صبر عجیبت
بخوان آن آخرین امّن یجیبت
بیا غیر از تو ما منجی نداریم
اگر آیی دگر رنجی نداریم
پس از حیدر عدالت رخت بر بست
بیا برگیر تیغش در کف دست
بیاور ذولفقار حیدری را
ز بن بر کن مرام حَبتری را
بیا ما را سعادتمند گردان
رها از هر چه قید و بند گردان
همه عالم فدای تار مویت
نگاه عالمی باشد به سویت
امید فاطمه برگرد برگرد
به هستی قائمه برگرد برگرد
سه شنبه 2/4/1388 - 13:41
[
نظر به این مطلب
] - [
نظرات این مطلب : 7
]
1
گزارش محتوا
محتوای مخالف با موازین شرعی
محتوای مخالف با مصالح نظام جمهوری اسلامی
محتوای نقض کننده حریم شخصی من
محتوای مخالف با موازین اخلاقی
مورد توجه ترین های هفته اخیر
لینک ها
جستجو در مطالب روزانه
ثبت مطلب جدید
مطالب روزانه اعضا
فعالان مطالب روزانه
مطالب من
نظرات مطالب من
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته