دعا و زیارت
ابن عباس (پسرعموى پیغمبر اسلام ) مى گوید:
هرگاه پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله كسى را مى دید و وى توجه حضرت را به خود جلب مى كرد مى فرمود: او شغل و حرفه اى دارد؟ اگر مى گفتند: نه ! مى فرمود: از نظر من افتاد.
وقتى از ایشان سؤ ال مى كردند: چرا؟
حضرت مى فرمود:
- به خاطر اینكه اگر آدم خداشناس شغلى نداشته باشد دین خدا را وسیله دنیاى خود قرار مى دهد و از دین خود نان مى خورد.
منبع:CD4نرم افزار قرآنی ولعصر
سه شنبه 27/12/1387 - 7:56
دعا و زیارت
زكریاى اعور گفت : حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر علیه السلام را در حال نماز خواندن دیدم ، در پهلوى ایشان پیرمردى سالخورده نشسته بود اراده كرد از جاى برخیزد، عصائى داشت آن را جستجو مى كرد تا بدست آورد امام علیه السلام با آنكه در نماز ایستاده بود خم شد عصاى پیرمرد را برداشته بدستش داد و برگشت به موضع نماز خود.
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
يکشنبه 25/12/1387 - 20:10
دعا و زیارت
ابن عباس نقل مى كند:
ما با پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در آخرین حجى كه در سال آخر عمر خود بجاى آورد (حجة الوداع ) بودیم . رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) حلقه در خانه كعبه را گرفت و رو به ما كرد و فرمود:
آیا حاضرید شما را از علامتهاى آخرالزمان باخبر سازم ؟
سلمان كه در آن روز از همه به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نزدیك بود، عرض كرد:
آرى ، یا رسول الله !
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
از علامت هاى آخرالزمان ضایع كردن نماز، پیروى از شهوات ، تمایل به هواپرستى ، گرامى داشتن ثروتمندان و فروختن دین به دنیاست و در آن وقت قلب مؤ من در درونش آب مى شود مثل آب نمك در آب ! از این همه زشتیها كه مى بیند و قدرت بر جلوگیرى آن را ندارد.
سلمان پرسید: آیا چنین چیزى واقع خواهد شد؟
حضرت فرمود: آرى ، سوگند به خداوند! اى سلمان ! در آن وقت زمامداران ظالم ، وزیرانى فاسق ، كارشناسان ستمگر و امنایى خائن بر مردم حكومت كنند.
سلمان پرسید: آیا چنین امرى واقع خواهد شد؟
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
آرى ، سوگند به خدا! اى سلمان ! در آن وقت زشتى ها زیبا و زیبایى ها زشت مى شود. امانت به خیانتكار سپرده مى شود و امانتدار خیانت مى كند، دروغگو تصدیق مى شود و راستگو تكذیب !
سلمان پرسید:
آیا این امر واقع خواهد شد؟
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
آرى ، سوگند به خداوند! در آن وقت حكومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود، كودكان بر منبر مى نشینند، دروغ خوشایند و زرنگى ، زكات ضرر و بیت المال غنیمت محسوب مى شود!
اولاد در حق پدر و مادر جفا مى كنند و به دوستانشان نیكى مى نمایند و ستاره دنباله دار طلوع مى كند!
سلمان پرسید:
آیا چنین چیزى واقع خواهد شد، یا رسول الله ؟
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
آرى ، اى سلمان ! در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شریك مى شوند، باران رحمت كم ، جوانمردان بخیل ، تهى دستان حقیر مى شوند، بازارها به هم نزدیك مى گردد و همه از خدا شكایت مى كنند. یكى مى گوید سودى نبردم و دیگرى مى گوید چیزى نفروختم .
سلمان پرسید: این امر واقع خواهد شد؟
حضرت فرمود:
آرى ، در آن وقت گروهى به حكومت مى رسند، اگر مردم حرف بزنند آنها را مى كشند و اگر سكوت كنند اموالشان را غارت ، حقشان را پایمال مى كنند و خونشان را مى ریزند و دلها را پر از كینه و وحشت مى كنند و...
در آن زمان اشیاء و قوانین را از شرق و غرب مى آورند و امت من رنگارنگ مى شوند، نه ، بر كوچك رحم مى كنند و نه ، بر بزرگ احترام مى گذارند و نه ، گناه كارى را مى بخشند، هیكل هایشان مانند آدمیان و قلب هایشان همچو شیاطین است .
در آن زمان لواط زیاد مى شود، مردان خود را شبیه زنان مى كنند و زنان خود را شبیه مردان ، لعنت خدا بر آنها باد!
در آن زمان مساجد را زینت مى كنند، قرآن ها را آرایش مى دهند و مناره هاى مساجد را بلند مى نمایند و صفهاى نمازگزاران زیاد، اما دلهایشان به یكدیگر كینه توز و زبانهایشان مختلف است !
مردان و پسران ، خود را با طلا زینت مى كنند و لباس حریر و دیباج مى پوشند، پوست پلنگ را براى اظهار بزرگى در بر مى كنند.
ربا در بین مردم شایع مى شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام مى گیرد، دین را مى گذارند و دنیا را برمى دارند!
طلاق زیاد مى شود، حدود اجرا نمى گردد، زنان خواننده و آلات نوازندگى آشكار مى گردد و اشرار امت به دنبال آنها مى روند، ثروتمندان براى تفریح و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا براى ریا و خودنمایى به حج مى روند!
عده اى قرآن را براى غیر خدا و عده اى براى خوانندگى یاد مى گیرند و گروهى نیز علم را براى غیر خدا مى آموزند، زنازاده فراوان مى شود و براى دنیا با یكدیگر عداوت مى كنند!
پرده هاى حرمت پاره مى گردد، گناه زیاد مى شود، بدان بر خوبان مسلط مى شوند دروغ فراوان ، لجاجت شایع و فقر فزونى مى یابد، با انواع لباسها بر یكدیگر فخر مى فروشند، قمار و آلات موسیقى را تعریف مى كنند و امر به معروف و نهى از منكر را زشت مى شمرند.
مؤ من واقعى در آن زمان خوار است ، قاریان قرآن و عبادت كنندگان پیوسته از یكدیگر بدگویى مى كنند و در ملكوت آسمانها آنان را افراد پلید مى دانند.
ثروتمندان از فقر مى ترسند و بر فقرا رحم نمى كنند و آدمهاى نالایق درباره جامعه سخن مى گویند كه حقیقت ندارند، حرفهایشان فقط شعار است !
در آن زمان صداى تواءم با لرزش از زمین برمى خیزد كه همه مى شنوند، گنجهاى طلا و نقره بیرون مى ریزند ولى براى انسان دیگر سودى نخواهند داشت و دنیا به آخر مى رسد...
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
جمعه 23/12/1387 - 6:50
دعا و زیارت
((منفتاح )) پسر رامسیس دوم ، فرعون زمان موسى (ع ) است ، این فرعون همان است كه موسى و هارون براى دعوت و ارشادش از طرف خدا ماءمور شدنداین همان است كه ادعاى خدائى مى كرد و همواره با موسى مبارزه مى نمود.
تا آن هنگام كه دنبال موسى و بنى اسرائیل (كه موسى آنانرا از چنگال فرعون خارج كرده از مصر بیرون مى برد) با سپاه بیكران خود از شهر بیرون رفت و سرانجام او و سپاهش در دریاى احمر، غرق شدند ولى خداوند بدن فرعون را براى عبرت دیگران ، به كرانه دریا افكند.
چنانكه در قرآن مى خوانیم : ((امروز بدن ترا به بیرون مى افكنیم تا براى آیندگان مایه عبرت باشد.))
از معجزات قرآن كریم اینكه : همانگونه كه فرموده ، بدن فرعون مایه عبرت آیندگان شده است .
توضیح اینكه : بدن منفتاح (فرعون موسى ) در اقصر (در سرزمین مصر) كشف شده و هم اكنون در موزه مصر موجود است .
مفسر معروف طنطاوى در تفسیر آیه مذكور (یونس - 92) در جلد ششم تفسیر خود صفحه 78 مى نویسد:
بسال 1900 میلادى با حضور عده اى از دانشمندان حفارى باستان شناس ، تابوت فرعون را گشودند، و بدنش را (كه در میان مومیائى بود) از تابوت بیرون آوردند، طول قامت او از فرق سر تا پا یك متر و 62 سانت بود، و عرض بدن در قسمت شانه 40 سانت بود.
مردى بنام ((هوارد كارتر)) پس از 32 سال تفحص و تلاش در نقاط مصر، بدن فرعون را كشف كرد.
آرى شاید عبرتى از این بالاتر نباشد كه فرعون یعنى آن كسى كه آوازه قدرت و شوكتش به عرش فلك رسیده بود، و خود را خداى بزرگ زمین مى دانست ، بدنش هزاران سال بهمان وضع در میان مومیائى بماند، و مردم هر زمان به موزه مصر بروند، و بدن بى حركت او را بنگرند، و درس عبرت بگیرند، از این رو كه همین شخص آنچنان سرمست غرور بود كه ادعاى خدائى مى كرد و مردم را به دور خود جمع نموده و فریاد مى زد: من پروردگار شما هستم ولى اینك همانطور كه مردم را تحت فشار استعمارش قرار داده بود، هزاران سال است بدنش در میان فشار مومیائى قرار گرفته و مایه عبرت مردم شده است .
به مصر رفتم و آثار باستان دیدم |
بچشم آنچه شنیدم زداستان دیدم |
بسى چنین و چنان خوانده بودم از تاریخ |
چنان فتاد نصیبم كه آنچنان دیدم |
گواه قدرت شاهان آسمان درگاه |
بسى ((هرم )) ز زمین سر به آسمان دیدم |
تو كاخ دیدى و من خفتگان در دل خاك |
تو نقش قدرت و من نعش ناتوان دیدم |
تو تخت دیدى و من بخت واژگونبر تخت |
تو صخره دیدى و من سخره زمان دیدم |
تو تاج دیدى و تخت رفته بر تاراج |
تو عاج دیدى و من مشت استخوان دیدم |
تو عكس دیدى و من گردش جهان برعكس |
تو شكل ظاهر و من صورت نهان دیدم |
تو چشم دیدى و من دیده حریصان باز |
هنوز در طمع عیش جاودان دیدم |
تو سكه دیدى و من در رواح سكه ، سكوت |
تو حلقه من به نگین نام بى نشان دیدم |
میان اینهمه آثار خوب و بد به مثل |
دو چیز از بدو از خوب تواءمان دیدم |
یكى نشانه قدرت یكى نشانه حرص |
| دو بازمانده زدیوان خسروان دیدم |
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
چهارشنبه 21/12/1387 - 20:1
دعا و زیارت
آورده اند كه ابراهیم ادهم مدتى در بصره بود. وى را آرزوى خرما بود. آنقدر سیم نداشت كه جندان خرما بخرد كه وایه خود حاصل كند. نعلین از پاى برون كرد و نزد خرما فروش برد و گفت : بگیر این نعلین و خرمایى چند به من ده .
تمار نگاه كرد، نعلین كهنه بود، بینداخت . ابراهیم نعلین بر گرفت و روان شد. یكى آن حال مشاهده كرد. تمار را گفت : مگر وى را نشناختى . او ابراهیم ادهم بود، زاهد زمانه و عابد یگانه . تمار پشیمان شد. طبق خرما برگرفت و در عقب وى دوان شد و مى گریست و مى گفت : اى ابراهیم ! توقف كن تا خرما خورى .
ابراهیم روى باز پس كرد و گفت : باز گرد كه من دین را به خرما و انجیر نفروشم . زنهار تا هر فقیرى را گدا نخوانى و هر گدا را فقیر.
فقیر دگر است و گدا دگر. فقیر آن است كه ترك دنیا كرده است و گدا آنكه دنیا ترك او آورده .
سه شنبه 20/12/1387 - 6:56
دعا و زیارت
موقعى كه تاج و شمشیر و كمر بند جواهر نشان كسرى را نزد عمر بردند قیمت آنرا زیاد دید با تعجب گفت : مردمى كه این قدر چیزهاى نفیس را به بیت المال فرستاده اند و خیانت نكرده اند اشخاص امین و درستكار هستند، على علیه السلام كه حاضر بود فرمود: چون تو عفت كرده اى و خیانت نمیكنى ایشان هم میورزند، اگر تو خیانت و شكم چرانى میكردى ایشان هم خیانت و شكم چرانى میكردند.
مدرك :
كتاب الكامل ج 2 ص 360 نوشته ابن اثیر.
((مردم تابع سردمداران و روساى خود و ناظر اعمال ایشان هستند، اگر ایشان پاك و امین باشند مردم هم پاك و امین مى شوند، و اگر مشغول غارت و چپاول و مال اندوزى باشند مردم نیز دزد و خائن میشوند - ع ))
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
دوشنبه 19/12/1387 - 11:41
دعا و زیارت
در ایامى كه امیرالمؤ منین علیه السلام زمامدار كشور اسلام بود، اغلب به سركشى بازارها مى رفت و گاهى به مردم تذكراتى مى داد.
روزى از بازار خرمافروشان گذر مى كرد، دختر بچه اى را دید كه گریه مى كند، ایستاد و علت گریه اش را پرسش كرد. او در جواب گفت : آقاى من یك درهم داد خرما بخرم ، از این كاسب خریدم به منزل بردم اما نپسندیدند، حال آورده ام كه پس بدهم كاسب قبول نمى كند.
حضرت به كاسب فرمود: این دختر بچه خدمتكار است و از خود اختیار ندارد، شما خرما را بگیر و پولش را برگردان .
كاسب از جا حركت كرد و در مقابل كسبه و رهگذرها با دستش به سینه على علیه السلام زد كه او را از جلوى دكانش رد كند.
كسانى كه ناظر جریان بودند آمدند و به او گفتند، چه مى كنى این على بن ابیطالب علیه السلام است !!
كاسب خود را باخت و رنگش زرد شد، و فورا خرماى دختربچه را گرفت و پولش را داد.
سپس به حضرت عرض كرد: اى امیرالمؤ منین علیه السلام از من راضى باش و مرا ببخش .
حضرت فرمود: چیزى كه مرا از تو راضى مى كند این است كه : روش خود را اصلاح كنى و رعایت اخلاق و ادب را بنمایى .
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
شنبه 17/12/1387 - 11:24
دعا و زیارت
كمیل یكى از یاران مخلص امیرالمؤ منین است ، مى گوید:
از امیرالمؤ منین علیه السلام پرسیدم ، انسان گاهى گرفتار گناه مى شود و به دنبال آن از خدا آمرزش مى خواهد، حد آمرزش خواستن چیست ؟
فرمود:
حد آن توبه كردن است .
كمیل : همین مقدار؟
امام علیه السلام : نه .
كمیل : پس چگونه است ؟
امام : هرگاه بنده گناه كرد، با حركت دادن بگوید استغفرالله .
كمیل : منظور از حركت دادن چیست ؟
امام : حركت دادن دو لب و زبان ، به شرط این كه دنبال آن حقیقت نیز باشد.
كمیل : حقیقت چیست ؟
امام : دل او پاك باشد و در باطن تصمیم گیرد به گناهى كه از آن استغفار كرده باز نگردد.
كمیل : اگر این كارها را انجام دادم از استغفاركنندگان هستم ؟
امام : نه !
كمیل : چرا؟
امام : براى این كه تو هنوز به اصل آن نرسیده اى .
كمیل : پس اصل و ریشه استغفار چیست ؟
امام : انجام دادن توبه از گناهى كه از آن استغفار كردى و ترك گناه . این مرحله ، اولین درجه عبادت كنندگان است .
به عبارت دیگر، استغفار اسمى است شش معنى دارد؛
1. پشیمانى از گذشته .
2. تصمیم بر بازنگشتن بدان گناه به هیچ وجه . (تصمیم بر این كه گناهان گذشته را هیچ وقت تكرار نكنى .)
3. پرداخت حق همه انسانها كه به او بدهكارى .
4. اداى حق خداوند در تمام واجبات .
5. از بین بردن (آب كردن ) هرگونه گوشتى كه از حرام بر بدنت روییده است ، به طورى كه پوستت به استخوان بچسبد سپس گوشت تازه میان آنها بروید.
6. به تنت بچشانى رنج طاعت را، چنانچه به او چشانیده اى لذت گناه را.
در این صورت توبه حقیقى تحقق یافته و انسان توبه كنندگان به شمار مى رود.
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
جمعه 16/12/1387 - 8:44
دعا و زیارت
گویند: كافرى از ابراهیم (ع) طعام خواست . ابراهیم گفت: اگر مسلمان شوى، تو را مهمان كنم و طعام دهم . كافر رفت . خداى عزوجل وحى فرستاد كه اى ابراهیم!ما هفتاد سال است كه این كافر را روزى مىدهیم و اگر تو یك شب، او را غذا مىدادى و از دین او نمىپرسیدى، چه مىشد؟
ابراهیم در پى آن كافر رفت و او را باز آورد و طعام داد . كافر گفت: چه شد كه از حرف خود، برگشتى و پى من آمدى و برایم سفره گستردى؟ ابراهیم (ع) ماجرا را بازگفت . كافر گفت: (( اگر خداى تو چنین كریم و مهربان است، پس دین خود را بر من عرضه كن تا ایمان بیاورم و مسلمان شوم.))
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
پنج شنبه 15/12/1387 - 7:5
دعا و زیارت
سلیم بن قیس گوید: مردى از على بن ابیطالب علیه السلام پرسید: بزرگترین فضیلت خود را برایم بگو؟ حضرت فرمود: آنچه خداوند در قرآن نازل نموده است ، پرسید: خداوند در مورد شما چه نازل نموده است ؟ فرمود: سخن خدا كه فرمود: ((و یقول الذین كفرو الست مرسلا قل كفى بالله شهیدا بینى و بینكم و من عنده علم الكتاب )) منظور خداوند از كسى كه داراى علم و كتاب است من هستم .(25)
از اهل سنت صاحب كتاب ینابیع المودة ، شیخ حافظ قندوزى حنفى در باب 30 از كتاب خود احادیث متعددى در همین مورد روایت كرده است .
منبع:نرم افزار قرآنی ولعصرCD4
دوشنبه 12/12/1387 - 16:7