• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6131روز قبل
دعا و زیارت
آیا روح شما بزرگ است یا كوچكمی‏گویند وقتی كه روح بزرگ شد ، جسم و تن چاره‏ای ندارد جز آنكه به دنبال‏ روح بیاید ، به زحمت بیفتد و ناراحت شود . اما روح كوچك به دنبال‏ خواهشهای تن می‏رود ، هر چه را كه تن فرمان بدهد اطاعت می‏كند . روح كوچك‏ بدنبال لقمه برای بدن می‏رود ، اگر چه از راه دریوزگی و تملق و چاپلوسی‏ باشد . روح كوچك دنبال پست و مقام می‏رود ولو با گروگذاشتن ناموس باشد ، روح‏كوچك تن به هر ذلت و بدبختی می‏دهد برای اینكه می‏خواهد در خانه‏اش‏ فرش یا مبل داشته باشد ، آسایش داشته باشد ، خواب راحت داشته باشد. اما روح بزرگ به تن نان‏جو می‏خوراند ، بعد هم بلندش می‏كند و می‏گوید شب‏زنده‏داری كن . روح بزرگ وقتی كه كوچكترین كوتاهی در وظیفه خودش‏ می‏بیند ، به تن می‏گوید این سر را توی این تنور ببر تا حرارت آن را احساس كنی و دیگر در كار یتیمان و بیوه‏زنان كوتاهی نكنی  روح بزرگ آرزو می‏كند كه در راه هدفهای الهی و هدفهای بزرگ خودش كشته‏ شود . فرقش شكافته می‏شود ، خدا را شكر می‏كند. روح وقتی كه بزرگ شد ، خواه‏ناخواه باید در روز عاشورا سیصد زخم به بدنش‏ وارد شود . آن تنی كه در زیر سم اسبها لگدمال می‏شود ، جریمه یك روحیه‏ بزرگ را می‏دهد ، جریمه یك حماسه را می‏دهد ، جریمه حق‏پرستی را می‏دهد ، جریمه روح شهید را می‏دهد . وقتی كه روح بزرگ شد به تن می‏گوید من می‏خواهم به این خون ارزش بدهم . شهید به چه كسی می‏گویند ؟ روزی چقدر آدم كشته می‏شوند ، مثلا هواپیما سقوط می‏كند و عده‏ای كشته می‏شوند ، چرا به آنها شهید نمی‏گویند ؟ چرا دور كلمه‏ شهید را هاله‏ای از قدس گرفته است ؟ چون شهید كسی است كه یك روح بزرگ‏ دارد ، روحی كه هدف مقدس دارد ، كسی است كه در راه عقیده كشته شده‏ است ، كسی است كه برای خودش كار نكرده است ، كسی است كه در راه حق و حقیقت و فضیلت قدم برداشته است . شهید به خون خودش ارزش می‏دهد ، همان طور كه مثلا یك نفر به ثروت خودش ارزش می‏دهد و به جای آنكه‏ ثروتش در بانكها ذخیره باشد ، آن را در یك راه خیر مصرف می‏كند كه هر یك ریالش با مقیاس معنا بیش از صدها هزار ریال ارزش داشته باشد ، ثروت خود را به صورت یك مؤسسه عام‏المنفعه مفید فرهنگی ، مذهبی و اخلاقی‏ در می‏آورد و با این عمل به آن ارزش می‏دهد . دیگری به فكر خودش ارزش‏ می‏دهد ، به خودش زحمت می‏دهد و یك كتاب مفید و اثر علمی به وجود می‏آورد . دیگری به ذوق فنی خودش ارزش می‏دهد و صنعتی را در اختیار بشر قرار می‏دهد .در روز عاشورا حسین علیه‏السلام حد آخر مقاومت را هم می‏كند ، دیگر وقتی است كه به كلی‏ توانایی از بدنش سلب شده است. یكی از تیراندازان ستمكار تیر زهرآلودی را به كمان می‏كند و بسوی اباعبدالله ( ع ) می‏اندازد كه در سینه اباعبدالله ( ع ) می‏نشیند و آقا دیگر بی‏اختیار روی زمین می‏افتد . چه‏ می‏گوید ؟ آیا در این لحظه تن به ذلت می‏دهد ؟ آیا خواهش و تمنا می‏كند ؟ نه، بلكه بعد از گذشت این دوره جنگیدن رویش را بسوی همان قبله‏ای كه از آن هرگز منحرف نشده است می‏كند و می‏فرماید:«رضا بقضائك و تسلیما لامرك و لا معبود سواك یا غیاث المستغیثین »«خشنود به قضای تو و تسلیم امر و فرمانت هستم و معبودی غیر تو نیست، ای فریاد رس فریاد جویان»این است حماسه الهی، این است حماسه انسانی .

بر گرفته از كتاب شریف حماسه حسینی شهید علامه مرتضی مطهری

پنج شنبه 9/7/1388 - 10:4
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته