هوای حوصله کم رنگ می شود گاهی ..
دلم برای خودم تنگ میشود گاهی..
میلاد اماد سجاد (ع) گرامی باد ..
دو هفته ای میشه که از سفر مشهدمون میگذره اما باز دیشب دلم هوای حرم آقا رو کرده بود ..
واسه همین شعری رو از سروده های دوست خوبم آقای سید حسن مبارز میذارم ..
هنگام رفتن از حرم آن امام بود
وقتم تمام و حرف دلم ناتمام بود
از راه دور آمده بودم زیارتش
زیباترین عریضه من یک سلام بود
یادش بخیر گم شدنم توی صحنها
از بسکه در حریم حرم ازدحام بود
حوض طلایی وسط صحن و انتظار
دستی که قطره قطره تمنای جام بود
پشت ضریح پنجره فولاد و خستگان
ساعات کار حضرتشان صبح و شام بود
یک گوشه می نشستم و کارم سکوت بود
گویی سکوتهای من اوج کلام بود
بعد از زیارت حرمش توی ذهن من
تصویری از مناره و گنبد مدام بود
روز وداع روز غم و غصه بود چون
وقتم تمام وحرف دلم ناتمام بود.....