• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 41
تعداد نظرات : 31
زمان آخرین مطلب : 6106روز قبل
ورزش و تحرک
وینگ‌چون (به چینی: 永春) که معنای تحت اللفظی آن «مناجات بهاری» یا «بهار جاودانه» است)، یکی از محبوبترین سبک‌های هنرهای رزمی چینی است. مطابق روایت‌هایی که درباره ریشه اصلی این سبک نقل می‌شود، یکی از راهبه‌های معبد شائولین به نام نگ مویی نقشی کلیدی در طراحی این سبک و آموزش آن به زنی جوان به نام وینگ چون (به معنی بهار زیبا) داشته‌است و به همین جهت به هنر نگ مویی نیز معروف است[۱].وینگ تسون (انگلیسی: WingTsun) نوعی خاص از طرز نگارش واژه وینگ چون (انگلیسی: Wing Chun) می‌باشد. اگرچه این کلمه به صورت وینگ تسون نوشته می‌شود اما همان وینگ چون خوانده می‌شود.در ایران نیز برای برای جداسازی این سیستم از سیستم‌های مشابه به جای خواندن واژه Wing Tsun به صورت وینگ تسون از اصطلاح وینگ چون دبلیو تی (WT) استتفاده می‌کنند.این نحوه نگارش تنها برای متمایزسازی نحوه مدرن آموزش در سیستم WingTsun با سیستم‌های با نام مشابه سبک انتخاب شده‌است.WingTsun Kung Fu یا Wing Tsun (که بطور مختصر WT نیز نوشته می‌شود) یکی از شاخه‌های وینگ چون کونگ فو است که توسط استاد بزرگ لئونگ تینگ گسترش داده شده‌است. 

 

يکشنبه 19/7/1388 - 20:37
دعا و زیارت
عنوان  :    امتحان جامع و نقش امام حسین صلوات الله علیه در آن 2......در صحنه های سخت قبل از ظهور یكی از مواد امتحانی همین است ، در آن امتحان جامع خداوند شیاطین را به صورت مادی به زمین می آورد . فرمولهای عالم هستی تغییر داده می شود . به تدریج شیاطین به صورت مادی هم دیده می شوند . در احادیث این موضوع مذكور هست ، بسیار شیطنت می كنند ، بسیار كشتار می كنند ، بسیار اذیت می كنند ، عرصه را بر انسان تنگ می كنند ، با چیزهای گول زننده حرف خود را و رفتار خود را ، هدایت و موجه جلوه می دهند . همان طور كه از ابتدا بنا را بر گول زدن انسان داشتند ، در آن زمان هم ، همین كار را ، ـ بلكه بیشتر ـ خواهند كرد . این درس در خلال تاریخ به انسان داده شد و در امتحان جامع ، انسان مجدداً ـ بلكه سخت تر از این ـ باید این درس را پس بدهد . بِچه صورت ؟ به همان صورت كه در اولین امتحان بود . یعنی آدم و حوا (ع) ابلیس لعین را به چشم دیدند . در امتحان جامع آخر ، هر موضوع امتحانی ، در اعلاترین حد خودش امتحان گرفته خواهد شد . یكی از جنبه ها كه این قسمت از امتحان را اعلا می كند این است كه شیاطین به چشم دیده بشوند . یكی از جنبه ها كه این قسمت از امتحان را دوباره اعلا می كند ، كثرت شیاطین در خلال دوران هست . با تمام كثرتشان در زمان ظهور به مواجهه با انسانها در صحنه می آیند .  هر چه دارند با تمام حیله هایشان در میدان می آورند . شاید بگوئید ما كه بی دفاع هستیم ، ما كه چیزی نداریم . چیزی نداریم !؟ بلند شوید عزم داشته باشید . بیائید در میدان ، بیائید تا خدا به شما یاد بدهد ، بیائید داخل میدان تا خدا پرورشتان بدهد . بیائید داخل میدان تا هادیان الهی پرورشتان بدهند . بیائید داخل میدان تا معلم عالم ، قوت شما را حداقل به اندازه قوت چهل مرد قوی بكند . علوم را بر شما جاری كند ، هدایت را بر شما جاری كند تا گول نخورید .  این آرامش فعلی بهم خواهد خورد . درس بعدی كه خداوند به انسان داد این است كه انسان خواست از هدایت تبعیت كند . در آنزمان هدایت جاری می شود . در زمان امتحان جامع هم دوباره هدایت جاری می شود . دقت بكنید ، آن زمان كه انسان به زمین هبوط داده شد یك نصیحت شد : " وَ اِمَّا یَاتِیَنَّكُمْ مِنی هُدی فَمَنْ تَبِعَ هُدای فَلا خَوفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون [1][4]  زمانیكه هدایت برشما آمد ، هر كسی از هدایت تبعیت كند هیچ خوف و اندوهی ندارد " .  درامتحان جامع هم این ماجرا هست و باید از هدایت تبعیت كرد . كدام هدایت ؟ آخرین حدیثی كه امام زمان (عج) در دوران غیبت صغری فرمودند ، نامه ایست به نایب چهارمشان . در آن نامه می فرمایند : " دوران غیبت كبری شروع می شود هر كسی ادعای مشاهده كند او كذاب هست . تا كی ؟ [تا] قبل از ظهور سفیانی و صیحه آسمانی " .  دقت بكنید ! نه قبل از ظهور امام زمان ، قبل از آمدن سفیانی و صیحه آسمانی . یك ذره دقت كنید ! سفیانی و صیحه آسمانی مدتی قبل از ظهور امام زمان (عج) واقع می شود . تا آن زمان هر كسی ادعای مشاهده كند او كذاب است . درحدیث داریم ، از آن زمان امام زمان درلشكری كه از ایران به طلب ایشان بپا می شود حضور دارند و دیده می شوند ، این حرف نفس نیست ، حدیث نفس نیست ، حدیث اهل بیت علیهم السلام است كه در كتب حدیثی شیعه ذكر شده است . كسی این حرف را به بنده نسبت ندهد . هدایت عیان می شود . خورشید هدایت ، مصباح هدایت از پشت ابر بیرون می آید . در این هزار و اندی ساله زمان غیبت كبری ، خورشید‌ِ امام (ع) از پشت ابر می تابد . هدایت هست ولی آن هادی اصلی دیده نمی شود . یك مقدار اثرات هدایت را توضیح دادیم . هدایت همه جا هست . بسیاری جاها هست . چقدر جالب است این درس كه در زمان هبوط آدم (ع) به زمین ، داده شد . در امتحان كبری به عبارتی در آن امتحان جامع هم باید این درس را [یعنی درس تبعیت از هدایت را] امتحان بدهیم . نقل می شود : خداوند برای اینكه آدم (ع) را به عزم بكشاند ، 300 سال در زمین او را آواره كرد . این دوران طولانی شد تا عزم نمایان بشود . عزم این نیست كه یك لحظه شما بگویید بله ، من عزم دارم . جدی می گویی !؟ خوب ، باشد نمره ات 20 . نه [این گونه نیست بلكه] عزم داشتن در خلال دوران و درگذر زمان خودش را جلوه می دهد . لذا دوران سخت قبل از ظهور و فتنه های بزرگ یك مدت زمانی طول می كشد ، تا جایی كه همگان بجز افراد تعلیم و تربیت شده ، از ظهور امام زمان (عج) مأیوس می شوند . از شدت فتنه ها طاقتشان طاق می شود و از ظهور امام زمان(عج) مأیوس می شوند . بعضی ها دیگر لب به اعتراض باز می كنند كه آی خدا ، پس كجاست آن امام زمانی كه می گفتی ؟ نكند دروغ باشد ؟ نكند همه این وعده ها دروغ بوده باشد ؟ لب به اعتراض باز می كنند . واقعاً طالب امام زمان می شوند . واقعاً طالب می شوند . یعنی چه اتفاقی می افتد ؟ یعنی عزم در وجودشان شعله می كشد . تا عزم به این جا نرسد و آنها با تمام وجود طلب امام نكنند و دنبال امام نباشند ، لایق ظهور نیستند .  یكی از دوستان به آن مكان مذهبی رفته بود تا در باب امام زمان (عج) سئوالی بكند ، یك آقایی به ایشان جواب گفته بود كه ببین ، دین اسلام یك میلیون مقوله دارد ، یكی از آن [مقوله ها] امام زمان است ، چرا این قدر از امام زمان صحبت می كنی ؟[2][5] در زمان قبل از ظهور بقدری شدتها و فتنه ها زیاد می شود تا تمام آن و به گفته آن آقا [تمام] یك میلیون جنبه دین ، طلب امام زمان بشود . تمام جنبه های انسان ، طلب امام زمان بشود . نماز انسان هم طلب امام زمان بشود . حتی نماز خواندن انسان و كوچكترین نگاههای انسان به این طرف و آن طرف ، طلب امام زمان بشود . این عزم درست است ، این قدر اعتنا به امام زمان درست است . تا ماهی بگذرد ، تا سالی بگذرد و لحظه ای غفلت از امام زمان در انسانها نباشد ، لحظه ای غفلت از طلب امام زمان در انسانها نباشد . شیعه باید به اینجا برسد . این درسهایی كه خدا به انسان در خلال دوران داد هر كدامشان را تكامل داد و ما رد پای درسها را می بینیم . .........


 
[2][5]  استنادات مربوط به این مطلب موجود می باشد .
دوشنبه 17/1/1388 - 18:55
دعا و زیارت
عنوان  :    امتحان جامع و نقش امام حسین صلوات الله علیه در آن 1  

     اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و توكلت علی الله   یك بحث كوتاه از لحاظ زمانی و بسیار بزرگ از لحاظ محتوی را با عنوان : " امتحان جامع و نقش امام حسین صلوات الله علیه در آن " ، با توكل به خدا به محضر شما خوبان عرض می كنم . منظور از امتحان جامع چیست ؟ قبل از ظهور امام زمان(عج) خداوند خلایق را به فتنه های بزرگ ، صحنه های سخت و مركب مبتلا می كند . انواع درسهایی را كه خداوند درخلال تاریخ به انسان داده در آنجا با همدیگر به معرض امتحان گذاشته می شود . این امتحانات چه چیزهایی هست ؟ یك مقدار این موضوع را باز می كنیم .  در آن ابتدا كه خداوند انسان را خلق كرد ، چیزی به او نشان داد . ـ یادتان باشد امتحان جامع هم با نشان دادن شروع می شود . با صیحه آسمانی ، با طلوع خورشید از مغرب و چند نشانه بزرگ دیگر ، امتحان جامع شروع می شود و تمام انسانها باید هر درسی كه خداوند در خلال تاریخ بشر برای انسانها گذاشته ، یاد بگیرند و در امتحان جامع باید امتحان بدهند ـ .  خداوند ابتدا چیزی را نشان داد وقتی آدم (ع) را خلق كرد ، او را در بهشت برد . به او گفته شد به بالا ، اطراف عرش نگاه كن ، او پنج نور را دید كه در حال طواف و عبادت هستند . ـ نور پنج تن علیهم السلام ـ . امتحان جامع هم با چنین ماجرایی بپا می شود . جبرئیل (ع) به آسمان می رود و با صدایی بلند كه همگان می شنوند اعلام می كند كه ؛ " حق از آن علی است ، به زیر پرچم خاندان علی بن ابیطالب (ع) بیایید . "  وقتی كه در آن امتحان اول ـ اولین امتحانی كه برای انسان گذاشته شده به عبارتی اولین ماجرایی كه برای انسان گذاشته شد ـ خداوند به آدم پنج تن را نشان می دهد ، آدم (ع) عزم باید و شاید را نداشت . پس اولین چیزی كه خداوند برای انسانها قرار داد نور پنچ تن علیهم السلام بود و اولین چیزی كه از انسان خواسته شد عزم بود . دقت بكنید ! هر دو تا در مرتبه اول هستند . نور پنج تن اولین چیزی است كه خداوند با آن صحنه را شروع می كند و عزم اولین تكلیفی است كه خداوند از انسان می خواهد . یعنی چه ؟ یعنی ای انسان ! تو باید با عزم شروع كنی ، به عبارتی انسان كلاس انسانیت را ، كلاس عبودیت را ، كلاس رشد را باید با عزم شروع كند . اولین چیزی است كه خدا از انسان خواسته است . ـ دقت بكنید ، اگر این نباشد چیزهای دیگرهم نیست . اگر این باشد انشاءالله به دنبالش چیزهای دیگر هم می باشد ـ . خداوند درس عزم را برای آدم (ع) شروع كرد و این درس را در خلال دوران تكامل داد . ما ردپای عزم را می بینیم كه چگونه این عزم تكامل داده می شود ، شما می بینید آنجایی كه ابراهیم (ع) می خواهد در آتش انداخته شود ، فقط می گوید : " خدا ، فقط خدا دستم را بگیر " . جبرئیل می آید كمكش كند ، می گوید : " نمی خواهم " . این قدر توجهش به خدا است ، این قدر اعتنایش به خداست كه جبرئیل را هم پس می زند و كمك احدی را قبول نمی كند . جلوتر می آئیم ، موسی (ع) این درس را گرفته ـ در خلال تاریخ این درس تكامل داده شده ـ ، زمانی كه مدتی از هدایت قومش می گذرد می گوید : " خدایا می خواهم دنبال كسی باشم كه عالم باشد " . خداوند به او می فرماید كه : " حركت كن " . می گوید : " من این قدر باید بگردم تا چنین شخصی را پیدا كنم ، یك فرد خدایی ، یك عالم خدایی را پیدا كنم " . و در این راه چقدر عزم نشان می دهد . شروع به حركت در مسیری می كند كه خضر (ع) را پیدا كند ، شخصی با صفاتی عجیب . موسی این درس را آموخته لذا در یك صحنه از صبح تا شب یا از صبح تا غروب [به اتفاق همراهش] در مسیری كه صعب العبور بوده حركت می كنند و خیلی خسته می شوند ، در حوالی غروب به رفیقش می گوید : آن غذایی را كه برای این موقع آماده كرده بودی بیاور تناول كنیم . همراهش می گوید : ای داد و بیداد ! صبح آنجا كه نشسته بودیم ، ماهی به جنبش در آمد و داخل آب پرید و رفت . من هم یادم رفت به شما بگویم ، شیطان از یاد من برد " . آنجا موسی باید عزمش را نشان بدهد . لذا می فرماید : چه گفتی ؟ ماهی به جنبش در آمد و پرید در آب و رفت ؟ [و در پی آن] موسی می گوید : " بلند شو برگردیم " . رفیقش می گوید : " حالا خسته ایم بمانیم ، صبح برویم " .  موسی (ع) می گوید : " نه بلند شو برگردیم . " ذلكَ ما كُنّا نَبغ " [1][1]؛ این همان چیزی است كه دنبالش بودیم ، پاشو برگردیم " . موسی باید این درسهای ابتدایی را یاد می گرفت كه یاد گرفته بود . او تا مقصودش را پیدا نكرد از حركت نایستاد ، او این قدر عزم داشت . هیچ چیز او را از حركت باز نمی داشت او یكی از " اولواالعزم من الرسل " بود .[2][2] ـ كسانی كه میان پیغمبران عزمشان از همه بیشتر بود ـ . این عزم تا صدر اسلام تكامل داده شد . ما در صدر اسلام در سیدمان رسول الله (ص) ، در امیرالمؤمنین (ع) و در صحابه رسول الله (ص) این عزم را می بینیم . این عزم یكی از درسهایی است كه در امتحان جامع پایان این دوره ، قبل از اینكه به دوره جدید درسهای بشریت وارد بشویم ، قبل از اینكه به ظهور بخواهیم برسیم و ماجراهای بعد از ظهور را بخواهیم درك كنیم  ، باید پس بدهیم . شیعه باید عزم داشته باشد . شیعه بدون عزم نمی تواند از آن صحنه ها عبور كند . عزم آهنین می خواهد ، اراده آهنین می خواهد . دو سه تا صحنه قبل از آن برای انسان گذاشته می شود ، صحنه اول حالا بماند ، صحنه دوم صحنه های جنگ با اسرائیل است . جنگهای طولانی ، فرسایشی خوبان ، كه برای شیعیان ماجرای برگ ریزان خواهد بود ، مثل برگهای پائیزی می ریزند . شهید می شوند . چه كسی می تواند در آن صحنه ها بایستد و شل نشود ؟ چه كسی مدام توجهش به سمت اهل بیت علیهم السلام هست ؟ مدام اعتنا می كند ؟ و هیچ وقت بی اعتنایی نمی كند ؟  درس بعدی كه بعد از عزم ، خداوند برای انسان می گذارد درس مواجهه با شیاطین است . قبل از اینكه انسان پا در زمین بگذارد و هبوط داده بشود خداوند سر و كار انسان را با شیطان قرار می دهد . این درس در مورد انسان از آنجا شرو ع شد كه وقتی انسان به زمین آمد ، شیطان دست از سر آدم برنداشت و دوباره با حیله های مختلف ، با افراد بیشتر ، به سراغ آدم آمد ، به سراغ ذریه آدم آمد ، زمان به زمان ، حیله های آنها و تعداد آنها بیشتر شده و علیه انسان وارد جنگ شدند . خداوند دست آنها را باز گذاشت تا صحنه امتحان برای انسان سخت تر شود . توسط پیامبرانش خطر شیاطین را مدام به انسانها گوشزد كرد ، در قرآن آیات بسیاری  داریم كه خداوند خطر شیطان را به ما می فرماید . می فرمایند : " اِنَّ الشیطانَ لَكم عدوّ فَاتخذوه عدّواً " .[3][3] پس باید این نتیجه را گرفت كه شیطان وجود دارد ، نگوییم قرن بیست و یكم هست پس شیاطین دیگر وجود ندارند و اگر بخواهیم به این موضوعات بپردازیم یك تفكر املی است ، چراكه خود این تفكر كه خطر شیطان را می خواهد كوچك جلوه بدهد از شیطان است . خداوند می فرمایند : " شیطان دشمن شماست او را دشمن بدانید " . در خلال تاریخ بشر انسان بسیار از دست شیطان و شیاطین لطمه خورده است . بعد از عزم ، دومین صحنه ای كه انسان با آن روبرو شد ، این بود كه در مواجهه با شیطان حرف خدا را انتخاب كند و حرف دیگری را گوش ندهد . .......


[1][1]   سوره كهف ، آیه 64 ، ص 301

[2][2]  سوره احقاف ، آیه 35 ، ص 506
[3][3]  سوره فاطر ، آیه 6 ، ص 435   [3][4]  سوره بقره ، آیه 38 ، ص7
دوشنبه 17/1/1388 - 18:54
دعا و زیارت
تبعیت از مشیت، عنصر اصلی كاروان حسینی(ص

معلم ما یادمان داده كه بعضی اوقات كه دور هم جمع می شویم به یاد كاروانسرا باش كه بازرگانان و .... دور هم جمع می‌‌شوند  ، (همدیگر را نمی‌‌شناسند) بهترین چیزهایی كه یاد گرفته‌‌اند ، می‌‌گویند بعضی‌‌ها خسته‌‌اند و نگران هستند . بعضی‌‌ها تشنه‌‌اند .

آنها كه امام را مقتدای خود می‌‌دانند و می‌‌گویند عقل دارم و كلامشان لقلقه زبان است (عموم مردم اینطورند) عقل چیست ؟ عقل را با ثمره‌‌اش بشناسید . امام صادق می فرمایند : " العقل ما عبد به الرحمان و اكتسب به الجنان " [1][1]. عقل چیزی است كه خدای رحمان با آن عبادت شود و بهشت با آن كسب شود . برای اینكه شنونده دچار اشتباه نشود ، عقل را با ثمره‌‌اش مطرح می‌‌كنند .  ماشینی كه حركت نكند را شما ماشین نمی‌‌دانید . امام دو مقصد عقل را ، در تعریف عقل می‌‌آورند . عقل را در قالب مثال توضیح دهیم . عقل = قضاوت . عاقل = قاضی . قاضی برای قضاوت ، نیاز به كتاب قانون دارد . اگر طبق میل قضاوت كند قضاوت او مورد قبول نیست . عاقل اگر عقل را طبق چارچوبی استفاده كرد ، مورد قبول است . نتیجه عقل در انسان باید " فیتبعون احسنه " باشد . باید تبعیت از هدایت باشد (نه اینكه آن چیزی كه من می‌‌پسندم ....) - شهدای كربلا ، دنبال رضایت امام (ع) نبودند . اگر می‌‌خواستند دنبال رضایت امام باشند ، سرشان كلاه می‌‌رفت . امام هم آنها را به رضایتشان دعوت نمی كرد .  امام ، هیچ ‌‌وقت راضی نمی‌‌شدند ، كه علی‌‌اكبر ، علی‌‌اصغر یا اباالفضل ، آن طور شهید شوند ، هیچ وقت راضی نمی‌‌شدند شهدای كربلا چنین شوند . اگر دنبال رضایت خدا بودند هیچ‌‌كدام نباید میدان می‌‌رفتند . امام هم نباید به سمت كربلا می‌‌رفت . عنصری كه امام را به كربلا می‌‌كشانُد ، یاوران را به [عاشورا] می‌‌كشانُد ، خواست خداست ، مشیت خداست ، نه رضایت خد ا. یك موقع خواست مطرح است ، یك موقع رضایت . چه بسا انسان چیزی را بخواهد ولی رضایت نباشد . رضایت ، زیر مجموعه خواست خداست . هم در مورد انسان هست هم در مورد خدا . فتنه‌‌های آخرالزمان مورد رضایت خدا نیست ، ولی خدا می‌‌خواهد امام امضا می‌‌كند . امیرالمؤمنین چرا امضا كردند ، حضرت زهرا (س) برود ؟ با كراهت امضا كردن است . تنبیه جامعه [بود] .



[1][1] اصول كافی ، ج1 ، ص 11 – عن الصادق(ع

يکشنبه 16/1/1388 - 19:9
دعا و زیارت
در مورد ماجرای امام حسین (ص) چگونه رفتار كنیم ؟ اگر قرار باشد پرنده باشید ، هیچ‌‌كدام از شما دوست ندارید گنجشك باشید . گنجشك نمی‌‌تواند آن بالاها برود . بعضی ها می‌‌گویند می‌‌خواهیم طوطی باشیم ، قشنگ‌‌تر است . تعداد كمی ، بعضی‌‌ها می‌‌گویند می‌‌خواهم پرنده‌‌ای باشم كه بالاترین جا می‌‌رود و آشیانه‌‌اش را بالاتر می‌‌سازد . امام حسین (ص) از شهدای كربلا ، پرندگانی ساخت كه آشیانه‌‌شان را در اعلی علیین ، در بالاترین جاها بسازند . خیلی‌‌ها عزاداری كردند ، ولی [آیا] آنها را به اعلی علیین می‌‌برند ؟ خیلی‌‌ها اعبد زمانه هستند ، چرا آنها جایشان اعلی علیین نشد ؟ شهدای كربلا دنبال چه صفتی بودند كه امام تا اعلی علیین پروازشان داد ؟ با مداح ؟ با ذكر مصیبت ؟ شهدای كربلا دنبال ذكر مصیبت نبودند ، ذكر مصیبت عنصر اصلی یك شخص حسینی نیست . در وجودش هست ، ولی عنصر اصلی نیست . دنبال چه بودند ؟ بگردید پیدا كنید . عموماً شیعیان دنبال تبعیت هستند ولی تبعیت از آثار . حتی در زمان یازده امام گذشته هم بوده . زراره ، محمدبن مسلم و …. می‌‌نشستند پیش همدیگر و از آنهای دیگر حدیث یاد می‌‌گرفتند . اساتیدش ، امام باقر و امام صادق (ع) و فلانی بودند . (در مورد شهدای كربلا چنین نمی‌‌بینند) شاید بگویید تبعیت از رضایت داشتند ، تبعیت از رضایت هم فرمولی نیست كه در كل صحنه‌‌های كاروان باشد در خیلی جاها بوده ولی همه جا نبوده تبعیت از آثار در برخی جاها بوده ولی اطاعت چه ؟ در كاروان ، امام حسین (ص) امر نكرد كه در قبالش اطاعت واقع شود . امام جماعت كار خود را می‌‌كند ، [ما تبعیت می‌‌كنیم] نماز من و شما تبعیت است ولی تبعیت از آثار . شما مسائل دینی را اطاعت نمی‌‌كنید ، تبعیت می‌‌كنید . كلیه اعمالی كه انجام می‌‌دهیم كاری نداریم ثواب دارد ، یا ندارد ، امر شدیم ، یا نه . چون مولای من امیرالمؤمنین انجام می‌‌داد ، انجام می‌‌دهم . مثال پیراهن روی شلوار گذاشتن ، مثال سلام ندادن و كراهت سلام به نامحرم . همین طور می‌‌آید جلو تا اوجش ، تبعیت از مشیت . عنصر اصلی كاروان حسینی چه بود ؟ تبعیت از مشیت. امام چكار می‌‌كند ؟ دقیقاً همان را می خواستند و انجام می دادند . دنبال خواست امام بودند . [دنبال این بودند كه] خواست امام را روی هوا بزنند . شكارچی خواست امام بودند. لذا جایشان اعلی علیین است . كسی كه تبعیت از آثار می‌‌كند ، قیمتش به اندازه قیمت یك دونده است . كسی كه تبعیت از مشیت می‌‌كند ، مثل هواپیما است ، قیمتش قیمت هواپیما است . [اگر امام را پیدا نمی‌‌كنید] امام در جامعه تعلیم و تربیت شدگانی دارند یكی از تعلیم و تربیت شدگان آقا هستند . این سخنرانی [آقا درباره] عبرت‌‌های عاشورا یك چیز دیگر است .  شخص نمی‌‌تواند این حرفها را بزند ، مگر در دهان او گذاشته باشند ، چه كسانی ؟ معلمان الهی . بعضی سخنرانی‌‌های آقا ، تكخال است و اینها نشان تعلیم و تربیت شدگان الهی هست . ولی یادمان باشد [فرد] تا چه حد تعلیم و تربیت شده ، سعی كنیم در همان حد ، تعلیم و تربیت [امام را بیابیم] . - به خاطر خدا دور هم جمع شوید .    
يکشنبه 16/1/1388 - 19:8
دعا و زیارت
عنوان  :  داستان گونه ای از جایگاه افراد در كربلا 
امام حسین (ص) برای حكومت حقه قیام كردند نه ظهور ! طبق حدیث اصول كافی ، اهل بیت یك بار در سال 61 هـ ق قیام كردند ، یك بار زمان امام صادق (ع) .  بعد از ماجرای عاشورا نقل می‌‌شود كه روی یك درخت بلندی پرندگان دور هم جمع بودند و از هر دری صحبت می‌‌كردند . پرنده‌‌ای كه خود را به خون امام حسین (ص) غلتانده بود آمد و گفت : چه نشستید كه در سرزمینی به نام كربلا بر سر امام (ع) چنین و چنان آمد . داشتند مطالب مختلف می‌‌شنیدند وقتی ماجرای كربلا را شنیدند خیلی رویشان اثر می‌‌گذارد . می‌‌آیند كربلا و خود را در خون امام می‌‌غلتانند و هر كدام به سویی از زمین پخش می‌‌شوند تا خبر شهادت امام حسین (ص) را نقل كنند . ـ این حدیث در چند كتاب آمده ، سندیت دارد . ـ  از آن پرنده‌‌ها كمتر نباشیم . اینجا دور هم سعی كنیم حرفهای قشنگ بزنیم ، در حرف دوستانمان دقیق باشیم شاید حرف یكی از دوستان برایمان جلب توجه كند و خداوند به این بهانه تحولی عظیم در وجودمان ایجاد كند . هر چقدر زمان می‌‌گذرد دوستان نورانی‌‌تر می‌‌شوند . ـ عصر عاشورا چقدر عجیب است برای شیعیان و خدا چقدر این زمان را برای شیعیان سازنده قرار داده ـ . نور دوستان لحظه به لحظه بیشتر می‌‌شود . بسم الله الرحمن الرحیم می‌‌گفت ساعاتی مانده بود به عاشورا در حال خودم بودم . خانم مهربانی ، مهربانتر از مادری آمد ، دست مرا گرفت . گفت : بیا باهم برویم . می‌‌گفت : گفتم كه كجا ؟ فرمود : می‌‌خواهیم به وادی كربلا برویم و صحنه‌‌ای را برای فردا ترسیم كنیم ، جایگاه افراد را مشخص كنیم .  می‌‌گفت : بین انبیا اختلاف افتاده ، بین ملائكه اختلاف افتاده ، به خاطر اینكه در موضعی از كربلا قرار بگیرند دارند با هم دعوا می‌‌كنند . من می‌‌خواهم به كربلا بروم و تعیین كنم كه كدامیك از گذشتگان ، كدامیك از اموات در كجا مستقر شوند ، تا [هنگامی كه] فرزندم حسین فردا به میدان بیاید ، میدان به بهترین نحو آراسته شده باشد . فرزندم سان ببیند ، مراسمی انجام شود . می‌‌گفت : هنوز قدمی بر نداشته بودیم كه به موضع كربلا رسیدیم . می‌‌گفت دیدم زكریا فریاد می‌‌زند كه من می‌‌خواهم در كنار آب باشم و از ابوالفضل استقبال كنم . به او گفته شد زكریا ! تو در راه ما عاشقانه زندگی كردی و شهید شدی . عاشقانه زندگی كردن و در راه ما جان باختن جایگاهش جایگاه علی اكبر ماست . بیا در كنار مسیر علی‌‌اكبر ما بایست . زكریا كشیده شد به سوی مسیری كه علی‌‌ اكبر فردا باید به میدان می‌‌رفت و می‌‌جنگید . می‌‌گفت : دیدم كه فلان غلام سیاه كه مدتهاست از دنیا رفته بود می‌‌گفت من می‌‌خواهم در مسیر ابوالفضل بایستم . مادر مهربان فرمود : تو همیشه سعی می‌‌كردی در خفا از ما دفاع كنی ، در حاشیه باشی ولی وجودت مملو از حب ما بود و در راه ما شهید شدی . تو برو در جایگاهی كه حبیب بن مظاهر می‌‌خواهد به میدان برود بایست و در آنجا قرار بگیر . می‌‌گفت فلان پادشاه آمد جلو ؛ فلان پادشاهی كه مدتها بود از دنیا رفته بود گفت : من می‌‌خواهم در مسیر ابوالفضل قرار بگیرم و از ایشان استقبال كنم . مادر مهربان گفت : تو خیلی خطا داشتی ولی در نهایت بسوی ما اقبال كردی . ما تو را پذیرفتیم ، تو جان نثاری كردی ، دست از آئین قبلیت برداشتی و به دین ما شهید شدی ، تو برو در مسیر رزم حرّ قرار بگیر . می‌‌گفت : كثیری از آیندگان آمدند ، از عالم ذر هجوم آوردند كه ما می‌‌خواهیم در مسیر ابوالفضل بایستیم . مادر مهربان فرمود : شما كسانی هستید كه فقط بر سر و سینه می‌‌زنید و بر حسین من گریه می‌‌كنید شما بروید در كنار خیمه‌‌ها ، آنجایی كه زینب من می‌‌ایستد ، پشت سر زینب بایستید . آنها كشیده شدند به آن سو . می‌‌گفت دیدم انبوهی از پروانه‌‌ها ، انبوهی از زنبورها دارند به این سو می‌‌آیند ، نزدیكتر كه آمدند دیدم اینها زنبور نیستند اینها پروانه نیستند . اینها انسانهایی هستند بسیار رشید ، بسیار نورانی ، در حالی كه بال دارند . اینها گفتند كه هر كجایی كه تعیین كنید ما در همانجا بایستیم . كثیری از انبیا همراهشان بودند .  مادر مهربان فرمود : شما كسانی هستید كه چون اباالفضل من به ارزشها نگاه كردید . چون اباالفضل من سوختید و از ارزشها دفاع كردید . چون اباالفضل من در حال حركت و قیام برای ارزشها گریستید . اگر فقط قیام می‌‌كردید ، عاشقانه قیام می‌‌كردید و شهید می‌‌شدید عموماً جایگاهتان در مسیر علی اكبر بود . ولی چون در حین قیام سوختید ، از عمق وجود سوختید چون سعی كردید از دیدگاه اباالفضل من به ارزشها  نگاه كنید و در قبال صحنه‌‌ها چون اباالفضل من رفتار كنید شما بیایید در مسیر رزم اباالفضل قرار بگیرید . می‌‌گفت به مادر مهربان گفتم : افراد را ، گذشتگان را ، آیندگان را به دسته جاتی تبدیل كردید ، تقسیم كردید و هر كدام را ، هر قشر را در جایی گماشتید . فرمود : دسته‌‌ای از دسته‌‌ای دیگر برتر هستند ولی همه‌‌شان از ما هستند . هم آن كسانی كه برای حق قیام می‌‌كنند و شهید می‌‌شوند و هم آن كسانی كه فقط بر سر و سینه می‌‌زنند و گریه می‌‌كنند ، همه‌‌شان از ما هستند ، همه‌‌شان در كربلای ما جا دارند ، همه شان در بساط ما جای دارند . احساس ما نزد زینب ماست . دستان ما ، انگشتان ما نزد یاوران ماست . جگر ما همراه علی اكبر ماست . و صورت ما نزد اباالفضل ما . می‌‌گفت به او نگاه كردم ، او احساس مرا متوجه شده بود . فرمود : بله ، همین طور است ؛ زمانی كه علی‌‌اكبر به میدان رفت جگر ما به میدان رفت . زمانی كه او تكه پاره شد ، جگر ما تكه پاره شد . زمانی كه اباالفضل ما به میدان رفت ، صورت ما به میدان رفت . هر زخمی كه بر اباالفضل ما وارد شد بر صورت ما وارد شد . و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطّا
 
 
يکشنبه 16/1/1388 - 19:7
دانستنی های علمی
این عزاداری قیمت دارد ولی قیمت چه بیشتر است ؟ در نظام الهی این اهمیت دارد كه چه كسی دارد می گوید ، مثلاً در كشور هر كسی حرف قشنگی بزند اجرا نمی شود ولی اگر رئیس جمهور چیزی بگوید ، اجرا می شود . ـ خدا را صاحب بدانیم ، به خدا اعتماد كنیم ، زندگی زیبا می شود ، این باعث می شود كه آدم صبح منت خدا را بكشد . بگوید : آخدا كمكم كن . ـ اینكه معیار ، كلام هست یا افراد ، درجات دارد . ـ در زمان هر امامی ببینیم هر امام چه می خواهد ، حسنی باشیم ، علوی باشیم ، . . . امام زمان موضوع كاروان حسینی را در زمان غیبت بها دادند . در زمان غیبت ، در عزاداری های امام (ع)  كاروان حسینی پررنگ است . چه كسی تعیین می كند این كتاب دعا مطرح باشد ؟ یك دستی در كار است ، آن دست ، دست امام (ع) است . چرا در ایران دو ماه عزاداری امام حسین (ع) رواج داده شده است ؟ [امام چنین كردند] حسینی شدن ، كاروان حسینی شدن را برداشت كنیم ، سینه زنی برداشت نكنیم . ـ در این ایام ، دریچه قلبتان را بروی امام حسین (ص) باز كنید ، نور به درون قلبتان بتابد
شنبه 15/1/1388 - 12:1
دانستنی های علمی

چه كسی از دین ، به او بیشتر نوشانده‌‌اند ؟ و زمانی كه مطلبی را مطرح می‌‌كند ، چه چیز را مطرح می‌‌كند ؟ افراد زیادی هستند كه اشكال را می‌‌گویند ، چه كسی می‌‌تواند راه ارائه كند ؟ ـ در مورد مشكلاتتان (مشكلات فردی جوانها) ضمن اینكه شدیداً مقید به تقوا و مسائل شرعی هستید در كنارش متوسل شوید . من به شما سفارش می‌‌كنم كه تصویر نامحرم را حتی در تلویزیون هم نگاه نكنید . خلاف شرع نیست ، ولی خلاف احتیاط است . كسی كه می‌‌خواهد رشد كند ، در ارتفاعات بالا رود ، نه تنها مانعش می‌‌شود بلكه باعث سقوط او است . ـ بنده اعتقاد دارم صحبت كردن برای دیگران نیاز به اجازه دارد . ـ نام اهل بیت (ع) ، در قرآن نیست . ولی تصویر اهل بیت (ع) ، شخصیت اهل بیت (ع) ، تا جایی كه قرآن گنجایشش را دارد ، در قرآن هست . خداوند اهل بیت (ع) را این طور مطرح كرده است . خداوند بعضی رفتارها و صفات را در قرآن مطرح كرده . ـ همیشه دعا كنید كه خدا احمقها را با شما دوست نكند ، احمقها را از صف شیعیان بیرون ببرد .  بدترین ضربه‌‌ها را احمقها به امیرالمؤمنین زدند . خوارجی‌‌ها چه كسانی بودند ؟  حرف سرشان نمی‌‌شد . فتنه‌‌های آخرالزمان برای این است كه خدا همه را  به میدان بكشاند و در میدان ثابت كند كه ارزشها و صفاتی كه به آن مقیدند كارآمد نیست. (باید سراغ فلان ارزش رفت كه در قرآن آمده است .) خداوند با معجزه‌‌ای كه در آن زمان هست همه را به میدان می‌‌كشاند . هیچ‌‌كس در امان نخواهد ماند . [در زمان قبل از ظهور ماجرا مانند ماجرای خواجه ربیع نخواهد بود كه با دوری از صحنه از خطرات در امان بماند] . اگر كسی كنج غار برود ، صحنه پرداز عالم اشراف دارند

شنبه 15/1/1388 - 11:59
دعا و زیارت
قیمت کربلا 3

 محدوده ای كه اباالفضل (ع) اثر گذاشت چه بود ؟ محدوده ای كه امام (ع) اثر گذاشت ، كل عوالم [بود] . دقیقتر بخواهیم بگوئیم چیست ؟ امام (ع) از طریق اباالفضل (ع) در كل محدوده شان كه حداقل كل عوالم هست ، اثر گذاشتند . درست است كه به اسم كربلا ، به اسم عاشورا ، به اسم جنگ با دشمن اثر گذاشتند ، ولی ماجرا محدود به آنجا نبود ، درست است كه آقا پیام می دهند به اسم فلان مدرسه ، مثلاً شما نگاه كنید ، پیام اول سال تحصیلی ، به اسم فلان مدرسه است . یا در فلان مدسه می روند و افتتاح می كنند ، یكی بگوید كه این افتتاحیه فقط مخصوص دانش آموزان آن مدرسه بود ، می گوئی آقا این حرف چیست ؟ این حرف چیست ؟ این افتتاحیه برای كل مدارس كشور بود . می گوید : خب قبول كردم ، ولی برای كل مدارس ابتدائی بود ، چون ایشان رفتند در مدارس ابتدائی . می گویند : این حرف چیست ؟ برای كلیه سطوح مدارس بود در كلیه نقاط كشور ، برای كلیه سطوح در كلیه محدوده كشور ، درست است . حالا می گوئیم امام حسین صلوات الله علیه هزار و چهار صد سال پیش در كربلا قیام كردند ، این حرف چیست ؟ امام (ع) در كلیه محدوده عالم ، در كلیه زمانها اثر گذاشتند ، این را هم عرض كنم به خاطر گل روی سیدهای جمع :

یك چشمه بجوشد ، مثلاً یك جا دهن باز كند ، یك چشمه بجوشد ، آب از كدام طرف جاری می شود ؟ از همه طرف ، فوران كه می كند آب از كدام طرف می جوشد ؟ از كدام طرف می ریزد ؟ همه طرف ، حالا تصور كنید یك چشمه ، چشمه زمان هم باشد ، وقتی می جوشد ، آب در كدام زمان می ریزد ؟ در كل زمانها ـ یكبار دیگر تكرار كنم موضوع را ـ یك چشمه وقتی می خواهد بجوشد ، آب از كدام طرف می ریزد ؟ می گوئیم به همه طرف ، منطقی هست یا نه ؟ حالا تصور كنید یك چشمه ، علاوه بر این كه چشمه مادی هست ، یك بعد دیگر هم داشته باشد ، یك بعد دیگر ، چشمه زمان هم باشد ، آب از آن می جوشد ، در كدام زمان می ریزد ؟ كدام زمان را سیراب می كند ؟ لذا " كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا " حتی زمانهای قبلی ، كل یوم عاشورا ، حتی روزهای قبل از عاشورا ، تا آدم (ع) و بلكه تا زمانی كه روز و زمان مطرح بوده ، همه زمانها از كربلا تغذیه شد ، سیراب شد ، تمام زمانها . شما هر ارزشی هر زمانی پیدا كنید ، از كربلا سیراب شده ، از كربلا جوشید ، به آن زمانها رسید . آقا ! هر آبی شما در این سرزمین می بینی هست ، همه از آن چشمه جوشیده . آبهائی كه طرف شرق چشمه هست یا آبهائی كه طرف غرب چشمه هست ؟ می گوید آقا ! كل آبهائی كه در همه طرف چشمه است ، تماماً از این چشمه جوشید ه است . این برایمان منطقی است دیگر . اینها را معلممان یك بار فرمود ، و برایم توضیح داد . دست من را گرفت ، برد . هم به این سو ، هم به آن سو ، چهار نقطه ، ببین ، درآینده ، در گذشته ، در این طرف ، آن طرف ، تمام ارزشها ، در تمام زمانها ، تمام تعلیم و تربیتها ، در تمام زمانها ، از كربلا جوشید . بعد گفت : كربلا ، چشمه ارزشهاست . هر كس در هر زمان در هر مكانی ، سیراب شد از ارزشها از تعلیم و تربیت ، از كربلا برایش جوشید . دیدم عجب ، یك چیزی دارد می گوید این آقا ، قیمت كربلا برایم رفت بالا ، جالب است می گفتیم : كربلا یك سرزمین بی آب و علفی است كه در یك نقطه دور افتاده ای هست و یك سر ی خوبان رفتند آنجا شهید شدند ، و بعد می خوستیم بهتر بگوئیم ، می گفتیم : یك مشت پرنده رفتند در خون امام (ع) غلتیدند ، بعد رفتند این طرف آن طرف پیام را به بقیه پرنده ها دادند ، كه این هنوز هم معلوم هم نیست درست باشد یا نه . قیمت را خیلی كم گرفته بودیم ، ثمن بخس بود . وقتی این آقا این حرف را زد ، گفتم : الآن قیمت كربلا شد قیمت جواهر . من دنبال چنین افرادی زیاد می گشتم در عمرم ، چنین افرادی را پیدا كنم ، یك همچنین چیزهائی را كه یقین داشته باشند در كربلا واقع شده نقل بكنند . خیلی هم از این ماجراها تا حالا شنیدم ، ولی جالب است از تمام كسانی كه شنیدم ، یك نفر بودند . ـ سوال : چه كنیم كربلائی بشویم ؟ مثل ما مثل یك بچه ـ خودم را عرض می كنم ـ مثل یك بچه تخس است ، كه هرچه مادر می گوید بیا ، نمی آید ، خب چكار می كند ؟ یك دانه ظرف شكلات می گذارد ، به هوای شكلات یك ذره بیایم جلوتر ، بعد یك ذره شكلات می خوریم ، بعد مشت می كنیم برمی داریم فرار می كنیم ، می رویم . بعد غذا می گذارد ، به اسم غذا می آئیم ، چون باید غذا را همان جا قاشق قاشق بخوری ، بیشتر پیش او می مانی ، به هر حال غذا را هم كه خوردیم ، باز بلند می شویم ، می رویم . لذا مادر مهربان سعی می كند كه مدام ما را پیش خودش به بهانه های مختلف نگه دارد ، حالا این معارف را كه نقل می كنیم یعنی : بیاه ، بیاه ، بیا ، ما كیف می كنیم ، بیشتر می رویم به سمت معلم . ـ سوال : چه بكنیم كه بمانیم ؟ این معلم اوستا است ، همین كه كسی ، مخصوصاً در یك همچین شبهائی ، بگویید : معلم ، من را پیش خودت نگهدار ، از مادر مهربان امت كسی بخواهد ، نگهش می دارد ، می خواهد فرار كند ، می بیند كه ، دیگر پای فرار ندارد ، صید به دام صیاد می افتد ، دیگر شخص پای فرار ندارد ، مانده ، می گوید كه ، مدام گریه می كند ، بچه را شما به هوای شكلات آوردید ، حالا گرفتید ، مدام گریه می كند ، می گوئید كجا ؟ تازه گرفتمت ، باز می خواهند گولش بزنند ، نگهش دارند . شیعه را ، هی گولش زدند ، آوردند ، ولی خب شیعه بزرگ شده ، شیعه هزار و چهار صد ساله است ، حالا چكار می كنند ؟ می گویند : دیگر تو باید بمانی ، می گوید : نه ، می خواهم بروم ، می گویند : نه تو باید بمانی ، می گوید : نه ، من می خواهم بروم ، می گویند : باشد ، ببین همه جا فتنه است ، ببین چقدر جانور درنده اطرافت هست ، می خواهی بروی ، برو . یك اشاره می كنند ، همه جا پر از جانور درنده می شود ، شخص می گوید : خب حالا من نمی خواهم بروم ، می گویند : نه حالا باید بروی داخلش ، می گوید : من نمی خواهم بروم ، می گویند : نه ، " وَاِنْ مِنْكُم اِلا وارِدُها "  ـ آیه قرآن است ـ  هیچ كس نمی تواند فرار كند ، همه باید وارد بشوند . می گوید : من نمی خواهم وارد بشوم ، می گویند : نه باید وارد بشوی ، می گوید : سعی می كنم خیلی خوب باشم ، می گویند : نه ، حالا كه می خواهی خیلی خوب بشوی باید وارد این فتنه ها بشوی ، وارد سرزمین گرگ ها و … می گوید : اگر وارد بشوم ، چی می شود ؟ می گویند : خب درد هست ، ولی باید وارد بشوی ، آن طرف مهدی (عج) در حالی كه ظهور كردند ، منتظر شما هستند ، می گوید : باشد ولی خیلی درد دارد ، می گویند: چاره ای  نیست باید وارد بشوی . یك كم سبك سنگین می كند ، می بیند چاره ای ندارد باید وارد بشود ، تا می آید بگوید: بـ ..( می خواهد بسم الله بگوید ) می گویند : صبر كن ، بیا با هم برویم ، بیا زیر چادر خودمان ، تا وقتی كه زیر چادرمان هستی ، هر طرفی ما برویم ، تو هم بیائی ، در امانی . خدای نكرده خدای نكرده شیعه بخواهد در این فتنه های بزرگ ، از زیر چادر ما بیرون بیاید ، دچار فتنه می شود ، پس اگر شیعه در فتنه ها درد كشید ، از زیر چادر بیرون رفته ، زیر چادر بیا ، ـ {خطاب به سوال كننده :}كاری نكن دستتان را بگیرند بكشند زیر چادر با خودشان ببرند . عجب ، هر چه می گویم ، باز یك چیز می گویند ، انگار كه می خواهند یك كاری بكنند تا این كه به زور محبتها رابكنند در حلقشان ـ بله ، ما برویم به سمتشان ، دستمان را می گیرند . یك رفیقی هست ، ایشان می گفت : من هر چند وقت یك دفعه یك سر می زنم مشهد ، ببینم آخرین تغییرات در مورد فتنه های آخر الزمان در مورد مسائل بعد آن چه چیزی است ، می روم آنجا نگاه می كنم و از افرادی كه آن طرف پیدا می شوند ، از فردی كه آنجا پیدا می شود ، می پرسم ، بعد می روم كه بدانم وظیفه ام را بر چه اساسی انجام بدهم . گفتیم چه جالب ، ما هم سعی كنیم از این كار ها انجام بدهیم . یك رفیق دیگر گفت : باشد می روم ، رفت آنجا ، هر چه نشست دید كسی نیامد با او یك كلام حرف بزند ، محل به او بگذارد ، گفته بود : همان بهتر كه آدم با بلد راه برود ، بدون بلد راه آدم برود ، هر چه می نشیند ، كسی نمی آید به ما سلام بكند . خب موافق هستید برویم ؟ ـ سوال: در ماجرای كاروان ، حركت كاروان ، از آن اول محمد بن حنفیه می آید امام را نصیحت می كند ، همین طور ، ابن عباس نصیحت می كند ، همسر حضرت زنیب (س) نصیحت می كند ، اینها یعنی واقعاً امام شناس نبودند كه امام را نصیحت نكنند ؟ محمد حنفیه مگر پسر امام علی نبود ، مگر برادر امام حسین نبود ؟ در شدائد معلوم می شود كه چه كسی شیعه هست ، وگرنه شما خدمات ابن عباس را نگاه كنی ، چه كسی به اندازه ابن عباس خدمت كرد در صدر اسلام به اهل بیت علیهم السلام ؟ فرمانده جنگ با خوارج می دانید چه كسی است [فرمانده سپاه اسلام درجنگ نهروان] ؟ می دانستید ابن عباس بوده ، فرمانده جنگ جمل چه كسی بوده ؟ [فرمانده سپاه اسلام در جنگ جمل] عمار یاسر . بله ، ابن عباس چنان بود كه بعنوان فرماند ه لشكر می گذارند او را . دیگر چه كسانی فرمانده لشكر شدند ؟ عمار یاسر و مالك اشتر ، نفر سوم ابن عباس . ببینید كم كسی نبود ، خداوند توفیق عطا كند ما تا آخر بایستیم ، محكم هم باشیم  
جمعه 14/1/1388 - 15:34
دعا و زیارت
قیمت کربلا 2

بعضی خوب خوبها در این ایام محرم و صفر ، تهران می آیند . سعی می‌‌كنم آنها را پیدا كنم . شما در هیأت‌‌ها بنشینید . [آن] آقا صحبت می‌‌كند بشنویم جنبه‌‌های مثبت كلام را بگیریم.

كسی این طرف صحنه را ببیند می‌‌گوید ، دستش قطع شد ، چشمش را تیر زدند . كسی آن ور صحنه را ببیند ، می بیند رفیقش می‌‌گوید تو رفتی بخور بخور كردی ، مردم گریه می‌‌كنند. آنها كه [می خواهند] به درجات بالاتر برسند ، سعی می كنند كسی نباشند كه دیگران از آنها تبعیت كنند . وقتی گفته می‌‌شود اباالفضل ، شما پنجره خانه تصور كنید . خانه : مثالی از امام حسین پنجره : اباالفضل شما از پنجره ، درون خانه را می‌‌بینید . اباالفضل دریچه‌‌ای است بسوی امام حسین (ص) فعلی كه اباالفضل انجام می‌‌دهد یعنی صادره‌های امام حسین (ص) . صاحب خانه از پنجره دست بیرون می‌‌كند و فعل انجام می‌‌دهد . بله ، می خواستند درس بدهند ، درس به جای خود ، ولی ایشان حتی نیتش درس دادن هم نبوده ، یعنی خیلی فرا تر از این ، فقط درس دادن هم نیتش نبوده ، اینكه می گوئیم ایشان رفت برای آب آوردن ، در این راه شهید شد كه من و شما درس بگیریم ، این حرف چیست ؟! خیلی كم داریم می فروشیم ، خیلی كم قیمت گذاشتیم ، پس چی باید بگوئیم ، ایشان اگر به سمت فرات رفت ، در همان رفتنش ، درمحدوده ای كه داشت ، كار انجام داد ، با رفتنش كار انجام داد و كلی در نظام عالم ، در آن حیطه ای كه خداوند برایش قرار داده بود ، كار انجام داد ، كلی كار انجام داد . این را منطقی بدان كه واقعیت هم همین بوده . من شنیدم از بعضی كسانی كه چشمشان جنبه های فراتر از دنیا را می دید ، اتفاقاً یك بار كه پیش یكی از این افراد رفتم ، گفتم یك چیز برای من بگو شما ، گفتم حضرت اباالفضل چكار كرد به سمت فرات رفت ؟ این را برای من توضیح بده این كه برای چند تا بچه رفت آب بیاورد ، درست ، قبول دارم ، اینكه درس خواست به آیندگان بدهد ، این را هم قبول دارم ، ولی فكر می كنم تمام ماجرای اباالفضل این نیست ، ایشان خوشحال شد ، ایشان كه چشم داشت ، می دید ، جنبه های فراتر از دنیا را خیلی خوشحال شد ، از این طور نتیجه گیری ، خیلی خوشحال شد . خب ، كلی طول كشید بنده ایشان را توانستم تحریكش بكنم كه یك چیزی بگوید ، چون الحمدلله خداوند توفیق عطا كرده مدتی است سعی كردم به این تهران محدود نباشم ، بروم مسافرت ، چند تا مسافرت من رفته باشم ، خوب است ؟ این قدر رفتیم مسافرت ، این طرف آن طرف ، خیلی هم مزه دارد ، كیف دارد ، آدم یك دانه ماشین درست و حسابی داشته باشد ، بلند شود راه بیافتد ، ماشین هم نبود سوار اتوبوس بشود .  پس به اباالفضل نگاه می كنیم ، اباالفضل یعنی دریچه ای بسوی امام حسین صلوات الله علیه ، فعلی كه اباالفضل انجام می دهد یعنی صادره های امام حسین صلوات الله علیه از این دریچه . شما در خانه تان هستید ، دستتان را از پنجره بیرون می كنید ، مثلاً اشاره ای می كنید ، دستتان را از پنجره بیرون می كنید یك كاری انجام می دهید ، بیرون پنجره یك چیزی بر می دارید ، چه كسی انجام دارد می دهد ؟ صاحب خانه دارد از پنجره دست بیرون می كند یك چیزی بر می دارد . اگر به این دید به ماجرای اباالفضل (ع) نگاه كنیم ببینیم چه طور می شود ، اباالفضل می رود بسوی فرات ، چه كسی دارد می رود به سوی فرات ؟ امام (ع) از دریچه وجود اباالفضل چه دارد دیده می شود ؟ فعل امام دارد دیده می شود . و یادتان باشد كسانی كه از یك سطحی بخواهند بالاتر بروند ، مثل اباالفضل ، سعی می كنند ، پنجره باشند ، اگر شخص باشند ، اصلاً نمی توانند بروند ، سنگینند ، اگر شیء هم باشند نمی توانند بروند بالا ، سنگینند . باید شخص بودنشان را ، شخصیتشان را بیاندازند . یك بالون می خواهد برود بالا ، به یك ارتفاعی می رسد می ایستد ، آیا این بالون می تواند بالاتر هم برود ؟ بله ، چطور می شود ؟ اشیائی كه آنجا است بیاندازیم پائین ، به یك جایی برسیم ، من می خواهم این بالون بالاتر هم برود ، دوربین هم در آن كار گذاشتم ، می خواهی بالاتر برود ، خودت هم باید با چتر بیائی پائین ، تا وقتی خودت ، همه چیز را انداختی ؟ بله ، ولی تا وقتی خود شما آنجا هستی وزن داری ، بالون نمی تواند بالا برود . بالون مال شماست ، باشد ، اگر می خواهی كه خودت هم بایستی آ نجا ، بالون هم در این ارتفاع می ایستد ، ولی اگر می خواهی بالاتر برود ، از آن بالاتر ها عكسی تهیه كند ، شما باید بیائی پائین ، این منطقی هست ؟ افراد از یك سطحی در درجات فضل بخواهند بالاتر بروند ، شخصیتشان را هم باید بیندازند . اگر قائل هستیم كه اباالفضل (ع) خیلی بالا رفت ، باید قائل باشیم كه ایشان ، دیگر شخص نبود ، شخص بودن خودش را گرفت ، یا این كه امام (ع) ایشان را رشد دادند ، یعنی شخص بودن اباالفضل را از او گرفتند ، اگر قائل بشویم كه ایشان شخصی هست ، شخصیتی دارد ، دیگر نباید قائل باشیم كه ایشان رشد كرده واین دو تا با هم جمع نمی شود ، گرفتید مطلب را ؟ و اگر این طور نگاه كنیم اباالفضل (ع) قیمتش خیلی می رود بالا، دیگر نمی گوئیم یكی از یاوران آقا ، نه ، پنجره وجود امام (ع) دیگر نمی گوئیم كه قیمت فعل اباالفضل (ع) چقدر است ؟ فعل اباالفضل چیست ؟ آنها كه انجام شد ، قیمتش ، قیمت فعل امام است ، پس چه كسی دستش را می برد زیر آب و می آورد بالا ؟ امام (ع) از دریچه وجود ایشان ، پس ببینید ، قیمت آن آب آوردن ، قیمت آن بسوی آ ب رفتن ، قیمت آن آب بالا آوردن چقدر زیاد می شود .  حالا یك چیزی عرض می كنم ، چه كسی دستش قطع شد ؟ گرفتید ؟ چه كسی دست راستش ، چه كسی دست چپش قطع شد ؟ چه كسی تیر به چشمش خورد ؟ چه كسی عمود بر فرقش خورد ؟ چه كسی افتاد زمین ؟ حالا اینجا بفهمید كه چه دردی بر امام (ع) وارد شد ، و امام حسین صلوات الله علیه چند بار شهید شد ؟ این طوری سوز كربلا قیمتش بیشتر می شود ، درست است ؟ تمام این دردها بر یك نفر وارد شد ، بعد از شهادت یاران ، خب دیگر درد بر امام حسین صلوات الله علیه وارد نشد ؟ نه ، زینب سلام الله علیها هم پنجره ای از پنجره های خانه است ، خانه چه كسی ؟ اشتباه نگیرید خانه یك خانه است ؛ بیت فاطمه (س) . یكی از ساكنین بیت فاطمه (س) ، امام حسین صلوات الله است . امام حسین صلوات الله از داخل این خانه دستش را دراز می كند ، كار انجام می دهد ، از این پنجره ، از پنجره های این خانه ، یك پنجره اباالفضل ، یك پنجره زینب (س) ، یك پنجره علی اكبر (ع) . علی اكبر (ع) وقتی كه تكه پاره می شود ، چه كسی  از این پنجره آمده بود بیرون كه تكه پاره شد ؟ نمی دانم چقدر توانستید بگیرید . آدم وقتی اینها را فكر می كند ، قیمت مصیبت كربلا بیشتر می شود . مصیبت بر ده ها نفر وارد نشد ، بر یك نفر وارد شد ، بر یك نفر وارد شد ، قیمت به میدان رفتن علی اكبر بیشتر می شود . چون ، چه كسی به میدان رفت ؟ علی اكبر چیست ؟ توانستید متوجه بشوید ؟ قیمت افعال افراد در كربلا می رود بالا ، قیمت مصیبتها هم می رود بالا ، آدم دیگر می خواهد سر به بیابان بگذارد . بله ، چون دیگران جاهلند به این مسائل ، اینها را مطرح نمی كنند ، می گویند : بمیرم ، اباالفضل رفت آب بیاورد ، تشنه بود و افتاد زمین و چنین وچنان شد ، در حالی كه مسئله خیلی فراتر از این حرف ها است . خب همین را اگر بنشینیم هضم كنیم و بر این اساس بخواهیم تفسیری بر ماجرای كربلا بنویسیم ، یك چیزی بدست می آید كه باید آن كتابی كه بدست می آوری شما ببری در عمق یك چاه دفن كنی ، یك چاه بكنی آن را در عمق بگذاری ، بعد رویش را پر كنی ، هیچ جا نباید نقل بشود ، هیچ وقت نباید چاپ بشود ، چون خیلی ها نمی توانند تحمل كنند ، باورشان نمی شود ، شاید بگوئیم  چطور می شود ؟ برای این كه یك مقداری به ذهن نزدیكتر بشود ، امام (ع) می فرمایند : هر دردی كه به شیعیان برسد ، در اصل به ما وارد شده . از قول امام صادق (ع) ظاهراً داریم ، یكی می آید می گوید : من امشب تب داشتم ، می فرمایند : می دانم ، می گوید : آقا شما از كجا می دانید ؟ [می فرمایند] از آنجا كه آن تب را خودم هم د اشتم ، یعنی چه ؟ اگر تو تب داشتی من هم داشتم ، به من وارد شد ، بعد به تو . 
جمعه 14/1/1388 - 15:33
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته