• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5864روز قبل
دعا و زیارت
یکی از کارهایی که خیلی سفارش شده حتی تو قرآن و به واسطه آن خدا پیامبر را به مقام محمود رسانده، نماز شب هست.وقتی در دل شب، در تاریکی مطلق انسان بلند می شود و نماز می خواند تازه می فهمد الله نور السموات و الارض یعنی چه. یاد آخرت و قیامت می افتد که اگر هیچ نوری نداشته باشد چگونه می خواهد آنجا حرکت کند؟ اگر در ظلمات جهل و ظلم در این دنیا به سر ببرد در آن دنیا نمود پیدا می کند و در تاریکی قرار می گیرد یعنی هیچ توشه ای نداشته که آنجا چراغ راهش باشد، که از نور آن علم و عمل صالحش آنجا استفاده کند.ترس و بی پناهی و تاریکی و سکوت شب، حس هایی هستند که به سراغ آدم می آیند و خودشان را پررنگ می کنند.این حس ها آدم را متوجه خدا می کند و باعث می شود واقعیت را بدون زرق و برق دنیا ببیند، بداند فقط خداست که هست و بقیه بدون اراده آن وجود ندارند. فقط خداست که می شود به او امید داشت، می شود به او اعتماد کرد، می شود به او تکیه کرد، می شود به او پناه آورد.ترسی که در آن ظلمات بر انسان حاکم می شود در روز باعث هدایتگری انسان می شود. این ترس یکی از الطاف خداست نسبت به ما، خدا سر ما منت می گذارد و این ترس را نصیبمان می کند ترس همراه با امید به رحمت و دستگیری خداوند. اگر این ترس نباشد روزها و شب ها می گذرد و ما به خود نمی آییم، وجدان درد نمی گیریم و اراده نمی کنیم خودمان را اصلاح کنیم.نماز شب آدم را وادار به فکر کردن می کند، همان فکری که از 1000 سال عبادت بهتر است و چقدر در قرآن توصیه شده به فکر کردن.
سه شنبه 1/4/1389 - 9:8
شهدا و دفاع مقدس
در روزهای نخستین اسارت که وسایل مناسب آن شرایط، برای گذران اوقات فراغت نبود، هر کس در فکر فرو می رفت که برای مشغول شدن به کاری سالم که نتیجه ی مطلوب به دست دهد، چه کند؟اسیران ایرانی می دانستند که بی کاری، چیزی جز کسالت، اندوه، ناامیدی به آینده و تسلیم شدن در برابر دشمن و سرانجام مرگ تدریجی در پی ندارد، بنا بر این به تناسب شرایط و اوضاع اردوگاه تلاش می کردند تا خود را به کاری مشغول سازند. سنگ سایی از همان روزهای اول رواج یافت. برخی از آن ها سشنگ هایی که در اردوگاه می یافتند، زیر پای خود قرار می دادند و هنگام راه رفتن، آن را روی زمین می کشیدند تا ساییده شود و بر طبق خواسته ی آن ها، شکل و قالب مورد نظر به خود بگیرد. سپس با ظرافت آن را شکل می دادند.«خون ریزی داخلی، سخت ناتوانش کرده بود. به جای استراحت که سخت محتاج آن بود، قلب های کوچک سنگی می ساخت.هر گاه او را به بیمارستان صلاح الدین می بردند، قلب ها را با خود می برد.هر کدام از آن ها را که به عنوان هدیه ای اسارتی به پزشکان عراقی می داد، قلب سنگی آن ها نرم می شد و کمی بیشتر به دوستان بیمار و اسیرش رسیدگی می کردند.آن گاه او خوشحال می شد.»متن بالا قسمتی از کتاب «رهاورد غربت» است که به کوشش عبدالمجید رحمانیان تهیه شده است.این کتاب به معرفی صنایع دستی در اسارت با وسایلی مانند سیم خاردار به جای سوزن و مته و وسایل پیشرفته ی صنعتی می پردازد و حاکی از قدرت ایمان بالای اسیران ایرانی است.صنایع دستی  مانند تسبیح که اولین نیاز یک اسیر بود از چوب، سنگ، فلز، گِل، هسته ی خرما و نوک خودکار که ساعت ها و روزها کار مداوم می طلبید ساخته می شد.یکی دیگر از کارهای آنان، گیوه بافی بود که با استفاده از تابیدن نخ های جوراب، حوله و ... این کار انجام می شد. آلبوم سازی، کیف سازی، صحافی قرآن و دست نوشته ها و بسیاری صنایع دیگر که در کتاب ذکر شده است، از دیگر کارهای اسیران بود.تمامی این صنایع با استفاده از سسیم خاردار، دوک دست ساز، پلاستیک، تکه ای پارچه و دیگر وسایل ابتدایی با صرف مقدار زیادی وقت با حوصله و ذوق، هنر و علاقه ساخته می شد.این صنایع به همدیگر هدیه داده می شد یا توسط صلیب سرخ برای خانواده فرستاده می شد تا باعث شادی آن ها گردد.انتشارات پیام آزادگان این کتاب را به چاپ رسانیده است.هدف از تدوین این کتاب این بوده است که نشان دهند اسرای مظلوم ایرانی، با وجود شکنجه ها و فشارهای روحی و جسمی و درد هجران و غربت، نه تنها در رکود و انزوا قرار نگرفتند بلکه با اخلاص، عشق و پایبندی به ارزش های انسانی و وفاداری به میهن اسلامی خویش، در جهت فعالیت های فرهنگی و هنری و اجتماعی تلاش نمودند.ممنون باشیم از رزمندگان به خاطر امنیت و آزادی که با جانشان به ما هدیه کردند.این کتاب مصور را تهیه کنید و از آن لذت ببرید.در پایان قسمتی دیگر از متن را می آورم:نگهبان خودی عراقی ها را می پایید، بچه ها در آسایشگاه دوزانو نشسته بودند و آخرین پرده از تئاتر «هدیه» را تماشا می کردند، زیباترین نقاشی که تاکنون دیده بودند.به پرده ی گلدوزی شده ی مقابلشان نگاه می کردند که در میان صحنه نصب شده بود. ضریح امام هشتم را به ظرافت با نخ های طلایی گلدوزی کرده بودند.نخ هایی جدا شده از حوله ها که با آب جوش و پوست پیاز،زرین شده بودند.سه ماه کار دور از چشم عراقی ها، حالا نتیجه داده بود. بچه ها بی اختیار اشک می ریختند و امام رضا را صدا می زدند.بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنو و عملوا الصالحات و تواصعوا بالحق و تواصعوا بالصبر

 

يکشنبه 30/3/1389 - 11:11
شهدا و دفاع مقدس

بازم از شهید علم الهدی

شهید علم الهدی و یارانشون از جمله شهیدای جریان ساز بودن.اون زمان که اول جنگ بود، جنگ رو کسی نمی شناخت، اول جنگ بود، جنگ مظلوم بود، کسای زیادی نمی رفتتن جبهه.اما اون زمان خبر شهادت شهید علم الهدی دانشجوی رشته تاریخ دانشگاه مشهد و دوستاشون که بیشتر دانشجو بودن اونم رشته های مهم اونم دانشگاه های بزرگ و مهم کشور مثل پزشکی تهران و ... و جمعی از عشایر منطقه هویزه، برای همه این سوال رو ایجاد کرد که مگه چقدر این جنگ مهمه که نخبگان کشور همه اونجوری شهید شدن.تو جبهه هویزه، با دست خالی یعنی سلاح های کم و از همه مهم تر درس و تحصیل و دانشگاه رو ول کردن رفتن بجنگن؟ چرا؟شهید علم الهدی و دوستاشون جریان ساز بودن، یعنی باعث شدن خیلی ها حواسشون جمع بشه که یه وظیفه مهمی، از همه چیز مهم تر الان دارن و نباید از اون غفلت کنن.مخصوصا اینکه حتی نحوه شهادت اونها یادآور شهادت امام حسین و یارانشون بود و دقیقا عاشورا و امام هم جریانی رو به وجود آوردن که دین زنده بمونه و هنوز این جریان ادامه داره.حماسه هویزه: حدود 100 روز از جنگ می گذشت. هر ساعت صدها موشک، گلوله توپ و خمپاره به شهرها اصابت می کرد و دشمن در سراسر مرز ایران و عراق شهرها و روستاهایی رو به اشغال خود درآورده بود. در 16 دی ماه 1359 جمعی از دانشجویان پیرو خط امام و مردم منطقه با اسلحه اندک و توکل به خدا به صورت نیروی پیاده به فرماندهی شهید سید محمد حسین علم الهدی با پشتیبانی تانک ها و توپخانه ارتش در عملیات نصر به دریای تانک ها و نفرات دشمن هجوم آورده و در ساعات اولیه، تکبیرگویان حدود 800 نفر را به اسارت درآوردند. روز بعد پیشروی ادامه داشت و سپاه اسلام با هدف آزادسازی پادگان حمید به پیش تاخت. در ساعت 4 عصر دستور عقب نشینی از سوی بنی صدر صادر شد و اصرار شهید علم الهدی برای عملیات بی نتیجه بود.ارتش عراق با سازماندهی جدید به نیروهای ایران حمله ور شد، افراد شهید علم الهدی در محاصره ده ها تانک و هواپیما قرار گرفتند و با لب تشنه و مظلومانه به شهادت رسیدند و حماسه هویزه را در تاریخ سرخ اسلام آفریدند.
شنبه 29/3/1389 - 20:11
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته