خانواده
کلید زندان انتظار در دستان من و توست
با اصلاح خود ،
می توان قفل ها را گشود . .
پنج شنبه 30/2/1389 - 3:56
خانواده
« به نام خدا »
سلام . .
اسم فاطمیه که میاد دل آدم می گیره
دل آدم می گیره از بی وفایی مردم
از کینه های بر افروخته
از درب سوخته
از پهلوی شکسته
از میخ داغ و شعله افروخته
از دست های بسته
از سیلی یه نامرد
از قلاف شمشیر و بازوی شکسته
از ضخم زبان
از عیادت طلبی قاتل
از زمین گیر شدن و خونه نشینی مرد میدان
از غسل و تشییع شبانه
از تدفین غریبانه
از قبر مخفی و گریه های شبانه
نجوا و درد دل با چاه
از غم و درد این زمانه . .
" از میان شما رفته اند آن ها که یاد می کردند و به یاد میاوردند ٬
و به جای مانده اند فراموشکاران و آنها که خود را به فراموشی زده اند . "
حضرت علی علیه السلام
کی خواهد رسید آن زمانی که ؛
منتظر واقعی به انتظار پایان دهد ؟
قاتلین مادر را با طناب آویزان کند ؟
و با باقیمانده ی همان هیزمی که درب خانه ی علی را سوزاندند ٬
آتششان زند و به درک واصل کند ؟
پروردگارا به حق قطره های خونی که بر خاک کوچه بنی هاشم چکید
فرج منتقم قاتلین مادر را برسان
پی نوشت ها : غرر الحکم
دوشنبه 27/2/1389 - 23:41
خانواده
غروب جمعه نمایان شد
آسمان پر ابر ، خیس باران شد
در این تاریکی
همراه با صدای شر شر باران
زخم کهنه ای در دل ؛
خود نمایی می کند
و به امید مرحم
باز هم آل یس می خوانم . .
شنبه 25/2/1389 - 1:32
مهدویت
صبح جمعه است
تا غروب خیلی مانده
عوض نشستن و چشم به راه بودن بلند شید و به خودتون برسید
خودتون رو درست کنید
که تا وقتی خودتون رو درست نکنید
آقا نمیاد
و با این اوصاف اگه چشمتون به راه باشه
مطمئن باشید فقط خودتون رو مسخره کردید
بروید خودتان را اصلاح کنید که کلید فرج در همین است . .
جمعه 24/2/1389 - 8:14
شعر و قطعات ادبی
ای غایب از این محضر از مات سلام الله
وی از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نور پسندیده وی سرمه هر دیده
احسنت زهی منظر از مات سلام الله
ای صورت روحانی وی رحمت ربانی
بر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آیی
ای ماه تو را چاکر از مات سلام الله
ای غایب بس حاضر بر حال همه ناظر
وی بحر پر از گوهر از مات سلام الله
ای شاهد بینقصان وی روح ز تو رقصان
وی مستی تو در سر از مات سلام الله
ای جوشش می از تو وی شکر نی از تو
وز هر دو تویی خوشتر از مات سلام الله
شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی
هم مشکی و هم عنبر از مات سلام الله
چهارشنبه 22/2/1389 - 23:13
شهدا و دفاع مقدس
پندار ما این است
که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است
که زمان ٬ ما را با خود برده است و شهدا مانـده انـد .
سید مرتضی آوینی
سه شنبه 21/2/1389 - 23:17
خانواده
نا گفته هایم بسیارند
لکن ،
سکوتم گفتنی هایش بیشتر است . .
سه شنبه 21/2/1389 - 2:20
شعر و قطعات ادبی
سلام ای دل ، دل بی تاب و تنها
سلام ای دل ، دل مجنون و شیدا
دل خوبم کسی این را نفهمید
چه روزی بود عشقت گشت پیدا!!؟
دلا دیروز عاشق گشته بودی
بگو بود عشق یا شب زنده داری ؟
صباحی را به فکر وهم و تقصیر
و شب در انتظار و بی قراری
و اینک در میان شام تاریک
دل من بی قراری باز می خواست
نظر کار غمش افزون همی کرد
و عقل از شور عشق دوست می کاست
نشستم در سرای بی کسی من
من بی او ، من بی من دوباره
بزد دست دلم چنگی غم آلود
شد از آوای آن دل پاره پاره
دل غمگین به پای عشق او مرد
سر شیدا برای عشق او سوخت
دو چشمم پر ز آب و خون دل شد
به راه رفتنش خود را به در دوخت
دلم آرام باش ای قلب واله
خدا با ماست تنها یار جانی
دلا یاران جانی هم سه قسمند
جوانی و جوانی و جوانی
پی نوشت : از خودم نیست ولی مال خودمه
دوشنبه 20/2/1389 - 8:52
خاطرات و روز نوشت
" از میان شما رفته اند آنها که یاد می کردند و به یاد می آوردند ،
و به جای مانده اند فراموش کاران و آنها که خود را به فراموشی زده اند "
امام علی علیه السلام
پی نوشت : نرم افزار موبایل غررالحکم
يکشنبه 19/2/1389 - 7:44