• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 6000روز قبل
شعر و قطعات ادبی
 

 

کفش هایم پر خواب

کفش هایم پر آب

و دلم رفت که رفت

بی خبر ، تا ته آن روزن دور

و من و عمق سکوت

و من و  شام سیاه

راستی قاصدک پیر از این کوچه گذشت ؟

منتظر بودمش ، افسوس چه بی حوصله بود

لحظه ای صبر نکرد

ببرد نامه اشکین مرا

و بگوید دلکم زود بیا

سید محمد حسین روان بخش

 
جمعه 16/11/1388 - 9:42
شعر و قطعات ادبی

 

 

چهل روز است هجران من و تو

 

که هر روزش مرا چندین چهل روز..

 

چهل منزل ، چهل محمل ، چهل زخم

 

اسیری و من و داغ و غم و سوز

 

تو و یك بوریا و یك نیستان

 

و دست و چشم و مشك و تیر و دندان

 

من و یك كاروان و گوشواره

 

شب و ویرانه و ناخوانده مهمان

 

تو و ظهر و نماز و تشنه كامی

 

تو و داغ عزیزانت تمامی

 

من و عصر و رگِ ببریده بر لب

 

من و كعب نی و گرگان شامی

 

همه عشق و همه هجر و همه سوز

 

تنور و نیزه و تشت و شب و روز

 

چهل روز است هجران من و تو

 

که هر روزش مرا چندین چهل روز..


سید محمد حسین روان بخش

 

پنج شنبه 15/11/1388 - 9:33
شعر و قطعات ادبی
شکلکی می کشم بدین ترفند

دولب و چشم و ابروان کمند

گیسوانی مجعد و مشکی

دربلندی بسان یال سمند

میکشم گوش و بینی وصورت

و تنی فربه  ، قامتی نه بلند

چشمها اندکی ضعیف شده

عینکی می کشم  و یک لبخند

دست کوتاه و آرزو بسیار

پای رنجور و راه تا الوند

راستی کفش های شکلم نیست

باز سهراب و وسعت آن پند

ذهنی از واژه های رنگارنگ

قلبی از اشک ، گونه ای از قند

می نویسم یکی دو بیت دگر

تا مگر شکلکم شود خرسند

هدیه می آورم برای شما

میکشم خویش را دوباره به بند

 

 بیست و چهارم آذر ماه 87 

شنبه 15/1/1388 - 16:40
ادبی هنری

ابریست آسمان ، دل مان بغض میکند

اصلا تمام کون و مکان بغض میکند

انگورها دوباره به راه اوفتاده اند

از کاخ تا به خانه جهان بغض می کند

از بس نشسته است زمین بغض می کند

بس ایستاده است زمان بغض می کند

در را ببند ، آخر کار است ، بار نیست

یک نوجوان دوان و دوان بغض می کند

گویا مدینه تا حرم طوس لحظه ایست

این لحظه سالهاست گران بغض می کند

سید محمد حسین روان بخش

پنج شنبه 8/12/1387 - 7:59
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته