• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 31
تعداد نظرات : 19
زمان آخرین مطلب : 5790روز قبل
طنز و سرگرمی
غرور برای مرد مثل یه اسبه که بر اون سواره و برای زنها مثل دروازه ایه رو به قلبشون  خب البته میدونید که راههای ورود به قلب خانمها معمولا تنگ و صعب العبورن پس حتی اگه ورودیه قلب خانما دروازه باشه دروازه ای کوتاهه میدونید که برای عبور از دروازههای کوتاه و تنگ باید از اسب غرورمون پیاده شیمو افسار غرور رو به دست بگیریم تا سرمون به طاق دروازه نخوره و جلو طرفمون کنف نشیم.
سه شنبه 2/6/1389 - 17:31
ادبی هنری

عاشق همواره در انتظاری دردناک اما شیرین برای معشوق به سر میبرد تا ان روز که معشوق زیبا بر درب خانه ی عاشق میکوبد هم ان کس که بر در میکوبد لیلی است و هم ان کس که در میگشاید زیرا در خانه ی دل عاشق یک تن جای میگیرد و عاشق همه معشوق است.


چهارشنبه 2/4/1389 - 19:23
آموزش و تحقيقات
 پزشکی شاخه‌ای از علوم سلامت است. هدف پزشکی حفظ و ارتقاء تندرسی، درمان بیماری‌ها و بازتوانی آسیب دیدگان ( مانند فیزیوتراپی افراد فلج) می باشد. این هدف با شناخت بیماری‌ها، تشخیص و درمان و جلوگیری از بروز آنها به انجام می‌رسددیباچه: در حال حاضر، نظام آموزش پزشکی عمومی‌، شامل 4 دوره علوم پایه، فیزیوپاتولوژی، کارآموزی بالینی و کارورزی بالینی است .دوره علوم پایه دوره علوم پایه پزشکی 5 ترم تحصیلی است که با اتمام آن،‌ دانشجویان مجاز به ورود به دوره بعدی(فیزیوپاتولوژی) هستند و پیش از ورود به دوره بعدی،‌ امتحان جامع علوم پایه پزشکی از تمام دانشجویان به طور سراسری و همزمان، توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تمام دانشگاه‌های علوم پزشکی به عمل می‌آید و قبول‌شدگان،‌مجاز به ورود به دوره فیزیوپاتولوژی خواهند بود. این امتحان، در بردارنده‌ی مباحث تدریس شده در دوره علوم پایه است. درس‌های این رشته در طول تحصیل
دروس علوم پایه:
بیوشیمی، بافت‌شناسی،، تشریح (نظری- عملی)، تشریح (آناتومی) (نظری ـ عملی)، فیزیولوژی(نظری ـ عملی)، ایمونولوژی(نظری)،اپیدمیولوژی، روانشناسی، جنین‌شناسی، تغذیه، ژنتیک، زبان تخصصی، آسیب‌شناسی عمومی، انگل‌شناسی، میکروب‌شناسی دوره فیزیوپاتولوژی این دوره شامل 31 واحد درسی است که دو ترم تحصیلی طول خواهد کشید. در پایان این دوره معدل دانشجو از دروس فیزیوپاتولوژی، باید دست‌کم 12 باشد، در غیر این صورت دانشجو باید درس‌هایی را که در آنها نمره کمتر از 12 آورده است،‌ مجدداً بخواند. حداکثر مدت مجاز،‌در مراحل اول و دوم (علوم پایه و فیزیوپاتولوژی) 5 سال است. در پایان این دو دوره دانشجویانی که همه‌ی واحدها را با موفقیت بگذرانند، به دوره‌ی کارآموزی بالینی راه می‌یابند. باید توجه داشت که ملاک قبولی در امتحانات این مرحله، کسب حداقل نمره 12 از 20 است؛ در حالی که در دروس پایه، ملاک کسب نمره 10 از 20 می‌باشد.
دروس فیزیوپاتولوژی :
آسیب‌شناسی اختصاصی، فارماکولوژی، سیمیولوژی، دوره‌های فیزیوپاتولوژی ارگان‌ها .دوره ‌کارآموزی بالینی دانشجویان پزشکی در این مرحله قادر هستند تا آموخته‌های خود را از دروس مختلف با یافته‌های بالینی از بیماران بستری در بیمارستان‌ها تطبیق داده و با بهره‌گیری مناسب از روش‌های تشخیص آزمایشگاهی، بیماری را تشخیص دهند و اقدامات مناسب درمانی را برای بیمار انجام دهند. این دوره شامل 97 واحد درسی است که در چهار بخش اصلی ارائه می‌گردد و عمدتاً مسائل رایج در پزشکی عمومی را شامل می‌شود که عبارتند از داخلی، جراحی، زنان و کودکان. در سایر بخش‌ها که بخش‌های فرعی محسوب می‌شوند نیز بیماری‌های شایع در آنها آموزش داده می‌شود. با توجه به این مطلب، چهار رشته اصلی جراحی، داخلی، زنان و کودکان زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند. در دوره کارآموزی، دانشجویان باید روش برخورد با بیمار، تهیه شرح حال بیمار و نحوه تشخیص و درمان را فرا بگیرند تا در دوره‌ بعدی - کارورزی- که خود تصمیم گیرنده خواهند بود، بتوانند به کمک بیماران بشتابند و تصمیمات لازم را اتّخاذ نمایند. در دوره کارآموزی نمره قبولی در دروس عملی و نظری 12 است و معدّل کلّ دوره کارآموزی باید بالای 14 باشد و چنانچه کمتر از 14 باشد، باید واحدهای با نمره کمتر از 14 تکرار شود تا معدل کل به 14 برسد. در پایان این دوره، دانشجویان قبل از ورود به دوره کارورزی در امتحانی به نام امتحان جامع کارورزی شرکت می‌نمایند و پس از قبولی به دوره کارورزی وارد می‌شوند. چنانچه دانشجویی در امتحان مربوط قبول نگردد، حداکثر 4 مرتبه می‌تواند در این امتحان شرکت نماید.
دروس کارآموزی بالینی :
بیماری‌های اعصاب، بیماری‌های عفونی، کارآموزی داخلی، بیماری‌های جراحی، بیماری‌های ارتوپدی، بیماری‌های عفونی، کارآموزی جراحی، تاریخ و اخلاق پزشکی، بیماری‌های کودکان، پزشکی قانونی و مسمومیت‌ها، فارماکولوژی بالینی،‌ کارآموزی چشم،‌ کارآموزی پوست، کارآموزی بهداشت، کارآموزی بخش کودکان،‌ بهداشت، کارآموزی گوش و حلق و بینی، کارآموزی ارتوپدی. بیماری‌های زنان و زایمان، کارآموزی رادیولوژی، بیماری‌های روانی، کارآموزی روانپزشکی.دوره کارورزی بالینی این دوره آخرین مرحله آموزش پزشکی است و آن را دوره انترنی نیز می‌گویند. این دوره 64 واحد درسی است و 18 ماه به طول می‌انجامد. در دوره کارورزی،‌دانشجویان مسؤولیت معاینه‌ی بیماران و تشخیص و اقدامات درمانی را در بیمارستان بر عهده خواهند داشت و آموخته‌های خود را در دوره‌های قبل به طور عملی انجام خواهند داد تا آماده پذیرش شغل پزشکی در جامعه شوند و بتوانند به طور مستقل به درمان بیماران بپردازند. در پایان این دوره و قبل از فراغت از تحصیل، کارورزان باید درس پایان‌نامه را که 6 واحد درسی است، آغاز کنند.
دروس کارورزی بالینی:
کارورزی بخش جراحی، کارورزی بخش چشم، کارورزی بخش سوانح و سوختگی، کارورزی بخش ارتوپدی، کارورزی بخش ارولوژی، کارورزی بخش اطفال، کارورزی بخش بهداشت، کارورزی بخش گوش و حلق و بینی،‌ کارورزی بخش داخلی، کارورزی بخش زنان و زایمان، کارورزی بخش اورژانس، کارورزی بخش نفرولوژی، کارورزی بخش پوست، کارورزی بخش روانپزشکی .
توانایی‌های لازم :
تصور بسیاری از داوطلبان ورود به دانشگاه به خصوص داوطلبان علاقه‌مند به رشته پزشکی این است که دانشگاه مثل یک قیف برعکس است که ورود به آن مشکل و خروج از آن بسیار ساده است. در حالی که به گفته‌ دانشجویان این رشته، یک دانشجوی پزشکی باید آمادگی مطالعه، تحقیق و پژوهش را در حد بسیار گسترده و فراگیر داشته باشد؛ یعنی اگر دانشجو بسیار کوشا و علاقه‌مند نباشد و تنها برای عنوان "دکتری" وارد این رشته شده باشد، حتی نمی‌تواند مدرک دکترای عمومی خود را به دست بیاورد. زیرا دوره پزشکی عمومی نسبت به رشته‌های دیگر، طولانی‌تر است و در طی این مدت دانشجو باید درس‌های متعدد، متنوع، حجیم و نسبتاً پیچیده و دشواری را مطالعه کند.
موقعیت شغلی در ایران :
امروزه از گوشه و کنار می‌شنویم که برای فارغ‌التحصیلان پزشکی بازار کار مناسبی وجود ندارد. در حالی که هنوز در بسیاری از شهرهای کوچک و مناطق محروم با کمبود پزشک مواجه هستیم. از سوی دیگر فارغ‌التحصیل پزشکی حتماً نباید در مطب بنشیند و نسخه بنویسد، بلکه در زمینه پزشکی شغل‌های مختلفی هست که می‌توان انجام داد. برای مثال زمینه‌های تحقیقی بسیاری در این رشته وجود دارد. امّا متأسفانه تعداد فارغ‌التحصیلانی که مایلند در این زمینه کار کنند، بسیار انگشت‌شمار است
شنبه 10/11/1388 - 18:27
دعا و زیارت
 «اخلاق» جمع «خُلق» و به معناى نیرو و سرشت باطنى انسان است که تنها با دیده بصیرت و غیرظاهر قابل درک است. در مقابل، «خَلق» به شکل و صورت محسوس و قابل درک با چشم ظاهر، گفته مى شود.(اصفهانى، راغب: معجم مفردات الفاظ القرآن، ص 159)

«خُلق» را صفت نفسانى راسخ نیز مى گویند که انسان، افعال متناسب با آن صفت را بى درنگ، انجام مى دهد. مثلا فردى که داراى «خُلق شجاعت» است، در رویارویى با دشمن، تردید به خود راه نمى دهد.

این حالت استوار درونى، ممکن است در فردى به طور طبیعى، ذاتى و فطرى وجود داشته باشد; مانند کسى که به سرعت عصبانى مى شود و یا به اندک بهانه اى شاد مى گردد.
منشأهاى دیگر خُلق، وراثت و تمرین و تکرار است; مانند این که نخست با تردید و دودلى اعمال شجاعانه انجام مى دهد، تا به تدریج و بر اثر تمرین، در نفس او صفت راسخ شجاعت به وجود مى آید; به طورى که از این پس بدون تردید، شجاعت مى ورزد. صفت راسخ درونى، ممکن است «فضیلت» و منشأ رفتار خوب باشد و یا «رذیلت» و منشأ کردار زشت. به هر روى بدان «خُلق» گفته مى شود
احسان به مردم  
 

احسان و نیکی به مردم از جمله وسایلی است که نزدیکی به خدا را سرعت می‌بخشد، مانع نزول بلا و موجب برطرف‌شدن سختی‌ها و مشکلات می‌شود، و از همه مهم‌تر محبوبیت در نزد خداوند متعال را که منشأ رحمت‌های بیکران اوست به ارمغان می‌آورد.
حسن خلق و خوشرفتاری با مردم، تلاش در برآوردن نیازهای آنان، مشکل‌گشایی از آنها، انفاق و صدقه، دادن قرض الحسنه و کمک مالی از نمونه‌های کامل احسان است.
از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است که خداوند تبارک و تعالی فرمودالخلق عیالی فاحبهم الی الطفهم بهم و اسعاهم فی حوائجهم» (بندگان من عیال ( اعضای خانواده) من هستند. پس محبوب‌ترین مردم نزد من کسانی هستند که نسبت به سایرین مهربان‌تر باشند و در رفع حوائج آنها بیشتر بکوشند

حضرت علی علیه السلام فرمود:«شما برای نیکوکاری و فرمانبرداری از خدا آفریده شده اید

امام حسین علیه السلام فرمود:«هرکس گرفتاری و مشکل مؤمنی را برطرف کند و بار غمی را از دوشش بردارد خداوند گرفتاری‌ها و مشکلات دنیا و آخرت او را برطرف خواهد کرد، و هر کس نیکی کند خداوند به او نیکی خواهد کرد؛ و خداوند نیکوکاران را دوست دارد

در آیات قرآن کریم در روایات فروانی توصیه به احسان و نیکی نسبت به دیگران شده است؛ اخلاق اسلامی، انسان را موظف می‌کند در برخورد با مردم به نیکی سخن بگوید؛ چنانچه خداوند در سوره بقره، آیه 83 می‌فرمایدقولوا الناس حسنا» (با مردم به خوبی و نیکی سخن بگویید.)
شخص مسلمان باید در رفتار خود با مردم نیز به نیکی عمل کند؛ چنانچه خداوند در سوره بقره، آیه 195 می‌فرمایدو احسنوا ان الله یحب المحسنین» (و نیکی کنید که خداوند نیکی کنندگان را دوست دارد.)

البته روشن است که احسان هر انسانی به تناسب موقعیت اجتماعی و شغلی و شرایط مخصوص به خودش است؛ مثلا نیکی یک مسوول و متصدی و مدیر که با مراجعه کنندگان مختلفی در ارتباط است به این صورت است که با همگان برخورد شایسته داشته باشد و تا آنجا که برایش ممکن است نسبت به انجام درخواست او اقدام و برای حل مشکل او تلاش کند.

حضرت امام حسین علیه السلام می‌فرمود:«بدانید که نیازمندی های مردم به شما از جمله نعمت‌های خدا بر شماست. بنابراین با این نعمت‌ها احساس کسالت و خستگی نکنید چرا که آن نعمت‌ها به گرفتاری و نعمت مبدل خواهد شد 
آداب برخورد با فقیر  
 
   
 افراد ثروتمند معمولا در نظر مردم احترام دارند و فقرا و مساکین بی‌ارج و حقیرند،
اما دین مقدس اسلام هیچ‌گاه ملاک احترامات اجتماعی را بر پایه فقر و ثروت قرار نداده، بلکه برعکس، ثروت‌اندوزی و دنیا پرستی را مذمّت کرده است.
در دستورات اسلامی شدیدا توصیه شده است که به فقرا احترام بگذارید، با آنها رفت و آمد داشته باشید و جواب سلام آنها را به گرمی بدهید.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرمود:«شیعیان فقیر علی امیرالمؤمنین علیه السلام را کوچک نشمردید. هر یک از آنها تعداد بسیار زیادی را - به تعداد قبیله «ربیعه» و «مضر» - شفاعت خواهد کرد
و نیز می‌فرمود:«هر کس مسلمان فقیری را کوچک بشمارد، خداوند را کوچک شمرده و خداوند هم او را در روز قیامت حقیر می‌شمارد- مگر اینکه از این عمل خود توبه کند- و هر کس فقیر مسلمانی را احترام بگزارد، روز قیامت خداوند را ملاقات می‌کند، در حالی که خداوند از او راضی است

حضرت رضا علیه السلام می‌فرمود:«هر کس جواب سلام فقیران را مانند جواب سلام ثروتمندان ندهد و او را دست کم بگیرد، روز قیامت خداوند را ملاقات می‌کند در حالی که از او خشگمین است
و نیز می‌فرمود:«هر کس مرد یا زن مؤمنی را از بابت فقرش تحقیر کند، روز قیامت خداوند او را در بین مردم رسوا و سرشکسته خواهد کرد
و چنین دعا می‌‌فرمود:«خداوندا! مرا مسکین زنده بدار و مسکین بمیران و در زمره مساکین محشور فرما
امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز در وصایای خود می‌فرمود:«وصیت می‌کنم شما را به دوست داشتن مساکین و همنشینی با آنها خداوند در سوره فرقان آیه 67 می فرماید: "و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما"
بندگان شایسته خدا در هنگام انفاق، نه زیاده‌روی می‌کنند و نه کم می‌گذارند بلکه راه میانه‌ای را می‌پیمایند.

و نیز در سوره اسراء آیه 27 می‌فرماید: "ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین"
اسراف‌کنندگان براداران شیاطین‌اند.

اسراف و تبذیر تقریباً به یک معنا هستند. با این تفاوت که اسراف به معنای تجاوز از حد در همه امور است، مانند اسراف در معصیت یا اسراف در خوردن و امثال آن
اما تبذیر بیشتر در مورد پول به کار می‌رود و مبذّر به معنای کسی است که مال خود را به گونه‌ای متفرّق و پراکنده می‌کند که از بین می‌رود.

اسراف و تبذیر هر دو از صفات ناپسند است و در روایات زیادی از آن نهی شده است، از جمله:
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
سخاوتمند باش ولی تبذیر نکن؛ حسابگر باش ولی خسّت به خرج مده!
اگر اندازه گیری و حسابگری در زندگی مراعات نشود، موجب فقر خواهد شد.

در ابن باره، چند روایت نیز از امام صادق علیه السلام وارد شده است:
پرهیزکار باش و اسراف مکن و تنگ نگیر! بلکه میانه‌روی پیشه کن.

کمترین نوع اسراف این است که ته مانده‌ی آب در لیوان را دور بریزی.

یکی از موارد اسراف این است که لباسی را که مایه آبروی تو است (مثل لباس مخصوص مهمانی) در جایی که باید لباس ساده بپوشی، به تن کنی.

خداوند اموال دنیا را در نزد کسانی که خواسته به امانت گذاشته و اجازه فرموده که تا حد اعتدال و دور از اسراف از آن استفاده کنند بخورند و بیاشامند، بپوشند و ازدواج کنند و مرکب سواری بخرند و سپس به فقرای مؤمنین رسیدگی کنند و احتیاجات آنها را برآورند.
هر کس چنین کند، خوردن و پوشیدن و سواری اش حلال است و هر کس نکند، بر او حرام است.
اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. آیا با مالی که خداوند به او داده باید اسب ده هزار درهمی بخرد در حالی که اسب بیست درهمی هم برای او کافی است؟! اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارداعتدال و میانه روی یکی از اصول مهم در فرهنگ اسلامی است. پرهیز از افراط (زیاده‌روی) و تفریط (کوتاهی) در هر امری پسندیده و مطلوب است.

در زمینه عبادت و بندگی خداوند متعال هم این اعتدال لازم است. اگر هیچ تلاشی نمی تواند حق عبودیت و بندگی را آنچنان که شایسته خداوند است ادا کند، ولی نباید شخص مسلمان نباید به گونه‌ای باشد که در برخی از مقاطع زندگی، همه نیرویش را صرف عبادت کند و در مقاطع دیگر اصلاْ حال و حوصله و رمقی برای عبادت نداشته باشد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:«این دین محکم و متین است. پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را بر بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید که در این صورت مانند سوار درمانده‌ای هستید که نه مسافت را پیموده و نه مرکبی به جا گذاشته است
افراط و زیاده روی در عبادت موجب خستگی روح و بی رغبتی نسبت به عبادت و گریز از آن می شود. امام صادق علیه السلام در روایتی، داستان مسلمانی که همسایه مسیحی خویش را مسلمان کرد ولی بر اثر وادارکردن او به عبادت‌های سنگین، یک شبه او را از دین خارج ساخت، بیان فرموده است.
مهم مداومت بر عبادت است، اگر چه مقدارش کم باشد.
در روایت است که کار ِکم ولی پیوسته از کار ِزیاد ولی ملال‌آفرین بهتر است. در عرفان نظری نیز یکی از شرایط سیر و سلوک و رسیدن به خدا، رفق و مدارا معرفی شده است، که معنای خلاصه‌اش این است که سالک نباید در مقطعی تمام توان و انژری خود را صرف ذکر و ورد و عبادت کند و در مقاطع دیگر خسته و بی رمق باشد و هنوز به سر منزل مقصود نرسیده، از ادامه سفر باز بماند،‌و حتی نسبت به سیر و سلوک بدبین و بی‌اعتقاد و بی‌علاقه شود.

در ادبیات زبان فارسی نیز بارها به موضوع میانه‌روی اشاره شده است. سعدی می‌گوید:
نه چندان بخور کز دهانت برآید **** نه چندان که از ضعف، جانت برآید

و نیز می‌گویند:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود **** رهرو آن است آهسته و پیوسته رود
شنبه 10/11/1388 - 18:24
ورزش و تحرک
شطرنجاز سمت راست: فیل، اسب، سرباز، وزیر، رخ (قلعه)، شاه.شَطرَنج بازی دو نفره‌ای است که بر روی یک صفحه با ۶۴ خانه (۳۲ خانه سیاه و ۳۲ خانه سفید) به وسیله ۳۲ مهره (۱۶ مهره سفید و ۱۶ مهره سیاه) انجام می‌شود.برخی شطرنج را یک سرگرمی می‌دانند و عدّه‌ای دیگر آن را یک ورزش رزمی ذهنی محسوب می‌کنند. موفقیت در این ورزش بیش از هر چیز به توان تحلیل و فهم انتزاعی ذهن وابسته‌است.پیشینهواژه «شطرنج» تلفظ فارسی «چاتورانگا» است، کلمه‌ای که در زبان سانسکریت برای نام گذاری این بازی به کار برده می‌شود، هند جایی‌ست که معمولاً از آن به عنوان نخستین زادگاه این بازی یاد می‌شود. اگر چه بازیهای مشابهی در کره، چین، ژاپن و تایلند رواج داشته، اما شطرنج امروزی به این بازی هندی برمی گردد که در دوره ساسانیان وارد ایران شده و آنگاه در کشورهای اسلامی، اروپا و روسیه تکامل پیدا کرده‌است.صفحهصفحهٔ شطرنج یک صفحهٔ مربع ۸ در ۸ خانه است یکی در میان سیاه و سفید هستند. ستون‌های عمودی روبه‌روی شطرنجبازان با حروف الفبا (از A تا H) و ردیف‌های افقی با اعداد (1 تا 8) مشخص می‌شوند.۱۶ مهره‌ سفید در ۱۶ خانه دو ردیف یک و دو و ۱۶ مهره‌ سیاه هم در ۱۶ خانه دو ردیف هفت و هشت قرار می‌گیرند، صفحه حتما بایستی طوری قرار گیرد که اولین خانه سمت راست هر دو شطرنجباز سفید باشد. 
 
 
مهره‌ها
نام حرف نگاره
پیاده P  
اسب N  
فیل B  
رخ R  
وزیر (فرزین) Q  
شاه K  
• پیاده (سرباز)• اسب؛ مدرنN - کلاسیک C (ایتالیایی)• فیل؛ مدرن B - کلاسیک F (ایتالیایی)• رخ ؛ مدرن R - کلاسیک T (ایتالیایی)• وزیر(فرزین)؛ مدرن Q - کلاسیک D (ایتالیایی)• شاه؛ مدرن K - کلاسیک R (ایتالیایی)انواع مهره‌های این بازی هستند. شخصی برنده‌است که بتواند شاه حریف را با خطر زدن (کیش) مواجه کند به طوری که حریف راهی برای «رفع کیش» نداشته باشد.پیادهیا سرباز ضعیف‌ترین مهرهٔ بازیست که هر کدام از بازیکنان (سیاه یا سفید) ۸ عدد از آن دارند که در ردیف یکی مانده به آخر قرار می‌دهند. پیاده به جز حرکت اول که می‌تواند ۲ خانه مستقیم به جلو برود، بقیهٔ حرکتها را باید خانه به خانه انجام دهد.پیاده بعد از رسیدن به آخرین ردیف در خانهٔ حریف بایستی به یک مهرهٔ دیگر (به جز شاه) بنا بر خواست بازیکن (که معمولاً وزیر است) تبدیل می‌شود. سرباز تنها مهره‌ای ست که به همان شکلی که حرکت می‌کند (مستقیم به جلو) مهرهٔ حریف را نمی‌گیرد بلکه مهره‌هایی را که در دو خانه چپ و راست خانه‌ جلوی خود هستند را بگیرد. در واقع سرباز مستقیم می‌رود و کج می‌زند.همین طور پیاده تنها مهره‌ایست که فقط به سمت جلو پیش می‌رود و به این ترتیب ممکن نیست به خانه‌ پیشین خود بازگردد. 
 
 
               
               
               
               
               
               
               
               
 
 
حرکات مجاز سرباز.
 
 
               
               
               
               
               
               
               
               
 
 
سرباز سفید در d۵ می‌تواند یا رخ سیاه در c۶ یا اسب اسب سیاه در e۶ را بزند.
 
 
 
اسباسب مهره‌ای ست که به همراه فیل از آنها به عنوان سوار سَبُک یاد می‌شود. ارزش اسب برابر سه و نیم واحد پیاده‌است. حرکت اسب به صورت ۲ خانه به سمت‌های جلو، عقب، راست و چپ و یک خانه در جهت عمود بر آن (برای عقب و جلو به سمت‌های راست و چپ و برای راست و چپ به سمت‌های عقب و جلو) خواهد بود. یعنی اگر اسب ۲ خانه به سمت جلو رفت حرکت خود را با یک خانه‌ به چپ یا راست ادامه می‌دهد و در واقع مسیر را می‌شکندو حرکتش را به مانند حرف L لاتین انجام می‌دهد. اسب تنها مهره شطرنج است که مانعی برای حرکت او وجود ندارد و در صورتی که خانهٔ مقصد تحت اشغال نباشد، بدون هیچ مشکلی به آنجا برود. ( به اصطلاح می‌تواند بپرد.)فیل (پیل)فیل یکی از سوارهای سَبُک بازی شطرنج است که ارزش تقریبی آن برابر با سه و نیم پیاده ارزیابی می‌شود. فیل مهره‌ای است که می‌تواند به صورت اریب و در صورتی که مانعی نباشد یا خانهٔ مقصد مشغول نباشد، به طور نامتناهی به خانه‌ای در دوردست بنشیند. همانند اسب، هر طرف سیاه یا سفید ۲ فیل دارند که با توجه به چیدمان آنها در صفحه، یکی از آنها در خانهٔ سفید جای می‌گیرد و دیگری در سیاه.از آنجا که مسیر اریب فیل همیشه دارای یک رنگ است خ، فیل سفید همواره محکوم به حضور در خانه‌های سفید است به همین دلیل یکی از فیل‌ها فیل سفید و دیگری فیل سیاه نامیده می‌شود.رخرخ مهره‌ای قوی‌ در شطرنج محسوب می‌شود که حضور آن به ویژه در انتهای بازی راهگشاست. رخ به همراه وزیر «سوارهای سنگین» نامیده می‌شوند. هر بازیکن شطرنج ۲عدد رخ در اختیار دارد و در مجموع ۴ رخ در کل صفحه موجود است که هر کدام در یکی از چهار گوشهٔ صفحهٔ شطرنج (A۱, A۸, H۱, H۸) قرار می‌گیرند. رخ در شطرنج به صورت عمودی و افقی حرکت می‌کند و می‌تواند در صورت نبودن مانع یا اشغال خانهٔ مقصد، یک ستون یا یک ردیف کامل را هم طی کند.وزیر (فرزین)وزیرها قوی‌ترین مهره‌های شطرنج محسوب می‌شوند. قدرت یک وزیر برابر با ۹ پیاده ارزیابی می‌شود. وزیربه ۲ صورت اریب و مستقیم (عمودی یا افقی) حرکت می‌کند و به همان ترتیب مهره‌ای را می‌گیرد. هر یک از طرفین بازی شطرنج فقط یک وزیر دارند. وزیرها بین شاه و فیل قرار می‌گیرند یعنی وزیر سفید در خانهٔ D۱ و وزیر سیاه در همان ستون در خانهٔ D۸.شاهحیاتی‌ترین مهرهٔ بازی ایست که در واقع حضور تمام مهره‌های شطرنج برای دفاع از شاه خود و حمله یا تخریب مستقیم یا غیر مستقیم شاه حریف هست. شاه فقط می‌تواند به تمامی اطراف و خانه‌های مجاور خود برود. نکته‌های مهم در رابطه با شاه:
  • بین ۲ شاه همیشه باید لااقل یک خانه فاصله باشد.
  • در صورت این که شاه توسط هر یک از مهره‌های شطرنج (غیر از شاه حریف) مورد تهدید قرار گرفت، اصطلاحا کیش شده و ۳ راه (برای اسب ۲ راه) برای «رفع کیش» وجود دارد.
    • ۱-حرکت دادن شاه
    • ۲-گرفتن مهرهٔ تهدید کننده
    • ۳-گذاشتن مانع در مسیر تهدید مهرهٔ تهدید کننده شاه.
از آنجا که اسب مانعی برای حرکت نمی‌شناسد، بنا براین رفع کیش با حربه آخر امکان ندارد.حرکتهای استثنایی در شطرنجقلعهٔ شاه یا قلعهٔ کوچکحرکتی که درصورت وجود شرایط زیر، شاه ۲ خانه به سمت رخ می‌رود و رخ به خانهٔ بعد از شاه و آن سمت دیگر شاه می‌رود. این حرکت حداکثر یک بار در بازی و در صورت برقراری ۳ شرط زیر انجام می‌شود: ۱-شاه و رخی که می‌خواهد قلعه برود تا آن لحظه حرکتی نکرده باشند. ۲- بین شاه و رخ هیچ مهره‌ای نباشد. ۳-شاه و محل عبور وی در هنگام انجام این حرکت نباید با خطر مهره‌ای از حریف رو به رو باشد.(در معرض کیش باشد.) اگر شرایط بالا برقرار بود، حرکت قلعه عبارت است از عبور شاه از خانهٔ مجاور خود به سوی رخ و قرار گرفتن شاه در خانهٔ بعدی و قرارگرفتن رخ در خانهٔ مجاور شاه (همان خانه‌ای که شاه از آن عبور کرده یا به اصطلاح «از رویش پریده»).قلعهٔ وزیر یا قلعهٔ بزرگدرست مانند قلعهٔ شاه‌است ولی در سمت دیگر، یعنی عمل قلعه رفتن با رخ سمت وزیر انجام می‌پذیرد.آن پاساناین لغت فرانسوی به معنی در حال حرکت است. به وقتی گفته می‌شود که سرباز می‌تواند در حرکتی که مقصدش سرباز حریف نیست، سرباز حریف را بگیرد.اگر سرباز یکی از طرفین در ردیف پنجم خود (ردیف چهارم حریف) باشد و سرباز حریف در یکی از دو خانه چپ و یا راست آن باشد، می‌تواند به پشت سرباز حریف رفته و آن را بگیرد.
شنبه 10/11/1388 - 18:20
سياست
 با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان تنها امید رژیم پهلوی، به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود.این ایام که مصادف با اربعین امام حسین? علیه السلام? و گسترش راهپیمایی ها و اعتراضات مردمی بود، امام? قدس سره? طی پیامی، نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمایی ها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد.انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار ? استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی? خط مشی آینده را ترسیم می نمایند. به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند. امام? قدس سره? در روز پنج شنبه پنجم بهمن که از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، ضمن مصاحبه ای فرمود: (1)?من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه ی فرودگاه های ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاه ها، بلافاصله به ایران خواهم رفت  به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آن که قلدری بکنند گذشت. من ملت ایران را به ادامه ی نضهت دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ی ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه ی شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ی ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ی ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر می دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.?  از امام? قدس سره? سؤال شد: چه وقت تصور می کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود:? هر وقت که منع برداشته شود و فرودگاه ها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوان های ایران بریزد. ما از این هیچ باکی نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم.? از ایشان سؤال شد: آیا توصیه می کنید که مردم با برداشتن سلاح فرودگاه را برای بازگشت شما باز کنند؟ امام خمینی پاسخ دادند: ?عجالتاً بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم. هر وقت صلاح دیدم این امر را می کنم و به آنها می فهمانم که چه باید بکنند.?از امام? قدس سره? سؤال شد: ممکن است به یک فرودگاه کشور نزدیک ایران بروید و از آنجا عازم ایران شوید؟ ایشان پاسخ دادند:باید مطالعه شود.پرسیده شد: با توجه به این که بازگشت شما ممکن است باعث خونریزی های بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت؟ امام خمینی فرمودند: من باید پیش برادرهایم باشم.و در پاسخ به این پرسش که آیا این آغاز یک جهاد جدید است؟ فرمود: ممکن است.بختیار مدعی می شود که به امام قدس سره نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعای وی را تکذیب و عموم را از فریبکاری های او بر حذر داشتند. در همین زمان رییس شورای سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.تحصن در دانشگاه تهرانبازماندگان رژیم، بازگشت امام قدس سره را به مصلحت خود نمی دانستند، و مسأله مراجعت رهبر در رأس همه مسایل قرار گرفت و اولین خواست اجتماعات و تظاهرات عظیم گردید. مسجد دانشگاه تهران به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. تحصن علما و روحانیون و مدرسین حوزه ها در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد.سرانجام این تحصن و دیگر حوادث روزهای بعد، دولت غیر قانونی بختیار را مجبور به گشودن فرودگاه های کرد.پر شکوه ترین استقبال تاریخ پس از فرار شاه، ملت منتظر بازگشت امام خمینی? قدس سره? بودند. برای مردم آمدن امام قدس سره پیروزی بزرگی بود و برای تشکیل حکومت اسلامی حضور ایشان را الزامی می دانستند. قبلاً دولت بختیار سعی داشت این بازگشت را با تأخیر مواجه کند تا دولت سوسیال دمکرات بختیار فرصت پیدا کند و بر اوضاع مسلط گردد و به همین علت امام? قدس سره? می خواست هر چه زودتر در تهران باشد. کارکنان اعتصابی رادیو تلویزیون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقیم مراسم آماده اند. فرودگاه مهرآباد آماده ی استقبال از پرواز انقلاب بود.سرانجام روزنامه های عصر 11 بهمن خبر دادند ?امام فردا در تهران است?. اما قطعی نبود. از دیگر شهرها هم هزاران نفر به تهران آمده بودند.روز بعد به ناگاه بلندگوها خبر دادند هواپیمای ایرفرانس حامل امام? قدس سره? به تهران نزدیک می شود. فرستنده تلویزیون آماده پخش مستقیم مراسم استقبال بود و لحظه ورود ایشان را به معرض نمایش گذاشت. که ناگهان با اشغال تلویزیون توسط گارد برنامه سیما قطع و سرود شاهنشاهی پخش شد که این امر خشم عمومی را برانگیخت.امام قدس سره اولین سخنرانی خود را در فرودگاه مهرآباد با تشکر از ملت ایران ایراد کرد: و در فرازهایی از آن فرمود:(2)ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه ی علمی، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی. باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمزی پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند. من از همه شما تشکر می کنم و از خدای تبارک و تعالی سلامت و عزت همه شما را طالب و از خدای تبارک و تعالی قطع دست اجانب و ایادی وابسته به آنها را خواهان هستم.امام? قدس سره ?از فرودگاه مستقیماً به بهشت زهرا رفتند. دریایی از انسان ها همه جا موج می زد و اتومبیل با کندی می توانست حرکت کند. ساعت ها طول کشید تا این فاصله 33 کیلومتر طی شد. اتومبیل حامی امام را ده ها موتور سوار حفاظت می کرد. بر سقف آن جوانان عضو کمیته استقبال قرار داشتند و از مردم درخواست می کردند که راه را باز نمایند. صدها خبرنگار و عکاس در جلو، با اتومبیل های دیگر عکس می گرفتند تا هر چه زودتر این حادثه تاریخی را مخابره نمایند. جمیعت استقبال کننده در طول 33 کیلومتر از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بین 4 تا 8 میلیون نفر یعنی، بیش از جمعیت آن زمان تهران تخمین زدند. ده ها هزار نفر از شهرهای مختلف کشور به تهران آمده بودند تا از تهرانی ها در این استقبال عقب نمانند. ورود اتومبیل حامل امام? قدس سره? به بهشت زهرا امکان پذیر نبود لذا از هلیکوپتر استفاده شد. امام? قدس سره? در بهشت زهرا و در جایی که هزاران شهید خفته بودند به فریاد آمد و فرمود:  ?من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم.?  فریاد الله اکبر به آسمان بلند شد... این فریاد میلیون ها مردمی بود که حق خود می دانستند که حکومت را خود برگزینند و اینک در مقام آن بودند تا با انقلاب قدرت سیاسی را به دست گیرند. ایشان در این سخنرانی، که یکی از پرجمیعت ترین اجتماعات تاریخ بود، غیرقانونی بودن رژیم سلطنت پهلوی را با استدلال مطرح کردند و مصایبی که مستقیماً ناشی از رژیم طاغوتی است بر شمردند و خطوط آینده انقلاب را ترسیم نمودند.روحش شاد وراهش پر رهرو باد 
شنبه 10/11/1388 - 18:16
تست های هوش و روان شناسی و سرگرمی
 با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند. برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است... رنگ چیست؟ در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست. آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمل می‌نامند.تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند ام٠ا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است. رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند ام٠ا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند. روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش: از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود. از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود. از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود. از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود. از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود. اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد ام٠ا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.روان‌شناسی رنگ‌های مختلف   روان‌شناسی رنگ سیاه سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند. سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد ام٠ا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود. رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است. در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تول٠د دوباره بود. رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد. 2- روان‌شناسی رنگ سفید رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است. رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد. رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند. 3- روان‌شناسی رنگ قرمز رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است. رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است. رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است. رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است. 4- روان‌شناسی رنگ آبی آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است. رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است. رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد. رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند. رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست ام٠ا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سم٠ی بودن آن در نظر گرفته می‌شود. رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد. 5- روان‌شناسی رنگ سبز رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است. رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است. پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حد٠ معمول بخوانند و درک کنند. رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است. از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود. رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند. 6- روان‌شناسی رنگ زرد رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است. رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد. رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند. رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد. چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد. 7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است. رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است. رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود. 8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است. رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد. رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد. رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.   9- روان‌شناسی رنگ نارنجی رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود. رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد. رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.   10- روان‌شناسی رنگ صورتی رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است. رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند. با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

 

شنبه 10/11/1388 - 17:44
دانستنی های علمی
سلام دوستان عزیز سال نو مبارک امیدوارم با این سهمیه های بنزین و فراوانی بلیط های مسافرتی درجه یک حسابی بهتون خوش بگذره..... 
يکشنبه 2/1/1388 - 19:46
خانواده
اربعین حسینی یعنی اینکه یادت باشه وخودت ببین بعضی از ما شیعه ها چقدر ادعاهامون تو خالیه اره یه ده دوازده روزی خوب یا بد تو محرما عزاداریم و غیرت حسینیمون گل میکنه ولی خدا وکیلی تا یکی دو روز پیش چقدر یاد امام حسین و عاشورا بودیم اربعین یادمون میاره که بنی بشر چقدر فراموش کارو سهل اندیشه یه کم فکر کن............
يکشنبه 27/11/1387 - 21:51
ادبی هنری

 نك مخفف اینك  

می از جام حجم ده ساقیا نك عید جم آمد

  زچشم مست پركن جام، تا جم را كند شیدا
                                                 (39/1)
دل من برد زدلبر و نك بی خبرم

  دلبر اندر بر دل یا دل اندر بر اوست
                                                   (3/7)
زنظم و نثر وی آمد نظام ملك سخن

  زخلق و خلقش نك قاصر است عنوانم
                                              (40/21)
جواب آنكه سرودست نیست این رمخت

  نمود نك فرس عقل و طبع جو لانم
                                              (67/21)
رنجی كشید و راحت گنجی برد

  نك من بگنج خوانش گنجورم
                                              (19/22)

 د) حذف همزه در اول كلمهگاهی همزه اول كلمه حذف می شود مثلاً از این ازین[1]  

امید چنان است به ایزد كه ببخشد

  ایزد به ستغفار گناهان گنهكار (فرخی)[2]

ز تار زلف و تاب رو، بماه و مهر زد پهلو

  دو صد خورشید در گیسو، فكنده با یكی ایما
                                                (11/1)
علاقه بر بسته بسر، بر سرو بنهاده قمر

  زلف او فكنده تا كمر، ترسم از این آن بشكند
                                                (3/13)
بكنج گنج قناعت بری زراحت و رنج

  مكان نمایم و رخ زین و آن بگردانم
                                                (8/21)
باقی اگر هست از اوست، هستی هر هست از وست   عاشق و سرمست از  اوست. هرچه بودم زنده دم
                                                 (30/23)
عراقیان را شوری بسر فتاد زعشق

  كه شرح آن را باید كتاب ها تدوین
                                                  (18/27)
گیرم آموزگار تست فلاطون

  یا كه ارسطو پرورانده بدامن
                                                  (53/30)

هـ) تبدیل حركت بلند به كوتاه (تخفیف حركت)در صفحه 198 كتاب سبك خراسانی در شعر چندین مثال در این زمینه آورده شده است. مانند: 

گریزان به بالا چرا بر شدی

  چو آواز شیر ژیان بشندی (فردوسی)

همی گشت از یشان و می خوابنید

  براو نه استاد هركس بدید (دقیقی)

(اما دكتر *** این قسمت یعنی تخفیف حركت را تحت عنوان، تغییر مصوت بیان می كنند. كه آن بر سه نوع است یكی از این سه نوع، تبدیل مصوت های بلند به كوتاه مانند  (خوشنودی  خشندی)  (بیست بست)  (خوابانید خوابنید).نكته : امتداد مصوت های بلند در شعر فارسی ثابت و به قول زبانشناسان معتبر است و نمی توان جز تحت شرایط خاصی آن ها را كوتاه كرد.)[3]   

بساز ساز و ارغانون زچنگ و تار بر قانون
 كشمری
 كشمیری
   زصورت كشمری افزون نما تركیب روح افزا
                                                (43/1)
تا طلوع طلعت او در جهان طالع نشد
بُد
 بود
  همقرین آه بُد ماه و بهجران آفتاب
                                                (15/4)
بُدم بدان سر زین پس كه سركشم بگلیم
بدم
 بودم
  دو پا بدامن امن و امان بپیچانم
                                                (7/21)
از موسقی و نرد و شطرنج و لیمیا
موسقی
 موسیقی
  اگر دم زند نه لایق هر بزم و محضر است
                                                  (5/8)

4-4-13-5-7- چسبیدن و به  وكه به كلمه بعد از خود:[4]در قصاید رفعت این ویژگی سبكی بسیار فراوان است و هر كجا كه ( به وكه) قبل از اسم آمده است به آن چسبیده است.  

رحمی ای هواداران، رفت صبر و تاب از جان

  كامشب آن بت فشان، گشته مست و بی پروا
                                                (24/2)
ای بقیامت، قیام روز قیامت

  وی بسجودت، سجود كعبه و بطحا
                                                ‌(15/2)
در خم زلفش هزاران چین و از هر چین او

  صد هزاران دل لجاك افتد اگر افشان كند
                                                  (7/9)
امر آمد كاندر این گردون مكرر كن نظر

  تاببینی قدرت حق راز سیر اختران
                                              (29/23)
بر هرچه می بینم توئی، جان و دل و رنیم توئی

  برهان ائینم توئی. كائین زدینها ریخته
                                              (71/37)

4-4-13-5-8- چسبیدن ای و آن به كلمه بعد از خود :[5]در تمامی قصاید هرجا كه (ای و آن) بكار رفته است به كلمه چسبیده است.

اهل سخن كوتا كه من، آنكه دهم داد سخن؟

  دزد و دروغ و راهزن قدر سخندان بكشند
                                            (17/13)
الا ای آنكه داری از هرس بر سر تمنایش
 
  الا ای آنكه كاری تخم خار اندر گلستانش
                                            (6/16)
ایكه هركس بزبانی زتو حاجت طلبد

  هندی و تازی و رومی و عجم ترك و فرنگ
                                            (29/18)
ایخوشا آن سرخوشانی كز دو چشم مست یار

  مست و مخمورند و فارغ از همه سود و زیان
                                              (14/33)
گفت آنكه بهر سو تاخت بشناخته و نشناخت

  چون رخت دوئی انداخت او ماستانه بیگانه
                                             (16/38)

4-4-13-5-9- اعداد الف) برخی از اعداد به صورت های خاصی تلفظ می شوند كه از همه مهمتر تلفظ چهار به صورت جار و هفتصد بصورت هفصد است.  

هفصد و پنجاه و چار از هجرت خیرالبشر

  مهر را جوزا مكان و ماه را خوشه وطن
                                                 حافظ
[6]
شخص اول. فرد دویم. جان بخش روح و روح قم   كز یوم اكملت لكم، بی مهرت ایمان بكشند
                                              (35/13)
صادره اولی زمصدر دویم

  قائمه دویمی قدیمه اولا
                                                  (7/3)

 
دوشنبه 21/11/1387 - 15:25
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته