• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 10
تعداد نظرات : 17
زمان آخرین مطلب : 6306روز قبل
دانستنی های علمی

رفقا،خاطر خود شاد بدارید و ره غم مسپارید و گل لاله ببارید و به هر سو بگذارید كه یك بار دگر فصل بهار آمد و نوروز درآمد ز در و كرد طبیعت هنر و ابر برآورد سر و ریخت ز باران گهر و سبز شد از نو شجر و داد نوید ثمر و گشت چنان جلوه گر و یافت جهان زیب و فر و لطف و صفایی دگر و كرد غم از دل به در و می دهدت باد بهاری خبر از طی شدن فصل زمستان ،كه كنی ترك شبستان و تو هم چون گل خندان ،بزنی خیمه به بستان و ببینی كه گلستان ،ز گل و لاله و ریحان و ز باریدن باران شده چون روضه ی رضوان همه پر لاله ی نعمان، همه پر نرگس فتان ،همه پر گوهر و مرجان ،غرض ای نور دل و جان ،منشین زار و پریشان ،كه شوی سخت پشیمان چو دهی فرصت عیش و طرب از دست درین فصل دل انگیز و فرح زا كه صفا داده به هر باغ و به هر راغ و چنان ساحت فردوس برین كرده جهان را ،همه جا زمزمه ی سال جدید و همه را شوق شدید و سخن از گردش عید است،........... 

جمعه 7/1/1388 - 14:9
دعا و زیارت

عاقبت می آید او یک روز

از میان جاده سرسبز جنگل ها

از میان دشت پوشیده ز گلبرگ شقایق ها

ازدرون زورقی بر سینه مواج دریاها

عاقبت می آید او یک روز 

يکشنبه 27/11/1387 - 11:11
دعا و زیارت

مدتهاست که شبهای مهتابی ام را با گریه های سوزان به صبح پیوند میزنم وروح خسته ام را به انتظار می کشانم.

غصه هایم ، شب را بیقرار و روز را چشم انتظار تو می نماید.

لغزش آرام لبان خشکیده ام،بوسه به مهربانی دستانت را لحظه می شمارند.

"پس بیا و لحظه هایم را سبز گردان"

شنبه 19/11/1387 - 22:48
دعا و زیارت

ای سبز پوش آسمانی !

فریادم را می شنوی لبانم از ماتم دوری تو،توان گشایش ندارد شکوفه های لبخند کم کم می پژمرند.

اما من همچنان دلم را خندان نگه داشته ام.

شنبه 19/11/1387 - 22:32
دعا و زیارت
هرشب با هزار سبد آرزوی کال ، به یادت جوانه می کنم وبر روی بلندای درخت تنهایی بر عمق لحظه ها فرو می روم .

غریبانه پلک هایم را روی هم می گذارم وبی آنکه طلوع جمالت در من درخشیده باشد ، غروب می کنم .

ای نهفته نامور،سراغ دستانت را از پرنده می گیرم ، از بادهای رهگذر از ابرهایی که برایت گریه می کنند

و در هجوم خاموشی و تنهایی از روز های بی خاطره ،از چشمهای خیس از نگاه های منتظر.

ای زلال مطلق ،ای دریای بیکران ، در این دنیا که زیستن بی تو ناگوار است ، مهتاب وجودم هر شب فانوس به دست دنبال خویش می گردد، تا بپرسد از کسی که چرا آمدنت زود ، دیر می شود






چهارشنبه 16/11/1387 - 0:5
دعا و زیارت

با من بگو از کدامین ستاره به زمین فرود می آیی وچه وقت دل هایمان را از عشق می انباری...مولایم :اعتراف می کنم که وجودم را گناه فرا گرفته ، ولی با این دل زنگار بسته هنگامی که دعای عهد تو را می خوانم ، ناخودآگاه چشمانم بارانی می شود. بر این باورم که شاید در ورای این زنگار های گناه ، ذره ای هست که هنوز تشر های بی رحم ، ظلم و گناه نتوانسته آن را تسخیر کند.مهدی جان : چه سخت است بی تو ماندن در این دنیای پر هیاهو و چه سخت است در حاشیه غروب آسمان جمعه، نام تو را گم کردن . در این روزهای تاریک ویخی ، با من بگو چرا هرگز خاطره ها به تو نمی رسند .فقط سرودن نام تو لحظه نابی است که من از این روزها  دارم . نمی دانم آیا درروز پرسش ، بخاطر سرودن نام تو مرا به بهشت راهی هست .

شنبه 5/11/1387 - 15:38
دعا و زیارت

سلام بر او که ماهیان قرمز تنگ بلور به امیدآمدنش سرود آزادی می خوانند.به انتظار آمدنت وبه لحظه دیدنت دلم به سوی آسمان پر می کشد.نمی دانم کدام حس غریب مرا از من جدا می کند وبه سوی تو می کشاند.نفس هایم سنگین است ونگاهم غبار گرفته،هر لحظه چشمانم بارانی است، نمی دانم چه می خواهم ، این غم دوریت مرا آشفته کرده و هر لحظه فکر اینکه چرا نمی آیی ، قلبم را می فشارد. نمی گویم حضور نداری،اما من ظهورت را می خواهم. من عاشقی هستم که به امید معشوقش هر لحظه دعا و التماس می کند، اما نمی دانم دعا هایم به کجا می رود والتماسهایم راکه می شنود که هیچ گاه برآورده نمی شود . فقط امید آمدن تو مرا زنده نگه داشته ودر هر بار نفس کشیدنم تو را فریاد می زنم . به امید آن جمعه دل انگیزی که تو خواهی آمد؛

انتظارت را می کشیم ای گل نرگس.......

جمعه 4/11/1387 - 23:46
دعا و زیارت

چشمانم راز اندوهی غریب رابه دوش می کشند،جمعه که می شود راز چشمانم برملا می شود ، اشک مشت بر پنجره چشمانم می کوبد ، بغض پنجه بر حنجره ام می کشد؛ ومن چشمانم را به آسمان می دوزم و دستانم را به دریا دخیل می بندم       تا بیایی !تابیایی ای حقیقت پاک !

جمعه 4/11/1387 - 0:31
دعا و زیارت

باور کنید می رسد آن تک سوار سبز

   روزی تمام می شود این انتظار سبز

      این چشم بی نصیب که خاموش مانده است

               می گرید عاشقانه در آغوش یار سبز

در کوچه های مبهم تردید و انتظار

می آید عابری چو نسیم بهار سبز

آری میان پنجره ها در سکوت محض 

خواهد شکست بغض دلی بی قرار سبز

صدها دخیل بسته به چشمان منتظر

      وا می شود به دست شقایق تبار سبز

           دستی برای آمدنش رو به آسمان

               چشمی هنوز منتظر تک سوار سبز

پنج شنبه 3/11/1387 - 23:38
دعا و زیارت

تقدیم به او که جهان با وجود او بر مدار عشق می چرخد؛خورشید به همین درخشش نورش ارض و سما را نور باران می سازد.از فیض نگاهش، قلب منتظران چشم به راهش به تپش در می آید. وبا آمدنش قدم بر چشمان ما می نهد.ای امید امیدواران، ای آرزوی آرزومندان! ای پناه بی پناهان!ای آنکه تویی شریک قرآن! ای دوازدهمین حجت یزدان ! ای یازدهمین فرزند امیرالمومنان ! ای نهمین فرزند حسین (ع)! چهارمین فرزند شاه خراسان !یگانه فرزند امام حسن عسگری ! ای آنکه خاک را به نظر کیمیا کنی......

پنج شنبه 3/11/1387 - 23:26
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته