گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب گر پدر مُرد تفنگ پدری هست هنوز گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز گر امام شهدا نیست کنون در برمان خلف صالح و مظلوم علی خامنه ای هست هنوز
یا علی مدد *** التماس دعا ***
بسم الله الرحمن الرحیم
* در كشكول طبرسی آمده است ؛ سائلی درب خانه ی یكی از اغنیا آمد و چیزی طلبید . صاحب خانه به غلام خود گفت : ای مبارك ! به قنبر بگو كه او به یاقوت بگوید و یاقوت به بلال و بلال به سائل بگوید كه چیزی در خانه نیست !سائل گفت : ای خداوند به جبرئیل بگو او هم به میكائیل و او هم به اسرافیل و او هم به عزرائیل بگوید كه صاحب خانه را قبض روح كند !
خدا را فرشته ای است که هر روز بانگ می زند : بزایید برای مردن ، و فراهم آورید برای نابود شدن و بسازید برای ویران گشتن
نهج البلاغه / حکمت 132
التماس دعا
فضیل بن عیاض ، یكی از دزدان معروف بود. كاروانها را مورد دستبرد قرار می داد و با نهایت زبردستی ، اموال مردم را به غارت می برد. كاروان هایی كه از منتطقه ی سرخس می گذشتند ، تمام مراقبتهای لازم را به كار مر بردند كه به چنگ فضیل گرفتار نشوند. این راهزن خطرناك ، به دام عشق دختری افتاد و تصمیم گرفت شبانه خود را به خانه ی معشوقه ی خود برساند و از وصل او كامیاب شود. نیمه شب ، از دیوار خانه ی دختر بالا رفت ولی هنوز ، قدم به خانه ی او نگذاشته بود كه آهنگ دلنشینی از خانه ی مجاور شنید. گوش فر داد ، مردی قرآن می خواند و به این آیه ی شریفه رسیده بود : اَلَمْ یَأن للَّذینَ ءامَنوُا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللهِ ***سوره حدید ، آیه 16 یعنی : آیا هنوز وقت آن نرسیده كه دلهای مردم با ایمان با یاد خدا خاضع و خاشع شود ؟.
شنیدن این آیه ، چنان تحولی در درون فضیل به وجود آورد كه بی اختیار گفت : خداوندا ! وقت آن رسیده است ؛ و فوراً از دیوار پایین آمد و از گناهی كه در نظر داشت چشم پوشید. همین تذكر سبب شد كه فضیل از تمام آلودگی ها ، خود را نجات دهد و دست از دزدی و گناه بشوید . در همان شب كه این دگرگونی در درون فضیل پدید آمده و او را سرگردان و منقلب ساخته بود ، گذرش به كاروانسرایی افتاد كه كاروانی در آن فرود آمده و بار انداخته بود. فضیل در گوشه ای خزید و سر به گریبان ، بر گذشته ی پرگناه خود افسوس می خورد. در آن حال شنید كه كاروانیان درباره ی ساعت حركت سخن می گویند. یكی از كاروانیان می گفت : رفقا ! امشب حركت نكنید و بگذارید هوا روشن شود ، زیرا به قرار اطلاع ، فضیل بر سر راه است و خطر او قافله را تهدید می كند . سخن اضطراب آمیز كاروانیان ، آتشی در دل فضیل برافروخت و از اینكه جنایات او ، این چنین مردم را مضطرب و پریشان ساخته به شدت متأثر شد و بی اختیار از جا برخاست و گفت : مردم بدانید من فضیل بن عیاضم و آسوده خاطر باشید كه دیگر فضیل دزدی نمی كند و سر راه را بر كاروانیان نمی بندد. او به درگاه خدا بازگشته و از گناه خود توبه كرده است. ***روضات الجنات ، فضیل
آنچه این مرد را از گناه باز داشت و سرنوشت او را تغییر داد ، یك یادآوری بود ، ولی او دارای اعتقادات و ایمان ضعیفی بود كه آن یادآوری توانست در دلش اثر بگذارد و در او تحول و دگرگونی پدید آورد.
دكتر كی نیا می گوید : چراغ ایمان را در دل مردم برافروزید ، زیرا ایمان مؤثرترین حربه در مبارزه ی با كلیه ی مفاسد اجتماعی و اخلاقی است .***علوم جنایی ، جلد 2 ، صفحه 1036
مطالب فوق برگرفته از كتاب *** تعالیم آسمانی اسلام ***
غافل كسی كه روز گناه كند و رخسار شاهد شب را نیز به دود عصیان سیاه كند .
خواجه عبدالله انصاری
اندیشیدن همانند دیدن نیست ، زیرا گاهی چشمها دروغ می نمایاند ، اما آن كس كه از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمی كند .
نهج البلاغه / حكمت 281
انتظار را طاقت باید و ما را نیست ، صبر را فراغت باید و ما را نیست ؛
بندگی كردن جزء ملك را بر بنده حرام است . تو او را بنده باش همه عالم تو را غلام است .