شعر و قطعات ادبی
دیشب برای اولین بار یه شعر البته بیشتر میشه گفت یه دلنوشته ای برای امام زمانم (عج) گفتم . بعد یکمی تغییرش دادم که هر دو رو براتون میذارم حتما از نظرات خوبتون بی نصیبم نکنین.
باز جمعه ای دیگر رسید
قلبهای منتظر بی تاب تپید
باز نیامد از نهان یار قریب
چشم های منتظر آرام گریست

باز هم آدینه ای دیگر رسید
قلبم از شوق دیدارش تپید
شد غروب و باز قصه هجران یار
اشک غم از دیدگان من چکید
يکشنبه 9/5/1390 - 8:11
شهدا و دفاع مقدس
يادش بخير دوره سربازي رو ميگم خيلي وقتها دلم تنگ اون زمونها ميشه آخه ما مربي قرآن بوديم و يه گروه به قول گفتني باحال.اولش 53 نفر بوديم ولي در عرض 3 ماه اول با ريزش هايي که در امتحانات شد 15 نفر تا آخر خدمت ثابت مانديم و اين گروه 15 نفري زبان زد خاص و عام تو پادگان بود حتي خود فرمانده پادگاه آموزشي هم چندين بار به اين مسئله اذعان داشت و مي گفت در طول اين 52 دوره اي که تو اين پادگان آموزش برگزار شده يه همچين گروهي نيامده و نخواهد آمد و ما يه بار دل به دريا زديم و پرسيديم چرا و ايشان جواب داد که اگه کسي در جمع شما وقتي مشغول عبادت و دعا هستيد وارد بشه فکر ميکنه همه شما بچه امامين و معصوم يه حال و هواي ديگه دارين که قابل وصف نيست و اگه زماني که با هم مشغول شوخي هستين وارد بشه فکر ميکنه تو دنيا مثل شما جمع شوخ طبعي و بذله گويي پيدا نميشه اين حسن گروه شماست.
البته بي مناسب هم نميگفت، راستش يادم نمياد وقتي گروه جمع بود يه بار نماز رو فرادي بخونيم چرا که هميشه يکي از بچه ها امام جماعت مي شد و بقيه ماموم. بعد نماز هم اکثرا زيارت بود و دعا و حال و هواي خاص خودش. دلم واسه اون زيارات و دعاها تنگه شده.
امشب به هواي اون زمونا با خودم خلوت کردم و زمزمه اي که اکثرا قبل از زيارت يا دعا ميکرديم تا حال و هواي معنوي بر جمع حاکم بشه رو با خودم زمزمه کردم راستش مثه اون وقتها آسمان دلم ابري شد و چشام خيس باران. ميخوام شما رو هم به اون حال و هوا ببرم به شلمچه به خلاصه عشق و قطعه اي از بهشت به اوروند رود و به کربلاي ايران . ميخوام شما هم هوايي بشيد و ياد عزيزاني که از جانشون گذشتند و اين آرامش و امنيت رو برامون به ارمغان آوردند (ياد همشون بخير):
لاي لاي اي جبهه لرين يورقوني،اي خسته جوان لار
(لالايي اي دلاور جبهه ها ، اي جوانان خسته و مجروح)
لاي لاي اي شهد شهادت دن ايچيپ کامه چاتان لار
( لالايي اي کساني که شهد شهادت را نوشيده ايد و به کامتان رسيده ايد)
لاي لاي اروند کناريندا قيزيل قانه باتانلار
(لالايي اي به خون خفتگان در کنار اروند)
خوش ياتين ياخشي ياتيب سيز
(آسوده بخوابيد که خوب خوابيده ايد)
ياخشي دنياني آتيب سيز
(خوب دنيا را رها کرديد)
آنا لار داغي سهند ين داغي تک بيرجه داغ اولدي
(داغ مادران مانند کوه سهند شد)
چوخلي بيللر بوکولدي
(خيلي از قامتها خميده شد)
قئره بيرچک لر آغ اولدي
(موهاي سياه.....سفيد شد)
دوزدي سس سيز يارالاندينز, سو وا باتديز قانيز آخدي
(درست است که بي صدا زخمي شدي ,در آب فرو رفتيد و خونتان جاري شد)
دوزدي سيز جان ورني قان سويرانلار هامي باخدي
قوي قانيز آخسادا آخ سين
(بگذاز خونتان جاري شود)
اجنبي ده باخسادا ...باخسين
(بيگانه نگاه کرد........نگاه بکند)
نقدر جسميده قان وار
(تا جايکه در جسم خون است)
نقدر جيسميده جان وار
(تا جايکه در جسم جان است)
نقدر قولدا توان وار
(تا جايکه در بازو توان است)
نقدر داماردا قان وار
(تا جايکه در رگ خون است)
داها چيخماز ياديميزدان
(هرگز از يادمان نمي رود)
خوش ياتين اي قورو تورپاقلارين اوستونده ياتانلار
(آسوده بخوابيد اي کساني که بر روي خاکهاي خشک خفته ايد)
خوش ياتين ياخشي ياتيب سيز
(آسوده بخوابيد که خوب خوابيده ايد )
ياخشي دنياني آتيب سيز
(خوب دنيا را رها کرده ايد)
ياخشي جانانه چاتيب سيز
(خوب به جانان رسيده ايد....)
سه شنبه 31/3/1390 - 9:17
شعر و قطعات ادبی
ای الهه عشق
ای دلبـر دلربا
با چشمان ظاهری و دل خویش صورت بهشتی و ماهروی تو را به نظاره می نشینم . چرا كه برگزیده عالمیان حضرت محمد مصطفی (ص) فرموده اند:
« نگاه كردن بر روی تو عبادت است. »
و با تمام خضوع و تواضع و سینه ای مالامال از عشق بوسه ای بر خاك پایت می گذارم و آنرا توتیای چشم خویش می سازم كه شنیده ام بهشت با آن همه زیبایی و عظما وصف ناپذیرش در زیر پای تو نهفته است.
ای فرشـته آسمـانی كه خداوند وجود زیبایت را بر ما عطا فرمود
تو رب صغیـری
ترا با تمام وجود و از صمیم قلب می پرستم
ای مادر
ای همه وجودم دوستت دارم دوستت دارم
يکشنبه 2/8/1389 - 11:52
ورزش و تحرک
بازهم اشتباه داوری
دیروز در تهران غوغایی بود و باز هم دوتیم مطرح و پر طرفدار فوتبال جدالی جوانمردانه با هم داشتند.
اما باز هم اشتباه داوری به ضرر تیمی تمام شد و حرف و حدیث بسیاری در محافل ورزشی و غیره بر جای گذاشت.
برای من به عنوان یک طرفدار فوتبال البته نه یک تیم خاص بلکه بازی زیبا و جوانمردانه این سوال همیشه بوده و هست که این اشتباهات داوری تا کی در فوتبال ما خواهد بود.
چرا به خاطر اشتباه بازیکن یا مربی کمیته انظباطی و باشگاه مربوطه حق مداخله و جریمه فرد مشتبه را دارند ولی برای اشتباه داوری تنها و تنها حرفی که گفته میشه « اشتباه داوری از بدیهیات فوتباله ».
آیا این بدیهی فوتبال قابل کنترل و کاهش نیست ؟
آیا نباید مرتکب یک اشتباه فاحش که در سرنوشت یک تیم تاثیر گذاشته و باعث جریحه دار شدن روح و جان میلیون ها طرفدار میشه به همین راحتی قابل گذشت و اغماضه؟
آیا وقت آن نشده که فکری اساسی کرد و جریمه و محرومیت برای مرتکبین البته انشاءا... غیر عمدی داوری پیش بینی کرد؟
شنبه 24/7/1389 - 10:41
سخنان ماندگار
گزیده ای از فرمایشات گهربار استاد اخلاق مرحوم حاج آقا براعتی (ره)
-
اگر انسان بداند که از بین نمی رود،زندگی برایش شیرین می شود. بزرگترین نگرانی انسان ، ازبین رفتن و معدوم شدن است البته اگر باور کند که همیشه خواهد بود و فقط منزل عوض می کند چنین شخصی دیگر نگرانی و دلهره نخواهد داشت. و راحت زندگی می کند.
-
برزخ برای مومنان، بزرگتر و روشن تر و شیرین تر از این عالم است در آنجا (فرد مومن)منتظر است تا دوستان و آشنایان زودتر به او ملحق شوند و برای آنها دعا می کند. در اثر اعمال نیک ما، به گذشتگان ثواب می رسد و چون ثواب ما به آنها رسیده، متقابلاً از آنها نیز به ما ثواب می رسد، ما موجود گسیخته از آینده نیستیم، انسان می تواند در تمام اعمال نیک گذشتگان از اول خلقت تا کنون شریک باشد چرا که نیت تاثیر گذار در اعمال خواهد بود.
-
به قیامت معاد گفته می شود از آن جهت که محل بازگشتن است، بازگشت به جایی که قبلاً آنجا بودیم.
-
هر کس منتظر واقعی باشد چشم دلش باز می شود و می بیند که در محضر امام علیه السلام است ولی گناه باعث می شود دستمان به امام نرسد، همچون کسی که عطش است و فلج، که در این صورت نمی تواند از آبی که در کنارش گذاشته اند حتی یک قطره هم بردارد و بنوشد.
-
آنقدر که کمالات، در ما محقق شد به همان مقدارگناه نمی کنیم ، کسی که نمازش او را از گناه دور نمی کند بداند که آن نماز او را از خدا دور کرده است.
-
اگر انسان آزاد شود آسمانها و زمین آزاد می شود ، هم اینک آسمانها و زمین در اثر حرکات نسنجیده انسانها در سجن و اسارت است ، نمی تواند آن استعدادهای درونی خود را به نمایش گذارد، زمین هم اینک به غلت کارهای بد مردم ، محصولی شایسته را نمی تواند ارائه دهد ولی بعد از ظهور حجت الهی ، زمین محصول های شایسته ای می دهد. زمین هم اینکه انسان های شایسته را دید ، زنده می شود ، زنده بودن زمین منوط به انسان های شایسته است.
-
وقتی انسان شیرینی عبادت را چشید چکار به غیر خدا دارد ، آن وقت قلبش حرم خداست<< من در آسمان ها و زمین نمی گنجم ولی در قلب بنده مومنم می گنجم.>>
دوشنبه 19/7/1389 - 12:40
شهدا و دفاع مقدس
دوستی با شهداء
جایتان خالی به نمایشگاه هفته دفاع مقدس رفته بودم و از بخش های مختلف آن دیدن كردم ، یه بخشی خیلی به دلم نشست « غرفه دوستی با شهداء» در این غرفه نام شهدا همراه با آدرس مزار شهید نوشته شده و در داخل پاكت هایی قرار داشت و شما با انتخاب یكی از پاكتها، با شهیدی كه نامش در نامه ذكر شده دوست می شوید و با حضور بر سر مزار او فاتحه ای در حق او قرائت می كنی.
سوالی كه از خودم پرسیدم این بود كه آیا دوستی با شهداء با حضور بر سر مزار او و ذكر فاتحه آنهم یكی دو بار تمام میشه میره ؟ یعنی تا این حد كافیه؟
فكر می كنم و معتقدم دوستی زمانی معنی و مفهوم داره كه یاد دوست همیشه در فكر و ذكرمون باشه و این میسر نمیشه مگر با عمل به وصیت نامه شهداء ؛ و چه زیبا گفت پیر جماران كه : « این وصیت نامه هایی که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید خدا قبول کند . یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و فکر کنید » (صحیفه نور ، ج 15، ص 32) » و رهبرم سید علی فرمودند : « این وصیتنامههایی كه امام میفرمودند بخوانید، من به این توصیه ایشان خیلی عمل كردهام. هر چه از وصیتنامههای همین بچههای شهید به دستم رسیده، غالبا من اینها را خواندهام، چیزهای عجیبی است. ما واقعا از این وصیتنامهها درس میگیریم. اینجا معلوم میشود كه درس و علم و علوم الاهی پیش از آنكه به ظواهر و قالبهای رسمی وابسته باشد، به حكمت معنوی وابسته است، آن جوان خطش هم به زور خوانده میشود، اما هر كلمهاش برای من و امثال من یك درس راهگشاست و من خودم خیلی استفاده كردم.» (سخنرانی 27 شهریور 1370) .
قسمتی از مناجات نامهء شهید مهران متولی :
ای محبوب !
مگر تو خودت نفرمودی که در این دنیای فانی سه کس و سه چیز را دوست دارم : دل شکسته ، چشم گریان و جوان توبه کار ...
تو خود شاهدی که هم دلم شکسته شد ، هم چشمم گریان است و هم از گناهانم توبه کرده ام ؛
پس مرا ببخش ...
شنبه 17/7/1389 - 10:10
مهدویت
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
امشب در حال خواندن رکعت سوم نماز عشاء بودم و مشغول قرائت ذکر سوره که یکدفعه دلم هوایی شد و هوای دیدن جمال یار کرد ؛ چشام پر از شبنم اشک شد و هق هق گریه بخودم آورد، نماز رو تمام کردم و به حال سجده نام یار رو صدا کردم " یا صاحب الزمان ، یا حجة الله ، یابن الحسن "
اما با خود گفتم با کدام چشم ، چشم آلوده به گناه ؟ ؛ با کدام روی ، روی سیاه ؟ دانستم دیدار یار لیاقت می خواهد که من ندارم . ولی چه کنم که آرزوی دیدار هنوز که هنوز است در دلم شعله ور است .
یا صاحب الزمان:
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
جمعه 9/7/1389 - 13:0