در مورد نام زرقان نوشته یا اظهار نظر دقیق و مستندی به دست نیامده است اما آنچه از یادداشتهای جهانگردان و تاریخنویسان بر میآید این است که نام زرقان در طول تاریخ که از آن یاد شده تغییر نکرده و منحصراً نام های زرقان، زرقون، زرغان، زرکان، ازرکان معمول بوده است. در مورد تاریخ زرقان هم وضع به همین منوال است، مداركی كه موجود است تنها سفرنامه جهانگردانی است كه از زرقان گذشتهاند و از آن یاد نمودهاند. در اینجا برای نمونه، گوشههایی از یادداشتهای تاریخی كه به گونهای به زرقان مربوط است بازگو میشود. اصطخری متوفی به سال 346 هجریقمری در كتاب «المسالك و الممالك» در قسمت ذكر از راه شیراز تا كثّه مینویسد: «...و این راه خراسان است، از زرقان تا اصطخر شش فرسنگ، و از اصطخر... تا آخر.» ابن حوقل كه همعصر اصطخری بوده است در كتاب «صوره الارض» در مورد دریاچههای فارس مینویسد: « دیگر دریاچه باسفریه است كه دیر ناسفریه در آن واقع است و طولش نزدیك به هشت فرسنگ و آبش شور و صیدش فراوان در اطراف آن بیشههای بسیار است و از آن نی و بردی (گیاهی نی مانند) و گیاه روخ (نوعی گیاه كه از آن حصیر میبافند) و جز آن به دست میآید و مردم شیراز به آن فراخی مییابند، و این دریاچه در ولایت اصطخر در مجاور زرقان از روستاهای هزار است.» در همین كتاب در ذكر مسافات فارس مینویسد: «راه شیراز به یزد كه همان راه خراسان میباشد چنین است: از شیراز به زرقان شش فرسخ، از زرقان كه دارای منازلی بر وادی غذب است تا اصطخر شش فرسخ... تا آخر.» شاردن فرانسوی كه در زمان صفویه در بیشتر سالهای بین 1664 تا 1670 میلادی در ایران بوده در سیاحتنامه خود در فصل مربوط به تعریف وتوصیف زرقان و كارهای تیمورلنگ مینویسد: «در همان مسیر سابق، در یك جاده خوب و بالنسبه مستقیم شش فرسنگ راه پیمودیم و در زرقان منزل كردیم. این آبادی بلده كوچكی است كه بیش از دوهزار خانه باغچه ندارد و در یك دشت باریكی كه در میان كوهستان قرار گرفته است. فاصله جبالی كه آنرا محصور ساختهاند بیش از نیم فرسنگ نمیباشد، اراضی زرقان بقدر كافی حاصلخیز و خوب و خوش است. در تابستان آب وهوای آن خنك ومطبوع میباشد. اطراف و اكناف شهر مشحون از باغات و بساتین خوب و خرم است ولی در داخل بلده غیر از اطلال مخروبه چیز شایان توجهی دیده نمیشود. برحسب تواریخ ایرانی این شهر در دوره اردشیر بابكان قرنها پیش از ظهور اسلام به وجود آمده است. چنانچه از اسناد مربوط مستفاد میشود، زرقان دارای بیست هزار باب باغچه بوده است واین ادعا كاملاً حقیقت مینماید چون هنوز هم در حوالی یك میل و بیشتر شهر آثار و بقایای مخروبه مشاهده میشود، تیمورلنگ نخستین بار كه از آنجا عبور میكرد، سرتاسر شهر را ویران ساخت، ولی بار دوم یعنی هنگام مراجعت از تركیه پس از اطلاع از گذشته ممتد و درخشان فرهنگی زرقان و آگاهی از ظهور دانشمندان متعدد عالی مقام در آن یك قسمت از شهر را مجدداً آباد كرد، این موضوع در بین نویسندگان شرقی سخت مشهور است. اقوام ترك و تاتار كه بعد از تیمور لنگ به سرزمین ایران یورش آوردند، چندین بار این شهر را ویران ساخته و سكنه آنرا قتلعام كردهاند، و در حقیقت از آغاز سده جاریست كه از نو در آبادانی زرقان اقدام كردهاند.» كارستن نیبور آلمانی كه در سال 1765 میلادی در زمان كریم خان زند به ایران سفر كرده در قسمتی از سفرنامه خود در شرح سفر از شیراز به تختجمشید مینویسد: «پس از پنج ساعت و نیم به زرقان رسیدیم. بیشتر راه كوهستانی و سنگلاخی است، زمینهای حاصخیز نا آبادند و حتی به نظر میرسد كه درختها هم از جنگهای زیادی كه در این حوالی رخ داده است شكوه میكنند. چون جویها و قناتهایی كه به ریشههای این درختها آب میرسانیدند، یا راههای دیگری جستهاند، یا به كلی ویران شدهاند. «كاروانسرای باد سیاه» خیلی محكمتر از آن ساخته شده بوده است كه خودبهخود ویران شود. از دهكدهای كه در نزدیكی این كاروانسرا قرار داشته است، كوچكترین نشانهای بر جای نمانده است. در این راه خرابه خانهای را نشانم دادند كه كنارش درختی قرار دارد و از این نظر جالب است كه سابق بر این وقتی شاه حكومت، حاكم شیراز را مورد تایید قرار میداد، حاكم زیر این درخت خلعتش را میپوشید و ضمن تشریفاتی سواره به شهر میرفت. ده زرقان به صورت ماه هلال در كنار كوه بلندی قرار دارد وطرف پایین ده دیوار ضعیفی به ارتفاع هفت پا دارد. از بدشانسی این ده چند سال پیش دو خان در نزدیكی ده با هم جنگیدند و نتیجه این جنگ این شد كه خان پیروز همه ساكنین ده را به زندان انداخت و خانههایشین را ویران كرد. از این روی حالا فقط قسمت كوچكی از این ده در دامنه كوه مسكون است، دیوار خانههای این ده مثل دیوار همه دههای دیگری كه در ایران دیدهام یا از خاك است یا از خشت اما سقفها شیبدار و از نی ساخته شدهاند.» از فرهنگ آنندراج كه در سال 1306 هجری قمری نوشته شده آمده است: «زركان نام قصبهای است كه در شش فرسخی شهر شیراز، یك هزار باب خانه معمور آباد دارد، وقتی كان زر داشته، زرقان معرب آن است و مرقد سید نسیمی شاعر در آنجاست كه مرید شاه فضل نعمی بوده و شهید شده رحمه الله.» جكسن آمریكایی كه در سال 1903 میلادی به ایران آمده در كتاب «سفرنامه جكسن» ترجمه منوچهر امیری مینویسد: «در چند كیلومتری بندامیر آبادی زرقان یا زرقون در دامنه كوهی قرار گرفته است و چاپارخانه تعویض اسبها هم درآنجاست.» در سفرنامه حاجیبیرزاده كه در سال 1306 هجری قمری نوشته شده چنین میخوانیم: «قریه زرقان دو هزار جمعیت دارد و قریه آبادی است و بسیار قاطر وقاطرچی و مكاری در آنجا هست و مردمان آنجا صاحب مكنت متمول میباشند و از هر نوع میوه و مأكولات در دكان و بازار آنجا یافت میشود و قریه زرقان در دامنه كوهی واقع است كه آن كوه بسیار مرتفع و همه سنگ است و خاك ندارد و در شرق زرقان واقع است و بعضی خانههای قریه تا به دامنه بلندی كوه رسیده است و خانههای مرتفع ساختهاند و روی خانهها به سمت مغرب است و آب آنها از چاه است، در هر خانه یك چاه كندهاند و آب از آن بر میدارند و زراعت آنها بعضی از نهر جاریست و بعضی از گاوچاهها.» در مورد نام زرقان نكته دیگری لازم است متذكر شویم، قبل از انقلاب اسلامی همراه با تغییر نام بعضی از شهرهای ایران، اسم زرقان نیز به زرگان تبدیل شد . بعد از انقلاب اگرچه دوباره نام زرقان را بازیافت ولی هنوز در بسیاری از نقشهها و كتب جغرافیایی و نامه نگاریهای اداری، نام زرگان باقی مانده است، بعضیها ریشه نام زرقان را زرگون (یعنی مانند زر) میدانند و سابقه آنرا به هخامنشیان پیوند میزنند و با توجه به نزدیكی این آبادی به تخت جمشید كه یكی از مراكز حكومت هخامنشیان بوده است چندان هم بیربط به نظر نمیرسد.