• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6348روز قبل
هوا و فضا
تیمی از پژوهشگران دانشگاهی و دانشمندان ناسا برای اولین بار شواهدی قطعی دال بر وجود متان در جو مریخ به دست آورده ‏اند. این دستاورد نشان می ‏دهد که مریخ یا از نظر زمین‏ شناختی یا از نظر زیستی فعال است. این دستاورد پس از مطالعه چندین ساله جو مریخ به کمک تلسکوپ فروسرخ ناسا و رصدخانه کک (Keck)، هر دو در کوه‏ های موناکی هاوایی، حاصل شده است. این تیم پژوهشی با استفاده از طیف ‏نما امواج دریافتی از مریخ را به خطوط طیفی‏ اش تجزیه کردند، درست مشابه کاری که منشور با نور معمولی می ‏کند و آن را به رنگ‏ های سازنده‏ اش تجزیه می‏ نماید. پس از بررسی خروجی طیف‏ نما و مشاهده خطوط جذبی، پژوهشگران با اطمینان از وجود متان در جو مریخ خبر دادند.  «مایکل ماما»(Michael Mumma)، از مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا، این‏ طور توضیح می‏ دهد:"متان در جو مریخ به شکل ­های مختلفی سریعا از بین می‏ رود. بنابراین کشف مقادیر قابل توجهی متان در نیمکره شمالی مریخ در سال 2003 حاکی از ساز‏ و ‏کاری است که باعث تولید و آزاد شدن متان می‏ شود. در اواسط تابستان میزان آزاد شدن متان در نیمکره شمالی مریخ قابل مقایسه با مقدار مشابه در حوالی یکی از چاه‏ های نفت طبیعی در کالیفرنیا است."متان اصلی‏ ترین جزء تشکیل دهنده گاز طبیعی در زمین است. زیست-منجمان (منجمانی که به مطالعه حیات در اجرام سماوی می­ پردازند) به خصوص به این موضوع علاقه‏ مندند، چرا که عمده متان تولید شده در زمین از فعالیت‏ های گوارشی موجودات زنده ناشی می‏شود. البته دیگر پدیده ‏‏های زمین‏ شناختی نظیر زنگ زدن آهن، نیز متان آزاد می‏ کنند.        ماما می‏ گوید:"در حال حاضر ما اطلاعات کافی نداریم که مشخص کنیم آیا فعالیت ‏های زیستی باعث تولید متان در مریخ می‏ شوند یا ساز‏ و کا‏ر‏های زمین‏ شناختی و یا هر دو. ولی در هر حال وجود متان به ما می‏ گوید که این سیاره هنوز زنده است، حداقل از منظر زمین‏ شناختی."در صورتی که موجودات میکروسکوپی در مریخ تولید متان نمایند، می‏ بایست در اعماق زیاد زیر سطح مریخ مشغول به انجام این کار باشند، جایی که به قدر کافی گرم باشد تا آب به صورت مایع یافت شود. چرا که آب مایع برای همه انواع حیات ضروری است، همان‏طور که منابع انرژی و ذخیره کربن ضروری هستند.بنا به گفته ‏های ماما، موجودات میکروسکوپی روی زمین بین 2 تا 3 کیلومتر زیر سطح یک آبگیر در آفریقای جنوبی به نام Witwatersrand زندگی می ‏کنند، جایی که فعالیت‏ های رادیواکتیو به صورت طبیعی باعث تجزیه مولکول‏ های آب به مولکول‏ های هیدروژن و اکسیژن می ‏شود. این موجودات از هیدروژن به عنوان منبع انرژی استفاده می‏ کنند.این احتمال وجود دارد که موجودات مشابه توانسته باشند میلیاردها سال زیر لایه‏ ی همیشه یخ‏ بسته سطح مریخ دوام آورند. چرا که زیر این لایه آب به صورت مایع است. علاوه بر آن تشعشعات به عنوان منبع انرژی عمل می ‏کنند و دی ‏اکسید کربن کربن لازم را تامین می ‏نماید. گازهای متمرکز در این نواحی زیرزمینی، نظیر متان، ممکن است به دلیل ایجاد یک سوراخ یا نشتی در سطح سیاره به هنگام فصول گرم سال آزاد شوند و باعث ارتباط نواحی عمیق زیر زمینی با جو در محل دهانه ‏های آتشفشانی یا دره‏ ها گردند.»ممکن است یک ساز و کار زمین‏شناختی باعث تولید متان در مریخ باشد، چه اکنون و چه میلیون‏ها سال پیش. روی زمین، تبدیل زنگ آهن به کانی­ های گروه سرپنتین (هیدرو سیلیکات منیزیم) منجر به تولید متان می ‏شود. در مریخ نیز همین روند ممکن است به کمک آب، دی‏ اکسید کربن و گرمای داخلی سیاره طی شود. هر چند شواهدی دال بر وجود فعالیت‏ های آشتفشانی در مریخ وجود ندارد، ولی متان محبوس شده در غارهای یخی ممکن است در زمان فعلی آزاد شوند.                              یکی دیگر از محققان می‏ گوید: "ما ابرهای متعددی از گاز متان را روی مریخ کشف و نشانه ‏گذاری کردیم. در یکی از این ابرها 19000 تن متان وجود داشت. این ابرها همه در فصول گرم سال آزاد شده بودند، چرا که احتمالا با تبخیر یخ ‏های سطحی، منفذهایی در سطح ایجاد شده ‏اند که متان محبوس از طریق آن‏ها اجازه فرار یافته است." به گفته پژوهشگران، متان بر فراز مناطقی از مریخ دیده شده ‏اند که در آن‏ها شواهدی مبنی بر وجود توده ‏های یخ‏ یا جریان آب در زمان‏ های دور یافت شده است. یک روش برای پاسخ به این سوال که آیا موجودات زنده تولید‏کننده‏ های متان در مریخ هستند، اندازه‏ گیری نسبت ایزوتوپ‏ هاست. خواص شیمیایی ایزوتوپ‏ های یک عنصر تا حدی با خود عنصر تفاوت دارد و موجودات زنده ایزوتوپ‏ های سبک‏تر را ترجیح می‏ دهند. اگر حیات باعث تولید متان در مریخ باشد، آب و متان آزاد شده در این سیاره می‏ بایست نسبت ایزوتوپ‏ های مشخصی را برای کربن و هیدروژن از خود نشان دهند. این وظیفه ماموریت‏ های آینده فضایی در مریخ خواهد بود که پرده از معمای منشا تولید متان در مریخ بردارند.   
دوشنبه 5/12/1387 - 23:21
هوا و فضا

آتش بازی آسمان

 
 
تابستان هر سال، نویدبخش شب های رصدی بی نظیری است که در طول سال کمتر یافت می‌شود. شاید مهمترین خصوصیات شب های تابستانی، آسمان صاف و بدون ابری باشد که نوار مه آلود راه شیری بر پهنه آن کشیده شده است. شاید هم این خصوصیت شب های گرم تابستانی آن باشد که مردم، بیشتر وقت می‌کنند تا به آسمان نگاهی بیندازند و از زیباییهای آن لذت ببرند. در این میان، این بارش شهابی برساووشی است که یک تنه تنور این شب های داغ را با نمایش دل انگیز خود گرمتر می‌کند.  

شهاب و انواع آن

فضای داخل منظومه شمسی علاوه بر میزبانی خورشید و سیارات و اقمار آنها، مملو ازدنباله دارها، خرده سنگ‌ها و ذرات ریز و درشت غبار است، آنهایی را که ابعادشان از چند صد متر تا چند صد کیلومتر متغیر است سیارک می‌نامند و بقیه ذرات کوچکتر را شهابواره. هنگامی که این شهابواره‌ها با سرعت زیاد وارد جو زمین می‌شوند اصطکاک شدید آنها با مولکولهای هوا موجب داغ شدن سطح آنها می‌شود. معمولاً در ارتفاع 80 تا 120 کیلومتری از سطح زمین، غلظت هوا به قدری زیاد می‌شود که حرارت تولید شده، دما را تا 4600 درجه سانتیگراد بالا می‌برد و سطح شهابواره را لایه لایه تصعید می‌کند. مواد آزاد شده از سطح، دنباله ای از مواد یونیزه شده داغ را به طول 20 تا 30 کیلومتر تشکیل می‌دهند که از خود نور ساطع می‌کند و این چنین، یک درخش شهاب بر پهنه آسمان ظاهر می‌شود. جالب اینکه تمام این فرآیند‌ها در کسری از ثانیه روی می‌دهد. درخشندگی شهاب به جرم و سرعت ورود شهابواره بستگی دارد. سرعت ورود شهابواره‌ها از 11 تا 72 کیلومتر بر ثانیه متغیر است و جرم ذرات ورودی هم می‌تواند مقادیر مختلفی، از یک میلیونیم گرم تا یکهزار تن و بیشتر را دارا باشد. مثلاً یک شهاب معمولی که درخشندگی آن معادل ستاره قطبی است، در اثر ورود ذره ای با قطر 8 میلیمتر به داخل جو زمین روی می‌دهد. انواع مختلفی از شهابها را می‌توان دسته بندی کرد که مشهورترین آنها عبارتند از :   ·                                 آذرگوی : اینها، شهابهایی هستند که درخشندگی آنها از سیاره زهره، درخشانترین جرم نقطه ای آسمان شب، بیشتر است و بدینسان قدر آنها کمتر از 4- است. آذرگوی‌ها هرچه درخشانتر باشند، احتمال شنیدن صدایی مانند صدای جرقه قوس الکتریکی همراه با عبور آنها بیشتر است! برخی آذرگویها هنگام حرکت خود منفجر می‌شوند که bolide نام دارند. در صفحه شخصی پیتر براون ( یکی از برجسته ترین متخصصان بارش های شهابی) می‌توانید مجموعه ای از فیلم های ویدیویی انفجارهای درخشان آذرگویها را مشاهده کنید. ·                                 زمین خراش : این دسته از شهابها، آنهایی هستند که از لبه جو زمین عبور می‌کنند و از این نظر، به نظر می‌رسد که تمام طول آسمان را در می نوردند. درخشندگی این دسته از شهابها نیز معمولاً زیاد است. ·                                 شهابسنگ : آن دسته از شهابهایی که پس از سوختن هنوز تمام نشده اند و بخشی از جرم آنها به سطح زمین می‌رسد، شهابسنگ نام دارند. سطح به جا مانده از شهابسنگ معمولاً سیاه و سوخته است و سطوح خمیده ای دارد و اگر نشکسته باشد لبه تیزی ندارد. معمولاً به همراه آذرگوی های منفجر شونده، یک یا چند شهابسنگ نیز به زمین سقوط می‌کند. شهابسنگ‌ها خود انواع مختلفی دارند که باید در مقاله جداگانه ای به آنها پرداخت.

 

بارش‌ها و رگبارهای شهابی

در شب های عادی و در آسمان بسیار تاریک می‌توان در هر ساعت حداکثر 10 شهاب مشاهده کرد که اغلب آنها شهاب های کم نور و کوتاه هستند. این شهاب‌ها در اثر ورود گرد و غبار پراکنده در فضای مداری زمین به داخل جو به وجود می‌آیند و چگالی آنها تقریبا ثابت است. از آنجا که این ذرات مولد به خصوصی ندارند، به شهابهای پراکنده مشهور شده اند. شاید فکر کنید همین مقدار اندک 10 شهاب در ساعت آن قدر قابل توجه نیست، ولی بدانید در هر شبانه روز، نزدیک به یک صد میلیون شهاب قابل رویت در جو زمین میسوزد و از این طریق، بین 40 تا 50 تن گرد و غبار وارد جو زمین می‌شود. البته از این مقدار تنها حدود یک تن به صورت شهابسنگ به سطح زمین می‌رسد و بقیه به صورت گرد و غبار در جو باقی می‌ماند تا آرام آرام بر روی سطح زمین بنشیند. این، تنها مکانیسم شناخته شده برای افزایش خاک در سطح زمین است که موجب می‌شود در هر یکهزار سال 5 سانتیمتر به ضخامت پوسته زمین افزوده شود. در بعضی شب های خاص، فراوانی شهابها به شکل محسوسی افزایش می یابد و در بهترین حالت می‌توان شاهد عبور بیش از 60 شهاب در هر ساعت و حتی بیشتر بود، یعنی دقیقه ای یک شهاب. در این حالت به اصطلاح می‌گوییم یک بارش شهابی روی داده است، رویدادی بی نظیر که به اعتقاد بسیاری از دوستداران آسمان، ز یباترین پدیده ای است که می‌توان در آسمان زمین مشاهده کرد. بارش شهابی زمانی روی می‌دهد که زمین از آن بخش فضا عبور کند که مملو از توده های غنی غبار باشد. این توده‌ها که ضخامتی از مرتبه صد هزار کیلومتر دارند، معمولاً ذرات به جا مانده از سیارک های نزدیک زمین یا دنباله دارها هستند و هنگامی که فاصله زمین تا این توده‌ها کمتر از 0.08 واحد نجومی باشد، بارش شهابی آغاز می‌شود (واحد نجومی همان فاصله متوسط زمین تا خورشید در طول یک سال است که تقریبا 150 میلیون کیلومتر است). بنابراین طبیعی است که هر بارش شهابی در یک محدوده زمانی فعال باشد و در زمانی که فاصله زمین تا توده غبار به حداقل خود رسید، به اوج فعالیت خود برسد؛ همانند بارش شهابی برساووشی که از اواخر تیر تا اوایل شهریور فعال است و در هفته سوم مرداد ماه به اوج خود می‌رسد. از آنجا که ذرات مولد بارش های شهابی متعلق به توده های غبار به جا مانده از اجرام بزرگتری هستند و بردار سرعت آنها تقریبا موازی یکدیگر است ، بنابراین موازی یکدیگر وارد جو زمین می‌شوند. این توازی موجب می‌شود درست همانطور که به نظر می‌رسد خطوط موازی راه آهن در دوردست به هم می‌رسند، چشم ما نیز در اثر پدیده پرسپکتیو تصور کند این شهابها از یک محدوده در آسمان خارج می‌شوند. این محدوده را به نام کانون بارش می شناسیم و بارش را بر حسب موقعیت کانون آن نامگذاری می‌کنیم. به عنوان مثال، کانون بارش شهابی برساووشی در صورت فلکی برساووش و در نزدیکی خوشه های ستاره ای باز دوقلو (x , h) قرار گرفته است. از سوی دیگر، چون چشم ما تمامی نقاط آسمان را در فاصله بینهایت از خود مشاهده می‌کند، آسمان را به شکل یک نیمکره تشخیص می‌دهد و بر همین اساس شهابها را نیز بر این نیمکره تصویر می‌کند. این تصویر سه پیامد مهم به همراه دارد :

در این نقاشی مشخص است که امتداد شهاب‌ها از یک نقطه میگذرد که آن را کانون بارش مینامیم. بارش شهابی بر اساس موقعیت بارش نامگذاری میشود

1.     نخست آنکه مسیر شهابها در آسمان از نظر چشم ما منحنی خواهد بود و امتداد همه آنها به کانون بارش خواهد رسید. 2.     شهابهایی که نزدیک به کانون بارش روی می‌دهند، به خط دید ما منطبق ترند و آنهایی که دورتر از کانون بارش روی می‌دهند، فاصله بیشتری دارند. اگر این شهابها را بر کره آسمان تصویر کنیم، مشاهده می‌کنیم که شهابهایی که نزدیک به کانون بارش روی می‌دهند، طول کمتری دارند و آنهایی که دورتر روی می‌دهند، از طول بلندتری برخوردارند. 3.     شهابهایی که نزدیک به کانون بارش روی می‌دهند، از سرعت کمتری نسبت با شهاب های دورتر از کانون برخوردارند. بدین ترتیب می‌توان شهاب های بارشی را با سه مشخصه شناسایی کرد : نخست آنکه امتداد مسیر عبور شهاب از کانون بارش عبور کند؛ دوم آنکه اگر نزدیک به کانون بود، طولش کم و اگر دورتر بود، طولش زیاد است و سوم آنکه در نزدیکی کانون، سرعت شهاب کمتر و در فواصل دورتر سرعت کانون بیشتر است. شدت فعالیت بارش های شهابی را با واحدی به نام ZHR می‌شناسند. ZHR را که مخفف عبارت Zenith Hourly Rate است، می‌توان به آهنگ ساعتی سرسویی ترجمه و این گونه تعریف کرد : تعداد شهابهایی که یک منجم باتجربه می‌تواند در مدت یک ساعت تحت شرایط آرمانی رصدی مشاهده کند. این شرایط آرمانی عبارتند از :1.     کانون بارش در سرسو قرار داشته باشد 2.     تاریکی آسمان در حد اعلای خود و حد قدری برابر 6.5+ باشد 3.     آسمان صاف و فاقد هرگونه ابر و مه و یا افق بسته باشد.بارش های شهابی مختلف از شدت های مختلفی برخوردارند. اما یک بارش شهابی خاص هم در دوره های مختلف از شدت های مختلفی برخوردار است و دلیل آن، توده های مختلف غبار است که از چگالی های متنوعی برخوردارند. هنگامی که دنباله دار مولد به حضیض خورشیدی خود بازمی گردد، مدار آن به دلیل تاثیرات گرانشی اجرام منظومه شمسی و از همه مهمتر، دو غول گرانشی آن یعنی سیارات مشتری و زحل اندکی تغییر می‌کند و این موجب می‌شود تا به جای یک توده انبوه و متراکم، چندین توده نزدیک به هم داشته باشیم که چگالی ذرات در آنها با یکدیگر متفاوت است . در طول زمان، تاثیرات گرانشی خورشید و سیارات موجب می‌شود این ذرات نیز از مسیر نخستین خود منحرف شوند و توده های جدیدتری را به وجود آورند. ولی این تمام ماجرا نیست. هنگامی که دنباله دار به حضیض خورشیدی خود می‌رسد، انبوهی از ذرات جدید را به توده تزریق می‌کند. این مواد جدید موجب می‌شود تا چند سال قبل و بعد از عبور دنباله دار، شدت بارش شهابی دچار افزایش قابل ملاحظه ای شود. نمونه بارز آن، بارش شهابی اسدی است که در آبان ماه روی می‌دهد و در حالت عادی ZHR آن در حدود 5 شهاب بر ساعت است. مولد این بارش شهابی، دنباله داری به نام تمپل-تاتل است که دوره تناوب 30 ساله دارد . این دنباله دار در سال 1378/1999 به حضیض خورشیدی خود رسید و از آن سال به بعد ، ما شاهد بارش هایی با ZHR 3000 تا 7000 شهاب بر ساعت بوده ایم. در سال 1966 که مقارن با حضیض دنباله دار مولد بارش شهابی اسدی بود، ساکنان آمریکای شمالی توانستند در مدت 40 دقیقه، بارشی با ZHR بیش از یکصد هزار شهاب بر ساعت را مشاهده کنند. اصطلاحاً به بارش هایی که ZHR آنها از 200 شهاب بالاتر باشد، رگبار شهابی اطلاق می‌شود.

بارش های شهابی سالانه

در طول سال انواع بارش های شهابی اتفاق می‌افتد که البته شدت آنها یکسان نیست. برخی ZHR در حدود 5 شهاب بر ساعت دارند که جز منجمان و رصدگران حرفه ای کسی نمی تواند آنها را تشخیص دهد، و برخی ZHR بالاتر از 100 شهاب بر ساعت دارند که منظره ای زیبا را در طول شب رقم می‌زنند. سالانه حدود هشت بارش شهابی منظم وجود دارند که ZHR آنها از 10 شهاب بر ساعت بیشتر است و می‌توان آنها را تشخیص داد .  شایان ذکر است ZHR ذکر شده در جدول مربوط به بارش منظم و سالیانه است و در صورتی که در نزدیکی زمان عبور دنباله دار مولد بارش شهابی از نزدیکی زمین باشیم، می‌توان انتظار داشت ZHR به مقادیر چند صد و حتی چندین هزار شهاب بر ساعت نیز برسد؛ همانند بارش شهابی اسدی که طی سالهای 1377 تا 1380 فعالیتی از مرتبه چندین هزار شهاب بر ساعت از خود نشان داد .
 
يکشنبه 4/12/1387 - 14:18
هوا و فضا

 

 

 

دنباله‌دار لولین مدت زیادی است که در آسمان زیبا در حال گردش است. لولین چند ماه گذشته را در سفر بوده و اکنون که دو ماهی است یگانه مهر آسمان او را به نزد ما فرستاده، شایسته است به پیشوازش رویم و ...   ... در این آخرین شب‌های سرد زمستانی همزمان با نزول مهر آسمان بر حوت و برپایی جشن و سرور در سرتاسر این سرزمین بزرگ، جشن و سرور را بر پا کنیم و با دیدار آن اولین سالگرد کشف را به او تبریک بگوییم.شاید شما تا کنون با Lulin آشنا شده باشید. Lulin دنباله‌داری نو ظهور است و حدود یک سالی از کشف آن می گذرد. ویژگی‌های مداری‌اش بسیار جالب توجه و تا حدی عجیب است. مهمترین و جالب توجه‌ترین ویژگی بارز آن میل مداری 178.4 درجه‌ای دنباله‌دار است که با 1.6 درجه انحراف از دایرة‌البروج پس از اورانوس و مشتری بهترین تطبیق را با صفحه‌ی دایرة البروج دارد.این بدین معنی است که همیشه بسیار نزدیک به دایرة البروج دیده می‌شود و روی آن حرکت می‌کند. مدار Lulin یک بیضی بسیار بسیار کشیده است که خروج از مرکزش 0.9999 است. مورد جالب توجه دیگر، دوره تناوب آن است که 28,477,537 میلیون سال است. فاصله اوج Lulin، 186,504.7 و فاصله حضیضش 1.21 AU (متوسط فاصله‌ی زمین تا خورشید) محاسبه شده است و چنان چه در فاصله‌ی اوج آن کمی تأمل کنید در کمال حیرت متوجه می‌شوید که این دنباله‌دار برای رسیدن به نقطه‌ی اوج مداری تا حدود 0.7 فاصله‌ی ما تا نزدیکترین ستاره  یعنی پروکسیما قنطورس را می‌پیماید! Lulin & Alpha Librae, photo by: Mike Broussard, Maurice, Louisiana, USA <!--[endif]-->  از دیدگاه نجوم رصدی تا چندین ماه پیش Lulin کاملاً کم نور بود و جزو دنباله‌دار‌های مشکل آسمان به شمار می‌رفت. با گذر زمان به خورشید نزدیک‌تر شد و سرانجام در اوایل آبان‌ماه در حالی که از قدر 8 در آسمان شامگاهی می‌درخشید از نظرها پنهان گشت و به ملاقات خورشید شتافت. در هفتم آذر‌ماه در مقارنه قرار گرفت و از آن پس با ادامه حرکت سریع خورشید بر دایرة‌البروج این دو از هم فاصله گرفتند تا این‌که اامکان ولین رصد موفقیت آمیز آن پس از مقارنه در روز اول دی‌ماه در حالی که از قدر حدود 7.5 می‌درخشید فراهم شد. از آن پس در آسمان صبحگاهی دقیقاً پیش از طلوع خورشید قابل رصد بوده است و با گذر زمان همواره از خورشید فاصله گرفته و در آسمان صبحگاهی وضعیتش همواره مناسب‌تر شده است. ابتدا در صورت فلکی عقرب قرار داشت و اندکی بعد در روز هفتم دی ماه این صورت فلکی را نیز پشت سر گذاشت و به میزان رسید. از آن هنگام تاکنون قسمت اعظم میزان را نیز پیموده است.با این‌كه بنابر محاسبات Lulin بایستی از قدر حدود 7 بدرخشد ولی در حال حاضر بنابر آخرین رصد‌ها هم اکنون در قدر انکی کمتر از 6 قرار دارد و همانطور که برخی پیش بینی می‌کردند تاكنون وضعیت آن درخشان تر از پیش بینی‌ها بوده و ادامه نیز یافته است. قدر دنباله‌دار واقعاً كم و درخشندگی کنونی‌اش حقیقتاً قابل تحسین است و در طول چند ماه گذشته چنین دنباله‌داری را هرگز در آسمان نداشته‌ایم. با توجه به اینکه حد قدر آسمان ایده‌آل نجومی 6.5 است و آسمان‌هایی با حد قدر اندکی کمتر در بسیاری از رصدگاه‌های مناسب سراسر کره زمین در دسترس است تاکنون تلاش‌های بسیاری جهت شکار این دنباله‌دار با چشم غیر‌مسلح انجام گرفته و طی روزهای اخیر در چند مورد رصدگران موفق به شکار Lulin با چشم غیر مسلح شده‌اند. بنابر یکی از بهترین گزارش‌ها ""Chris Wyatt منجم پر تلاش استرالیایی در روز پنج‌شنبه 5 فوریه (17 بهمن) ساعت 4 صبح به وقت محلی در آسمانی با حد قدر 6.4 موفق شد با کمک تکنیک نگاه غیر‌مستقیم (چپ چپ نگاه کردن) این دنباله‌دار پر شکوه را با چشم غیر‌مسلح مشاهده کند.در مورد دیگر پارامتر‌های رصدی Lulin نیز بایستی به قطر ظاهری آن که هم اکنون حدود 10 دقیقه قوس است اشاره کرد و این بدان معنی است که جرمی نه چندان کوچک را خواهیم دید. و فراموش نکنید که فاصله‌ی زاویه‌ای دو ستاره‌ی عناق و سها (اسب و سوار) در دب‌اکبر 11 دقیقه قوس است. دیگر پارامتر رصدی مهم دنباله‌دار DC آن است که بین 6 تا 7 گزارش می‌شود و این بدان معنی است که محو گونه است و با حرکت از مرکز به سمت بیرون بیشتر حالت محو دارد و از تمرکز نور کمتری برخوردار است.با وجود اینکه Lulin هم اکنون نیز کاملاً پرنور و جذاب است، ولی در کمال خوشبختی احتمالاً شرایط از این هم بهتر خواهد شد.بنابر اغلب پیشبینی ها Lulin در روز 5 اسفند ماه به اوج روشنایی خود خواهد رسید.بنابر محاسبات در آن هنگام Lulin بایستی از قدر 6 بدرخشد.البته لازم به ذکر است که اخیرا محاسبات جدیدی انجام شده و اوج شکوه Lulin را چند روز دیرتر و در حدود 10 اسفند ماه پیشبینی کرده است. لیکن در اغلب مراجع 5 اسفند ماه زمان اوج شکوهش ارائه شده است. به هر حال نباید از یاد برد که Lulin هم اکنون نیز در پر نور است و با توجه به اینكه دنباله‌دار یك قدر پرنورتر از محاسبات رفتار كرده است، پیش‌بینی می‌شود که قدر آن در اوج روشنایی به حدود 5 نیز برسد که جرمی فوق العاده و بی‌نظیر خواهد بود.مسیر دنباله‌دار نیز پس از ورود به سنبله تا 5 اسفند ماه در شرایطی که پر شتاب بر سرعت حرکتش در آسمان می‌افزاید، کل طول صورت فلکی سنبله را طی خواهد کرد و در 6 اسفند ماه در حالی که در اوج درخشش خواهد بود به اسد پای خواهد گذاشت. در این ایام علاوه بر اوج درخشندگی احتمالی با بیشترین سرعت زاویه‌ای که حدود 5 درجه بر روز است به اسد وارد می‌شود و سپس با گذر روزها دوباره از سرعت زاویه‌ای آن کم خواهد شد تا این که سرانجام در 13 اسفند ماه اسد را نیز پشت‌سر خواهد گذاشت و به خرچنگ آسمان وارد می شود. از آن پس نیز راه خود را بر روی دایرة‌البروج به سمت جوزا ادامه خواهد داد. Lulin هم اکنون جرمی صبحگاهی است. لیکن طی چند روز آینده با شتاب شدیدی که می‌گیرد به سرعت سنبله را طی خواهد کرد. پس فراموش نکنید که حتی حدود 10 روز دیگر هم دیگر صبحگاهی به حساب نمی‌آید و نیمه شب بایستی به جستجوی آن بپردازید و با توجه به ادامه این روند تا حدود 20 روز آینده حتی ساعاتی قبل از نیمه شب فرصت مناسبی برای شکار دنباله‌دار خواهد بود.نکته بسیار مهم دیگری که درباره‌ی Lulin نباید از یاد برد دم دنباله‌دار است.  Lulin نیز مانند دوستان نه چندان درخشان قبلی خود که دم قابل توجهی از خود بروز ندادند دمی پر شکوه ندارد و مدتی پیش نیز بر اثر اختلالات مغناطیسی خورشید دم خویش را از دست داده است. ولی بار دیگر این دم پدیدار می‌شود و لیکن بسیار زیبا و نازک است. این دم با توجه به ماهیت بسیار کشیده‌اش دم یونی دنباله‌دار به نظر می‌رسد.ف راموش نکنید که هم اکنون واقعاً نازک و رقیق است. اگر چه که ممکن است طی روز های آینده بسیار بارزتر گردد. مسیر حركت دنبلاله‌دار لولین ار 21 بهمن تا 6 اسفند 1387  برای رصد Lulin کافی است ابزار رصدیتان را بردارید و برای رصد آن اقدام کنید. Luli  که چندین ماه قبل برای رویت آن به توصیه‌های فراوان و ابزاری به بزرگی دست کم 6 اینچ نیازمند بود، هم اکنون  به اندازه‌ای پرنور است که چندان نیازی به راهنمایی‌های خاص نیست. حتی در شهر‌های بزرگ نیز کافی است که با یک دو‌چشمی متوسط یا تلسکوپی کوچک مثل یک 4 اینچ به گوشه‌ای تاریک یا جایی که دست کم نور مستقیم مزاحم نباشد بروید و این دنباله‌دار درخشان را ملاقات کنید. در سایر محیط‌ها هم که اوضاع رصدی بهتر است تنها یک دو‌چشمی 5 سانتی‌متری برای شكار آن کفایت می‌کند. البته لازم به ذکر است که اگر چه این دنباله‌دار در اغلب شرایط نیز قابل رویت است ولی فراموش نکنید که برای بهترین رویت، از ابزار رصدی و نیز آسمان بسیار مناسب کمک بگیرید. مثلاً بهتر است مناسبترین ابزار رصدی خویش را بردارید و در حد چند ده کیلومتر از شهر‌ها فاصله بگیرید تا در آسمانی با حد قدر حدود 5.5 یا بالاتر چهره‌ای کاملاً زیبا و پر‌رنگتری از Lulin را مشاهده کنید.اگر شما از تلسکوپی متوسط یا دو‌چشمی خوب برخوردارید بهتر است علاوه بر همه‌ی آن‌چه که در بالا گفته شد خودتان را برای دیدن دم دنباله‌دار آماده كنید. سعی کنید در رصد دم، PA (زاویه‌ی دم دنباله‌دار تا شمال سماوی و در جهت پاد ساعتگرد) و طول دم را نیز یررسی و ثبت نمایید.و سرانجام بزرگترین کاری که هم اکنون در مورد Lulin قابل انجام است تلاش جهت رصد با چشم غیر‌مسلح است. در حال حاضر تعداد گزارش‌های رصد غیر مسلح بسیار اندک است و اگر شما از آن دسته رصدگرانی هستید که در کمال خوشبختی به آسمان‌های خوب و بسیار خوب نجومی با حد قدر بالاتر از 6 دسترسی دارید هیچ کاری با ارزش‌تر از رصد علمی غیر‌مسلح Lulin به نظر نمی‌رسد. تاریکترین آسمان در دسترس خویش را بیابید و رصد را آغاز کنید.جهت یافتن دنباله‌دار می توانید از نقشه‌های زیر استفاده کنید. هر نقطه نشانگر موقعیت دنباله‌دار در ساعت 3 بامداد آن روز است.  مسیر حركت دنباله‌دار لولین از 6  تا 30 اسفند 1387  متاسفانه طی چند سال اخیر بهترین دنباله‌دار‌هایی که ظاهر شدند، خیر چندانی برای راصدان شمالی زمین به همراه نداشتند.اغلب آنان اوج درخشندگی و زیبایی‌شان را در آسمان جنوبی به نمایش گذاشتند و برخی هرگز برای ما زیبا و پرشكوه ظاهر نشدند و برخی دیگر نیز پس از این که از فروغشان کاسته شد ما آنها را مشاهده كردیم. علاوه بر همه‌ی اینها، بسیاری از دنباله‌دارها نیز بهترین مراحلشان به نور روز می‌انجامد و در اطراف خورشید طی می شود. پس فراموش نکنید که Lulin از معدود دنباله‌دارهایی است که هم اکنون پس از مدتها تمام مراحل روشنایی و به اوج رسیدنش برای ناظران نیمکره شمالی و جنوبی همزمان کاملاً مناسب است.از طرف دیگر نیز به یاد داشته باشید که اگر طی سال جدید میلادی، همه چیز تنها بر مبنای دنباله‌دار‌های دوره‌ای و شناخته شده‌ی فعلی پیش رود، و ناگهان دنباله‌دار خاص دیگری ظهور نکند و یا دچار فوران نشود،  Lulinدرخشانترین دنباله‌دار سال اخیر میلادی است و گزینه‌های بعدی همگی اوج درخشنگی آنها از قدر 9 و یا بالاتر است. پس به هنگام رصد  Lulinبه یاد داشته باشید که شاید این آخرین دنباله‌دار بسیار درخشان امسال باشد که حتی با چشم غیر‌مسلح نیز قابل رویت است.جمله‌ی "تنها چیز قابل پیش بینی غیر قابل پیش بینی بودنشان است" را نیز فراموش نکنید.

رصد آسمان و زیبایی‌های آن از جمله دنباله‌دار زیبای Lulin برای منجمان پر ذوق جذاب و آرامش بخش است، ولی خوب است که ارزش علمی تلاش‌هایی که انجام می‌شود با انتشار نتیجه‌ی تلاش در قالب گزارش برای همگان روشن شود و نتایج از نگاه علمی نیز قابل استفاده باشد.

منتظر دریافت گزارشهای رویت و عدم رویت شما هستیم

 منبع:nojumnews

جمعه 25/11/1387 - 11:50
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته