دوست دارسر نهم بر ابر باران بهاری/محو شوم رو به کویری مر مرا باشد سواری
تا بجایی که نباشد نه صدایی نه سفیری/سبزه ای و آدمی حتی صدای یک قناری
دشت تف دیده نشینم زیر خورشید نهاری/از درونم آتشی،به که برون هم سوز ناری
......