• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 28
تعداد نظرات : 38
زمان آخرین مطلب : 6064روز قبل
دانستنی های علمی
مدیران آنقدر سخت کار میکنند تا از انجام درست کارها مطمئن باشند که اصلا وقت ندارند ببینند که آیا کارهای درست را انجام میدهند؟

(استفان کاری)

------------  --------- --------- ------

یكی از كشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب كارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نكته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند. این كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می‌داد و آنان را از این نظر تأمین می‌كرد. بنابراین، همسایگان او می‌بایست برنده‌ مسابقه‌ها می‌شدند نه خود او!

كنجكاویشان بیش‌تر شد و كوشش علاقه‌مندان به كشف این موضوع كه با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

كشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات باروركننده غلات را از یك مزرعه به مزرعه‌ دیگر می‌برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می‌دادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعه‌های آنان به زمین من نیاورد و كیفیت محصول‌های مرا خراب نكند!»

همین تشخیص درست و صحیح كشاورز، توفیق كامیابی در مسابقه‌های بهترین غله را برایش به ارمغان می‌آورد.

 

گاهی اوقات لازم است با كمك به رقبا و ارتقاء كیفیت و سطح آنها، كاری كنیم كه از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم

------------ ---------  --------- -----

مشتری خود را بشناسید:

یكی از نمایندگان فروش شركت كوكاكولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.

دوستی از وی پرسید: «چرا در كشورهای عربی موفق نشدی؟»

وی جواب داد: «هنگامی كه من به آنجا رسیدم مطمئن بودم كه می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشكلی كه داشتم این بود كه من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم كه پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی كردم:

پوستر اول مردی را نشان می داد كه خسته و كوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.

پوستر دوم مردی كه در حال نوشیدن كوكا كولا بود را نشان می داد.

پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.

پوستر ها را در همه جا چسباندم.»

دوستش از وی پرسید: «آیا این روش به كار آمد؟»

وی جواب داد: «متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند.»

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --

مایكل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسیر همیشگی شروع به كار كرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یك مرد با هیكل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد..

او در حالی كه به مایكل زل زده بود گفت: «تام هیكل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.

مایكل كه تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیكلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد...

این اتفاق كه به كابوسی برای مایكل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایكل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل كند و باید با او برخورد می كرد. اما چطوری از پس آن هیكل بر می آمد؟ بنابراین در چند كلاس بدنسازی، كاراته و جودو و ... ثبت نام كرد. در پایان تابستان، مایكل به اندازه كافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا كرده بود.

بنابراین روز بعدی كه مرد هیكلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیكل پولی نمی ده!» مایكل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»

مرد هیكلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیكل كارت استفاده رایگان داره.»

پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید كه آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر

------------ --------- --

می گویند در زمانهای دور پسری بود كه به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش كار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به كلیسایی در نزدیكی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تكه سنگ مرمر بزرگی كه در حیاط كلیسا قرار داشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی شاهزاده ای از كنار كلیسا عبور كرد و پسرك را دید كه به این تكه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند كه او چهار ماه است هر روز به حیاط كلیسا می آید و به این تكه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.

شاهزاده دلش برای پسرك سوخت. كنار او آمد و آهسته به او گفت: «جوان، به جای بیكار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است برای خود كاری دست و پا كنی و آینده خود را بسازی.»

پسرك در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محكم و متین پاسخ داد: «من همین الان در حال كار كردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند كه آن پسرك از آن تخته سنگ یك مجسمه با شكوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای كه هنوز هم جزو شاهكارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید.

نام آن پسر «میكل آنژ» بود!

------------ --------- --------- -----

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می كرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این كار خیلی سختی بود. تنها پسرش كه می توانست به او كمك كند در زندان بود.

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: «پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بكارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان كاشت محصول را دوست داشت. من برای كار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشكلات من حل می شد. من می دانم كه اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر.»

چند روز بعد، پیرمرد این تلگراف را دریافت كرد: «پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان كرده ام.»

4 صبح فردای آن روز، 12 نفر از مأموران اف بی آی و افسران پلیس محلی وارد مزرعه شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینكه اسلحه ای پیدا كنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت كه چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه كند؟ پسرش پاسخ داد: «پدر برو و سیب زمینی هایت را بكار. این بهترین كاری بود كه از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.»

------------ ---------  --------- ------

شاخ و برگ
یک روز گرم، شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن از برگ های ضعیف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند.
شاخه چندین بار این کار را دد منشانه و با غرور خاصی تکرار کرد تا اینکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسیار لذت می برد.
برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبیده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت می کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسید آن را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد. وقی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با دیدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین و چند بار خوش را تکاند تا اینکه به ناچار برگ با تمام مقاومتی که داشت از شاخه جدا شد و بر روی زمین افتاد باغبان در راه بازگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد بی درنگ آن شاخه را از بیخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد .
ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت: اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه ی حیاتت من بودم.
   
------------  ---------

یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هیچ كس از آدم دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:
این كار شما تروریسم خالص است!
پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده.
از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می كند...به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند...هم را در آغوش می كشند و می بوسند.دوزخ جای این كارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!!

((با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی...  خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند))

دوشنبه 2/9/1388 - 13:49
اخبار

 - در صورتی که حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید، صورتی.

        ٢- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط قرار دارد خیره شوید. نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.

٣- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد.
عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکــس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند. این دلیل محکمی است که ما همیشه دنیای خارج را آنگونه که هست نمی بینیم

 

چهارشنبه 6/8/1388 - 14:44
دانستنی های علمی
فرستادن ایمیل از اون دنیا

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می آد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه...!

يکشنبه 3/8/1388 - 11:16
دعا و زیارت
اسرار زندگی


 

هنگامی که پروردگار جهان را خلق می کرد، فرشتگان مقرب در گاهش را فراخواند.

خداوند از فرشتگان مقرب خود خواست در تصمیمش یاری اش دهند که اسرار زندگی را کجا جای دهد یکی از فرشتگان پاسخ داد: در زمین دفن کن.

دیگری گفت: در اعماق دریا جای بده.

یکی دیگر پیشنهاد کرد: در کوه ها پنهان کن.

خداوند پاسخ داد: اگر آنچه را شما می گویید انجام دهم، تنها اشخاص معدودی اسرار زندگی را می یابند. اسرار زندگی باید در دسترس همه باشد.

یکی از فرشتگان در جواب گفت: بله درک می کنم، پس در قلب تمام ابنای بشر جای بده.
هیچ کس فکر نمی کند که آنجا دنبالش بگردد.

خداوند گفت: درست است! در قلب تمام انسانها.

پس بدین ترتیب اسرار زندگی در وجود همه ما جای دارد.

يکشنبه 3/8/1388 - 8:36
دعا و زیارت
حکایتی جالب از مبارزه با نفس اماره

 

شب هنگام محمد باقر -طلبه جوان-در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سكوت كند و هیچ نگوید.



دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.



صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ....



محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد.

شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ...



علت را پرسید. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.



شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود .



نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند . قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه 53) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند.


نظام آباد
يکشنبه 3/8/1388 - 8:31
دانستنی های علمی
- افزایش انرژی بدن

شما در بسیاری از مواقع بدون اینکه کاری انجام داده باشید، احساس خستگی می کنید، علت این خستگی ممکن است کمبود آب بدن باشد. آب باعث انتقال اکسیژن و سایر مواد غذایی به سلول های بدن می شود و کمبود آن باعث اختلال در رسیدن این مواد به سلول ها می شود.

اگر بدن شما به اندازه ی کافی پر آب باشد، قلب شما نیز مجبور نیست برای رساندن خون به نقاط مختلف بدن، با شدت بیشتری کار کند.

۲-  حفظ تناسب اندام

اگر به دنبال کاهش وزن هستید، بدانید که آب باعث افزایش متابولیسم بدن می شود و باعث می شود احساس سیر بودن به شما دست دهد. بنابراین سعی کنید به جای نوشیدن نوشیدنی های پر کالری، آب بنوشید.

همچنین چنانچه شما یک لیوان آب یخ بنوشید، بدن شما بایستی این آب را گرم کند، در نتیجه مقداری از این گرمای مورد نیاز را از سوزاندن چربی ها به دست می آورد.

۳- کاهش استرس

۸۵ درصد بافت مغز را آب تشکیل می دهد. به هنگام تشنگی، بدن و مغز، برای انجام فعالیت های خود با فشار و استرس مواجه می شوند. برای کاهش سطح استرس، همیشه به هنگام کار یک لیوان آب بر روی میز خود داشته باشید و یا به هنگام ورزش، یک بطری آب به همراه داشته باشید، تا با استرس کمتری به فعالیت بپردازید.

۴- جلوگیری از گرفتگی عضلات

نوشیدن آب باعث می شود که عضلات کمتر دچار گرفتگی شوند و اکسیژن رسانی کافی و پاک سازی سموم از آن ها راحت تر انجام شود. همچنین آب به عنوان یک روان کننده در مفصل ها عمل می کند. هنگامی که بدن شما آب کافی داشته باشد، می توانید با قدرت بیشتر و با مدت زمان بیشتری کارهای بدنی را انجام دهید.

۵- تغذیه پوست

خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیق تر می شوند. نوشیدن آب باعث چاق تر شدن سلول های پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست می شود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست می شود و پوست را از وجود ناخالصی ها پاک می کند و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم می کند.

۶- بهبود کارکرد دستگاه گوارش

آب نیز همانند فیبرها باعث بهبود کارکرد دستگاه گوارش می شود. آب باعث تسهیل حرکت محتویات دستگاه گوارش در طول مسیر آن می شود. همچنین جذب بعضی از مواد معدنی از دستگاه گوارش با کمک مولکول های آب انجام پذیر است.

۷- کاهش خطر ابتلا به سنگ های کلیه و مثانه

با کاهش نوشیدن آب، خطر ابتلا به سنگ های مجرای ادراری افزایش می یابد. آب باعث رقیق کردن نمک ها و مواد معدنی موجود در ادرار می شود و مانع از تشکیل کریستال های سنگ های مجرای ادراری می شود. سنگ های کلیه و مثانه در ادرار رقیق نمی توانند شکل بگیرند، بنابراین خطر ابتلا به این عارضه های دردناک کاهش می یابد.

منبع: napteam

سه شنبه 10/6/1388 - 14:52
دعا و زیارت

صادق آل محمد علیه السلام فرمود: هر كس یك روز را در هوای گرم روزه بگیرد و در اثر گرما تشنه شود خداوند هزار ملك را امامور می كند تا دست نوازش بر صورت او بكشند و او را به خبرهای خوب و بهشت بشارت دهند  تا افطار كند و خود خداوند خطاب به او می فرماید: چقدر بوی تو گواراست! ای ملائكه من! شاهد باشید كه من او را آمرزیدم.

(بحار93/247)

سه شنبه 10/6/1388 - 14:38
دعا و زیارت
اعمال اختصاصی
1- روز اول : روزه

2- روز سوم : ولادت مبارك حضرت سید الشهدا (ع)
الف) روزه
ب) خواندن دعای
اللهم ان اسئلك بحق المولود فی هذا الیوم تا اخر

3- روز چهارم : ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

4- روز پنجم : ولادت حضرت سید الساجدین (ع)

5- شب سیزدهم: دو ركعت نماز در هر ركعت بعد از حمد سوره مباركه یس، ملك، و اخلاص

6- شب چهاردهم: چهار ركعت نماز دو ركعتی در هر ركعت بعد از حمد سوره مباركه یس ملك و اخلاص

7- شب پانزدهم: بعد از لیله القدر با فضلیت ترین شب ها ست:
الف) غسل
ب) احیا
ج) شش ركعت نماز مطابق دستور نماز شب سیزدهم
د) زیارت امام حسین (ع) در كربلای معلا
ه) دعای مخصوص شب پانزدهم كه این است
(اللهم بحق لیلتنا هذه و مولودها ) تا آخر
و) خواندن زیارت حضرت صاحب الزمان (عج)
ز) خواندن دعای كمیل
8- روز پانزدهم : ولادت قلب عالم امكان حضرت بقیه الله (عج)
الف) غسل
ب) خواندن زیارت امام زمان (عج)
9- سه روز آخر این ماه : روزه دار بودن و اتصال به ماه رمضان كه به فرموده امام رضا (ع) انسان را مانند لحظه تولد پاك می كند

جمعه 2/5/1388 - 9:56
دعا و زیارت

رسول مكرم اسلام (ص) فرمود:

آگاه باشید بدرستیكه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسی را كه یاری كندمرا بر ماه من یعنی روزه بدار آنرا.


پس حضرت صادق (ع) فرمود كه امیر المومنین (ع) می فرمود كه فوت نشد از من روزه ی شعبان از زمانی كه این سخن را از حضرت رسول (ص) شنیدم و تا وقتی كه حیات داشته باشم فوت نخواهد شد.

جمعه 2/5/1388 - 9:55
دعا و زیارت
عمل اُمّ داوُد كه عمده اعمال نیمه ماه رجب است و براى برآمدن حاجات و كشف كُرُبات و دفع ظلم ظالمان مؤثّر است و كیفیّت آن بنا بر آنچه در مصباح شیخ است آنست كه چون خواهد این عمل را بجا آورد روزه بگیرد روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب را، سپس در روز پانزدهم نزد زوال غسل كند و چون وقت زوال داخل شود نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالتی كه ركوع و سجودشان‏را نیكو كند و در موضع خلوتى باشد كه چیزى او را مشغول نسازد و انسانى با او تكلّم ننماید، پس چون از نماز فارغ شود رو به قبله كند و بخواند سوره مبارکه حمد را صد مرتبه و سوره مبارکه اخلاص را صد مرتبه و آیة الكرسى را ده مرتبه و بعد از اینها بخواند سُوَر مبارکه انعام و بنى اسرائیل و كهف و لقمان و یس و صافّات و حم سجده و حمعسق و حم دخان و فتح و واقعه و مُلْك و ن وَ اِذَا السَّمآءُ انْشَقَّتْ و ما بعدش را تا آخر قرآن و چون از اینها فارغ شود بگوید در حالتى كه رو به قبله باشد:

 

صَدَقَ اللَّهُ الْعَظیمُ الَّذى‏ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُو الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ
درست فرمود خداى بزرگى كه معبودى جز او نیست زنده و پاینده و صاحب‏ جلالت و بزرگوارى است

الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَلیمُ الْكَریمُ الَّذى‏ لَیْسَ كَمِثْلِهِ‏ شَىْ‏ءٌ
بخشاینده و مهربان بردبار و كریم است آنكه مانندش‏ چیزى نیست

وَهُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ الْبَصیرُ الْخَبیرُ، شَهِدَ اللَّهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ
و او شنوا و دانا و بینا و آگاه است، گواه است خدا كه معبودى جز او نیست‏

وَالْمَلائِكَةُ وَاُولوُا الْعِلْمِ قآئِماً بِالْقِسْطِ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ
و فرشتگان و دانشوران گواهى داده‏اند كه خدایى جز او نیست كه عدالت بدو پایدار است و او عزیز و حكیم است‏

وَبَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْكِرامُ وَاَنَا عَلى‏ ذلِكَ مِنَ الشَّاهِدینَ
و پیامبران بزرگوارش نیز آنرا به مردم رساندند و من بر این مطلب گواهى دهم

اَللّهُمَّ لَكَ‏الْحَمْدُ وَلَكَ الْمَجْدُ وَلَكَ الْعِزُّ وَلَكَ الْفَخْرُ
خدایا از آن تو است‏ ستایش و از آن تو است مجد و براى تو است عزت و خاص تو است افتخار

 وَلَكَ الْقَهْرُ وَلَكَ النِّعْمَةُ
و شایسته تو است قهر و سطوت و مخصوص تو است نعمت‏

وَلَكَ الْعَظَمَةُ وَلَكَ الرَّحْمَةُ وَلَكَ الْمَهابَةُ وَلَكَ السُّلْطانُ
و از آن تواست عظمت و مخصوص تو است رحمت و براى تو است شكوه و خاص تو است سلطنت

وَلَكَ الْبَهآءُ وَلَكَ الْإِمْتِنانُ وَلَكَ التَّسْبیحُ وَلَكَ التَّقْدیسُ
و از آن تو است درخشندگى ‏و مخصوص تو است نعمت بخشى و براى تو است پاكى

 وَلَكَ التَّهْلیلُ وَلَكَ‏ التَّكْبیرُ وَلَكَ ما یُرى‏ وَلَكَ ما لا یُرى
و از آن تو است پاكیزگى و براى تو است یكتایى و مخصوص تو است‏ بزرگى و ملك تو است آنچه دیده شود و آنچه دیده نشود

‏ وَلَكَ ما فَوْقَ السَّمواتِ الْعُلى‏ وَ لَكَ ما تَحْتَ الثَّرى
و از تو است آنچه بالاى آسمانهاى بلند است‏ و از تو است آنچه زیر زمین است

‏ وَلَكَ الْأَرَضُونَ السُّفْلى‏ وَلَكَ الْأخِرَةُ وَالْأُولى
و از تو است زمین هاى زیرین و از آن تو است دنیا و آخرت‏

‏ وَلَكَ ما تَرْضى‏ بِهِ مِنَ الثَّنآءِ وَالْحَمْدِ وَالشُّكرِ وَ النَّعْمآءِ
و مخصوص تو است آن و حمد و ثنا و شكرى كه تو بپسندى و آنچه نعمت است نیز از تو است‏

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ جَبْرَئیلَ اَمینِكَ عَلى‏ وَحْیِكَ وَالْقَوِىِّ عَلى‏ اَمْرِكَ
خدایا درود فرست بر جبرئیل امین بر وحى تو و نیرومند در كار تو ‏

وَالْمُطاعِ فى‏ سَمواتِكَ وَمَحالِّ كَراماتِكَ الْمُتَحَمِّلِ لِكَلِماتِكَ
و آنكس كه در آسمانها و جایگاههاى كرامت هایت فرمانش برند آن كس كه سخنان تو را برساند

النَّاصِرِ لِاَنْبِیآئِكَ، الْمُدَمِّرِ لِأَعْدآئِكَ
یاور پیامبرانت و سرنگون كننده دشمنانت

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ میكائیلَ مَلَكِ‏ رَحْمَتِكَ وَالْمَخْلُوقِ لِرَأْفَتِكَ وَالْمُسْتَغْفِرِ الْمُعینِ لِأَهْلِ طاعَتِكَ
خدایا درود فرست بر میكائیل فرشته ‏رحمتت و آفریده شده براى بردن مهرت و آمرزش‏ خواه و كمك‏ كار فرمانبرانت‏

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ اِسْرافیلَ حامِلِ عَرْشِكَ وَصاحِبِ الصُّورِ الْمُنْتَظِرِ
خدایا درود فرست بر اسرافیل حمل كننده عرشت و صاحب صُور آنكه چشم به ‏راه‏

لِأَمْرِكَ الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خیفَتِكَ
دستور تو است و نگران و بیمناك است از ترس تو 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ حَمَلَةِ الْعَرْشِ‏ الطَّاهِرینَ وَعَلىَ السَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ الطَّیِّبینَ ‏
خدایا درود فرست بر حاملین پاكیزه عرش‏ و بر سفیران گرامى و آن نیكان پاك

وَعَلى‏ مَلائِكَتِكَ الْكِرامِ الْكاتِبینَ وَ عَلى‏ مَلائِكَةِ الْجِنانِ وَخَزَنَةِ النّیرانِ
و بر فرشتگان‏ بزرگوار نویسنده و بر فرشتگان بهشت و نگهبانان دوزخ

وَمَلَكِ‏ الْمَوْتِ وَالْأَعْوانِ یا ذَاالْجَلالِ وَالْإِكْرامِ
و فرشته‏ مرگ و كمك‏ كارانش اى صاحب جلالت و بزرگوارى

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ اَبینا آدَمَ‏ بَدیعِ فِطْرَتِكَ الَّذى‏كَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلائِكَتِكَ وَاَبَحْتَهُ جَنَّتَكَ
خدایا درود فرست بر پدر ما آدم‏ پدیده خلقت كه گرامیش داشتى به سجده كردن فرشتگانت و مباح كردى بر او بهشتت را

اَللّهُمَ‏ صَلِّ عَلى‏ اُمِّنا حَوَّآءَ الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ الْمُصَفَّاتِ مِنَ الدَّنَسِ
خدایا درود فرست بر مادر ما حواء كه از پلیدى پاك و از چركى و آلودگى مصفا گشت و از میان آدمیان‏

الْمُفَضَّلَةِ مِنَ الْأِنْسِ، الْمُتَرَدِّدَةِ بَیْنَ مَحالِّ الْقُدُْسِ
برترى داشت و در میان جایگاههاى قدسیان رفت و آمد كرده

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ هابیلَ وَشَیْثٍ وَاِدْریسَ وَنُوحٍ وَهُودٍ وَصالِحٍ وَ اِبْراهیمَ وَاِسْماعیلَ
خدایا درود فرست بر هابیل و شیث و ادریس و نوح و هود و صالح و ابراهیم و اسماعیل‏

وَاِسْحقَ وَیَعْقُوبَ وَیُوسُفَ وَالْأَسْباطِ وَلُوطٍ وَشُعَیْبٍ وَاَیُّوبَ‏
و اسحاق و یعقوب و یوسف و اسباط (یعقوب) و لوط و شعیب و ایوب‏

وَمُوسى‏ وَهارُونَ وَیُوشَعَ وَمیشا وَالْخِضْرِ وَذِى الْقَرْنَیْنِ وَیُونُسَ
و موسى و هارون و یوشع و میشا و خضر و ذى القرنین و یونس‏

وَاِلْیاسَ وَالْیَسَعَ وَذِى الْكِفْلِ وَطالُوتَ وَداوُدَ وَسُلَیْمانَ وَزَكَرِیَّا
و الیاس و الیسع و ذا الكفل و طالوت و داود و سلیمان و زكریا

وَشَعْیا وَیَحْیى‏ وَتُورَخَ وَمَتّى‏ وَاِرْمِیا وَحَیْقُوقَ وَدانِیالَ وَعُزَیْرٍ
و شعیا و یحیى و تورخ و متى و ارمیا و حیقوق و دانیال و عزیر

وَعیسى‏ وَشَمْعُونَ وَجِرْجیسَ وَالْحَوارِیّینَ وَالْأَتْباعِ وَخالِدٍ وَحَنْظَلَةَ وَلُقْمانَ
و عیسى و شمعون و جرجیس و حواریین عیسى و پیروانشان و خالد و حنظله و لقمان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ‏ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ
خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد

وَبارِكْ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّیْتَ‏
و بركت فرست بر محمّد و آل محمّد چنانچه درود فرستادى‏

وَرَحِمْتَ وَبارَكْتَ عَلى‏ اِبْرهیمَ وَآلِ اِبْرهیمَ، اِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ
و رحمت و بركت فرستادى بر ابراهیم و آل ابراهیم كه به راستى تویى ستوده و بزرگوار 

اَللّهُمَ‏ صَلِّ عَلَى الْأَوْصِیآءِ وَالسُّعَدآءِ وَالشُّهَدآءِ وَاَئِمَّةِ الْهُدى
خدایا درود فرست بر اوصیاء و اهل سعادت و شهیدان و امامان راهنما 

‏اَللّهُمَّ صَلِ‏ عَلَى الْأَبْدالِ وَالْأَوْتادِ وَالسُّیَّاحِ وَالْعُبَّادِ وَالْمُخْلِصینَ وَالزُّهَّادِ
خدایا درود فرست‏بر ابدال (دسته‏اى از صلحاء) و اوتاد و سیاحان و پرستش‏كنندگان و مخلصان و پارسایان‏

وَاَهْلِ الجِدِّ وَالْإِجْتِهادِ وَاخْصُصْ مُحَمَّداً وَاَهْلَ بَیْتِهِ بِاَفْضَلِ‏َلَواتِكَ
و اهل جدیت و كوشش و مخصوص گردان محمّد و خاندانش را به بهترین‏ درودهایت

وَاَجْزَلِ كَراماتِكَ وَبَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنّى‏ تَحِیَّةً وَسَلاماً
و فراوانترین كرامت هایت و به روح و جسدش از جانب من تحیّت و سلامى برسان‏

وَزِدْهُ فَضْلاً وَشَرَفاً وَكَرَماً حَتّى‏ تُبَلِّغَهُ اَعْلى‏ دَرَجاتِ اَهْلِ‏
و فضل و شرافت و بزرگواریش را فزون كن به حدى كه او را به اعلى درجه اهل‏

الشَّرَفِ مِنَ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ وَالْأَفاضِلِ الْمُقَرَّبینَ
شرافت از پیمبران و رسولان و فاضلان مقربت برسانى

اَللّهُمَّ وَصَلِ‏عَلى‏ مَنْ سَمَّیْتُ وَمَنْ لَمْ اُسَمِّ مِنْ مَلائِكَتِكَ وَاَنْبِیآئِكَ وَرُسُلِكَ‏
خدایا درود فرست ‏بر هركس كه من نام بردم و هر كه از فرشتگان و پیامبران و رسولان
 
وَاَهْلِ طاعَتِكَ وَاَوْصِلْ صَلَواتى‏ اِلَیْهِمْ وَاِلى‏ اَرْواحِهِمْ وَاجْعَلْهُمْ‏
و فرمانبردارانت را كه من نام نبردم و درودهاى مرا بر ایشان و بر ارواحشان برسان و آنان ‏را

اِخْوانى‏ فیكَ وَاَعْوانى‏ عَلى‏ دُعآئِكَ
برادران من در دین و كمك‏ كارانم در دعاى به درگاهت قرار ده

 اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلَیْكَ
خدایا من شفیع گردانم تو را پیش خودت‏

وَبِكَرَمِكَ اِلى‏ كَرَمِكَ وَبِجُودِكَ اِلى‏ جُودِكَ وَبِرَحْمَتِكَ اِلى‏ رَحْمَتِكَ
و كرمت را پیش كرمت و جودت را پیش جودت و رحمتت را پیش رحمتت‏

وَبِاَهْلِ طاعَتِكَ اِلَیْكَ وَاَسئَلُكَ الّلهُمَّ بِكُلِّ ما سَئَلَكَ بِهِ اَحَدٌ مِنْهُمْ، مِنْ‏
و اهل طاعتت را پیش درگاهت و از تو خواهم خدایا به هرچه یكى از آنها بوسیله آن تو را

مَسْئَلَةٍ شَریفَةٍ غَیْرِ مَرْدُودَةٍ وَبِما دَعَوْكَ بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجابَةٍ غَیْرِ مُخَیَّبَةٍ
خواسته از سؤالهاى شریفى كه برنگشته و به آنچه تو را خوانده ‏اند از دعاى پذیرفته شده ‏اى كه به نومیدى نكشیده‏

یااَللَّهُ یارَحْمنُ یا رَحیمُ یا حَلیمُ یا كَریمُ یا عَظیمُ یا جَلیلُ یامُنیلُ
اى خدا  اى بخشاینده  اى مهربان  اى بردبار  اى كریم  اى بزرگ  اى با جلالت  اى بخشنده

یا جَمیلُ یا كَفیلُ یا وَكیلُ یا مُقیلُ یا مُجیرُ یا خَبیرُ یا مُنیرُ یا مُبیرُ
اى ‏زیبا  اى سرپرست  اى وكیل  اى نادیده ‏گیر  اى پناه‏ده  اى آگاه  اى روشنى ‏ده  اى نابود كن ‏

یا مَنیعُ یا مُدیلُ یا مُحیلُ یا كَبیرُ یا قَدیرُ یا بَصیرُ یا شَكُورُ یا بَرُّه
اى والامقام  اى چرخاننده  اى جابجا كننده  اى بزرگ  اى توانا  اى بینا  اى شكرپذیر  اى نیكوكار

یا طُهْرُ، یا طاهِرُ یا قاهِرُ، یا ظاهِرُ یا باطِنُ، یا ساتِرُ یا مُحیطُ، یا مُقْتَدِرُ
ای پاك  اى پاكیزه  اى قاهر  اى پیدا  اى پنهان  اى پرده پوش  اى احاطه‏ دار  اى با اقتدار

یا حَفیظُ یا مُتَجَبِّرُ یا قَریبُ یا وَدُودُ یا حَمیدُ یا مَجیدُ یا مُبْدِئُ
اى نگهبان  اى داراى بزرگى  اى نزدیك  اى محبوب همه  اى ستوده  اى بزرگوار  اى پدیدآرنده

یا مُعیدُ یا شَهیدُ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا قابِضُ
ای بازگرداننده  اى گواه  اى احسان‏بخش  اى نیكوبخش  اى نعمت‏بخش  اى زیاده‏ بخش  اى گیرنده‏

یا باسِطُ یا هادى‏ یا مُرْسِلُ یا مُرْشِدُ یا مُسَدِّدُ یا مُعْطى‏ یا مانِعُ
اى گشایش ‏ده  اى راهنما اى فرستنده  اى رهنمون اى محكم ‏كننده  اى دهنده  اى منع‏كننده ‏

یا دافِعُ یا رافِعُ یا باقى‏ یا واقى‏ یا خَلاَّقُ یا وَهَّابُ یا تَوَّابُ یا فَتَّاحُ‏
اى جلوگیرنده  اى بلند كننده  اى باقى  اى نگهدار  اى آفریننده  اى بخشش پیشه  اى توبه پذیر  اى گشاینده‏

یا نَفَّاحُ یا مُرْتاحُ یا مَنْ بِیَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ یا نَفَّاعُ یا رَؤُفُ یا عَطُوفُ
اى زیاده بخش  اى رحمت بخش  اى كه بدست او است هر كلید  اى سودرسان  اى مهربان  اى باعطوفت‏

یا كافى‏ یا شافى‏ یا مُعافى‏ یا مُكافى‏ یا وَفِىُّ یا مُهَیْمِنُ یا عَزیزُ
اى كفایت كننده  اى درمان بخش  اى بهبودى ‏بخش  اى پاداش دهنده  اى باوفا  اى نگهبان خلق  اى با عزت ‏

یا جَبَّارُ یا مُتَكَبِّرُ یا سَلامُ یا مُؤْمِنُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا نُورُ یا مُدَبِّرُ
اى جبار  اى بزرگوار  اى سلامت بخش  اى ایمنى ‏بخش  اى یكتا  اى بى ‏نیاز  اى نور  اى مدبر كارها ‏

یا فَرْدُ یا وِتْرُ یا قُدُّوسُ یا ناصِرُ یا مُونِسُ یا باعِثُ یا وارِثُ یا عالِمُ‏
اى یگانه  اى تنها  اى پاكیزه  اى یاور  اى همدم  اى برانگیزنده  اى ارث‏ برنده  اى دانا

یا حاكِمُ یا بادى‏ یا مُتَعالى‏ یا مُصَوِّرُ یا مُسَلِّمُ یا مُتَحَبِّبُ یا قآئِمُ
اى حكم كننده  اى آغاز كننده  اى برتر  اى صورت بخش  اى سلامت بخش  اى دوستى ‏ورز  اى قائم به كار خلق

یا دآئِمُ یا عَلیمُ یا حَكیمُ یا جَوادُ یا بارِى‏ءُ یا بآرُّ یا سآرُّ یا عَدْلُ
اى‏ جاویدان  اى دانا  اى فرزانه  اى بخشنده  اى آفریننده  اى نیكوكار  اى شادى بخش  اى دادگستر ‏

یا فاصِلُ یا دَیَّانُ یا حَنَّانُ یا مَنَّانُ یا سَمیعُ یا بَدیعُ یا خَفیرُ یا مُعینُ‏
اى جداكننده  اى جزاده  اى نعمت ‏بخش  اى عطابخش  اى شنوا ا ى پدیدآرنده  اى پناه‏ده  اى یاور

]مُغَیِّرُ] یاناشِرُ یاغافِرُ یاقَدیمُ یامُسَهِّلُ یا مُیَسِّرُ یا مُمیتُ یا مُحْیى‏
اى نشر دهنده  اى آمرزنده  اى قدیم  اى آسان كننده  اى همواركننده  اى میراننده  اى زنده‏ كننده‏

یا نافِعُ یا رازِقُ یا مُقْتَدِرُ یا مُسَبِّبُ یا مُغیثُ یا مُغْنى‏ یا مُقْنى‏
اى سودده  اى روزى ‏ده  اى با اقتدار  اى سبب ‏ساز  اى فریادرس  اى بى ‏نیازكننده  اى دارایى ‏دهنده ‏

یا خالِقُ یا راصِدُ یا واحِدُ یا حاضِرُ یا جابِرُ یا حافِظُ یا شَدیدُ
اى آفریننده  اى نگهبان  اى یگانه  اى حاضر  اى جبران‏ كننده  اى نگه دار  اى استوار

یا غِیاثُ یا عآئِدُ یا قابِضُ یا مَنْ عَلا فَاسْتَعْلى‏ فَكانَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى‏
اى ‏فریادرس  اى ثروت‏ ده   اى گیرنده   اى كه والایى و برترى و به‏ دیدگاه اعلایى‏

یا مَنْ قَرُبَ فَدَنا وَبَعُدَ فَنَاى‏ وَعَلِمَ السِّرَّ وَاَخْفى‏ یا مَنْ اِلَیْهِ التَّدْبیرُوَلَهُ الْمَقادیرُ
اى كه نزدیكى و بسیار هم نزدیك و دور است و بسیار هم دور داناى سر و نهان اى كه تدبیر امور با او است و اندازه ‏ها از او است

وَیا مَنِ الْعَسیرُ عَلَیْهِ [سَهْلٌ‏] یَسیرٌ یا مَنْ هُوَ عَلى‏ مایَشآءُ قَدیرٌ
 و اى كه دشوار براى او سهل و آسان است اى كه بر هرچه بخواهد توانا است

 یا مُرْسِلَ الرِّیاحِ یا فالِقَ الْأِصْباحِ یا باعِثَ الْأَرْواحِ
 اى فرستنده بادها  اى شكافنده سپیده صبح  اى برانگیزاننده ارواح ‏

یا ذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ یا رآدَّ ما قَدْ فاتَ یا ناشِرَ الْأَمْواتِ یا جامِعَ‏ الشَّتاتِ
اى صاحب جود و سخاوت اى برگرداننده آنچه از دست رفته اى زنده‏كننده مردگان اى گردآورنده‏ پراكنده‏ها

یا رازِقَ مَنْ یَشآءُ [بِغَیْرِ حِسابٍ‏] وَیا فاعِلَ ما یَشآءُ كَیْفَ‏ یَشآءُ
اى روزى ‏ده بى ‏حساب به هر كه خواهى و اى انجام دهنده‏ هر چه بخواهى به هرطور كه ‏خواهى

وَ یا ذَاالْجَلالِ وَالْأِكْرامِ یا حَىُّ یا قَیُّومُ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ
و اى صاحب جلالت و بزرگوارى  اى زنده  اى پاینده  اى زنده در آن‏ هنگام كه زنده ‏اى نبود ‏

یا حَىُّ یا مُحْیِىَ الْمَوْتى‏ یا حَىُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ بَدیعُ السَّمواتِ‏ وَالْاَرْضِ
اى زنده كن مردگان  اى زنده كه معبودى جز تو نیست پدید آرنده آسمانها و و زمین

یا اِلهى‏ وَسَیِّدى صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ‏ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ
اى معبود من و آقاى من درود فرست بر محمّد و آل محمّد و رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد

وَ بارِكْ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّیْتَ‏
و بركت ده بر محمّد و آل محمّد چنانچه درود فرستادى‏

وَبارَكْتَ وَرَحِمْتَ عَلى‏ اِبْرهیمَ وَآلِ اِبْرهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ
و بركت دادى و رحمت فرستادى بر ابراهیم و آل ابراهیم كه به راستى تویى ستوده و بزرگوار

وَارْحَمْ ذُلىّ‏ وَ فاقَتى‏ وَفَقْرى‏ وَانْفِرادى‏ وَوَحْدَتى‏ وَخُضُوعى‏ بَیْنَ‏ یَدَیْكَ
و رحم كن به خوارى من و بیچارگیم و نداریم و تك و تنهاییم و فروتنیم در برابرت

وَاعْتِمادى‏ عَلَیْكَ وَتَضَرُّعى‏ اِلَیْكَ اَدْعُوكَ دُعآءَ الْخاضِعِ‏ الذَّلیلِ
و اعتمادى كه بر تو دارم و زاریم به درگاهت تو را خوانم خواندن شخص فروتن‏ خوار

الْخاشِع ِ‏الْخآئِفِ الْمُشْفِقِ الْبآئِسِ الْمَهینِ الْحَقیرِ الْجائِعِ‏
خاشع ترسان هراسان پریشان بى ‏مقدار كوچك گرسنه‏

الْفَقیرِالْعآئِذِ الْمُسْتَجیرِ الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ الْمُسْتَغْفِرِ مِنْهُ الْمُسْتَكینِ لِرَبِّهِ
فقیر پناهنده پناه خواه معترف به گناه آمرزش ‏خواه از گناه درمانده و زارى كننده به ‏درگاه پروردگار

دُعآءَ مَنْ اَسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ وَرَفَضَتْهُ اَحِبَتُّهُ
و خواندن شخصى كه یاران مورد اعتمادش او را واگذار ده و دوستانش او را رها كرده

وَعَظُمَتْ فَجیعَتُهُ دُعآءَ حَرِقٍ‏ حَزینٍ ضَعیفٍ مَهینٍ بآئِسٍ مُسْتَكینٍ بِكَ مُسْتَجیرٍ
و درد جانسوزش ‏بزرگ‏ گشته خواندن شخص دلسوخته‏ غمگین ناتوان بى‏ مقدار پریشان درمانده ‏اى كه به تو پناه آورده

َاللّهُمَّ وَاَسئَلُكَ‏ بِاَنَّكَ مَلیكٌ وَاَنَّكَ ما تَشآءُ مِنْ اَمْرٍ یَكُونُ وَاَنَّكَ عَلى‏ ما تَشآءُ قَدیرٌ
خدایا از تو خواهم‏ چون تویى فرمانروا و تو چنانى كه هركارى را بخواهى مى ‏شود و تویى كه بر هرچه بخواهى توانایى

وَاَسئَلُكَ بِحُرْمَةِ هذَا الشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْبَیْتِ الْحَرامِ وَالْبَلَدِ الْحَرامِ
و از تو خواهم به حرمت این ماه محترم و خانه محترم (كعبه) و شهر محترم (مكه)

وَالرُّكْنِ وَالْمَقامِ وَالْمَشاعِرِالْعِظامِ وَبِحَقِ‏نَبِیِّكَ مُحَمَّدٍعَلَیْهِ وَ الِهِ السَّلامُ
و ركن و مقام و مشعرهاى بزرگ (جاهاى مناسك حج) و به حق پیامبرت محمّد علیه و آله السلام‏

یا مَنْ وَهَبَ لِادَمَ شَیْثاً وَ لِإِبْراهیمَ اِسْماعیلَ وَ اِسْحاقَ
اى كه شیث را به آدم بخشیدى و اسماعیل و اسحاق را به ابراهیم دادى

وَ یا مَنْ رَدَّ یُوسُفَ عَلى‏ یَعْقوُبَ وَیا مَنْ كَشَفَ بَعْدَ الْبَلاءِ ضُرَّ اَیُّوبَ
و اى كه یوسف را به یعقوب برگرداندى و اى كه پس از مبتلا شدن ایوب ناراحتیش را برطرف كردى

یا رآدَّ مُوسى‏ عَلى‏ اُمِّهِ وَ زآئِدَ الْخِضْرِ فى‏ عِلْمِهِ وَیا مَنْ وَهَبَ لِداوُدَ
اى كه‏ موسى را به مادرش برگرداندى و دانش خضر را افزون كردى اى كه دادى به داود

سُلَیْمانَ وَلِزَكَرِیَّا یَحْیى‏ وَلِمَرْیَمَ عیسى‏ یا حافِظَ بِنْتِ شُعَیْبٍ
سلیمان را و به زكریا یحیى را و به مریم عیسى را اى نگهدار دختر شعیب

وَیا كافِلَ وَلَدِ اُمِّ مُوسى‏ اَسئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
اى‏ كفالت كننده فرزند مادر موسى از تو خواهم كه درود فرستى بر محمّد و آل محمّد

وَاَنْ‏ تَغْفِرَ لِى‏ ذُنُوبى‏ كُلَّها وَتُجیرَنى‏ مِنْ عَذابِكَ وَتُوجِبَ لى‏ رِضْوانَكَ
و گناهانم را بیامرزى و از عذاب خود مرا در پناه ‏گیرى و مرا مستوجب خوشنودى‏

وَاَمانَكَ وَاِحْسانَكَ وَغُفْرانَكَ وَجِنانَكَ وَاَسئَلُكَ اَنْ تَفُكَّ عَنّى‏ كُلَ‏
و ایمنى و احسان و آمرزش و بهشتت قرار دهى و از تو خواهم كه باز كنى برایم هر

حَلْقَةٍ بَیْنى‏ وَبَیْنَ مَنْ یُؤْذینى‏ وَتَفْتَحَ لى‏ كُلَّ بابٍ وَتُلَیِّنَ لى‏ كُلَ‏ صَعْبٍ
حلقه‏ اى كه میان من و میان آزار كننده من است و بگشایى به‏ رویم هر درى را و نرم كنى برایم هر دشوارى را

وَتُسَهِّلَ لى‏ كُلَّ عَسَیرٍ وَتُخْرِسَ عَنّى‏ كُلَّ ناطِقٍ بِشَرٍّ
و آسان كنى برایم هر مشكلى را و لال كنى از من زبان هر بدگو را

وَتَكُفَ‏ عَنّى‏ كُلَّ باغٍ وَتَكْبِتَ عَنّى‏ كُلَّ عَدُوٍّ لى‏ وَحاسِدٍ وَتَمْنَعَ مِنّى‏ كُلَ‏ ظالِمٍ
و بازدارى از من‏ هر زورگو را و خوار كنى دشمنان و حسودان مرا و بازدارى از من هر ستمگرى را

وَتَكْفِیَنى‏ كُلَّ عآئِقٍ یَحُولُ بَیْنى‏ وَبَیْنَ حاجَتى‏، وَیُحاوِلُ اَنْ‏
و كفایت كنى از من هر مانعى را كه میان من و حاجتم حائل شود و بخواهد كه‏

یُفَرِّقَ بَیْنى‏ وَبَیْنَ طاعَتِكَ وَیُثَبِّطَنى‏ عَنْ عِبادَتِكَ یا مَنْ اَلْجَمَ الْجِنَ‏ الْمُتَمَرِّدینَ
میان من و اطاعت تو را جدایى اندازد و از پرستش تو بازم دارد اى كه مهار كردى جنیان نافرمان را ‏

وَقَهَرَ عُتاةَ الشَّیاطینِ وَاَذَلَّ رِقابَ الْمُتَجَبِّرینَ وَرَدَّ كَیْدَ
و مقهور ساختى شیاطین سركش را و گردنِ گردن‏كشان‏ را به خوارى كشاندى و نقشه ‏هاى شوم‏

الْمُتَسَلِّطین عَنِ الْمُسْتَضْعَفینَ اَسئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ عَلى‏ ما تَشآءُ
مسلط شدگان را از ناتوانها بازگرداندى از تو خواهم به حق تواناییت بر هرچه خواهى‏

وَتَسْهیلِكَ لِما تَشآءُ كَیْفَ تَشآءُ اَنْ تَجْعَلَ قَضآءَ حاجَتى‏ فیما تَشآءُ
و آسان كردنت هرچه را به هر نحو كه خواهى كه قرار دهى برآوردن حاجتم را در هرچه خواهى‏


سپس سجده كن بر زمین و بر خاك بگذار دو طرف روى خود را و بگو:


اَللّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَبِكَ امَنْتُ
خدایا براى تو سجده مى ‏كنم و به تو ایمان دارم‏

 
فَارْحَمْ ذُلّى‏ وَفاقَتى‏ وَاجْتِهادى‏ وَتَضَرُّعى وَمَسْكَنَتى‏ وَفَقْرى اِلَیْكَ یا رَبِّ
پس رحم كن به خوارى من و نداریم و سعى و كوششم و زارى و بیچارگى ‏ام و نیازم به درگاهت اى پروردگار


و كوشش كن كه اشك بریزد چشم هاى تو اگر چه بقدر سر سوزنی باشد؛ به درستى ‏كه این علامت استجابت است انشااله.


منبع :doavm/
چهارشنبه 17/4/1388 - 9:12
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته