سلام
یادت هست چفدر دوست داشتم برای نازنینم بنویسم
یادت هست دوست داشتم بداند كه یادش هستم
یادت هست تمنای بند بند وجودم را كه حسرت می گذشت
یادت هست قلبم درد گرفته بود
یادت هست سیلاب چشمانم را
یادت هست تكبیر دستانم را
یادت كه هست
می گویم كه یادم بیاید
سالها فكر نمی خواستم كه به تو برسم ولی سالها فكر می خواست تا به تو برسم
روزهای سختی می گذرد و من بی تو نیستم ، من بی تو هستم
در شوق وصالت قلبم به آتش كشیده ساحت خود را
عقل برایم مشكل است و عقل مشكلی نیست ونیست
دیگران را نمی فهمم ، می فهمم دیگران را
در شلوغی خلوت خود به دنبال خلوت شلوع رفتم
مستی گزید دل به شراب ناب عقل
عقلی كه نیستی گزید و محو هستی شد
قلمان و حور مطرب بزمم شدند تا قلب را شوق آورند
چون مجلس آغاز شد همه از سوز قلب به شوق آمدند و قلب ساغی گشت
بسم رب الشهداء و الصدیقین
یادت میاد...
از همان دوره ی ابتدایی وقتی یه شعر قشنگی توی کتابت می دیدی یه نگاه که مینداختی به اسم شاعرش حس ایرانی بودن پر رنگ می شد و به خودت مغرور می شدی آخه پیش خودت می گفتی آی مردم دنیا ببنید ما ایرانی ها چقدر هنرمندیم ، هنر ما توی شعرهای حافظ سعدی و فردوسی و عبید و از این قبیل شعرا خلاصه نمی شه. آهایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی مردم دنیا ببینید ما یه شاعر توی مملکت خودمون دارم که هر مصراع شعراش میرزه به تموم کتاب های شعر شما ...
ولی حالا...