• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 22
تعداد نظرات : 5
زمان آخرین مطلب : 6386روز قبل
کامپیوتر و اینترنت
سامانه اطلاعرسانی پیام كوتاه بازیهای رایانهای با شماره 20000700 توسط بنیاد ملی بازیهای رایانهای آغاز بهكار كرد.به نقل از خبرگزاری فارس, محمد بیطرف قائم مقام این بنیاد در تشریح فعالیتهای این سامانه گفت: این نخستین سامانه اطلاعرسانی پیام كوتاه در حوزهی بازیهای رایانهای است كه همزمان با رونمایی نظام ملی ردهبندی سنی بازیهای رایانهای افتتاح شده است. وی هدف از راهاندازی این سامانه را برای رفع نگرانیهای خانوادهها در زمینهی اطلاعرسانی بازیهای موجود در بازار و همچنین دریافت اطلاعات دقیق و به روز عنوان كرد و افزود: فاز نخست این طرح عبارتست از ارسال نام بازی توسط مخاطب و دریافت پاسخ از سیستم در زمینه مجاز یا غیرمجاز بودن بازی مورد نظر و در فاز دوم، این سامانه میتواند با دریافت نام بازی مورد نظر از سوی مخاطب، اطلاعات دقیقی از بازی مورد نظر كار، محتوای موجود در بازی و اطلاعات ESRA برشامل: نام دقیق بازی، ردهبندی سنی بازیدر نظام ردهبندی دیگری را توسط پیامك به مخاطب ارسال كند. قائم مقام بنیاد ملی بازیهای رایانهای حمایت از حقوق شركتهای مجاز تكثیر و توزیع بازیهای رایانهای را از مزایای دیگر این سامانه دانست و افزود: در فاز سوم این سامانه، كسب اطلاع از اصلیبودن نسخه بازی, پیشبینی شده است و خریدار میتواند با ارسال شماره سریال مندرج بر روی هولوگرام بستهبندی بازی به سامانه، پاسخ این سامانه را نسبت به اصلیبودن نسخه بازی دریافت كند.  
دوشنبه 16/10/1387 - 15:13
خواستگاری و نامزدی
برای رسیدن به خواسته هایتان:


- برای دستیابی به آنچه تاكنون به آن نرسیده اید باید كسی شوید كه تاكنون نبوده اید.


- زندگی هدفمند، موجب از قوه به فعل درآمدن تمامی استعدادها و توانایی های شما می شود.


- عزت نفس داشته باشید و خوشبختی خودتان را مهمترین اصل زندگی تان قرار دهید.


- هدف شما باید شكوفا كردن استعدادهایتان و رسیدن به جایی باشد كه توانایی آن را دارید.


- هنگامی كه می دانید كسی یا چیزی برحق است آن را نادیده نگیرید.


- همواره به آن موجود خیلی خوبی كه در درون شماست و او را می شناسید وفادار بمانید.


- استعدادها و توانایی های منحصر به فرد خود را مشخص كنید و سپس برای شكوفا كردن كامل آنها با تمام وجود تلاش كنید.


- درمورد آینده و زندگی خود، تصویری روشن و واضح داشته باشید.

- برای پیشرفت در امور شخصی و شغلی خود اهداف روشنی را برای خود تعیین كنید.


- آینده ایده آل خود را مجسم كنید و در این تصویر خود را طوری ببینید كه گویی تمام جنبه های زندگی تان بی عیب و نقص است.


- نقطه آغاز تصمیم های بهتر، نقطه پایان تصمیم های بدتر است.


- مهمترین مانعی را كه بین شما و هدفتان قرار گرفته است مشخص كنید و از همین امروز برای از میان برداشتن آن دست به كار شوید.


- افكارتان را برروی كاغذ بیاورید. هدف های اصلی خود را بنویسید و مرتباً آنها را مرور و بازنویسی كنید.


- یكی از تمرینات سازنده این است كه كارهایی را كه دیگر برایتان اهمیت ندارد رها كنید و در عوض فعالیت هایی را آغاز كنید كه برای شما اهمیت پیدا كرده اند.


- بالاترین مهارت برای كسب موفقیت این است كه بتوانید اهداف خود را بنویسید و برای دستیابی به آنها برنامه های خود را نیز مكتوب كنید.



در جستجوی موفقیت و خوشبختی:


- موفقیت و خوشبختی هنگامی به دست می آید كه كاری را كه از انجام آن لذت می برید بی عیب و نقص انجام دهید.


- مرتب از خودتان بپرسید كه مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده كنید.


- یادگیری دائمی و رشد مداوم فكری را جزئی از برنامه روزانه زندگی خود قرار دهید.


- تمرین و تكرار، بهای به دست آوردن مهارت است. چیزی را كه مدام و مرتب تكرار می كنید به صورت یك عادت جدید ذهنی و عملی درمی آید.


- رشد فكری و احساس رضایت و خشنودی، نتیجه كنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین كردن تمرین ها و عادت های جدید است.


- یك زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است كه هیچ كس از آن خبر ندارد.


- افراد بزرگ از ارتفاعاتی كه فتح كرده اند حفاظت می كنند، جاهایی كه یك شبه به آن نرسیده اند. اما هنگام شب درحالی كه همراهانشان خفته اند بازهم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند.


- شما می توانید هرچه را كه برای رسیدن به اهداف تعیین شده خود به آن نیاز دارید بیاموزید.


- آنهایی كه می آموزند توانا هستند.


- در درون شما مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است كه اگر درست شناسایی و به كار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی كه درنظر دارید برسید.


- تعیین كننده كیفیت زندگی شما این است كه تا چه حد به كمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید.


- مشكلات «مانع» كار نیستند بلكه معلم ما هستند. در درون هر مشكلی، بذر سود یا موقعیتی نهفته است برابر یا بیشتر از سود حاصل از انجام كار موردنظر.


- در راه موفقیت، مشكلات را تبدیل به پله های صعود كنید.


- وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است. ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است.


- رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان كنید و در هر شرایطی این كار را انجام دهید.

- برای شروع راه موفقیت، داشتن یك ایده خوب تنها چیزی است كه به آن نیاز دارید.


- مشغولیت ذهنی تاجران موفق، ارائه خدمات بهتر به مشتری است.


- مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممكن.


- توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات، خود تعیین كننده موفقیت شما در بازار است.


- پیشرفت در تجارت نتیجه یافتن راه های سریع تر، ارزان تر، بهتر و آسان تر برای انجام یك كار است.


- كارهایی را كه منجر به موفقیت یا شكست شما می شوند مشخص كنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات، برای داشتن عملكرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی كنید.


- برای موفقیت در تجارت، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب كنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام كار با بهترین روش به كار گیرید.


- یكی از دلایل اصلی شكست در تجارت، غیرتخصصی كار كردن است.


- موفقیت در بازار در گرو تمركز كامل برروی مشتریان بخصوصی است كه می توانند از ویژگی های خاص كالا یا خدمتی كه ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند.


- تعیین و تمركز كردن تلاشهایتان روی این گروه خاص و اصلی رمز سوددهی است.


- اولین كار در مدیریت، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است كه می توانید در آن برتر باشید.


- هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد. برای افزایش احتمال وقوع رخداد موردنظر خود، تعداد موارد را افزایش دهید.


- هرچقدر كارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان كنید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود.


- هرچقدر با وضوح بیشتری بدانید كه چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید، احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود.


- روشن بودن اهداف موردنظر مانند مغناطیسی عمل می كند كه اقبال را به سوی شما می كشد

پنج شنبه 12/10/1387 - 17:34
دانستنی های علمی
آغاز سال نوی میلادی(2009)رابه عموم جهانیان تبریک میگوییم.
پنج شنبه 12/10/1387 - 17:30
آموزش و تحقيقات
1- سعی کنید در ایام تابستان ، کتابهای علمی و کتابهای مربوط به رشته ی تحصیلی یا شغلی که دوست دارید ، بخوانید و اطلاعات عمومی قوی در هر زمینه ای(مخصوصا" در زمینه های مورد علاقه تان) داشته باشید. مثلا" وقتی کسی از شما پرسید ، می خواهی چه کاره شوی؟ و یا چه رشته ای را دوست داری؟ باید بتوانید ، بی درنگ و با ارائه ی اطلاعات موثق و منطقی ( نه بر اساس حرف عامه ی مردم ) به او پاسخ دهید.
2 - با پیش مطالعه ی قبلی سر کلاس درس حاضر شوید. همیشه سر کلاس ، حرفی برای زدن داشته باشید.3- با یک روحیه ی فعال و شاداب سر کلاسهای درس شرکت کنید. با همکلاسی های خود رقابت سالم داشته باشید و سعی کنید در یادگیری دروس به هم کنید تا دست آخر خدا هم به شما کمک کند.4- با دقت و تمرکز فراوان به درس گوش کنید و هر جایی که ابهامی بود، از معلم خود (نه از دانش آموزان دیگر) بپرسید. نگذارید اشکالات و ابهامات، در  ذهن شما انباشته شوند و بزودی تبدیل به یک ضعف علمی بزرگ شوند.

5- درس هر روز را همان روز در خانه بخوانید و کمی از تمرینهایش را حل کنید.
این کار کمک می کند ، مطلب کاملا" در ذهن شما حک شود ، چون تازه آنرا آموخته اید و یادگیری اولیه، کاملا" در ذهنتان وجود دارد ، پس با یک مرور بلافاصله ،مراحل یادگیری در ذهن را کامل می کنید.
6- سعی کنید متن کتاب را خوب بخوانید و مثالها و تمرینها را بدون توجه به حل آنها، خودتان حل کنید. (استفاده از حل المسائل ، فقط به افرادی که غیر حضوری درس می خوانند ، توصیه می شود) اگر کسانی که فرصت شرکت در کلاسها و استفاده از معلم و همشاگردیها دارند ، از
حل المسائل ها استفاده کنند ، به جز ضرر(تنبلی ذهن ، عدم تلاش کافی برای یافتن جواب ، کاهش روحیه ی خلاقیت و ارائه ی راه حل های جدید و ابتکاری و...) ، چیزی عایدشان نخواهد شد.
7- دروس برنامه ی فردا را مرور کنید و همیشه با آمادگی کامل برای امتحان کلاسی یا درس جواب دادن، سر کلاس حاضر شوید.8- سعی کنید عادت کنید که شبها زود بخوابید و صبح زود از خواب بیدار شوید تا هیچگاه دیر به مدرسه نرسید.(با این کار هم به همه ی کارهایتان می رسید و هم همیشه سرحال و شاداب و پرانرژی خواهید بود.). بهتر است هر روز صبح حتی اگر شده 10 دقیقه با موسیقی نرمش کنید ، تاثیر اعجاب انگیزی در روحیه ی شما خواهد داشت.9- در اوقات فراغت(زنگهای تفریح ، زنگهای بیکاری و...) در مدرسه، دروس را برای یکدیگر توضیح دهید.( این روش بسیار خوبی است برای اینکه بفهمید که خودتان هم درس را فهمیده اید یا نه؟ و هم دیگران از معلومات شما استفاده می کنند، در ضمن این کار باعث می شود احساس خیلی خوبی نسبت به خود و کلاس و درس و مدرسه داشته باشید. 10- قبل از هر امتحان ، سوالات امتحانی سالهای گذشته ی هر درس را گیر بیاورید و در خانه ، به صورت آزمایشی امتحان دهید.11- اهمیت شرط معدل(چه در کنکور، چه در شرایط پذیرش مدارس و موسسات مختلف چه در استخدام در ادارات و شرکتهای مختلف و...) کاملا" واضح و آشکار است .
پس سعی کنید با حداکثر معدل ممکن، دیپلم بگیرید. البته این مسئله نباید باعث شود که شما فکر کنید ارزش نمره از فهم و یادگیری دقیق مطلب بیشتر است و دنبال راههای بگردید که به هر قیمتی که شده نمره تان بالا شود، نه!!!
نمره ی بالا همراه یادگیری کامل مطالب ارزشمند است وگر نه دیر یا زود (سر جلسه ی کنکور) دست شما رو خواهد شد 
12- سعی کنید همین الان ، به این مسئله که هدفتان از درس خواندن و ادامه تحصیل و... چیست ، خوب فکر کنید و برای این سوالات پاسخهایی داشته باشید که برای شخص خودتان (نه برای آشنا و در و همسایه و فامیل) قابل قبول باشد ، بعد بر اساس این پاسخها ، اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را بنویسید و برای رسیدن به تک تک آنها دنبال راه حل بگردید.
با این کار، هیچوقت انگیزه ی خود را در طول تحصیلات از دست نخواهید داد و همیشه انرژی لازم برای درس و کار را خواهید داشت.
13- از همین الان(از دوران دبیرستان) ، استفاده از جدول برنامه ریزی را آغاز کنید تا بتوانید مهارتهای مدیریت زمان خود را افزایش دهید.14- همیشه سعی کنید به تغذیه ، خواب، ورزش و تفریح سالم اهمیت دهید تا بدنتان همیشه سالم و با نشاط باشد ،(شما می توانید یک فعالیت ورزشی مورد علاقه تان را در کنار درستان داشته باشید و آن فعالیت یکی از اوقات تفریح و شادابی شما باشد) زیرا که به تبعیت آن ، ذهن و فکرتان هم همیشه باز و آماده برای دریافت و ثبت اطلاعات ، خواهد بود 15- یادتان باشد، تست یک وسیله ی آزمایشی است نه آموزشی !!!
یعنی شما تست می زنید که ببینید مطالب آن درس را خوب یاد گرفته اید و با نکاتی که از متن کتابها بیرون کشیده اید ، می توانید تست بزنید یا نه؟
اول تست نزنید تا بعد با مراجعه به پاسخ تشریحی ، بخواهید نکته ی آنرا یاد بگیرید ، بلکه اول کتاب را در حد عالی بخوانید بعد برای آزمودن معلومات خود تست بزنید .
البته می توانید نکات استخراج شده از تستها را هم به طور کلی یادداشت کنید و بعدا" آنها را مرور کنید
پنج شنبه 12/10/1387 - 17:16
محبت و عاطفه

 

شنیده بودم که عشق با شعف همراه است اما، از شنیدن اینکه فرهادها از عشق شیرین ها خود را می کشتند و مجنون ها بخاطرعشق لیلی ها از کار و زندگی می افتادند هیچ گاه به شعف نمی رسیدم و در هیچ یک از این ها عشق الهی را نمی دیدم. هرچند که اطرافیانم همواره، خواهانِ عشق بودند اما همیشه با افتخار می گفتم : «اگر این اسارت ،عشق است، من هیچ گاه خواهانِ عشق نیستمعشق در نگاهِ آنها اینگونه بود ، که معشوق را همچون قناری در قفسی حبس می کردند تا بتوانند از وجود او درنزدیکی ? خود لذت ببرند. شنیدم که عاشقی به معشوقش می گفتعزیزم تو مالِ منی !!!!»چندین سال برایم اینگونه گذشت. در این مدت از اطرافیانم می پرسیدم عشق چیست؟ در اکثر پاسخ ها عشق همان اسارتی بود که من از آن می گریختم. تا این که توانستم با عارفی صحبت کنم و با یک برداشت ذهنیِ عالی که قدرت توان بخش عشق را بیان می کردآشنا شوم.از او پرسیدم: عشق چیست؟ گفت : عشق نیرویی است که اگر بخواهی در وجودِ تو غرق می شود . نیاز به جاری شدن دارد تا تو آن را حس کنی پس تو معشوقی بر می گزینی تا با جاری کردنِ عشقِ درونی ات به او به شعف برسی.پرسیدم: چرا خیلی ها، با عشق اسارت می سازند؟ گفت: عاشق گل هیچگاه بخاطرِ علاقه زیادش به گل آن را از بوته جدا نمی کند تا در لیوانِ آبی آن را در کنج خانه حبس کند . عاشقحقیقیِ گل آن را در بوته باقی می گذارد تا از رشدِ گل به شعف درآید.گفتم : اینگونه خیلی سخت است و خیلی از انسانها نمی توانند دوری از معشوق را تحمل کنند.اوگفت: عاشقانِ گل همه گل پرورند، زحمتِ گل پروری برخود خرند.اگر عشق مادرت به تو باعث می شود که همواره او تو را در خانه حبس می کرد تا نکند که از دست بروی تو هیچ گاه رشد نمی کردی.هرچند که برای خودِ او رنجی بزرگ بود. او به من گفت: من شوقِ عشق را به تو خواهم آموخت . اعمالِ ما به ما وابسته اند همچون درخشندگی به فسفر . درست است که اعمالِ ما، ما را می سوزانند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل به آن است که سخت تر از دیگران سوخته است. سنگ سیاه زمانی به مجسمه ای زیبا مبدل می شود که ضرباتِ چکش مجسمه ساز را تحمل کند . و این گونه است که تو لایق عشق الهی خواهی شد. گفتم: هرچند که پذیرش این نوع عشق سخت است، بااین حال من با تمامِ وجود آن را می پذیرم. و او گفت: برایِ من شنیدنِ این که شن ساحل، نرم است کافی نیست می خواهم پاهای برهنه ام این نرمی را حس کند . معرفتی که قبل از آن احساس نباشد برای من بیهوده است. واین عارف کسی نبود جز پروردگارم. 
پنج شنبه 12/10/1387 - 17:13
دعا و زیارت
 

پس از ظهور اسلام در مکه و بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، شنیدن پیام پیامبر برای مستکبران و مال اندوزان آن سامان گران آمد. آنان وقتی ندای لااله الا الله را میشنیدند بر خود لرزیدند و گسترش روزافزون این ندا چیزی جز کوتاه کردن دست خدایان دیگر در برنداشت. بتپرستی که جزء لاینفک فرهنگ بدوی عرب بود بهترین وسیله زورمداران و صاحبان ثروت و قدرت برای استفاده از انسانها بود. درست است که آنچه آن روز پیغمبر از آنان میخواست اقرار به یگانگی آفریدگار بود اما به دنبال آن پیامها آیههای دیگری هم نازل شد. آنچه مستکبران را به هراس میانداخت و بر آینده خود بیمناک میساخت این آیهها بود: «آن کس مالی را فراهم آورده و آن را شمرده است پندارد مال او وی را جاویدان میسازد هرگز! و در حطمه افکنده میشود. چه میدانی حطمه چیست؟ آتش افروخته خدا که در دلها راه یابد. (همزه/ آیه 2 تا 7) (1)

این آیات و آیاتی نظیر آن در دل کسانی چون ابوجهل، ابوسفیان و ولید بن مغیره و سایر مال اندوزان هراس افکند و آنان را واداشت تا در مقابل پیامبر به انحاء مختلف صف آرایی کنند و به دشمنی با او برخیزند. لذا بسیاری از نو مسلمانان به مدینه که در مجاورت شهر مکه قرار داشت مهاجرت کردند و از این طریق هم به گسترش حوزه مسلمانی میپرداختند و هم جان و مال مومنان از اذیت و آزار دشمنان در امان میماند.

ـ از سوی دیگر شیوه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) چنان بود که در موسم حج نزد قبیلههایی که برای زیارت آمده بودند میرفت و آنان را به مسلمانی میخواند و از این طریق بسیاری از مردم مدینه در طی سالیان دراز که پیامبر در مکه بود، دعوت او را که نوید آشتی و صفا و پرهیزکاری میداد استقبال کردند و به گسترش دعوت او در مدینه پرداختند.

ـ لذا پس از سپری شدن دوران پرمشقت زندگی پیامبر در مکه وقتی سران قریش تصمیم به کشتن پیامبر گرفتند علی در بستر او خوابید و او شبانه از شهر خارج شد و به مدینه مهاجرت کرد. (تاریخ تحلیلی اسلام/ ص 56 و 67) و شعار اسلام که در مکه توحید و عبادتی مختصر بود در مدینه جنبه سیاسی و اجتماعی آن نیز اندک اندک گسترش یافت، اذان، شعار نمازها گردید. تشریع، احکام معاملات،پرداخت مالیات، حدود و دیگر حکمهای سیاسی و اجتماعی آغاز شد و حکومتی بر اساس دین (با ولایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) پدید آمد که قوام آن عدالت اجتماعی بود.

ـ امام حسین (علیه السلام) در چنین شرایطی که استقرار اسلام و ایمان نامیده شد در سال چهارم هجری در مدینه متولد شد و در دامان پیامبر و علی و فاطمه (علیهم السلام) پرورش یافت. پیغمبر او را پسر و پاره تن خود، گل خوشبوی خویش و سید جوانان اهل بهشت خواند و او را بر دوش خود سوار میکرد و به سینه خود میچسباند و دهان و گلوی او را میبوسید و محبوبترین انسانها نزد اهل آسمانها معرفی میکرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از شهادت و محل شهادت امام حسین (علیه السلام) خبر داد و یاری رساندن او را واجب و قاتلانش را لعنت کرد... و بدینگونه 6 تا 7 سال در کنار رسول اسلام و شهر مدینه که اکثر از یاران و اصحاب پیامبر بودند زندگی کرد.(2)

 

ـ دو سال پس از فتح مکه و برداشته شدن آخرین سد دشمنان و برقراری وحدت اسلامی در سراسر شبه جزیره عربستان پیامبر (صلی الله علیه و آله) رحلت کرد و مدینه مرکز حکومت اسلامی دستخوش تحولات بسیاری گردید. شتابی که روز مرگ پیامبر اسلام از سران قوم دیده شد، نشاندهنده این بود که بعضی از آنان بیشتر در این اندیشه بودند که چگونه باید هر چه زودتر حاکم را انتخاب کنند و کمتر بدین فکر میکردند که حکومت چگونه باید اداره شود.(3)  

ـ پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ابوبکر، عمر و عثمان به ترتیب حاکمیت مسلمانان را به مرکزیت مدینه به عهده گرفتند و در این میان حضرت علی(علیه السلام) و خاندان پیامبر در سکوت بسر بردهاند اما پس از گذشت حاکمیت خلفای سهگانه حضرت علی(علیه السلام) از سوی مردم به خلافت رسید اگر چه او خود به دلیل مشکلات فراوان از حکومت کناره میگرفت و میگفت: «مرا بگذارید و این تعهد را از دیگری بخواهیدچرا که حوزه جامعه اسلامی آن روز در زمان خلفای سهگانه گسترش بسیار یافته بود و پیروزیهای مکرر از سمت شرق و شمال و غرب نصیب مسلمانان شده بود و مسلمانان به سبب آشنایی با ملل مختلف از جمله ایران و روم و دیدن چگونگی زندگی مردم آن سامان و بدست آوردن غنیمتهای فراوان به تن آسایی و مالاندوزی خو گرفتند و بسیاری از دشمنان پیامبر نیز که جامه مسلمانی در برداشتند در زمان خلفای سهگانه حاکمیت برخی از ایالتهای حوزه اسلامی آن روز را در اختیار داشتند.

پذیرفتن چنین جامعهای و تغییر آن به زندگی ساده و بی آلایش دوران پیامبر کاری است سخت که تنها از علی انتظار میرفت و این چیزی بود که ثروتمندان حجاز هرگز آن را نمیخواستند و چون وی در تقسیم بیت المال همه را به یک چشم نگریست و موجودی را به همه یکسان داد رفتار او در نظر مردمی که ربع قرن با روشی خاصی خو گرفته بودند خوشایند نیامد. (4)

 
پنج شنبه 12/10/1387 - 17:11
دعا و زیارت
 

پس از ظهور اسلام در مکه و بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، شنیدن پیام پیامبر برای مستکبران و مال اندوزان آن سامان گران آمد. آنان وقتی ندای لااله الا الله را میشنیدند بر خود لرزیدند و گسترش روزافزون این ندا چیزی جز کوتاه کردن دست خدایان دیگر در برنداشت. بتپرستی که جزء لاینفک فرهنگ بدوی عرب بود بهترین وسیله زورمداران و صاحبان ثروت و قدرت برای استفاده از انسانها بود. درست است که آنچه آن روز پیغمبر از آنان میخواست اقرار به یگانگی آفریدگار بود اما به دنبال آن پیامها آیههای دیگری هم نازل شد. آنچه مستکبران را به هراس میانداخت و بر آینده خود بیمناک میساخت این آیهها بود: «آن کس مالی را فراهم آورده و آن را شمرده است پندارد مال او وی را جاویدان میسازد هرگز! و در حطمه افکنده میشود. چه میدانی حطمه چیست؟ آتش افروخته خدا که در دلها راه یابد. (همزه/ آیه 2 تا 7) (1)

این آیات و آیاتی نظیر آن در دل کسانی چون ابوجهل، ابوسفیان و ولید بن مغیره و سایر مال اندوزان هراس افکند و آنان را واداشت تا در مقابل پیامبر به انحاء مختلف صف آرایی کنند و به دشمنی با او برخیزند. لذا بسیاری از نو مسلمانان به مدینه که در مجاورت شهر مکه قرار داشت مهاجرت کردند و از این طریق هم به گسترش حوزه مسلمانی میپرداختند و هم جان و مال مومنان از اذیت و آزار دشمنان در امان میماند.

ـ از سوی دیگر شیوه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) چنان بود که در موسم حج نزد قبیلههایی که برای زیارت آمده بودند میرفت و آنان را به مسلمانی میخواند و از این طریق بسیاری از مردم مدینه در طی سالیان دراز که پیامبر در مکه بود، دعوت او را که نوید آشتی و صفا و پرهیزکاری میداد استقبال کردند و به گسترش دعوت او در مدینه پرداختند.

ـ لذا پس از سپری شدن دوران پرمشقت زندگی پیامبر در مکه وقتی سران قریش تصمیم به کشتن پیامبر گرفتند علی در بستر او خوابید و او شبانه از شهر خارج شد و به مدینه مهاجرت کرد. (تاریخ تحلیلی اسلام/ ص 56 و 67) و شعار اسلام که در مکه توحید و عبادتی مختصر بود در مدینه جنبه سیاسی و اجتماعی آن نیز اندک اندک گسترش یافت، اذان، شعار نمازها گردید. تشریع، احکام معاملات،پرداخت مالیات، حدود و دیگر حکمهای سیاسی و اجتماعی آغاز شد و حکومتی بر اساس دین (با ولایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) پدید آمد که قوام آن عدالت اجتماعی بود.

ـ امام حسین (علیه السلام) در چنین شرایطی که استقرار اسلام و ایمان نامیده شد در سال چهارم هجری در مدینه متولد شد و در دامان پیامبر و علی و فاطمه (علیهم السلام) پرورش یافت. پیغمبر او را پسر و پاره تن خود، گل خوشبوی خویش و سید جوانان اهل بهشت خواند و او را بر دوش خود سوار میکرد و به سینه خود میچسباند و دهان و گلوی او را میبوسید و محبوبترین انسانها نزد اهل آسمانها معرفی میکرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از شهادت و محل شهادت امام حسین (علیه السلام) خبر داد و یاری رساندن او را واجب و قاتلانش را لعنت کرد... و بدینگونه 6 تا 7 سال در کنار رسول اسلام و شهر مدینه که اکثر از یاران و اصحاب پیامبر بودند زندگی کرد.(2)

 

ـ دو سال پس از فتح مکه و برداشته شدن آخرین سد دشمنان و برقراری وحدت اسلامی در سراسر شبه جزیره عربستان پیامبر (صلی الله علیه و آله) رحلت کرد و مدینه مرکز حکومت اسلامی دستخوش تحولات بسیاری گردید. شتابی که روز مرگ پیامبر اسلام از سران قوم دیده شد، نشاندهنده این بود که بعضی از آنان بیشتر در این اندیشه بودند که چگونه باید هر چه زودتر حاکم را انتخاب کنند و کمتر بدین فکر میکردند که حکومت چگونه باید اداره شود.(3)  

ـ پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ابوبکر، عمر و عثمان به ترتیب حاکمیت مسلمانان را به مرکزیت مدینه به عهده گرفتند و در این میان حضرت علی(علیه السلام) و خاندان پیامبر در سکوت بسر بردهاند اما پس از گذشت حاکمیت خلفای سهگانه حضرت علی(علیه السلام) از سوی مردم به خلافت رسید اگر چه او خود به دلیل مشکلات فراوان از حکومت کناره میگرفت و میگفت: «مرا بگذارید و این تعهد را از دیگری بخواهیدچرا که حوزه جامعه اسلامی آن روز در زمان خلفای سهگانه گسترش بسیار یافته بود و پیروزیهای مکرر از سمت شرق و شمال و غرب نصیب مسلمانان شده بود و مسلمانان به سبب آشنایی با ملل مختلف از جمله ایران و روم و دیدن چگونگی زندگی مردم آن سامان و بدست آوردن غنیمتهای فراوان به تن آسایی و مالاندوزی خو گرفتند و بسیاری از دشمنان پیامبر نیز که جامه مسلمانی در برداشتند در زمان خلفای سهگانه حاکمیت برخی از ایالتهای حوزه اسلامی آن روز را در اختیار داشتند.

پذیرفتن چنین جامعهای و تغییر آن به زندگی ساده و بی آلایش دوران پیامبر کاری است سخت که تنها از علی انتظار میرفت و این چیزی بود که ثروتمندان حجاز هرگز آن را نمیخواستند و چون وی در تقسیم بیت المال همه را به یک چشم نگریست و موجودی را به همه یکسان داد رفتار او در نظر مردمی که ربع قرن با روشی خاصی خو گرفته بودند خوشایند نیامد. (4)

 
پنج شنبه 12/10/1387 - 17:10
دانستنی های علمی
اگه كسی دیوونت بود ، بازیش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اینطوری همیشه یه پله ازش عقبتری اگه یه روزی خسته بشه و یه پله بیادعقب تازه میشه مثل تو
چهارشنبه 11/10/1387 - 14:18
طنز و سرگرمی
5راه حل برای خوشحال بودن 1-داشتن یك دوست خوب مثل من 2- داشتن دوستی مثل من 3-فقط داشتن من 4- داشتن من 5-من
چهارشنبه 11/10/1387 - 14:17
ادبی هنری
درد نشانه ی انسانیت است...تادردداری غصه نداشته باش ..دردعامل حركت است دردی بدترازبی دردی نیست ...تادردهست زندگی هست تازندگی هست امیدهست تا امید هست لذت هست ..نفس بكش ...نفس دردمندانه...اگر بی درد باشی عربده می كشی ...اگردردداشته باشی فریادمیزنی ...پس فریادبزن...فریاددرد
چهارشنبه 11/10/1387 - 14:17
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته