• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 48
تعداد نظرات : 50
زمان آخرین مطلب : 4762روز قبل
شعر و قطعات ادبی
با لبی شاد و دلی غرقه به خون

كه خداحافظ تو . . .

گر چه تلخ است ولی باید این جام محبت بشكست

گرچه تلخ است ولی باید این رشته الفت بگسست

باید از كوی تو رفت

دانم از داغ دلم بی خبری

و ندانی كه كدام جام شكست

كه كدام رشته گسست

گرچه تلخ است پس از رفتن تو خو نمودن به غم و تنهایی

عاقبت باید رفت

عاقبت باید گفت

با لبی شاد و دلی غرقه به خون

كه خداحافظ تو

يکشنبه 26/3/1392 - 17:47
ایرانگردی

 

 

 

 

شنبه 25/3/1392 - 23:50
شخصیت ها و بزرگان

 

 

بهترین رفیقم آینه است ،چون وقتی من گریه میکنم او دیگر نمیخندد

شنبه 25/3/1392 - 23:36
رمضان

پیامبر اکرم (ص) :

((هر کس شب قدر را احیا بگیرد تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود . ))

سه شنبه 17/6/1388 - 17:30
دانستنی های علمی

الهی ! (( دعا به درگاه تو لجاج است ، چون دانی که بنده به چه محتاج است .

با صنع تو هر چه مورچه رازی دارد ،با شوق تو هر سوخته نازی دارد

ای خالق ذوالجلال نومید مکن آن را که به درگهت نیازی دارد . )) 

دوشنبه 16/6/1388 - 23:4
محبت و عاطفه

ای رهگذران گوش :

آشفته دلی هست در این خلوت خاموش

او زاده ی غم بود و ز غم های جهان گشت فراموش .

شنبه 7/6/1388 - 18:0
محبت و عاطفه

شیشه ای می شکند ... یک نفر می پرسد ... چرا شیشه شکست ؟ مادر می گوید ... شاید این رفع بلاست . یک نفر زمزمه کرد  ... باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد . شیشه ی پنجره را زد و شکست . کاش امشب که دلم مثل آ ن شیشه ی مغرور شکست . عابری خنده کنان می آمد ... تکه ای از آن را بر می داشت مرهمی بر دل تنگم می شد ... اما امشب دیدم ... هیچ کس هیچ نگفت  غصه ام را نشنید ... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است ؟

دل سخت شکست اما ، هیچ کس ، هیچ نگفت و نپرسید چرا .

شنبه 7/6/1388 - 17:57
خانواده

غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها

                  دل خسته ترینم در این گوشه دنیا

ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من

                  روزی تو آیی که نماند اثر من

يکشنبه 3/3/1388 - 23:29
خانواده

زچشمان پر از افسوس توبرداشتم شوق نگاهم را

نه تنها عشق تو ، هر عشق دیگر را به دل کشتم

و تنها می روم این راه را با دیده ای پرخون

اگر اشکی پدید آید از این رفتن

بدان هر قطره اش پیمانۀ اندوه خونبار است

خداحافظ ... خداحافظ تو ای همداستان بی وفای من

خداحافظ ...خداحافظ تو ای هم صحبت دیر آشنای من

خداحافظ ، دگر با تو سرود آشنایی را نخواهم خواند

و خود با کوله بار خاطراتم در دل صحرا سوی آینده خواهم رفت .

 

يکشنبه 3/3/1388 - 23:22
محبت و عاطفه
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ، ستایش کردم گفتند خرافات است . عاشق شدم ، گفتند دروغ است ، گریستم گفتند بهانه است ، دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم ( دکتر شریعتی ) 
شنبه 2/3/1388 - 22:28
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته