• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 1
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 5811روز قبل
شهدا و دفاع مقدس
 

ارتش اسلام به اذن پروردگار، حافظ و پناهگاه مردم و زینت زمامداران و عزت و شوکت دین و راههای برقراری امنیت جامعه‏اند و حیات و بقاء مردم یک کشور به آنها بستگی کامل دارد.

امیرالموئمنین امام علی(ع)

جایگاه جهاد در قرآن و روایات

جهاد


جهاد نه تنها در اسلام بلکه در تمامی ادیان الهی از جایگاهی والا برخوردار است. جهاد منحصر به دین اسلام نیست، بلکه جهاد و مبارزه با ستمگران و طاغوتیان و دنیاپرستان در رأس برنامه ی همه ی پیامبران بوده است. (1) با نگاهی گذرا به قرآن و حدیث می توان دریافت که آیات و روایات بیشماری پیرامون جهاد آمده است. در کتاب های فقه و حدیث، «باب الحرب و القتل» [فصل جنگ و کشتار] موجود نیست، بلکه عنوان بحث، «جهاد فی سبیل الله» است. و این نشان از تقدس جهاد دارد.
جهاد چکاد اسلام و کلید بهشت است و در سایه ی جهاد، یکتاپرستی، نماز، روزه و... جاودان می ماند.

جهاد در منظر قرآن

در قرآن آیاتی بسیار درباره ی عظمت و جایگاه رفیع جهاد در میان عبادات به چشم می خورد که به برخی ازآن ها اشاره می کنیم:

جهاد برتر از خدمتگزاری به حجاج و کلیدداری مسجدالحرام

روزی شیبه و عباس، از افتخارات خویش سخن می گفتند. علی علیه السلام از کنار آنان گذشت و پرسید: «به چه افتخار می کنید؟» عباس گفت: «فضیلتی دارم که احدی ندارد و آن آبرسانی به حجاج خانه ی خداست». شیبه گفت: «من تعمیر کننده ی مسجد الحرام [کلیددار] هستم. علی علیه السلام فرمود: با این که از شما حیا می کنم. باید بگویم با این سن کم، افتخاری دارم که شما ندارید.» پرسیدند: «کدام افتخار؟!» فرمود: «من با شمشیر جهاد کردم تا شما به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورید.» عباس خشمناک برخاست و دامن کشان به سراغ پیامبر (ص) رفت و گفت: «آیا می بینی علی چگونه با من سخن می گوید؟!»
پیامبر صلی الله علیه و آله علی را خواند و به او فرمود: «چه چیزی موجب شد با عمویت این گونه برخورد کنی؟!» علی علیه السلام گفت: «ای رسول خدا! من حقیقتی را باز گفتم. در برابر حق هر کس می خواهد ناراحت شود و هر کس می خواهد خشنود!»
آن گاه جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: (2)
«أجعلتم سقایه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و الیوم الآخر و جاهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله و الله لا یهدی القوم الظالمین» (3)
آیا سیراب کردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند [عمل] کسی می دانید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! [این دو] نزد خدا مساوی نیستند!

جهاد؛ تجارتی بی نظیر

در فضیلت جهاد همین بس که خداوند، خود، با مجاهدان وارد تجارت شده و جان و مالشان را می خرد و در برابر، بهشت جاودان را با درجات بالا به آنان ارزانی می دارد:
قرآن می فرماید:
«إن الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوراه و الإنجیل و القرآن و من أوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم (4)
خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را می خرد که [در برابرش] بهشت برای آنان باشد. [به این گونه که] در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند. این، وعده ی حقی است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده است و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده اید و این است آن پیروزی بزرگ!

مجاهدان محبوبان خدایند

خداوند بزرگ در قرآن کریم، مجاهدان را محبوب خویش می شمارد و می فرماید:
«إن الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کأنهم بنیان مرصوص» (5)
خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند، گویی بنیانی آهنین اند
خداوند چنان مجاهدان را دوست می دارد که به نفس زدن اسب هایشان و جرقه های سم ستوران و غبار برخاسته از حرکت برق آسای آنان، سوگند یاد کرده است. (6)

جهاد در منظر روایات

روایاتی بسیار در عظمت و اهمیت جهاد در راه خدا نقل شده است که به عنوان نمونه به چند روایت بسنده می کنیم:
1- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«الخیر کله فی السیف و تحت ظل السیف» (7)
همه ی خوبی ها در شمشیر و زیر سایه ی آن است.
2- ابوذر غفاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسید: «کدام یک از اعمال نزد خداوند دوست داشتنی تر است؟»
آن حضرت فرمود: «ایمان به خدا و جهاد در راه او.»
پرسیدند: «کدامین جهاد از همه ی جهادها بهتر است؟»
فرمود: «جهاد کسی که اسبش پی شود و خونش در راه خدا بر زمین ریزد.»
3- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گروهی مجاهد را به مأموریت اعزام فرمود. نیروهای اسلام، سحرگاهان به سوی محل مأموریت حرکت کردند. یکی از صحابه، به نام ابن رواحه، ماند تا نماز صبح را با پیامبر صلی الله علیه و آله بخواند. پس از نماز، رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دید و فرمود: «مگر در سپاه نبودی؟!»
عرض کرد: «آری بودم، ولی دوست داشتم نماز جماعت را با شما بخوانم و سپس به سپاه ملحق شوم.»
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
«و الذی نفس محمد بیده لو انفقت ما فی الارض جمیعا ما ادرکت فضل غدوتهم» (8)
به خدایی که جان محمد (ص) دست اوست سوگند، اگر آنچه را در زمین است انفاق کنی، فضیلت حرکت بامدادی آنان را درک نخواهی کرد.
4- امیرمؤمنان علیه السلام درباره ی جهاد می فرماید:
«ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیاءه و هو لباس التقوی و درع الله الحصینه و جنته الوثیقه» (9)
جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند تنها به روی اولیاء خاص خویش گشوده است و آن لباس تقوا و زره نفوذ ناپذیر و سپر اطمینان بخش الهی بر پیکر مجاهدان است.
5- همچنین می فرماید:
«ان الله عزوجل فرض الجهاد و عظمه، و جعله نصره و ناصره، و الله ما صلحت دنیا و لا دین الا به» (10)
خداوند عزوجل جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و یاری و یاورش قرار داده است. به خدا سوگند که دنیا و دین جز با جهاد اصلاح نمی شود.
6- امام باقر علیه السلام در حدیثی گرانمایه خطاب به سلیمان بن خالد می فرماید: «آیا می خواهی از اصل، فرع و قله ی اسلام برایت بگویم؟» عرض می کند: «آری، ای فرزند رسول خدا.» امام علیه السلام می فرماید:
«اما اصله فالصلوه، و فرعه فالزکاه، و ذروته و سنامه الجهاد (11)»
اصل و عمود [خیمه ی] اسلام، نماز و فرع آن زکات و قله و اوج عظمتش جهاد است.

اهداف جهاد

جهاد اسلامی، دارای اهدافی بس مقدس و والاست که همین ویژگی موجب برتری اش از دیگر جنگ ها می شود. برخی از این هدف ها عبارتند از:
1- براندازی شرک و برداشتن موانع تحقق ارزش های بعثت
هدف از جهاد، کشتار نیست بلکه برداشتن موانع تحقق ارزش های وحی، است که شرک، بت پرستی، کفر و باطل گرایی از جلوه های بارز آن است.
«و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا علی الظالمین» (12)
و با آنها پیکار کنید؛ تا فتنه (و بت پرستی ، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین مخصوص خدا گردد.
بنابر گفته علامه طباطبایی، مراد از «فتنه» در آیه، شرک و بت پرستی است. مانند: مشرکان مکه. شرک به خدای سبحان، موجب هلاک انسانیت و میراندن فطرت آدمی است. و جهاد برای آن است که با از میان برداشتن شرک و بت پرستی، دین توحید و یکتاپرستی را در جامعه گسترش دهد و بدین وسیله از حیات و فطرت الهی آدمی دفاع نماید. (13)
امیرمؤمنان علیه السلام با اشاره به هدف پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ با مشرکان می فرماید:
«اما بعد ... فقاتل بمن اطاعه من عصاه، یسوقهم الی منجاتهم و یبادر بهم الساعه أن تنزل بهم...» (14)
اما بعد... (پیامبر) برای اسلام با یاری کسانی که سر به فرمانش بودند، به پیکار با مخالفین خود برخاسته و آنان را به محل رستگاریشان سوق می داد و برای رهاندن ایشان از جهالت و نادانی مبادرت می فرمود.
و در بیان دیگر می فرماید:
«فجاهد فی الله المدبرین عنه و العادلین به» (15)
پس (پیامبر (ص) ) در راه خدا با کسانی که از خدا اعراض و دوری گزیده و مثل و مانند برایش قرار می دادند، جهاد کرد.
امیرمؤمنان علیه السلام در نبرد صفین بارها جنگ را به تأخیر انداخت تا شاید فریب خوردگان به راه نجات راه یابند و هدایت شوند و می فرمود:
« من بیش از سرکوب آنان، هدایتشان را دوست می دارم» (16)
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله امیرمؤمنان علیه السلام را به جبهه ی یمن اعزام فرمود به وی سفارش کرد:
«و أیم الله لئن یهدی الله عزوجل علی یدیک رجلا خیر لک مما طلعت علیه الشمس و غربت و لک ولاؤه یا علی.» (17)
ای علی! به خدا سوگند! اگر خداوند به دست تو مردی را هدایت کند، برایت از هر آنچه خورشید بر آن می تابد و غروب می کند و تو حاکم آن باشی، بهتر است.
2- مبارزه با تبهکاران و گمراهگران
برای مجازات تبهکاران و گمراه گران که در فساد خود و جامعه پای می فشرند، و ستمگرانی که با پیروی از شیطان و هوای نفس، غرق در ظلم و ستیزه جویی با عدالت و تأویل حقایق و ترویج باطلند جهاد بسیار کارساز و ستم برانداز است.
امیرمؤمنان علیه السلام درباره ی خوارج که با تأویل حقایق در اندیشه ی فتنه جویی بودند، می فرماید:
«نقاتل اخواننا فی الاسلام علی ما دخل فیه من الزیغ و الاعوجاج و الشبهه و التأویل.» (18)
با کسانی که در اسلام با ما برادرند، به دلیل لغزش و انحراف و کجی و اشتباه و تأویل حقایق، ناگزیر از جنگ شده ایم.
3- پاسداری از نظام و ارزش های الهی
حفظ نظام اسلامی و ارزش های الهی یک تکلیف است که در سایه جهاد تحقق می پذیرد. امیرمؤمنان علیه السلام در مورد جهاد با کسانی که نظام و ارزش های الهی را مورد هجوم قرار دادند می فرماید:
«الا و ان الشیطان قد ذمر حزبه، و استجلب جلبه، لیعود الجور الی اوطائه، و یرجع الباطل الی نصابه... و لعمری ما علی من قتال من خالف الحق و خابط الغی من ادهان و لا ایهان» (19)
به هوش باشید که اینک شیطان حزب خویش را برانگیخته است و هوادارانش را فراهم خوانده است، تا دیگر بار جور را به پایگاههای دیرینش باز گرداند و باطل را بر اریکه ی قدرت بنشاند، ... به جان خویشم سوگند، که در پیکار و سرکوبی آنها که با حق ستیز کنند و در ماندن در گمراهی همچنان پای بفشارند، کم ترین نرمش و سازشی نخواهم داشت.
4- دفاع از مرزها
دفع تجاوز دشمن به مرزهای کشور و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی جزء حقوق هر ملتی است. متجاوزی که با نادیده گرفتن قوانین و ارزش ها و حقوق ملت ها، به خود اجازه ی تجاوز به کشوری را داده، جز پاسخ دندان شکن او را بر سر عقل نمی آورد.
امیرمؤمنان علیه السلام به مردم عراق که مرزهایشان مورد تجاوز و تاخت و تاز شایان قرار گرفته بود فرمود: «و بادروا جهاد عدوکم» (20) و در جهاد با دشمن پیشدستی کنید. و در مورد این که متجاوز جز پاسخ دندان شکن نمی فهمد فرمود:
«ردوا الحجر من حیث جاء، فان الشر لا یدفعه الا الشر» (21)
پاره ی سنگ را به مبدأش باز گردانید، که شر را تنها شر دفع می کند.

اهداف نامشروع جنگ دنیاطلبان

دنیاطلبان و طاغوتیان، معمولا در جنگ های خویش هدف هایی را می جویند که به هیچ روی در جهاد اسلامی جای ندارند. مهمترین آن ها عبارتند از:
1- سلطه طلبی و کسب قدرت
نبردی که هدف از آن، تسلط یافتن بر دیگران و بهره کشی و بردگی مردم و فساد و تباهی باشد، مورد تنفر و نکوهش اسلام است:
«تلک الدار الآخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتقین» (22)
[آری] این، سرای آخرت را [تنها] برای کسانی قرار می دهیم که اراده ی برتری جویی در زمین و فساد ندارند؛ و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است.
امام علی علیه السلام در این باره خطاب به خدای بزرگ عرضه می دارد:
«اللهم انک تعلم أنه لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان.» (23)
بار خدایا! خود آگاهی که آنچه ما [در جنگ ها و زد و خوردها] کرده ایم، برای میل و رغبت به سلطنت نبوده است.
تاریخ گواه است که هرجا لشکریان اسلام با پیروزی قدم بر سرزمینی گذاشتند، مردم را آزاد نهاده و ارزش های انسانی - الهی را به آنان ارزانی کرده اند؛ برخلاف جنگ هایی که از سوی کفار و قدرتمندان در دنیا انجام می گیرد که با اشغال کشوری، در آن جا حکومت نظامی اعلام می شود، حاکم تعیین می گردد، بساط ستمکاری پهن می شود و مردم در بند و زنجیر به اسارت می روند.
2- کشورگشایی
در اسلام هیچ جنگی برای کشورگشایی انجام نگرفته است، گرچه ممکن است آن سرزمین برای تحقق اهداف الهی و انسانی فتح شود؛ اهدافی مانند برداشتن موانع تبلیغ و از میان بردن ستمگران که آزادی را از مردم سلب کرده اند. مانند فتح مکه در زمان رسول خدا (ص)، بر عکس دنیاطلبان که یکی از اهداف آنان در جنگ، کشورگشایی و ضمیمه کردن کشور مغلوب به سرزمین خودشان می باشد.
3- کسب منافع مادی
اسلام برای دست یابی به غنیمت و غارت اموال کشورها به جنگ نمی پردازد و سربازان را به شدت از این کار باز می دارد. جنگی که به قصد طمع مادی و کسب غنائم و منافع دنیوی صورت پذیرد، مردود است. قرآن می فرماید:
«یا أیها الذین آمنوا إذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا و لا تقولوا لمن ألقی إلیکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحیاه الدنیا فعند الله مغانم کثیره کذلک کنتم من قبل فمن الله علیکم فتبینوا إن الله کان بما تعملون خبیرا» (24)
ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که در راه خدا گام می نهید [و به سفری برای جهاد می روید]، تحقیق کنید و به دلیل این که سرمایه ی ناپایدار دنیا [غنیمت] را به دست آوردید، به کسی که اظهار صلح و اسلام می کند نگویید: «مسلمان نیستی!» زیرا غنیمت های فراوانی [برای شما] نزد خداست. شما پیشتر چنین بودید، و خداوند بر شما منت نهاد و هدایت شدید. پس، به شکرانه ی این نعمت بزرگ تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.
4- تحمیل عقیده
هیچ گاه اسلام نخواسته است که عقیده ای را بر مردم مغلوب تحمیل کند. مسلمانان، همواره پس از نبرد، مردمان را در عقایدشان آزاد گذاشته و هیچ گاه پیامبر صلی الله علیه و اله کسی را به اجبار وادار به گرویدن به اسلام نکرده است. توضیح بیشتر در این باره در فصل سوم خواهد آمد:
البته اسلام هیچ گاه شرک را به عنوان عقیده نمی پذیرد، بلکه آن را ستمی بزرگ می شمارد (25) و با شدت با آن مبارزه می کند. بلی اهل کتاب که دارای کتاب آسمانی اند، آزاد هستند، یا اسلام بیاورند و یا جزیه بپردازند.

پی نوشت:

1- فصل اول، سیره ی رهبران الهی، آل عمران (3) ، آیه ی 146.
2- تفسیر نمونه، ج 7، ص 321.
3- توبه (9)، آیه ی 19.
4- توبه (9)، آیه ی 111.
5- صف (61)، آیه ی 4.
6- عادیات (100)، آیات 1-4.
7- بحار الانوار، ج 100، ص 9؛ از امام باقر (ع) نیز نقل شده است؛ فروع کافی، ج 5، ص 8.
8- سنن ترمذی، ج 2، ص 20، دار الاتحاد العربی.
9- نهج البلاغه، خطبه 37.
10- فروع کافی، ج 5، ص 8، ج 11.
11- بحار الانوار، ج 69، ص 392، ح 70.
12- بقره (2)، آیه ی 193.
13- ر.ک. المیزان، ج 2، ص 62 و 66.
14- فرهنگ آفتاب، عبدالمجید معادیخواه، ج 4، ص 1914، خطبه 103.
15- همان، ص 1915، خطبه 132.
16- نهج البلاغه، ترجمه ی فیض الاسلام، ص 143، خطبه 54.
17- وسائل الشیعه، ج 11، ص 30.
18- نهج البلاغه، ترجمه ی فیض الاسلام، ص 143، خطبه 54.
19- فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1915 - 1916؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ی 22، ص 63.
20- فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1917.
21- نهج البلاغه، حکمت 306.
22- قصص (28)، آیه ی 83.
23- نهج البلاغه ترجمه ی فیض الاسلام، ص 406، خطبه ی 131.
24- نساء (4)، آیه ی 94.
25- ان الشرک لظلم عظیم (لقمان آیه ی 13).

منبع:کتاب نظام دفاعی اسلام
دوشنبه 25/5/1389 - 19:15
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته