• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 7
زمان آخرین مطلب : 6345روز قبل
شعر و قطعات ادبی

جمعه یعنی یک غروب وعده دار،
وعده ترمیم قلب یاس زار،
جمعه یعنی مادر چشم انتظار،
درهوای دیدن روی نگار.
جمعه یعنی یه سماء دلواپسی،
می شود مولا به داد ما رسی؟

دوشنبه 28/11/1387 - 22:50
دانستنی های علمی

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین
با سلام بر همه ی شما عزیزان
دنیایی که در اون زندگی میکنیم مگر پلی نیست که قراره از روش گذر کنیم و به محلّی دیگه برسیم ، مگر جای امتحان نیست ، مگر قرار نیست که همه با گذرنامه ای به نام مرگ از این مرحله بگذریم و به یک مرحله ی دائمی برسیم جایی که از اعمال و رفتاری که در دنیا داشتیم برامون یک پرونده ساختن تا بنا به وضعیّتی که داشته ایم نسبت به چگونگی ادامه ی حیاتمون قضاوت بشه و طبق آنچه کشته ایم و برداشت کرده ایم نعمتهای الهی تقسیم بشه ، پس چرا بعضی روی این پل موقّت که قراره از روش بگذریم گنکر خوردن و لنگر انداختن ، خونه های آنچنانه و بند و بساطی میلیاردی راه انداختن ، گویا اینها قراره بمونن
فلانی رو بگو  برای اینکه چند روزی رو با چهره ی زیبایی سر کنه خرجهای چند میلیونی میکنه ، برای خوشی چند روزه ولخرجیهای همانگونه و خلاصه خیلی موارد دیگه
بابا مگه اشکالی داره که این کارها رو انجام بدن ،‏ اگر به کارهای ضروریتر پرداختند و از اوقات اضافی و از اموال حلال و بی اشکال استفاده میکنند و از همه مهمتر کنارشون فقیر و نیازمند و گرسنه ای نیست باید گفت که نه اشکالی نباید داشته باشه امّا جایی که ...
راستی بعیده از عاقل که اینگونه رفتار کنه ، سؤال اینجاست مگر اینها عاقل نیستند ؟
جواب اینکه چرا اینها عاقلند ولی باور ندارند که حساب و کتابی هست و مرگ در کمینه و بعد از اون گرفتار اعمال و کردارمان خواهیم شد ، آری دوست گرامی اینها اگر باور میکردند و یا لااقل احتمال جدّی میدادند که خبری هست ،‏ برای آخرت و سرای ابدی خودشون چیزی از قبل ارسال میکردند تا در آنجا دست خالی و نادم و پشیمان نباشند .
در کنار این تجمّلات و ولخرجیها که غالباً‏ با حق خوریها و ظلم و چپاولها همراهه کسانی از نوع خودشون هستند که با بدبختی در همان شهر و دیار آنها زندگی میکنند ، زندگی که چه عرض کنم به عشق کمک به همسر و فرزندان ، یا یتیمان خود ، یا کسان نزدیک خود دست و پایی میزنند ،‏ و اگر خدای لایزال را قدری شناخته باشند به عشق او سر میکنند .
بنده به کسانی که در این کشور زندگی میکنند و گمان میکنند که همه چیز در امن و امان است عرض میکنم که خانواده هایی هستند که نیاز به قدری توجّه من و شما دارند که گرفتار عواقب بد سوء‏ تغذیه و یا فقر مفرط نشوند ‏؛‏ مدارس از آنها پول میخواهد ، خرج کتاب و دفتر و کیف و کفش مدرسه لازم دارند تا لااقل بتوانند در آینده با کسب سواد و تحصیل علم و دانش مشکلات کمتری داشته باشند .باور نمیکنید قدری به اماکنی که این افراد رفت و آمد میکنند سر بزنید تا چند مورد را به راحتی ببینید .
بنده کمتر کاری که میکنم اینست که برای شمایی که این مطلب را میخوانید اتمام حجّت مینمایم و میخواهم که اگر قدرت دستگیری ندارید طبق وظیفه به کسانیکه قدرت دارند خبر دهید و اطّلاع رسانی کنید ،‏ باور بفرمایید که اگر قدمی برای بنده ای از بندگان خدا برای رضای او بردارید سریعاً‏ جواب خواهید گرفت و خدای مهربان کار شما را بدون پاسخ نخواهد گذاشت .
در انتهای این مطلب بیایید برای عاقبت به خیری یکدیگر دعا کنیم و از کریمه ی اهل بیت توفیق خدمتگذاری به بندگان خدا را طلب کنیم .
                                                                                                                                           التماس دعا


 

دوشنبه 28/11/1387 - 22:40
دانستنی های علمی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین
با سلام بر همه ی شما عزیزان
شهادت مظلومانه ششمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام صادق علیه السّلام را به همه ی مسلمین عالم بالاخص شیعیان آن حضرت تسلیت عرض میکنم .

 
امید وارم که خداوند به ما توفیق پیروی صحیح از اهل بیت عصمت و طهارت را عنایت بفرماید .
امید وارم کسانی که ادّعای شیعه بودن آن حضرت و اجداد طاهرینش را دارند بدانند که عدالت اجتماعی و فقر زدایی در جامعه نباشد شیعیان مسئولیّت دارند که در احقاق حقوق بینوایان و درماندگان قدم بردارند.
مثلاً‏  دیگران را به ادای خمس و زکات (که حقی بزرگ از محرومین جامعه از این طرق شرعی ادا میشود ،‏ آنهم به طور دقیق) تشویق نمایند .
به طور مثال همسر یک تاجر و یک بازاری و کاسب باید نظارت داشته باشد و لااقل پیگیر باشد که همسرش این حقوق را ادا میکند یا خیر ، چرا که در غیر این صورت باید صدمات و لطمات عواقب بد این بی اعتنایی را کل خانواده بپردازد .
امید وارم که همه در این میان قدمی برداریم و بدانیم که مبارزه ی خیر و شر در همه جا هست و اهل خیر باید بدانند که اهل شر بسیار فعّالند و کارهای بزرگی برای گمراه کردن بندگان خدا انجام میدهند .

 
                                                                                                      التماس دعا
دوشنبه 28/11/1387 - 22:37
دانستنی های علمی

نیروهای مسلمان، متعهد و انقلابی ارتش در 19 بهمن سال 1357 به رغم آنكه یک سازماندهی ریشه دار آنان را به رژیم وابسته پهلوی، متصل كرده بود، در عمل ثابت كردند كه بخشی از مردم هستند و شجاعانه به جبهه وسیع و میلیونی انقلاب اسلامی پیوستند.

خبر به همین سادگی و كوتاهی بود كه به همراه تصویری از این رخداد مهم در مطبوعات به چاپ رسید. در نوزدهم بهمن ماه 1357 صدها تن از دلیرمردان نیروی هوایی كه باور به ارزشهای اسلامی و خواسته های به حق مردم داشتند و این امر در ضمیرشان ریشه داشت، در نمایشی حماسی با موج توفنده مردم بپاخاسته ایران هم آوا شدند و با حضور در اقامتگاه امام خمینی (ره) كاروانسالار انقلاب اسلامی، دیدار و با ایشان بیعت كردند.

  قسمتی از بیانات امام (ره) در جمع گروهی از پرسنل نیروی هوایی:

درود بر شما که قدر نعمت خدا را دانستید و به دامن قرآن پیوستید. درود بر شما که ترک کردید حکومت طاغوت را و به حکومت‌الله پیوستید... باید این نهضت را حفظ کنید تا ان شاء الله آخر نقطه و نهایت که قیام یک حکومت عدل انسانی اسلامی به جای یک حکومت طاغوتی است.

واقعه بیعت پرسنل نیروی هوایی ازسوی تحلیل گران و ناظران جریانات سیاسی بین المللی، اقدامی تاریخی و نقطه عطفی در تاریخ مبارزاتی و انقلابی مردم و نیز حیات ارتش ایران تلقی شد.

یكی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی می گوید: واقعه تاریخی و فراموش ناشدنی دیدار پرسنل نیروی هوایی با بنیانگذار جمهوری اسلامی در 19 بهمن 1357، سمبل پیوند نیروهای مسلح با رهبری و مردم می باشد. البته هر چند پرسنل نیروی هوایی به هنگام ورود حضرت امام

تیتر روزنامه کیهان، مورخ 19 بهمن57: پرسنل نیروی هوایی با امام خمینی بیعت كردند ...

خمینی (ره) به ایران در 12 بهمن ماه مسئولیت برقراری و كنترل نظم در فرودگاه مهرآباد را برعهده داشتند و بدین نحو همگامی خود را با ملت و رهبری به نمایش گذارده بودند، اما رخداد روز 19 بهمن، معنا و رنگ و بوی دیگری داشت.

تعبیر جالب همه نظامی ها و حتی مردم از آن واقعه این بود كه نیروی هوایی پیشقراول نیروهای مسلح در وحدت و همدلی با رهبری است و همین تعبیر برای نیروی هوایی یک افتخار جاودانه می باشد.

در پی انتشار این خبر، تمام سامانه ذهنی و فكری رژیم پهلوی و حامیانش برهم می ریزید. از سویی دیگر امید مردم به پیروزی صد چندان می شود. ضربه ای هولناک بر پیكر فرتوت و در حال متلاشی رژیم وارد می شود. عمال رژیم كه تا قبل از روز 19 بهمن ماه و قبل از اینكه پرسنل نیروی هوایی با امام خمینی (ره) دیدار و بیعت كنند، امیدوار بودند كه خواهند توانست خیزش همه گیر و گسترده مردمی را كه از همه لایه های اجتماع بودند، مهار كنند و یا به تعبیر خود قیام عمومی و مقدس مردم را سركوب و جامعه را آرام كنند، اما به زودی دریافتند كه ذهنیتی غلط است. سران رژیم پهلوی به شدت خشمگین شده بودند و لذا درصدد انتقام و كشتار پرسنل نیروی هوایی برآمدند.

عقربه های ساعت آرام آرام به نیمه شب می رسید. در سالن غذاخوری مركزآموزش نیروی هوایی، سربازان، همافران و درجه دارانی كه دل به انقلاب بسته بودند و با رهبر خود امام خمینی (ره) بیعت كرده بودند، با شور و شوق اجتماع كرده و مشغول تماشای فیلم بازگشت رهبرشان به كشور بودند و از پیروزی نزدیک انقلاب سخن می گفتند. همان روز عكس باشكوه و زیبا و پرخاطره این نیروهای انقلابی كه به امام و رهبر بزرگوارشان سلام می دادند در صفحه اول روزنامه ها چاپ شده بود و ...... ناگاه درب خوابگاه

«درود بر شما که قدر نعمت خدا را دانستید و به دامن قرآن پیوستید. درود بر شما که ترک کردید حکومت طاغوت را و به حکومت الله پیوستید... »

با لگد محكم یک افسر گارد شاهنشاهی باز شد. برای لحظه ای همهمه و هیاهویی در مركز آموزش نیروی هوایی طنین انداز شد. آماده باشید، گاردی ها حمله كردند. به سرعت همه نیروی هوایی با سلاحهای آماده در برابر نیروهای گارد جاویدان شاهنشاهی قرار گرفتند. رگبار مسلسها از هر سو باریدن گرفت.

ناگهان غوغای جنگ آنان مثل بمبی در شهر صدا كرد و نیروهای مردمی بی اسلحه ولی با خشم انقلابی و مشت های گره كرده به سوی پادگان نیروی هوایی در شرق تهران حركت كردند........ وقتی درگیری بین نیروهای گارد شاهنشاهی با پرسنل نیروی هوایی آغاز شد، مردم با این خبر كه به داد همافران برسیدبه محل استقرار نیروی هوایی هجوم آوردند و به دفع و عقب راندن نیروهای گارد مبادرت ورزیدند.

فردای آن روز روزنامه ها نوشتند:

جنگ خونین لشكر گارد با نیروی هوایی.......

یک فرمانده نظامی می گوید: هجوم نیروهای گارد به پادگان نیروی هوایی و دخالت موثر مردم و دفاع از نیروهای انقلاب نیروی هوایی، نتیجه شیرینی در پی داشت و یكبار دیگر ثابت كرد كه مردم، حامی نیروهای مسلح وفادار به ملت و رهبری هستند و نیروهای مسلح نیز به صفوف مردم پیوسته اند. این واقعه موجب شفافیت هرچه بیشتر پیوند ناگسستنی و اتصال قوای مسلح به توده های مردمی بود و و قایع 19 و 20 بهمن 1357 به دنیا نشان داد كه ارتش ایران با رهبری انقلاب، بیعت كرده و در صف توده های میلیونی قرار گرفته است.

با پیروزی انقلا ب اسلامی نیروهای ارتش ایران از قید وابستگی و فرمانبری از مستشاران امریكایی رهایی یافته و زندگی و هویت مستقلی را پی نهادند.

ارتش جمهوری اسلامی ایران كه در اساس با تلاش و پایمردی همین نیروها شكل گرفته است، در جریان جنگ تحمیلی نیز، رشادت های كم نظیری از خود نشان داد. دهه فرخنده فجر و سالگرد انقلاب اسلامی شكوهمند ایران بار دیگر مجالی است كه یاد و خاطره وفاداری نیروهای متعهد و انقلابی ارتش به میثاق های انقلاب اسلامی و رزم شجاعانه آنان در برابر دشمن متجاوز را گرامی داریم.منبع:آفتاب

شنبه 19/11/1387 - 23:58
خانواده
بانوی قالی

 

طفل دلم بهانه می گیرد . نقاش بر بوم دل نقش عاشورا می زند . از آب و آیینه می گذرم . در برابر درا قالی می ایستم و نقش بر تارهای دار قلاب می زنم .از زمین شروع می كنم . از نقش ترك بر خاك عطشناك . می بافم و می بافم تك به تك گلهای عشق را بر قامت رعنای علم . چه زیبا می شود علم با دستان با شكوه علمدار . به آسمان می رسم . می بافم آسمانی را كه در فرات جاری شده و فراتی كه لبریز حضور علمدار می شود . پا به پای قلاب می روم .می رسم و می بافم ، گهواره ای را . می سوزم از تب گهواره و از گلوی گهواره و از قنداق گهواره . دلم را در مشتم قرص می گیرم و می بافم خیمه گاه را. می شنوم و می سوزم از عطش خیمه گاه .می بافم و چشمهایم به مهمانی می آیند بارانی . ببارید ای چشمها بر شعله های آتش تا دامنها را در كام خود نگیرد و گیسوان را خاكستری ننماید . ای چشمها بر تل زینبییه آرام بگیرید و رخصتی دهید بر چشمهای خواهری كه خون می فشاند . جر‌اءتم تمام می شود . قلاب می كشاندم . توان نگاه بر گودی را ندارم . ای چشمها كور شوید و دستانم شما ببافید . با تواءم قلاب . ببر انگشتانی را كه نقش خنجر و گلو را می بافد . آخ ! ای درها و ای سوزها به تصویر در آیید تا ببافمتان . خارها با شمایم . در چشمانم فرو آیید تا نباشید . نباشید كه در پای طفلان فرو روید . اسبان شما چرا؟ مگر نمی بینید خورشید زیر پایتان ذبح شده . آسمان سرخ شده ،كبود شده رنگ گونه های سه ساله ای . فرات ، از خجالت آب شو ، نه پیش چشم مادری كه شیر خواره اش خوابیده . می بافم و می بافم . می بافم نقش دل را بر دار قالی . دل سبك می شود قالی را در كلبه خاطراتم به دیوار می بندم . رهگذران می آیند و می بینند. می پرسم چه می بینید ؟ عقده در گلو زمزمه می كنند یك قالی پر از زیبایی . به یاد بانوی قالی می افتم كه گفت :

 

هر چه دیدم زیبایی بود .

جمعه 11/11/1387 - 3:12
خانواده

می دانم....آن روزی كه زمین را اززیر كعبه گستراندی قطعه ای از آن را كه تكه ای از بهشت بود سهم من قرار دادی كه خورشیدش امام رضاست . با این همه لطف چه كنم؟

آهسته در گوش دلم گفتی .... اگر بدانی كه بهشت را برای تو آراسته ام چه می كنی؟گونه هایم از خجالت سرخ می شود و تنها می گویم ......

                             یا قاضی الحاجات

چهارشنبه 25/10/1387 - 10:41
خانواده

یك هفته چشمانم را وقف نگاهت كرده ام ای یار و فقط هق هق ندبه می تواند مرهم زخم انتظارم باشد .

دوشنبه 16/10/1387 - 2:29
دعا و زیارت

 صدای زنگ كاروان محرم به گوش میرسد. به قافله بپیوند با حسین وارد كربلا شدن چیز دیگری است . عاشورا طعمش راخواهی چشید .

كربلا كعبه دلهاست خدا می داند

            دیدنش آرزوی ماست خدا می داند      

دوشنبه 9/10/1387 - 13:40
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته