آلبوم تصاویر
بدون شرح
بمب گذاری در افغانستان
شنبه 17/10/1390 - 13:43
داستان و حکایت
رمز موفقیت
مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست. سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید. هر دو حاضر شدند. سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد. مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت. سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود. سقراط از او پرسید، " در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟" پسر جواب داد: "هوا" سقراط گفت: " این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد" رمز دیگری وجود ندارد.
شنبه 17/10/1390 - 13:41
شعر و قطعات ادبی
خدایا خدایا من همان هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشم همونی که وقتی دلش میگیره و بغضش میترکه میاد سراغت من همونی هستم که همیشه دعاهای عجیب و غریب میکنه و چشماشو و میبنده و میگه : من این حرفا سرم نمیشه باید دعاهامو مستجاب کنی همونی که بعضی وقتا لج میکنه و گاهی خوودشو برات لوس میکنه همونی که گاهی وقتا پشت سر مردم حرف میزنه گاهی بدجنس میشه و البته گاهی هم خودخواه گاهی هم ...... یادت میاد من کی هستم یادت اومد خدایا؟ فقط تویی که میتونی بگیری دستمو ...
شنبه 17/10/1390 - 13:39
اخبار
ایران بیشترین مرگ مغزی و كمترین آمار اهدا عضو را دارد!!!
در حال حاضر، میزان اهدای عضو در ایران به ازای هر یك میلیون نفر 3/2 نفر است كه با شاخصهای مطلوب جهانی فاصلهای چشمگیر دارد.
از آنجایی كه جمعیت كشورهای مختلف با یكدیگر متفاوت است برای مقایسه وضعیت كشورها از این نظر شاخص تعداد پیوند به ازای یك میلیون نفر جمعیت كشور ملاك مقایسه است.
بر این اساس اسپانیا با 35 پیوند در میلیون جمعیت بهترین وضعیت را دارد و در دیگر كشورهای اروپایی و آمریكا این عدد بین 10 تا 25 در میلیون متغیر است.
در ایران كه تا چند سال پیش این رقم تنها 7/1 در میلیون بود با تلاشهای انجام شده اكنون به عدد 3/2 رسیدهایم كه هرچند افزایش ناچیزی است اما حكایت از روند رو به رشد آمار پیوند عضو در ایران دارد.
*******
اگر مردم بدانند كه 29قسمت از اعضای یك فرد مرگ مغزی ازجمله مفاصل و شبكیه فرد، قابل پیوند است و حداقل 6عضو یعنی 2 ریه، 2 كلیه، كبد و قلب میتواند به فرد دیگری حیات دوباره ببخشد، مسلما در امر پیوند همكاری بیشتری میكنند.
********
اهدای عضو ، اهدای زندگی....
شنبه 17/10/1390 - 13:38
خانواده
خداوند هیچ گاه مرا تنها نمی گذارد ، ه .هیچ گاه از من چشم نمی پوشد . مثل کودکی که به مادرش تکیه می کند به " او " توکل می کنم.
چهارشنبه 23/9/1390 - 13:13
سخنان ماندگار
وقتی كه آب مینوشی زیر لب بگو یا حسین
حال كه نمینوشی آرام بگو یا ابالفضل
چهارشنبه 23/9/1390 - 13:3
لطیفه و پیامک
بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!
--------------
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
--------------
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
--------------
انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
--------------
انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.
--------------
همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !
--------------
عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
--------------
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
--------------
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.
--------------
عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
--------------
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود .
--------------
انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.
فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...
چهارشنبه 23/9/1390 - 12:5
عقاید و احکام
(نماز)
حضرت عبدالعظیم حسنى از امام یازدهم حضرت حسن عسكرى علیه السّلام روایت كرده است كه حضرت فرمود: ((موسى بن عمران با خداوند سخن گفت و عرض كرد: بار خدایا، جزاى كسى كه نمازش را در اول وقت مى خواند چیست ؟ خداوند فرمود: خواسته هایش را بر مى آورم و بهشتم را به او مباح مى گردانم .)) (23)
آرى ، چون نمازگزار محبوب ترین كارهاى خود را نادیده مى گیرد و فریضه الهى را بر همه منافع خود مقدّم مى دارد، خداوند نیز محبوب ترین و بهترین جایگاه را كه بهشت است ، براى او مباح و حلال مى گرداند و او را به بهترین نعمتهاى بهشت خویش متنعّم مى سازد.
چهارشنبه 23/9/1390 - 11:14
نوجوان و جوان
حسنک
شب بود؛ اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود، حسنک مدت های زیادی است که به
خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن
میکند. او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهایش ژل
میزند.. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست، چون او به موهای خود گلد
می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد کبری گفت تصمیم بزرگی گرف......ته است
کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند چون او با پطروس چت می کرد. پطروس همیشه
پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد. روزی پطرس دید که سد سوراخ شده است
اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود..او نمیدانست
که سد تا چند لحظه دیگر میشکند و ازاین رو در حال چت کردن غرق شد. برای
مراسم ختم او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل
ریزش کرده بود. ریز علی دید کوه ریزش کرده است اما حوصله نداشت. ریز علی
سردش بود و دلش نمیخواست لباسش را در آورد. او چراغ قوه داشت اما حوصله
دردسر نداشت. قطار به سنگ ها بررخورد کرد و منفجر شد تمام مسافران و کبری
مردند اما ریزعلی بدون توجه به خانه بازگشت. خانه مثل همیشه سوت و کور
بود . الان چند سالی بود که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد.
او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او اصلاً حوصله مهمان
ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمانان را سیرکند. او در خانه تخم مرغ و
پنیر دارد اما گوشت ندارد. آخرین باری که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به
او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو هم گله ای ندارد چون دنیای ما
خیلی چوپان دروغگو دارد و به این دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن
داستان های قشنگ دیگر وجود ندارد...
چهارشنبه 23/9/1390 - 10:37
دعا و زیارت
بحث درباره آداب معاشرت است. در این باره در قرآن كریم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عمومیت دارد و بعضى درباره رسول اكرمصلى الله علیه وآله وسلم است كه شاید با بیانى كه عرض مىكنیم كمابیش قابل توسعه باشد.
1- آداب عمومى
آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در این جا به بعضى از آنها اشاره مىكنیم:
در سوره نور چندین آیه هست كه كما بیش با هم مربوط است و از آیه 27 شروع مىشود: «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خیر لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لكم و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون علیم; اى كسانى كه ایمان آوردهاید، به خانههایى كه خانههاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است، باشد كه پند گیرید. و اگر كسى را در آن نیافتید پس داخل مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگردید»، پس برگردید، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مىدهید داناست.»
1 - 1 - ورود به خانهها
وارد شدن به خانه دیگران به چند صورت تصور مىشود: الف - شخص علم دارد به این كه صاحب خانه راضى است. ب - مورد شك است. ج - علم دارد به این كه راضى نیست.
روشن است در جایى كه انسان، علم به عدم رضایت دارد یا اذن بگیرد ولى جواب رد بشنود نباید وارد بشود: «و ان قیل لكم ارجعوا فارجعوا» اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگردید» یعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد. این براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفیدتر است.
صورت دیگر این است كه علم دارد به این كه طرف راضى استیا قبلا چنین اجازهاى را گرفته یا از نحوه رفتار و گفتار صاحبخانه به دست آورده است، در آنجا هم ورود جایز است منتهى آدابى دارد: یكى از آدابى كه مىبایست رعایتبكند این است كه سرزده وارد نشود اگر دوستانى با همدیگر روابطى دارند یا كسانى براى حاجتى - مادى یا معنوى - به كسى مراجعه مىكنند، چون ممكن استشخص در داخل خانهاش آمادگى براى پذیرش نداشته باشد یا در حالى باشد كه نمىخواهد كسى او را در آن حال یا به آن صورت ببیند این است كه در اسلام تاكید مىشود كه «استیناس» كنید. استیناس كردن; یعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روایات در توضیحش آمده كه صدا بزنید یا تنحنح بكنید تا خودش را آماده كند. ضمنا دستور مىدهد كه سلام هم بكنید «حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها» كه بعدا جداگانه درباره آن بحثخواهیم كرد.
اما اگر شخصى خواست وارد اتاق یا خانهاى بشود كه كسى در آن نیست و مثلا در زد و كسى جواب نداد و فهمید كه كسى آن جا نیست كه از او اجازه بگیرد در این صورت هم وارد نشود: «فان لم تجدوا فیها احدا فلاتدخلوها حتى یؤذن لكم» طبعا وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمىیابد پس شما باید وارد نشوید تا كسى پیدا شود و به شما اذن بدهد.
مواردى هست كه رفت و آمد افراد با هم خیلى زیاد است; مثلا اهل یك خانه كه در اتاقهاى متعددى زندگى مىكنند رفت و آمد متعارف دارند: بچهها وارد اتاق پدر و مادرشان مىشوند یا كسانى كه در خانه كار مىكنند مانند كلفت و نوكر و عبید و امایى كه سابقا بودند و در خانه كار مىكردند، آیا هر دفعهاى كه مىخواهند بیایند لازم است اذن بگیرند یا نه؟ در آیه 58 سوره نور مىفرماید: «یا ایها الذین آمنوا لیستاذنكم الذین ملكت ایمانكم والذین لم یبلغوا الحلم منكم ثلاث مرات» كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مىكنند و همین طور بچههایى كه به حد تكلیف نرسیدهاند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگیرند: پیش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا. اینها مواقعى است كه معمولا انسان استراحت مىكند و دلش مىخواهد تنها باشد. و در آیه بعد مىفرماید: «و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فلیستاذنوا كما استاذن الذین من قبلهم» اما اگر بچهها به حد تكلیف رسیدند باید مثل سایرین اجازه بگیرند; یعنى غیر از سه مرتبهاى كه گفته شد هر وقت دیگر هم مىخواهند وارد بشوند باید اجازه بگیرند.
نویسنده: آیت الله مصباح یزدى
چهارشنبه 16/11/1387 - 11:7