• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 5421روز قبل
دنیای گیاهان و حیوانات

مورچه (formica) حشره‌ای است از راسته نازک بالان که تیره خاصی را به نام تیره مورچگان در این راسته بوجود می‌آورد. مورچه جانوری است اجتماعی و آن دارای گونه‌های بسیاری می‌باشد و مخصوصا برخی گونه‌های نواحی حاره مورچه‌های خطرناک و گوشتخوار هستند. در حدود 8000 گونه مختلف از مورچه‌ها شناخته شده است، مورچه‌ها حشراتی هستند که از نظر هوش و غریزه طبیعی کامل می‌باشند. این حشره در مقایسه با حشرات دیگر ، لانه ساده‌تری دارد، بیشتر آنها در زیر زمین تونلهایی حفر می‌کنند، یا با استفاده از مواد خاکریز درست می‌کنند.    

تنوع مورچه‌ها در هر دسته     
همه مورچه‌ها دارای زندگی اجتماعی هستند، یعنی مورچه‌ها در دسته‌های جدا از هم زندگی می‌کنند. در هر دسته سه نوع مورچه وجود دارد: ملکه که وظیفه آن تخم گذاری و به دنیا آوردن نوزادان است. عده‌ای مورچه‌های کارگر هستند که فاقد بال می‌باشند و کار آنها جمع‌آوری دانه‌ها و مواد غذایی و حفر لانه و نگهداری تخمها و نوزادان می‌باشد. تعداد کمی از افراد یک لانه ، مورچه‌های نر ماده هستند که دارای چهار بال نازک می‌باشند. اندازه گروههای مورچه‌ها بسیار متنوع است. برخی از این گروهها یا دسته‌ها فقط شامل چند دوجین مورچه هستند، در حالی که در دسته‌های دیگر صدها هزار مورچه فعال زندگی می‌کنند.   

ساختمان مورفولوژیکی مورچه   
مورچه‌ها گر چه از نظر اندازه ظاهری با یکدیگر فرقهای زیادی دارند، ولی از جهت شکل ظاهری کم و بیش شبیه یکدیگر هستند. بر روی سر مورچه یک جفت شاخک یا آنتن وجود دارد. این شاخکها مدام حرکت می‌کنند، زیرا اینها شاخکهای معمولی نیستند، بلکه اندامهای بویایی جانور به شمار می‌روند. بنابراین مورچه در عین حال که فاقد بینی است، ولی حس بویایی دارد. شاخکها همچنین به مورچه کمک می‌کنند تا مورچه‌های دیگر را بشناسند و با آنها ارتباط برقرار کنند.     

سر مورچه شامل مغز ، یک جفت چشم مرکب و آرواره‌های قوی و دهان است. علاوه بر چشم مرکب ، بیشتر مورچه‌ها دارای اندام بینایی دیگری به نام چشم ساده هستند. بین شکم و تنه این حشرات پایه‌ای وجود دارد که بوسیله آن شکم می‌تواند حرکات زیادی در جهات مختلف انجام دهد. مورچه‌های کارگر دارای سر کوچکی هستند، در صورتی که نر ماده‌ها دارای سری بزرگ می‌باشند. آرواره‌های این حشره نسبتا قوی است و پاهایش به چنگال ختم می‌شوند.       

بالهای جنس ماده حشره مذکور پس از جفت گیری می‌افتند. عمر مورچه‌های کارگر  6تا 10 ماه ، مورچه ملکه یک سال و مورچه‌های نر ماده فقط دو هفته است، یعنی پس از جفتگیری با ماده می‌میرند.

انواع مورچه‌ها  


مورچه خرمن چین : مورچه‌ای است که از گیاهان اطراف خود دانه می‌چیند و به لانه خود می‌برد و از آنها استفاده می‌کند.  


مورچه شیر دوش یا دامدار:یک نوع شته وجود دارد که برگ درختان را می خورد و عسل خوشمزه ای درست می کند که مورچه ها این عسل ها را خیلی دوست دارند. مورچه ها این شته ها را می گیرند و پرورش می دهند و در لانه هایشان برای آنها برگ می آورند و عسل آنها را می دوشند. این کار مورچه ها مثل کار چوپان هاست که از گوسفندهایشان مراقبت می کنند.   


مورچه‌های باغبان : دسته دیگر از مورچه‌ها باغبانی می‌کنند، یعنی قارچهای بسیار ریزی را می‌پرورند و خوراکشان را فقط از آنها تهیه می‌کنند. برای کشت قارچها نیاز به باغچه‌ای هم دارند که برای این کار خمیری فراهم می‌کنند و قارچهای مورد نظر خود را بر روی آن می‌کارند.       


مورچه‌های آسیابان : این نوع مورچه‌ها با کله بزرگ و فکهای نیرومندشان دانه‌ها را آسیاب می‌کنند.


مورچه‌های تپه ساز : همچون مورچه‌های چوب‌زی در انگلستان فراوان هستند. این مورچه‌ها چنان بلند خانه سازی می‌کنند که گاهی ارتفاع ساختمان‌هایشان به یک متر و پهنای آن به 30 سانتی متر می‌رسد.


مورچه برده‌دار :این گروه دسته دسته همچون گروههایی که عازم ماموریت نظامی هستند، به سراغ مورچه‌های کوچکتر می‌روند. تخمها ، کرمها و شفیره‌های آنها را غارت می‌کنند و از آنها نگهداری می‌کنند تا بالغ شوند و در این هنگام آنها را به بیگاری وامی‌دارند.     

مورچه های گوشت خوار:در میان مورچگان، از همه هراس انگیزتر مورچه ی لشگری است که در مناطق گرمسیر زندگی می کنند و تنها گوشت می خورند. این مورچگان چون لشکرکشی می کنند، ستونی به پهنای چندین سانتی متر و درازای صدها متر پدید می آورند. در این ستون، مورچه های کارگر پیله ها را حمل می کنند و سربازان در پیش و پس لشکر در حرکتند.   
در میان سپاه آنها، مورچه های درشت تری دیده می شوند که افسران سپاه محسوب می شوند. هنگامی که این ستون به حرکت درآید. هیچ چیز جز آب یا آتش قادر نیست از حرکت آنها پیشگیری نماید.
گاهی که آب سیل آسا نباشد، مورچه ها به هم چسبیده، خود را به صورت طنابی درآورده و بر آب رها می کنند و به این ترتیب پلی بر روی آب می سازند، تا سایر مورچه ها از روی آب بگذرند. ولیکن مورچه هایی که خود پل را تشکیل می دهند، در آب غرق می شوند و این نوعی از فداکاری آنها برای هم نوع خویش محسوب می گردد.
 مورچه های بافنده: این مورچه ها لانه هایشان را درون حفره ای در بین برگ درختان گرمسیری می سازند. ابتدا دو برگ نزدیک هم را انتخاب کرده و تعدادی از مورچه ها لبه ی یک برگ را گرفته و به پایین فشار می دهند، کمر و پاهای این مورچه ها توسط گروه دیگری از مورچه ها محکم نگاه داشته شده و هنگامی که لبه ی دو برگ به هم نزدیک شد یکی از مورچه های کارگر، لاروی را که در آخرین مراحل تبدیل به شفیره است، انتخاب می کند و با فشار دادن این لارو قطراتی از جنس ابریشم تولید می شود. این مورچه کارگر، لارو را می فشارد و به جلو و عقب می برد و با بخیه های ابریشمی دو برگ را به هم متصل می کند.  
چرخه زندگی مورچه   
چرخه حیات مورچه بسیار جالب است. ماده‌های یک کلنی یعنی ملکه تا ارتفاع زیادی در آسمان به پرواز در می‌آیند و نرها نیز به دنبالشان می‌روند. پس از این پرواز جفت گیری ، نرها فورا می‌میرند و ملکه پایین می‌رود و به تنهایی آغازگر یک گروه یا دسته جدید می‌شود. او آشیانه‌ای حفر می‌کند و تخم می‌گذارد. پس از آن که کرمهایی که فاقد پا هستند، از تخم بیرون می‌آیند، ملکه مادر به آنها کمک می‌کند تا پیله‌ای به دور خود بتنند. هنگامی که مورچه جوان به اندازه کافی رشد کرد، ملکه یک سر پیله را سوراخ می‌کند و مورچه را از داخل محفظه خود خارج می‌سازد. این کارگران تازه نفس ، تقریبا به فوریت زندگی پر کار و فعال خود را آغاز می‌کنند که وقف ملکه و بقیه اعضای گروه است. راهیابی مورچه ها:هر نوع مورچه ای طریقه مخصوصی درپیدا کردن راه لانه اش دارد مثلا” بعضی از مورچه ها از طریقه نشانه گذاری در روی زمین استفاده میکنند ، یعنی وقتی لانه شان را ترک میکنند علائم روی زمین را نشانه میگذارند تا در موقع برگشت بتوانند از روی آن نشانه ها راه لانه خود را پیدا کنند درست شبیه علائم ساختمانها و یا خیابانها که ما برای پیدا کردن خانه خود از آنها استفاده میکنیم.
دسته دیگر از مورچه ها با نگاه کردن به ارتفاع خورشید و در بالای افق راه خود را می یابند که بشر جز با استفاده از ابزار و وسایل مخصوص قادر به استفاده از این طریق نیست.     
بعضی دیگر از مورچه ها هم از نشانه های روی زمین و هم از خورشید کمک میگیرند و برخی هم با استفاده از حس بویایی ره یابی می كنند
مورچه ها چگونه می توانند کوتاهترین مسیر را پیدا کنند؟مورچه ها هنگام راه رفتن از خود ردی از ماده شیمیایی فرومون(Pheromone) بجای می گذارند البته این ماده بزودی تبخیر می شد ولی در کوتاه مدت بعنوان رد مورچه بر سطح زمین باقی می ماند. یک رفتار پایه ای ساده در مورچه های وجود دارد : آنها هنگام انتخاب بین دو مسیر بصورت احتمالاتی( Statistical)  مسیری را انتخاب می کنند که فرومون بیشتری داشته باشد یا بعبارت دیگر مورچه های بیشتری قبلا از آن عبور کرده باشند. حال دقت کنید که همین یک تمهید ساده چگونه منجر به پیدا کردن کوتاهترین مسیر خواهد شد :همانطور که در شکل 1-1 می بینیم مورچه های روی مسیر AB در حرکت اند (در دو جهت مخالف) اگر در مسیر مورچه ها مانعی قرار دیهم(شکل 2-1) مورچه ها دو راه برای انتخاب کردن دارند. اولین مورچه ازA  می آید و بهC  می رسد، در مسیر هیچ فرومونی نمی بیند بنابر این برای مسیر چپ و راست احتمال یکسان می دهد و بطور تصادفی و احتمالاتی مسیر CED را انتخاب می کند. اولین مورچه ای که مورچه اول را دنبال می کند زودتر از مورچه اولی که از مسیر CFD رفته به مقصد می رسد. مورچه ها در حال برگشت و به مرور زمان یک اثر بیشتر فرومون را روی CED حس می کنند و آنرا بطور احتمالی و تصادفی ( نه حتما و قطعا)  انتخاب می کنند. در نهایت مسیر CED بعنوان مسیر کوتاهتر برگزیده می شود. در حقیقت چون طول مسیر CED کوتاهتر است زمان رفت و برگشت از آن هم کمتر می شود و در نتیجه مورچه های بیشتری نسبت به مسیر دیگر آنرا طی خواهند کرد چون فرومون بیشتری در آن وجود دارد.نکه بسیار با اهمیت این است که هر چند احتمال انتخاب مسیر پر فرومون ت توسط مورچه ها بیشتر است ولی این کماکان احتمال است و قطعیت نیست. یعنی اگر مسیر CED پرفرومون تر از CFD باشد به هیچ عنوان نمی شود نتیجه گرفت که همه مورچه ها از مسیرCED  عبور خواهند کرد بلکه تنها می توان گفت که مثلا 90% مورچه ها از مسیر کوتاهتر عبور خواهند کرد. اگر فرض کنیم که بجای این احتمال قطعیت وجود می داشت، یعنی هر مورچه فقط و فقط مسیر پرفرومون تر را انتخاب میکرد آنگاه اساسا این روش ممکن نبود به جواب برسد. اگر تصادفا اولین مورچه مسیرCFD(مسیر دورتر) را انتخاب می کرد و ردی از فرومون بر جای می گذاشت آنگاه همه مورچه ها بدنبال او حرکت می کردند و هیچ وقت کوتاهترین مسیر یافته نمی شد. بنابراین تصادف و احتمال نقش عمده ای در ACO بر عهده دارند.نکته دیگر مسئله تبخیر شدن فرومون بر جای گذاشته شده است. برفرض اگر مانع در مسیر  AB برداشته شود و فرومون تبخیر نشود مورچه ها همان مسیر قبلی را طی خواهند کرد. ولی در حقیقت این طور نیست. تبخیر شدن فرومون و احتمال به مورچه ها امکان پیدا کردن مسیر کوتاهتر جدید را می دهند.خواب مورچه ها:محققان دانشگاه فلوریدای جنوبی با بررسی رفتارهای مورچه های کارگر و ملکه دریافتند که مورچه های ملکه در طول روز ساعتهای بیشتری را به خواب اختصاص می دهند.
اولین مطالعات درباره عادات خواب در مورچه ها نشان می دهد در هنگامی که ملکه مورچه ها در خوابی طولانی و عمیق است مورچه های کارگر در حال فعالیت بوده و انرژی مورد نیاز خود با استفاده از خوابهای کوتاه و مقطع به دست می آورند.
این شیوه و برنامه روزانه خواب در میان مورچگان می تواند دلیل طولانی تر بودن عمر مورچه های ملکه را که تا چندین سال ادامه دارد در برابر عمر چند ماهه مورچه های کارگر توضیح دهد. بر اساس این الگوی رفتاری می توان مطمئن بود که همیشه تعداد معینی از مورچه های کارگر به منظور نگهبانی و انجام کارهای مرتبط با لانه بیدار هستند.محققان مطالعه بر روی این الگوها را با انتقال لانه مورچه های آتشین به آزمایشگاه آغاز کردند. محققان لانه ای مصنوعی را به همراه سه ملکه، 30 مورچه کارگر و 30 لارو مورچه به وجود آورده و لایه ای شیشه ای را به منظور مطالعه عملکرد مورچه ها بر سطح آشیانه قرار دادند.نتیجه بررسی ها نشان داد که مورچه های کارگر در فواصل نامنظمی به خواب می روند اما تعداد خوابهای کوتاهی که در طول روز برای این مورچه ها پیش می آید بسیار زیاد است. به صورت میانگین یک مورچه کارگر روزانه 250 بار چرت می زنند که هر بار خواب آنها کمتر از یک دقیقه به طول می انجامد. این زمان با چهار ساعت و 48 دقیقه خواب روزانه برابری می کند. این به آن معنی است که 80 درصد از نیروهای کار در آشیانه در هر زمانی از روز بیدار و فعالند.این در حالی است که ملکه ها در فواصل تعیین شده ای به خواب رفته و در حقیقت زمان خواب خود را با دیگر ملکه ها هماهنگ می کنند. هر ملکه به صورت میانگین 90 بار در طول روز به خواب می رود که هر دوره خواب 6 دقیقه به طول می انجامد. در واقع ملکه ها روزانه 9 ساعت به خواب می روند. مورچه های ملکه معمولا به خوابهای عمیقی فرو می روند و در این حالت شاخکهای آنها به کلی جمع می شود. محققان با تحت نظر گرفتن حرکات شاخکهای این مورچه ها دریافتند که مورچه های ملکه در این حالت خواب نیز می بینند.مرگ مورچه ها:زمانی که مورچه ای می میرد، هم آشیانه او به سرعت مورچه را از لانه خارج می کند تا به این شکل خطر سرایت بیماری به کل آشیانه مورچه ها را کاهش دهد.اما چگونگی تشخیص دادن مرگ یک مورچه توسط هم آشیانه ای او امری است که زیست شناسان را به تحقیقات گسترده ای وا داشته است بر اساس یک نظریه مورچه ها پس از مرگ ماده ای شیمیایی از خود ساطع می کنند که در اثر هوازدگی و تجزیه ایجاد شده و مورچه های دیگر با دریافت این سیگنال از مرگ هم آشیانه خود آگاه می شوند.تمامی مورچه ها چه مرده باشند و چه زنده به صورت مداوم از علائم شیمیایی مرگ برخوردارند با این تفاوت که مورچه های زنده این سیگنالها را به همراه سیگنالهایی به نشانه حیات انتشار می دهند زمانی که مورچه ای می میرد سیگنالهای حیات در وی ناپدید شده و تنها سیگنالهای مرگ را منتشر می کند.به همین دلیل مورچه های مرده به سرعت شناسایی و به گورستان آشیانه منتقل می شوند به بیانی دیگر آنچه مورچه های دیگر را از مرگ مورچه ای آگاه می کند انتشار ماده ای شیمیایی جدید و خاص نبوده و در واقع نبود سیگنالهای حیات در مورچه ای از مرگ آن موجود خبر می دهد.بویایی استریو مورچه:این جانداران با بو کشیدن هوا با استفاده از هر یک شاخک هایشان می توانند نقشه رایحه ذهنی را از محیط اطراف خود خلق کنند و سپس با استفاده از این نقشه مسیر بازگشت خود به خانه را پیدا کنند. کبوترها، موشها و حتی انسانها نیز قادر به بویایی استریو هستند اما مورچه ها اولین جاندارانی به شمار می روند که از این توانایی برای مسیریابی استفاده می کنند.توانایی مسیریابی برخی از مورچه ها از حس بویایی شان نشات می گیرد. با آغاز هر روز ، این مورچه ها آشیانه خود را ترک کرده و به سفرهای طولانی با طولی بیش از 100 متر می روند تا به جستجوی غذا بپردازند.این جانداران پس از یافتن غذا می توانند از میان مسیری بیابانی و تقریبا بی نشانه مستقیما به آشیانه خود بازگردند، مورچه ها با استفاده از مجموعه ای پیچیده از نشانه های بصری قادرند بخش بزرگی از مسیر خود را بیابند .  

 

پنج شنبه 17/6/1390 - 12:34
شعر و قطعات ادبی

هزار مرد به پای تو جان سپردند و ...

هزار دست تو را باز می فشردند و...

سپیدی ات را تا صلح سازمان ملل

سپید باشد از الخلیل بردند و...

زسبز ودكا كردند امیرهای عرب

تو را به همراهش قطعه قطعه خوردندو...

سیاهی ات را پیراهن زنی كردند

كه بچه هایش در انتفاضه مردندو...

تو سرخ خونت بر شانه منتشر شده بود

كه شانه های تو آزرده اند و تردند و ...

تو سرخ خونت در روزنامه های جهان

كه كشته ها را از جنگ می شمردند و...

هزار مرد به پای تو جان سپردند و....

هزار دست تو را باز می فشردندو...

جمعه 4/6/1390 - 10:55
شهدا و دفاع مقدس

قدس بخشی از سرزمین فلسطینبلکه نقطه‌ی درخشان و نگین آن محسوب می‌شود. خداوند این سرزمین را پنج بار در قرآن وصف کرده است                 قدس از دیدگاه اسلام از جایگاه دینی قابل توجهی برخوردار است و تمام گروه‌ها، مذاهب و رویکردهای اسلامی بر این امر اتفاق نظر دارند پس جای هیچ شگفتی نیست اگر تمام مسلمانان دفاع از قدس، غیرت نسبت به آن، پاسداری از حریم و مقدساتش و قربانی کردن جان و مال در راه حمایت از آن و دفع متجاوزان را بر خود واجب بدانند. ممکن است مسلمانان، اعراب و فلسطینی‌ها در موضعگیری خود نسبت به مسأله‌ی صلح با اسرائیل و جایز بودن یا نبودنش و در صورت جایز بودن، موفق شدن یا نشدنش اختلاف‌نظر داشته باشند. اما همه‌ی آنها ـ مسلمان‌ها و اعراب و فلسطینی‌ها ـ در اسلامی و عربی بودن قدس، لزوم حفظ این هویت و مسأله‌ی مقاومت با تلاش‌های مذبوحانه‌ی اسرائیل برای یهودی کردن آن و تغییر آثار و مسخ شخصیت تاریخی‌اش و زدودن نشان عربی و اسلامی و مسیحی از چهره‌ی آن اختلاف ندارند. قدس از قداست اسلامی بزرگی برخوردار است که در قلوب مسلمانان و در حافظه‌ی آنها نقش بسته است .

قدس قبله‌ی اول مسلمانان، سرزمین اسرا و معراج، سومین شهر دینی بزرگ مسلمانان، سرزمین نبوت‌ها و برکات و سرزمین دفاع و جهاد است .

قدس قبله‌ی اول مسلمانان

اولین چیزی که مورد قدس در احساس و حافظه‌ی مسلمانان و اندیشه‌ی دینی آنها نقش بسته است این است که پیامبر (ص) و اصحاب از زمان واجب شدن نماز در شب اسرا و معراج، در سال دهم بعثت ـ سه سال قبل از هجرت ـ تا شانزده ماه بعد از هجرتشان رو به آن نماز می‌خواندند؛ تا این که خداوند دستور داد که به جانب کعبه یا مسجدالحرام رو کنند:

« وَمِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَیْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ:

و از هر جا که بیرون رفتی رو به سوی مسجدالحرام کن و ای مؤمنان [به هنگام نماز] هر جا که بودید رو به سوی آن کنید» [بقره/ 150]. در مدینه‌ی منوره نشانه‌ی بارزی باقی مانده است که بر این مسأله تأکید دارد. آن اثر «مسجد ذوالقبلتین» است . مسجدی که مسلمانان در آن نمازی را اقامه کردند که قسمتی از آن رو به قدس و قسمت دیگرش رو به مکه بود. آن مسجد هم اکنون نیز پابرجاست و آن را تعمیر کرده‌اند و مورد بازدید قرار گرفته و در آن نماز اقامه می‌شود .

یهودی‌ها جنجالی را در مدینه درباره‌ی این تغییر و تحول برپا کردند و قرآن در پاسخ آنها فرمود که جهت‌ها همه از آنِ خدا هستند و اوست برای نمازگذار مشخص می‌کند که کدام جهت قبله به حساب می‌آید :

 « سَیَقُولُ السُّفَهَآءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کَانُواْ عَلَیْهَا قُل للَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ یَهْدِی مَن یَشَآءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ * وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَآ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ:

و به زودی مردم کم خرد خواهند گفت : چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند رویگردان کرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ هر که را خواهد به راه راست هدایت می‌کند. و بدین گونه شما را امتی میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد و قبله‌ای را که [ چندی] بر آن بودی، مقرر نکردیم جز برای آن که کسی را که از پیامبر پیروی می‌کند، از آن کس که از عقیده‌ی خود برمی‌گردد باز شناسیم؛ هرچند [این کار] جز بر کسانی که خدا هدایت[شان] کرده سخت گران بود؛ و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند . زیرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است» [بقره/ 142-143 ]

آنها گفتند: نماز مسلمانان در آن سال‌ها تباه و هدر گشته است چون رو به قبله‌ی درستی نبوده است . خداوند هم در جواب آنها فرمود: «و ما کان الله لیضیع ایمانکم: خداوند بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند» چرا؟ چون نمازی رو به قبله‌ای درست و مورد رضایت خداوند بوده است .

قدس سرزمین إسرا و معراج

دومین تصویر از قدس که در شعور مسلمانان نقش بسته است این است که خداوند آن را پایان سفر زمینی و آغاز سفر آسمانی معراج پیامبر قرار داده است. خداوند این گونه اراده فرمود که سفر زمینی و شبانه‌ی پیامبر از مکه و از مسجد الحرام آغاز شده و در مسجدالأقصی پایان یابد و این مسأله هم بیهوده و تصادفی نبوده است. بلکه تدبیر و حکمت خداوندی این گونه اقتضا کرده است که خاتم رسولان و انبیا در آنجا با پیامبران گرامی دیدار کرده و نماز را به امامت برای آنها اقامه کند. این موضوع هم به معنای انتقال رهبری دینی جهان از بنی‌اسرائیل به امت، پیامبر و کتابی نو بود، یعنی امتی جهانی و کتاب و پیامبری عالَمی، همچنان که خداوند فرموده است:

« وَمَآ أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ » ‍[ أنبیاء/ 107] و یا « تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیراً:

والا مقام و جاوید کسی است که قرآن را بر بنده‌ی خود نازل کرده است تا این که جهانیان را بیم دهد» [فرقان/ 1 ].

قرآن ابتدا و انتهای این سفر را در اولین آیه از سوره‌ای که به نام سفر هم هست (إسراء) به صراحت بیان کرده است:

 « سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَآ ... :

تسبیح خدای را سزاست که بنده‌ی خود را در شبی از مسجدالحرام به مسجدالأقصی برد آنجا که دور و بر آن را پربرکت ساخته‌ایم تا برخی از نشانه‌های خود را بدو بنمایانیم» [أسراء/ 1]. این آیه مسجدالحرام را با وجود برکات و بزرگی‌هایی که دارد به هیچ صفتی توصیف نکرده اما مسجدالاقصی را به وصف « الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ » ستوده است. البته چیزی که پیرامونش مبارک است به طریق اَولی خودش هم مبارک است .

داستان اسرا و معراج سرشار از رمزها و دلالت‌هایی است که نشان دهنده‌ی اهمیت این مکان مبارک می‌باشند. مکانی که جبرئیل، براق ـ موجود عجیبی که وسیله انتقال از مکه به قدس بوده است ـ را در آن بسته است. جبرئیل آن را به سنگ بسته است تا از سفر دیگرش از مسجدالاقصی یا قدس به آسمان‌ها و به «سدرة المنتهی » برگردد. این امر باعث شده است که خاطرات این سفر با دیدن «صخره» و «حائط البراق» در ذهن مسلمانان تداعی شود .

اگر قدس در این سفر مورد توجه ویژه‌ای نبود معراج به طور مستقیم از مکه به آسمان هم ممکن بود همچنان که قرآن و احادیث هم به این امر دلالت دارند .

از نتایج سفر اسرا پیوند میان آغاز و پایان سفر یعنی مسجدالحرام و مسجدالاقصی بود. این پیوند در ذهن، قلب و وجدان انسان مسلمان دارای تأثیر و الهام ویژه‌ای است به گونه‌ای که قداست یکی از آن دو مسجد از قداست دیگری جدا نیست و هر کس در احترام به یکی از آنها کوتاهی کند ممکن است در مورد دیگری هم بدان مبتلا گردد .

جمعه 4/6/1390 - 10:52
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته