ای تک سوار جاده عشق
ای سبز ترین موعود!!!! راهی نمانده تا سرودن آخرین ترانه انتظار فاصله ای نیست از كلبه سرد انتظار تا قصر زیبای وصال ای كبریایی ترین سجاده نیاز نماز نیمه شب های نیایش را به عشق تمنای تو به قامت می ایستیم هر صبح كتاب خواب را به عشق روی تو می بندیم
و پنجره چشمانمان را روبه باغ یاد تو می گشاییم
بیا كه سریر عدالت در انتظار قدمت بی تاب و بی قرار است
امروز توی محله مون باز یه مسافر اومده محله غرق نور شده آخه یه زائر اومده
حال و هوای شهرمون امروز چقدر صفا داره آخه بی بی شهرمون زائر كربلا داره
رفتم منم بهش بگم زیارتت قبول باشه برا تبرك بگیرم خاكی كه رو لباسشه
رفتم بهش بگم كه از كرب و بلا برام بگه بهش بگم از حرم ارباب با وفا بگه
رفتم منم سوغاتیمو بگیرم از دست خودش رفتم بگم حسین حسین اون كه شدم مست خودش
ولی یه صحنه عجیب دل منو خدائی كرد دیدن اون صحنه اون همه محله رو هوایی كرد
دیدم مسافر بی بی از خود لاهوت اومده زائر كربلای ما میون تابوت اومده
محله غرق گریه شد ولی بی بی گریه میكرد برا جوون خوشگلش شادی دومادی میكرد
میگفت مسافرم دیگه به خونه اومد ز سفر حسابی سر بلند شدم اگر چه اون نداره سر