کامپیوتر و اینترنت
بررسی اجمالی افزودن تاریخ انقضا در هدر
تاریخ انقضا در هدر فایلها این اجازه رو به مرورگر میدهد تا بداند چه زمانی به سرور درخواست دریافت فایل را بدهد به جای استفاده از فایل کش شدهاش.مزایای افزودن تاریخ انقضا در هدر فایل:
• کاهش بار سرور
• بهبود زمان لود صفحه
• میزان صرفه جویی در هزینه: بسیار بالا
• دسترسی به سرور نیاز است
تاریخ انقضا هدر چیست؟
تاریخ انقضا به مرورگرها میگوید که بهتر است که یک فایل خاصی را از سرور درخواست کنند و یا از کش خود مرورگر بگیرد.
تاریخ انقضا نه تنها برای کاهش بار دانلودها از سرور است (دانلود مرتب و تکراری فایلهای یکسان از سرور که هیچ گونه تغییری درون آنها صورت نگرفته است تلف کردن زمان بارگذاری سایت و کاهش سرعت سایت است) بلکه برای کاهش تعداد درخواستهای HTTP از سرور هم هست.
هنگامی که شما از یک سایت بازدید میکنید، مرورگر شما مسئول ایجاد ارتباط با وب سرور است تا همه فایلهای مورد نیاز را دریافت ( دانلود ) کند. سپس مرورگر باید فایلهای دریافتی را پردازش (کامپایل) کند تا سایت برای شما به نمایش در بیاید. صفحات سایتها امروزه گرافیکیتر میشوند به همین دلیل است که مرورگر شما باید فایلهای بیشتری از وب سرور دریافت و کامپایل کند.
در گذشت شما یک صفحه ساده HTML و شاید چند عکس در سایت خودتان استفاده میکردید، اما وب سایتهای مدرن و امروزی ممکن است پنجاه یا تعداد بیشتری فایل در هر صفحهای استفاده کنند. فایلها به خودی خود باعث افزایش زمان بارگذاری میشوند اما برای هر فایل شما باید یک درخواست ( همراه با تاریخ انقضا) ایجاد کنید و حتی اگر درخواستها از وب سرور کسری از ثانیه زمان ببرند، شما میتوانید با استفاده از تاریخ انقضا در هدر فایلها، آنها را خیلی سریعتر از کش مرورگر خود استفاده کنید.
تاریخ انقضا هدر فایل چگونه کار می کند؟
تاریخ انقضا هدر عملکرد نسبتاً سادهای دارد.تاریخ انقضا به مرورگرها مقدار زمانی که فایل را در کش خود نگهداری کنند را تعیین می کنند بنابراین برای دیدن دوباره صفحه نیازی به دریافت دوباره فایلها نیست.حق با شماست اگر فکر کنید که تاریخ انقضا در هدر فایلها هیچ کمکی در افزایش سرعت سایت در اولین بازدید ندارد چون در اولین بازدید باید تمامی فایلها دریافت شوند. استفاده از تاریخ انقضا سرعت سایت را در دفعات بعدی بازدید بهبود میبخشد.
شما میتوانید تاریخ انقضا را برای یک یا چند فایل خاص اعمال کنید و یا میتوانید آنرا برای یک نوع خاص فایل اعمال کنید. سپس هنگامی که مرورگر به سایت میآید، میتواند ببیند که آن نوع فایل خاص را آخرین بار در چه وقتی دریافت کرده است.اگر به تازگی آن فایل را دریافت کرده است آنرا از حافظه کش خود به نمایش در میآورد، و اگر شما خیلی وقت است که از سایت بازدیدی نکردهاید و تاریخ انقضا فایلها در کش مرورگر گذشته باشد ، مرورگر تمامی فایلهای سایت را از وب سرور درخواست و جدیدترین نسخه (همراه با تغییرات جدید را) دریافت میکند و به شما نشان خواهد داد.
ایدهآل این است که شما برای چیزهایی که زمان زیادی تغییری نمیکنند تاریخ انقضای بلندی (زمان زیادی در حافظه کش بماند) تعیین کنید فایلهایی مثل لوگو رنگ و… . برای چیزهایی که در معمولا در آنها تغییراتی اعمال میشود تاریخ انقضای کوتاهی تعیین کنید.
چرا تاریخ انقضا هدر مهم است؟
افزودن تاریخ انقضا به هدر فایل باعث کاهش تعداد درخواستهای HTTP میشود که این کاهش درخواست باعث کاهش زمان ارتباط وب سرور با مرورگر میشود. همچنین به کاربران اجازه میدهد تا از فایلهای کش شده مرورگر خود بارها استفاده کنند که باعث کاهش میزان حجم فایل مورد نیاز برای دانلود میشود( سئو قالبفا لازم میداند که اضافه کند این کاهش درخواست و این کاهش دانلود فایل باعث کاهش فشار بر روی سرور و کاهش مصرف ترافیک سرور و کاربر میشود).
چطور به هدر فایلها تاریخ انقضا اضافه کنیم؟
نخست شما باید مشخص کنید که کدام یک از فایلها یا چه نوع از فایلهای سایت هراز چندگاهی بروز رسانی میشوند و کدامیک تغییری پیدا نمی کنند.یک لیست از فایلهایی که تقریبا همه سایتها دارند:
jpg
gif
png
favicon/ico
javascript
css
برای اینکه نشان دهیم که چطور به هدر فایلها تاریخ انقضا اضاف کنیم ما از همین نوع فایلهایی که معمول هست استفاده میکنیم.معمولا عکسهای روی سایت ( png,gif,jpg ) تغییری نمیکنند، favicon تقریبا میشه گفت هرگز تغییری نمیکند ، فایلهای جاوا اسکریپت گاه گاهی تغییر میکنند و فایلهای css تغییرات زیادی میبینند.
در این آموزش ما تاریخ انقضا را درون فایل .htaccess تعریف می کنیم.فایل .htaccess یک فایل مخفی است که اغلب در ریشه (پوشه public_html ) سایت موجود میباشد.بهتر است قبل از هرگونه تغییری در این فایل از این فایل نسخه پشتیبان تهیه کنید.
حال فایل .htaccess را ویرایش کنید و کدهای زیر را درونش بنویسید:
<IfModule mod_expires.c>
ExpiresActive On
ExpiresDefault "access plus 1 month"
</IfModule>
خوب اول ما این قابلیت تاریخ انقضا رو فعال می کنیم [ExpiresActive On] بعد یک تاریخ انقضای پیش فرض تعیین می کنیم [ExpiresDefault "access plus 1 month"] این مقدار پیشفرض روی فایلهایی که تاریخ انقضایی برایشان تعیین نشده باشد اعمال می گردد.حال ما میخواهیم خط دستوراتی برای تعیین تاریخ انقضا به این دستورات اضافه کنیم. در ادامه کدی که در قسمت قبل اضافه کردید کد زیر را بنویسید
ExpiresByType image/x-icon "access plus 1 year"
ExpiresByType image/gif "access plus 1 month"
ExpiresByType image/png "access plus 1 month"
ExpiresByType image/jpg "access plus 1 month"
ExpiresByType image/jpeg "access plus 1 month"
ExpiresByType text/css "access 1 month"
ExpiresByType application/javascript "access plus 1 year"
کد [ExpiresByType image/x-icon "access plus 1 year"] برای فایلهای آیکون مثل favicon تاریخ انقضای یک ساله تعریف میکند و کد [ExpiresByType image/gif "access plus 1 month"] برای فایلهای عکس از نوع gif تاریخ انقضای یک ماهه تعریف می کند و کد [ExpiresByType image/png "access plus 1 month"] برای فایلهای عکس از نوع png تاریخ انقضای یک ماهه تعریف می کند و کد [ExpiresByType image/jpg "access plus 1 month"] برای فایلهای عکس از نوع jpg تاریخ انقضای یک ماهه تعریف میکند و کد [ExpiresByType image/jpeg "access plus 1 month"] برای فایلهای عکس از نوع jpeg تاریخ انقضای یک ماهه تعریف میکند و کد [ExpiresByType text/css "access 1 month"] برای فایلهای css تاریخ انقضای یک ماهه تعریف میکند و کد [ExpiresByType application/javascript "access plus 1 year"] برای فایلهای جاوا اسکریپت تاریخ انقضای یک ساله تعریف میکند.
کد پایان درون فایل .htaccess باید شبیه به کد زیر شده باشد:
<IfModule mod_expires.c>
ExpiresActive On
ExpiresDefault "access plus 1 month"
ExpiresByType image/x-icon "access plus 1 year"
ExpiresByType image/gif "access plus 1 month"
ExpiresByType image/png "access plus 1 month"
ExpiresByType image/jpg "access plus 1 month"
ExpiresByType image/jpeg "access plus 1 month"
ExpiresByType text/css "access 1 month"
ExpiresByType application/javascript "access plus 1 year"
</IfModule>
منبع: Add Expires headers
پنج شنبه 23/8/1392 - 9:12
کامپیوتر و اینترنت
سیتیار CTR چیست؟
سیتیار ( به انگلیسی CTR ) در بخش تبلیغات یکی از راههای اندازهگیری (میزان) موفقیت یک تبلیغ آنلاین برای یک وب سایت خاص و همچنین تعداد کلیک کاربران برروی یک لینک خاص است.
هدف از سیتیار ( CTR )
هدف از سیتیار ( CTR ) دریافت واکنش اولیه بازدید کنندگان وب سایت است. مردم به طور معمول از یک سایت برای (با هدف) مشاهده تبلیغات مراجعه نمی کنند ، همانطور که مردم به ندرت تلویزیون را با هدف دیدن تبلیغات مشاهده می کنند.
بازاریابان می خواهند از واکنش بازدید کننده سایت مطلع باشند. باتوجه به فناوری حال حاضر، تقریبا غیرممکن است که به طور کامل از واکنش احساسی ( حسی که بازدیدکننده ) به سایت دارد و همچنین اثر سایت بر نام تجاری شرکت مطلع شد.یکی از راههای بدست آوردن این اطلاعات محاسبه سیتیار CTR است.سیتیار CTR اقدامی است برای محاسبه نسبت بازدید کنندههایی تبلیغ را مشاهده کردن به بازدیدکنندههایی که بعد از دیدن آن تبلیغ به صفحه دیگری هدایت شدهاند که در آن شاید یک آیتم برای خرید و یا کسب اطلاعات بیشتر در مورد آن محصول و یا خدمات باشد.
فرمول محاسبه سیتیار
سیتیار تعداد دفعات کلیک بر روی تبلیغات تقسیم بر کل دفعات دیده شده:
سیتیار = تعداد مشاهده ÷ تعداد کلیک
سیتیار تبلیغات آنلاین
سیتیار تبلیغات ، یک فاکتور ارزش بندی تعداد کلیک روی تبلیغات تقسیم بر تعداد دفعات دیده شدن تبلیغ بیان شده و بیشتر اوقات مقدار سیتیار بر حسب درصد اعلام می شود.برای مثال ، اگر یک بنر تبلیغاتی ۱۰۰ بار دیده شده باشد و فقط یکبار روی آن کلیک شده است، پس سیتیار این تبلیغ یک درصد هست.

سیتیار بنرهای تبلیغاتی درطول زمان کاهش می یابد.وقتی یک بنر تبلیغاتی به نمایش در میآید، غیر طبیعی نیست اگر سیتیار آن بیشتر از ۵ درصد باشد.بعد از مدتی این میزان کاهش یافته و بطور میانگین به ۰.۳ یا ۰.۲ درصد میرسد.در اکثر موارد، ۲ درصد سیتیار یک مقدار موفقیت آمیز محسوب میشود، هر چند مقدار دقیق سیتیار موفق مورد بحث هست و هنوز مقدار دقیقی تعیین نشده است و نسبت به شرایط متفاوت خواهد بود.مقدار میانگین سیتیار ۳ درصد در سال ۱۹۹۰ به مقدار ۰.۴-۲.۴ درصد در سال ۲۰۰۲ کاهش یافته است.تبلیغات به طور معمول برای دریافت درصد بالاتر سیتیار هستند، اما داشتن تعداد کلیک بالا اما تعداد کم فروش محصول یک تبلیغ نامطلوب است.اما با انتخاب سایتهای تبلیغاتی مناسب با نزدیکی موضوع خوب، (به عنوان مثال، مجله فیلم برای تبلیغات فیلم) همان بنر می تواند سیتیار بالاتر و مطلوبتری را ایجاد کند.
هر چند آگهی های شخصی ، در فرمت های غیرمعمول و غیر استاندارد و مزاحم نرخ سیتیار بیشتری نسبت به از بنرهای استاندارد دارند، اما اغلب بینندگان از مشاهده آنها اجتناب می کنند(پنجره را می بندند).
سیتیار ایمیل
سیتیار ایمیل به تعداد گیرندگان ایمیل که بر روی یک یا چند لینک کلیک خواهند کرد و به سات ، بلاگ یا دیگر مقصدها هدایت میشوند گفته می شود.به طور سادهتر، ایمیل سیتیار به تعداد کلیک گفته میشود که توسط ایمیل ایجاد میشود.
ایمیل سیتیار، به صورت درصد بیان میشود و حاصل تقسیم تعداد کلیکها تقسیم بر تعداد ایمیلهای (از پیش مشخص شده) ارسال شده (و توسط گیرنده دریافت شده )است.
منبع: CTR چیست؟
پنج شنبه 23/8/1392 - 9:5
دعا و زیارت
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
اثبات وجود خدا
فهرست مطالب:
برهان نظم
بدون شک، برهان نظم یکی از متداولترین براهینی است که برای وجود خدا اقامه شده است. این برهان نیز همانند بعضی از براهین اثبات وجود خدا،
تاریخی به بلندی عمر انسانها دارد. آدمیان از دیرباز با مشاهدة
پدیدههای منظم و هماهنگ به این فکر میافتادند که این نظم و
هماهنگی در میان موجودات، معلول چیست. آیا خود اجزا با همکاری یکدیگر
این نظم را پدید آوردهاند؟ یا این که ناظمی حکیم و مدبر، آنها را
چنین، منظم کرده است؟ انسان بر اثر تأمل و تعمق در ساختار موجودات،
به این نتیجه میرسد که ناظمی حکیم، چنین ساختار منظمی را پدید
آورده است و به تعبیری این مجموعههای منظم، نشانههای تدبیری
است که ما را به خدا رهنمون میکند.
امام علی در این زمینه می فرماید:
خداوند با نشانههای تدبیر که در آفریدگانش دیده میشود، بر عقلها آشکار شده است.
برهان نظم را میتوان چنین بازگفت:
مقدمه اول: عالم طبیعت، پدیدهای منظم است؛ یا این که در عالم طبیعت، پدیدههای منظم وجود دارد؛
مقدمه دوم: براساس بداهت عقلی، هر نظمی از ناظم حکیم و با شعوری برخاسته است
که براساس آگاهی و علم خویش، اجزای پدیده منظم را با هماهنگی و
آرایش خاصی برای وصول به هدف مشخصی در کنار هم نهاده و آن را
براساس طرح حکیمانهای منظم ساخته است.
بنابراین عالم طبیعت که پدیدهای است منظم، ناظم حکیم و با شعوری آن را تدبیر کرده است.
نشانه های این برهان در سخنان بزرگان اسلام و در کتاب قرآن وجود دارد برای نمونه:
قرآن
در آیات بسیاری، از جمله آیة زیر، به موارد نظم در آسمانها و زمین
و خلقت انسانها و جنبندگان اشاره میکند و آنها را نشانههایی برای
ناظم حکیم میشناساند:
«بهراستی در آسمانها و زمین، برای
مؤمنان نشانههایی است و در آفرینش خودتان و آنچه از [انواع]
جنبندگان پراکنده میگرداند، برای مردمی که یقین دارند، نشانههایی
است و [نیز در] پیاپی آمدن شب و روز و آنچه خدا از روزی از آسمان
فرود آورده و به [وسیله] آن زمین را پس از مرگش زنده گردانیده
است و [همچنین در] گردش بادها [به هر سو] برای مردمی که میاندیشند
نشانههایی است. این [ها]است آیات خدا که بهراستی آن را بر تو
میخوانیم. پس، بعد از خدا و نشانههای او به کدام سخن خواهند گروید.»
امام علی:
در
اتقان صنع، نشانهای کافی بر خداوند است و در ترکیب طبیعت [اشیأ]
دلیل کافی بر او وجود دارد و در حدوث خلقت برهان کافی بر قدیم
بودن او و در استحکام صنع مخلوقات عبرتی است کافی برای شناخت او.
آثار
حکمت خدا در آفریدههای بدیعش هویدا است و آنچه آفریده حجت و
دلیلی بر وجود او است و همه منتسب به او هستند. هرچند بهظاهر
مخلوقی خاموشند، دلیل گویا بر تدبیر ذات پاک او هستند.آیا به
خُردترین چیز که آفریده، نمینگرند که چنان آفرینش او را استوار
داشته و ترکیب آن را برقرار؛ آن را شنوایی و بینایی بخشیده و
برایش استخوان و پوست آفریده. بنگرید به مورچه که جُثه او کوچک و
پیکرش لطیف و زیبا است.
یکی از راههای شناخت خدا،
تأمل در آثار صنع و حکمت خداوند است، نظم شگفتانگیزِ آفریدگان
میتوان دستِ توانای خداوند را که ناظم جهان است، دید. اینک به
توضیح مفهوم نظم، و ویژگیهای آن و تقریرهای مختلف این برهان
میپردازیم.
نظم را بر حسب غایت و نتیجه، میتوان به سه نوع تقسیم کرد:
نظم
زیباشناختی: اگر گروهی از عناصر و اجزا به شیوة خاص کنار هم قرار
گیرند که درک و مشاهدة آنها لذتبخش باشد، یا سبب حیرت و شگفتی
انسان شود، آن را نظم زیباشناختی گویند؛ مانند مشاهدة تابلو نقاشی
یا ترغیب به اعتقاد به وجود خدا از طریق بررسی آسمان پر ستاره و
زیبا.
نظم علی: اگر عناصر خاصی در یک تقارن زمانی و مکانی رخ دهند، ما میتوانیم از نظم علی سخن بگوییم.
نظم
غایی: ساختارهایی که برای ایجاد یک نتیجة مشخص و با ارزش هماهنگ
شدهاند، نظم غایی دارند. نمونة نظم غایی، موجودات زنده یا مصنوعات
بشری است.
همچنین نظم را به این اعتبار که پیوند و ارتباط
بین اشیای مختلف، لازمه و شرط پیدایش مفهوم نظم است، به سه نوع،
تقسیم میکنند:
یک: نظم اعتباری: این گونه از نظم، تابع قرار داد
اعتبار کنندگان است و در حالات مختلف، متفاوت است؛ مانند نظم کتابها
در کتابخانه که براساس الگوی خاصی، چینش شدهاند.
دو: نظم صناعی:
این نوع از نظم براساس قوانین علمی و به هدف خاصی بهدست انسان
برقرار میگردد؛ مانند نظم حاکم بر ساعت، کامپیوتر، هواپیما و ...
سه:
نظم طبیعی: مانند نظم در بدن انسان و گیاهان و جانوران و ... این
نوع از نظم معلول ارتباط و ترتیب طبیعی و تکوینی حاکم بر اجزای
یک پدیده طبیعی است، نه ناشی از چینش قرار دادی یا صناعی اجزا.
اگر در مجموعههای منظم دقت شود، آشکار میگردد که دو عنصر اصلی سازندة مفهوم نظم، عبارتند از:
الف. طراحی و برنامهریزی دقیق؛
ب. هدفمندی.
اگر مجموعهای، فاقد یکی از این عناصر باشد، منظم نخواهد بود.
ویژگیهای برهان نظم:
برهان نظم بر دو مقدمه استوار است: نخستین آن حسی است، و دیگری عقلی است.
مقدمة حسی: آدمیان به راهنمایی حس خود، پدیدههایی را مییابند که همگی مقهور نظم و انسجامی شگفتند.
مقدمة عقلی: به حکم عقل، هر پدیدة نظاممند و منسجم، مخلوق و مصنوع ناظمی حکیم و ذیشعور است.
هر یک از این دو مقدمه در سخنان امام علی وجود دارد:
آیا بنایی هست که سازنده نداشته باشد.
آثار
شتر بر شتر دلالت میکند، و آثار درازگوش بر درازگوش و آثار قدم بر
رهگذر. پس ساختار آسمانی با این لطافت و مرکز زمینی با این غلظت،
چگونه دلالت بر لطیف خیبر و آگاه نکند.
برهان نظم نیاز به
اثبات ندارد. همین اندازه که بعضی از موجودات پیرامون خود را - و
یا حداقل وجود خود را منظم یافتیم، برای نتیجهگیری کافی است.
ای
انسان آفریده و آراسته که در ارحام تاریک و پردههای بسیار محافظت
شدی! از گل خالص آغازیدی و در قرارگاه استواری تا زمان معین جا
داده شدی. در شکم مادر مضطربانه میجنبیدی؛ نه سخنی را پاسخ
میگفتی و نه آوازی را میشنیدی. سپس از قرارگاهت به سرایی
انداخته شدی که ندیده بودی و راههای منفعتش را نمیشناختی. چه
کسی تو را به مکیدن شیر از پستان مادرت راهنمایی کرد؟
دلیل اثبات وجود خدا چیست؟
1-برهان امکان، یا برهان «امکان و وجوب».
این برهان از چهار مقدمه یقینی تشکیل می یابد:
الف)
هیچ ممکن الوجودی ذاتاً ضرورت وجود ندارد، یعنی هنگامی که عقل، ماهیتش را
در نظر می گیرد، آن را نسبت به وجود و عدم، یکسان می بیند و صرف نظر از
وجود علت، ضرورتی برای وجود آن نمی بیند.
این مقدمه، بدیهی و بی نیاز
از اثبات است. زیرا محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع به دست می آید و فرض
ممکن الوجود بودن عیناً فرض نداشتن ضرورت وجود است.
ب) هیچ موجودی بدون
وصف ضرورت، تحقق نمی یابد، یعنی تا هنگامی که همه راه های عدم به روی آن
مسدود نشود، به وجود نمی آید، و به قول فلاسفه «الشیء ما لم یجب لم یوجد».
به دیگر سخن: موجود یا ذاتاً واجب الوجود است و خود به خود ضرورت وجود
دارد و یا ممکن الوجود است، و چنین موجودی تنها در صورتی تحقق می یابد که
علتی آن را ایجاب کند و وجود آن را به سر حدّ ضرورت برساند، یعنی به گونه
ای شود که امکان عدم نداشته باشد. این مقدمه هم یقینی و غیر قابل تشکیک
است.
ج) هنگامی که وصف ضرورت، مقتضای ذات موجودی نبود، ناچار از ناحیه
موجود دیگری به آن می رسد، یعنی علت تامه، وجود معلول را ضرورت بالغیر می
سازد.
این مقدمه نیز بدیهی و غیر قابل تردید است، زیرا هر وصفی از دو
حال، خارج نیست: یا بالذات است و یا بالغیر. هنگامی که بالذات نبود، ناچار
بالغیر خواهد بود. پس وصف ضرورت هم که لازمه هر وجودی است، اگر بالذات
نباشد، ناچار در پرتو موجود دیگری حاصل میشود که آن را علت می نامند.
د)
دور و تسلسل در علل محال است. این مقدمه هم یقینی است، زیرا دور و تسلسل
برگشت به اجتماع نقیضین می نماید و محال بودن اجتماع نقیضین بدیهی است.
با
توجه به این مقدّمات یقینی، برهان امکان به این صورت تقریر میشود:
موجودات جهان، همگی با وصف ضرورت بالغیر، موجود می شوند، زیرا از یک سو
ممکن الوجود هستند و ذاتاً وصف ضرورت را ندارند (مقدمة اوّل) و از سوی
دیگر، هیچ موجودی بدون وصف ضرورت تحقق نمی یابد (مقدمه دوم) پس ناچار،
دارای وصف ضرورت بالغیر میباشند و وجود هر یک از آنها به وسیلة علتی
ایجاب میشود (مقدمه سوم).
اکنون اگر فرض کنیم که وجود آنها به وسیله
یک دیگر ضرورت می یابد، لازمه اش دَوْر در علل است و اگر فرض کنیم که
سلسلة علل،تا بی نهایت پیش می رود، لازمه اش تسلسل است و هر دوی آنها
باطل و محال میباشد(مقدمه چهارم) پس ناچار باید بپذیریم که در رأس سلسله
علت ها موجودی است که خود به خود ضرورت وجود دارد، یعنی واجب الوجود است.
این
برهان را به صورت دیگری نیز می توان تقریر کرد که نیازی به مقدمه چهارم
(ابطال دور و تسلسل) نداشته باشد، و آن این که: مجموعه ممکنات به هر صورت
که فرض شود، بدون وجود واجب الوجود بالذات، ضرورتی در آنها تحقق نمی
یابد، در نتیجه، هیچ یک از آنها موجود نمی شود، زیرا هیچ کدام از آنها
خود به خود دارای ضرورتی نیستند تا دیگری در پرتو آن ضرورت یابد.
به دیگر سخن: ضرورت وجود در هر ممکن الوجودی ضرورتی عاریتی است و تا ضرورتی بالذات نباشد، جایی برای ضرورت های عاریتی نخواهد بود.
برهان تقدّم:
علت،
تقدّم وجودی دارد بر معلول (نه تقدّم زمانی). معلول با این که هم زمان با
علت است و از این نظر تقدّم و تأخری در کار نیست، در مرحله و مرتبه بعد از
علت قرار گرفته و مشروط به وجود علت است، بر خلاف علت که مشروط به وجود
معلول نیست، یعنی درباره معلول صادق است: «تا علت وجود پیدا نکند، او وجود
پیدا نمیکند» اما درباره علت صادق نیست که: «تا معلول وجود پیدا نکند، او
وجود پیدا نمی کند». کلمه «تا» مفید مفهوم شرطیّت و مشروطیّت و تقدّم ذاتی
است.
مثال: فرض میکنیم گروهی می خواهند در امری، مثلاً حمله به دشمن،
اقدام کنند اما هیچ یک از آنها حاضر نیست پیش قدم شود و حتی حاضر نیست هم
قدم باشد. به سراغ هر کدام که می رویم، میگوید «تا» فلان شخص حمله نکند،
من حمله نخواهم کرد. شخص دوم همین را نسبت به شخص سوم میگوید و شخص سوم
نسبت به شخص چهارم و همین طور... یک نفر پیدا نمی شود که بلا شرط حمله
کند. آیا ممکن است در چنین وضعی حمله صورت گیرد؟ البته نه، زیرا حمله ها
مشروط است به حمله دیگر، حمله غیر مشروط وجود ندارد و حمله های مشروط که
سلسله را تشکیل می دهند، بدون شرط، وجود پیدا نمی کنند، نتیجه این است که
هیچ اقدامی صورت نمی گیرد.
اگر سلسله ای غیر متناهی از علل و معلولات
فرض کنیم، چون همه ممکن الوجود می باشند، وجود هر کدام مشروط بر وجود
دیگری است که آن دیگری نیز به نوبه خود مشروط به دیگری است، تمام آنها به
زبان حال میگویند «تا» آن یکی دیگر وجود پیدا نکند، ما وجود پیدا
نخواهیم کرد، و چون این زبان حال، زبان همه است، بلا استثنا، پس همه یک جا
مشروط هایی هستند که شرط شان وجود ندارد، پس هیچ یک وجود پیدا نخواهد کرد.
از
طرف دیگر چون می بینیم موجوداتی در عالَم هستی وجود دارد، پس ناچار واجب
بالذات و علت غیر معلول و شرط غیر مشروطی در نظام هستی هست که اینها وجود
پیدا کرده اند.
برهان تجربی (دلیل علمی )
مهم
ترین دلایل علمی برای اثبات وجود خدا ، آن دلایلی است که از راه نظم موجود
در طبیعت و موجودات طبیعی می توان به وجود خداوند حکیم و مدبر رسید . تمام
رشته های علوم ثابت می کند که در دنیا نظام معجزه آسایی وجود دارد که اساس
آن ،قوانین وسنن ثابت و غیر قابل انکار جهان هستی است. تلاش و کوشش
دانشمندان و احاطه به این قوانین ،امکان می دهد که بشر از راز هستی پرده
برداری کند که در این مختصر فقط به یک استدلال ساده از پرفسور ادموند کارل
کورنفلد استاد و محقق شیمی لاستیک و داروهای ترکیبی آلی و تکامل شیمی آلی
میآوریم؛ «پرفسور ادوین کانلین زیستشناس دانشگاه پرینستون غالبا میگفت:
«احتمال پیدایش زندگی از تصادفات به همان اندازه است که در نتیجه حدوث
انفجاری در یک چاپخانه، یک کتاب قطور لغت بوجود آید» من این بیان را بدون
قید و شرط تأیید میکنم. من عقیده راسخ دارم که خدایی وجود دارد که جهان را
خلق کرده و از آن نگهداری میکند... من خدا را خدایی (میدانم) که تمام کتب
آسمانی از سوی وی نازل شده ودر آن کتاب خود را به عنوان خالق و صانع جهان
به بشر شناسانده و راه مستقیم حقیقت را به او نشان داده است... من اجازه
میخواهم تا از چگونگی تأثیر شیمی آلی که در تقویت ایمان من بسیار مؤثر
افتاده شمهای بیان کنم. ما وجود یک حکمت عالیه را برای خلقت طبیعت قبول
میکنیم، والا باید بگوئیم که این جهان و طبیعت که ما آن را ادراک میکنیم،
فقط و فقط در نتیجه تصادف بوجود آمده است. برای کسی که شگفتیها و رموز و
نظم و ترتیب شیمی آلی را مخصوصا در اجسام زنده دیده است، تصور به وجود
آمدن جهان در نتیجه تصادف بسیار دشوار و محال است. هر قدر ما ساختمان ذره
را بیشتر مطالعه میکنیم و واکنشهای این ذرات را بیشتر زیر نظر قرار
میدهیم به همان اندازه روشنتر درمییابیم که یک عقل کل نقشه عالم طبیعت را
طرح و با اراده و مشیت خود آن را خلق کرده است. این فکر نتیجه تجربه شخصی
من است و غالب اوقات که در آزمایشگاه، میان اجسام بینهایت کوچک و فعل و
انفعالات پیچیده و عجیب آنها کار میکنم، فکر عظمت و حکمت عالیه آفریدگار
مرا مبهوت و متحیر میسازد.
فعل و انفعالات سلول حیوانی به قدری عجیب و
پیچیده است که اگر کوچکترین انحرافی در آنها روی دهد باعث بیماری حیوان
میشود. واقعا عجیب است که سازمانی به پیچیدگی یک سلول حیوانی بتواند
خودبخود به حیات و فعالیت خویش ادامه دهد. برای این کار حتما وجود
پروردگار فوقالعاده حکیمی ضرورت دارد. من هر قدر بیشتر در آزمایشگاهها به
کار تجربی میپردازم، ایمانم راسختر و محکمتر میشود و نسبت به فکر و حال
بعضی از همکاران بیدین خودم، در هر نقطه جهان که باشند، بیشتر میاندیشم.
وضع آنها در نظر من معمایی شده است که چگونه با مشاهده این همه دلیل بارز،
باز نمیخواهند به وجود صانع اقرار کنند. در حالیکه یک ماشین ساده ساخت
بشری طراح و سازندهای لازم دارد، چگونه ممکن است موجوداتی که هزاران
مرتبه پیچیدهتر و عجیبتر از آنند، صانعی نداشته باشند.» (1)
سخنان
این دانشمند ، مربوط به برهان نظم است که به طورخلاصه نمی تواند یک مجموعه
منظم حتی یک موجود بسیار کوچک به صورت تصادف و اتفاق به وجود آید ، بلکه
به سازنده و خالق حکیم و دانا تعلق دارد و پذیرش تصادف در خلقت آن قدر بی
دلیل است که مانند پذیرش به وجود آمدن یک کتاب فلسفی و عملی دقیق با
انفجار یک کارخانه چاپ کتاب.
برای توضیح بیشنر ، به کتاب اثبات وجود خدا به قلم چهل تن از دانشمندان تالیف جان کلوور ترجمه احمد آرام مراجعه فرمایید.
آیا خدایی هست؟
آیا خدا وجود دارد؟ در اینجا دلایل صریح و واضح وجود دارد تا باور كنید خدا واقعاً آنجاست.
به نوشتة مارلین آدامسون
آیا
مایل نیستید برای یك بار هم كه شده كسی شواهد و مداركی را كه دال بر وجود
خداوند است به شما نشان دهد؟ بدون اینكه دستان خود را پیچ و تاب داده و یا
اظهاراتی از این قبیل رابیان كند كه: «تو لاجرم مجبور هستی باور كنی.» این
مقاله تلاشی خالصانه است تا از طریق ارائة دلایلی چند، وجود خدا را ثابت
نماید.
ابتدا این را در نظر داشته باشید كه اگر كسی حتی امكان وجود
خدا را نیز نپذیرد و با این موضوع مخالفت كند، در این صورت هر دلیلی كه
ارائه شود، آن را توجیه كرده و با تعبیر و توضیحی آن را مردود خواهد شمرد.
درست شبیه این میماند كه كسی كلاً نپذیرد كه انسان توانسته است بر روی كرة
ماه قدم بزند. در این صورت هیچ فرقی نمیكند كه دربارة این موضوع چه مقدار
اطلاعات به او داده شود؛ طرز فكر او تغییر نخواهد كرد. اگر به این شخص
عكسهای مستندی از فضانوردان نشان داده شود كه در حال راه رفتن بر روی كرة
ماه هستند، و یا مصاحبه هایی را كه با فضانوردان شده است به او نشان دهند
و یا حتی سنگهایی را كه از سطح كرة ماه جمع آوری شده ببیند، تمامی این
شواهد و مدارك برای چنین شخصی بی ارزش خواهد بود. زیرا كه او قبلاً این
نتیجه گیری را كرده است كه انسان قادر نیست به كرة ماه برود.
وقتی كه
صحبت از امكان وجود خداوند پیش می آید، كتاب مقدس میفرماید كه هستند
مردمانی كه به اندازه كافی شواهد و مدارك قانع كننده را دیده اند اما
حقیقت وجود خدا را زیر پا گذاشته اند. (رومیان 1 : 19 - 21) از طرف دیگر
كتاب مقدس دربارة كسانی كه مایلند بدانند كه آیا خدا واقعاً وجود دارد،
میفرماید: «و مرا خواهید طلبید و چون مرا به تمامی دل خود جستجونمایید،
مرا خواهید یافت.» (ارمیا 29 : 13 - 14) قبل از اینكه به حقایقی كه وجود
خدا را در بر دارد نگاه كنید، از خودتان بپرسید: اگر خدا وجود دارد، آیا
من میخواهم او را بشناسم؟ اگر این چنین است در این جا دلایلی را مطالعه
خواهید كرد كه میتوانید دربارة آنها تفكر و تعمق كنید...
آیا خدا
وجود دارد؟ پیچیدگی سیارة ما بر یك طراح اندیشمند دلالت دارد كه نه تنها
تعمداً عالم هستی را آفریده، بلكه امروز نیز از آن حمایت و نگهداری میكند.
نمونه های بیشماری را میتوان ارائه نمود كه نشان دهندة طراحی خداوند
است. شاید بتوان گفت كه مثالهایی از این قبیل بی انتها است. در این جا
تعداد معدودی از این نمونه ها را مشاهده خواهید كرد:
كرة زمین...
اندازة آن كاملاً صحیح است. اندازة كرة زمین و هماهنگی و تناسب آن با
نیروی جاذبة زمین باعث میشود كه لایة نازكی كه حاوی گازهای نیتروژن و
اكسیژن است، در فاصلة تقریباً 50 مایلی سطح كرة زمین قرار گیرد. اگر
اندازة كرة زمین همانند سیارة عطارد كوچكتر بود، وجود جو یا اتمسفر در
پیرامون كرة زمین غیرممكن میشد. اگر اندازة كرة زمین همانند سیاره مشتری
بزرگتر بود، در این صورت اتمُسفر تنها حاوی هیدروژن آزاد می بود. (برگرفته
از مقاله ای به قلم آر. ای. دی. كلارك، مجله آفرینش، انتشارات تیندل،
لندن، 1946، صفحة 20)
کره زمین تنها سیارة شناخته شدهای است كه مجهز
به جو یا اتمسفر حاوی تركیب مناسبی از گازها میباشد و قادر است حیات
گیاهان كرة ، جانوران و انسان را حفظ كند.
كرة زمین در فاصلة مناسبی
از خورشید قرار گرفته است. نوسانات دمای هوا را كه با آن مواجه هستیم و
چیزی در حدود 30- درجه تا 120+ درجه است را در نظر بگیرید. اگر كرة زمین
از خورشید دورتر بود همة ما یخ میزدیم. از طرفی اگر نزدیكتر به خورشید
بود، همة ما میسوختیم. اگر كوچكترین تغییری در موقعیت كرة زمین نسبت به
خورشید وجود داشت، زندگی بر روی كرة زمین ناممكن میشد. در حالی كه كرة
زمین با سرعت 67000 مایل در ساعت به دور خورشید میگردد، در عین حال فاصله
مطلوب خود را نیز از خورشید حفظ میكند... كرة زمین دور محور خود نیز
میگردد و با این عمل این امكان را به وجود می آورد كه تمامی سطح كرة زمین
هر روز به طور مناسب گرم و خنك شود.
كرة ماه نیز با در نظر گرفتن
نیروی جاذبه ای كه دارد، در اندازة درست و در فاصلة صحیح از كرة زمین قرار
گرفته است. كرة ماه باعث ایجاد جزر و مد و حركات مهمی در اقیانوسها میشود
كه در نتیجة این حركات آب اقیانوسها راكد و ساكن نمی ماند و در عین حال از
سرازیر شدن آب حجیم اقیانوسها به قاره ها نیز جلوگیری میشود. (برگرفته از:
شگفتیهای خلقت خداوند، انجمن علوم مودی، شیكاگو، ایلینوی)
آب...
بیرنگ، بی بو و بدون طعم است. لیكن هیچ موجود زنده ای بدون آن قادر به
ادامة حیات نیست. بیشترین قسمت گیاهان، حیوانات و انسانها را آب تشكیل
میدهد (تقریباً دو سوم از بدن انسان از آب تشكیل شده است). در اینجا
خواهید دید كه چرا ویژگیهای آب، منحصراً برای حیات جانداران مناسب است:
آب
دارای نقطة جوش و نقطة انجماد بسیار بالایی است. آب به ما این امكان را
میدهد كه در محیطی كه دمای هوا نوسانات متغیری دارد زندگی كنیم و آب باعث
میشود بدن ما دمای 37 درجة خود را حفظ كند.
آب حلالی جامع میباشد.
این خاصیت آب باعث میگردد كه هزاران نوع مواد شیمیایی مانند مواد معدنی و
مغذی به تمامی قسمتهای مختلف بدن ما برسد و حتی در كوچكترین رگهای خونی ما
نیز جریان پیدا كند.
همچنین آب از لحاظ شیمیایی خنثی است. آب قادر
است غذا، داروها و مواد معدنی را حمل كند تا در بدن جذب شده و مورد
استفاده قرار گیرند بدون اینكه در تركیب ماده اصلی تغییری ایجاد نماید.
آب
دارای خاصیت منحصر به فردی است، یعنی تمایل به كشش به سمت بالا را دارد.
به خاطر این خاصیت، آب این قابلیت را دارد كه در گیاهان، علیرغم وجود
نیروی جاذبة زمین به سمت بالا حركت كند و آب و مواد مغذی حیات بخش مورد
نیاز برای گیاهان را حتی در بلندترین درختان نیز فراهم سازد.
در
زمستان آب از سطح به سمت پایین یخ میزند و قابلیت آن را دارد تا شناور
شود، بنابراین ماهیان میتوانند در فصل زمستان زنده بمانند. نود و هفت درصد
از آبهای كرة زمین را اقیانوسها تشكیل میدهند. بر روی كرة ما سیستمی طراحی
شده است كه نمك را از آب اقیانوسها جدا كرده و آب عاری از نمك را در تمامی
نقاط كرة زمین تقسیم میكند. با تبخیر آب اقیانوسها، نمك آن باقی مانده و
ابرها تشكیل میشوند. باد قادر است تا به راحتی ابرها را پراكنده ساخته و
در نتیجه آب در تمامی نقاط كرة زمین برای مصرف گیاهان، حیوانات و انسان
مهیا میشود. این یك سیستم پالایش و تامین كننده آب است كه به صورت چرخه
عمل كرده و آب لازم برای بقای حیات بر روی كرة زمین را به طور مداوم قابل
استفاده میسازد.
مغز انسان... همزمان و در آن واحد حجم شگفت انگیزی
از اطلاعات را دریافت میكند. مغز شما قادر است اطلاعاتی از قبیل رنگها و
اشیائی را كه میبینید، دمای محیط اطراف، مقدار فشاری كه پای شما بر زمین
وارد میكند، صداهای پیرامونتان، احساس خشكی دهانتان و حتی نوع جنس صفحة
كلید كامپیوترتان را دریافت كند. مغز شما محل تجمع و دریافت تمامی
احساسات، افكار و خاطرات شما میباشد. مغز شما در آن واحد مراقب و پیگیر
اعمال دیگری نیز هست كه در بدن شما در حال انجام گرفتن است، مانند الگوی
تنفسی، حركات پلك، گرسنگی و حركات ماهیچه های دستان شما.
مغز انسان
میتواند در هر ثانیه بیش از یك میلیون پیام را دریافت كند. مغز شما تمامی
داده ها را سنجیده و پیامهایی كه از اهمیت چندانی برخوردار نیستد را تصفیه
میكند. در نتیجة عمل غربال اطلاعات و دادهها، برای شما این امكان به وجود
می آید كه در دنیای خود بتوانید تمركز كرده و عملكردی موثر داشته باشید.
عملكرد مغز انسان با دیگر اعضای بدن تفاوت دارد. مغز انسان دارای هوش و
فراستی است كه میتواند استدلال كند، احساس كند، خواب ببیند و نقشه بكشد و
قادر است با دیگران گفتگو كند.
چشم... قادر است هفت میلیون رنگ را از
یكدیگر تشخیص دهد. دارای قابلیت تمركز خودكار است و میتواند همزمان با
مقدار غیر قابل تصور 5/1 میلیون پیام سر و كار داشته باشد. (هیو داوسون،
فلسفه چشم، چاپ پنجم؛ نیویورك: مك گروهیل، 1991)
آیا خدا وجود دارد؟ عالم هستی به وسیله قوانین یك شكل طبیعی عمل میكند. چرا اینگونه است؟
شاید
به نظر برسد كه بخش عمدهای از زندگی متغیر میباشد، اما به چیزهایی نگاه
كنید كه میتوانیم یك روز پس از روز دیگر بر روی وقوع آنها حساب كنیم:
جاذبه زمین ثابت است، اگر یك
فنجان قهوه داغ را بر روی پیشخوان
بگذاریم، پس از مدتی سرد خواهد شد، كره زمین در هر 24 ساعت یكبار دور خود
میچرخد،چگونه میتوانیم قوانین طبیعت را كه هرگز تغییر نمیكنند تشخیص دهیم؟
چرا عالم هستی تا این اندازه منظم و قابل اطمینان است؟
حتی دانشمندان
بزرگ نیز معترفند كه این موضوع تا چه اندازه عجیب است. هیچ نیاز و ضرورت
منطقی وجود ندارد كه یك جهان هستی از این قوانین پیروی كند، چه رسد به
اینكه نسبت به
قوانین ریاضی نیز وفادار بماند. این شگفتی از آنجا
سرچشمه میگیرد كه هیچ الزامی وجود ندارد تا جهان هستی اینگونه رفتار
نماید. تصور جهانی كه در آن شرایط موجود به شكل غیر قابل
پیش بینانه
ای لحظه به لحظه تغییر كند، و یا حتی جهانی كه در آن به ناگاه چیزی به
وجود آید و یا از بین برود كار بسیار سادهای است. (دینیش دسوزا، چه چیزی
درباره مسیحیت تا این اندازه عالی است؛ انتشارات رگنری، 2007، فصل 11)
ریچارد
فیمن، برنده جایزه نوبل در الكترودینامیك كوانتومی، گفت: «اینكه چرا طبیعت
وابسته به ریاضیات است یك معماست... این واقعیت كه اصولاً قوانین به هر
نوعی وجود دارند خود یك
نوع معجزه است.» (ریچارد فیمن، «مفهوم همه اینها: افكار یك شهروند دانشمند»، (نیویورك: Basic Books، 1998)، صفحه 43)
آیا خدا وجود دارد؟ كدهای DNA رفتار یك سلول را برنامه ریزی كرده و به آن آگاهی میدهند.
تمامی
دستورالعملها، تعالیم، و آموزشها با قصد و هدفی انجام میگیرند. كسی كه یك
كتاب راهنما مینویسد این كار را به منظور خاصی انجام میدهد. آیا میدانستید
كه در هر یك از سلولهای بدن ما یك كد راهنما با جزئیات كامل وجود دارد كه
شبیه به یك برنامه كامپیوتری بسیار كوچك است؟ شاید بدانید كه یك برنامه
كامپیوتری از تعدادی ارقام صفر و یك نظیر 110010101011000 ساخته شده است.
ترتیب قرار گرفتن این ارقام به كامپیوتر میگوید كه چه بایستی بكند. كد DNA
موجود در هر یك از سلولهای بدن ما بسیار شبیه به این است. DNA از چهار
ماده شیمیایی ساخته شده است كه دانشمندان آنها را به صورت اختصاری A، T، G
و C نامگذاری كرده اند. این مواد شیمیایی در سلول بدن انسان به این شكل
چیده شده اند:
CGTGTGACTCGCTCCTGAT و غیره. در هر سلول انسان تعداد سه میلیارد از این حروف وجود دارد!!
همانطور
كه شما میتوانید تلفن خود را طوری برنامه ریزی كنید تا در مواقع معینی زنگ
بزند، DNA نیز سلول را راهنمایی میكند. DNA برنامه ای است كه حاوی سه
میلیارد حرف میباشد و به سلول دستور میدهد كه چگونه باید عمل كند. این یك
كتاب راهنمای كامل است. (فرانسیس اس. كالینز، مدیر پروژه ژن انسان و
نویسنده كتاب زبان خدا، Free Press، نیویورك، 2006)
چرا این موضوع
تا این اندازه شگفت انگیز است؟ هر كس باید این سوال را از خود بپرسد...
این برنامه اطلاعاتی چگونه سر از سلول انسان در آورد؟ اینها صرفاً مواد
شیمیایی نیستند. اینها مواد شیمیایی هستند كه دستور میدهند و با جزئیات
كامل قانون وضع میكنند و دقیقاً مشخص میسازند بدن شخص چگونه بایستی پرورش
یابد. جایی كه صحبت از این اطلاعات برنامه ریزی شده وجود دارد، دلایل
طبیعی و زیست شناختی قادر به ارائه توضیح نیستند. شما نمیتوانید دستورات و
اطلاعاتی چنین جامع و دقیق را در جایی
بیابید بدون اینكه كسی عمداً آن را ایجاد كرده باشد.
من
این را درك نمیكردم كه چرا موضوع و بحث خداوند تا این حد بر ذهن من سنگینی
كرده و فكرم را مشغول خود ساخته بود. دلیلش این بود كه خدا بر این موضوع
اصرار میورزید. من به این
نتیجه رسیده ام كه خدا میخواهد تا ما او را
بشناسیم. خداوند ما را با این هدف و مقصود خلق كرده است كه او را بشناسیم.
خداوند با شواهدی كه وجودش را ثابت میكند، ما را احاطه
كرده و این
پرسش را درست روبروی ما قرار داده است كه آیا او واقعاً وجود دارد یا خیر.
من قادر نبودم از این فكر كه ممكن است خدا واقعاً وجود داشته باشد خلاصی و
رهایی بیابم. در واقع روزی كه این واقعیت را تصدیق كردم كه خدا وجود دارد،
دعای من اینگونه شروع شد: «خیلی خوب، تو برنده شدی...» ممكن است دلیل
نهفته ای كه باعث میشود منكرین خدا هنگام روبرو شدن با ایمانداران تا این
حد احساس ناراحتی و پریشانی كنند این باشد كه خداوند فعالانه دارد آنها را
تعاقب میكند.
من تنها كسی نیستم كه چنین تجربهای را داشته است.
مالكوم ماگریج كه یك مولف سوسیالیست و فلسفی است، میگوید: «من به نوعی این
تصور و اندیشه را داشتم كه در كنار
تحقیق و جستجویی كه انجام میدادم
كسی در تعقیبم بود.» سی. اس. لوییس میگوید كه به خاطر دارد: « ... شبهای
متوالی زمانی كه فقط یك لحظه ذهنم از كار دور میشد، احساس میكردم كسی كه
به هیچ عنوان مشتاق نبودم ملاقاتش كنم بی امان و پیوسته سعی میكرد به من
نزدیك شود. بالاخره تسلیم شدم و پذیرفتم كه خدا، خداست و زانو زده دعا
كردم: شاید آن شب من در تمام انگلستان محزونترین و بی میل ترین كسی بودم
كه زندگی اش تغییر كرده بود.»
در نتیجه شناخت خدا، لوییس كتابی با
عنوان «متعجب از مسرت و شادی» نوشت. من نیز هیچ توقع و انتظاری جز این
نداشتم كه وجود خدا را آنگونه كه مستحق بود تصدیق كنم. با این حال پس از
گذشت چندین ماه از محبتی كه خدا نسبت به من داشت شگفت زده شدم.
ملاصدرامی گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچیک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کار گشامی شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
نا امیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را ...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلبهایتان را از هر احساس نا روا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها ، ناراستی ها ، نا مردمی ها ...
چنین کنید تا ببینید خدا چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازو یتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند ...
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود ؟؟؟؟؟
جانان هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم
خورشید بر سرو روان دیگر ندیدم در جهان وصفت نگنجد در بیان نامت نیاید در قلم
منبع : http://meystan.mihanblog.com/post/3
سه شنبه 12/5/1389 - 19:54
دعا و زیارت
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
اثبات وجود خدا
فهرست مطالب:
در وجود خداوند متعال هیچ شکی نیست
چگونه خدا را بشناسیم؟
آسانترین راه شناخت خداوند
برهان منطقی اثبات عدم وجود خدا
براهین شهودی اثبات عدم وجود خدا
این موضوع را با چند بیت شعر (از شاعری به نام همای) آغاز می کنیم
پروردگار مست
پروردگار مست
که مست از شراب شد
کار از همان دقیقه ی اول خراب شد
آدم بیافرید که آدم بماند در این جهان
آدم نشد که مایه ی رنج و عذاب شد
صد نقشه ها کشید که با عشق سر کند
اما تمام نقشه های قشنگش نقش بر آب شد
بر وی خرد بداد که داند جهان را کی آفرید
اول بلای خودش گشت خرد،سوال کرد خدا را کی آفرید
تا این سوال نه هزاران سوال بی جواب شد
آیا وجود خدا بدیهی است؟
معمولاً
نظر متکلمین اسلامی این بودهاست که وجود خدا بدیهی است، از نظر بسیاری از
فلاسفه خداباور همچون آکویناس و کانت وجود خدا بدیهی نیست و مسلماً از نظر
فلاسفه ندانمگرا و بیخدا وجود خدا بدیهی نیست. برخی از فلاسفه بیخدا
معتقدند عدم وجود خدا بدیهی است.
وجود چیزی بدیهی است که وجود آن
نیازمند اثبات نباشد. مثلاً اینکه همه اسب ترکمن اسب هستند امری بدیهی
است. برخی از فلاسفه خداباور مانند ملاصدرا، انسلم و دکارت ضمن اذعان به
بداهت وجود خدا به دفاع از براهین اثبات وجود خدا پرداختند و آن را مایه ی
تنبه و توجه بیشتر با این امر بدیهی دانستند.
آیا وجود خدا را میتوان اثبات کرد؟
هر
چند خداباوران معتقدند وجود خدا را میتوان اثبات کرد و برای اثبات وجود
خدا وجود براهینی اقامه میکنند، اما ندانمگرایان و بیخدایان منتقد این
برهانها با دلایلی سعی در غیر موجه نشان دادن وجود خدا را دارند. از طرف
دیگر، ندانمگرایان و خداباوران منتقد براهین اثبات عدم وجود خدا بوده، و
معتقدند این برهانها دارای اشکال هستند و نمیتوانند عدم وجود خدا را
اثبات کنند.
کانت فیلسوف بزرگ و فیلسوفان بزرگی از قبیل : دکارت ،
اسپینوزا ، ارسطو ، ویتگنشتاین ، فرگه (بنیان گذار منطق ریاضی) ،
پلانتینگا ، پوپر و بسیاری دیگر از فلاسفه و دانشمندان بزرگ مانند انشتین
، ادیسون ، هایزنبرگ ، پاسکال، نیوتن و ... .از طرفداران سرسخت وجود خدا
بودند، ومخالف با این دانشمندان و فلاسفة بزرگ ، کسانی مانند کارل مارکس،
ژان پل سارتر، و فریدریش انگلس به وجود خدا اعتقادی نداشتند.
سادهترین راه اثبات وجود خدا چیست؟
سایت شبهه: با توجه اهمیت بحث، لازم است به تمامی نکات ذیل با تأمل و تدبر دقت شود:
الف ـدر وجود خداوند متعال هیچ شکی نیستکه
اثبات بخواهد. اگر کسی با همین چشم سر و ظاهر بینی ساده هم به عالم هستی
نگاه کند، هیچ جایی برای شک او باقی نمینماند. چطور ممکن است کسی که
میداند هیچ چیزی خود به خود به وجود نمیآید و هیچ نظمی، اگر چه به کوچکی
نظم یک اتاق، یک کلاس، یک دستگاه و ... خود به خود و بدون ناظم به وجود
نمیآید، اینک شک کند که آیا نظم عالمانه، حکیمانه و قادرانهی جهان هستی،
خود به خود به وجود آمده است و خالقی و ناظمی علیم، و نگاهدارندهای قادر
و هدایت کنندهای مدبر نداشته است. لذا فرمود:
«...أَ فِی اللَّهِ
شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض ...» (ابراهیم – 10)ترجمه: مگر در
اللهیی که ایجاد کننده و گسترانندهی آسمانها و زمین میباشد شکی هست؟
ب ـ شخصی از امام صادق (ع) پرسید:چگونه خدا را بشناسیم؟ایشان
بدین مضمون فرمودند: شناخت خدا کار شما نیست! سؤال کننده متعجب شد و
پرسید: پس چه؟ فرمود: بر خداوند است که خود را به شما بشناساند. پرسید: پس
تکلیف ما چیست؟ فرمود: به آن شناسایی ایمان بیاورید.توضیح: آن چه انسان
نسبت به آن معرفت کامل پیدا کند (نفوذ علمی پیدا کند)، معلوم است که
کوچکتر از عقل و درک او میباشد که شناسنده توانسته است بر آن احاطهی
علمی پیدا کند. ما حتی یک موجود یا یک فرمول یا یک مفهوم بزرگتر و
عمیقتر از عقل و سطح علمی خود را نمیتوانیم بشناسیم و به علائم و
نشانههای آن اکتفا میکنیم، چه رسد به خداوند متعال.پس بر ما نیست که
برویم و خداوند متعال را بشناسیم، بلکه بر اوست که خود را به ما بشناساند
و او این نیز این کار را کرده است. انسان به هر ذرهای که نگاه کند،
نشانهها و علامتهای خالقی علیم، حکیم و قادر را در آن میبیند. پس کافی
است که چشم خود را نبندد و خود را به جهالت نزند و به آن شناسایی اقرار
کرده و ایمان بیاورد.
ج ـ اما در عین حالآسانترین راه دسترسی به آن شناختی که خداوندخود
عطا فرموده است «فطرت» میباشد. چرا که رجوع به خود بسیار راحتتر،
جامعتر و سریعتر از رجوع به غیر است و دست کم انسان خود را بهتر
میشناسد و به آن چه در وجود خود دارد شک نمیکند. مضاف بر این که فطرت در
همه وجود دارد و قابل تغییر دادن نیز نمیباشد. و بیان فطرت نیز در
انسانهای متفاوت، یکسان است. کافی است انسان حجاب را بردارد. لذا
فرمود:«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی
فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّینُ
الْقَیِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ» (الروم -
30)ترجمه: پس روى خود به سوى دین حنیف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه
خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونگى نیست، این است دین
مستقیم ولى بیشتر مردم نمىدانند.بهترین راه خدا شناسی، همان خود شناسی
است. کسانی که از خود غافل شده و در بیرون به دنبال خدایی میگردند، یا به
نتیجهای نمیرسند و یا بسیار دیر به نتایجی میرسند که آنها را به خود
باز میگرداند. لذا پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) میفرمودند:«من عرف
نفسه فقد عرف ربه» (بحارالانوار, ج 2, ص 32). یعنی: هر کس خود را شناخت،
خدا را شناخته است.فطرت گنجینهای از معلومات و معارفی است که خداوند در
وجود انسان قرار داده است و هر کس میتواند با توجه به فطرت خود به معارف
بسیار و متفاوتی دستیابد. کافی است به آن رجوع کند.یکی از این معارف،
معرفت «عشق» است که بدون نیاز به کسب از بیرون در وجود همگان قرار دارد و
بدون نیاز به تعریف و ترجمه، برای همه شناخته شده است. هر انسانی «عشق» را
در وجود خود مییابد و میداند که عاشق است.حال کافی است که انسان صرف نظر
از مصداقهایی که در بیرون برای تعلق و ابراز عشق مییابد، به درون خود
مراجعه نموده و ببیند که عاشق چیست یا کیست؟اولین معشوق هر انسانی، «هستی»
است. انسان عاشق، هستی، وجود و بودن است. پس عاشق «حی لا یموت» است.عشق
به هستی، یعنی «عشق به کمال». چون هستی همان کمال است و نیستی «نقص کمال»
است. وقتی میگوییم: جهل، یعنی نبود علم – وقتی میگوییم: زشتی، یعنی نبود
زیبایی – وقتی میگوییم: ضعف، یعنی نبودن قوت و قدرت.کافی است از هر
انسانی بپرسید که چه چیزی را دوست دارد؟ اگر دقت کنید هر چه را نام ببرد،
کمال است. مثلاً میگوید: من! هستی، زیبایی، علم، حکمت، قدرت، رأفت،
مهربانی، خشم، گذشت، انتقام، غنا و توانگری، سلامتی و ... را دوست دارم.
اینها همه اسمهای خداوند متعال است، چرا که او هستی و کمال مطلق است.
خداوند حی، جمیل، علیم، حکیم، قادر، رئوف، رحمن، رحیم، قاهر، غفور، منتقم،
غنی، سلیم و ... میباشد. و هیچ کمالی وجود ندارد، مگر آن که تجلی او (اسم
او) باشد. پس انسان فقط عاشق اوست و هر چه را در بیرون نیز عاشق میشود،
چون تجلی معشوق را در او میبیند. مثلاً زیبایی را در یک شخص یا گل و یا
قدرت را در میز و پست یا غنا را در پول میبیند و گمان میکند که این همان
معشوق است!اگر از عاشق بپرسید که آخر علم، آخر زیبایی، آخر غنا ... و
نهایت هستی کجاست؟ پاسخی ندارد جز آن که بگوید: آخری ندارد، چون آخر داشتن
یعنی محدود شدن و محدود شدن یعنی ورود نقص و نیستی. اگر بپرسید: آخر عشق
تو به این کمالات کجاست و حد آن چقدر است؟ باز پاسخ میدهد که چون معشوق
بیحد است، عشق من نیز بیحد است. پس انسان در فطرت خود مییابد که به
صورت مطلق و بیحد، عاشق کمال مطلق و بیحد است. و آن چه بیرون از مصادیق
زیبایی، علم ... و سایر کمالات مییابد، همه تجلی و محدود هستند، پس باید
آن معشوق بیحد، آن هستی مطلق، آن کمال مطلقی که این عاشق اوست، وجود
داشته باشد. و آن همان خداست که به «الله» یا سایر اسامی در لسان قرآن و
نامهای دیگر در سایر زبانها نامیده میشود.در نتیجه بهترین راه اثبات
خدا، فطرت، یعنی رجوع به خود و خود شناسی است. هر کسی در خود مییابد که:
نه خودش خودش را آفریده است و نه دیگری که چون خودش مخلوق است او را
آفریده است، پس او و جهان هستی آفرینندهای دارد که به غیر از عناصر جهان
است.هر کسی با نگاه به جهان هستی و عناصر محدود آن مییابد که خالق باید
به غیر از این عناصر باشد، چون اگر از اینها باشد خود نیز مانند اینها
محدود، ناقص و در نتیجه مخلوق است.و هر کسی در درون خود عشق به هستی و
کمال مطلق را مییابد و میفهمد که هر چه میکند برای رسیدن به کمال است.
پس باید کمالی وجود داشته باشد. و چون حد و حصر نقص است، آن کمال باید بی
حد و حصر و نقص باشد و چون چنین است به وصف نمیآید و چون وجودش همه جا
دیده میشود و در عین حال قابل وصف نیست، انسان از دیدن او و در شناخت او
به «وله – حیرت» میافتد و لذا او را «الله» یعنی معبودی که همه در او در
حیرتاند مینامد.سبحان الله عما یصفون – خدا منزه از آن چیزی است که وصفش
میکنند.
نبودن خدا
برهانهای اثبات نبودن خدا، برهانهایی هستند که برای اثبات وجودنداشتن خدا اقامه شدهاند.
این براهین را به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
1. براهین منطقی اثبات عدم وجود خدا:سعی
در رد وجود خدا از لحاظ متافیزیکی دارند، یعنیمیخواهند نشان دهند که وجود
خدا منطقاً محال است. چنین برهانهایی معمولاً از اصل تناقض سود می جویند.
همچنین سایر براهینی که مبتنی بر مشاهده نیستند را میتوان در رده براهین
منطقی به شمار آورد.
از مهمترین براهین منطقی اثبات عدم وجود خدا می توان از براهین زیر نام برد:
برهان
ناسازگاری صفات الهی: این دسته از براهین تلاش میکنند که نشان دهند میان
صفاتی که برای خدا در نظر گرفته میشود مانندعلیم بودن، قدیر بودن و
ماوراء طبیعی بودن تناقضات و ناسازگاری هایی وجود دارد و بر اساس اصل
تناقض موجودی که در ذاتش تناقض داشته باشد نمی تواند وجود داشته باشد و
ممتنع الوجود است. همچنین در این دسته از براهین گاهی تنها در مورد یک
ویژگی خدا بحثمیشود و سعی میشود نشان داده شود که موجودی با چنین ویژگی
قابل تصور نیست.
ایراد بر امکان قرار گرفتن خدا در یک رابطه عِلی: این
براهین سعی میکند نشان دهند که خدا به دلیل ویژگی هایی که دارد نمیتواند
در یک رابطه علی بهعنوان علت قرار گیرد.
2. براهین شهودی اثبات عدم وجود خدا براهینی
هستند که درستی آنها مبتنی بر شهود یعنی مشاهده است. این براهین از قطعیتی
کمتر نسبت به براهین منطقی برخوردار هستند. در این دسته از براهین اثبات
عدم وجود خدا میتوان از برهانهای زیر نام برد:برهان شر: تلاش میکند نشان
دهد که میان وجود شر و وجود خدا رابطه تناقض برقرار است و از آنجا که شر
وجود دارد خدا نمی تواند وجود داشته باشد.
برهان پنهانی الهی: تلاش
میکند نشان دهد که میان پنهان بودن خدا و وجود او تناقض وجود دارد و از
آنجا که خدا پنهان است نمیتواند وجود داشته باشد.
برهان کیهانشناسی: تلاش میکنند نشان دهند که خدا را نمی توان بهعنوان خالق کائنات تصور کرد.
برهان
اخلاقی: وجود خدا را با برخی از اصول اخلاقی در تناقض می داند. در این
باره بی خدایان می گویند اگر خدا بخشنده و مهربان است چرا بنده هایی دارد
كه از گرسنگی و بی چیزی در فقر و نیستی بسر می برند.
همچنین برخی
بیخدایان نیز معتقدند که عدم وجود خدا را نمیتوان اثبات کرد، اما از طرف
دیگر، زحمت اثبات وجود خدا بر دوش مدعی وجود خداست. این دسته معقدند که
برای باور نداشتن به چیزی لازم نیست که عدم وجود آن ثابت شود. به نظر
آنان، بی شمار چیز موهومی را میتوان نام برد، اما نمیتوان وجودشان را
اثبات کرد. مثلاً قوری چای راسل، هیولای اسپاگتی پرنده و غیره.
وجود خدا
وجود خدا یکی از مهمترین مسائلی است که از دیرباز در فلسفه مورد بحث قرار گرفته است.
یکی از مسائل بسیار اساسی برای آدمی، مسئلة وجود خدا است. اعتقاد و یا عدم اعتقاد به خدا، در زندگی انسان، بسیار نقشآفرین است. اگر کسی به دلیلی، به وجود خدا اعتقاد پیدا کند، تمام اعمال و حرکات او صبغة خاصی به خود میگیرد و اگر هم بیاعتقاد به خدا باشد، باز اعمال او رنگ و بویی دیگر پیدا میکند.
جالب
توجه است که این موضوع بیش از هر موضوع دیگری مورد بحث و مشاجره قرار
گرفته است. آخرین آمار حاکی از آن است که 90 درصد مردم جهان به خدا و یا قدرتی برتر معتقد هستند.
بنابراین انسان باید قبل از هر شناختی به این مسئله بپردازد که آیا واقعاً برای انسان و عالم، خدایی وجود
دارد، یا اینکه انسان و عالم بر اثر صدفه و تصادف پدید آمده، و
آدمی نیز در زندگی هیچ وظیفه و هدفی جز ادامه زندگی و لذت بردن
ندارد. از این رو، امام علی (علیه السلام) توحید و اعتقاد به خدای
یگانه را، حیات و جان نفس و روح میداند نیز از ایشان نقل شده
است که سرلوحه دین، شناخت خدا است؛ آدمی نیز با تمام وجود خود این
دقیقه را در مییابد که شناخت خدا، در درجه نخست اهمیت قرار دارد.
هشت دلیل بر اثبات وجود خدا که حضرت علی به آنها اشاره کرده است
1- برهان معقولیت؛
2- برهان فطرت؛
3- برهان نظم؛
4- برهان علی؛
5- برهان معجزه؛
6- برهان وجوب و امکان (حدوث)
7- برهان فسخ عزائم؛
8- برهان صدیقین.
تقسیم بندی براهین اثبات خدا
براهین فطری.
مستقیماً به اثبات وجود خدا میپردازند:
بر وجود شیء خارجی تکیه نمیکنند بلکه از مفهوم و تعریف خدا، خدا را اثبات میکنند:
براهین وجودی به جز صدیقین.
بر وجود شیای در خارج تکیه میکنند:
با تکیه بر چیزی غیر از خدا، خدا را اثبات میکنند: براهین نظم و غایت شناسی و علی.وجود خدا را با خود خدا اثبات میکنند
: براهین صدیقین.براهین مبتنی بر نظم
برهان نظم
در عالم نظمی وجود دارد که کوچکترین خللی به آن، منجر به نابودی آن میشود. چه چیزی باعث شکافته شدن دانه میشود؟
براهین علی یا برهان علیت
در جهان سلسله ای از روابط علت و معلولی وجود دارد و چون دور و تسلسل محال است باید این سلسله به علت العلل ختم شود.
براهین وجودی یا برهان امکان و وجوب
برهان
امکان و وجوب از استوارترین برهانهای اثبات وجود خدا است و در میان
فلاسفه اسلامی جایگاه بلندی دارد. خلاصه برهان به تقریر طوسی: «اگر موجود
(که در تحقق آن شک نیست) واجبالوجود بالذات باشد، مطلوب ما ثابت است، و
اگر چنین نباشد، مستلزم وجود واجب بالذات است، تا دور و تسلسل لازم نیاید.»
در حدیثی از امام ششم شیعیان با این تقریر آمده:
« چیزی
که نبود، و موجود شدهاست، یا خودش خود را موجود کرده، یا غیر او؛ اگر
خودش خود را موجود کرده باشد، یا در هنگامی که موجود بوده سبب وجود خود
شدهاست، یا هنگامی که نبوده. در صورت اول، به موجود، وجودبخشیدن محال
است. و در صورت دوم باید معدوم، علت وجود شود، و آن هم محال است. و اگر
غیر او، او را به وجود آورده؛ اگر غیر آن مانند آن چیز نبوده و موجود شده،
حکم او حکم همان چیز است. »
وبا اثبات محال بودن تسلسل علل، سلسله باید به واجب الوجودی ختم شود که از واجب الوجود بودن آن سایر صفات اثبات خواهدشد.
براهین اثبات وجود خدا
برهان معقولیت یا احتیاط عقلی:
یکی
از راههای اثبات وجود خدا، معقولیت اعتقاد به او است. زیرا آدمی را
یکی از این دو راه در پیش است: اعتقاد به خدا، عدم اعتقاد به
خدا.
از سویی، هر یک از این دو لوازمی دارد. برای نمونه، کسی که به
خداوند باورمند است، باید بپذیرد که: چون خداوند حکیم است،
انسان
و جهان را بیهوده نیافریده است؛ بلکه از آفرینش آن دو، مقصودی دارد
که همانا هدایت انسان و رساندن او به کمال نهایی خویش
است؛
از این رو پیامبران را برای هدایت او فرستاده است. همچنین پس از
این جهان، جهان دیگری وجود دارد که در آن انسانها کیفر و
پاداش
اعمال خود را میبینند. بدین سان اعتقاد به خدا با اعتقاد به نبوت و
شریعت و معاد توأم میشود. در مقابل، عدم اعتقاد به خدا،
لوازمی دیگر، غیر از آنچه گفته شد، دارد.
حال
اگر اعتقاد به خدا و لوازم آن را - که سعادت ابدی را در پی دارد در
نظر بگیریم و آن را با ناباوری به خدا و لوازم آن بسنجیم، اعتقاد
به
خدا و لوازم آن را معقولتر خواهیم یافت. زیرا در صورت صحت
اعتقاد به خدا، ما از منافع بسیاری برخورداریم و از شقاوت ابدی
اجتناب
ورزیدهایم؛اما اگر معلوم گردد که چنین اعتقادی، خرافه و
ناصواب است، نیز ضرر و زیانی نکردهایم. بنابراین معقول آن است که
اعتقاد به خدا
و لوازم آن را بپذیریم.
چنین استدلالی در سخنان امام علی هست مثل :
«منجم
و طبیب هر دو میگویند که قیامتی وجود ندارد. به آنان میگویم: اگر
قول و عقیدة شما صحیح باشد، ما زیانی نکردهایم، و اگر قول و عقیدة
من صحیح باشد، شما از زیانکاران خواهید بود.»
نمونه ای دیگر در مناظره امام رضا :
«یکی از زنادقه وارد مجلسی شد که امام رضا در آن حضور داشتند.
امام
بدو فرمود: ای مرد اگر اعتقاد شما صحیح باشد - در صورتی که در واقع
چنین نیست آیا ما با شما مساوی نیستیم؟ و نماز و روزه و زکات و اقرار
و تصدیق، زیانی به ما نمیرساند. آن مرد ساکت شد. سپس امام ادامه
دادند: و اگر اعتقاد ما بر حق باشد - که چنین است آیا نصیب شما
هلاکت، و بهرة ما رستگاری نیست؟»
پاسکال، همین استدلال را با نام برهان شرطبندی مطرح کرده است.
به
عقیدة وی، عالم از نظر دینی مبهم است و عقل نمیتواند در نهایت
دربارة وجود خدا حکم کند؛ زیرا در عالم، هم در تأیید وجود خدا و هم در
رد آن شواهدی وجود دارد. از این رو کلاف عالم سردر گم است.
بنابراین آدمی باید زندگی خود را بر سر این که خداوند وجود دارد،
شرط ببندد؛ یعنی به نظر او این که خداوند هست، برگ برندهای است و
آدمی باید زندگی خود را با آن سامان دهد و همواره چنان عمل کند که
گویی - نزد او قضیة بالا درست است. به گمان پاسکال، آنچه انسان در
این شرطبندی از دست میدهد، بسیار ناچیز است؛ ولی میتوان ثابت کرد
که آنچه به دست میآورد، بیاندازه خوب است. پس معقولتر آن است
که در پی اجتناب از احتمال خسران عظیم باشیم؛ زیرا اگر کسی به
خداوند بیاعتقاد باشد، ولی در واقع خدایی وجود داشته باشد، گرفتار
عذاب ابدی خواهد شد.
برهان شرطبندی پاسکال هنوز برای فیلسوفان دین جاذبه دارد و از آن - بهویژه در سالهای اخیر - بسیار دفاع کردهاند.
برهان فطرت:
راههای
اثبات وجود خدا دوگونه است: سیر آفاق و انفس؛ راه آفاق آن است که
از طریق مشاهدة مخلوقات و تدبر در حدوث و امکان و نظم پدیدهها، به
وجود خالق و مدبری دانا و توانا پی برند(فصلت آیه 53).
اما اگر
انسان از راه تأمل در خود پی به وجود خدا برد، و در برابر او که
کمال مطلق است، سر تعظیم فرود آورد، از راه انفس یا فطرت، خدا را
یافته است(روم آیه 30).
امام علی در برخی از سخنانش به این موضوع اشاره کرده است:
پس رسولانش را در میانشان گمارد و پیمبرانش را پیاپی فرستاد تا از آنان بخواهند حق میثاق فطرت را
بگذارند و نعمتی را که فراموششان شده به یادشان آرند و با رساندن
حکم خدا جای عذری برایشان نگذارند. و گنجینههای خود را برایشان
بگشایند.
حمد و سپاس مخصوص خدایی است که حمد خود را به بندگان الهام کرده است و سرشت آنان را با معرفت خود آمیخته است.
همانا،
بهترین چیز که نزدیکیخواهان به خدای سبحان بدان توسل میجویند،
ایمان به خدا و پیامبر و جهاد در راه خدا است که موجب بلندی کلمة
مسلمانی است و یکتا دانستن پروردگار که مقتضای فطرت انسانی است.
خدایا قلبها را با ارادة خود خلق کردهای و عقلها را با معرفت خود سرشتهای.
من بر فطرت مسلمانی زاده شدهام.
بر فطری بودن خداشناسی هم دلیل نقلی و هم دلیل عقلی - فلسفی اقامه کردهاند. نمونههایی از آن دلایل بدین قرار است:
1- دلیل نقلی بر فطری بودن خداشناسی :
از آیات و روایات نیک بر میآید که خداشناسی، فطری است. بدین معنا که ما پیشتر معرفتی نسبت به خداوند
داشتهایم، ولی آن را فراموش کردهایم؛ پیامبران ما را به تأمل در
آفاق و انفس خواندند، تا به شناخت فطری آگاهی پیدا کنیم؛ یعنی
انبیا نگفتند که ای مردم بدانید که خدا وجود دارد، بلکه گفتند: «ای مردم، بدانید که میدانید خدا وجود دارد.»
2- تفسیر فلسفی فطری بودن خداشناسی :
براساس مبانی فلسفی، انسان چنان آفریده شده است که در اعماق قلبش یک رابطة پنهانی با خدا دارد. اگر او قلب و دل خود را اصلاح و زیر و رو کند و به اعماق قلب خود راه بیابد، به این رابطه را بیپرده، خدا را
شهود خواهد کرد. در فلسفه به اثبات رسیده است که معلولی که دارای
مرتبهای از تجرد است، درجهای از علم حضوری نسبت به علت هستیبخش
خود را خواهد داشت. از آنجا که خدا، علتالعلل و خالق تمام مخلوقات از جمله نفس انسانی است، نفس مجرد انسانی مرتبهای از علم حضوری به خداوند را
دارا است؛ هرچند این علم حضوری ناآگاهانه یا نیمهآگاهانه باشد و بر
اثر ضعف و آلودگی قابل تفسیرهای مختلف و نادرست باشد. بنابراین
نفس انسانی، نسبت به علت حقیقی خود - که خداوند است - علم حضوری دارد و میتوان این امر را نوعی معرفت فطری به خدا دانست.
در جهان غرب از برهان فطرت با نام برهان اجماع عام یاد میشود. هرچند که میتوان برهان تجربة دینی را نیز به وجهی به فطرت برگرداند.
سیسرون، سنکا، کلمنت اسکندرانی، هربرت اهل چربری، افلاطونیان کمبریج،
گاسندی، کرونیوس از جمله طرفداران این برهانند.
در سالهای
اخیر شمار بسیاری از متکلمان مشهور کاتولیک و پروتستان از این برهان
حمایت کردهاند. رودلف ایسلر در کتاب خود به نام «فرهنگ مفاهیم
فلسفی» این برهان را در میان دلایل معروف وجود خدا، در ردیف
پنجم اهمیت قرار داده است. پل ادواردز میگوید به نظر میرسد که
این ارزیابی صحیحی از جایگاه این برهان در تاریخ فلسفه باشد. جان
استوارت میل بر آن بود که این برهان در تودة انسانها تأثیر
بیشتری نسبت به براهین که منطقاً کمتر انتقادپذیرند دارد.
برناردو
بویدر وجویس، ادعای دیگری دارند. بویدر در کتاب الهیات طبیعی آن را
برهانی که فینفسه ارزش مطلقی دارد، لحاظ کرده است و میگوید:
«اجماع عام ملل در قبول خدا را
باید ندای عقل عام فرض کرد که دلیل قانعکنندهای در مورد حقیقت
ارائه میدهد. اما او بعداً اعلام کرد که این برهان قطعیت مطلق
ندارد؛ مگر هنگامی که به برهان علت اولی ضمیمه شود. اما
جویس نویسندة قرن بیستم که یکی از کاملترین و واضحترین قرائتها
را از این برهان دارد، بسیار خوشبینتر است. او این برهان را بدون
هیچ شرطی «یک دلیل معتبر بر وجود خدا» محسوب کرده است.»
براهینی که فلاسفه در این باره مطرح کردهاند، در دو گروه تقسیمبندی میشود:
یک: براهینی که در آنها عمومیت اعتقاد به خدا،
شاهدی بر فطری بودن نفس اعتقاد است؛ یا این که لازمه آرمانها و یا
نیازهایی است که آنها غریزی و فطریاند، بنابراین آن اعتقاد باید
درست باشد. به این نوع براهین، تفسیرهای زیستشناختی میگویند.
دو: براهینی که عمومیت اعتقاد به خدا به
انضمام این ادعا که معتقدان برای رسیدن به این عقیده از عقل
بهره گرفتهاند، به عنوان دلیلی بر وجود خدا محسوب میشود. این نوع
براهین را، قیاسهای ذوحدین ضد شکاکیت نیز نامیدهاند، در این جا
به نمونههایی از آنها اشاره میکنیم.
1- تقریر سنکا: ما عادت
داریم که برای اعتقاد عمومی انسانها، اهمیت فراوانی قائل شویم و
این را یک برهان قانعکننده میانگاریم. ما از احساسی که در ضمیر
انسان قرار دارد، استنباط میکنیم که خدایانی وجود دارند و هیچ قوم و ملتی نبوده که آنها را انکار کند؛ هر چند که بسیار دور از قانون و تمدن بودهاند.
2-
تقریر هاج: همة قوا و احساسهای ذهنی و بدنی ما، متعلقات مناسب خود
را دارند. وجود این قوا، وجود آن متعلقات را ایجاب میکند. بنابراین
چشم با ساختاری که دارد، ایجاب میکند که نوری باشد تا دیده شود، و
گوش بدون صوت و صدا، تبیین و درک نخواهد شد، به همین طریق احساس
و میل مذهبی ما، وجود خدا را ایجاب میکند.
3- تقریر جویس: انسانها شیفتة آزادی عملند و از هر موجدی با قدرت برتر متنفرند. اگر تقریباً همة انسانها نسبت به مدبر مطلق خود
یقین کامل دارند. این فقط به خاطر ندای عقل است که بسیار روشن و
قطعی است. همة انسانها چه متمدن و چه غیر متمدن، بهطور یکسان در
این اعتقاد مشترکند که حقایق طبیعت و ندای وجدان، ما را وا میدارد
که وجود خدا را به عنوان حقیقت قطعی تصدیق کنیم. اگر تمامی
انسانها در این نوع اعتقاد در اشتباه باشند مستلزم آن است که عقل
نقصی دارد و این که جستو جوی حقیقت برای انسان بیهوده است. در
آن صورت شکاکیت محض تنها راه چاره خواهد بود. ولی همة ما بر این
امر مصریم که عقل انسان اساساً معتبر است. از آنجا که عقل اساساً
قابل وثوق است، شکاکیت عمومی یک راه بدیل جدی برای پذیرش حکم وجود خدا نیست. بنابراین اعتقاد به وجود خدا درست است.
ادامه دارد...
منبع مطلب :
سه شنبه 12/5/1389 - 19:42
موبایل
:: ساخت دامین رایگان TK ::
می خوام یه آموزش كوچولو درباره ساخت دامنه رایگان بدم . قبل از اون بهتره به این مطلب توجه كنید! اگه وبلاگتون تو یه سرویس دهنده رایگان مثل Persianblog یا Blogsky یا هر چیز دیگه ای هست ، بهتره از این كار صرف نظر كنین چون google دیگه مطالبتون رو پیدا نمی كنه ( ارزش سایت شما با TK سنجیده میشه و هیچ لینكی به وبلاگ اصلی تون داده نشده )
ولی اگه باز هم میخواین از TK و امثال اون استفاده كنید ، ادامه داستان رو بخونید
اول از همه برید به سایت dot وتو قسمتی كه نوشته register a new domain اسم مورد نظر رو بنویسید و رو OK كلیك كنید
اگه این اسم ثبت نشده باشه شما میرین تو صفحه بعد ( قسمت دوم ) در این صفحه در كادر Your current web address آدرس كامل سایت یا وبلاگتون رو مینویسید .
بعد از این كار در قسمت Website description توضیح كاملی از سایت خودتون رو بنویسید
از قسمت Please select the category that fits your website نوع وبلاگ رو هم مشخص كنید. مثلا Music
بعد از آن باید زبان رو انتخاب كنید كه بهتره بهش دست نزنید!
در مرحله سوم شما باید كلمات كلیدی سایت خود را در جاهایی كه مشخص شده وارد كنید. سایتی كه مثلا در باره موسیقی و آموزش گیتار و . . . هست باید این كلمات رو به انگلیسی و فارسی وارد كنه تا گوگل و دیگر موتورهای جستجوگر بتونن سایت رو پیدا كنن
بعد از این كار از قسمت A closer look at your website یه چند تاگزینه رو كه دوست داشتین انتخاب كنین
بعد از این كار از قسمت Word verification عین كلمه ای رو كه پایینش بصورت بزرگ نوشته رو تایپ میكنید
قسمت Ambassador Coupon Number رو ول كنید و برید به سراغ مرحله بعدی ( با كلیك بر روی گزینه Continue )
مرحله آخر هم برا وارد كردن اطلاعات خودمونه. آدرس و كد پستی و شمار تلفن و ... كه حتما لازم نیست درست باشه .چیزی كه مهمه و باید درست باشه یه Email معتبر و تعیین پاسورد برای دامین هست. طبق معمول پاسورد رو هم باید دو بار بنویسید. برای وارد شدن به قسمت تنظیمات دامین باید در صفحه اول رو گزینه MYtk كلیك كنید. بعد از اون آدرس ایمیلی رو كه در مرحله آخر وارد كرده بودید به همراه پاسوردی كه داده بودید رو وارد میكنید و وارد كنترل پنل دامین Tk خود میشید. همه چیز تموم شد. شما صاحب یك دامین TK رایگان هستید. اگه مقاله ای خواستید یا سوالی داشتید بگید.
منبع: bm2h
به امید سر افرازی حق
شنبه 26/11/1387 - 17:26
کامپیوتر و اینترنت
با سلام من این دفعه یک ترفند را از بهترین سایت برایتان می نویسم و تمام حقوق برای این سایت است bestdata
پس از نصب ویندوز ، اولین آیکونی که کاربران بر روی صفحه دسکتاپ خود مشاهده میکنند ، آیکون سطل آشغال یا Recycle Bin است. اما این شورتکات تا حدودی با شورتکات های دیگری که بر روی دسکتاپ ایجاد میشوند متفاوت است. Recycle Bin به راحتی پاک نمیشود! در این ترفند به معرفی روش برداشتن و حذف Recycle Bin از روی صفحه دسکتاپ خواهیم پرداخت.
بدین منظور:
از منوی Start وارد Run شده و عبارت regedit را وارد نمایید ، سپس Enter را بزنید تا وارد ویرایشگر رجیستری شوید.
به مسیر زیر بروید:
HKEY_LOCAL_MACHINE/Software/Microsoft/Windows/CurrentVersion/explorer/Desktop/NameSpace
زیر کلید {645FF040-5081-101B-9F08-00AA002F954E} را انتخاب کنید و با فشردن دکمه Delete آن را پاک نمایید.
با این کار Recycle Bin از روی دسکتاپ شما محو خواهد شد.
منبع : bm2h
شنبه 26/11/1387 - 17:18
کامپیوتر و اینترنت
با سلام بر شما دوستان گرامی من این دفعه می خواهم یک ترفند بسیار جالبی را برایتان بنویسم درباره این مطلب حتماً نظراتی را بنویسید.
از اول مخفی کردن را توضیح می دم که تقریباً 98 درصد شما اونو می دونید
برای این کار بر روی فایل مورد نظر کلیک راست کرده و گزینه Properties (به معنی مشخصات)را انتخاب کنیدحالا یک پنجره برایتان باز می شود که که در قسمت General(به معنی معمولی)بعد در قسمت Attributesکه در پایین پنجر است دو گزینه Read-Only(به معنی فقط خواندنی)وHidden(به معنی مخفی)است که ما فقط گزینه مخفی را کار داریم برای مخفی بودن باید گزینه مخفی تیک دار و برای مخفی نبودن تیک را برداریم و گزینه OKویا Apply را انتخاب کنید.
حالا شما چندین فایل و یا پوشه را مخفی کردید اما می خواهید از آنها استفاده کنید که راه های زیادی است اما راه معمولی آن این است که به My Computer(یا هر پنجره دیگری که دارای گزینه مورد نظر باشد)بروید و بعد به منوی رفته و گزینه Tools(به معنی ابزار)رفته و بعد به قسمت Folder Option(به معنی تنظیمات پوشه)بروید و بعد به قسمت View(به معنی نما یا همان ظاهر)رفته و گزینه Show hidden files and folders را برای دیدن فایلها مخفی و گزینه Do not show hidden files and folders را برای نمایش ندادن فایل های مخفی انتخاب نمایید.
تا حالا چیزی که گفتیم بدرد می خوره اما چون براحتی قابل مشاهده اند زیاد کاربرد ندارد اما در کل این مطلب برای استفاده درست از رایانه است نه ....
حالا روشات دیگر که روش اول را کامل و بهتر می سازد.
برای اینکه پوشه ای را مخفی کنید همان روش اول را انجام دهید و سپس این کارها را انجام دهید:
برای اینکه آنرا بدون نام نوشت تغییر نام بزنید و می توانید از روشات زیر بدون نام کرد :
1-بعد از تغییر نام کردن پوشه و پاک کردن تمام نامش می توان از کد Alt+0160 استفاده کرد و بعد اینتر بزنید و می بینید بدون نام می شود.
2-بعد از تغییر نام پوشه و پاک کردن تمام نامش می توان با کلیک راست کردن و انتخاب گزینه "Insert Unicode Contorol Charater" سپس انتخاب یکی از گزینه های "LRM"یا"RLM"یا"ZWJ"یا"ZWNJ"یا"LRE"یا"RLE"یا"LRO"یا"RLO"یا"PDF"یا"NADS"یا"NODS"یا"ASS"یا"ISS"یا"AAFS"یا"IAFS" یا خلاصه تر بگم دو تا آخریه نه (که من خودم بیشتر از گزینه "ZWJ" استفاده می کنم) بعد اینتر بزنید و خواهید دید که دیگه اسمی نداره (این قضیه تغییر نام دنیایی داره مثلاً همین بدون نام کردن یا پوشه ای با نام"aux"نمی توان بسازید و... که اگر بخواهید اونم کامل توضیح می دم.فقط کافی در خواست کنید)
3- راه های دیگر مثل روش اول با کدی دیگه و یا کپی کاراکتر فضا خالی و...
حالا می خواهیم شکل پوشه رو هم مخفی کنیم تا قابل دیدن نباشد
بر روی فایل مورد نظر کلیک راست کنید و بعد به قسمت مشخصات فایل و بعد به قسمت Customize بروید سپس گزینه پایین با بر چسب Change Icon را انتخاب نمایید و آیکونی که سفید است (یعنی اگر ردیف وسط از سمت چپ به راست رو فقط در نظر بگیرید میشه 13 امی آیکون )را انتخاب کنید و تمام پنجره ها را OK کنید و خواهید دید پوشه بدون شکل و بدون نام هیچ چیز ازش معلوم نیست .
این روش خیلی خوبه اما هنوز قابل پیدا شدنه به روشات خیلی زیادی (که اگر در خواست کنید اون هم می گوییم)
اما روش دیگر که من آخرین روشی است که می دانم برای مخفی کردن که به این صورت است:
قبل از توضیح آن چیزی بگویم شاید بدرتان بخوره آیا تا به حال درون درایوکه در آن ویندوز نصب کرده اید که معمولاً درایو C است رفته اید و گزینه نمایش فایل های مخفی را تیک زده باشید می بینید هیچ فایلی نشون داده نمی شه اما به منو رفته بعد به گزینه ابزار بعد به گزینه تنظیمات پوشه و بعد به زیر پنجره نما رفته و با انتخاب حالت نمایش فایل های مخفی تیک گزینه "Hide protected operating system files (Recommended)" را بردارید و اول پیام ظاهر شده را Yes و سپس Ok کنید و سپس به درایو ویندوزتان بروید می بینید فایل هایی می بینید که قبلاً ندیده بودید خواهید دید به این فایل ها را با نوع "Super Hidden" در قسمت ریجستری می توان پیدا کرد حالا بگذریم ما حالا می خواهیم به شما بگوییم که چطور شما فایل هایتان را به این صورت مخفی کنید :
برای این کار به قسمت Start رفته و بعد به گزینه Run بروید و در آن cmd تایپ کنید و OK کنید سپس پنجره معروف داس را خواهید دید برای مخفی کردن فایل ها چندین راه است که من دو تا راه را به شما می گم:
1)این را تایپ کنید:"attrib +h +s Adderss File" به طور مثال :"Attrib +h +s C:\bm2h.mihanblog.com.url" را بنویسید و اینتر بزنید.
2)با زدن cd.. به پوشه ای قبل می روید و با زدن cd NameFolder به پوشه مورد نظر در اون شاخه می روید و برای فهمیدن پوشه ها درون یک شاخه dir و برای رفتن به درایو دیگر چنین تایپ نمایید "G:\" که به درایو جی برویدو... و به پوشه ایکه فایل است بروید و این تایپ کنید "attrib +h +s NameFile" و اینتر بزنید.(اینها مربوط به اطلاعات شما از داس است که می توانید درخواست کنید تا در حد یک متوسط آموزش دهم)
حالا توضیح مختصری درباره آخرین روش این روش را می توان با کد"attrib –h –s Name(or Adderss)File"حنثی کرد و با زدن کد "attrib +h –s …"فقط فایل را مخفی می نمایید(همان مخفی نوع اول)و با کد "attrib –h +s …" فقط فایل را به فایل سیستم تبدیل می نماید که وقتی در حالت فایل سیستم باشد کسی نمی تواند از راه اول مخفی را به غیر مخفی و برعکس تغییر دهد.
توجه :در مورد روش دوم برای فایل ها هم می شود استفاده کرد اما چون دردسر زیادی دارد از گفتن او صرف نظر می کنیم.
شنبه 26/11/1387 - 17:14
کامپیوتر و اینترنت
ای همه هستی زتو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده
با عرض سلام وخسته نباشی به شما خواننده گرامی
اول من دو نکته بگم درباره مطالبی که در سایت تبیان قرار داده اند برای خواندن و بالا بردن سطح اطلاعات شما عزیزان است اما حداقل یک پیشنهادی بدید(آخه نمی دونید نظری که می دید چه خستگی رو از ما می گیره)نه فقط برای من بلکه برای هر مطلبی که می خونید. متشکرم
دوم اینکه از هر جا اطلاعاتی بر می دارید حتماً منبع اونو بنویسید.مثلاً تمامی مطالبی که من می نویسیم همه شون با ذکر نام و نام خانوادگی و ایمیل و شماره پیامکم قابل کپی برداری است و در غیر این صورت من بی کار نیستم توی وب بگردم تا ببینم کی مطلب من و به نام خودش زده چون حکم این کار حرام و دزدی محسوب می شه و من توی اون دنیا کارش دارم توی این دنیا هیچ چیز برام ارزشی نداره . با تشکر
حالا مطلب امروزم اینه که چه طوری رایانه تان را سر ساعت بذارید تا روشن بشه و چه طوری سر ساعت خاموش بشه.
1)سر ساعت روشن شدن: اول رایانه تان را خاموش و روشن کنید و در هنگام روشن شدن(از همون اول اول)کلیدDeleteرا که بر روی صفحه کلید است را نگه دارید تا به بخش تنظیم بویس مادربردتان بروید (Bois Setup) وقتی صفحه (آبی رنگ)بویس بالا آمد به بخش مدیریت بر یعنی Power Management Setup بروید و اینتر بزنید وقتی وارد این بخش شدید به دنبال گزینه
Resume by Alarm بگردید که به طور از پیش تعیین شده غیر فعال است (Disabled) بر روی آن بروید و با دو دکمه + ویا - قسمت ماشین حساب صفحه کلید آنرا فعال (Enabled) کنید و در بعد دو گزینه دیگری فعال میشن که برای تنظیم است اولین گزینه فعال شده یا همان
Date(of month)Alarm است این برای مشخص کردن تاریخ روشن شدن است که دارای گزینه های زیر می باشد:
Everyday :هرروز
1:روز یکم ماه
2:روز دوم ماه
و
.
.
.
31:روز آخر ماه
که هر کدوم رو می خواهید انتخاب کنید(البته برای امتحان هر روز را انتخاب کنید)
وگزینه دومی که همان Time(hh:mm:ss)Alarm است برای تنظیم ساعت روشن شدن است که دارای گزینه های زیر است
hh:بخش سمت چپ که شما می توانید ساعت مورد نظرتا را به قالب 24 ساعته از ساعت 00 تا 23 انتخاب کنید.
mm:بخش میانی این قسمت که شما می توانید در این قسمت دقیقه مورد نظرتان رااز 00 تا 59 وارد کنید.
ss:بخش سمت راستی که شما می توانید در اینجا ثانیه مورد نظرتان را از 00 تا 59 ثانیه انتخاب کنید.
حالا دو مثال وارد کردن ساعت برای رفع مطالب نا مفهوم بالا:
اگر می خواهید ساعت 3 بعد از ظهر روشن شود می توانید مثل زیر وارد کنید:
15:00:00
و اگر می خواهید ساعت 5 ونیم صبح روشن شود مثل زیر وارد کنید:
05:30:00
حالا کلید F10 صفحه کلیدتان را بزنید و بعد از ظاهر شدن پیامی اینتر را بزنید تا اطلاعات وارد شده ذخیره و شما از این محیط خارج شوید.
نکته: باید بلند گوتون رو روشن و روی صدای مناسبی قرار بدید و در پوشه Start up موجود در منوی استارت و بخش تمام برنامه ها یک فایل صوتی قرار بدید تا روشن شد اونو برایتون پخش کنه و اگر نامفهوم بود بخش هایی مطالب قبلی ام رو بخونید هنوز نا مفهوم بود به ایمیلم ارسال کنید یا در نظرات بگید تا رفع اشکال کنم
2)حال می خواهید سر ساعت خاموش کنید:
البته این قسمت فقط خاموش کردن نیست بلکه کار های دیگری را هم آموزش می دیم.
برای این کار چندین روش هست و من فقط دوتای اون رو (که کوتاه تره رو می گم)
1)شما می توانید در قسمت Run که در منوی آغازین است (البته با ترکیب دو کلید Winkey+Rهم آن را اجرا کرد) متن زیر را بنویسید
shutdown -s -t 3600
توضیح کلی این فرمول اینه که قسمت اولش(shutdown)همیشه ثابت بعد یک فاصله با کلید فاصله (Space) می دید و یک خط فاصله(آندرلاین نه ها فقط خط فاصله)بعد اگر بخواهید خاموش کند حرف s واگر می خواهید خاموش روشن کند(Restart) حرف r و اگر می خواهید از کاربر خارج کند(Log off)از حرف l و اگر می خواهید خاموش نکند حرف a و اگر می خواهید اطلاعات بیشتری از این گزینه ها بدست بیارید در Run کلمه مخفف cmd را تایپ کنید و اینتر بزنید و در صفحه ظاهر شده کلمه shutdown را تایپ واینتر بزنید تا همه گزینه ها را برایتان با توضیح برایتان بنویسد.(ما فقط اونهایی که لازم داریم رو نوشتم)
و بعد یک فاصله دیگر می نویسیم و حرف t را می نویسیم(اگر ننویسیم در جا خاموش می کنه)
و بعد زمان مورد نظر مان را بر حسب ثانیه می نویسیم
مثال هایی برای این بخش:
1) مثلاً ما می خواهیم تا نیم ساعت دیگه خاموش کنه فرمولمون اینطوری می شه:
shutdown -s -t 1800
2)مثلاً ما نرم افزاری داریم هنگ می کنه و می خواهیم اجراش کنیم ولی می خواهیم اگر هنگ کرد تا 20 دقیقه دیگر کامپیوتر خاموش و روشن بشه فرمولمون اینطوری میشه :
shutdown -r -t1200
3)مثلاً ما داریم به آهنگ گوش می دیم و می خوابیم و می خواهیم تا یک ساعت ربع دیگه از محیط کاربری مون ذخیره و خروج کنه فرمول زیر رو می نویسیم:
shutdown - l - t4500
2) روش بعدی همین تنظیماته اما قبلش یک فایل متنی را ایجاد کنید و سپس پسوند آن را به Bat تبدیل کنید و بعد روش کلیک راست و انتخاب گزینه edit و فرمول مورد نظر رو توش بنویسید و ذخیره کنید بعد روش دابل کلیک کنید تا انجام شود.
باز هم می گم یک نظر وقتتو نمی گیره (فرض کن چقدر وقت ما توی ایام محرم برای اینکار می گیره حالا شما ...)نظر ارسال کنید به سه روش زیر قبول می کنیم (حتی اگه ... بدی)
ایمیل نویسنده: Hassan.hackcrack.bala8@gmail.com
نام و نام خانوادگی نویسنده : حسن پاپی
باز هم می گم بدون دست کاری حق کپی برداری دارید وگرنه با خدای من طرفی
با آنکه سخن به لطف آب است کم گفتن هر سخن صواب است
کم گوی و گزیده گوی چون دُر کز اندک تو جهان شود پُر
یک دسته گل دماغ پرور از خرمن صد گیاه بهتر
جمعه 13/10/1387 - 23:58
دعا و زیارت
به نام هستی بخش دنیا
دل دردمند حسنی،زمحبت تو خون شد نه به وصل می رسانی،نه به قتل می رهانی
این مطالب همه از کتاب نهج الفصاحه،مترجم:علی اکبر میرزایی است
حدیث های بخش «ی»(درباره کمک کردن و یتیم)
یاری،کمک:النصر
3205 (ان الله تعالی یحب اغاثة اللهفان )
معنی:حقیقتاً خداوند بزرگ کمک کردن به کسانی که کمک می خواهند را دوست می دارد.
3206 ( اذکر الله فانه عون لک علی ما تطلب )
معنی:خداوند را به یاد بیاور زیرا او بر هر چیزی که از او بخواهی ، یاور تو خواهد بود.
3207 ( الله الله فیمن لیس له ناصر الا الله )
معنی :خدا را خدا را (قسم می دهم ) درباره ی کسی که برای او جز خدا یاوری نیست.(او را حمایت کنید و گرنه به عذاب سخت خداوند ، مبتلا خواهید شد )
یتیم:الیتیم
3208 (احب بیوتکم الی الله بیت فیه یتیم مکرم )
معنی:محبوبترین خانه های شما،نزد خداوند،خانه ای است که در آن یتیمی ، مورد احترام قرار بگیرد.
3209 (خیر بیت فی المسلمین بیت فیه یتیم یحسن الیه و شر بیت فی المسلمین بیت فیه یتیم یساء الیه انا و کافل الیتیم کهاتین فی الجنه هکذا)
معنی:بهترین خانه در مسلمانان،خانه ای است که در آن یتیمی مورد نیکی (و مهربانی )قرار گیرد و بدترین خانه در میان مسلمانان ،خانه ای است که در آن به یتیمی بدی شود،(ای مسلمانان!بدانید!که)من وکسی که سرپرستی یتیمی را بر عهده گیرد،دربهشت هستیم.(و همین طور هرکسی که یک یا چند یتیم را سرپرستی کند)
3210 (خیر بیوتکم بیت فیه یتیم مکرم )
معنی : بهترین خانه های شما،خانه ای است که در آن یتیمی مورد احترام حضور داشته باشد.
3211 (الساعی علی الارملة و المسکین کالمجاهد فی سبیل الله او القائم الصائم النهار )
معنی : کسی که به بیوه زن و فقیر ، کمک برساند، مانند مجاهدی است که در راه خدا ، جهاد کرده و یا مانندکسی است که شب ها عبادت کرده و روز ها روزه گرفته است.
3212 (من ضم یتیما له او لغیره حتی یغنیه الله عنه وجبت له الجنة)
معنی : کسی که یتیم خودش را یا یتیم دیگری را نگه دارد تا زمانی که خداوند آنها را از او بی نیاز کند(سن بلوغ)بهشت برای او واجب است.
3213 (ان فی الجنة داراً یقال لها دار الفرح لا یدخلها الامن فرح یتامی امومنین)
معنی : حقیقتاً دربهشت،خانه ای است که به آن خانه شادی می گویند وکسی داخل آن نمی شود مگر کسی که فرزندان یتیم مومنین (که از دنیا رفته اند )را خوشحال کرده است.
نویسنده: حسن پاپی
ایمیل و شماره پیامک برای انتقادات و پیشنهادات و نظرات:Hassan.HackCrack.Bala8@Gmail.com
(sms:+98 93 60 70 10 21)
با تشکر فراوان از حسین پاپی وسپاه (صنایع دفاع دورود)برای دسترسی به چنین کتابی با نصف قیمت
جمعه 13/10/1387 - 14:54
دانستنی های علمی
به نام آنکه جان را فکرت آموخت چراغ دل به نور جان بر افرخت
ز فضلش هردو عالم گشت روشن ز فیضش خاک آدم گشت گلشن
محرم بر تمام هستی تسلیت باد
تاریخ انبیا مطلب اول قسمت پنجم(آخر)
***جریان هابیل و قابیل***
جریان قتل هابیل از آن جا آغاز می شود که به دستور خدا آدم علیه سلام به فرزندانش فرمان داد هریک چیزی برای خدا قربانی کنند تا از هر کدام پذیرفته شد،او را وصی خود قرار دهد و نشانه قبولی آن این بود که آتشی از آسمان بیاید و قربانی را بسوزاند.(بحارالانوار،تالیف علامه مجلسی،جلد 11،صفحه 277 و 288) قابیل(همون بده)چون دارای زراعت بود مقداری از گندم های نا مرغوب خود را به عنوان قربانی برد،(برای علت این کار در مطالب آینده با عنوان شیطان منتظر باشید)اما هابیل که دامدار و مردی با تقوی بود از میان دام های خود بهترین گوسفند را انتخاب کرد،هر دوبرادر قربانی خود را بر سرکوه گذاشتند و آتش قربانی هابیل را سوزاند.بعد از جریان،آتش حسد و کینه در قابیل شعله ور شد و با وسوسه شیطان برادر خود را تهدید کرد که حتماً ترا می کشم. چنان که قران از قول هابیل می فرماید(نکته اول اینکه قرآن می فرماید یعنی چه من درکتاب هایی خوندم که معتبره ولی اسم کتابها یادم نیست که در قیامت قرآن به یک موجودی بسیار زیبا که شبیه به انسان است می شود که بدبختی ما مسلمونا مخصوصاً ما شیعه ها اینکه این شخص رو تو خونه داریم اما جلوش گناه می کنیم باهاش صحبت نمی کنیم و... که همین قرآن در روز قیامت یقه خیلی از ماها رو می گیره و به خدا میگه این حقم و به من نداده همون حقی که در هر روز باید ختمش کنیم (حالا نمی تونی حداقل کمی بخونش)پس شخصی است پس می تونه حرف بزنه)«خداوند فقط از انسان های با تقوی قبول می کند»«اگر تو به کشتن من دست برآوری من هرگز اقدام به کشتن تو نمی کنم که من از خدای جهانیان می ترسم.»«من می خواهم که گناه کشتن من و گناه مخالفت تو هر دو به تو باز گردد تا اهل آتش جهنم شوی که آن آتش جزای ستمکاران عالم است»«آنگاه پس از این گفتگو هوای نفس او را بر کشتن برادرش تر غیب نمود تا وی را به قتل برساند و بدین سبب از زیانکاران (عالم)گردید.»(مائده 27تا30) پس هابیل کشته شد.بعد از قتل قابیل در این اندیشه بود که چگونه جسد بی جان برادر را از چشم پدر پنهان کند.«آنگاه خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را به چنگال گود نماید تا به او نشان دهد که چگونه بدن مرده ی برادر را زیر خاک پنهان سازد.قابیل (چون صحنه را دید)با خود گفت وای بر من آیا من از آن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تا جسد برادر را زیر خاک پنهان کنم(پس برادررا به خاک سپرد )واز این کار سخت پشیمان شد.»(مائده 31)(آیا تاحالا می دونستیدکل آدم ها را به دو دسته هابیلیون و قابیلیون تقسیم می کنند آیا می دونستید قابیل از حیوان هم پست تر شده بود آیا می دانستید خاک کردن آدم از همین جا شروع شد ایا می دانستید که قربانی از همین جا گوسفند(یا هر چیزی دیگری که خون داشته باشد نه گندم و...)انتخاب شد و...)اما در آخر آدم فهمید که هابیل مرده و خیلی ناراحت شد و 40 شبانه روز برای او گریه کرد تا خداوند به او وحی نمود که من به جای هابیل پسر دیگری به تو خواهم بخشید.وقتی که این فرزند به دنیا آمد او را شیث نامید.شیث یعنی بخشش خدا خدا وهبة الله عربی آن است.
پس از بزرگ شدن شیث، به فرمان الهی آدم او را وصی خود قرار داد و اسرار نبوت را به وی سپرد و مختصات نبوت را نزد او گذاشت و درباره ی دفن و کفن خود به او سفارش کرده وگفت:چون من از این دنیا رفتم،مرا غسل بده و کفن کن و بر من نماز بگزار و بدنم را در تابوتی بگذار وتو نیز هنگام مرگت آنچه به تو آموختم و نزدت گذارده ام به بهترین فرزندانت بسپار...(اول درباره نماز چیزی بگم بعضی از ایرانی ها آرزو دارند در یک خانواده مسیحی در یکی از کشور های دیگر به دنیا می آمدند و دلیل این دعا شون اینکه اونا روزه ندارن نماز نمی خونن بی حجابند و...اما جواب اسلام اینه که تو حق نداری بدون دلیل چون پدر و مادرت مسلمان بوده اند تو هم باشی(اگه این طوریه پس مثل بت پرست هایی که ازشون سوال می کردی می گفتن ما پدر و مادر و نیاکانمان را بر این راه یافتیم)پس بت پرستی تو باید کتاب ها پیامبران را گیر بیاری و کامل بخونی با دیگران بحث کنی تا آخر یک دین تو را جذب کنه و تو اون دین رو انتخاب کنی و دوماً همه ادیان الهی نماز دارن روزه دارن صدقه دارن و... اگر در یکی از کشور ها می بینی بعضی ها دو خدایی اند(مثل بعضی از زرتشت ها)بعضی ها بی حجاب اند(مثل یهودی ها)بعضی ها باپول خدا رو راضی می کنند(مثل مسیحی ها)و... بدان که در کتاب پیامبرانشان یک گروه حیوان به ظاهر آدم که اسم یهود رو هم خراب کردند(امریکا و انگلیس و اسرائیل و... اینا نه)در قدیم کتاب ها رو به سود نسل خود تغییر می دادند حتی دینی مثل اسلام (که اول به دو دسته سنی و شیعه تبدیل کرده وسپس هر کدوم را هزار دسته کرده به طور مثال شیعه حسین اللهی یا فاطمه اللهی علی اللهی و...)و دلیل محکم اینکه همه دینها اسلامه چون قرآن می گه ابراهیم مسلمان بودو...)آدم پس از 930 سال مرد(ناسخ التواریخ،تالیف لسان الملک میرزا محمد تقی سپهر،جلد 1،صفحه 103)البته اختلاف نظر در سن هم هست ولی در همین حدوده او را در کوه ابوقبیس دفن کردند تا وقتی که نوح در زمان طوفان آن را در کشتی نهاد و با خود به کوفه برد و در غری که همان نجف کنونی است دفن کرد(قصص قرآن یا تاریخ انبیا،سید هاشم رسولی محلاتی،جلد1،صفحه 28و29)طوری که در زیارت امیرالمومنین(امام علی)نام نوح و آدم هم آمده و حوا هم بعداز یکسال مریض شد و مرد و اورا هم در کنار آدم دفن کردند البته گروهی هم میگن در جده.
چیز های بر آدم وحی شده تا ابلاغ نماید یک دسته از آن مطالب رو می گم،از امام باقر علیه سلام و امام صادق علیه سلام و بزرگان دیگر روایت آمده که:خدا به آدم وحی کرد که من همه ی خیر را در چهار سخن برای تو گرد آورده ام که یکی مخصوص من است و دومی مخصوص تو،سومی میان من وتو و چهارمی میان تو و مردم تو است.آدم از خدا خواست تا آن ها را شرح دهد و خدا گفت:آنچه مخصوص من است آن است که مرا بپرستی و چیزی را شریک من قرار ندهی. و آنچه مخصوص تو است آن است که پاداش ترا در برابر عمل و کردارت به بهترین صورتی که بدان شایسته ای بدهم و اما آنچه میان من و تو است آن است که تو دعا کنی و من اجابت کنم و اما آنچه میان تو و مردم است آن است که هرچه را برخود می پسندی برای مردم نیز بپسند.( قصص قرآن یا تاریخ انبیا،سید هاشم رسولی محلاتی،جلد1،صفحه30)
پایان قسمت اول تاریخ انبیا منتظر پیامبر دیگری به نام ادریس باشید
نویسنده : حسن پاپی
ایمیل نویسنده: Hassan.HackCrack.bala8@gmail.com
نکته:اولاً کل این مطالب از کتاب تاریخ انبیا از هبوط آدم تا پیامبر اسلام ]سلام خدا براو[ تالیف آقای احمد امیری پور ناشر انتشارات ترنم چاپ پنجم پاییز 1385 بهاو...است.که با کمی ساده نویسی جملاتی در این مطلب برایتون می نویسم
حتماً نظر بدین یا از طریق این سایت یا از طریق دو پل ارتباطی بالا
نکته:من که ندیدم کسی نظر بده(آخه منم گناه دارم)ولی خودم این دفعه به زبان خود کتاب نوشتم تا با قبلی ها بسنجید و نظر بدید
1-رنگ مشکی:متن اصلی کتاب که فقط به زبان تقریباً ساده تری نوشتمش(حتماً نظر بدین) 2-رنگ آبی پر رنگ:متنی است از خودم یا کتابی دیگر که مفید و دارای مدرک است(نظر بدین) 3-رنگ قهوه ای :متنی است برای جذاب کردن مطلب و هیچ ارزش دیگری ندارد(نظر بدین)
با تشکر
بنی آدم اعضاء یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند
جمعه 13/10/1387 - 1:41