• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 5882روز قبل
ادبی هنری
(به مناسبت ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها)


دخترم دختر نیکو سیرم
قوّت قلبم و نور بصرم
دختر ای جان پدر، سرو روان
هم‌عنان باد تو را، بخت جوان
ای گل گلشن اقبال و صفا
ای همه عاطفه و مهر و وفا
در ادب کوش و فضیلت جو باش
راستی پیشه کن و خوش خو باش
لطف حق باد تو را روز افزون
پا منه از ره عفت بیرون
ای همه حُسن و جمال و فر و هوش
روی چون ماه ز اغیار بپوش
راه شیطان لعین هیچ مپو
نزد بیگانه سخن، نرم مگو
جلوه در کوچه و بازار مکن
فتنه سان خلق، گرفتار مکن
تا توانی ز خَسان، پنهان باش
ادب آموزِ به فرزندان باش
زیور زن نه برلیان و طلاست
زیورش عفت و آزرم و حیاست
شوهر خویش گرامی می‌دار
خاطرش خواه و عزیزش بشمار
بانوان راست به حق، اجر جهاد
گر نمایند دل شوهر شاد
خدمت مام به نیکویی کن
زو پذیرایی و دلجویی کن
مام را حرمت بسیار بود
قلبش از عاطفه سرشار بود
حقّ‌ مادر نتوان کرد ادا
که بود شعبه‌ای از حقّ‌ خدا
مادران راست بس این قدر و مقام
که بهشت است به زیر اقدام
پیش از اسلام زنان خوار بُدند
سخت، محروم و گرفتار بُدند
زندگی‌شان نه چو یک انسان بود
که کم از زندگی حیوان بود
همه در قید اسارت بودند
مانده در تیه جهالت بودند
بهر شوهر نه چو همسر بودند
بلکه چون کلفت و کمتر بودند
دختران را پدران بی باک
می نمودند نهان در دل خاک
پور خطّاب در آن دوره دور
کرد شش دختر خود زنده به گور
نور اسلام چو شد عالمتاب
کرد بیدار، زنان را از خواب
صبح کردند در آفاق جدید
با حقوقی که بر آن نیست مزید
یافت زن از برکات اسلام
حرمت و حشمت و اعزاز تمام
احمد آن شمع سبل ختم رسل
مقتدای همگان هادی کلّ
بهر زن عزت و اکرام آورد
مژده‌ها دادش و پیغام آورد
کرد اعلام که زن انسان است
گوهرش گوهر عالیشان است
ای بسا زن که ز ملیون‌ها مرد
گشت در معرفت و بینش فرد
دارم امید ز حیّ سبحان
گوی سبقت بربایی ز اقران
خواهی ار فوز به جنات و قصور
در عبادت منما هیچ قصور
پدرت را ز وفا یاد نما
روحش از خیر و دعا شاد نما
چنگ بر حبّ پیمبر زن و آل
که فلاح است و نجات از اهوال


چهارشنبه 12/3/1389 - 10:25
دعا و زیارت

از حضرت امام حسن عسكری علیه‌السلام روایت شده كه فرمود:

نحن حجج الله علی خلقه و جدّتنا فاطمة حجّة علینا
ما ـ امامان معصوم ـ حجّت‌های خداوند بر خلق اوییم و جدّة ما فاطمه سلام الله علیها حجت بر ماست.
این روایت شریفه، حاوی دو جمله و دو نكتة اعتقادی و معارفی است :
جمله‌ی نخست، حاوی این مطلب است كه امامان بزرگوار، از امیرالمؤمنین علیه‌السلام تا خود حضرت عسكری وفرزند برومندشان حضرت صاحب‌الامر، حجت خدا بر خلایق‌اند و این حقیقتی است كه مسلمانان متعهد، شیعیان اهل بیت و همه‌ی موالیان خاندان پیامبر سلام الله علیه و علیهم بدان معتقدند. و مقصود از حجت بودن آنان بر مردم این است كه خداوند بزرگ به وسیله‌ی آنها بر مردم احتجاج می‌كند؛ وجود آنها، بیانات روشنگرانه، اعمال، رفتار و اخلاق فاضله و كریمه‌ی آنان هم موجب احتجاج خداوند بر بندگان خواهد بود. با وجود مقدس آن انوارطیبه‌ی الهی، آن تعالیم عالیه وآن عرصه‌های رشد وتعالی كه پیش‌روی بشر باز كردند، راه عذر را بر همه بستند و با وجود آنها كسی در نزد خداوند معذور نخواهد بود و راهی جز پیروی از آن ذوات مقدسه، آن عناصر نورانی و خدایی و گوهرهای پالایش شده‌ی انسانی وجود ندارد.
چنان‌كه در زیارت جامعه می‌خوانیم:
من اَتاكم نجا و من لم یأتكم هلك
و در كثیر نزدیك به اتّفاق، از آن گوهرهای تابناكِ جهان آفرینش، با عنوان «حجّة الله» و یا «حجج الله» یاد می‌كنیم.
چنان‌كه در زیارت امین‌الله كه اوّلاً به نام حضرت امیرالمؤمنین علیعلیه‌السلام است و می‌توان در حرم‌های شریف هر یك از امامان معصوم و با خطاب به آنها قرائت كرد می‌خوانیم:
السلام علیك یا امین الله فی ارضه و حجّته علی عباده.
و در زیارت حضرت حجت بن الحسن می‌خوانیم:
السلام علیك یا حجة الله فی ارضه.
همچنین در زیارت جامعه كه اولاً خطاب به جماعت اهل بیت و خاندان پیامبر بزرگ خوانده می‌شود و جایز است كه برای هر فردی از افراد ائمه طاهرین مانند حضرت ابی الحسن الرضا علیه‌السلام نیز قرائت شود، می‌خوانیم:
حججاً علی بریّته
شما خاندان پیغمبر! حجت‌های الهی بر بندگان خدایید.
به هرحال حجت اوّلاً الگو و ثانیاً عامل احتجاج بر عباد و وسیله‌ی محكوم‌ كردن ناصالحان و خلافكاران و مجرمین خواهد بود.
جمله‌ی دوم امام عسكری علیه‌السلام در این روایت این است كه: جدّة ما فاطمه سلام الله علیها حجت بر ماست.
در این تعبیر، موضع فاطمه نسبت به امامان با مقام عصمت و طهارتی كه دارند، همانند موضع امامان نسبت به مردم است. او برای آن مظاهر پاكی، عصمت، ایمان و تقوا سند افتخار و نسخه جامعه است. در این نگاه، امامان علیهم ‌السلام به مقامات معنوی فاطمه، صلابت او در ایمان به جهان ابدیت و نشئه‌ی ماوراء طبیعت، عبادت و بندگی بی‌نظیر و ایثار، انفاق و گذشت ایشان نظر کرده و از آن بانوی دو جهان، الهام می‌گیرند. این فرزندان سلاله‌ی پاک به مقام یقین و ایمان عمیقی كه سراسر وجود او را گرفته به‌طوری که از هر عضوی از اعضایش عبودیت، بندگی، تسلیم و رضا تراوش می‌كرد افتخار می‌كنند. اعمال حیرت انگیز فاطمه و عبادت و اطاعت او، صبر و استقامت همه جانبه و مهر، رأفت و رحمت بیکرانش برای امامان معصوم ـ که یكی از آنها همسر فاطمه و یازده نفر دیگر همه فرزندان عزیز او بودند ـ درس بود و چه درس‌های بزرگ، فراموش ناشدنی و جاویدی؟ و البته بانوی بزرگواری كه در مقام ایمان و یقین به كمال رسیده و غیب عالم وجود برایش شهود، جلوه می‌كرد و در مقام بندگی، عبادت، نماز، نیایش و دعا همه ـ و از جمله فرزند بزرگش امام حسن را ـ به حیرت انداخته بود و در مكرمت‌های اخلاقی و از جمله شوهرداری و پرورش فرزندان پاك و مطهر بی‌همتا بود، آیا شایستگی حجّت بودن بر امامان معصوم را ندارد؟!

 

برگرفته از کتاب در ستایش فاطمه اثر آیت الله کریمی جهرمی


يکشنبه 26/2/1389 - 20:20
دعا و زیارت
یاد مصائب حضرت صدیقه‌ی طاهره برای امام زمان علیه‌السلام تأثرآور و حزن‌انگیز است و جریان سیّد باقر هندی شاهد این مقال است:
از مرحوم عالم فاضل سیّد باقر هندی فرزند آیت الله سیّد محمّد هندی متوفّای سال 1329 قمری نقل شده كه فرمود: «در شب عید غدیر در عالم رؤیا به محضرحضرت مهدی صاحب‌الامرعلیه‌السلام مشرف شدم وآن حضرت، اندوهگین و غصه‌دار بودند. به سوی وی رفتم و عرض كردم: این ایام به مناسبت عید غدیر، ایام شادی است چرا شما را ناراحت و غصه‌دار می‌بینم؟ فرمود: به یاد مادرم ـ فاطمه ـ و حزن و اندوه او می‌باشم.» سپس این شعر را بیان فرمود:
لا ترانـی اتّخذت لا وعلاها
بعد بیت الاحزان بیت سرور
سوگند به علوّ مقام فاطمه! مرا نمی‌بینی كه بعد از بیت الاحزان آن مظلومه، بیت و خانه سروری داشته باشم.
وقتی سید از خواب بیدار می‌شود قصیده‌ای با همان وزن و قافیه می‌سراید و آن شعرِ حضرت حجّت را هم در آن می‌گنجاند [در ضمن حضرت ولی‌عصر در این بیت شعر، به علو مقام فاطمه سوگند یاد کرده‌اند و این خود حاکی از عظمت و جلال ایشان در منظر امام زمان است] و مطلع قصیده این است:
كلّ غدر و قول افكٍ و زور
هو فرع من جحد نصّ الغدیر
برگرفته از کتاب در ستایش فاطمه اثر آیت الله کریمی جهرمی
يکشنبه 26/2/1389 - 20:15
دعا و زیارت
خطیب یگانه و دانشمند فرزانه، مرحوم آقای فلسفی رضوان الله علیه می‌نویسد: «دهه‌ی اول محرم سال 1344 شمسی طبق روال سال‌های قبل، شب‌ها در مسجد آذربایجانی‌ها منبر می‌رفتم. در آخرین شب مجلس (شب دوازدهم محرم) اعلام نمودم که از فردا در مسجد ارک به مدت ده شب به منبر خواهم رفت؛ از این رو در اولین شب شروع سخنرانی در مسجد ارک ، جمعیت زیادی آمده بودند. وقتی که از اتومبیل پیاده شدم جلوی درب مسجد آن قدر فشار جمعیت بود که راننده مجبور شد اتومبیل را بسیار بالاتر و جلوی دادگستری پارک کند.
بعد از سخنرانی از منبر پایین آمدم و از میان جمعیت با فشار زیاد عبور کرده و به جلوی مسجد «ارک» رسیدم اما ماشین نبود. یک تاکسی خالی از لابه‌لای جمعیت جلو آمد و مردم که دیدند من معطّل اتومبیل خودم هستم گفتند:«آقا شما معطل نشوید با این تاکسی بروید به راننده می‌گوییم که به منزل برود.»در را باز کردند و من سوار شدم و به منزل آمدم.در اینجا نکته‌ای را بگویم که شاید برای منبری‌ها هم آموزنده باشد.
من همیشه قبل از آنکه از منزل بیرون بیام حتماً «آیة‌ الکرسی» می‌خوانم و بعد، از منزل بیرون می‌آیم.
«آیة‌ الکرسی» محافظت الهی است و اخبار بسیار هم در باب آن وارد شده است بعد از «آیة‌ الکرسی» هم آی
ه‌ی شریفه‌ی زیر را بخوانند:
رَبِّ اَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانَاً نَصِیراً1
آن شب من یکی از عنایات خدا را که اثر «آیة الکرسی» بود، دیدم. وقتی در تاکسی نشستم و تنها به منزلمان در «خیابان ری» آمدم دیدم که شخصی لب جوی آب کنار خیابان به درختی تکیه داده و نشسته است. به نظرم آمد که به دلیل خستگی نشسته است.
وقتی از تاکسی پیاده شدم با کلید، درب را باز کردم و داخل منزل رفتم. بعداً معلوم شد به این مرد که پنجه‌ی بوکس داشت و خیلی هم قوی بود مأموریت داده بودند که وقتی من از اتومبیل خودم پیاده شدم با پنجه‌ی بوکس چند ضربه به من بزند که کشته و یا ضربه‌ی مغزی شوم تا قدرت نطق از من سلب شود و عوارضی ایجاد گردد. بعد از ورود به منزل داخل دستشویی رفتم. رانند
ه‌ی من نیز بلافاصله با اتومبیل به درب منزل می‌رسد. زنگ درب خانه را می‌زند و فرد جوانی که در منزل ما خدمتگزار بود و به آقایان چای می‌داد به او می‌گوید که من داخل منزل هستم؛ از این رو او به درب گاراژ می‌رود تا اتومبیل را به داخل ببرد که همان لحظه آن فرد متوجه می‌شود همان کسی که از تاکسی پیاده شده و وارد خانه گردیده است، من بودم. داشتم از دستشویی خارج می‌شدم که زنگ درب خانه به صدا درآمد و خدمتگزار درب را باز کرد. آن مرد به محض اینکه مرا دید به سمت من حمله کرد اما خدمتگزار با او گلاویز شد. وی با پنجه‌ی بوکس خواست ضربه‌ای بزند که با جاخالی دادن خدمتگزار ضربه‌ی او به دیوار خورد و سوراخ عمیقی بر روی گچ به جای گذارد. در همان حالت که با هم گلاویز بودند آن مرد به پیاده‌رو افتاد و من توانستم درب خانه را ببندم.
بعد راننده هم به کمک خدمتگزار آمد و به کمک یکدیگر و او را گرفتند به کلانتری محل واقع در خیابان «پامنار» تحویل دادند تا فردا به دادسرا ببرند اما فردا که به کلانتری رفتند تا ماجرا را تعقیب کنند به آنها می‌گویند:
«آن مرد دیوانه بود او را رها کردیم و رفت» همین!
این از توطئه‌هایی بود که حتم دارم ساواک علیه من ترتیب داده بود... هنوز هم شکرگزار خداوند هستم. در آن واقعه، خدا عنایت فرمود و اصلاً اراد
ه‌ی بشر در کار نبود باید اتومبیل ما از مسجد دور باشد و یک تاکسی خالی از لابه‌لای آن همه جمعیت پیدا شود تا با آن به منزل بیایم....»2
________________________________________
1 . سور
ه‌ی‌ اسراء، آیة 80.
2. خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی، ص295 تا 297.



سه شنبه 26/8/1388 - 19:40
شعر و قطعات ادبی

شیعیان از چه جهان منقلب است؟
همه آفاق چرا ملتهب است؟

 

رخنه افتاده به ملک و ملکوت
یا مگر لرزه به عرش لاهوت

 

مضطرب عالم امکان شده است
منکسف شمس درخشان شده است

 

در جنان حور به سوگ است و عزا
همه جا بزم عزا هست بپا

 

متزلزل شده ارکان وجود
متفرق شده اعلام حدود

 

چون بگویم که زبانم شده لال
همه باشند پریشان احوال

 

خون بگرییم اگر جمله، رواست
روز قتل شه دین، شیر خداست

 

پرچم شوکت اسلام شکست
عزت دین خدا رفت ز دست

 

نخل ایمان و عدالت افتاد
سرو بستان هدایت افتاد

 

اشقیا، شیر خدا را کشتند
لنگر ارض و سما را کشتند

 

مرتضی عین خدا، نفس رسول
مرتضی جان جهان، زوج بتول

 

مرتضی شمع شبستان وجود
مرتضی بنده خاص معبود

 

سرش از تیغ عدو پر خون شد
نازنین صورت او گلگون شد

 

رفت و از محنت این عالم رست
قلب جبریل امین از غم خست

 

صوت فزت برب از او در گوش
می برد از سر
 ما طاقت و هوش

 

از همه خلق جهان چشم ببست
به لقاء احدیت پیوست

 

تا جهان، باقی و افلاک بجاست
قصه عدل علی پر آواست

  

ماه مبارک رمضان  1426 / عبد جان نثار جناب قنبر

لطف الله صافی


شعر فوق از روی سایت معظم له
برداشته شده است.
چهارشنبه 18/6/1388 - 12:58
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته