• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 3
تعداد نظرات : 4
زمان آخرین مطلب : 5778روز قبل
ازدواج و همسرداری

با سلام

امروز تو یک ویژه نامه مطلبی تحت عنوان فوق خوندم . با وجود اینکه خودم مجرد بودم ولی دلم نیومد برای استفاده متاهلین گرامی این مطلب رو نگذارم . امیدوارم استفاده مفید بکنید :

چگونه زندگی زناشویی خود را تباه كنیم
وقتی می‌دانید چه چیزهایی می‌تواند شما را مریض كند از آنها اجتناب می‌كنید مثلا می‌دانید كه اگر در سرما لباس كافی نپوشید سرما می‌خورید. حال اگر بدانید كه یك زندگی مشترك چگونه آسیب می‌بیند و به پایان می‌رسد می‌توانید جلوی این اتفاق را بگیرید و نگذارید كه زندگی زناشویی‌تان تباه شود. دكتر عدل می‌گوید اگر می‌خواهید زندگی زناشویی‌تان را تباه كنید، باید به موارد زیر عمل كنید.

1 ـ به تنها چیزی كه اهمیت می‌دهید خواسته‌های خودتان باشد و به خواسته‌های طرف مقابل خود فكر نكنید.

2 ـ در هر موردی شما از همسرتان بیشتر می‌فهمید. در همه موارد خود را عقل كل بدانید و همسرتان را نادان فرض كنید.

3 ـ فقط به احساسات خود اهمیت دهید و احساسات همسرتان را نبینید. مثلا ناراحتی شما خیلی مهم‌تر از ناراحتی همسرتان باشد.

4 ـ در هر جمعی ایرادات همسر خود را بگویید. در جمع به همسرتان احترام نگذارید و دایم او را مورد تمسخر قرار دهید.

5 ـ هرگز به اشتباهاتتان اقرار نكنید و معذرت نخواهید.

6 ـ هر چیزی را حسابی بزرگ كنید و از هر اتفاق كوچكی فاجعه بیافرینید.

7 ـ از همسرتان توقع هدایای گرانبها داشته باشید و ارزش هر چیز را با قیمت آن بسنجید.

8 ـ هرگز از همسرتان تشكر نكنید و هر كاری كه او انجام می‌دهد را پای وظیفه قرار دهید و كارهای خود را بزرگ ببینید.

9 ـ دائما همسرتان را با دیگران مقایسه كنید و به او بگویید كه دیگران از او بهترند.

10 ـ فقط از خودتان حرف بزنید و اصلا از احوال همسرتان باخبر نشوید.

11 ـ از هر جا ناراحتید سر همسرتان خالی كنید و دلیلش را هم به او نگویید.

12 ـ خانواده همسرتان را مسخره كنید و از آنها ایراد بگیرید.

13 ـ عشق‌ورزی نكنید و احساسات مثبت خود را به همسرتان منتقل نكنید.

14 ـ هرگز به همسرتان نگویید دوستت دارم.

15 ـ مرتب بكوشید همسرتان را تغییر دهید. از لباس پوشیدن و حرف زدن تا شخصیت و رفتارش را مورد انتقاد قرار دهید و بخواهید كه تغییر كند و آن طور كه شما دوست دارید باشد.

16 ـ از همسرتان توقع داشته باشید كه از نظر ظاهر، تیپ، اندام و… مثل هنرپیشه‌ها باشد.

17 ـ همیشه با بدترین سر و وضع بگردید و تا می‌توانید نجوش و بداخلاق باشید.

18 ـ دائما حسادت كنید و همسرتان را فقط برای خود بخواهید و او را از دوستان و خانواده و آشنایانش برانید.

19 ـ با خانواده همسرتان وارد روابط مالی شوید.

20 ـ وانمود كنید كه از نظر ظاهر و تیپ گرفته تا اخلاق، رفتار، خانواده و… از همسرتان برتر هستید.

21 ـ كاملا همسرتان را زیر سلطه خود بگیرید و نگذارید نفس بكشد.

22 ـ سراغ علایق همسرتان نروید. هرچه همسرتان دوست دارد مورد انتقاد قرار دهید.

23 ـ سر هر مساله كوچكی دعوا راه بیندازید و جر و بحث كنید.

عدل می‌افزاید، اگر دقت كنید خواهید دید كه هر كدام از ما دچار یك یا چند مورد از این اشتباهات می‌شویم و وقتی با مشكلات روبه‌رو شدیم دنبال دلیل می‌گردیم در حالی كه دلیلش خود ما بوده‌ایم.

حال اگر می‌خواهید زندگی زناشویی‌تان عاری از مشكلات شود به خودتان مراجعه كنید و افكار غیرمنطقی و رفتارهای غلط را در خود حذف كنید و آن گاه شاهد بهتر شدن زندگی باشید.

پنج شنبه 25/6/1389 - 18:13
ادبی هنری

آینده کتابی است که آن را امروز داری می نویسی !

پس آن گونه بنویس که فردا از خواندن آن لذت ببری .

دوشنبه 1/6/1389 - 9:19
فلسفه و عرفان

بسم الله الرئوف العادل

الهی عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک

من و شما انتظار داریم که تو هر کاری عدل و عدالت رعایت بشه تا هیچ کس ضرر نکنه .

اما گفتند المومن کیس

مومن خیلی زرنگه ! پای خودش که می افتد میزنه زیر حرفش و از خدا انتظار نوع دیگه ای از معامله رو داره . معامله بر اساس فضل خدا !

حالا اگه گفتی فرق بین فضل و عدل چیه ؟

فرض کن رفتی در مغازه میوه فروش محل و خرید کردی . خوب بابت خریدت هم پولش رو دادی . این شد عدل .

ولی فردا فروشنده چند تا سیب سرخ از سر بار میذاره تو یک کیسه و میفرسته در خونتون. هیچ پولی هم نمیخواد . از سر فضل و احسان این کار رو می کنه .

چند روز بعد هم شما داری یک غذایی رو می خوری ، می بینی خوشمزه است ، یک ظرف می فرستی در خونه فروشنده .

کم کم کار به جایی می رسه که اگه یک روز بهش سر نزنی ، اون میاد سراغت .

حالا دیدی فضل و احسان چه کار با دل آدم ها می کنه ؟

پس جا داره که مومن انتظار معامله بر اساس فضل خدا داشته باشه نه عدلش . چرا که اگه پای عدل بیاد وسط ، چیزی برای گفتن نداریم.

حدیث قدسی :
لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَیفَ اشتیاقی بِهِم لَماتوا شَوقاً
اگر آنان که از درگاه من روی برتافتند ، می دانستند که چقدر مشتاق آنان هستم ، هر آینه از شوق جان          می سپردند .
برداشتی آزاد از کتاب طوبی محبت
میرزا اسماعیل دولابی (جلد چهارم)
پنج شنبه 7/5/1389 - 10:48
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته