• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6331روز قبل
دعا و زیارت

امام مهدی در کلام امیر المومنین


   مقدمه
  (یا صاحب الزمان ادركنا)
 قال رسول اللّه‏ صلى الله علیه و آله : مَنْ حَفِظ مِنْ اُمَّتى اَرْبَعینَ حَدیثا مِمّا یَحْتاجُونَ اِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ دینِهِمْ بَعَثَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقیامَةِ فَقیها عالِما. [1]  پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله  فرمودند: هر كسى از امّت من چهل حدیث در مورد مسائل دینى كه مردم به آن نیاز دارند حفظ كند خداوند در روز قیامت او را فقیه و دانشمند بر انگیزد.
 صرف نظر از مجموعه احتمالاتى كه در معناى حفظ حدیث مطرح شده است
[2]
  یكى از شیوه‏هاى رایج در بین علماى پیشین این بوده است كه از طریق تدوین مجموعه ‏هاى چهل حدیث در زمینه موضوعات مختلف دینى كه مردم بدان نیاز داشته ‏اند به نشر معارف دین مى‏پرداختند.
 این كار را علما و اندیشمندان اسلامى به عنوان مرزبانان فرهنگ اسلامى با هدف حفظ و تحكیم و ترویج احكام و تعالیم دینى انجام مى‏دادند. البته وجود روایات زیادى كه در آنها به حفظ چهل حدیث سفارش شده است انگیزه‏اى بوده است كه اغلب علما در كنار تمام كارهاى علمى و فكرى و فرهنگى خود، به تدوین مجموعه‏ هاى چهل حدیث اهتمام بورزند تا از این طریق هم به انجام وظیفه خود یعنى ترویج فرهنگ اسلامى پرداخته باشند و هم به ثواب و فضیلتى كه در این روایات وعده داده شده است نائل آیند.
 متأسفانه به مرور زمان به موازات رواج پیدا كردن شیوه‏هاى جدید آموزشى و تبلیغات، مسأله تدوین چهل حدیث به فراموشى سپرده شد و یا حداقل از رونقى كه پیش از این داشت افتاده است.
 امّا به نظر مى‏رسد در شرایط كنونى یعنى كم شدن فرصت مطالعه افراد در نتیجه گسترش زندگى ماشینى تألیف مجموعه‏ هاى چهل حدیث در موضوعات مورد نیاز، هنوز از كار آیى بیشترى برخوردار مى‏باشد.
 از آنجا كه در دروه غیبت توجه به مسأله امامت و آشنایى با ابعاد مختلف معارف امام زمان‏علیه السلام  از اهمیت بسیار مهمى برخوردار است و از طرف دیگر راه شناخت درست این موضوع مراجعه به روایات پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه و آله  و ائمه اطهارعلیهم السّلام است، و به پاسداشت سال امام على‏علیه السلام  كه از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامى با هدف تبیین هر چه بیشتر معارف و رهنمودهاى آن حضرت انجام گرفته است بر آن شدیم تا از طریق بررسى مجموعه فرمایشات حضرت امیرالمؤمنین‏علیه السلام  بخشى از آن روایات را كه ابعاد مختلف شخصیت حضرت صاحب الزمان‏علیه السلام و وقایع زندگى و ویژگیهاى یاران و دوران حكومت آن حضرت را مورد اشاره قرار داده است با ترتیب مناسب به صورت یك مجموعه چهل حدیث جهت استفاده علاقمندان تهیه و منتشر سازیم. امید آن كه این تلاش ناچیز در حدّ خود به ترویج فرهنگ انتظار كمك نموده باشد.
 سید صادق سید نژاد
 پانزده شعبان 1421
 پاییز 1379
زمین خالى از حجّت نمى‏ماند
 در جهان بینى مكتب اهل‏بیت   ‏علیهم السّلام  انسان بدون امام معصوم، و زمین خالى از حجّت بحق الهى، نخواهد ماند؛ چرا كه بدون امام معصوم هدایت و كمال صحیح و شایسته انسانى میسّر نخواهد شد. بعلاوه حفظ نظام هستى به بركت وجود حجت‏هاى خداوند است. بر این حقیقت در جاى جاى روایات رسول اكرم‏صلى الله علیه و آله  و ائمه اطهارعلیهم السّلام  به شیوه‏هاى مختلف تصریح شده است. منتهى گاهى زمینه و شرایط براى حضور علنى و آشكار امام‏علیه السلام  فراهم است در نتیجه او به گونه‏اى كه همه مردم او را مى‏شناسند و به او دسترسى دارند در میان آن‏ها زندگى مى‏كند، اما در شرایط خاصى به جهت وجود خطرات جانى یا مصالح دیگرى كه خداوند به آنها عالم‏تر است مشیّت الهى اقتضاء مى‏نماید كه امام‏علیه السلام پنهان از چشم مردم زندگى كند. در این باره روایات زیادى نقل شده است. جهت آشنایى بیشتر با این موضوع به ذكر دو حدیث از روایات حضرت على‏علیه السلام  اكتفا مى‏شود.
  - عن على‏علیه السلام  قال: اللّهم انه لابدَّ لارضك من حجّة لك على خلقك، یهدیهم الى دینك و یعلّمهم علمك لئلا تبطل حجّتك و لا یضلّ أتباع اولیائك بعد اذ هدیتهم به اما ظاهر لیس بالمطاع او مكتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدایتهم فانّ علمه و آدابه فى قلوب المؤمنین مثبتة، فهم بها عاملون. [3]
 بار خدایا! همواره باید در روى زمین تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دینت راهنمایى كند، و علم تو را به آنها بیاموزد تا حجّت تو تباه نشود و پیروان اولیاء تو بعد از آنكه آن‏ها را هدایت كرده‏اى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] یا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمى‏كنند و یا از دیده‏ها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مى‏برند. اگر شخص و جسم او در حال هدایت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلب‏هاى عاشقان حق پایدار است و آن‏ها به آن علم و آداب پایبند هستند و به آن عمل مى‏كنند.
  - اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بیّناته و كم ذا و أین؟ اولئك واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً یحفظُ اللّه بهم حُججه و بیّناته... اولئك خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاةِ الى دینهِ. [4]
... بارخدایا آرى! زمین از امامى كه قیام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او یا آشكار و شناخته شده است یا ترسان و پنهان است تا حجت‏ها و دلیل‏هاى روشن خدا (یعنى اصول و احكام دین و تعالیم انبیاء) از بین نرود. اما اینكه ایشان چند نفرند و كجایند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آن‏ها بسیار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبه‏گى در نزد خداوند بسیار بزرگوارند. خداوند به وسیله ایشان حجّت‏ها و دلیل‏هاى روشن خود را حفظ مى‏كند... آنان خلفا و نمایندگان خدا در روى زمین هستند و مردم را به سوى دین و احكام و مقررات او دعوت مى‏كنند...
   نَسَب حضرت مهدى‏علیه السلام
 در لابلاى سخنان على بن ابیطالب‏علیه السلام  روایات زیادى در زمینه معرفى نسب امام زمان‏علیه السلام  به چشم مى‏خورد كه به یك بیان مجموعه این قبیل از روایات به سه دسته تقسیم مى‏شوند. در بخشى از آنها او را فرزند خودشان معرفى مى‏كنند، در قسمتى دیگر آن حضرت را از فرزندان حضرت فاطمه‏ علیها السّلام  و بالاخره در دسته‏اى از روایات حضرت مهدى‏علیه السلام  را از اولاد امام حسین‏علیه السلام  معرفى كرده‏ اند.
  - عن ابى جعفر محمد بن على‏علیه السلام  قال: خطب امیرالمؤمنین على بن ابیطالب‏علیه السلام  بالكوفة بعد منصرفه من النهروان... فحمد اللّه و اثنى علیه و صلىّ على رسول اللّه ‏صلى الله علیه و آله و ذكر ما انعم اللّه على نبیّه و علیه ثم قال: ...و مِنْ وُلدى مهدىُّ هذِهِ الاُمّة [5]
  امام محمد باقرعلیه السلام  مى‏فرمایند: امیرالمؤمنین على بن ابیطالب‏علیه السلام  وقتى كه از جنگ نهروان به كوفه برگشتند براى مردم خطبه‏ اى خواندند... در آن خطبه نخست خدا را سپاس گفتند و درود به روان پیامبرصلى الله علیه و آله  فرستادند و نعمت‏هایى را كه خداوند به رسولش و بر خود آن حضرت عنایت كرده است یكى یكى شمردند سپس در ادامه فرمودند: از جمله نعمت‏هاى خداوند بر من آن است كه مهدىّ این امّت از فرزندان من است.
  - عن زرّبن حبیش سمع علیّاً [علیه السلام ] یقول: المهدىّ رجلٌ منّا مِنْ وُلد فاطمة. [6]
 زرّبن حبیش شنید كه على بن ابیطالب‏علیه السلام  مى‏فرمود: مهدى مردى از ما اهلبیت و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا است.
  - ...عن على بن موسى الرضاعلیه السلام  عن ابیه... عن ابیه امیرالمؤمنین على بن ابیطالب‏علیه السلام  انه قال: التّاسِعُ مِنْ وُلْدِك یا حُسَیْنُ هُوَ القائِمُ بالحق...  [7]
  ... حضرت امام رضاعلیه السلام  از پدر بزرگوارش موسى بن جعفرعلیه السلام  و او نیز از پدرش... او از امام حسین‏علیه السلام  و آن حضرت از امیرالمؤمنین على بن ابیطالب‏علیه السلام روایت كرده است كه آن حضرت خطاب به امام حسین‏علیه السلام  فرمودند: نهمین فرزند تو اى حسین! قائم بر حقّ (مهدى‏علیه السلام ) است...
  - عن ابن العیاش قال: حدثّنى الشیخ الثقة ابوالحسین بن عبدالصمد بن علىّ... عن نوح بن دراج عن یحیى عن الاعمش ... انهم كانوا عند على‏بن ابیطالب‏علیه السلام ... و اذا اقبل الحسین‏علیه السلام  یقول: بأبى انت یا ابا ابن خیرة الاماء. فقیل یا امیرالمؤمنین ما بالك؟ تقول هذا للحسن و هذا للحسین‏علیه السلام ؟ و من ابن خیرة الاماء؟ فقال: ذاك الفقید الطرید الشرید م-ح-م-د بن الحسن‏ بن على‏ بن محمّد بن على‏بن موسى ‏بن جعفربن محمّدبن على ‏بن الحسین هذا و وضع یده على رأس الحسین‏علیه السلام.  [8]
   ابن عیاش در كتاب مقتضب مى‏گوید: شیخ ابوالحسین بن عبدالصمد بن على از نوح بن دراج و چند نفر دیگر نقل كرد كه آن‏ها در حضور امیرالمؤمنین‏علیه السلام  بودند، وقتى امام حسین‏علیه السلام  وارد شد حضرت به ایشان فرمودند: پدرم به قربان پدر فرزند بهترین كنیزها!
 به آن حضرت گفته شد: یا امیرالمؤمنین علّت چیست كه براى امام حسین‏علیه السلام  این تعابیر را به كار مى‏برید؟ فرزند بهترین كنیزها كیست؟
 حضرت على‏علیه السلام  در جواب فرمودند: او گمشده‏اى است كه از نزدیكان و خویشاوندان و وطن خود دور است، نام او م-ح-م-د فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین است؛ در این هنگام دست خود را بر سر مبارك امام حسین‏علیه السلام نهاده فرمودند: همین حسین‏علیه السلام .
 خاندان مهدى‏علیه السلام
 امیرالمؤمنین‏علیه السلام  در معرفى خاندان حضرت مهدى‏علیه السلام  از تعابیر زیادى استفاده كرده‏اند و هر یك از آن‏ها به گوشه‏ اى از واقعیّت دلالت دارند كه در مجموع به همراه توصیفات دیگرى كه از سایر ائمه ‏علیهم السّلام  نقل شده است به طور كامل شخصیّت امام عصرعلیه السلام  را به انسان‏ها مى‏شناسانند. به عنوان مثال در یك جا مى‏فرمایند: آن حضرت از قریش است. در مورد دیگر وى را از بنى‏هاشم معرفى مى‏كنند. در ضمن یكى دیگر از سخنانشان او را از عترت پیامبرصلى الله علیه و آله  مى‏خوانند و... كه هر كدام از این عبارات به بُعد خاصّى از شخصیت امام زمان‏علیه السلام  دلالت دارند و در نتیجه این اختلاف در الفاظ و عبارات با یكدیگر منافاتى ندارند و همه آن‏ها اوصاف یك حقیقت نورانى را روشن مى‏كنند.
  - عن الحسین بن على‏علیه السلام  قال: جاء رجل الى امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فقال له: یا امیرالمؤمنین نبئّنا بمهدیكم هذا؟ فقال: اذا درج الدارجون و قلّ المؤمنون و ذهب المجلبون فهناك. فقال: یا امیرالمؤمنین علیك السلام ممّن الرجل؟ فقال‏علیه السلام : من بنى‏هاشم من ذروة طود العرب... [9]
  از حسین بن على‏علیه السلام  نقل شده است كه آن حضرت فرمود: شخصى خدمت على‏علیه السلام آمد و به آن حضرت گفت: اى امیرمؤمنان براى ما از مهدى‏علیه السلام  سخن بگو. على بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: هنگامى كه رفتنى‏ها بروند و اهل ایمان كم شوند و آشوبگران و جنگ طلبان نابود گردند، در چنین شرایطى او ظهور خواهد كرد. آنگاه همان شخص عرضه داشت یا امیرالمؤمنین! درود و سلام بر تو باد، حضرت مهدى‏علیه السلام  از كدام طایفه است؟ حضرت فرمودند: او از بنى‏هاشم است كه بهترین طایفه عرب و قُلّه شرف و جوانمردى به حساب مى‏آید.
  - ...عن ابن زریر الغافقى، سمع علیاًعلیه السلام  یقول هو من عترة النبى‏صلى الله علیه و آله [10]
  نقل شده است كه ابن زریر غافقى شنید كه على بن ابیطالب‏علیه السلام  مى‏فرمایند: مهدى‏علیه السلام از عترت پیامبر اكرم‏صلى الله علیه و آله  است.
  - قال على بن ابى‏طالب‏علیه السلام : هو فتىً من قریش... [11]
  على بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: او (حضرت مهدى‏علیه السلام ) از قبیله قریش... است.
    نام مبارك مهدى‏علیه السلام
  در مجموعه سخنان حضرت على‏علیه السلام  با روش‏هاى مختلفى از نام مبارك امام زمان‏علیه السلام یاد مى‏شود. در یك مورد تصریح به نام آن حضرت غیر جایز دانسته شده است. در مورد دیگر از آن با اشاره سخن به میان مى‏آید و بالاخره در مورد دیگر به صراحت نام مخصوص بیان مى‏شود.
  - ...عن جابر بن یزید الجعفى قال: سمعت ابا جعفرعلیه السلام  یقول: سأل عمر امیرالمؤمنین‏علیه السلام عن المهدىّ فقال: یا ابن ابى طالب اخبرنى عن المهدىّ ما اسمُهُ؟ قال‏علیه السلام : امّا اسمُهُ فلا، انّ حبیبى و خلیلى عَهِدَ اِلىَّ ان لا اُحدِّث باسمِهِ حتّى یبعثه اللَّه عزّوجلّ و هو ممّا استودع اللَّه عزّوجلّ رسوله فى  علمه. [12]
  جابربن یزید جعفى مى‏گوید: از امام باقرعلیه السلام  شنیدم كه مى‏فرمود: روزى عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین‏علیه السلام  گفت: اى پسر ابوطالب! نام مهدى چیست؟ آنرا براى من بیان كن.
 على‏علیه السلام  فرمود: اسم اورا نمى‏گویم، چون حبیب و خلیل من )رسول اكرم ‏صلى الله علیه و آله ( با من عهد كرده است اسم او را براى كسى بیان نكنم تا اینكه خداوند وى را مبعوث و ظاهر گرداند و این از امورى است كه خداوند عزّوجلّ علم آن را نزد پیامبرش امانت و ودیعه نهاده است.
  - ...عن على بن ابیطالب‏علیه السلام  قال: المهدىُّ مولِدُهُ بالمدینة من اهل بیت النبىُّ اسمُهُ اسم نبىٍّ... [13]
  على بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: مهدى در مدینه به دنیا مى‏آید. او از اهل بیت پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله  است. و هم اسم با یكى از پیامبران است...
 در یكى از اشعار منسوب به حضرت على‏علیه السلام  در این باره آمده است:
فثم یقوم القائم الحق منكمو بالحق   یاتیكم  و بالحق ّ یعمل
سمىُّ   نبى ّ اللّه  نفسى فدائه فلا تخذلوه یا بنىّ و عجّلوا  [14]
 سپس آن قیام كننده بر حق، از میان شما قیام خواهد كرد. او حق را خواهد آورد و به آن عمل خواهد كرد.
 جانم فداى او كه همنام رسول خداصلى الله علیه و آله  است. اى فرزندان من! به یارى او بشتابید، مبادا او را بى یار و یاور رها سازید.
  - عن على‏علیه السلام  قال: اسم المهدىُّ  محمد [15]
  حضرت على‏علیه السلام  فرمود: اسم حضرت مهدى‏علیه السلام  محمد است.
سیماى مهدى‏علیه السلام
  به خصوصیات جسمانى و ویژگیهاى بدنى حضرت مهدى‏علیه السلام  در بخشى از روایات حضرت على‏علیه السلام  اشاره مى‏شود. در یكى از این روایات بطور كلى این ویژگیها بیان شده تا آنجا كه مى‏فرماید آن حضرت در خلقت خود شبیه پیامبراكرم ‏صلى الله علیه و آله  است، اما در تعدادى دیگر از روایات به توصیف خصوصیات چهره واعضاء بدن امام زمان‏علیه السلام مى‏پردازد.
 حضرت على‏علیه السلام  در توصیف ویژگیهاى جسمى مهدى‏علیه السلام  فرمودند:
  - ...فقال‏علیه السلام : رجلٌ اجلى الجبین، اقنى الأنف، ضخم البطن، اذیل الفخذین، ابلج الثنایا، بفخذه الیمنى شامة. [16]
 او مردى است كه پیشانى‏اش گشاد و درخشان است، بینى او خوش تراش و شكمش نسبتا بزرگ و رانهایش عریض مى‏باشد. دندان‏هاى سفید و درخشان دارد، و در ران سمت راست او علامتى هست.
اوصاف مهدى‏علیه السلام
 در دسته‏اى از روایات على بن ابیطالب‏علیه السلام  به اوصاف و ویژگى‏هاى روحى و اخلاقى امام زمان‏علیه السلام  پرداخته مى‏شود كه از جمله آنهاست:
  - ...ثم رجع الى صفة المهدى‏علیه السلام  فقال: اوسعكم كهفا و اكثركم علما و اوصلكم رحما، اللهم فاجعل بیعته خروجا من الغمّة و اجمع به شمل الامة... [17]
  حضرت على‏علیه السلام  در ادامه یكى از سخنانشان به تبیین صفات حضرت مهدى‏علیه السلام پرداخته، فرمودند: آستانه او در پناه دهى به بى پناهان از همه آستانه‏ها وسیع‏تر، و علم و دانش آن حضرت از همه زیادتر است و از همه مردم بیشتر به صله ارحام و پیوند با خویشاوندان توجه مى‏نماید. پروردگارا! بیعت او را پایان بخش همه اندوه‏ها قرار بده و تفرّق و پراكندگى امت اسلامى را به دست با كفایت آن حضرت به یگانگى مبدّل فرما...
  - ...عن اصبغ بن نباته قال: سمعت امیرالمؤمنین‏علیه السلام  یقول: صاحب هذا الامر الشریدُ الطریدُ الفرید الوحید. [18]
  اصبغ بن نباته مى‏گوید: شنیدم كه امیرالمؤمنین‏علیه السلام  مى‏فرمود: صاحب الامر (مهدى‏علیه السلام) كسى است كه در سرزمین‏هاى دور دست ساكن مى‏شود و از میان مردم كناره مى‏گیرد و به تنهایى زندگى مى‏كند.
  غیبت امام زمان‏علیه السلام
 یكى از پیشامدهاى بسیار مهم زندگى حضرت مهدى‏علیه السلام  واقع شدن غیبت مى‏باشد كه در دو مرحله انجام گرفته است. اولى بنام غیبت صغرى معروف است كه از سال  260هجرى یعنى از زمان شهادت امام عسكرى‏علیه السلام  آغاز شد و تا سال 329هجرى ادامه داشت و از این سال به بعد دوره غیبت كبرى آغاز مى‏شود كه تاكنون نیز ادامه دارد. در رهنمودهاى امیرالمؤمنین‏علیه السلام  به این موضوع و وقایعى كه در این دوره پیش خواهد آمد نیز اشاره شده است. در ضمن روایتى كه آن را حضرت عبد العظیم حسنى؛ با سلسله سند از على بن ابیطالب‏علیه السلام نقل مى‏كند چنین وارد شده است:
  - ...عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  قال: للقائم منّا غیبة امدها طویل كانّى بالشیعة یجولون جولان النّعم فى غیبته یطلبون المرعى فلا یجدونه، ألا فمن ثبت منهم على دینه و لم یقْسُ قلْبُهُ لطول امد غیبة امامه فهو معى فى درجتى یوم القیامة. [19]
 امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمود: براى قائم ما غیبتى هست كه مدت آن طولانى خواهد شد. شیعیان را در این زمان مى‏بینم كه همانند گلّه بى صاحبى كه در دشت پراكنده شده باشند به دنبال چرا گاه و مرتع مى‏گردند ولى آن را پیدا نمى‏كنند ]به جستجوى آن حضرت مى‏پردازند ولى او را نمى‏یابند.[
 آگاه باشید! در این دوره هر كسى از آنها )شیعیان( در دین و عقیده خود استوار و ثابت قدم بماند و قلبش به جهت طولانى شدن غیبت امامش قساوت پیدا نكند، او روز قیامت در نزد من و در جایگاهى كه من هستم خواهد بود.
  - ... عن الاصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  انّه ذكر القائم‏علیه السلام  فقال: أما لیَغیبَنَّ حتّى یقولَ الجاهلُ: ما للّه فى آلِ محمّدٍ حاجةٌ. [20]
از اصبغ بن نباته نقل شده است كه امیرالمؤمنین‏علیه السلام  روزى حضرت قائم‏علیه السلام  را یاد كردند و فرمودند: آگاه باشید! او غیبتى (طولانى) خواهد داشت به گونه‏اى كه نادانان (به مصالح الهى) بگویند: خداوند را در آل محمدصلى الله علیه و آله  برنامه‏اى نیست. )یعنى افراد نادان به جهت طولانى شدن دروه غیبت از ظهور آن حضرت مأیوس و ناامید خواهند شد(.
 علت غیبت امام زمان‏علیه السلام
 براى غیبت امام عصرعلیه السلام  علت و حكمت‏هاى زیادى در مجموعه روایات اهلبیت ‏علیهم السّلام ذكر شده است. در روایات امیرالمؤمنین‏علیه السلام  حداقل به سه علت اشاره شده است؛ یعنى شناخته شدن اهل هدایت از اهل گمراهى و ضلالت، و نداشتن بیعت ظاهرى هیچیك از سلاطین، و كوتاهى و ناسپاسى و ظلم مردم به عنوان فلسفه غیبت بیان گردیده است.
  - اِنّ القائم منّا اذا قام لم یكن لاحد فى عنقه بیعة فلذلك تخفى ولادته و یغیب شخصه [21]
  همانا قائم از ما آنگاه كه قیام كند بیعت كسى در گردن او نخواهد بود و به همین خاطر است كه تولد او به صورت پنهانى واقع خواهد شد و وجود او از دید و نظر مردم غایب خواهد بود.
  - ...فقال على‏علیه السلام ...اما واللّه لَأقتلنَّ انا و ابناى هذان و لیبعثنّ اللّه رجلا من ولدى فى آخر الزمان یطالب بدمائنا و لیغیبنّ عنهم تمییزا لاهل الضلالة حتى یقول الجاهل ما للّه فى آل محمد من حاجة.  [22]
  امیر مؤمنان‏علیه السلام  در حالیكه امام حسن‏علیه السلام  و امام حسین‏علیه السلام حضور داشتند خطاب به مردم فرمودند: اى مردم! آگاه باشید، سوگند به خدا من و این دو فرزندم به قتل خواهیم رسید. آن گاه خداوند شخصى از فرزندان مرا در آخر الزمان ظاهر خواهد كرد تا خون ما را از ستمگران طلب كند. او از دیده مردم غایب خواهد بود تا اهل ظلالت و گمراهى از دیگران شناخته شوند و این غیبت به قدرى طولانى خواهد شد كه مردمان نادان خواهند گفت: خداوند برنامه‏اى در آل محمدصلى الله علیه و آله  ندارد.
  - ...ان امیرالمؤمنین‏علیه السلام  قال عَلى منبر الكوفة...: واعلموا ان الارض لا تخلو من حجة للّه و لكن اللّه سیعمى خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم على انفسهم [23]
... مفضل‏بن عمر از امام صادق‏علیه السلام  روایت كرده است كه آن حضرت فرمود: روزى امیرالمؤمنین‏علیه السلام  در بالاى منبر مسجد كوفه فرمودند: ...اى مردم! بدانید زمین هرگز از حجت خدا (امام معصوم) خالى نخواهد ماند. اما خداوند متعال به زودى مردم را به خاطر ظلم و ستم و همینطور اسرافى كه درحق خودشان انجام مى‏دهند از دیدن حجت الهى محروم خواهد كرد. [یعنى مردم به جهت اعمال خودشان در آینده از دیدن امام معصوم محروم خواهند شد]
   فضیلت انتظار فرج
 همانطور كه پیش از این اشاره شد در دوره غیبت امام زمان‏علیه السلام  مشكلات و پیشامدهاى سختى بوقوع مى‏پیوندد به گونه‏اى كه اعتقادات بسیارى از مردم در نتیجه این امور متزلزل مى‏شود. جهت جلوگیرى از دچار شدن به این قبیل خطرات، هشدارهاى زیادى توأم با روشنگریهاى لازم در رهنمودهاى اهلبیت ‏علیهم السّلام  داده شده است كه به دو نمونه از آنچه در این زمینه در مجموعه روایات على بن ابیطالب‏علیه السلام  وارد شده است اشاره مى‏گردد.
  - عن محمد بن مسلم عن ابى عبداللَّه‏علیه السلام  قال: ...قال على‏علیه السلام : ...انتظروا الفرج و لا تیأسوا من روح اللَّه، فانّ احبَّ الاعمال الى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج... و المنتظر لأمرنا كالمُتَشَحِّطِ بدمه فى سبیل اللَّه. [24]
 محمد بن مسلم از امام صادق‏علیه السلام  نقل مى‏كند كه آن حضرت از پدران بزرگوارش و آنها از على‏علیه السلام  روایت كردند كه على‏بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: منتظر فرج  [امام زمان‏علیه السلام] باشید و از عنایت و توجهات خداوند ناامید نشوید. همانا محبوب‏ترین كارها در نزد خداوند عزّوجلّ انتظار فرج [امام زمان‏علیه السلام ] است.
 آنگاه در ادامه بیان فضیلت انتظار فرمودند:
 كسى كه منتظر امر ما (فرج امام زمان‏علیه السلام ) باشد، مانند رزمنده‏اى است كه در راه خداوند به خون خود آغشته شده باشد (اجر و پاداش شهید را دارد).
  - قال زیدبن صوحان العبدى: یا امیرالمؤمنین! أى الاعمال احبّ الى اللّه عزّوجلّ؟ قال‏علیه السلام : انتظار الفرج من اعظم الفرج. [25]  
 زیدبن صوحان عبدى گفت: یا امیرالمؤمنین! كدامیك از اعمال در نزد پروردگار عالم محبوب‏تر است؟ حضرت فرمودند: انتظار فرج.
 احوال مردم آخرالزمان
 شاید بتوان گفت كه بیشترین مطالب مربوط به معارف امام زمان‏علیه السلام  كه از زبان حضرت على‏علیه السلام  نقل شده است به تبیین اوضاع آخرالزمان و وقایعى كه در آن دوره پیش مى‏آید اختصاص دارد. آن حضرت ضمن تشریح آن پیشامدها چگونگى مقابله با آن‏ها را نیز بیان مى‏نمایند.
 این حوادث شامل مسایل فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى و تربیتى و طبیعى مى‏گردد. از آنجا كه كم و بیش خیلى از این ویژگى‏ها در دوره ما حداقل در بعضى از عرصه‏ها به چشم مى‏خورد، جهت آشنایى بیشتر و چاره اندیشى مناسب‏تر به مواردى از آن‏ها اشاره مى‏شود. بدان امید كه موجب تنبه و بیدارى‏مان شده و از طریق آشنا شدن با این امور پیشاپیش تدابیرى را اتخاذ كنیم كه از عوارض منفى آن‏ها خود و جامعه‏مان را در امان نگه داریم.
  - یأتى على النّاس زمان لا یُقَرَّبُ فیه الّا الماحِلُ و لا یُظَرَّفُ فیه الّا الفاجِرُ، وَ لا یُضَعَّفُ فیهِ اِلّا الْمُنْصِفُ، یَعُدّونَ الصَّدَقَة فیه غُرْما، و صِلةَ الرَّحِمَ مَنّاً، و العبادَةَ اسْتِطالَةً على النّاسِ! فَعِنْدَ ذلِكَ یكونُ السُّلْطانُ بمشوَرَةِ الاِماءِ و امارة الصبیانِ و تدبیر الخِصیان. [26]    
 روزى خواهد آمد كه در آن سخن چین‏ها مقرّب خواهند شد و افراد بدكار، زیرك خوانده مى‏شوند، افراد با انصاف را ناتوان به حساب مى‏آورند، صدقه و انفاقِ در راه خدا را غرامت پندارند، و صله رحم و آمد و شد با خویشاوندان را با منّت انجام مى‏دهند، و بندگى و اطاعت خدا را وسیله فخر فروشى براى مردم قرار مى‏دهند. در چنین زمانى حكومت با مشورت زنان و امارت كودكان و تدبیر خواجه‏ گان انجام مى‏گیرد.
  - روى اصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  قال: سمعته یقول: یظهر فى آخرالزمان و اقتراب الساعة و هو شرّ الازمنة نسوة كاشفات عاریات متبرجات، من الدین خارجات، و الى الفتن مائلات، و الى الشهواتِ و اللّذّاتِ مسرعات، للمحرماتِ مستحِلّات، و فى جهنم خالدات. [27]   
 اصبغ بن نباته مى‏گوید: شنیدم كه امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمودند: در آخر الزمان كه بدترین زمانهاست در موقعى كه روز قیامت نزدیك شود زنانى ظاهر مى‏شوند بدون حجاب، در حالى كه زینت‏هاى آن‏ها پیداست در انظار عمومى رفت و آمد مى‏كنند، آن‏ها از دین خارج مى‏گردند (به احكام دینى پایبند نمى‏باشند) و به امور فتنه‏انگیز وارد مى‏شوند و به سوى شهوات و لذت‏جویى‏ها روى مى‏آورند، حرام‏هاى خدا را حلال مى‏شمارند. اینگونه از زنان در جهنم خواهند ماند.
   - و فقهاؤهم یفتون بما یشتهونَ، و قُضاتُهُم یقولونَ مالا یَعْلمونَ و اكثُرهمْ بالزورِ یشهدونَ! من كان عنده دراهم كان موقّراً مرفُوعاً و من یعلمون انه مقلّ فهو عندهُم موضُوع [28]
  فقیهان آخرالزمان طبق آنچه كه دلشان بخواهد فتوا مى‏دهند، و قاضى‏هایشان به چیزى كه نمى‏دانند حكم مى‏كنند و بیشتر آن‏ها به دروغ شهادت مى‏دهند. كسى كه پول دارد در نزد آن‏ها عزیز و محترم است، ولى شخصى كه بى‏پول باشد در پیش آن‏ها زبون و حقیر است.
  - عن النزال بن سبرة قال خطبنا علىّ‏بن ابیطالب‏علیه السلام  فحمد اللّه و اثنى علیه، ثم قال: سلونى ایها الناس قبل ان تفقدونى ثلاثاً فقام الیه صعصعة بن صوحان، فقال: یا امیرالمؤمنین! متى یخرج الدجّال؟...فقال‏علیه السلام  احفظ! فان علامة ذلك اذا امات الناس الصلاة، واضاعوا الامانة و استحلّوا الكذب، و اكلوا الربا، و اخذوا الرّشا، و شیّدوا البنیان و باعوا الدین بالدنیا و استعملوا السفهاء و شاوروا النساء، و قطعوا الارحام، و اتّبعوا الاهواء و استخفّوا بالدماء و كان الحلم ضعفاً، و الظلم فخراً... [29]
  نزال‏بن سمره مى‏گوید: على‏بن ابیطالب‏علیه السلام  براى ما خطبه ‏اى خواند و خداوند را حمد گفته و ستایش كرد، سپس فرمود: قبل از آنكه من از میان شما بروم از من سؤال كنید (این جمله را سه مرتبه تكرار كرد) در این موقع صعصعة بن صوحان از جاى خود بلند شد و گفت: یا امیرالمؤمنین! دجال در چه زمانى خروج مى‏كند؟
 ...حضرت فرمود: آنچه را مى‏گویم به خاطر بسپار! دجال وقتى ظهور خواهد كرد كه مردم نماز را ترك كنند و امانت را ضایع سازند و دروغ گفتن را مباح شمارند و رباخوارى كنند و رشوه بگیرند و ساختمان‏ها را محكم سازند و دین را به دنیا بفروشند و سفیهان را به كار بگمارند و با زنان مشورت نمایند (در آن مواردى كه خارج از عهده آنهاست) و صله ارحام را قطع كنند و از هوى و هوس‏ها پیروى كنند و خون یكدیگر را ناچیز بشمارند. حلم و بردبارى را نشانه و علامت ضعف و ناتوانى بدانند و ستم را افتخار به حساب آورند...
  - عن على‏علیه السلام  قال: یأتى على الناسِ زمان همّتُهم بطونهم، و شرفُهُم متاعهم و قبلتهم نساؤهم و دینهم دراهمهم و دنانیرهم، اولئك شرار الخلق، لا خلاق لهم عنداللّه. [30]
 امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمودند: براى مردم زمانى خواهد آمد كه در آن زمان همّت و هدف آن‏ها شكمشان خواهد بود. شرف و اعتبارشان به كالا و اموالشان بستگى دارد. قبله آن‏ها زنانشان و دینشان درهم و دینارشان (پولشان) است. آن‏ها بدترین مردمند كه در نزد خداوند بهره و سهمى براى آن‏ها نیست.
  - عن على‏علیه السلام  قال: یاتى على الناس زمان لا یتبع فیه العالم و لا یستحیى فیه من الحلیم و لا یوقّر فیه الكبیر و لا یُرحَمُ فیه الصغیر یقتل بعضهم بعضاً...  [31]
  على بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: براى مردم زمانى مى‏آید كه در آن زمان از عالم پیروى نمى‏شود و از افراد صبور و با حلم حیا نمى‏كنند (او هر اندازه در مقابل بدى مردم حلم نشان مى‏دهد آن‏ها حیا نمى‏كنند) در آن دوره بزرگ را گرامى نمى‏دارند و به كوچك رحم نمى‏كنند. بعضى از مردم بعض دیگر را به قتل مى‏رسانند... (مردم همدیگر را بدون دلیل مى‏كشند)
عن عاصم بن ضمرة عن على‏علیه السلام  انه قال: لتملانّ الارض ظلما و جوراً حتى لا یَقُولَ اَحَد اللّه الاّ مستخفیاً، ثم یاتى اللّه بقومٍ صالحین یملَؤُونها قِسطاً و عدلاً كما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً. [32]
  عاصم بن ضمره از حضرت على‏علیه السلام  روایت كرده است كه آن حضرت فرمودند: [در آخر الزمان] زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد به گونه‏اى كه حتى یك نفر لفظ اللّه را بر زبان جارى نخواهد كرد مگر در نهان، بعد از این دوره است كه خداوند مردم صالحى را خواهد آورد كه زمین را پر از عدل و داد كنند همان گونه كه پیش از آن پر از ظلم و ستم شده است.
  - ان بین یدى القائم‏علیه السلام  سنین خدّاعة یُكَذَّبُ فیها الصادق و یصدّق فیها الكاذِبُ و یُقَرّبُ فیها الماحِلُ و ینطق فیها الرُّویَبْضَةُ قلت و ما الرُّویَبْضَةُ و ما الماحِلُ؟ قال: او ما تقرؤون القرآن قوله و هو شدیدُ المِحال قال: یُریدُ المكر، فقلتُ و ما الماحِلُ؟ قال: یرید المكّارَ. [33]
 حضرت على‏علیه السلام  مى‏فرمایند: قبل از قیام قائم سال‏هاى پر خدعه و نیرنگى در پیش است، در این سال‏ها راستگویان دروغگو شمرده مى‏شوند در عوض دروغگویان راستگو شناخته مى‏شوند، در این سال ماحل تقرب پیدا مى‏كند و رویبضة در سخن گفتن پیشقدم مى‏گردد.
 راوى مى‏گوید: عرض كردم ماحل و رویبضه به چه كسانى گفته مى‏شود؟ حضرت فرمودند: مگر در قرآن نخوانده‏اى كه خداوند مى‏فرماید: و هو شدید المحال قال‏علیه السلام : یرید المكر فرمودند: منظور از ماحل آدم مكارى است كه به وسیله مكر زیاد مردم را به خود متوجه مى‏كند.
 تذكر: در این روایت رویبضة معنى نشده است در جاى دیگر به مناسبتى پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله  مى‏فرمایند:
 رویبضة الرجلُ التّافِهُ ینطقُ فى امر العامّةِ
 یعنى مرد حقیر و بى شخصیتى كه علیرغم عدم شایستگى، در امور عامّه مردم دخالت مى‏كند و به جاى آن‏ها اظهار نظر مى‏نماید.
    نشانه ‏هاى ظهور مهدى‏ علیه السلام
  در روایات، براى ظهور امام زمان‏علیه السلام  نه تنها وقت خاصى تعیین نشده بلكه از تعیین كردن وقت براى آن منع شده است. ولى در عین حال براى آن علائم و نشانه‏هایى ذكر شده كه مردم مى‏توانند از طریق آن علامت‏ها، نزدیكى وقت ظهور را تشخیص دهند. این نشانه ‏ها به چند قسم تقسیم مى‏شوند: علائم حتمى و غیر حتمى، علائم سال ظهور و علائم سالهاى دورتر، علائم اجتماعى و اخلاقى و طبیعى و... از میان مجموعه روایاتى كه از حضرت على‏علیه السلام  در این باره نقل شده است به ذكر دو مورد اكتفا مى‏شود:
  - ...عن ابى رومان، عن على‏علیه السلام  قال: اِذا نادى منادٍ من السماء، ان الحقّ فى آل محمّدٍ فعند ذلك یظهر المهدىُّ على أَفواهِ النّاس، و یشربون ذكره فلا یكون لهم ذكرٌ غیرُهُ. [34]  
  ابى رومان از على بن ابیطالب‏علیه السلام  روایت كرده است كه آن حضرت فرمودند: وقتى كه منادى از آسمان ندا دهد كه به تحقیق حق با آل محمدصلى الله علیه و آله  است. در این ایام نام حضرت مهدى‏علیه السلام  بر سر زبان‏ها مى‏افتد و جهان مالامال از نام آن حضرت مى‏شود به گونه‏اى كه از غیر او ذكرى به میان نمى‏آید.
  - عن الصادق‏علیه السلام  عن آبائه‏ علیهم السّلام  ان علیّاعلیه السلام  قال: اذا وَقَعَت النارُ فى حجازكم و جرى الماء فى نجفكم فَتَوَقَّعوا ظُهورَ قائِمكمْ.((  اثباة الهداة، ج  3ص )) .578
  امام صادق‏علیه السلام  از پدران بزرگوارش‏ علیهم السّلام  و آنها از على‏بن ابیطالب‏علیه السلام روایت مى‏كنند كه آن حضرت فرمودند: آنگاه كه آتش در حجاز شعله ور شود و سیل در نجف جارى گردد منتظر ظهور قائم‏علیه السلام  باشید.
 
یاران مهدى علیه السلام
  درباره اوصاف یاران امام زمان‏علیه السلام  و تعداد آنها و شهرهایشان و رابطه آنان با امام‏علیه السلام  و چگونگى بیعت و تبعیّت‏شان از آن حضرت، روایات زیادى وارد شده است. در این زمینه از على بن ابیطالب‏علیه السلام  چنین آمده است:
  - عن حكیم بن سعد عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  قال: اصحاب المهدىّ شبابٌ لاكهول فیهم الّا مثل كحل العین و الملح فى الزاد و اقل الزاد الملح. [35]
  حكیم بن سعد از امیرالمؤمنین‏علیه السلام  روایت مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: یاران مهدى‏علیه السلام  همه جوان هستند، در میان آنها پیرمرد یافت نمى‏شود مگر به اندازه سرمه در چشم و نمك در طعام، و همانطور كه بر همگان معلوم است كمترین قسمت غذا را نمك تشكیل مى‏دهد.
  - قال امیرالمؤمنین‏علیه السلام : ...ثم اذا قام تجتمع الیه اصحابه على عدّة اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلثمأة و ثلاثة عشر رجلا، كلّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحدید لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرّواسى لازالوها عن مواضعها فهم الذین وحّدوا اللّه به حق توحیده، لهم باللیل اصوات كاصوات الثواكل خوفا من خشیة اللّه تعالى، قوّام اللیل، صوّام النهار، و كانّما ربّاهم أبٌ واحدةٌ قلوبهم مجتمعة بالمحبة و النصیحة... [36]
  امیرالمؤمنین‏علیه السلام  مى‏فرماید: ...چون قیام كند جمع مى‏شوند به سوى او یارانش كه به شماره اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ایشان سیصد و سیزده نفرند. همه آنها شیرانى هستند كه از كمینگاه‏هاى خود بیرون آیند مانند پاره‏هاى آهن، اگر ایشان اراده كنند كه كوه‏هاى سخت را از جا بِكَنند هر آینه آنها را از جاهاى خود مى‏كَنند. پس ایشانند كسانى كه خدا را به وسیله مهدى بیگانگى پرستش مى‏كنند. براى ایشان در شبها، صداهایى مانند صداهاى زنهاى جوان مرده از ترس خدا است نماز گذارندگانند در شبها و روزه دارانند در روز، گویا یك پدر و یك مادر آنها را تربیت كرده‏اند. دلهاشان در دوستى كردن به همدیگر و پند دادن به یكدیگر با هم جمع و یكى است
حكومت مهدى علیه السلام
  به اعتقاد شیعه، امام زمان‏علیه السلام  از طریق تشكیل یك حكومت جهانى بر اساس تعالیم عالیه اسلام تمام نارسایى‏ها را از سرتاسر عالم برطرف خواهد كرد و عدل و داد را در روى زمین مستقر خواهد ساخت. در سخنان پیامبر اكرم‏صلى الله علیه و آله  و هر یك از ائمه اطهارعلیهم السّلام  درباره ویژگى‏هاى حكومت حضرت مهدى‏علیه السلام  و كارهایى كه در آن دوره انجام خواهد یافت مطالب زیادى به چشم مى‏خورد كه مجموعه آنها تصویر بسیار روشنى از یك حكومت اسلامى كامل را نشان مى‏دهند. در اینجا به عنوان نمونه به بعضى از روایاتى كه در این زمینه از امیرالمؤمنین‏علیه السلام  نقل شده است اشاره مى‏گردد:
  - حدثنا عبداللّه بن مروان، ...عن علىٍ‏علیه السلام  قال: یلى المهدىُّ امرَ النّاسِ ثلاثین سنة او اربعین سنة... [37]
  عبداللّه بن مروان روایت كرده است كه على‏بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: حضرت مهدى‏علیه السلام  سى یا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت.
  - یعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهُدى على الهوى و یَعْطِفُ الرأىَ على القرآنِ اذا عطفوا القرآنَ على الرّأىِ ... فَیُریكُمْ كیف عدلُ السیرةِ، و یُحیىِ مَیِّتَ الكتابِ و السّنةِ... [38]
  [امام زمان‏علیه السلام  وقتى كه ظهور كند] هواهاى نفسانى را به هدایت و رستگارى برمى‏گرداند در آن روزگارى كه مردم هدایت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آراء و اندیشه ‏هاى مردم را تابع قرآن مى‏كند در آن روزگارى كه آن‏ها قرآن را تابع آراء و اندیشه‏ هاى خود كرده ‏اند... او به شما نشان خواهد داد كه عدالت در كشوردارى چگونه است. هم چنین او تعالیم فراموش شده قرآن و سنّت را زنده خواهد ساخت...
  - قال امیرالمؤمنین‏علیه السلام : ...فلا یترك عبداً مسلما الّا اشتراه واعتقه، و لا غارماً الّا قضى دینه، ولا مظلمةً لِاَحَدٍ من النّاس الّا ردّها، و لا یُقْتَلُ منهم عبدٌ الّا ادّى ثمنه... و لایُقتَلُ قتیلٌ الا قضى عنه دینهُ، و اَلْحَقَ عیالَهُ فى العطاء حتى یملأ الارض قسطا و عدلاً كما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً و عدواناً... [39]
  امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمودند: ...حضرت مهدى‏علیه السلام  برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اینكه آن را خریده و آزاد خواهد ساخت و بدهكارى نخواهد ماند مگر آنكه بدهى او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقى به گردن و ذمه هر كس كه باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. كسى كشته نمى‏شود مگر اینكه دیه آن را خواهد پرداخت. هیچ كسى كشته نخواهد شد مگر اینكه بدهى‏هاى او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود و خانواده‏اش را همانند سایر افراد جامعه اداره خواهد كرد تا زمین را از عدل و داد پر كند به همان صورتى كه پیش از آن از ظلم و بیداد پر شده باشد...
  - قال على‏علیه السلام : ...لو قد قام قائمنا لَذَهبَتِ الشحناء من قلوب العباد و اصطلحتْ السباع و البهائم حتى تمشى المرأة بین العراق الى الشام... على رأسها زینتها لا یهیجُها سبعٌ و لا تخافه... [40]
  امیرالمؤمنین‏علیه السلام  مى‏فرماید: ...آنگاه كه قائم ما اهلبیت‏علیه السلام  قیام كند كینه‏ها از دل‏ها بیرون خواهد رفت حتى حیوانات درنده و وحشى نیز با هم سازگار خواهند شد و به یكدیگر ضرر نخواهند رساند، در آن روزگار به اندازه‏اى امنیّت زیاد خواهد بود كه یك زن در حالى كه همه زینت و زیور آلاتش همراه اوست از عراق تا شام را بدون ترس و دلهره به تنهایى خواهد پیمود.
حضرت مهدى‏ علیه السلام  در قرآن
  در آیات قرآن كریم به صراحت نامى از امام زمان‏علیه السلام  به میان نیامده است، ولى از آنجا كه ائمه اطهارعلیهم السّلام  مفسران حقیقى قرآنند در تفسیر بسیارى از آیات، آنها را به مسأله مهدویّت و معارف امام زمان‏علیه السلام  تطبیق و تفسیر نموده‏اند. از جمله آیاتى كه آنها را حضرت على‏علیه السلام مربوط به امام زمان‏علیه السلام  دانسته ‏اند این دو آیه اس ت :
  - عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  قال: النُورُ القرآن، و النور اسمٌ من اسماء اللّه تعالى... قال اللّه تعالى فى سورة النور: اللّه نور السماواتِ و الارضِ مَثَلُ نورهِ كمشكاةٍ فیها مصباح المصباح فى زجاجة  الزجاجة كانها كوكب درّىٌ... [41]
  فالمشكاةُ رسول اللّه‏صلى الله علیه و آله  و المصباحُ الوصىُّ، و الاوصیاءُ علیهمُ السلامُ و الزجاجةُ فاطمةُ، و الشجرة المباركة رسول اللّه‏ صلى الله علیه و آله  و الكوكب الدُّرى القائم المنتظر الذى یملأ الارضَ عدلاً. [42]
  امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمودند: نور همان قرآن است. و نور اسمى از اسم‏هاى خداوند تبارك و تعالى نیز هست. خداوند عزّوجلّ در سوره نور مى‏فرمایند: خدا نور آسمان‏ها و زمین است، نور او همانند مشكاتى است كه درآن چراغى باشد و آن چراغ در میان شیشه‏اى كه تلألؤ آن همچون ستاره‏اى است درخشان و روشن از درخت مبارك زیتون...
 آن‏گاه فرمودند: مشكات رسول خداصلى الله علیه و آله  است و مصباح وصى و اوصیاء هستند، منظور از زجاجه حضرت فاطمه زهراعلیها السّلام  است، و مراد از كوكب دُرّى حضرت قائم المنتظرعلیه السلام  است. كسى كه زمین را پر از عدل و داد مى‏كند.
  -  [قال] امیرالمؤمنین على‏بن ابیطالب‏علیه السلام : المستضعفون فی الارض، المذكورون فى الكتاب [43]   الذین یجعلهم اللّه ائمّة، نحن اهل البیت؛ یبعث اللّه مهدیّهم فیعزّهم و یذلّ عدوّهم. [44]
  حضرت على علیه السلام  مى‏فرمایند: مستضعفان در زمین كه در قرآن یاد شده‏اند و خداوند وعده داده است آنها را پیشوایان مردم قرار دهد، ما اهل بیت هستیم و خداوند، مهدى ما اهل بیت ‏علیهم السّلام  را  [در آخر الزمان] بر مى‏انگیزاند تا آنها را عزیز و دشمنانشان را خوار و ذلیل كند.

[1]   خصال، ج  2ص  541ح  .15
[2]   در مورد معناى حفظ حدیث نظرات زیادى ابراز شده است كه از جمله آنهاست:
 - به ذهن سپردن.
 - محافظت و نگهبانى از احادیث تا از بین نروند خواه از طریق به ذهن سپردن یا نوشتن یا نقل كردن براى دیگران با هر وسیله ممكن...؛ به یكى از وجوه شش گانه كه علماى حدیث مى‏گویند یعنى شنیدن از استاد، خواندن بر استاد، شنیدن از دیگرى در حال خواندن آن بر استاد، با اجازه استاد آن را نقل كردن، و... (اربعین شیخ بهایى، ص  65و   66)
[3]   كمال‏الدین، ج  1ص  302ح  .11
[4]   نهج‏البلاغه فیض الاسلام، حكمت  139ص  .1158
[5] معانى‏الاخبار، ج  1ص  138باب  28ح  9ط دار الكتب الاسلامیه؛ بحارالانوار، ج  35ص  .45
[6] ملاحم ابن طاووس، ص  175ح  203 كنزالعمال، ج  14ص 591ح  .39675
[7]    كمال الدین، ج  1ص  304 اثباةالهداة، ج  6ص 395
[8]   بحارالانوار، ج  51ص  110و 111
[9]    بحارالانوار، ج  51ص 115
[10]    فتن ابن حماد،  264ح  1043ط دار الكتب العلمیة،؛ ملاحم ابن طاووس، ص  320ح  459ط مؤسسه صاحب الامرعلیه السلام .
[11]   ملاحم ابن طاووس، ص  155ح 193
[12]   كمال الدین، ج  2باب  56ص 648
[13]     عقدالدرر، ص  64 عرف السیوطى، الحاوى، ج  2ص 73
[14]   بحارالانوار، ج  51ص 132
 [15]   برهان المتقى، ص  101ح  .8
[16]    منتخب الاثر، ص  151ح 30
[17]   غیبة نعمانى، ص  212 – 214،  بحار الانوار، ج  51ص 115
[18]   كمال الدین، ج  1ص  303 اثباة الهداة، ج  3ص  571
[19]   كمال الدین، ج  1ص  303ح 14
[20]   كمال الدین، ج  1ص  302ح )) .9
[21]      بحار الانوار، ج  51ص  109و  110ح 1
[22]   غیبت نعمانى، ص  140و 141
[23]   بحار الانوار، ج  51ص  112و  113ح 8
[24]   الخصال، ج  2ص  740حدیث اربعمأة، ط انتشارات علمیه اسلامیه. 
[25]   بحار الانوار، ج  52ص 122
[26]    نهج‏البلاغه فیض الاسلام، حكمت  98ص 1132
[27]   منتخب‏الاثر، ص  426ح  4ط مكتبة الصدر.
[28]   بشارةالاسلام، ص  80ط دار الكتب الاسلامى؛ الزام الناصب، ص 185ط مؤسسه مطبوعاتى حق بین، با كمى اختلاف، به نقل از روزگار رهایى.
[29]     بحارالانوار، ج  52ص  192و 193
[30]   كنزالعمال، ج  11ص  192ح 31186
[31] كنزالعمال، ج  11ص  192 ح  31187
[32]     بحارالانوار، ج  51ص  117 منتخب الاثر، ص 484
[33]     غیبت نعمانى، ص 278
[34]     منتخب الاثر، ص  163و 443 ملاحم ابن طاووس، ص  129ح .136
[35]     بحارالانوار، ج  52ص  333ح 63
[36]     نوائب الدّهور فى علائم الظهور، ج  2ص  114ط كتابخانه صدوق.
[37]   كنزالعمال، ج  14ص  591ح  39646  منتخب الاثر، ص 487
[38]   نهج‏ البلاغه فیض الاسلام، خ  138ص  424و 425
[39]     بحارالانوار، ج  52ص  224و 225
[40]      بشارة الاسلام ص 236
[41]   سوره نور، آیه 35
[42]     معجم احادیث المهدى‏علیه السلام ، ج  5ص  274ح 1699
[43]     اشاره به آیه و نرید انّ نمنّ على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین؛ و خواستیم بر كسانى كه در آن سرزمین مستضعف واقع شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث  [زمین] كنیم. سوره قصص، آیه 5
[44]   منتخب الانوار المضیئة، سید بهاء الدین على النیلى النجفى، ص 30
شنبه 24/12/1387 - 15:12
دعا و زیارت

رجعت در اندیشه شیعى

رجـعـت یـكى از مسائل پیچیده مربوط به دوران ظهور حضرت مهدى (عج ) است ,بر اساس این عـقـیـده گروهى از مومنین به این جهان بازمى گردند تا ظهور دولت حق را مشاهده كنند و از شـكـوفـایـى آن لذت ببرند, و نیز گروهى از منافقین بازگردانده مى شوند تا كیفر دنیوى اعمال ناشایست خویش را بچشند.
رجعت یكى از عقاید ویژه مذهب تشیع است كه از دیرباز, شیعه امامیه بر آن بوده اند و بدان معروف گـشـتـه انـد و بـه واسطه اعتقاد به آن مورد طعن دشمنان قرارگرفته اند, بحثها و گفتگوهاى فراوانى در این باره میان بزرگان شیعه و مخالفین آنهارخ داده كه تاریخ آن را ثبت و ضبط نموده است ((1)) . در این زمینه روایات بسیارى از خاندان نبوت به دست ما رسیده است .
طبق گفته علامه مجلسى نـزدیـك بـه دویـسـت روایـت در این باب وجود دارد, وى بیشتر آنها رادر كتاب بحارالانوار باب رجعت گرد آورده است ((2)) . در قرآن مواردى وجود دارد كه امكان رجعت را در این امت به ثبوت مى رساند.
براساس قرآن كریم گروههایى با افرادى پس از مرگ زنده شده و تا مدتى به حیات مجدد خود ادامه داده اند.
در ادامه مقاله به این موارد اشاره خواهیم كرد.
البته اغلب این شواهد صرفا امكان قضیه را مى رساند, ولى دو مورد در قرآن كریم صراحتارجعت اشاره دارد: در سوره نمل مى خوانیم : ویوم نحشر من كل امه فوجا ممن یكذب بیاتنا (النمل , 27 : 83).
روزى خواهد آمد كه از هر گروهى دسته اى را برمى انگیزیم , از كسانى كه آیات ما رامورد تكذیب قرار مى دهند.
ایـن آیه صراحت دارد كه دسته هایى از ستمكاران برانگیخته مى شوند, نه همه آنها,و منظور از آن برانگیخته شدن در روز قیامت نیست , چون حشر قیامت , رستاخیزى همگانى است : وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا (الكهف , 18 : 47) آنها را برانگیختیم , هیچ كس را فروگذار ننمودیم و نیز در قرآن كریم آمده است : وكل اتوه داخرین همه نزد او آیند, در حالى كه خوار و زبونند.
و همچنین آیه ربنا امتنا اثنتین و احییتنا اثنتین دلالت بر رجعت دارد, زیرا از دومرگ و دو زنده شدن خبر مى دهد, میراندن نخست , پس از حیات نخست , ومیراندن دوم , پس از حیات در رجعت .
آرا دانشمندان شیعه درباره رجعت
شیخ ابوجعفر صدوق (متوفاى 381 ه ق ) در كتاب اعتقادات مى گوید: عقیده ما درباره رجعت آن است كه آن را حق مى دانیم .
سـپـس شواهدى را بر امكان آن , از قرآن ارائه مى كند و به داستان گروهى كه از دیارخود بیرون شـدند تا به گمان خود, خود را از خطر مرگ (طاعون ) رهایى دهند, امافرمان مرگ آنان رسید, و سپس زنده گردیدند اشاره مى كند.
(البقره , 2 : 243) و نـیـز به داستان مردن و زنده شدن عزیز اشارت دارد, كه در آیه 259 همان سوره آمده است , و هـمـچـنـین به زنده شدن قوم موسى (ع ) پس از آنكه صاعقه آنان رافراگرفت (البقره , 2 : 56) و اصـحـاب كـهـف كـه زنده شدند و سپس به جایگاه خودبازگشتند (الكهف , 18 : 18 تا 25) اشاره مى كند.
پس از آن اضافه مى كند: رجعت در امم سالفه نیز واقع گردیده و در این امت نیز واقع مى گردد, چـنـانكه از پیغمبر اكرم (ص ) روایت شده : هرآنچه در امتهاى گذشته انجام گرفته , در این امت نیز انجام مى گیرد.
صدوق به این آیات قرآنى نیز استدلال مى كند: ویوم نحشر من كل امه فوجا ممن یكذب بیاتنا وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا پـایـه اسـتدلال با قرآن درباره امكان و وقوع رجعت , بر همین اساس استوار است ,چنانكه خواهیم آورد.
شیخ ابوعبداللّه مفید (متوفاى 413 ه ق ) در جواب پرسش از مساله رجعت مى گوید: خـداونـد, پـیـش از روز رستاخیز, گروهى از این امت را بازمى گرداند و عقیده به رجعت یكى از ویـژگیهاى مذهب اهل بیت به شمار مى رود.. خداوند از روزرستاخیز بزرگ خبر داده : همگى را بـرمـى انگیزیم و هیچ كس را فروگذار نمى كنیم وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا... ولى درباره رجعت مى گوید: از هر گروهى دسته اى را برمى انگیزیم ویوم نحشر من كل امه فوجا. پس , چنانكه خداوند خبر داده دو رستاخیز اكبر و اصغر داریم .
و نـیـز خـداونـد از سـتـمـكاران گزارش مى دهد كه در روز قیامت گویند: خداوندا, دو بارما را میراندى و دو بار ما را زنده گردانیدى ربنا امتنا اثنتین و احییتنا اثنتین .
گروه ستمكاران از دو مرگ و دو زندگى سخن مى گویند: آنها در این جهان بوده ,مى میرند و در رجعت زنده شده سپس مى میرند, و براى روز رستاخیز زنده مى گردند.
.. پس دو بار میرانده شده و دو بار زنده گردیده اند. ولى دیگران در تفسیر آیه دچار اشكال گردیده اند, زیرا مرگ نخست را پیش اززندگى این جهان گفته اند, در صورتى كه نبود پیش از بود را میراندن نمى گویند ((3)).
 سید مرتضى , علم الهدى (متوفاى 436 ه ق ) درباره حقیقت رجعت مى گوید: آنـچـه شـیعه امامیه برآنند, آن است كه خداوند, در موقع ظهور حضرت مهدى (عج )گروهى از مـومـنـان را برمى انگیزد تا از ظهور دولت حق بهره برده و به نصرت و یارى آن نائل گردند و نیز گروهى از دشمنان را برگردانده تا از آنان انتقام گرفته شود, ومومنان از آن لذت ببرند.
دلیل بر صحت این گفتار, همانا امكان آن و مقدور بودن آن براى خداوند است , زیراامرى ممتنع و مستحیل نیست , چنانكه گروهى از مخالفین آن را مستحیل دانسته اند.
پس هرگاه , مساله رجعت امرى ممكن باشد, دلیل بر اثبات آن , اجماع شیعه امامیه و اتفاق آرا آنان بر این مساله است .
و اتفاق آرا شیعه حكایت از راى معصوم دارد كه هر آینه حق و صواب است .
البته , رجعت , با مساله اختیار در تكلیف منافات ندارد همانگونه كه با ظهورمعجزات منافات ندارد, زیرا در هیچ كدام سلب اختیار نگردیده موجب الجا نمى گردد.
برخى رجعت را تاویل برده , مى گویند: مقصود از آن , بازگشت دولت حق , و حاكم شدن دین خدا بر خلق است , نه رجعت اشخاص پس از مرگ .
ایـن گروه از شیعه از این رو دست به چنین تاویلى زده اند كه نتوانسته اند در مقابل انكار منكرین دلیل قاطع اقامه كنند, و شبهات آنان را در زمینه ممتنع جلوه دادن رجعت جواب گویند.
بـایـد گـفت : رجعت تنها با روایات كه جنبه اخبار آحاد دارد ثابت نگردیده , بلكه باپشتوانه اجماع طائفه , این امر به اثبات رسیده است .
چنین امرى , با این صراحت , قابل تاویل نیست ((4)) .
عـلامه معاصر شیخ محمدحسین كاشف الغطا (متوفاى 1373 ه.ق ) در رد كسانى كه مساله رجعت را از اركان مذهب تشیع شمرده و بر آنان طعنه زده اند, مى گوید: عـقـیـده بـه رجعت , لازمه مذهب تشیع نیست , انكار آن زیانى ندارد, گرچه این مساله براى آنان روشـن و بـدیـهـى است , ولى ملازمه اى میان تشیع و عقیده به رجعت وجودندارد... و این مساله هـمـانـنـد برخى از اخبار غیبى مشهور است كه پیش از قیام قیامت صورت مى گیرد, مانند فرود آمدن حضرت مسیح (ع ), و ظهور دجال , و خروج سفیانى , و نظائر آن كه درباره نشانه هاى قیامت گفته اند.
این گونه امور, ربطى به اساس تدین ندارد, و از ریشه هاى اسلام به شمار نمى رود,انكار آن موجب خروج از دین نمى گردد, و نیز اعتراف به آن , صرفا موجب دخول در دین نمى باشد.
آیـا كـسـانى كه بدین سبب بر شیعه طعن مى زنند, مى دانند رجعت چیست .
چه امتناعى دارد كه خـداوند گروهى را پس از مرگ زنده گرداند, با آنكه چنین پیشامدهایى در زمانهاى گذشته به وقوع پیوسته , و قرآن كریم از آنها یاد كرده است .
آیـا داسـتان حضرت حزقیل و زنده شدن كسانى را كه از خانه هایشان بیرون رفتند و ازترس مرگ فرار كردند و دچار مرگ شدند نشنیده اند.
آیـا آیـه كـریمه : ویوم نحشر من كل امه فوجا را نخوانده اند, با آنكه در روز رستاخیز بزرگ تمامى گروهها و ملتها محشور مى گردند... آرى , مـسـالـه رجـعـت را, وسـیـلـه اى براى طعنه زدن به شیعه , قرار دادن , شیوه دشمنان بوده است ((5)).
دلائل و شواهد قرآنى 1 - آیه رجعت در سوره نمل , آیه 83 مى خوانیم : ویوم نحشر من كل امه فوجا ممن یكذب بایاتنا روزى خـواهد آمد تا از هر گروهى دسته اى را برمى انگیزیم , از كسانى كه آیات ما رامورد تكذیب قرار مى دهند.
ایـن آیـه صـراحـت دارد كـه تـنـها دسته هایى از ستمكاران برانگیخته مى گردند, وهمانگونه كه گفتیم این آیه نمى تواند در مورد حشر روز قیامت باشد, چون درباره قیامت مى خوانیم : ویوم نسیر الجبال وترى الارض بارزه . وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا.
وعرضواعلى ربك صفا لقد جئتمونا كما خلقناكم اول مره بل زعمتم ان لن نجعل لكم موعدا(الكهف , 18 : 45 و 46).
روزى كـه كـوهـهـا بـه حركت درآمده , و زمین رو شده است , و همه را برانگیختیم پس كسى را فـروگـذار نـنمودیم .
همه آنها در یك ردیف بر خداوند عرضه شده , به آنهاگفته مى شود: اكنون هـمـگـى نـزد مـا آمـدیـد, هـمـانگونه كه روز نخست شما را آفریدیم .
آرى گمان داشتید چنین وعده گاهى نخواهید داشت .
و در آیه دیگر مى خوانیم : ویـوم یـنـفخ فى الصور ففزع من فى السماوات ومن فى الارض الا من شا اللّه .
وكل اتوه داخرین (النمل , 27 : 87) روزى كه در صور دمیده مى شود, تمامى كسانى كه در آسمان و زمین هستند دروحشت و هراس فـرو مـى رونـد, مـگـر كـسانى كه خدا خواسته مورد عنایت خاص اوباشند.پس همگى در پیشگاه حضرت حق با فروتنى حضور دارند.
علامه طبرسى در ذیل آیه رجعت چنین مى گوید: آن دسـتـه از امـامـیه كه به رجعت عقیده دارند, به این آیه تمسك جسته , مى گویند:من براى تـبعیض است , و بر آن دلالت دارد كه برخى از ستمكاران برانگیخته مى شوند... و بر این امر روایات بـسـیـارى از ائمـه اهـل بـیـت (ع ) وارد شده است كه پس از ظهور حضرت مهدى (عج ), خداوند گروههایى از تبهكاران را زنده مى كند تاعقوبت اعمال خویش را در همین جهان بچشند, و دچار خفت و خوارى گردند,مومنین را بر آنان چیره سازد تا انتقام خود را بستانند...
ولـى گـروهى از امامیه , این روایات را تاویل برده , مى گویند: مقصود از رجعت ,بازگشت دولت حق است به صاحبان اصلى خود, كه همان ظهور حضرت مهدى (عج ) است . آنـهـا مـى گـویند: رجعت اشخاص , با حكمت تكلف كه همان آزمایش از روى اختیاراست منافات دارد, زیـرا رجـعـت مـوجب جبر و الجا در تكلیف است .
اما چنین نیست , زیرا جبر و الجائى در كار نبوده و هرگونه اختیار در پذیرش و انجام دادن اعمال اختیارى باقى و پابرجاست , چون صرفا ارائه دلائل و آیات الهى , همانند معجزات انبیا, مایه جبر و اكراه و سلب اختیار نمى گردد
((6)) .
 اما كسانى كه دلالت این آیه را بر رجعت نپذیرفته اند مى گویند: مـقـصود از این دسته ها, همان پیشتازان گروه هاى كفر ونفاق هستند كه به عنوان سردمداران و مـسوولان مردم خویش , جوابگو خواهند بود, لذا آنان را جدا برمى انگیزند تا موضع خود را در میان ملتهاى خویش روشن سازند. علامه طبرسى گوید: كسانى كه آیه را مربوط به قیامت مى دانند, مى گویند: منظور آن است كه دسته اى از روسا و پیشوایان گروه كافران , در قیامت برانگیخته و گردآورده مى گردند, تا حجت , بر آنان تمام گردد
((7)) .
 فخر رازى مى گوید: این آیه مربوط به امورى است كه پس از قیام قیامت انجام مى گیرد ((8)) .
 آلوسى مى گوید: مراد از این حشر كه نسبت به دسته هایى جدا انجام مى گیرد حشرمجددى است كـه براى سرزنش كردن آنان , و عقوبت نمودن آنان انجام مى گیرد, وپس از حشر اكبر, كه شامل تمامى خلق است , انجام مى گیرد
((9)) .
ولـى آنـچـه از سـیـاق آیـات بـه دست مى آید, آن است كه این حشر اصغر پیش از حشراكبر انجام مـى گـیـرد, و در ذیل همین آیه , در مورد قیام قیامت گوید: ویوم ینفخ فى الصور ففزع من فى الـسـماوات ومن فى الارض (النمل , 27 : 87) و اگر ترتیب نزول در آن رعایت شده باشد, نمودار آن است كه حادثه رجعت دسته هاى مورد بحث پیش از نفخ صور انجام مى گیرد.
 2 - دو بار امامه و احیا در سوره مومن آیه 11 مى خوانیم : قالوا ربنا امتنا اثنتین و احییتنا اثنتین , فاعترفنا بذنوبنا فهل الى خروج من سبیل . در روز واپـسین كافران گویند: خداوندا, دو بار ما را میراندى و دو بار زنده نمودى ,پس اینك به گناهان خویش گردن نهادیم , آیا براى بیرون شدن از این گرفتارى راه چاره اى هست . در ایـن آیه , از دو بار میراندن سخن رفته , كه هر میراندن , حیات سابقى را مى رساند,همانگونه كه دوبار زنده نمودن , مرگ پیشین را حكایت دارد. مـیـرانـدن نـخست , پس از حیات دنیوى , و مرگ دوم , پس از حیات در رجعت است ,چنانكه احیا نخست , در رجعت , و احیا دوم در روز واپسین است . بـرخـى اماته اولى را همان حالت نطفه بودن دانسته اند, و اماته دوم را مرگ پس ازحیات دنیوى و حیات دوم را حیات اخروى . برخى دیگر حیات دوم را در قبردانسته اند كه افراد براى پرسش زنده مى شوند. و دلیل بر اینكه حالت نطفه را حالت موت فرض كرده اند, آیه 28 سوره بقره است كه مى فرماید: كیف تكفرون باللّه وكنتم امواتا فاحیاكم ... كه مقصود حالت پیش از دمیدن روح است . ولـى ایـن گفتار درست نیست , زیرا حالت پیش از دمیدن روح را, موات گویند, نه اماته بدین سـبـب كه وصف موات , با هرگونه حالت فقد حیات موافق است , ولى اماته در صورتى است كه از چیزى سلب حیات شده باشد. عـلاوه بـر این , بر فرض مزبور, باید بر انسان سه بار موت و حیات گذشته باشد, نه دوبار: موت به معناى فقد حیات پیش از دمیدن روح , موت پس از حیات دنیوى وموت پس از حیات برزخى . از ایـن گذشته اساسا تكرار موت و حیات , براى همه كس نیست . بازگشت در رجعت و نیز حیات برزخى در قبر و به طور مطلق پیش از روز رستاخیز براى همه كس نیست , بلكه صرفا براى كسانى است كه داراى ایمان محض یا كفر محض بوده اند. بـیـشـتر مردم پس از حیات دنیوى , مى میرند و براى روز رستاخیز زنده مى شوند كه آیه 28 سوره بقره بدان اشارت دارد: كیف تكفرون باللّه وكنتم امواتا فاحیاكم ثم یمیتكم ثم یحییكم ثم الیه ترجعون ... شـما, مرده و فاقد حیات بودید, پس به شما حیات بخشید, سپس شما رامى میراند و دوباره براى روز محشر زنده مى سازد. مومنان در بهشت نیز مى گویند: افما نحن بمیتین الا موتتنا الاولى (الصافات , 37 : 58 و 59) مگر نیست كه ما دیگر نخواهیم مرد, جز یك مردن نخستین كه بر ما گذشت . 3 - زنده شدن اصحاب كهف یكى از دلائل صحت و امكان رجعت در این امت , زنده شدن اصحاب كهف است كه در سوره كهف به آن تصریح شده : وتحسبهم ایقاظا وهم رقود... وكذلك بعثناهم لیتسالوا بینهم (الكهف , 18 : 18 و19) گمان مى برى كه آنان بیدارند, در حالى كه آنان آرمیده اند... این چنین آنان رابرانگیختم تا میان خود گفتگو كنند. وكذلك اعثرنا علیهم لیعلموا ان وعداللّه حق وان الساعه لاریب فیها (الكهف , 18: 21) این چنین , دیگران را بر آنان دلالت نمودیم , تا بدانند وعده خداوند, درباره رستاخیز, حق است , و هنگامه قیامت هر آینه آمدنى است و جاى شك در آن نیست . ولبثوا فى كهفهم ثلاث مائه سنین وازدادوا تسعا (الكهف , 18 : 25). آنان در غارشان سیصد سال درنگ نمودند, و نه سال بر آن افزودند. و این بدان جهت است كه سیصد سال قمرى كه متداول اعراب است , از سیصدسال شمسى نه سال كسر دارد, و چون آنان سیصد سال شمسى آرمیده بودند, لازم آمد كه بر سال عربى افزوده گردد تا حساب درست آید.
4 - داستان عزیز او كـالـذى مر على قریه وهى خاویه على عروشها. قال انى یحى هذه اللّه بعد موتها.فاماته اللّه مائه عـام ثم بعثه . قال كم لبثت . قال لبثت یوما او بعض یوم . قال بل لبثت مائه عام . فانظر الى طعامك و شـرابـك لـم یـتـسنه . وانظر الى حمارك . ولنجعلك آیه للناس . وانظر الى العظام كیف ننشزها ثم نكسوها لحما. فلما تبین له قال اعلم ان اللّه على كل شى قدیر (البقره , 2 : 259) یا همانند كسى كه از كنار یك روستاى ویران شده عبور كرد, در حالى كه سقفهاى آن فروریخته بـود, و مـردم آن مرده و استخوانها پوسیده و پراكنده شده بود, با خودگفت : چگونه خدا, اینها را پـس از مـرگ زنـده مـى كند. در این هنگام , خدا او را یكصدسال میراند, سپس برانگیخت , و به او گـفت : (نوایى شنید) چه قدر درنگ كردى .گفت : یك روز یا پاره اى از روز, به او گفت : نه بلكه یـكصد سال درنگ كردى . پس نگاه كن به خوردنى و آشامیدنى خود كه همراه داشتى , هیچ گونه فرسودگى در آن رخ نداده , ولى به الاغ خود نگاه كن كه چگونه فرسوده و از هم گسیخته شده ... كه ماتو را - زنده شدن تو پس از یكصد سال مردن را - نشانه اى براى مردم قرار دهیم (ازتو شنیده باور كنند كه زنده شدن مردگان حق است ) اكنون به استخوانهاى پوسیده واز هم گسیخته الاغ خـود نـگـاه كـن , تا چگونه آنها را فرآورده استوار مى سازیم , سپس گوشت بر آن مى پوشانیم . پس هـنـگامى كه این حقایق بر او آشكار گردید, گفت : هرآینه مى دانم خداوند بر همه كارى توانایى دارد.
 5 - هفتاد هزار خانوار فرارى از طاعون یكى دیگر از دلایل صحبت و امكان رجعت در این امت , داستان هفتاد هزار خانوارفرارى از طاعون است كه دچار مرگ ناگهانى شدند, و سپس با دعاى پیغمبرى -مى گویند: حزقیل , سومین وصى حضرت موسى بوده - زنده شدند. در این باره چنین مى خوانیم : الـم تـر الى الذین خرجو من دیارهم وهم الوف حذر الموت . فقال لهم اللّه موتوا ثم احیاهم . ان اللّه لذو فضل على الناس ولكن اكثر الناس لا یشكرون (البقره , 2 :243). آیا ندیده اى - یعنى ندانسته اى - گروهى را كه از ترس مرگ از خانه هاى خود بیرون شدند - و به بـهـانه بیمارى طاعون از شركت در جنگ و جهاد خوددارى نمودند -خداوند فرمان مرگ آنان را صـادر نـمـود, سـپـس - بر اثر دعاى پیغمبرى عظیم الشان -آنان را زنده نمود. خداوند نسبت به بندگان خود بخشاینده است گرچه بیشتر مردم سپاس نمى دارند. گـویـنـد: اینان هفتاد هزار خانوار بودند كه از ترس مرگ , بیمارى طاعون را بهانه قراردادند, در جهاد شركت نجستند, و از خانه هایشان بیرون شدند. آنگاه در راه , مرگ همگى فرارسید. و بر دست سومین وصى حضرت موسى (ع ) زنده شدند, و اینان گروهى از بنى اسرائیل بودند
((10)) .
 6 - ماجراى هفتاد نفرى اصحاب موسى (ع ) موسى (ع ), هفتاد نفر از قوم خود را انتخاب نمود و با خود به كوه طور برد, و آنان درخواست رویت نـمودند, كه صاعقه آنان را در ربود, سپس با درخواست حضرت موسى (ع ) زنده گردیدند تا شكر خداى را به جا آورند. واذ قـلتم یا موسى لن نومن لك حتى نرى اللّه جهره فاخذتكم الصاعقه وانتم تنظرون . ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون (البقره , 2 : 56) یاد بیاورید هنگامى را كه به موسى گفتید: ایمان نمى آوریم , تا خدا را بالعیان ببینیم ... پس صاعقه شـمـا را فراگرفت , در حالى كه نظاره مى كردید - در مقابل این عقوبت كارى نمیتوانستید انجام دهید - آنگاه شما را پس از مرگتان برانگیختیم باشد تا سپاسگزار باشید. عـلامـه طبرسى مى گوید: گروهى از امامیه به این آیه تمسك جسته و رجعت را در این امت روا دانسته اند ((11)) . سپس در این زمینه به برخى اشكالات درباره رجعت اشاره دارد, كه آنها را در جاى خود مى آوریم .
 7 - داستان زنده شدن قتیل اسرائیلى كـشـتـه اى در مـیـان بـنى اسرائیل یافت شد كه كشنده او شناخته نبود, و هر كس گناه آن را به گردن دیگرى مى افكند. دستور رسید, تا گاوى را سر ببرند, و بیخ دم او را به كشته بزنند تا زنده شود, و خود, قاتل خویش را رسوا سازد. واذا قـتلتم نفسا فاداراتم فیها, واللّه مخرج ما كنتم تكتمون . فقلنا اضربوه ببعضها,كذلك یحى اللّه الموتى ویریكم آیاته لعلكم تعقلون (البقره , 2 : 72 و 73). بـه یـاد آورید هنگامى كه فردى را كشتید و گناه كشتن او را به گردن یكدیگرمى افكندید, ولى خداوند آنچه را پنهان مى ساختید آشكار مى سازد. پس فرمان دادیم (تا گاوى را كشته ) و قسمتى از آن را (كـه همان بیخ دم او باشد) به كشته بزنیدتا (با اذن خدا) زنده گردد. این چنین است كه خداوند مردگان را زنده مى كند, ودلائل خود را براى شما آشكار مى سازد, باشد تا اندیشه كنید.
 8 - بازگشت مسیح (ع ) یـكـى از دلائل بـر صحت و امكان بازگشت به این جهان پیش از قیامت , بازگشت حضرت مسیح (ع ) است كه پس از رفتن از این جهان به جهان دیگر, بازمى گردد و باحضرت مهدى (عج ), بیعت كرده , در نماز به او اقتدا مى نماید, و تمامى اهل كتاب به او ایمان آورده از او پیروى مى كنند: وان من اهل الكتاب الا لیومنن به قبل موته , ویوم القیامه یكون علیهم شهیدا(النسا, 4 : 159). تـمامى اهل كتاب - یهود و نصارى - پیش از مرگش به او ایمان مى آورند... و در روزرستاخیز بر آنان گواه خواهد بود. بـازگشت حضرت مسیح (ع ) رجعتى است كه پیش از روز قیامت انجام مى گیرد, وشاهد صدقى است بر صحت مدعاى شیعه بر امكان رجعت .
 در ایـن زمـیـنـه , عـلى بن ابراهیم قمى از شهر بن حوشب ((12)) روایتى آورده گوید:حجاج بن یوسف ثقفى به من گفت : آیه اى در قرآن است كه مرا بیچاره كرده , گفتم :كدام آیه . گفت : وان اهـل الـكـتـاب الا لـیومنن به قبل موته با ایمان گمان كه ضمیرقبل موته به من اهل الكتاب بـازمى گردد, گفت : به خدا قسم كه من دستور كشتن یهودى و نصرانى را مى دهم , و چشم به او مـى دوزم تـا ببینم لب حركت مى دهد,ولى هرگز, بلكه بى حركت مى ماند, بدو گفتم : نه چنین نـیـسـت كـه گـمان برده اى .گفت : پس چگونه است . گفتم : عیسى (ع ) پیش از قیام قیامت از آسـمـان فـرود مـى آیـد, آنـگـاه هـمه ملتهاى یهود و نصارى و غیره به او ایمان مى آورند, پیش از آنكه عیسى (ع ) بمیرد, و در نماز به حضرت مهدى (عج ) اقتدا مى كند. گـفت : این را از كجا آوردى . گفتم : از امام محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب (ع ). آنگاه گفت : جئت بها واللّه من عین صافیه آن را از چشمه زلالى دریافت كرده اى .
 نمونه هایى از روایات رجعت
 عـلامه مجلسى , پس از عرضه روایات رجعت مى گوید: براى كسانى كه به گفتار ائمه اطهار (ع ) ایمان دارند, جاى شك و تردید باقى نمى ماند كه مساله رجعت , حق است , زیرا روایت وارده در این بـاب از ائمه اطهار (ع ) در حد تواتر است , و نزدیك به دویست روایت وارد شده است كه در این امر صـراحت دارند و این روایات راچهل و اندى از بزرگان علما و محدثین عالیقدر در بیش از پنجاه كـتـاب مـعـتـبـر روایـت كرده اند. آنگاه یك به یك نام این بزرگان را برمى شمرد, امثال صدوق , كـلـیـنـى ,طـوسى , علم الهدى , نجاشى , كشى , عیاشى , قمى , مفید, كراجكى , نعماتى , صفار,ابن قـولـویه , ابن طاووس , طبرسى , ابن شهرآشوب و راوندى سپس از كتابهایى كه درخصوص مساله رجعت نگاشته شده یاد مى كند .
 اكنون نمونه هایى از این روایات را در اینجا مى آوریم :
 1 - از امـام صادق (ع ), درباره آیه ویوم نحشر من كل امه فوجا سوال شد, فرمود:مردم درباره آن چـه مـى گـویند. گفتند: مى گویند درباره قیامت است . فرمود: آیا در روزقیامت از هر گروهى دسـتـه اى برانگیخته مى شوند, و بقیه وانهاده مى شوند. نه ,چنین نیست , این آیه مربوط به رجعت است , اما آیه قیامت آیه وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا است
 2 - على بن ابراهیم با سندى صحیح از امام صادق (ع ), روایت مى كند كه فرمود: ولا یرجع الا من محض الایمان محضا او محض الكفر محضا
 بازنمى گردد جز كسانى كه خالصا ایمان آورده یا كفر ورزیده اند.
 3 - آن حضرت درباره آیه ربنا امتنا اثنتین واحییتنا اثنتین فرمود: ذلك فى الرجعه

 4 - و نیز فرمود: لیس منا من لم یومن بكرتنا  از ما نیست كسى كه به بازگشت ما ایمان ندارد.
 5 - خـلـیفه مامون عباسى , از امام على بن موسى الرضا (ع ), پرسید: درباره رجعت چه مى گویى . فرمود: رجـعـت حـق اسـت , در امتهاى گذشته بوده , و قرآن از آن یاد كرده . پیغمبر اكرم (ص )فرموده : هـرآنـچـه در امـتهاى پیشین واقع شده نظیر آن در این امت نیز واقع مى شود.نیز فرموده : هنگام ظهور مهدى (عج ), عیسى (ع ) از آسمان فرود مى آید و به وى اقتدا مى كند. بـاز فـرمـوده : اسـلام غـریب بود, و به غربت بازمى گردد, خوشا باد غریبان را.پرسیدند: آنگاه چه مى شود. فرمود: حق به اهلش بازمى گردد
.
 6 - در بسیارى از زیارات , به مساله رجعت اشاره شده , از جمله زیارت جامعه ,آنجا كه مى گوید: وجـعـلـنـى مـمـن یقتص آثاركم . ویسلك سبلكم . ویهتدى بهداكم . ویحشر فى زمرتكم .ویكر فى رجعتكم . ویملك فى دولتكم . ویشرف فى عافیتكم . ویمكن فى ایامكم . وتقر عینه غدا برویتكم . خداوند مرا از كسانى قرار دهد كه پیرو آثار شما هستند, و در راه شما قدم برمى دارند, و به هدایت شما هدایت مى شوند و در گروه شما محشور مى شوند ودر رجعت شما بازمى گردند... و در دولت شـمـا بـه دولت مى رسند و در سلامت وعافیت شما مشرف مى گردند و در روزگار شما توانمند مى گردند و فردا چشمانتان بادیدن شما روشن مى شود.
 عـلامـه طـبـرسى - در ذیل ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون (البقره , 2 :56) در مورد احیاى هفتاد نفر از قوم موسى (ع ) شبهاتى را از منكرین رجعت مطرح كرده و پاسخ داده است :
 1 - زنـدگى در این جهان , همراه با تكلیف است , كه لازمه آن , دارا بودن اختیاراست , تا هر مكلفى بـا اراده و اخـتـیـار خود, فرمانبردار باشد یا سرپیچى كند, نباید اورا تحت شرایطى قرار دهند كه ناچار به قبول حق گردد. از سویى وقتى مرگ كسى فرامى رسد, حقایق براى او مكشوف مى شود, و خـود را در مـقـابل امر واقع مى بیند, به ناچار حقیقت را مى پذیرد, اما با بازگشتن به این جهان , جـاى انكار براى او باقى نمى ماند, زیرا پس از تجلى حقایق و آشكار شدن واقعیات , جاى رد و انكار نخواهدبود. وجـات سـكـره الـموت بالحق ذلك ما كنت منه تحید... لقد كنت فى غفله من هذافكشفنا عنك غطاك فبصرك الیوم حدید (ق , 50 : 19-22) و سـرانجام , بى هوشى مرگ , حق را براى تو آشكار ساخت و این حقیقت آشكار,همان بود كه از آن رویگردان بودى ... تو در حالت بى خبرى وقت مى گذراندى ,اكنون پرده از جلوى روى تو برداشته گردید, و چشمان تو كاملا تیزبین مى باشد.
 علامه طبرسى در جواب این شبهه مى گوید: حالت مرگ براى این گونه افراد حالت بى خبرى و بیهوشى است , مانند كسى كه خواب رفته باشد, چـیـزى از حـقـایـق آن جـهـان بـر او آشـكـار نـگـشـتـه , دوبـاره بـه همان حالت پیش از مرگ برمى گردند
 اسـاسـا سكرات موت چیزى را براى اینگونه افراد روشن نمى كند. بلكه با مردن درحالت بى خبرى فرو مى روند, و اما ذیل آیه سوره ق مربوط به روز قیامت است . علامه طبرسى در جاى دیگر, ذیل آیه (ویوم نحشر من كل امه فوجا...مى گوید: رجـعـت هیچ گونه منافاتى با صحت تكلیف ندارد, زیرا در رجعت چیزى كه موجب الجا و جبر در قـبـول حـق باشد وجود ندارد, و هرگز چیزى وجود ندارد كه مكلف رابر فعل واجب یا ترك حرام وادار كـنـد, زیـرا جـز ایـن نیست كه برخى آیات و حقایق الهى بر او مكشوف افتاده , ولى مكشوف افـتـادن حـقـایـق , از وى سـلب اختیار نكرده واو همچنان بر قدرت اعمال اراده و اختیار خویش توانمند است . ایـنـگـونه كشف حقایق - از جمله در رجعت - بسان دیگر حقایقى است كه بر دست انبیا به عنوان مـعـجـزات آشـكار مى گردد, هرگز مایه جبر در تكلیف نمى گردد, وهمچنان قدرت اختیار در قبول حق و رد آن , براى مكلف باقى است بـه عـلاوه , حـقـایـقى كه در رجعت براى افراد روشن مى شود, بیش از حقایقى نیست كه در روز رسـتـاخـیـز بـزرگ بـراى افـراد آشـكـار مـى گردد. در آنجا خداوند خبر داده كه اگركافران را بـازگـردانیم , باز هم بر سر كفر خویش هستند و هرگز سر تسلیم فرودنمى آورند. در سوره انعام آیه 27 و 28 مى خوانیم : ولو ترى اذ وقفوا على النار فقالوا یا لیتنا نرد ولا نكذب بیات ربنا ونكون من المومنین . بل بدالهم ما كانوا یخفون من قبل ولو ردو العادوا لما نهوا عنه و انهم لكاذبون . كـاش مـى دیدى هنگامى كه اینان در برابر آتش دوزخ قرار مى گیرند, مى گویند: كاش بار دیگر بازگردانده مى شدیم و آیات پروردگارمان را تكذیب نمى كردیم , و از زمره مومنان مى بودیم . آرى ایـنـان آنـچـه را پنهان داشته بودند امروز آشكار ساختند و اگربازگردند باز هم به همان اعمال پیشین خود كه از آن نهى شده بودند بازمى گردند,اینان دروغگویانند. در سـوره مـومـنون , آیات 99 و 100 درباره كسانى كه مرگ را با چشم دیده اند وآرزوى بازگشت مى كنند, مى خوانیم : حـتـى اذا جا احدهم الموت قال رب ارجعون لعى اعمل صالحا فیما تركت . كلاآنهاكلمه هو قائلها ومن ورائهم برزخ الى یوم یبعثون . تـا زمـانـى كـه یـكـى از آنـان را مرگ فرارسد, گوید: پروردگارا مرا بازگردان , باشد تا آنچه را فروگذار كرده ام كار نیك انجام دهم , ولى چنین نیست , این سخنى است كه او برزبان مى راند, (و اگـر بـازگـردد كـارش هـمـچون گذشته است ) و پشت سر آنان جهان میانه اى است (برزخ ) تا هنگامه قیامت . پس آنچنان نیست كه مخالفان رجعت گمان برده اند كه كافران مورد نظر با آشكارشدن حقایق از نابكارى خود پشیمان شوند و سر به راه گردند, لذا جبر و الجائى نیزدر كار نخواهد بود.
 2 - شـبـهـه دوم این است كه : رجعت , چون یكى از آیات و دلائل صحت نبوت است , بایستى مانند دیگر معجزات , در زمان حیات پیغمبر (ص ) رخ دهد. ولـى ضـرورت چنین ملازمه اى روشن نیست , و دلائل بر صحت نبوت , هرگاه كه ضرورت ایجاب كند انجام مى گیرد, خواه به دست پیغمبر واقع شود یا به دست اوصیاى او.
 3 - ابوالقاسم گفته : اعلام به رجعت درست نیست , زیرا مایه اغرا به جهل مى گردد, و كسانى را وامى دارد كه دست به گناه بزنند و توبه از آن را به بازگشت خودموكول كنند. ولى باید دانست كه رجعت همگانى نیست , برخى از مومنان و منافقان بازمى گردند.و این مایه اغرا به جهل براى بیشتر مردم نمى گردد, زیرا هیچ كس به خود گمان بازگشت نمى دهد, یا آنكه به طور حتم , یقین به بازگشت خود ندارد و همین كه نمى داند بازمى گردد یا نه , در بازداشتن وى از معاصى كفایت مى كند, زیرا با این وصف نمى تواند توبه خود را به تاخیر بیاندازد
 در فـهرست نجاشى حكایتى از مومن الطاق آورده , كه یكى از مخالفین به وى گفت :آیا به رجعت عـقـیـده مـنـدى . گفت : آرى . بدو گفت : پانصد دینار به من وام ده و دربازگشت , آن را بستان . مـومـن الـطـاق گفت : ضامنى بیاور تا ضمانت كند تو در آن حال به صورت یك انسان بازگشت كنى , تا بتوانم وام خود را از تو بستانم . شاید به صورت بوزینه بازگشت كنى
------------------- پاورقى ---------------------
شـعرا و ادبا در این باره اشعار نغزى سروده اند. داستان سید اسماعیل حمیرى با قاضى سیار در محضر منصور عباسى مشهور است : فصول مختاره شیخ مفید در مصنفات مفید, ج 2, ص 92ـ95 و نیز بحارالانوار, ج 53, ص 107(داستان مومن الطاق و ابوحنیفه ). 2- بحارالانوار, ج 53, ص 39ـ144.
3-
رساله اجوبه ... السرویه , مساله اولى رسائل , ص 207.
4-
رسائل شریف ... مجموعه اولى , ص 125ـ126.
5-
اصل الشیعه و اصولها, ص 99ـ101.
6-
مجمع البیان , ج 7, ص 234ـ235.
7-
همان , ص 235.
8-
تفسیر كبیر, ج ..., ص 218.
9-
تفسیر روح المعانى , ج 20, ص 23.
10-
مجمع البیان , ج 2, ص 346ـ247.
11-
همان , ج 1, ص 115.
12-
ابـوسـعـیـد شـهـر بـن حوشب اشعرى از تابعین شمرده مى شود. شیخ او را درردیف اصحاب

شنبه 24/12/1387 - 15:10
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته