• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 20
تعداد نظرات : 11
زمان آخرین مطلب : 6412روز قبل
دانستنی های علمی

نگاهی اجمالی به فرقه های شیطان پرستی

 

   
 
 
در طی 25 سال گذشته  به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه !

یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی میباشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:


Inverted Pentagram (پنج ضلعی وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم های مخفیانه ( کابالا ) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده میشود. این علامت را شیطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده میکنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است و مهم نیست که یک نوک ضلع آن بالا باشد یا هر دوی آنها و یا دور آن دایره ای کشیده شده باشد یا خیر در هر حال این علامت شیطان است.


 Baphomet دیو بافومت: علامت شیطان پرستی. خدای شیطانی و سمبل شیطان. ممکن است این علامت به شکل جواهرات دیده شود.

 

 


 666 : علامت انسان ، نشانه جانور (هیولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»

 

 


 Ankh : سمبل باروری و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت این جمع زنان / مردان می باشد.

 


 Swastika or Sun Wheel (صلیب شکسته یا چرخ خورشید): یک علامت مذهبی باستانی است که سالها قبل از قدرت گرفتن هیتلر به کار میرفت. این علامت در کتیبه های بودایی و مقبره های سلتی و یونانی استفاده میشده. در آیین پرستش خورشید ، این علامت به نظر می رسد نشانه مسیر حرکت خورشید در آسمان باشد.


 All Seeing Eye (چشمی که به همه جا می نگرد): آنها معتقدند که این چشم لوسیفر (شیطان) است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت میکند. این علامت در پیشگویی ها به کار میرود. جادوها ، نفرین ها ، کنترل های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت کار میکنند. این علامت روشنفکران است . به پول رایج ایالات متحده نگاهی بیندازید .این علامت اساس نظم نوین جهانی است.

 


 Upside Down Cross صلیب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسیح میباشد. گردنبندهای آن توسط شیطان پرستان زیادی به کار میرود. این علامت را میتوان همراه خواننده های راک و روی آلبوم های آنها دید.

 


 Goat Head (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی). این یکی از راههای شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته میشود که مسیح مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد.

 


 Anarchy (هرج و مرج): این علامت به معنای از بین بردن تمام قوانین میباشد. به عبارت دیگر " هرچه تخریب کننده است تو انجام بده " یعنی همان قانون شیطان پرستی . این علامت توسط پانک ها هوی متالها و راک ها به کار میرود.

 

 



 Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قدیم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت یا شورش و طغیان میباشد. فمنیست ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر سالاری باستانی استفاده مینمایند

چهارشنبه 20/9/1387 - 18:4
دانستنی های علمی
قرآن پیام آور عشق و آگاهی    
 
 

موسی لوح را دید ، تورات آ ورد. عیسی کلمه را دید ، انجیل آورد . محمد قلم را دید، قرآ ن آورد. هر سه آگاهی محض شدند وحقیقت را مكتوب كردند. قلب آ نها آنچه را دید تکذیب نکرد.آنها به وادی ایمن وارد شده بودند و رصد می شدند، تا مبادا از آن خارج شوند که رضا مندی، حق است.   

به قلمها بگویید بنویسند.به چشمها و گوشها بگویید ببینند وبشنوند. به قلبها بگویید قوسین بگشایند . نفخه ای (د می) در راه است.نزدیک و نزدیکتر می شود. به سدره المنتهای ناسوت وجودت که برسد، این بار لحظه ای می ایستد (در همین ایستادن, عقل جبروتی ودیگر ملائك از توان می افتند) ودر حالی كه شیاطین انس و جن رانده شده اند فرود می آید، قلبت قو سین می گشاید، دیدار او را شهادت می دهد و در همان دم همه جوارح ات او را می بینند. خروج از ملک به ملکوت را به عین الیقین می بینی. آ رام و با قلبی ساکن (مطمئنه) و فارغ از جبروت عقلت (جبرئیل باز مانده است ، سر پنهان شهود برای تو همین فارغ شدگی از جبرئیل است) در جنت الماوی به اسم" هو" ، صفت "آ گاهی" ، فعلیت محض "عشق " ، کلام " بسم الله الرحمن الرحیم" و ندای "اقراء بسم ربك الذی خلق" متعین میشوی(نبوت). صورت باطنی ایمان بر تو ظاهر می شود و شهادت می دهی(دیداری قلبی). این صورت و معشوق نورانی به صفت آگاهی وایمان قلبی، همه جا و همه دم با تو همراه می شود.این همان کتاب محفوظ ومکنون است که جامع است ، قدیم و ام الکتاب است .هر دم بین تو و قلبت حادث می شود ، تحویل تو می گردد. قلب مطمئنه آ نچه را می بیند تکذیب نمی کند.  
تعجب نکن . تمام دریافتهای پنج حس بیرونی را نیز بشدت وضعف وبه کیفیت های مختلف در قلب و ضربان قلب مشاهده کرده ای. این نوع دیدار را یکبار دیگر نیز تجریه کرده ای .آن لحظه که لطیفی بنام عشق را تجربه می نمودی. عشق همان لطیف آگاهی است که قبلا ، نفس نا آگاه تو ( که در بند وگرفتار عادات ذهنی بود ) آنرا دیده است. در دم ، از فاعلیت نفس اماره وعادات ذهنی نا آگاهانه ( که همان فعالیت نرونهای آ ینه ای مغز است و همان شیاطین جنی و بی صورت است که همنشین ما انسانها شده اند ) و نیز ازهمراهی شیا طین انسی، تکویناً تبری می جویی و تسلیم نفس مطمئنه می شوی ، اینست آگاهی محض وتکوینی و وحیانی كه وحی از امور خدا وتکوینی"كن فیكون" است ، اینست مسلمانی كه همه ادیان، اسلام است(این تسلیم نیز تكوینی است .كه زمین وآسمان نیز تسلیم هستند در صراط مستقیم ، صراطی كه بر آن نعمت جاری است) و این است تسبیح زمین و آ سمان
برای اولین بار آرام و مطمئن خود را متعیین به صفتی (صفت آگاهی) غیر فانی و باقی می بینی .اشک آگاهی از چشمانت جاری می شود.ملكوت عشق را می بینی.این همه دیدن ، قلبی ،ایمانی، یقینی ، نورانیست (آگاهی محض است و وحیانی است) عقلی ، نظر ی، ذهنی ، الهامی ، شعری و فانی نیست ( آ نچنان نیست که عقل لحظه ای تایید ولحظه ای تکذ یب کند) حالا دیگر فعلیت تو عشق ورزی آگاهانه است .عقل قدسی شده تو انتخاب احسن دیگری ندارد و راضی و مطمئن است.عالم وآدم را مشغول عشق ورزی می بینی .این لطیفه را فقط عقل قدسی شده تو (روح القدس - جبرئیل امین) بر جوارح و ادراکاتت با خوشنودی و رضایتمندی وارد می کند و این همه تو هستی
برای اولین بار به عین الیقین ا ز حال خودت آ گاه هستی و بر حالات بعدی خود ت انتظار وشهودی آگاهانه داری. در حالی که گلی هستی در بوستان آ فرینش ، خود ر ا عطر لطیف وجانانه ای می بینی که از مکان وزمان ودنیای محدود و حدید گل مُلکی ، به لا مکان ولا زمان و دین و حقیقت ملكو تی ، رایحه تکوین می یابی (مالک یوم الدین را شهادت می دهی) که این همه خودت هستی. شرحه صدر بر قلب تو تکوین شده است. انبساط قلبی پیدا كرده ای ، خود را سبک بال و لطیف می یابی . اکنون همه ادراکات و قوای تو ، همان ملائک وجودت ، جنود آگاهی و نورهستندد. که در خدمت جبرئیل عقلت می باشند واین همه قوای قدسی در هیبت روح القدسی شدید القوا ، می آ موزند تو را آ نچه نمی دانی. آموختنی از سر حضور و شهود به مدد شدید القوا ( نفس مطمئنه) که خودت هستی ،این است آن فراوانی و کوثری كه به توعطا شده است ، اینست چراغ علاءالدین وغول مطیع تو،که ا ین هردو خودت هستی ،اینست قالیچه حضرت سلیمان، که سلیمان و قالیچه خودت هستی، و اینست لوح ، کلمه و کتاب ،که این همه خودت هستی.(در ادامه بیان خواهم کرد) .  
اینجا خود را بر عرش اعلی می بینی (عرش همان فرش است كه به مدد شدید القوا تور و حجاب از رخ آن برداشته ای) همه فرشیان را نظاره می کنی ،جسمت را می بینی، که به صورت تکه های نان میخورند وجانت را ،که بصورت جامهای شراب مینوشند. درعرش ، .زمین وآسمان (ملک و ملکوت) را تسبیح گو و به عشق ورزی مشغول می بینی . هر فعلی را كه از نعمت آن بیشتر آگاهی داری برایت عاشقانه تر ، جانانه تر وآرام جان افزا تر است . فا عل آگاه تسبیح دل و دلدار می كند. عشق آگاهانه عشق تكوینی است. عشق تكوین شده لوح ، كلمه وكتاب است. آگاهی محض است . عشق كه تكوین یابد ،همه عادات ذهنی ما را می رباید و عقل را قدسی می كند. گویی چون نیست شدی ،عشق هست میشود و تو به عشق هست می شوی و تو عشق می شوی و اینجا عشق تكوین شده است. آری این همه خودت هستی كه " كن فیكون" شده ای.  
حوریان و غلامان لوء لو ء صفت را (متعین به مروارید آگاهی) می بینی كه عشق می ورزند و جام های شراب طهور(عشق آگاهانه) را دست بدست می کنند و می نوشند. اینجا دیگر شیاطین بالفضول انس وجن، همان عادات شبیه سازی شده ذهنی و وهمی (شیطانی) و همان تحریک پذیری نرونهای آینه ای ، بر آنها نفوذی و ورودی ندارد.اگر چه قبلا از ابواب ادراکات بر همه آنها وارد می شد، ولی اکنون نور و شهاب آگاهی شیاطین بالفضول را می رباید و می راند
آ ری اینجا وادی حق الیقین است .حق را به یقین می بینی . یکباردیگر او را، نا آگاهانه ، دیدی و عشق نا آ گاهانه بر تومتجلی شد. در حالی که شیا طین بالفضول انس و جن ، مانع از نزول حقیقت عشق ، بر تو می شدند
لیکن این بار ، به مدد شدید القوا ، متعین به صفت آگاهی شده ای ،عشق فعلییت محض تو شده است. این بارعشق با کلمه"بسم الله الرحمن الرحیم" بر تو متجلی شده است. بنام الله (هو)، قابل "الرحمن" و فاعل " الرحیم" شده ای. شیا طین بالفضول انس وجن دیگر مارج های آتشی بیش نیستند . که در مقا بل "هو" ی تو مخلو قیتی ندارند و ربوده و رانده میشوند( اینست عصای مو سایی و نفس مسیحایی) که این همه تو هستی
آری اینجا سدره المنتها است. اینجا همه شاخ وبرگهای وجودت،همه جوارح ات به آن که میرسند اسم وصفت خود را ترک می کنند و به فعلییت محض تبدیل می شوند. از عرض و فرع به اصل می رسند. اینجا نز دیک جنت الماوی است.همانجا که اگر وارد شدی وشاهد شدی در باز گشت به جوارح ات ، وارد باغهای بهشت می شوی که نهر های حیات در بستر آن جاری اند. گویی از زمین به آ سمان ، از ظلمت به روشنایی ، از ملک به ملکوت ، از فرش به عرش و از عالم شاهد به عالم غایب وارد شده ای. به دیدار غیب شهادت می دهی. در حالی که یقین داری خواب و فراموشی تو را فرا نگرفته است. اینجا سکینه قلبی دار ی و به مقام رضا و رضایتمندی رسیده ای ، آ گاهی محض شده ای . اتحادی عاشقانه و آ گاهانه با خود یافته ای. نفس تو و نفس رب تو یکی شده است. ناظر و منظور خودت شده ای . به لایموت و ازلی و ابدی بودن خودت شهادت می دهی. لاهوت تو با ناسوت تو به لذ ات روحانی و عشق ورزیهای آسمانی و ملکوتی می پردازد
از تولد و مرگ رها شده ای ،"لم یلد و لم یولد" شده ای.همه صفات و قوای تو کامل شده است .خود را متجلی به صفات حق می بینی
عیسای نجات یافته و نجات دهنده شده ای.جسم زمخت خود را به اشکال مختلف و کثیر درعالم ملک و کثرت می بینی که همان نان عیسایی است و دست به دست می كنند و به همه می رسد . جان لطیف خود را می بینی که در جام های مسیحایی عشق و آگاهی ، در میان همه مخلوقات میچرخد و می نو شند
آری اینجا مسیح تو هستی. از نفخه روح القدس وهم آغوشی و اتحاد روحانی و ملکوتی "مریم عشق" و "فاعل آگاهی" تکوین یافته ای
اینجا اتحادی با جان اشیاء داری،هر لحظه با یكی از آیات هستی، به عشق ورزی آگاهانه می پر دازی و زبان حال آنها می شوی. سلطان ملك و ملكوت شده ای .الهه زمین و آسمان شده ای. هر لحظه بصورت فرشته ای نجات بخش با یكی از آیات ملك به نجوا مشغول می شوی
خود را می بینی كه از چاه بلا و گرفتاری و بخل و حسد وطمع برادران همنوع ات نجات یافته ای و یوسف ملك تو هستی
آبها را می بینی كه همه نا پاكی ها را می شویند و همه آتش ها را خاموش می كنند همه زشتی ها را زیبا و همه مرده ها را زنده
خودت را می بینی كه موسی شده ای و دیگر غم ظلم و ستم فرعونیان نداری و قوی و مطمئن در مقابل لشگر عظیم ظلم و بیدادگری توان ایستادن داری و لشكریان ظلم و ستم را دنبال خود تا آبهای نیل می كشانی و آ تش ظلم و فتنه آنان را در آبهای نیل خاموش می كنی
انسانها و جانوران را می بینی كه گرفتار جهل و فساد شده اند وبه لهو و لعب مشغولند. برخی از آنها كه آگاه ترند نجات می یابند و به ملكوت نزدیكتر می شوند. آنها را در كشتی پیامبران می بینی .كشتی نوح می سازی و طو فان نوح بپا می كنی .  
دراینجا همه رنگها بی رنگی است. همه جمال ها جلال اند.همه اسم ها کلمه،همه صفات آگاهی وهمه افعال عشق اند که خداوند کلمه است ،عشق است، آگاهی ونور است در همه اشیاء. همه اشیاء او هستند(که یکی هست و هیچ نیست جز او) و همه او هستیم ، از او هستیم ، و به او بر می گردیم. او اول است، آ خر است، ظاهر است ، با طن است و این همه تو هستی . خود را بشناس او را می شناسی
اینجا هر شیئی ملک و ملکو تش را در کنار هم و بدون کوچکترین فاصله ای از هم شهادت می دهد. هر ملکوتی مالک و سلطان ملک خویش است و خویش را به رصد و قضاوت می نشیند و می نشاند
لحظه رودررو شدن بهشت و جهنم است. متوجه می شوی آ ن عادل رحمان و رحیم خودت هستی، حاکم و محکوم و دانای حکم خودت هستی ." مالک یوم الدین "خودت هستی
هر انسانی با نامه اعمال خویش در مقابل ملکوت خود که نفس مطمئنه است حکم می شود. اکنون لحظه حسابرسی نفس مطمئنه از نفس اماره است ، یک نفس کل بیشتر موجود نیست که اکنون مطمئنه است و از اماره بودن قبلی خود آگاه است و از همه اعمال ونیات جوارح خود آگاه است و خود نامه اعمال خود را می خواند، خواندنی ازسر دانستن . در اینجا قاضی و متهم یکی است و این همه را جوارح ات شهادت می دهند . که این محکمه و این حاکم و حکم آن ، همه تکوینی اند. پاداش آن نیز تکوینی است یا مرده ای قبل از اینکه بمیرانند تو را و به ملکوت ، خود آ گاه ، وارد می شوی و وعده بهشت را حق مییابی و یا به ، خود نا آگاه، بر می گردی و وارد ملک می شوی ،ملکی می شوی . آنگاه می میرانند تو را و همدم مارجهای آتش و شیا طین انس و جن می شوی تا نجاتی دیگر، كه تو از او هستی و به او باز می گردی.  
قصه های ملکی حدیث نفس اماره است و قصه های ملکوتی حدیث نفس مطمئنه . قصه های ملكی حدیث غصه های اسارت در ملك و همراهی با شیا طین انس وجن است و قصه های ملكوتی حدیث رهایی از ملك و برائت از این شیاطین. آنجا حدیث خواستن است . اینجا حدیث شدن است. قصه های ملكی را، آنكه اسیر غم وخسران عادات ذهنی و شیاطین وجن های موهوم است باور می كند و قصه های ملكوتی را آ نكه از غم و هجران نجات یافته و صفاتش بر او تجلی یافته باور دارد. آن حدیث زلف یار است و این حدیث جام باده . آن حدیث كو چه و بازار است و این حدیت هفت آسمان . آنجا حدیث گناه كبیره و صغیره و حرام و حلال و جنگ هفتاد و دو ملت است ،اینجا حدیث حوریان و غلامان و میوه های پاك و شراب طهور . آنجا می شنوی و می خوانی و می گویی . اینجا می بینی و شهادت می دهی. آنجا قال است، اینجا حال است. آنجا تو حق را می جویی، اینجا حق تورا می جوید .  
اگر این مارجها ی آتش را که مخلوق نیستند خاموش کنی و تنت راهیزم این شیاطین انس و جن نکنی ،موت قبل از موت می کنی این ملک را ملکوت، این جهنم را بهشت می یا بی
در ملکوت گردش کن و اسرار را ببین خود را بشناس و خدا را بشنا س و بعد خود قیامت بپا کن و حکم بده وسپس پیامبر ت را بفرست تا خبر دهد که این همه خودت هستی . عاشق حقیقت را به صبر توصیه می کنم .برای کشف حقیقت به حق بیندیش و از حقیقت بگو و از حقیقت بنویس نه از حامل حقیقت که چون تویی بیش نیست ، که خود را شناخته است که حقیقت را شناخته است.  
والسلام

 

چهارشنبه 20/9/1387 - 17:40
دانستنی های علمی
 
 

ابن قیم  شاگرد ابن تیمیه مى نویسد: «إنّ اللّه یجلس على العرش ، ویجلس بجنبه سیّدنا محمد (ص) وهذا هو المقام المحمود»
 (( بدائع الفوائد، ج 4، ص 39.  )).

خداوند بر روى عرش مى نشیند و رسول اكرم (ص) نیز در كنار او جلوس مى كند، و این همان مقام محمود و شایسته اى است كه قرآن وعده داده است. 




  
 
بسم الله الرحمن الرحیم  
 
اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین ... 
 
همه ما جنایات و فتنه های وهابیت و صهیونیزم و سایر فرقه های شیطانی و گروههای تروریستی در اقصی نقاط عالم که تشکیل دهندگان اصلی حزب الشیطان هستند را شاهد هستیم وقتی این وهابیون شیطان صفت و پیروانشان اینگونه به مقدسات اسلامی و دینی در تمام مراسمهای رسمی و غیر رسمی خود اهانت میکنند و پولهای بیت المال مسلمانان را اینگونه در راه ارضای شهوات دنیایی خود حیف و میل میکنند باید هم راه راست را گم کنند و نعمت کامل الهی را که در روز عید غدیر برای بشریت از طرف خدا آماده شد را نشناسند و از زمره مغضوبین و پیروان مغضوبین درگاه خدا قرار گیرند و چه بسا گمراهان با شناخت حقانیت اسلام شیعی راحت تر آن را بپذیرند تا این فاسدان سفیانی صفت که به اسم اسلام خون مسلمانان را در شیشه کرده و خری شده اند که دجال صفتانی چون دولت مجعول اسرائیل از آنها سواری میگیرند و به ریش تمام دنیا میخندند .... 
====================== 
چند نمونه از احادیث پیرامون بیرقهای سیاه از معصومین علیهم السلام  
۱ - پیامبر اکرم (ص) : ((ما خانواده اى هستیم كه خداى سبحان آخرت را بر دنیا، براى ما اختیار فرموده است ، بزودى بعد از من ، اهل بیتم در شهرها و سرزمین ها پراكنده و آواره خواهند شد، تا اینكه درفش هائى سیاه از مشرق زمین به اهتزاز در آید كه حق را مى طلبند، اما حقوقشان را اداء نمى كنند، آنان دست از حق برنمى دارند، اما اجابت نمى شود دیگر بار درخواست مى كنند، به آنان اعتناء نمى شود، در این صورت ، دست به مبارزه زده و به پیروزى دست مى یابند، هرگاه كسى از شما و یا ذریه شما آن زمان را درك كرد باید به پیشواى از اهلبیت من بپیوندد اگر چه با دشوارى ، بر روى برف سینه خیز برود، آنها درفش هاى هدایتند كه آنها را بدست مردى از اهل بیت من مى سپارند، كه نام وى مانند نام من و نام پدرش نام پدرم مى باشد، او مالك زمین گردد و آن را پر از عدل و داد مى كند آنگونه كه از جور و ستم پر شده است )) ملاحم وفتن سید بن طاووس صفحه ۳۰ و ۱۱۷ 
 
۲ - امیرالمومنین علی علیه السلام : (( پرچمهایی از مشرق زمین به احتزاز در می آیند که از جنس پنبه و کتان و حریر نیستند ، این پرچمها نشان و مهر سید بزرگ را برخود دارند و مردی از آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم آنان را فرماندهی میکند . روزی که در مشرق به حرکت در آیند بوی عطرشان چون مشک در مغرب به مشام میرسد و هراس و وحشت به مدت یک ماه ، پیشاپیش آنها حرکت میکند ... )) بحار الانوار ۵۳/۸۲ 
 
۳ - پیامبر اکرم (ص) : ((درفشهایی از ناحیه مشرق به اهتزاز درآید که مربوط به بنی عباس است و تا زمانی که اراده خداوند تعلق گیرد باقی خواهد بود . سپس درفش های کوچکی از ناحیه مشرق بیرون می آید و با مردی از نسل ابو سفیان و لشکریانش مبارزه کند و مردم را به طاعت مهدی سوق دهد ... )) نسخه خطی ابن حماد صفحه ۸۴ و ۸۵  
 
۴ - در دعای مشهور امین الله اینگونه میخوانیم : (( انت الهی و سیدی و مولای ، اغفر لاولیائنا و کف عنا اعدائنا واشغلهم عن اذانا و اظهر کلمة الحق واجعلها العلیا و ادحض کلمة الباطل واجعلها السفلی انک علی کل شیء قدیر )) و در آیه ۴۰ سوره توبه خداوند متعال میفرماید (( کلمة الله هی العلیا )) و همچنین رسول اکرم در شان و مقام علی علیه السلام میفرمایند (( علی مع الحق و الحق مع علی )) و به راستی چه ارتباطی بین نام جلاله الله و حق و نام مولای متقیان علی علیه السلام وجود دارد ... 
 
دل تمام شیعیان ودوستداران عدالت بعد از اهانت جنایتکاران منافق به ساحت قدسی حرم رضوی مالامال از غم و اندوه شد و اینک بعد از گذشت چند سال ، گستاخی وهابیت بی خبر از پیام اسلام و رسول مکرم آن ، به جایی رسیده است که علنا اعلام جنگ با آل رسول میکنند و جنایتکاران بزدل و پست را برای جسارت به حرمین شریفین در سامراء اجیر میکنند.همه خوب می دانیم که وهابیت ید طولایی در تخریب اماکن مقدس شیعیان دارد و هنوز داغ تخریب و اهانت به قبرستان بقیع ، از دل شیعیان ومحبین عترت رسول اکرم خارج نشده است ، مسلمانان و شیعیان محب اهل بیت علیهم السلام ، آیا اگر در باز سازی بقیع که محل آرامش ۵ معصوم از جمع ۱۴ معصوم علیهم السلام است کوتاهی نمی کردیم شاهد اهانت بیشتر دشمنان و کوردلان منافق به سایر حرمهای مطهر ائمه معصومین میشدیم ... 
بیرقهای سیاه خراسان با عنوانهای نگارش علیا ، تندیس ثقلین ، کمان عاشورا و هلال انتظار در راستای اجرای منویات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله العالی مبنی بر لزوم جنبش نرم افزاری ، مهندسی فرهنگی ، نوآوری و شکوفایی برنامه ریزی و اجرا شده است و باید اعتراف نمود که این همه جز با عنایت حضرت ولی عصر (عج) و ولی نعمتمان حضرت امام رضا علیه السلام غیر قابل تصور بود. به صورت خلاصه باید گفت بسیاری از فتنه های پیشگویی شده توسط ائمه اطهار و قرآن کریم در شرف وقوع هستند و یا بسیاری به وقوع پیوسته اند . بهتر است قرآن مجید را با دقت بیشتر و توجه بیشتر به محتوای طرح بیرقهای سیاه خراسان مجددا مطالعه و مرور کنیم و همچنین نهج البلاغه امیرالمومنین را نیز آنجا که خبراز فتنه های گوناگون میدهد مطالعه نماییم تا به اهمیت طرح بیرقهای سیاه واقف شویم . این طرح به هیچ شخصی و هیچ نهادی وابسته نیست تا وامدار کسی باشد. محتوی طرح فقط اسم جلاله الله است با الهام از آیه شریفه کلمة الله هی العلیا و سایر آیاتی که از این اسم جلاله استفاده شده است . مسجد ثقلین که با نام جلاله الله طراحی شده است فقط با هدف زمینه سازی برای باز سازی بقیع آماده شده است و قرآن علیا که در نظر اول به هیچ وجه قابل خواندن نیست ( به واسطه فونتی که در نگارش آن استفاده شده است ) برای مقابله با فتنه های پیاپی کفار در ساخت فیلمها و چاپ کاریکاتورهای موهن و کتاب آیات شیطانی ارائه شده است و کمان عاشورا که قسمت بعدی طرح بوده نیز فقط برای مقابله با چشم دجال طراحی شد و پیامش را به دولت حاکم در آمریکا رساند ، به این خاطر که هشداری باشد به تمام دجال صفتان و حامیان آنها در اقصی نقاط عالم چرا که هلاکت دجال به دست یگانه منجی عالم بشریت به زودی زود محقق خواهد شد ان شاء الله سپس هلال انتظار نیز برای بشارت دادن به تمام شیعیان و آزادگان جهان به جهت نزدیکی تحقق وعده الهی در روز غدیر خم که همانا ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام از طرف خدا بر انسانها است طراحی شد و اکنون بیرقهای سیاه خراسان با شعار «الا یا اهل العالم قتل الزهرا و بعلها و بنوها علیهم السلام مظلوما » و ابلاغ آن به نمایندگان کشورهای اسلامی در تنها کشور علوی ، به خونخواهی حضرت صدیقه طاهره و شوهر و فرزندان مظلوم او به پا خواسته است که تا حق اول مظلوم عالم اسلام که همانا معرفت و شناخت کامل عترت رسول اکرم و تمسک به آن در کنار قرآن مجید است ادا نشود هیچ حقی برای مسلمانی قابل تصور نیست . بیرقهای سیاه خراسان از جمله مواردی است که به صورت متواتر در احادیث و روایات اهل سنت و اهل تشیع و حتی سایر ادیان ابراهیمی پیرامون فرج و نشانه ها و علائم ظهور منجی ذکر شده است . اما بیرقهای سیاه که از سرزمین خراسان و از کنار حرم مطهر عالم آل محمد حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام با مشخصات ذکر شده خروج نموده است این حجت را نیز بر اهل سنت و تمام بشریت تمام نموده است که در جامعه شیعی خراسان و تا روز قیامت هیچ پرچمی خروج نخواهد کرد مگر به خونخواهی حضرت زهرا سلام الله علیها و یاری عترت مطهر رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و بدیهی است پس از این تاریخ بر تمام عالمان و رهبران اهل سنت و سایر مذاهب فریب خورده « اگر به خدا و رسول اعظم و آیات و روایات اعتقاد دارند » واجب است تا پس از اقرار به اشتباهات گذشته ، پیروان خود را به سمتی که مرضی خدا و رسول اکرم و اهل بیت مطهر اوست هدایت نمایند تا ان شاء الله از غفران الهی بهره مند گردند .
چهارشنبه 20/9/1387 - 17:31
اخبار
سزای اظهارمحبت شکنجه وهابیت    
 
 
با افزایش بی احترامی نسبت به زائران ایرانی، این اهانت ها بیشتر متوجه روحانیون است و به دفعات مشاهده شده با روحانیون کاروان ها برخوردهای شدید صورت می گیرد در یکی از این موارد نیروهای امنیتی پس از بازداشت یک فرد روحانی به مدت دو روز، اقدام به بستن دستان وی با دستبند می کنند که با واکنش شدید این شخص مواجه می گردند. در اقدامی دیگر و در مسجد النبی، عوامل وهابیت یک روحانی کاروان دانشجویی را به بهانه تشکیل جلسه قرآن دستگیر و مورد مؤاخذه قرار دادند. این رفتارها در حالی ادامه دارد که به تازگی حجت‌الاسلام حسینی شریف مسئول بعثه رهبری در مکه با مسئول اداره امر به معروف و نهی از منکر عربستان دیدار کرده و طرفین بر ضرورت کاهش تنش میان زائران ایرانی و انتظامات حرمین شریفین تأکید کرده اند. به نظر می رسد هشدار ایران مبنی بر تعطیلی عمره مفرده موجب نگرانی مسئولان بلند پایه سعودی گشته و آنها درصدد پیدا کردن راه حلی اصولی برای رفع این مشکل هستند، اما این نگرانی در مورد عوامل رده پائین وجود ندارد و هیچ تغییری در رفتار آنان بوجود نیامده است. در همین راستا روحانیون کاروان های اعزامی ایران در جلسه ای مشترک با ری شهری خواستار تمهیدات جدی از سوی ایران برای کاهش این موارد شدند که نماینده ولی فقیه در این زمینه قول مساعد داد. در بررسی عوامل افزایش رفتارهای ناشایست عوامل وهابیت می توان سه محور اصلی را مورد توجه قرار داد نخست رفتار ناشایست و توجیه ناپذیر با زوار ایرانی و دیگر اهداف سوء وهابیت در تقابل با موج اخیر شیعه گرایی پس از پیروزی حزب الله و عامل سوم، جلوگیری از علاقه جوانان عربستانی به تشیع که روز به روز در حال افزایش است. در تشریح عامل اول باید به این نکته توجه داشت که متأسفانه برخی زائران ایرانی نسبت به شرایط موجود در عربستان و سلطه وهابیت توجیه نبوده و رفتارهایی در جهت افزایش تنش انجام می دهند. همچنین تبرک جستن از اماکن زیارتی که مورد حساسیت وهابیت است افزایش یافته و در برخی موارد به مشاجره می کشد. افزایش این رفتارها سبب شد که اطراف قبور ائمه بقیع علیهم السلام حصاری بلند کشیده شود و همچنین برخی قبور بقیع مانند قبر ام البنین از دسترس دور بمانند. محور دوم یعنی افزایش علاقه نسبت به آموزه های مکتب تشیع در دو فاز عملی گردید، در فاز اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران موجب نشر و ترویج اولیه مبانی مذهب تشیع شدو سپس با فعالیت برخی نهادها گسترش یافت و در فاز دوم پیروزی مقاومت اسلامی لبنان در جنگ سی و سه روزه علاقه جوانان غربی را به رهبر مقاومت سید حسن نصرالله و مکتب اهل بیت علیه السلام دو چندان نمود. این موج جدید که اکنون نیز در حال گسترش است از همان ابتدا مورد تکفیر علمای وهابیت واقع شد. صدور فتاوایی مبنی بر حرام بودن کمک به حزب الله و مباح بودن خون شیعیان در همین راستا ارزیابی می شود. در ارزیابی محور سوم لازم است بدانیم حقانیت مذهب تشیع و درستی استدلال هنگام مناظره با برخی وهابیون، آنها را به راه راست هدایت کرده است. مناظرات میان علمای شیعه و وهابی که از ابتدای تأسیس این فرقه با هدف تنویر افکار عمومی و جلوگیری از افزایش بدعت های دروغین وجود داشته در سالیان اخیر و بوسیله فضلا و طلاب اهل علم حوزه علمیه گسترش یافته و در موارد بسیاری که طرف های مقابل نیات سوء نداشته اند به هدایت آنان انجامیده است. این اقدامات ضربات شکننده ای بر سر کردگان وهابیت وارد ساخت و آنها را خشمگین نمود تا جایی که از فرط ناراحتی فتاوایی عجیب و نادر صادر کرده اند. در فرودگاه ها و مبادی ورودی نیز اگر چه سوء رفتار مشاهده نمی شود، اما وسایل زائران ایرانی به دقت تفتیش می گردد و اگر در چمدانی کتاب یا جزوه ی خاصی ببینند، تمام افراد آن کاروان مورد بازجویی های دقیق قرار می گیرند. حساسیت نسبت به ورود مفاتیح الجنان که در گذشته شدت یافته بود اکنون تا حدودی کاهش یافته و تنها به تفتیش ظاهری اکتفا می شود. روش دیگر زیر نظر گرفتن زائران با استفاده از دوربین های مدار بسته است؛ عوامل سعودی با استفاده از این دوربین ها که بسیار پیشرفته و قوی نیز هستند به دقت ادعیه و کتب مورد مطالعه و قرائت زائران را در تمام مسجد النبی زیر نظر دارند؛ تنها در قسمت روضه مبارکه بیش از ده دوربین مدار بسته قرار داده شده است. تاکنون چند زائر ایرانی که مشغول خواندن زیارت عاشورا یا دیگر ادعیه بوده اند، به این وسیله شناسائی و دستگیر شده اند.  

 


چهارشنبه 20/9/1387 - 17:27
اخبار
جنایات وهابی ها    
 
 

نکته اول

نوجوانی حدودا 16 ساله برای خرید و تهیه البسه سال نو از خانه خارج می شود... ساعاتی بعد عده ای در لباس مامور جلوی او و بسیاری دیگر را گرفته... از او می پرسند تو چه كاره ای و آن نوجوان با حالتی ترسناك می گویم من پدرندارم. دانش آموز هستم. آن مرد به او دشنام  داده و... لحظاتی بعد آن نوجوان بیگناه به همراه مجتبی 16 ساله و 21 نفر دیگر با اعلام آتش سركرده ازخدا بی خبران و با ذكر الله اكبر!!!‌به خاك و خون كشیده می شوند...

 

 آن نوجوان معصوم و بیگناه كه بار زندگی خود و خواهر كوچترش را بردوش می كشید با دلی آرام و پاك به سوی خدای خود رهسپار می شود. و حال تصور كن حال و هوای خواهری چشم به راه را كه اینك به جای پوشیدن لباس نو باید رخت عزای برادر عزیزش را برتن كند...

نکته دوم

یكی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اظهار نظری عجیب می گوید: ما در استان حتی یك وهابی نداریم!!!

وی بدون اشاره به تعریف خود از وهابیت و پرداختن به برخی رخدادهای استان در این اظهار نظر سعی دارد استان را خالی از وجود هرگونه فرد تندرو و وهابی صفت جلوه دهد...

همسو با این نماینده مجلس برخی از شخصیتهای دیگر استان  نیز با تكرار سخنان نماینده مجلس مدام در  تریبونهای خود به این نكته اشاره می كنند كه استان از وجود وهابی عاری است!!!‌

بسیاری از سایتها و وبلاگهای معاند كه همواره از گروهكهای ضد انقلاب و تروریستی حمایت كرده و می كنند نیز به عدم وجود افرادی با نام وهابی در استان تاكید داشته و وجود وهابیت در استان را توهم عنوان می كنند!!

نکته سوم

 

 

مهم نیست كه كسی با نام وهابیت وجود دارد یا نه!!!! مهم آن است كه امروز در استان تفكری وجود دارد كه به راحتی باعث می شود نوجوان، جوان، پیر، زن و مرد بی گناه كشته شوند... تفكری كه معتقد است با كشتن هر شیعه بهشت بر او واجب می شود با هر نامی چه وهابیت، چه صهیونیسم، چه كفتار و هر نام دیگر، تفكریست كه به جرات می توان گفت در استان و بسیاری از نقاط داخل و خارج از كشور كم و بیش وجود داشته و صاحبان آن در حال گسترش آن هستند... بله آقای نماینده محترم مردم زاهدان، كاش این مطلب رو هم در ادامه فرمایشات گهربار خود اضافه می كردی!!!! ما متعقدیم این تفكر خطرناك است و گسترش آن نیز در قالب برنامه های دینی در مدارس به اصطلاح دینی خطرناكتر از خود تفكر است.

 

نکته آخر

آری در 25 اسفند 84 در منطقه ی سیستان و بلوچستان واقعه ای رخ داد كه شنیدن آن دل هر انسانی را به درد می آورد. تعدادی از خفاشان شب به نام دین راه را بر بندگان خدا بسته و با هدف ایجاد تفرقه و اختلاف مذهبی با جدا كردن شیعه و سنی، با ذكر مقدس الله اكبر 23 تن از شیعیان را به خاك و خون می كشند. افرادی كه هیچكدامشان هیچ مسئولیت امنیتی نداشتند. تنها یك نفر از آنان نگهبان دانشگاه بود...

  داستان باور نكردنی بالا مربوط به نوجوانیست به نام جابر قویدل. او  16 سال داشت و بخاطر از دست دادن پدر و مادرش بار زندگی خود و خواهرش را بردوش می كشید...  جابر تو قلب مرا تسخیر كرده ای و هرگاه  به یاد داستان غم انگیز تو می افتم دلم آتش می گیرد... گوارا باد شهد شهادت بر تو و همه آنانی كه به جرم مسلمان بودن و محبت اهل بیت به شهادت رسیدند

 


چهارشنبه 20/9/1387 - 17:26
دعا و زیارت
گوساله های سامری قرن بیست و یکم    
 
 

"مشکلاتتان حل می شود، کنکور قبول می شوید، راه رستگاری ما هستیم و....". تمام این ها قسمتی از ادعاهای مدعیان دروغین امام زمان(عج) است. افرادی که ادعا هایشان انسان را به خنده می اندازد ،ولی افرادی حاضر می شوند به راحتی ادعای آن ها را بپذیرند ودر نهایت دچار مشکلات وصدمات روحی ،جسمی ومالی شوند.ولی به واقع تا کی زنجیره اظهار وجود مدعیان دروغین امام زمان ادامه پیدا خواهد کرد.

شما دوست دارید یکسال به صورت پیوسته و مداوم درس بخوانید و یا با یک راه میان بر به دانشگاه و رشته دلخواهتان دست پیدا کنید». شاید اگر خود من هم به جای گیرنده این پیامک بودم ته دلم می لرزید که شاید واقعا راه بهتری هم از درس خواندن و کنکور دادن برای رسیدن به صندلی یکی از دانشگاه های معروف تهران وجود داشته باشد. به خصوص اگر امضای بعضی از مراجع بلند پایه در تصدیق این روش را می دیدم احتمالا سراغ جور کردن پول آن هم می رفتم.

سال پیش که چنین اطلاعیه ای در بعضی از نقاط شهرک غرب تهران توزیع شد، در پایان آن سخنان برخی از علما و شخصیت های مطرح دینی در تایید عملکرد یک دعانویس به نام «ش.ق» به عنوان دعانویس کارآزموده و با تجربه منتشر شد. همان موقع دل بعضی ها لرزید و گول اطلاعیه قلابی را خوردند. در واقع این یکی از شیرین کاری های متعدد مدعیان دروغین حضرت امام زمان (عج) است که طی این چند ساله بسیاری از آنها با ادعای ارتباط با ائمه معصومین دست به کلاه برداری و سوء استفاده های وسیع مالی زده اند که حتی شنیدن آنها برای یک انسان عاقل خنده دار به نظر می آید.

شاید ردیف کردن بعضی از این ادعاها باعث باز شدن گوش کسانی شود که دل به این ادعاهای دروغین می بندند و گول این افراد را می خورند.

مدعیان دسته اول:توجه ویژه به مجالس زنان

اکثر مدعیان دروغین صاحب الزمان (عج) همواره توجه ویژه ای به قشر زنان دارند و به نظر می آید در اکثر مواقع نیز در برآورده کردن اهداف خود نیز موفق بوده اند. فردی به نام «ف.م» که در یکی از روستاهای شهری در نزدیکی تهران سکونت دارد مدعی ملاقات با ائمه اطهار شده و با طرح این ادعا توانسته گروهی از زنان و البته مردان ساده لوح را به دور خود جمع کند. این فرد با حضور در محافل زنانه و طرح ادعای خود از زنان می خواهد تا به سمتی که او نشان می دهد و مدعی است یکی از ائمه در آنجا حضور دارد، سلام کنند.

او با طرح این ادعا که بسیاری از امام زادگان را در عالم رویا می بیند از مردم می خواهد برای ساخت آن امامزادگان به او پول پرداخت کنند و با ادعاهای خود مبالغ هنگفتی را هم جمع آوری کرده است که تا به حال مشخص نیست با آنها چه کرده است. از طرفی به نظر می آید که این کار در خانواده این فرد نیز موروثی است. چرا که مادر بزرگ وی نیز در زمان حیات او ادعاهای مشابهی را مطرح کرده است.

در برخی از مواقع هم این مدعیان، خود به سراغ طعمه ها می روند. به عنوان مثال فردی به نام «ح.ر» ساکن شهریار، چندی پیش در اطراف شهرستان ورامین جلساتی تشکیل داده و در این جلسات فقط از دختران جوانی که تا 22 سال سن داشته باشند را دعوت می کرد. وی در جلساتش ادعا کرده که یکی از یاران حضرت حجت(عج) است و به همین وسیله عده ای از جوانان را مرید خود کرده بود اما خوشبختانه دادگاه قرچک ورامین وی را دستگیر و جلسات او را نیز تعطیل کرده است.

اما اکثر مواقع، آخر کار به خوبی و خوشی تمام نمی شود و زمانی پای مراجع انتظامی و قضایی به میان می آید که کار به روابط غیر اخلاقی و نامشروع کشیده شود.

مدعیان دسته دوم : عمر پانصد ساله می دهیم

دسته دوم از مدعیان دروغین امام زمان افرادی هستند که ادعاهای عجیب و غریبی ارایه می کنند. این دسته اغلب از نقاط ضعف عاطفی ،روانی ،اجتماعی و اقتصادی مردم استفاده می کنند. به عنوان مثال شخصی به نام «ع.ر» با ارسال نمابری به برخی از مراکز دولتی و خصوصی مدعی شده است که به راز طول عمر پانصد ساله دست یافته است. وی در نمابر خود با طرح این ادعا که نیرو ها وقابلیت های فوق تصور در اختیار قدرت های بزرگ دنیا بوده و او با آنان در ارتباط است مدعی شده که در ازای دریافت هزینه های مربوطه راز طول عمر را فاش می کند. هزینه های فهمیدن این راز، سر به میلیاردها تومان گذاشته و این در حالی است که نمابر مربوطه از نظر املایی و دستوری دارای غلط های بسیار فاحش است و نشان از بی سوادی این فرد دارد.

در موردی دیگر نیز یک زن با هویت نامشخص با توزیع شماره تلفن همراه خود در بعضی از محلات جنوبی تهران ادعا می کند که برای بیماران روحی و افرادی که با مشکلاتی موجه شده اند، انرژی مثبت ارسال می کند و شماره تلفن وی دست به دست در محلات مختلف تهران می چرخد. وی ادعا می کند عضو گروهی است که از سوی خداوند به مردم انرژی مثبت اعطا می کند.

در موردی دیگر فردی به نام «الف » با حضور در مزار شهدا و با برقراری ارتباط عاطفی با برخی از نزدیکان شهدا ادعای ارتباط با ارواح شهدا و گفت و گو با آنان را هم در عالم رویا را مطرح می کند. این فرد از آنان می خواهد تا نزورات و صدقات را به وی بدهند تا وی در میان فقیران توزیع کند. این در حالی است که وی با ظاهری آراسته تر از گذشته اقدام به چنین کاری می کند و مشخص است که چه به سر نذوراتی که قرار بود در بین مردم فقیر پخش شود، آمده است.

تمام اینها نمونه ای از سوء استفاده این افراد از خلاء های مختلف زندگی مردم است که به انحاء مختلف از درآمد مردم برای پر کردن جیب های خود استفاده می کنند.

مدعیان دسته سوم: فرقه های انحرافی

این دسته از مدعیان دروغین به مراتب خطرناک تر از سایر مدعیان هستند چرا که آنها علاوه بر سوء استفاده از مریدان خود باعث بدعت ها و انحرافات خطرناک در دین می شوند که زمینه را برای بدبینی به عقاید دینی به خصوص در بین جوانان فراهم می آورند.

این فرقه ها به طور معمول با ایجاد یک هاله مقدس به دور رهبر فرقه و برگزیده شدن این شخص از طرف امام زمان (عج) به سوء استفاده های مختلف از اعضای خود و حتی تحقیر آن ها اقدام می کنند. به عنوان مثال رییس یکی از فرقه های انحرافی در جلسه هفتگی خود در یکی از شهرهای توابع استان تهران و در جمع مریدان خود گفت: "شما احمق هستید شما نمی فهمید، من فقط می فهمم ما باید رب خود را بشناسیم. چوپان رب گوسفندان است و راه را نشان می دهد. من هم چوپان شما هستم من علم، اخلاق و عرفان می ریزم در دل شما پس من رب شما هستم شما باید رب خودتان را بشناسید من حاضرم در یک میدان جلوی چشم همه در آتش بروم و از آن طرف بیرون بیایم و یا وسط آتش می نشینم و هر که می تواند در آتش بنشیند و تمام نهادهای اطلاعاتی امنیتی هم با من هستند از هیچ چیز نترسید."

اعضای این فرقه با طرح شبهات و مطالب اغراق آمیز طرفداران بیشتری را جمع می کنند و از شرکت کنندگان در جلسات خود می خواهند که رهبر این فرقه را راه نجات موجودات بدانند. این فرقه ها معمولا برای جذب جوانان از کمک های مالی و معنوی و حتی از روش های عجیب و خلاف قانون استفاده می کنند. یکی از این فرقه ها برای جل ب بیشتر جوانان مدعی است که هرکس که به دین آنها بگرود با سایر اعضای فرقه محرم شده و می تواند بدون حجاب باشد . این فرقه که از افرادی کم سواد تشکیل شده است با طرح "دین بدون مذهب" به تبلیغ اندیشه های خود می پردازد و پیروان آنها مطابق دستور رهبران فرقه که ادعا دارد به عنوان امام آخر الزمان برگزیده شده است ، شهادتین در اسلام و شیوه اقامه نماز را هم تغییر داده اند.

اما مسئله مهم در این بین این است که بعضی از این فرقه ها که عقاید آن ها زمینه ساز انحراف های وسیع در بین جامعه وبه خصوص جوانان می شود،آزادانه در حال فعالیت هستند وبا انتصاب خود به ائمه معصومین و یاران بزگوار آن ها ،عقاید خود را درست ودینی جلوه دهند. این فرقه ها که سابقه بدی به لحاظ نزدیکی به رژیم شاهنشاهی سابق نیز دارند،با گسترش فعالیت های وسیع تبلیغاتی خود که حتی شامل ار تباط با جریان های خار جی نیز می شود ،سعی در تیلیغ افکار خود درابعاد جهانی دارند. فرقه های مذکورکه ید طولایی در انحراف اصول دینی دارند،با مظلوم نمایی در برابر واکنش مردم متدین نسبت به اعمال خود ،نظام ودستگا های انتظامی وقضایی را مسئول چنین اتفاقاتی می دانند و به تبلیغ علیه نظام می پردازند.

گرچه در ابتدا به نظر می آید که عقاید این فرقه ها چندان از اصول دین وعقاید شیعیان دور نیست ،ولی اگر با دقت به آن ها توجه شود،این عقاید می تواند باعث ایجاد انحرا ف های خطرناک وظهور مدعیان دروغین ،به واسطه عدم در ک صحیح این فرقه ها از دین و پایبند نبودن آن ها به عدم مشخص نبودن نائبان امام زما ن (عج)ومنتصب کردن بزرگان خود به نمایندگی از امام زمان(عج) شود . به غیر ا زاین در جلسات بعضی از این فرقه ها ،به بهانه مراسم عرفانی دست به اعمال خلاف شئونات اسلامی زده می شود که به عنوان مثال فردی به نام "ر.پ"به بهانه مراسم در ویشان با جذب گروهی از جوانان ،مردان وزنانی که دارای سوء سابقه مال ومنکراتی هستند ،زمینه لهو لعب آنان را فراهم می کند. وی همچنین در این جلسات کتبی شبه انگیز که فاقد مجوز چاپ است ،را دربین شرکت کنندگان مراسم توزیع می کند. به این ترتیب ،دستگاه های دولتی ،به علت حساسیت موضوع نه تنها وظیفه برخورد با این فرقه ها وجلوگیری از تبلیغات آزادانه آن ها را دارند،بلکه باید با با لا بردن سطح سواد دینی مردم از گرایش آن ها به این افکار که از مشرب های صوفی گرایانه سرچشمه می گیرد ،جلوگیری کنند.


چهارشنبه 20/9/1387 - 17:23
دعا و زیارت
چرا همه دنبال میان‌بر می‌گردند؟    
 
 

شاید بهتر باشد بگوییم ماجرا از اعتراض صریح آیت‌الله مکارم شیرازی به متولیان مسجد جمکران شروع شد؛ آنجا که ساختن فضایی شیشه‌ای برای محراب مسجد و نوع نورپردازی خاص آن را نوعی "عوام‌فریبی و تقدس‌زایی" بی‌مبنا دانستند. همین هم شد که مسئولان مسجد جمکران گنبد و بارگاه تازه‌تاسیس! را به سرعت جمع کردند.

گرچه ناگفته نماند در آن روزگار وجود این بارگاه اضافی! مشتریان زیادی هم پیدا کرده بود؛ علاوه بر اینکه مردم در آن فضای شیشه‌ای پول می‌ریختند و نذرهایشان را اینگونه ادا می‌کردند؛ انواع و اقسام دخیل‌ها و نامه‌ها هم به سمت این کعبه‌ی خیالی گسیل شده بود. همان‌سالها _ حدود سال 83_ زمزمه‌ی ترویج خرافات به شکل علنی و نه در پس پرده در جامعه شنیده‌ می‌شد؛ ‌زمانیکه هر ساله چند نفری به اسم عارف و مرشد و سالک ظهور می‌کردند. آخرینش هم در سال 84 و در قم، مردی بود که خود را سید یمانی! زمان غیبت معرفی کرده بود. یا در همین تهران "حسین کاظمینی بروجردی" که خود را نماینده‌ی امام عصر(عج) معرفی می‌کرد و مردم را برای زیارت آن حضرت در تورهای یک روزه به اطراف تهران می‌برد؛ برایشان دعا می‌نوشت و آنها را شفا می‌داد! شخصی که خود را نوه آیت‌الله بروجردی(ره) معرفی کرده بود و بعدها در اعترافاتش معلوم شد حتی قرآن را نیز نمی‌تواند به خوبی قرائت کند. یا همان فردی که در بیابان های اطراف تهران کعبه ای بنا کرده بود و به ازای دریافت 500 هزار تومان ناقابل صفا و مروه ساخته بود. در واقع حرکتی آشکار در جهت تقویت "مذهبی جدید" مبتنی بر خواب و نقل و آرزو؛ به جای عقل و استدلال و سند. در این میان پر بیراه نیست اگر بگوییم که تولید کتب شبه‌مذهبی در کشور نیز به گسترش این جریان کمک شایانی کرد. سال‌های زیادی است که وقتی به آمار نشر در کشور مراجعه می‌کنیم، حوزه دین در صدر کتب منتشره قرار دارد، که در نگاه اول شاید بسیار رضایت بخش و برای مدیران فرهنگی نوعی افتخار به حساب بیاید. اما اگر کمی دقیق شویم خواهیم دید که این آمار حبابی کف‌‌آلود بیش نیست و شاید کمتر از 10 درصد آنچه امروزه ذیل عنوان "کتاب دینی" به جامعه عرضه می‌شود، تولیدات قابل تامل و مفید برای مخاطب باشد. اگر در آمار دقت کنیم، خواهیم دید که غیر از قرآن، مفاتیح‌الجنان، نهج‌البلاغه و سایر کتب صرفا مذهبی، از جمله ادعیه و زیارات وارده، گونه‌‌ای از کتاب‌های شبه‌مذهبی هم هر ساله‌ و در تیراژ بالا، منتشر می‌شوند که اغلب با عناوینی چون: راه وصال، شوق دیدار،‌ استخاره و تعبیر خواب، در جستجوی ماوراء، در محضر یار و... راه‌های «میان‌بر»! رفع حاجات، رفع بلاها و گرفتاری‌ها، تجویز نسخه شفابخش! برای تمام مشکلات مادی و معنوی، عرفان‌های قرصی و حبه ای! دینداری آزاد و مدرن! و حتی روش‌های دیدار سریع! با حضرت حجت(عج) را در بر می‌گیرند. آثار کم‌زحمت یا در اکثر اوقات بی‌زحمت، که از دین و دین‌داری فقط پوسته‌ای "نسخه‌نویس" برای دردهای لاینحل! عوام ارائه می‌دهند. به این‌ها اضافه کنید تب فراگیر خواندن این کتاب‌ها در میان عامه مردم. در دنیای مدرن امروز که انسان ماشینی اهل اینترنت و اس ام اس،‌ فرصت تامل و تفکر را از دست داده و غالبا به دنبال روش‌های ساندویچی‌است، بالتبع به شدت نیازمند قرص‌های مذهب درمانی! با تاثیر فوری! و قوی نیز باید باشد. باز هم به همه این مستندات این نکته را بیافزایید که قرار نگرفتن آدم‌ها سر جای خودشان، برای قرار گرفتن دیگر آدم ها سر جای دیگران، خود دلیل مضاعفی است برای گرایش به چنین راه هایی برای مثلا طی مدارج ترقی در یک ماه! اگر سری به جلسات مذهبی خانم‌ها بزنید، با برخی خانم‌جلسه‌ای ها گفتگو کنید و عمق بندانگشتی سوادشان را رصد کنید، خواهید فهمید چرا یکباره یک شخص گمنام و با حضور در سه جلسه سخنرانی در یک محل، صاحب یک هزار مرید سینه‌چاک می‌شود که حاضرند برای او جانشان را هم فدا کنند!! مگر او چه چیزی برایشان آورده که قبلا در قرآن حکیم و آیین بلیغ اسلام نیامده؟؟ او همان رمزگشای انسان عجول قرن ارتباطات است؛ یعنی کلید دست این مدعیان ارتباط با ماوراء تنها و تنها کپسول سرعت است؛ درمان فوری، رفع مشکل در یک جلسه، قبولی کنکور با یک خط دعا، حل معضل ازدواج با یک حبه قند دعاخوانی شده، زیارت حضرت غایب در سه جلسه و... حالا مشکل کجاست که برخی اهل علم و دانش هم فریب این افراد را می خورند؛ داستان، درونمایه ساده‌ای دارد؛ قلب ایرانی در گرو یک یاحسین(ع) طوفانی می‌شود و با نام حضرت حجت(عج) چنان تکانی می‌خورد که خیلی‌ها بتوانند به سرعت خودشان را به عرشه احساسات او برسانند؛ در واقع ایرانی مسلمان همواره تمام سلول‌هایش به عشق اهل بیت(ع) قیام می‌کند، حالا اگر یک نفر هم آمد که حرف‌های "نو" و تازه زد بهتر می تواند در حریم احساسات او وارد شود... و نکته دوم رقابت در تبلیغات است؛ کالای شما هیچ‌ارزشی ندارد اما برای خرید توسط مشتری یک ماکسیما به قید قرعه جایزه می‌دهی، جماعت ماشین ندیده، سرریز می‌شوند سمت مغازه‌ها، در واقع مدعیان دروغین همواره یک قرعه‌کشی برای مریدان خود دارند، برای مثال کاظمینی بروجردی که "به مریدانش می‌گفت اگر می‌خواهید آقا(!) از شما راضی باشد باید مرا حمایت کنید! یا اینکه این دعا اجابت نمی‌شود مگر اینکه 30 جلسه پای منبر حاضر شوید... و یا حتی اینکه دعای رفع بلا را فقط به کسی می‌دهم که ارادتش را بیشتر نشان دهد، یعنی مریدان بیشتری را برای جلسات من بیاورد..." حالا این دو نکته را بگذارید کنار موج سواری آدم های سودجو، شب قدر، مسجد ارک، به جای عرضه محصولات فرهنگی، شم بازاری برخی شیادان خوب کار می‌کند و می‌دانند چون ملت این شب‌ها انگیزه بیشتری برای دانستن دارند، انواع و اقسام سی‌دی و کتاب و فیلم را با چنین مضامینی عرضه می‌کنند: دختری که در جمکران شفا گرفت...راز طی الارض پیرمرد خرم آبادی، چگونه از گناهان خود توبه کنیم، فیلم مسخ شدن دختری که به قرآن توهین کرد، کرامات و معجزات دکتر...، 110 اصل اساسی برای رویت حضرت حجت(عج) و...در چنین فضایی و با وجود بمباران فرهنگی و البته تشنگی معرفتی جوان، نامعقول نیست اگر او در وادی مریدپروران بی صلاحیت بیافتد... به هر ترتیب جوان امروز نه تنها در ایران بلکه در هر نقطه‌ای از کره خاکی تشنه معنویت ناب است، اگر شما آن را در یک بسته‌بندی خوب و شکیل و حرفه‌ای و متناسب با نیاز روز عرضه نکنید، دیگری در بهترین شکل ممکن، آن را به میزان بسیار فراوان عرضه می‌کند... همین هم شد که پرده‌برداری از سراب معنویت آدم‌های بی‌صلاحیت و موج سوار روزگار شهرنشینی کورکورانه را به عنوان پرونده‌ای ویژه برگزیدیم. باشگاه جوانی برنا بدون تردید نتوانسته از تمامی زوایای این نفوذ فرهنگی در افکار مذهبی مردم پرده‌برداری کند، اما به قدر بضاعتمان بسته‌ ویژه‌ای برای جوانان همیشه بیدار سرزمین آفتاب تدارک دیده‌ایم تا با جریانات غیر معقول و غیر طبیعی کمی دقیق‌تر و ظریف‌تر و آگاهانه تر برخود کنند. که البته نمی‌توان و نباید از ضعف رسانه‌ةای کشور و بویژه صدا وسیما در انعکاس و انتشار معارف ناب دینی در قالب‌های نوین غافل شد که اگر شما ویترین جذاب و پرمحتوایی داشته‌باشید، مخاطب به سمت مغازه‌های رنگارنگ دودآلود تهی از محتوا نمی‌رود...

 

چهارشنبه 20/9/1387 - 17:21
دعا و زیارت
رسوایی یک مدعی ارتباط با غیب    
 
 

در ادامه ادعاهای زنجیره ای مدعیان امامت و ارتباط با غیب، جوانی 22 ساله در یکی از روستاهای کرمانشاه مدعی شفابخشی بیماران و ارتباط با امام زمان (عج) شد.
به دنبال انتشار خبری مبنی بر ظهور یک جوان شفابخش و مرتبط با امام زمان(عج) در روستای «خانجمال» کرمانشاه، دسته های گوناگون مردم از روستاها و شهرستان های اطراف و حتی خارج از استان به دیدار این جوان رفتند.

هجوم مردم به این روستا به حدی زیاد بود که نیروهای امنیتی و انتظامی را وارد ماجرا کرد.

از طرفی، یکی از ائمه جمعه کرمانشاه به همراه چند تن از اعضای شورای بخش سنقروکلیایی برای بررسی زوایای ماجرا به دیدار این جوان مدعی رفتند.

این جوان در پاسخ امام جمعه که از وی پرسید:«ماجرا چیست»؟ گفت:«شب میلاد امام رضا، ایشان به خوابم آمد و گفت که من دست تنها هستم و تو باید کمکم کنی تا بیماران را شفا دهم».

امام جمعه از جوان مدعی پرسید؛ پس چرا هیچ کدام از این همه بیماری را که به تو مراجعه کرده اند، شفا نداده ای؟ که پاسخ داد:«من گردن به بالا شفا می دهم».

از آن جا که این جوان حرف «ش» را «س» تلفظ می‌کرده، امام جمعه از او پرسید؛ پس چرا نقص خودت را که از گردن به بالاست شفا نداده ای؟ پس از دقایقی سكوت گفت: «من اجازه ندارم».
در این لحظه پدر فرد مذكور به نشانه قهر از جلسه خارج شد.

در ادامه این نشست، وی در پاسخ این پرسش امام جمعه که از وی پرسید آیا امام زمان (عج) را هم می بینی؟ ادعا کرد: بله من همیشه و هر جا امام زمان را می بینم؛ الان هم ایشان، تنها آن گوشه نشسته است».

یکی از حاضران پرسید: ولی ما در روایات داریم که امام زمان(عج) را همیشه افرادی همراهی می کنند و ایشان تنها نیست».

جوان مدعی پاسخ داد:بله درست است؛حضرت خضر هم آن گوشه است؛ بله، حضرت عیسی هم آن جا نشسته.

چند نفر از کسانی که مسئول ساماندهی مردم برای دیدار با جوان مدعی بودند با صدای بلند فریاد می زدند: آقا پول نمی گیرند، اما شما هر چقدر در توان دارید مثلا" 5 هزار توان یا 10 هزار تومان را داخل این صندوق بیندازید.

بنا بر این گزارش، پس از بررسی های انجام شده روشن شد که این سناریو از سوی دو تن از اعضای سابق شورای شهر توابع کرمانشاه طراحی شده و انگیزه اصلی آن ها از این کار، کسب درآمد بوده است.

بر اساس گفته های اهالی روستای خانجمال، این جوان مدعی که مصطفی نام دارد، جوانی ساده و خوش باور است که مردم روستا بسیاری اوقات حرف‌های او را جدی نمی‌گیرند.

شایان ذکر است سیر مدعیان معنویت و ارتباط با غیب که اعتقادات جامعه را هدف گرفته اند اخیرا به شدت بالا گرفته است و کارشناسان این امر را نتیجه دخالت سرویس های اطلاعاتی خارجی می دانند

چهارشنبه 20/9/1387 - 17:19
دعا و زیارت
مدعیان جدید ارتباط با امام عصر (عج)    
 
 

یک گروه مدعی ارتباط با امام زمان (عج) و عالم غیب، در شهریار کرج، در امکان عمومی و پرتردد با نشان كردن افراد مختلف، آنان را دعوت می‌کنند كه به این گروه ملحق و دارای کرامت شوند.
اعضای این گروه مدعی هستند که امام زمان (عج) به آن‌ها عنایت ویژه دارد و موظفند که از این عنایت ویژه به دیگران عطا کرده و آنان را از حقیقت و ذات دین آگاه كنند.

یکی از اعضای این گروه، در یك گفتگوی اتفاقی با خبرنگار «جهان»، ضمن دعوت از وی برای پیوستن به گروه مذكور دعوت كرد و پس از مقدماتی درباره فعالیت‌های هم‌كیشان خود، گفت: امام زمان (عج) به من که بی‌سواد هستم، این قدرت را داد که شعر بگویم، و ماجرا از این قرار بود كه در عالم غیب به من گفت "باید شعر بگویی".

وی افزود: امام زمان (عج) این قدرت را توی سرم ریخت و به من این علم لدنی را داد که شعر بگویم؛ اما الان دیگر نمی‌توانم حتی یک بیت شعر بگویم، چون که به من گفتند دیگر بس است، شعر نگو!‌

این شخص در ادامه اظهار داشت: من این را قبول ندارم که می گویند « هرکه را اسرار حق آموختند، قفل کردند و دهانش دوختند»؛ پس چرا به من و دوستانم که این چیزها را آموختند، نگفتند دهانتان را قفل کنید.

وی گفت: ما گروهی هستیم که امام زمان (عج) خواسته تا گمنام بمانیم، اما چون در وجود تو این لیاقت را می بینم که حقیقت دین را کشف کنی، از تو می خواهم که 10 روز تمام «دائم الوضو» باشی و بعد با این شماره ... تماس بگیری تا بخشی از اسرار را به تو بدهم.

این شخص كه خود را از سرشاخه‌های گروه یادشده معرفی كرد، افزود: هیچ کدام از عرفا تا به حال اهمیت و تأثیر دائم الوضو بودن را درک نکرده اند، پس خوشحال باش که من یک راه عالی را به تو نشان داده ام.

وی ادعا كرد كه در همه حال و همه جا ، امام عصر (عج) را مشاهده و زیارت می‌كند

چهارشنبه 20/9/1387 - 17:17
دعا و زیارت
40 مامور آسمانی دستگیر شدند    
 
 

این باند که از سوی یک استاد دانشگاه در امریکا مورد حمایت و برنامه ریزی قرار می گرفت به اتهام سوء استفاده و کلاهبرداری از طریق ادعای ارتباط با امام زمان (عج) در یكی از مناطق شمالی كشور دستگیر شدند.

بر اساس این گزارش یک زن اهل تهران با هدایت فردی از اساتید دانشگاهی در آمریکا، اقدام به برگزاری کلاس های متعددی می كرده تا با بهره گیری از عقاید مردم بویژه زنان آنچه ماموریت آسمانی خود برای امام زمان (عج) بوده را ترویج كند.

این زن 51 ساله با برپا كردن سفرهای متعدد در شهر و روستاهای اطراف، جمع زیادی از زنان را گرد خود جمع می کرد.

این مدعی از میان مریدان خود 40 نفر را به عنوان سفیر برای ترویج آنچه که از آن ماموریت نازل شده از سوی فرشتگان بوده، برگزیده و به آنها ماموریت می دهد تا به شهرهای مختلف برای ترویج این ماموریت اعزام شوند.  

 

چهارشنبه 20/9/1387 - 17:15
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته