شب دوم.
(السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.)
فلسفۀ رفتن ما در اعتکاف چیست ؟
خیلی های ما به عنوان یک اردوی علمی-تفریحی به آن میرویم ؛ خیلی ها برای شرکت در یک محیط آرام ؛خیلی ها برای شرکت در مراسمات مذهبی که گذاشته می شود و ... ولی به راستی دلیل اصلی چه باید باشد؟
زمانی که ما وقت اعتکافمان را با گوش دادن به مداحی های مداحان بزرگوار و خوش صدای اهل بیت می گذرانیم آیا به واقع به هدف اعتکاف نزدیکتر می شویم؟!
آیا زمانی که با لپ تاپ و خواندن کتاب های مختلف وقتمان را صرف مطالعه می کنیم به هدف اعتکاف نزدیکتر می شویم؟!
آیا گوش دادن اخبار ؛ رادیو و بلوتوث بازی ها و بحث های گوناگون و دیگر کارها ... در اعتکاف ؛ ما را به هدف اصلی اعتکاف نزدیکتر می کند ؟!
گمان من بر این است که خیر – آخر تمام طول سال را برای انجام این کار ها وقت داریم و هر هفته ساعتی را برای موارد فوق الذکر صرف می کنیم پس چرا باید در اعتکاف هم چنین کنیم؟
چرا باید به حد اقل ها قانع باشیم ؛ به راستی سالی چند بار قرآن را ختم میکنیم؟ چرا همت نکنیم و در طی 3 روز اعتکاف حد اقل 1 سوم قرآن را نخوانیم؟ و در معانی اش تفکر و تدبر نکنیم؟
چرا با نهج البلاغه ؛ اعتکاف را به مکان تفکر ناب امیر المومنین و رایحه عدالت علی (ع) معطر نکنیم؟
چرا تفقّه نکنیم در این نمازی که روزی 5 بار می خوانیم و در اصل تنها عن الفحشاست ولی در ما چنین نیست؟
چرا با خودمان و عمری که گذشته و ساعاتی از عمر که باقی مانده خلوتی نکنیم و تصمیمی جدید نگیریم؟هنوز یک اعتکاف باقیست.
من فکر می کنم در این 3 روز خیلی کارها می توان کرد که مورد غفلت است؛ خیلی تدبر ها می توان داشت که از پوسته ظاهری دعاها و زیارات و مناجات ها خارج شویم و به کنه (ذات و ریشه ی) معنای آن ها برسیم ؟ نظر شما چیه ؟
یک مثال: حضرت سید رضی (ره) سال ها خون دل خوردند تا توانستند نهج البلاغه را گرد آوری کنند و به دست من و شما بسپارند ؛ولی چرا نمی خوانیمش؟ چرا جرج جرداق مسیحی بیش از 200 بار آن را خوانده و یا ابن ابی الحدید معتزلی در شرحی می گوید (اگر این نهج البلاغه بر کافر زندیقی که سخت منکر رستاخیز و قیامت است خوانده شود ؛ قلب او را به لرزه می کشد و اعتقادش را متزلزل میکند)و یا دربارۀ خطبه 221 نهج البلاغه می گوید(من به همۀ آنچه امت ها بدان سوگند یاد میکنند ؛ سوگند می خورم که از 50 سال پیش تا کنون؛ بیش از 1000 بار این خطبه را خوانده ام و هرگز نشده آن را بخوانم ؛ مگر آنکه در درونم لرزش و ترس و موعظه ای تازه پیداشده است). چرا ما نمی خوانیم یا خیلی کم میخوانیم؟.(از:شرح نهج البلاغه؛ابن ابی الحدید؛جلد11-ص153).
مگر نه این است که امیر المومنین می فرمایند :(قرآن کتابیست که از گذشته و حال و آیندگان در آن است و هر کس قرآن را داشته باشد دیگر به هیچ چیز نیازی نخواهد داشت) پس چرا ما 1000 نوع کتاب روان شناسی و ایرانی و خارجی و ... را می خوانیم تا علممان افزون و مشکلاتمان حل شوند ولی به قرآن ایمان نداریم برای شفای درد هایمان.
در صورتی که خدا میفرماید :(قرآن را وسیله آرامش و شفای شما قرار دادیم).
به راستی اگر کسی پیدا شود و کاری کند که مردم به خواندن این کتاب ها علاقمند شوند فکر میکنم کار بزرگی انجام داده و نیز ثواب جمیع علما را میبرد .انشا الله.
بیایید در اعتکاف امسال به این موضوع فکر کنیم .
می توان در همین اعتکاف ها الهام گرفت و راه حلی یافت و به ظهور نزدیکتر شویم؛ نه ؟
اعتکاف قرار است :
یاد شهیدان و آنان که در این مساجد بودند و رفتند و شهید شدند را با تمام ایثارشان به ما یادآوری کند.(همین جا ؛بله همین جایی که امروز من و شما نشسته ایم شاید کلاس درس یک شهید بوده باشد و شاید محل تعلیم دیدن او به دست بزرگان و علما.)
اعتکاف آمده ایم تا ببینیم و بدانیم و حس کنیم و به خود ثابت کنیم که: می توان ندید ؛ می توان ندید ؛ می توان ندید.
می توان نامحرم را نگاه نکرد ؛
می توان چشم را پاک کرد ؛ می توان چشم را شست؛
می توان چشم را آلوده نکرد؛ می توان برای چشم ارزش قائل شد.
می توان حتی چشم را شفیع روز قیامت کرد. می توان چشم را لایق دیدار کرد ؛ می توان چشم را لایق اسرار کرد.
آمده ایم تا نبینیم محرم و نامحرم هایی را که در طول روز در تلویزیون؛ در سر کار؛در دانشگاه؛ در خیابان در فامیل در غریبه و ... می بینیم. آمده ایم تا ثابت کنیم هنوز روحیه شیعه نمرده است؛ اگرچه که ارزش ها مرده اند ولی شیعیان هنوز با سوسوی کمِ شمع وجودشان ؛ هنوز سرد نشده و هنوز خاموش نگشته اند.
آمده ایم تا بگوییم اگر چشم ها لایق سربازی حضرت نیست ؛دلیلش نظر های نابجای ماست؛ آمده ایم تا پاک شویم و پاک بمانیم.
مگر نمی گویند هر کس 40 روز خودش را و اعضایش را پاک کند برای خدا؛ چشمه های معرفت الهی در او به جوشش در خواهد آمد و میبیند آنچه را که دیگران نمی بینند ؟ آمده ایم تا بجوشیم.
موافقی رفیق ؟J
لطفا منتظر باش .
هنوز یک دست نوشته مانده.
او خواهد آمد؟!