دعا و زیارت
سرلشکری از عارفی پرسید:(( آیا بهشت و جهنم وجود دارد؟))
عارف پرسید:(( تو کیستی؟))
پاسخ داد:(( من رئیس گارد شخصی امپراتور هستم.))
عارف گفت:(( امپراتور، آدم احمقی است که کسی چون تو را تو را به سرلشکری برگزیده است!))
سردار، خشمگین شد و شمشیر از غلاف بر کشید و به قصد حمله پیش رفت.
عارف گفت:(( اکنون نیمی از پاسخت را دریافتی و در جهنم را بر خود باز کردی!))
سردار به خود آمد و با متانت و وقار، شمشیر در نیام کرد.
عارف گفت:(( اکنون نیم دیگر از پاسخت را دانستی، و درهای بهشت را بر خود گشودی!))
چهارشنبه 16/2/1388 - 14:23
دعا و زیارت
سخت ترین گناهان، گناهی است که گناهکار آن را سبک بشمارد.
چهارشنبه 16/2/1388 - 14:7
دعا و زیارت
نامه به فرماندهان لشکر، پس از به دست گرفتن حکومت
علل نابودی ملت ها
پس از یاد خدا و درود! همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که مردم را نپرداختند، پس دنیا را با رشوه دادن به دست آوردند، و مردم ره به راه باطل دردند و آنان اطاعت کردند.
يکشنبه 13/2/1388 - 20:7
دعا و زیارت
امام علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) فرمود:
پسرم! چهار چیز از من یاد گیر(در خوبی ها) و چهار چیز به خاطر بسپار(هشدارها) که تا به آن ها عمل می کنی زیان نبینی:
الف- خوبی ها
1- همانا ارزشمندترین بی نیازی عقل است.
2- بزرگترین فقر بی خردی است.
3- ترسناک ترین تنهایی خود پسندی است.
4- گرامی ترین ارزش خانوادگی، اخلاق نیکوست.
ب- هشدارها
1- پسرم! از دوستی با احمق بپرهیز، چرا که می خواهد به تو نفعی برساند اما دچار زیانت می کند.
2- از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد.
3- از دوستی با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایی تو را می فروشد.
4- از دوستی با دروغگو بپرهیز، که او به سراب ماند: دور را به تو نزدیک، و نزدیک را دور می نمایاند.
شنبه 12/2/1388 - 13:37
شعر و قطعات ادبی
کبوتر بچه ای با شوق پرواز به جرئت کرد روزی بال و پرواز
پرید از شاخکی بر شاخساری گذشت از بامکی بر جو کناری
نمودش بس که دور آن راه نزدیک شدش گیتی به پیش چشم تاریک
زوحشت سست شد بر جای ناگاه زرنج خستگی درماند در راه
فتاد از پای، کرد از عجز فریاد زشاخی مادرش آواز در داد:
تو را پرواز بس زود است و دشوار زنوکاران که خواهد کار بسیار؟
بباید هر دو پا محکم نهادن از آن پس فکر بر پای ایستادن
من این جا چون نگهبانم تو چون گنج تو را آسودگی باید مرا رنج
مرا در دام ها بسیار بستند زبالم کودکان پرها شکستند
نگشت آسایشم یک لحظه دمساز گهی از گربه ترسیدم گه از باز
هجوم فتنه های آسمانی مرا آموخت علم زندگانی
نگردد شاخک بی بن برومند زتو سعی و عمل باید، زمن پند
پنج شنبه 10/2/1388 - 20:54
شعر و قطعات ادبی
یکی قطره زابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست، من کیستم گر او هست، حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کاو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد
پنج شنبه 10/2/1388 - 20:53
شعر و قطعات ادبی
بیا تا جهان را به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
همان گنج دینار و کاخ بلند نخواهد بدن مر تو را سود مند
سخن ماند از تو همی یادگار سخن را چنین خوار مایه مدار
فریدون فرخ فرشته نبود زمشک و زعنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت این نیکویی تو داد و دهش کن فریدون تویی
پنج شنبه 10/2/1388 - 20:51
شعر و قطعات ادبی
علم بال است مرغ جانت را بر سپهر او برد روانت را
مدد روح کن به دانش و دین تا شوی هم نشین روح امین
دل شود گر به علم بیننده راه جوید به آفریننده
آن چه در علم بیش می باید دانش ذات خویش می باید
پنج شنبه 10/2/1388 - 20:49
شعر و قطعات ادبی
جوانی سر از رای مادر بتافت دل دردمندش به آذر بتافت
چو بیچاره شد، پیشش آورد مهد که ای سست مهر فراموش عهد
نه در مهد نیروی حالت نبود؟ مگس راندن از خود مجالت نبود؟
تو آنی کزان یک مگس رنجه ای که امروز سالار و سر پنجه ای
چهارشنبه 9/2/1388 - 20:7
شعر و قطعات ادبی
اگر بازجویی خطا از صواب نیابی یکی هم نشین چون کتاب
نخواهد زگیتی مگر کام تو نه هرگز به زشتی برد نام تو
زکار جهانت دهی آگهی بیاموزدت راه و رسم بهی
کتاب است آیینه ی روزگار که بینی در آن رازها آشکار
چهارشنبه 9/2/1388 - 20:5