• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 4
تعداد نظرات : 3
زمان آخرین مطلب : 6173روز قبل
دانستنی های علمی

1) یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
2) یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.
4) حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.
5) به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ!
6)‌ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.
7) خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جویی کند.
8) ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند.
9) چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
10)‌ بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر می‌شوند.
11) کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف می‌کند.
12) پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.
13) گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!
14) ادرار گربه زیر نور سیاه می‌درخشد.
15) تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است!!

16) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.
17) فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند بپرند.
18)‌ هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف می‌کنید.
19) فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.
20) کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.
21) اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتی‌متر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال.
22) تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند.
23) اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود.
24) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده‌اید.
25) در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌کندند حتی ابروها و موژه‌ها.
26) کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.
27) در 4000 سال گذشته هیچ حیوان جدیدی رام نشده است.
28) هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.
29) تعداد انسان‌هایی که به وسیله خر کشته می‌شوند، از انسان‌هایی که در سانحه هوایی می‌میرند بیشتر است.
30) چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند.

 

دوشنبه 26/5/1388 - 15:18
رمضان
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر
در سال دوم هجرت.
فتح مکه
در سال هشتم هجرت.
مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام.
بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری.

منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 21
يکشنبه 25/5/1388 - 22:22
رمضان

واجبات الهی ، پیرو مصالح و منافعیاست که مکلف با انجام آنها، به آن مصالح و منافع دست می یابد و زمینه رشد معنویو کمال او فراهم می گردد. در این میان بسیاریاز مصالح و منافع عبادات بر بندگان مخفیو پوشیده است؛ از این رو دسترسیبه علت اصلیو منحصر به فرد احکام میسر نیست، هر چند با استفاده از آیات و روایات به بعضیاز علتها و حکمتهایاحکام به دست می آید/ بنابراین آنچه در پاسخ پرسش فوق می توان گفت این است که: 1 - روزه: روح تقوا و پرهیزگاریرا در انسان پرورش می دهد و مایه پاکیدرون می گردد: " "کُتِبَ عَلَیْکُم الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَیالَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقوُنَ «روزه بر شما نوشته شد همانگونه که بر کسانیکه قبل از شما بودهاند نوشته شده، تا پرهیزگار شوید.» 2- روزه: تحمل گرسنگیو تشنگیزودگذر است و پاداش آن ایمنیاز آتش جهنم و برخورداریاز بهشت و نعمتهایبی انتهایالهیو سیراب شدن همیشگیمی باشد. پیامبر(صلیالله علیه وآله وسلم) می فرماید: "اِنَّ فِیالْجَنَّهِ باباً یُقالُ لَهُ الرَّیانُ یَدْخُلُ مِنْهُ الصّائِموُنَ یَوْمَ القِیامَهِ" «در بهشت دریاست به نام «ریّان» (سیراب شدن) که فقط روزهداران از آن وارد بهشت می شوند.» 3- روزه: موجب وسعت رزق و رفع فقر و تنگدستیمی شود؛ چنانکه شخصیخدمت امام کاظم(علیه السلام) شرفیاب شد و عرض کرد: یابن رسولالله فقیر و تنگدست هستم. حضرت فرمود: "صُمْ وَ تَصَدّق" «روزه بگیر و صدقه بده.» و سلامت بدن می باشد. چنانکه رسول خدا(صلیالله علیه وآله وسلم) می فرماید: «صوُمُوا تَصِحّوُا» «روزه بگیرید تا سلامت باشید.» امروزه در طب ثابت شده است که بسیاریاز امراض از قبیل مرض قند، بیماری هایپوستی ، کلیوی ، چربیخون با امساک و روزه درمان می شود/ 5- روزه: از بعد اخلاقی ، غرایز را تعدیل و روح انسان را شفاف و پاک و اراده او را قویمی سازد/ 6- روزه: از بعد اجتماعیموجب توجه و احسان به دیگران می شود؛ چه اینکه رنج گرسنگیو تشنگیروزه دار ثروتمند را متوجه مستمندان و نیازمندان می نماید/ 7- روزه: موجب می شود تا روزهدار هنگام ملاقات پروردگار خشنود و خرسند باشد. پیامبر(صلیالله علیه وآله وسلم) فرمود: "لِلصّائمِ فَرحَتانِ، حینَ یُفْطِرُ و حینَ یَلْقیربَّهُ" «برایشخص روزهدار دو شادیاست، یکیهنگامیکه افطار می کند و دیگریهنگامیکه پروردگارش را ملاقات کند.»

يکشنبه 25/5/1388 - 22:8
دعا و زیارت

مقدمه:

قرآن كتاب مقدس و پر ارزشى است كه محصول مغز بشر نیست، مجموعه اى از سخن الهى است كه در مدت 23 سال بوسیله امین وحى خدا بر قلب نازنین پیشواى گرامى اسلام نازل گردید. كلمات نغز آن سایه روشنهائى حیرت انگیز است كه بلنداى معانى و فصاحت آن از اوج تصور هر خردمند بالاتر است، به حدى كه با آن كه پانزده قرن است فریاد تحدى و مبارزه طلبى آن در جهان طنین انداز است، جهانیان در برابر این دعوت آن سر در گریبان حیرت فرو برده اند و در مقابل جلال و عظمت بیكران آن مات و مبهوت مانده اند. معانى ظریف آن چون پرتو آینه لرزان و از دسترس ‍ اندیشه گریزان است ولى وقتى در دلى افتاد تا ناپدیدترین زوایاى روان او نفوذ كرده و آن را دربست مجذوب خود مى سازد. تعالیم و رهنمودهاى آن شعله هاى فروزانى از نور الهى است كه در طى سالهاى زیاد بر جهان دانش ‍ گرمى و نور پاشیده و بشر هر اندازه در جاده علم به پیش مى رود و از اسرار پیچیده جهان خلقت پرده بر مى دارد چهره پر فروغش درخشان تر و حقیقتش نمودارتر مى شود. با این همه از همان روز نخست كه این كلمات از حنجره پاك محمد (صلى الله علیه وآله وسلّم ) در زیر سقف نیلگون آسمان جزیرة العرب طنین انداخت و گوش دلها را به خود متوجه ساخت، اهریمنانى انسان نما كه نشر و گسترش آن را مخالف منافع شیطانى خود مى پنداشتند بیكار ننشستند و به تلاشهاى مذبوحانه اى دست زدند، نغمه هاى ناموزونى ساز كردند سحر آشكارش خواندند،اساطیر الاولینش گفتند، خیالات پریشانش پنداشتند،افتراء به خدا دانستند و چون از این راه به مقصود خود نرسیدند به معارضه با آن برخاستند ولى جز رسوائى محصولى به بار نیاوردند. پیغمبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلّم ) تا زنده بود كمال مراقبت در حفظ و پاسدارى از دستاوردهاى آن را داشت و به مسلمین توصیه مى فرمود: به این ریسمان محكم الهى چنگ بزنید و خود را از چاه ضلالت برهانید. و در حدیثى كه مسلم بین الفریقین است پیغمبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلّم ) فرمود: من دو چیز بزرگ و گرانبها در در میان شما مى گذارم اگر به این دو چنگ زده و متمسك شوید هرگز گمراه نخواهید شد و قطعا نجات مى یابید، و این دو یكى قرآن و دیگرى اهل بیت من است .این تحقیق سعی دارد كه به بررسی یكی از مهمترین آیات قران بپردازد، آیه ای كه هر سوره( به جز سوره توبه) با آن آغاز می شود: بسم الله الرحمن الرحیمگرچه هر چه گفته اند و بگوییم و بگویند، قطره ای بیش نیست از دریای معرفت ازلی چرا كه معروف است على (علیه السلام) از سر شب تا به صبح براى ابن عباس از تفسیر بسم الله سخن مى گفت ، صبح شد در حالى كه از تفسیر با بسم الله فراتر نرفته بود. دلیل شروع سوره های قران با " بسم الله الرحمن الرحیم": هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بى فرجام است.(رسول اكرم)میان همه مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پر ارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى كنند ، و نخستین كلنگ هر مؤسسه ارزنده اى را به نام كسى كه مورد علاقه آنها است بر زمین مى زنند ، یعنى آن كار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند .این معنا در كلام خداى تعالى نیز جریان یافته ، خداوند متعال كلام خود را به نام خود كه عزیزترین نام است آغاز كرده ، تا آنچه كه در كلامش هست نشانه او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نیز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب ، مودب كند، و بیاموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهایش این ادب را رعایت نموده ، آن را با نام وى آغاز نموده ، نشانه وى را به آن بزند، تا عملش خدائى شده ، صفات اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلى از آن اعمال ، خدا و رضاى او باشد، و در نتیجه باطل و هالك و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدائى آغاز شده كه هلاك و بطلان در او راه ندارد. خلاصه اینكه پایدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است كه با خدا دارد . در تایید این سخن حدیثی از امام باقر (علیه السلام) نقل می كنم : سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى كنیم ، چه بزرگ باشد چه كوچك ، بسم الله بگوئیم تا پر بركت و میمون باشد . گفتن بسم الله در آغاز هر كار هم به معنى استعانت جستن به نام خدا است ، و هم شروع كردن به نام او و این دو یعنى استعانت و شروع كه مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفكیك كرده اند و هر كدام یكى از آن دو را در تقدیر گرفته اند به یك ریشه باز مى گردد ، خلاصه این دو لازم و ملزوم یكدیگرند یعنى هم با نام او شروع مى كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى طلبم . به هر حال هنگامى كه كارها را با تكیه بر قدرت خداوند آغاز مى كنیم خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرتها است ، سبب مى شود كه از نظر روانى نیرو و توان بیشترى در خود احساس كنیم ، مطمئنتر باشیم ، بیشتر كوشش كنیم ، از عظمت مشكلات نهراسیم و مایوس نشویم ، و ضمنا نیت و عملمان را پاكتر و خالصتر كنیم . و باز روى همین اصل ، تمام سوره هاى قرآن - با بسم الله آغاز مى شود تا هدف اصلى كه همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزى و بدون شكست انجام شود .تنها سوره توبه است كه بسم الله در آغاز آن نمى بینیم چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتكاران مكه و پیمان شكنان آغاز شده ، و اعلام جنگ با توصیف خداوند به رحمان و رحیم سازگار نیست .نقل است كه حضرت نوح (علیه السلام) در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر كشتى و حركت روى امواج كوه پیكر آب كه هر لحظه با خطرات فراوانى روبرو بود براى رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزى بر مشكلات به یاران خود دستور مى دهد كه در هنگام حركت و در موقع توقف كشتى بسم الله بگویند ( و قال اركبوا فیها بسم الله مجراها و مرسیها ) ( سوره هود آیه 41 ) . و آنها این سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتى پیاده شدند چنانكه قرآن مى گوید : (قیل یا نوح اهبط بسلام منا و بركات علیك و على امم ممن معك) ( سوره هود آیه 48 ) . و نیز سلیمان در نامه اى كه به ملكه سبا مى نویسد سر آغاز آن را بسم الله قرار مى دهد ( انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم ... ) (سوره نحل آیه30 ).  لفظ جلاله " الله":در لغت، لفظ جلاله الله در اصل ال اله بوده ، كه همزه دومى در اثر كثرت استعمال حذف شده ، و بصورت الله در آمده است ، و كلمه اله از ماده اله است، كه به معناى پرستش می باشد ، وقتى مى گویند اله الرجل و یاله معنایش این است كه فلانى عبادت و پرستش كرد.اما در معنی، كلمه الله جامعترین نامهاى خدا است . زیرا بررسى نامهاى خدا كه در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى دهد كه هر كدام از آن یك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مى سازد ، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى ، یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله مى باشد .به همین دلیل اسماء دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى كلمه الله گفته مى شود. مثلا میگوئیم الله رحمان است، رحیم است، ولى بعكس آن را نمیگوئیم، یعنى هرگز گفته نمیشود: كه رحمان این صفت را دارد كه الله است. به نمونه های بیشتری در قران توجه كنید: غفور و رحیم كه به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى كند ( فان الله غفور رحیم - بقره - 226 ) . سمیع اشاره به آگاهى او از مسموعات ، و علیم اشاره به آگاهى او از همه چیز است ( فان الله سمیع علیم - بقره - 227 ) . بصیر ، علم او را به همه دیدنیها بازگو مى كند ( و الله بصیر بما تعملون - حجرات - 18 ) . رزاق ، به جنبه روزى دادن او به همه موجودات اشاره مى كند و ذو القوه به قدرت او ، و مبین به استوارى افعال و برنامه هاى او ( ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین - زاریات - 58 ) . و بالاخره خالق و بارء اشاره به آفرینش او و مصور حاكى از صورتگریش مى باشد ( هو الله الخالق البارى المصور له الاسماء الحسنى - حشر - 24 ) . آرى تنها الله است كه جامعترین نام خدا مى باشد ، لذا ملاحظه مى كنیم در یك آیه بسیارى از این اسماء ، وصف الله قرار مى گیرند: هو الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتكبر : او است الله كه معبودى جز وى نیست ، او است حاكم مطلق ، منزه از ناپاكیها ، از هر گونه ظلم و بیدادگرى ، ایمنى بخش ، نگاهبان همه چیز ، توانا و شكست ناپذیر ، قاهر بر همه موجودات و با عظمت . یكى از شواهد روش جامعیت این نام آنست كه ابراز ایمان و توحید تنها با جمله لا اله الا الله مى توان كرد ، و جمله لا اله الا العلیم ، الا الخالق ، الا الرازق و مانند آن به تنهائى دلیل بر توحید و اسلام نیست ، و نیز به همین جهت است كه در مذاهب دیگر هنگامى كه مى خواهند به معبود مسلمین اشاره كنند الله را ذكر مى كنند ، زیرا توصیف خداوند به الله مخصوص مسلمانان است .  معنی رحمن و رحیم و فرق آن دو:
مشهور در میان گروهى از مفسران این است كه صفت رحمان ، اشاره به رحمت عام خدا است كه شامل دوست و دشمن ، مؤمن و كافر و نیكوكار و بدكار مى باشد. زیرا مى دانیم باران رحمت بى حسابش همه را رسیده ، و خوان نعمت بى دریغش همه جا كشیده همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند ، و روزى خویش را از سفره گسترده نعمتهاى بى پایانش بر مى گیرند، این همان رحمت عام او است كه پهنه هستى را در بر گرفته و همگان در دریاى آن غوطه ورند .ولى رحیم اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است ، زیرا آنها به حكم ایمان و عمل صالح ، شایستگى این را یافته اند كه از رحمت و بخشش و احسان خاصى كه آلودگان و تبهكاران از آن سهمى ندارند، بهره مند گردند . تنها چیزى كه ممكن است اشاره به این مطلب باشد آنست كه رحمان در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است كه نشانه عمومیت آنست ، در حالى كه رحیم گاهى به صورت مقید ذكر شده كه دلیل بر خصوصیت آن است مانند و كان بالمؤمنین رحیما : خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است ( احزاب - 43 ) و گاه به صورت مطلق مانند سوره حمد . در روایتى نیز از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم كه فرمود : و الله اله كل شیىء ، الرحمان بجمیع خلقه ، الرحیم بالمؤمنین خاصة : خداوند معبود همه چیز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ، و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است از سویى دیگر رحمان را صیغه مبالغه دانسته اند كه خود دلیل دیگرى بر عمومیت رحمت او است، و رحیم را صفت مشبهه كه نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مؤمنان مى باشد .شاهد دیگر اینكه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به كار نمى رود ، در حالى كه رحیم صفتى است كه هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال مى شود ، چنانكه درباره پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلّم) در قرآن مى خوانیم عزیز علیه ما عنتم حریص علیكم بالمؤمنین رؤف رحیم : ناراحتیهاى شما بر پیامبر گران است، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مؤمنان مهربان و رحیم مى باشد ( توبه - 128 ) . لذا در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام) نقل شده : الرحمان اسم خاص ، بصفة عامة ، و الرحیم اسم عام بصفة خاصة : رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد ( نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد ) ولى رحیم اسم عام است به صفت خاص ( نامى است كه بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد ) . با این همه گاه مى بینیم كه رحیم نیز به صورت یك وصف عام استعمال مى شود البته هیچ مانعى ندارد كه تفاوتى كه گفته شد در ریشه این دو لغت باشد ، اما استثناهائى نیز در آن راه یابد . در دعاى بسیار ارزنده و معروف امام حسین (علیه السلام) بنام دعاى عرفه مى خوانیم : یا رحمان الدنیا و الاخرة و رحیمهما : اى خدائى كه رحمان دنیا و آخرت توئى و رحیم دنیا و آخرت نیز توئى !  سخن خود را در این بحث با حدیث پر معنى و گویائى از پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلّم) پایان مى دهیم آنجا كه فرمود : ان الله عز و جل ماة رحمة ، و انه انزل منها واحدة الى الارض فقسمها بین خلقه بها یتعاطفون و یتراحمون ، و اخر تسع و تسعین لنفسه یرحم بها عباده یوم القیامة ! : خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد كه یكى از آن را به زمین نازل كرده است ، و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتى كه در میان مردم است از پرتو همان است ، ولى نود و نه قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن می سازد .این درس را نیز از بسم الله به خوبى مى توان آموخت كه اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد كه تا عوامل قاطعى براى آن پیدا نشود تحقق نخواهد یافت، چنانكه در دعا مى خوانیم یا من سبقت رحمته غضبه : اى خدائى كه رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است . انسانها نیز باید در برنامه زندگى چنین باشند ، اساس و پایه كار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند ، قرآن 114 سوره دارد ، 113 سوره با رحمت آغاز مى شود ، تنها سوره توبه كه با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است ! تفسیر ادبی و عرفانی "بسم الله الرحمن الرحیم" نزد اهل عرفان: ب بهار خدا و سین سنای خدا و میم مُلک خدا. نزد اهل معرفت: ب بهای احدیت، سین سنای صمدیت، میم مُلک الوهیت. نزد اهل ذوق: ب بّر با اولیاء، سین سّر با اصفیاء، میم منت بر اهل ولاء، ب بّر او با بندگان، سین سّر او با دوستان، میم منت او بر مشتاقان.آغاز کتاب خدا بر نام الله و رحمن و رحیم از آن جهت است که همه معانی در آن سه نام جمع است و آن معانی سه قسم است: قسمی جلال و هیبت و آن در نام الله است، قسمی نعمت و تربیت و آن در نام رحمن است، قسمی رحمت و مغفرت و آن در نام رحیم است!معنی دیگر آنست که در آن زمان که خداوند پیغمبر را به خلق فرستاد مردم سه گروه بودند: بت پرستان، جهودان، ترسایان. گروه نخست نام آفریننده را الله می دانستند و این نام در میان آنان مشهور بود، گروه دوم نام او را رحمن می دانستند و در تورات مذکور، گروه سوم نام او را رحیم می دانستند و نزد آنان در انجیل معروف است. اینکه آغاز به نام الله و بعد رحمن و سپس رحیم شده. جهت آنست که سرآغاز همه، آفرینش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش. یعنی که به قدرت بیافریدم و به نعمت بپروریدم و به رحمت بیامرزیدم! 
چهارشنبه 21/5/1388 - 16:37
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته