• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6189روز قبل
ادبی هنری
نیایش
پروردگارا ، به در گاه تو پناه می آورم و تو نیز پناهم بخش تا موجودی آزمند و خویشتن دوست نباشم . مگذار که صولت خشم ،  
حصار بردباری مرا در هم بشکند و حمله حسد،مناعت فطرت مرا به خفت و مذلت فرو کشاند.
پروردگارا ، از خصلت طمع که دنائت آورد و آبرو ببرد ؛ از بدخویی که دل دوستان بشکند و به دشمنان نشاط و نیرو بخشد ؛ از لجاج
شهوت که همّت های بلند را پست سازد و پرده ی عفاف چاک زند ، به در گاه تو پناه می آورم . 
[قسمتی از دعای هشتم صحیفه سجادیه که توسط جواد فاضل ترجمه شده است ]



پنج شنبه 8/5/1388 - 16:56
ادبی هنری
بسم اله الرحمن الرحیم خلیفه بغداد غلامی داشت بنام فتح، فتح بسیار نجیب و درستکار بود از همین رو خلیفه او را به فرزندی پذیرفته بود و وی را از فرزند خود عزیزتر می داشت .روزی خلیفه فرمان داد که فتح شنا کردن بیاموزد ملاحانی کار آزموده آمدند تا در دجله به او شنا بیاموزند با آن که فتح شنا کردن را به خوبی نیاموخته بود ولی چنان وانمود می کرد که همه چیز را آموخته است تا اینکه یک روز تصمیم گرفت به تنهایی و بدون استاد برای شنا به دجله برود فتح نزدیک به آب رسید و با یک جست خود را به میان رود انداخت جریان تند آب او را با خود برد فتح دست و پایی زد اما فایده نداشت پس خود را به رودخانه سپرد و همراه آب رفت رود می غرید و می خروشید و فتح را با خود می برد او پس از آن که مدتی همراه جریان آب پیش رفت در کناره ی رود به حفره ای رسید که موج در دیواره ی آن ایجاد کرده بود به سختی خود را به آن حفره انداخت و همان جا نشست و با خود گفت تا خدای تبارک و تعالی چه بخواهد به هر حال از مرگی سخت جان به در بردم فتح هفت روز آنجا ماند روز اول وقتی به خلیفه خبر رسید که فتح در آب دجله رفته و باز نگشته است از تخت به زیر آمد و بر خاک نشست و گفت هر که فتح را مرده بیابد و بیاورد او را هزار دینار عطا کنم و سوگند یاد کرد که تا زمانی که فتح را نزد من نیاورید و من او را نبینم طعام نخورم ملاحان به آب زدند و با جریان تند آب غوطه خوردند شنا کردند و در پی یافتن فتح لحظه ای از پای ننشستند هیچ کس به  زنده بودن فتح امیدی نداشت تا آنکه هفت روز گذشت در هفتمین روز اتفاقاَ یکی از ملاحان به حفره ای که فتح به آن پناه برده بود رسید و فتح را سالم و سلامت در آنجا دید شاد گشت و گفت همین جا منتظر باش تا قایقی بیاورم و تو را نجات دهم آنگاه شتابان نزد خلیفه آمد و گفت ای خلیفه اگر فتح را زنده بیاورم مرا چه عطا دهی گفت پنج هزار دینار به تو خواهم داد ملاح فریاد کشید یافتمش زنده قایق را بردند و فتح را زنده و سالم نزد خلیفه آوردند خلیفه به قول خود عمل کرد و آنچه وعده داده بود به ملاح بخشید پس به وزیر دستور داد به خزانه برو و از هر چه در آنجا هست نیمی را به شکرانه ی سلامتی فتح بین فقرا تقسیم کن سپس به خادمان در بار گفت نان و طعام آورید که فتح هفت روز است لب به غذا نزده فتح گفت یا خلیفه من سیرم خلیفه گفت مگر از آب دجله سیری گفت نه من در این هفت روز گرسنه نمانده ام چرا که هر روز بیست نان در سینی بزرگی روی آب شناور می شد و من آن سینی را با هر زحمتی بود به طرف  خود می کشیدم و دو و یا سه نان از می خوردم روی هر نان نوشته بود محمد بن الحسین  الا سکاف برای همین سیر و زنده مانده ام خلیفه با شنیدن ماجرایی که بر فتح گذشته بود فرمان داد تا در تمام شهر ندا دهند مردی که در دجله نان می افکند کیست ؟ به دربار بیاید خلیفه قصد سپاس گذاری از او را دارد فرمان اجرا شد روز بعد مردی به دربار آمد و گفت من آن کسی هستم که در دجله نان می افکند خلیفه گفت نشانی بده تا باور کنم درست می گویی مرد گفت نشان آنکه نام من روی هر نا نی نوشته شده است . خلیفه گفت نشانی را درست گفتی حال بگو ببینم چند وقت است که در دجله نان می افکنی مرد گفت یک سال است . پرسید مقصود تو از این کار چه بود مرد پاسخ داد شنیده بودم که نیکی کن و به رود انداز تا در زمانی نا معلوم پاداش کار نیکت را بگیری و من نیز چنین کردم آنچه داشتم نان بود هر روز تعدادی نان را در سینی بزرگ می گذاشتم و به آب روان رود می سپردم خلیفه گفت به آنچه شنیده بودی عمل کردی و حال پاداش نیکی ات را خواهی گرفت خلیفه  به آن مرد در نزدیکی دروازه ی بغداد چند قطعه زمین بخشید مرد بر زمین های خود کار می کرد و از ثروت خویش به نیازمندان می بخشید.    
شنبه 14/10/1387 - 10:49
کامپیوتر و اینترنت
فن آوری اطلاعات(IT)  آی تی یا فن آوری اطلاعات(InformationTechnology آی تی سی(Information technology communication)یا فن آوری اطلاعات و ارتباطات واژهایی هستند که از این پس بیشتر بر زبانها جاری می شوند . "قدرت در دانش است " (power is knowledgeآی تی و آی تی سی محصول تلاش تاریخی بشر در جهت سهولت دسترسی همه ی انسانها به دانش و تبادل اطلاعات می باشند . نوشتن کتاب، ایجاد کتابخانه و سپس تهیه لیست کتابهای موجود و طبقه بندی موضوعی آنها و تبدیل کتابها به لوح و سی دی و نهایت اینترنت و بزرگراهای اطلاع رسانی نمادهایی از این تلاش تاریخی بشر می باشند . اینترنت نمادی از تکاپوی صدها میلیون انسانی است که روزانه در مقام تولید ویا مصرف با آی تی و یا فن آوری اطلاعات سر و کار دارند . امروزه فن آوری اطلاعات(IT)به همان چیزی اطلاق می شود که به کامپیوتر ارتباط پیدا می کند از مخابرات و اینترنت گرفته تا طراحی فیلم و انیمیشن کامپیوتری . اگر چه سرعت رشد سایت های فارسی بسیار چشم گیر است اما من از هر فرصتی استفاده کردم تا بر این نکته بسیار حیاتی تاکید نمایم که برای ما ایرانیان ضرورت تسلط برزبان انگلیسی از مهمترین ضروریات عصر حاضر است و اگر ایرانی بقای زبان فارسی و بالاتر از آن هویت ایرانی اش را در مقطعی از تاریخ مدیون فردوسی است امروز اما بقای توام با سربلندی ما ایرانیان منوط بر تسلط بر زبان انگلیسی به عنوان یک ابزار (و نه فرهنگ) است نمی توانیم از آی تی ویا از فن آوری اطلاعات سخن بگوییم ودر عین حال نسبت به بدیهی ترین لوازم آن بی توجه باشیم ،بدون تردید اگر فردوسی در این مقطع از تاریخ زنده می بود شاه بیت طرحی که او برای بقا و سربلندی این ملت در "دهکده کوچک جهانی " طراحی می کرد ،همانا برنامه ریزی گسترده برای حل مشکل ارتباطی آنها (عدم تسلط بر زبان انگلیسی ) بود مشکلی که بهره برداری از دستاوردهای سترگ فن آوری اطلاعات را بر آنان سخت دشوار نموده است. برگرفته از مقدمه کتاب "کتاب همراه برای کاربران اینترنت "اثر مظاهر علیپور.
شنبه 23/9/1387 - 17:8
ادبی هنری

دو حریص سیر نمی شوند :1- طالب دنیا 2- طالب علم

يکشنبه 10/9/1387 - 16:43
ادبی هنری

زورت به تبی و زرت به شبی و زیباییت به سنی تباه شود پس از خود غافل مباش.

يکشنبه 3/9/1387 - 17:58
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته