شعر و قطعات ادبی
با شما ای قله های دشت های لاله پرور
با که گویم گفتنی های به کس ناگفته ام را ؟
هست آیا آشنایی سوز ها را ساز ها را ؟
گر نگویم با شما ای قله های دشت های لاله پرور ماتمم را
پس که را گویم فریب رنگ ها ؟
پس که را گویم غم نیرنگ ها را ؟
چهارشنبه 15/8/1387 - 16:54
شعر و قطعات ادبی
اینست آنچه قلب جوان به مرد چامه سرا گفت :در ابیات سوگناک به من مگو زندگی جز رؤیای تهی نیست .چه , مرده است روانی که به خواب رود و امور زندگی بدانگونه که می نمایند نیستند . زندگی راستین است , زندگی بازی نیست.و گور مقصد نهایی او نیست.درباره تن گفته اند نه روان که :" تو خاکی و به خاک بر می گردی " هدف مقدر یا طریق مانه شادی است و نه اندوه کار کردن است و بس,بدانگونه که هر روز از روز پیش گامی پیشتر باشیم . در آوردگاه پهناور دنیا در اردوی زندگی,چون گوسفندانی مباش که بی اراده رانده می شوند !قهرمانی باش در تکاپو به آینده دل مبند هرچند نوید بخش باشد !بگذار تا گذشته معدوم نعش خود را به خاک سپارد !کار کن کار , در زمان حال که موجود استبا دل امیدوار و توکل به کردگار ! پس بگذار تا بپا خیزیم و کار کنیم , با دلی که آماده مقابله با هرگونه سرنوشتی است .پیوسته بکوشیم و پیوسته پایداری کنیم .کوشش و تحمّل را بیاموزیم .
( شعری از لانگ فلو )
چهارشنبه 15/8/1387 - 16:39
دعا و زیارت
اگر به آیه های قرآن نگاه کنیم، آخر بعضی از آیات عبارت : لقوم یعقلون ، آورده شده.خیلی دوست داشتم ببینم عقل چیه، جایگاهش کجاست و یا اینکه تا چه حد قدرت داره. و اینکه این گروهی که تعقل می کنند و اهل تعقل هستند چه کسانی هستند.در حدیثی از امام باقر آمده که خداوند در خطاب به عقل فرمود: بعزت و جلالم سوگند که مخلوقی که از تو پیشم محبوبتر باشد نیافریدم.....یک سخن معروف هم از امام ششم هست که در جواب این سوال که ازشون می پرسن عقل چیه ؟ می فرمایند که : ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ وَ اکتُسِبَ بِه الجنانُ. یعنی چیزیست که خدا بوسیله آن پرستش شود و بهشت بدست آید. عقلی که اینجا در موردش بحث میشه عقل کاملی هست که همان قوه تشخیص و ادراک و وادار کننده انسان به نیکی و صلاح و باز دارنده او از شر و فساد هست. این عقل هست که وسیله پرستش خدا قرار میگیره و بهشت بوسیله اون بدست میاد. عقلی که بوسیله اون حیا و دین بدست میاد.از امام صادق می پرسن که پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمودند: آن نیرنگست، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست.حالا این سوال پیش میاد که آیا همه ما اون عقل کامل را داریم؟ سهم هر کسی چقدره؟ با این ابزاری که خدا قرار داده وظیفه پیامبران و امامان چیه؟خداوند خطاب به عقل میگه: ترا تنها به کسانی که دوستشان دارم بطور کامل دادم. و همانا امر و نهی و پاداشم متوجه توست. پیامبر می فرمایند: و خدا پیغمبر و رسول را جز برای تکمیل عقل مبعوث نسازد و عقل او برتر از تمام امتش باشد.پس متوجه میشیم که خدا این نعمت بزرگ را به رسولانش به طور کامل داده. و بقیه مردم برای اینکه عقلشون کامل بشه به رسولان خدا نیاز دارن. و نیاز به پیروی از اونها دارن و پیروی از اونها را هم عقل حکم میکنه. پیامبران هم هیچگاه به اندازه عقل خودشان با مردم سخن نمی گن بلکه به اندازه عقل مردم با مردم سخن گفتند.چند تا سخن از امیر المؤمنین علی (ع):Ø بردباری پرده ای است پوشاننده و عقل شمشیری است بران، پس کمبودهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و هوای نفس خود را با شمشیر عقل بکش. حکمت 424Ø عقل تو را کفایت کن که راه گمراهی از رستگاری را نشانت دهد. حکمت 421 Ø هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون نادانی نیست. حکمت 54 Ø از جمله علامات عاقل اینست که سه خصلت در او باشد:1-چون از او پرسند، جواب دهد.2- چون مردم از سخن درمانند او سخن گوید.3- رأیی اظهار کند که بمصلحت همگان باشد . کسی که هیچیک از این صفات ندارد احمق است. فرمودند: در صدر مجلس نباید نشیند مگر مردیکه این سه خصلت یا یکی از آنها را داشته باشد و کسیکه هیچ ندارد و در صدر نشیند احمق است.
چهارشنبه 15/8/1387 - 16:14
بیماری ها
تمیز بودن و نظافت یکی از دستورات اصلی دین اسللام هست تا اونجا که همون حدیث معروف را بیان می کنند: النظافۀ من الایمان.انسانها هم یک خصلتی که دارن اینه که وقتی بهشون میگن این کار را بکن یا اونو نکن، دوست دارن با دلیل براشون بگن چرا......حالا فکر کنین زمان پیامبر که هنوز میکروبی کشف نشده بوده و موجودات ریز و ذره بینی شناخته نشده بودند، پیامبر چطور باید به مردم می فهمونده که چیزهای کثیف حاوی میکروب هست و باید ازش دوری کرد؟!برای همین پیامبر از واژه شیطان به جای عبارت میکروب استفاده می کردند. چون شیطان به هر موجود پلید و خبیث گفته می شده، و لزوم دوری از شیطان برای مردم بیان می شده. و اسم خاص «ابلیس» نیست.چند تا روایت از می گم تا ببینید که ایشان به جای استفاده از میکروب از واژه شیطان استفاده شده:1- پیامبر: زباله را در خانه و محیط زندگی خود نگاه ندارید که محل آرامگاه شیطان است.2- پیامبر: خانه عنکبوت در منازل شما خانه شیطان است.3- امام باقر: ناخنها را به این دلیل باید گرفت که لانه شیطاننند و منشا فراموشی.4- امام صادق: پنهان ترین و ناپیدا ترین راهی که از آن شیطان بر آدمی مسلط می شود، لانه کردن او در زیر ناخنهاست.تصور کنید ائمه از همون واژه میکروب استفاده می کردن، اون وقت مردم می گفتن میکروب چیه؟ موجود ذره بینی چیه ؟ میکروسکوپ چیه و هزار تا سوال دیگه.پس هر زمان باید با مردم با زبان خودشون حرف زد و در حد فهم و درک و دانش خود مردم با اونها حرف زد و پیامبران هم در حد عقل مردم با اونها حرف می زدند نه با عقل خودشون....
چهارشنبه 15/8/1387 - 16:10
طنز و سرگرمی
یک گروهی از آدمها بودند که جوک هاشون رو شماره ای تعریف می کردند . مثلا می گفتند جوک شماره 14 , بعد همه یادشون به اون جوک می افتاد و می خندیدند . یک روز همین گروه از آدمها دور هم جمع شده بودند و جوک می گفتند . تا اینکه می رسند به جوک شماره 56 می بینند بعد از اینکه همه خندیدند , یک نفر ول کن خنده نیست و همینجوری قه قه داره می خنده . بهش می گن : چرا اینقدر می خندی ؟ می گه : آخه اولین بار بود که این جوک رو می شنیدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 15/8/1387 - 13:12
طنز و سرگرمی
از یک چوپان می پرسند : رشته تحصیلی شما چیه ؟ می گه : رشته دامپیوتر گرایش پشم افزار
چهارشنبه 15/8/1387 - 13:3
طنز و سرگرمی
روزی مردی به یک ساندویچ فروشی می ره و می گه : لطفا یک ساندویچ کباب بدید فقط اگه می شه توی اون گوجه فرنگی نذارید مرد فروشنده می گه : گوجه فرنگی نداریم که نذارم اگه می خوای خیار شور که داریم نذارم
چهارشنبه 15/8/1387 - 11:51