• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 5
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 6419روز قبل
آموزش و تحقيقات
اطلاعات اولیه
کشف هرسل اولن گام در ایجاد پدیده‌ای که ما آن را طیف الکترومغناطیسی مینامیم. نور مرئی و پرتوهای مادون قرمز دو نمونه اشکال فراوانی از انرژی هستند که توسط تمام اجسام موجود در زمین و اجرام آسمانی تابانده میشوند. مادون قرمز در طیف الکترومغناطیسی دارای محدوده طول موجی بین ۰.۷۸ تا ۱۰۰۰ میکرو متر است. تنها با مطالعه این تشعشعات است که میتوانیم اجرام آسمانی را تشخیص و تمیز دهیم و تصویری کامل از چگونگی ایجاد جهان و تغییرات آن بدست آوریم. در سال ۱۸۰۰ سر ویلیام هرشل یک نمونه نامرئی از تشعشعات را کشف کرد که این نمونه دقیقا زیر بخش قرمز طیف مرئی قرار داشت. او این شکل از تشعشعات را مادون قرمز نامید.
● سیر تحولی و رشد
Greathouse و همکارانش طی مطالعه‌ای تاثیر لیزر مادون قرمز را به انتقال عصبی ، عصب رادیال بررسی کردند. زمان تاخیر ، دامنه پتانسیل عمل و دما ، متغیرهای مورد آزمایش مشاهده نشد.Lynn Snyder و همکارانش اثر لیزر کم توان هلیوم - نئون را بر زمان تاخیر شاخه حسی عصب رادیال در دو گروه لیزر و پلاسبو بررسی نمودند و مشاهده کردند که در گروه لیزر ، افزایش معنی دارا در زمان تاخیر حسی پس از بکارگیری لیزر ایجاد گردیده است.
Bas Ford و همکارانش طی مطالعه‌ای اثر لیزر کم توان هلیوم - نئون را بر شاخه حسی اعصاب رادیال و مدین بررسی کردند. هیچ اختلاف معنی داری در دامنه پتانسیل عمل ، زمان تاخیر و دما ساعد بعد از بکارگیری لیزر مشاهده نشد.Baxter و همکارانش افزایش معنی دار در زمان تاخیر عصب مدین بعد از بکارگیری لیزر گرارش کردند. Low و همکارانش کاهش دما را به دنبال تابش لیزر کم توان مادون قرمز دیدند.
● نتایج اشعه مادون قرمز
گرمایی که ما از خورشید یا از یک محیط گرم احساس میکنیم، همان تشعشعات مادون قرمز یا به عبارتی انرژی گرمایی است. حتی اجسامی ‌که فکر میکنیم خیلی سرد هستند، نیز از خود انرژی گرمایی منتشر میسازند (یخ و بدن انسان). سنجش و ارزیابی انرژی مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومی ‌به علت اینکه بیشترین جذب را در اتمسفر زمین دارند مشکل است. بنابراین بیشتر ستاره شناسان برای مطالعه انتشار گرما از این اجرام از تلسکوپهای فضایی استفاده میکنند.
● مادون قرمز در نجوم
تلسکوپها و آشکارسازهایی که توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار میگیرند نیز از خودشان انرژی گرمایی منتشر میسازند. بنابراین برای به حداقل رساندن این تاثیرات نامطلوب و برای اینکه بتوان حتی تشعشعات ضعیف آسمانی را هم آشکار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسکوپها و تجهیزات خود را به درجه حرارتی نزدیک به ۴۵۰?F ، یعنی درجه حرارتی حدود صفر مطلق ، میرسانند. مثلا در یک ناحیه پرستاره ، نقاطی که توسط نور مرئی قابل رویت نیستند، با استفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبی نشان داده میشود. همچنین مادون قرمز میتواند چند کانون داغ و متراکم را همره با ابرهایی از گاز و غبار نشان دهد. این کانونها شامل مناطق پرستاره‌ای هستند که در واقع میتوان آنها را محل تولد ستاره‌ای جدید دانست. با وجود این ابرها ، رویت ستاره‌های جدید با استفاده از نور مرئی به سختی امکانپذیر است.
اما انتشار گرما باعث آشکار شدن آنها در تصاویر مادون قرمز میشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهای بلند مادون قرمز میتوانند به مطالعه توزیع غبار در مراکزی که محل شکل گیری ستاره‌ها هستند، بپردازند. با استفاده از طول موجهای کوتاه میتوان شکافی در میان گازها و غبارهای تیره و تاریک ایجاد کرد تا بتوان نحوه شکل گیری ستاره‌های جدید را مورد مطالعه قرار داد. فضای بین ستاره‌ای در کهکشان راه شیری ما نیز از توده‌های عظیم گاز و غبار تشکیل شده است. این فضاهای بین ستاره‌ای یا از انفجارهای شدید نواخترها ناشی شده‌اند و یا از متلاشی شدن تدریجی لایه‌های خارجی ستاره‌هایی جدید از آن شکل میگیرند. ابرهای بین ستاره‌ای که حاوی گاز و غبار هستند، در طول موجهای بلند مادون قرمز خیلی بهتر آشکار میشوند (۱۰۰ برابر بیشتر از نور مرئی).
اخترشناسان برای دیدن ستاره‌های جدید که توسط این ابرها احاطه شده‌اند، معمولا از طول موجهای کوتاه مادون قرمز برای نفوذ در ابرهای تاریک استفاده میکنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده از ماهوارهای نجومی ‌مجهز به مادون قرمز صفحات دیسک مانندی از غبار را کشف کردند که اطراف ستاره‌ها را احاطه کرده‌اند. این صفحات احتمالا حاوی مواد خامی ‌هستند که تشکیل دهنده منظومه‌های شمسی هستند. وجود آنها خود گویای این است که سیاره‌ها در حال گردش حول ستاره‌ها هستند.
● مادون قرمز در پزشکی
اگر نگاه دقیق و علمی ‌به یک طیف الکترومغناطیسی بیندازیم، میبینیم که از یک طرف طیف تا سوی دیگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها بر اساس طول موج و فرکانس‌های مختلف قرار دارند، از آن جمله میتوان به تشعشعات گاما ، اشعه ایکس ، ماورای بنفش ، نور مرئی ، مادون قرمز و امواج رادیویی اشاره کرد. هر کدام از این پرتوها و تشعشعات همگام با پیشرفت بشر ، به نوبه خود چالش‌هایی را در زمینه‌های علمی ‌پدید آورده‌اند که در اینجا علاوه بر کاربرد مادون قرمز در شاخه ستاره شناسی ، اشاره‌ای به کارآیی چشمگیری این پرتو در رشته پزشکی خواهیم داشت.
● کاربرد درمانی مادون قرمز
بکار بردن گرما یکی از متداولترین روشهای درمان فیزیکی است. از موارد استعمال درمانی مادون قرمز موارد زیر را میتوان ذکر کرد.
▪ تسکین درد
با وجود حرارت ملایم ، کاهش درد به احتمال زیاد بواسطه اثر تسکینی بر روی پایانه‌های عصبی ، حسی ، سطحی است. همچنین به علت بالا رفتن جریان خون و متعاقب آن متفرق ساختن متابولیتها و مواد دردزای تجمع در بافتها ، درد کاهش مییابد.
▪ استراحت ماهیچه
تابش این اشعه راه مناسبی برای درمان اسپاسم و دستیابی به استراحت عضلانی میباشد.
▪ افزایش خون رسانی
در درمان زخمهای سطحی و عفونتهای پوستی ، برای اینکه فرآیند ترمیم به خوبی انجام گیرد، باید به مقدار کافی خون به ناحیه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نیز افزایش گردش خون سبب افزایش تعداد گلبولهای سفید و کمک به نابودی باکتریها میکند. از این پرتو میتوان برای درمان مفصل آرتوریتی و ضایعات التهابی نیز استفاده کرد.
● کاربرد تشخیصی مادون قرمز
از مهمترین کابردهای تشخیصی آن میتوان توموگرافی را نام برد. اصطلاح ترموگرافی به عمل ثبت و تفسیر تغییراتی که در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ میدهد، اطلاق میشود. تصویر حاصل از این روش که توموگرام نامیده میشود، بخش الگوی حرارتی سطح بدن را نشان میدهد. در توموگرافی ، آشکار ساز ، تشعشع حرارتی دریافت شده توسط دوربین را به یک سیگنال الکترونیکی تبدیل میکند و سپس آن را علاوه بر تقویت بیشتر ، پردازش میکند تا اینکه یک صفحه کاتودیک مثل مونیتور تلویزیون آشکار شود.
تصاویر بدست آمده به صورت سایه‌های خاکستری رنگ میباشند، بدین معنی که سطوح سردتر به صورت سایه‌های خاکستری روشن دیده میشوند و در نوع رنگی آن نیز نواحی گرم ، رنگ قرمز و نواحی سرد ، رنگ روشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتیجه فرآیندهای فیزیکی ، فیزیولوژیک طبیعی یا بیماری تغییر میکند. از این خاصیت تغییر گرمایی در عضوی خاص یا در سطح بدن برای آشکارسازی یک بیماری استفاده میشود که مهمترین آنها به قرار زیر است.
- بیماری پستان : وسیع ترین جنبه کاربردی توموگرافی در آشکار سازی سرطانهای پستانی است.
زیرا روشی کاملا مطمئن و بدون آزار است.
از پرتوهای یونیزان استفاده نمیشود.
روشی کاملا سریع ، راحت و ارزان است.
به دلیل بی ضرر بودن از قابلیت تکراری بسیار زیادی برخوردار است.
● کاربرد ترموگرافی در مامائی
چون جفت از فعالیت بیولوژیکی زیادی برخوردار است. درجه حرارت حاصله در این محل بطور قابل ملاحظه‌ای از بافتهای اطراف بیشتر است. پس میتوان از توموگرافی برای تعیین محل جفت استفاده کرد.
● ضررهای مادون قرمز
از طرف دیگر خطرهایی نیز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد که میتوان به سوختگی الکتریکی (در اثر اتصال بدن به مدارات الکتریکی دستگاه) سر درد ، تولید ضعیف در بیمار و آسیب به چشمها در اثر تابش مستقیم پرتو اشاره کرد
.
جمعه 22/9/1387 - 13:59
اخبار
سرمربی تیم فوتبال استقلال تهران گفت: هواداران استقلال جمعه شاهد یك فوتبال هجومی خواهند بود. امیرقلعه نویی پس از پایان تمرین عصر امروز استقلال در جمع خبرنگاران اظهار داشت:قبل از شروع تمرین با بازیكنانم صحبت كردم و به آنها گفتم تیم ما در حال حاضر صدر نشین لیگ است و از این پس برای رویارویی با حریفان دو مشكل عمده داریم. اول این كه حریفان ما به چشم تیم صدر نشین نگاه می‌كنند و دوم این كه وظیفه داریم تیم را در رده اول حفظ كنیم و این مسئله كار ما را سخت تر از قبل كرده است. وی ادامه داد: با استراحتی كه به بازیكنان دادیم آنها امروز یك تمرین شاداب و سر حال برگزار كردند و با توجه به شناختی كه از حسین عبدی سرمربی تیم داماش دارم مطمئن هستم هر دو تیم روز جمعه یك فوتبال هجومی را به نمایش خواهند گذاشت. سرمربی تیم استقلال در ارتباط برنامه این باشگاه برای تعطیلات نیم فصل عنوان كرد: قرار است بعد از دیدار روز جمعه در این مورد تصمیم بگیریم اما فعلا قصد داریم در تهران بمانم. قلعه نویی در مورد موفقیت خط دفاعی استقلال در چند دیدار گذشته ابراز داشت: ما به سازمان یافتن خط دفاعی مان نیاز داشتیم و مهم تر از این درك بین مدافعان بود كه خوشبختانه بازیكنان ما با این درك رسیده اند. مسئله مهمی دیگر كه به چشم می‌آید درخشش وحید طالب لو است و در واقع این طالب لو همان دروازه بانی است كه همه از او انتظار دارند. قلعه نویی در این ارتباط كه آیا خط دفاعی تیمش می‌تواند در رقابت های لیگ قهرمانان آسیا موفق باشد گفت: به هر حال لیگ ما از كشورهای حوزه خلیج فارس قوی تر است و مطمئنا مدافعان ما امتحان خود را مقابل فوراد های خارجی لیگ خودمان پس داده اند. قصد ما این بود كه سازمان دفاعی را قوی كنیم كه خوشبختانه توانسته ایم آنها را به بلوغ تاكتیكی برسانیم. سرمربی آبی پوشان در پاسخ به این سئوال كه آیا حضور صابر میر قربانی در تمرین این تیم به معنای مذاكره با اوست، اظهار داشت: میر قربانی در تیم ملی شاگرد من بود و امروز برای ملاقات با یكی از مسئولان باشگاه به محل تمرین آمد. من در جریان تمرین بودم و نتوانستم با او صحبت كنم،اما فعلا بحث حضور او در استقلال مطرح نیست. وی ادامه داد: هم اكنون با دو سه بازیكن لیگ برتری در حال مذاكره هستیم كه پس از قطعی شدن حضور آنها در استقلال نام آنها را اعلام می‌كنیم. سرمربی تیم استقلال تهران در پایان از اهالی رسانه تشكر كرد و گفت: خبرنگارانی كه هر روز در گرما و سرما در تمرینات تیم استقلال حاضر می‌شوند و اخبار استقلال را به شكل واقعی انعكاس می‌دهند جای تقدیر دارند و من به شخصه از آنها تشكر می‌كنم.
جمعه 22/9/1387 - 13:57
آموزش و تحقيقات
همه این تجربه‌های بصری ناشی از تحریک پشت چشم یا در واقع عصب بینایی است، که تجربه نور را به مغز منتقل می‌کند.
شاید شما هم از دوران کودکی به تجربه کرده باشید که فشار آوردن بر روی پلک‌های بسته ‌شده‌‌تان الگوهای نورانی مواجی را در مقابل‌ چشم‌‌های‌تان ایجاد می‌کند.
اما اگر در دوران بزرگسالی، هنگامی که دیگر روی پلک‌های‌تان فشار نمی‌آورید، میزان جرقه‌های نورانی که در مقابل چشم‌تان می‌بینید به طور قابل‌توجهی افزایش یابد یا دچار اختلال بینایی درازمدتی شوید، این امر ممکن است نشانه جداشدگی شبکیه (retinal detachment) باشد، که در آن شبکیه (پرده حساس به نورچشم) از محل خود در عقب چشم کنده می‌شود.
این عارضه یک فوریت جدی پزشکی است و باید فورا برای درمان آن به پزشک مراجعه کرد.
جرقه‌های نورانی و دیدن نورهایی در میدان دید می‌تواند با سردردهای میگرنی همراه باشد، یا به عنوان بخشی از "اورای" پیش از میگرن یا به علت میگرن چشمی رخ دهد.
اما سایر انواع فشار یا تحریک نیز می‌تواند مغز به دیدن جرقه‌های نورانی وادارد، و اغلب این تجربه‌های بینایی رایج و بی‌‌ضرر هستند.
درون کره‌های چشم ماده ژلاتینی ضخیمی وجود دارد که چشم را گرد و قوام‌دار می‌کند. هنگامی که مغز پیامی از شبکیه دریافت می‌کند، آن را به عنوان نور تفسیر می‌کند. بنابراین چه نوری وارد چشم شود یا نه، هر تحریکی بر روی شبکیه در مغز به صورتی نمایشی نورانی تعبیر خواهد شد.
اگر پس از عطسه کردن ستاره یا جرقه‌های نورانی در مقابل چشم‌های‌تان می‌بینید، ممکن است ناشی از فشار وارد آمده بر روی خود چشم یا ناشی از تحریک اعصاب مربوط به بینایی باشد.
اگر مدتی وارونه روی سر خود قرار بگیرید، یا پس از مدتی درازکشیدن به سرعت بلند شوید، فشار خون ممکن است کاهش پیدا کند؛ و مغز دچار محرومیت از اکسیژن می‌شود و محیط درون و اطراف چشم تغییر می‌کند و بر عصب بینایی تاثیر گذارده می‌شود.
همچنین هنگامی که عطسه می‌کنید، درون قفسه سینه‌ و سرتان فشار ایجاد می‌کنید، فشاری که هوا را با سرعت ۱۶۰ کیلومتر درساعت از مجاری تنفسی شما به خارج می‌راند. نیروی قوی ناشی از این عطسه می‌تواند شبکیه را به شدت تکان دهد.
مجموعه دیگری از پدیدارهای بینایی که ممکن است با جرقه‌های نورانی اشتباه شوند، مگس‌پران (floater) است، که ناشی از اختلالاتی در ماده ژلاتینی درون چشم یا زجاجیه است. مگس‌پران معمولا ناشی یا از ایجاد توده‌هایی درون زجاجیه یا ارتشاح سلول‌های خونی به درون آن است؛ این پدیده را بیش از همه هنگام خیره‌شدن به یک پس زمینه درخشان و یکنواخت مانند آسمان آبی می‌توان دید.
مگس‌پران با افزایش سن بیشتر می‌شود، چرا که به افزایش سن زجاجیه سیال‌تر می‌شود.
بنابراین در صورتی که بیماری خاصی ندارید و دچار حملات میگرن هم نمی‌شوید، دیدن جرقه‌ نورانی و مگس‌ پران نباید شما را نگران کند. مراقب افزودده شدن این پدیده یا تغییر قابل‌توجه در بینایی خود به عنوان علائم جداشدگی بینایی خود باشید، و در غیر این موارد از این نمایش نورانی جلوی چشمان‌تان لذت ببرید
!
جمعه 22/9/1387 - 13:55
آموزش و تحقيقات

غلب كاربران كامپیوترهای شخصی از سرعت پایین سیستم‌های خود شاكی هستند و دائما به دنبال ارتقای قطعات داخلی و حافظه آنها هستند و هیچ چیز به اندازه سرعت پایین كامپیوترهای شخصی، كاربران را عصبانی نمی‌كند چرا كه كندی سیستم‌ها، اتلاف وقت و پرداخت هزینه‌های اضافی را برای كاربران به همراه خواهد داشت. به طوری كه كاربران مجبور می‌شوند، ساعت‌های بیشتری را در اینترنت بگذارنند و یا اینكه هزینه‌های بیشتری را صرف خرید قطعات داخلی پیشرفته تر كنند. به همین علت در این مطلب شما را با روش‌های ارتقای سرعت كامپیوترهای شخصی، بدون پرداخت هزینه‌های اضافی آشنا خواهیم كرد. از آنجایی كه بیشتر كامپیوترهای شخصی مجهز به ویندوز XP هستند، این توصیه‌ها تنها مورد استفاده كاربران این ویندوز پرطرفدار قرار خواهد گرفت.
در مرحله نخست باید ظرفیت Ram یا حافظه كامپیوترهای شخصی مورد بررسی قرار گیرد. برای این كار ابتدا دكمه Alt روی صفحه كلید را فشار داده و بر روی My Computer كلیك كنید و یا مستقیما به control panel بروید. تا بالا آمدن اطلاعات بر روی قسمت General منتظر بمانید. در صورتی كه ظرفیت رم رایانه شما ۲۵۶ مگابایت یا كمتر بود، بهتر است یك رم ۵۱۲ مگابایتی دیگر را به سیستم خود اضافه كنید. البته این كار كاملا اختیاری بوده و آن را به عنوان یك پیشنهاد موثر در افزایش سرعت تلقی كنید. اما در صورتی كه حافظه سیستم شما ۱ یا ۲ مگا بایت بود، بدون نیاز به ارتقای سیستم به توصیه‌های ما عمل كنید.
در مرحله بعدی باید برنامه‌های Start-up یا همان برنامه‌هایی كه با آغاز كار ویندوز فعال می‌شوند را تعیین كنیم. روش ساده برای تشخیص تعداد این برنامه‌ها، مشاهده نوار وظیفه پایین دسكتاپ است، دقت داشته باشید در كنار ساعت ویندوز‌، چه آیكون‌های دیگری وجود دارد.
در صورتی كه تعداد آنها بیش از چهار یا پنج برنامه بود، باید از لزوم وجود آنها در نوار وظیفه مطمئن شد. در این مكان اغلب برنامه‌های اینترنتی همچون مسنجر یاهو، MSN و Wnidows live، نرم‌افزارهای كاربردی و چاپگر دیده می‌شود كه وجود آنها اصلا لزومی ندارد و تنها كندی سرعت كامپیوترها را به همراه خواهند داشت. بنابراین تنبلی را كنار بگذارید و هر زمان كه به این برنامه‌ها احتیاج داشتید به صورت دستی به اجرای آنها بپردازید. برای اینكه بعضی برنامه‌های غیرضروری را موقتا غیرفعال كنید، ابتدا به قسمت Start رفته و گزینه Run را انتخاب كنید. در باكس خالی« msconfig» را نوشته و ok كنید. به قسمت Startup بروید. بسته به نوع سیستم شما و نرم‌افزارهایی كه در آن نصب شده است، گزینه‌هایی با نام‌های پیچیده‌ای دیده می‌شوند كه اكثر آنها تیك خورده‌اند. علامت كنار برنامه‌های غیرضروری را بردارید. البته دقت داشته باشید برنامه‌های مفید و ضروری همچون ضدویروس و ضدجاسوس سیستم خود را غیرفعال نكنید. پس از اتمام كار، بهتر است، كامپیوتر خود را Restart كنید. در صورتی كه برنامه‌ای را به اشتباه غیرفعال كردید، دوباره از گزینه Run در منوی استارت و تایپ همان كلمه وارد قسمت Start up شوید و كنار برنامه مورد نظر را تیك بزنید. توصیه می‌شود، در صورت نداشتن آگاهی كامل به قسمت‌های دیگر این پنجره وارد نشوید و هر بار پس از اعمال تغییرات ویندوز را Restart كنید.
روشی دیگر برای افزایش سرعت ویندوز Xp حذف جلوه‌های دیداری جدید در ویندوز است. برای اینكار بر روی گزینه My Computer كلیك راست كرده و Properties را انتخاب كنید. در قسمت Advanced بر روی گزینه Setting باكس Performance كلیك كنید. در همان قسمت Visual Effect، گزینه Adjust For best performance را انتخاب كنید و Apply كنید.
با انتخاب این گزینه شكل ظاهر ویندوز شما تغییر كرده و به صورت نسخه‌های قدیمی‌تر تبدیل می‌شود. این امر موجب افزایش سرعت عملكرد ویندوز خواهد شد. به‌طور حتم، كاربران سرعت را به زیبایی ویندوز خود ترجیح می‌دهند
.

جمعه 22/9/1387 - 13:53
آموزش و تحقيقات
اخلاق گفتگو در جهان بی‏مرز


گذشت آن زمان که افراد و ملت‏ها می‏توانستند همچون جزائر منفرد و جدا افتاده‏ای، بی‏خبر از یکدیگر، سالیان دراز و گاه قرن‏ها زندگی کنند. عصر اطلاعات، یعنی گذر از همه مرزهای سیاسی و فرهنگی و درهم نوردیدن فاصله‏های طولانی و پر ساختن دره‏هایی که پر ناشدنی به نظر می‏رسیدند.



امروزه هر حرکتی فردی در گوشه‏ای از جهان می‏تواند پژواکی در نقاط مختلف دیگر داشته باشد و بسیار شده است که شهروندان یک کشور، اخبار مربوط به خود را پیش از آن که از رسانه‏های جمعی متعلّق به کشور خود بشنوند، آنها را از رسانه‏های جهانی‏ای که در آن سوی جهان قرار دارند، شنیده‏اند و این است معنای «دهکده جهانی» یا «جهان بدون مرز». دیگر نمی‏توان چیزی را از دیگران نهان کرد و خود را از دیگران و کنجکاوی آنان بر کنار داشت. چنین وضعی، هم مایه خشنودی است و هم مایه نگرانی. کسانی از آن استقبال کرده‏اند و کسانی به ستیز با آن برخاسته‏اند. امّا یک مسئله قطعی است: نمی‏توان از این وضع گریخت و به گذشته‏های دور و آن روزگار زرین خیالی پناه برد!



زیستن در این فضا، الزاماتی دارد که یکی از آنها همزیستی مسالمت‏آمیز با دیگران است؛ امّا این کار با وجود فرهنگ‏ها و تمدن‏های متفاوت و گاه متعارض، اگر نگوییم محال، لااقل دشوار است. زندگی در چنین فضایی و عصری نیازمند پدید آوردن «اخلاقی جهانی» است که به کمک آن، مردمانی با گرایش‏های گوناگون بتوانند بدون نیاز به درگیری، با هم زندگی خوبی داشته باشند. امّا دستیابی به «اخلاق جهانی» - که کسانی چون هانس کونگ،1 در پی آن هستند و بیانیه آن را نیز فراهم کرده‏اند -، مسلتزم قبول این اصول اخلاقی از سوی همه یا اکثر ساکنان این دهکده جهانی است و چنین توافق و پذیرشی نیازمند گفتگویی است دراز مدت تا طرف‏های ذی‏نفع، به راحتی بتوانند در آن شرکت کنند.



گفتگو، پیش شرط رسیدن به اخلاق جهانی

بنابر آنچه گذشت، گفتگو، پیش شرط رسیدن به اخلاق جهانی و زیستن با کرامت در جهانی بدون مرز است. با این همه، بسیاری کسان گفتگو را با تک‏گویی یکی می‏گیرند و در این عرصه به مکتب نرفته، خود را مدرس همگان می‏پندارند. گفتگو یا دیالوگ، همان‏طور که از نامش پیداست به معنای «مشارکت طرف‏های سخن در گفتار» است و خیابانی یک طرفه به شمار نمی‏رود.2 گفتگو مانند شطرنج، قواعد و اصولی دارد که بدون شناختن به کار بستن آنها نمی‏توان از این بازی دم زد. با این تفاوت که این قواعد و اصول اخلاقی، قواعدی نیست که از بیرون بر گفتگو تحمیل شود؛ بلکه از درون خودِ این مفهوم زاده می‏شود. کافی است اندکی مفهوم «گفتگو» کالبد شکافی شود، تا به راحتی بتوان به این الزامات و اصول اخلاقی دست یافت.3



قواعد گفتگو

از میان اصول متعدد گفتگو، در این مختصر، به شش اصل اساسی زیر اشاره می‏شود. با رعایت این اصول است که می‏توان از گفتگو لذت برد، از آن برای کشف حقیقت سود جست و در پناه دستاوردهای آن، شرافتمندانه زیست و از آن برای فهم درست‏تر جهان بدون مرز امروزی بهره گرفت:



1. در پی یافتن زمینه مشترکی باشیم

هنگامی گفتگو ممکن می‏شود که پیشاپیش، فصل مشترکی در نظر گرفته و مورد قبول طرفین گفتگو واقع شود. نداشتن زبان مشترک، به تلاش برای گفتگوی میان دو شخص کور و لال می‏انجامد. این یک، اشارت شخص لال را نمی‏بیند و آن یک نیز گفته‏های وی را نمی‏شنود. داستانی که مولانا در باب نداشتن زبان مشترک بیان می‏کند، به خوبی گویای این وضع است:



چار کس را داد مردی یک درم



آن یکی گفت: «این به انگوری دهم»



آن یکی دیگر عرب بُد، گفت: «لا،



من عِنَب4 خواهم، نه انگور. ای دغا!»



آن یکی ترکی بُد و گفت: «این بنُم،5



من نمی‏خواهم عنب، خواهم ازُم6»



آن یکی رومی بگفت: «این قیل را



ترک کن خواهیم اَستافیل7 را».8



در این جا با این که هر چهار تن در پی به دست آوردن یک چیز بودند و یک خواسته داشتند، به دلیل نداشتن زبان مشترک، به جنگی جاهلانه با یکدیگر برخاستند. داشتن زمینه و زبان مشترک، طرفین گفتگو را از سوءتفاهم‏های گوناگون باز می‏دارد. این زبان مشترک از زبان گفتاری شروع می‏شود و همه آنچه را که در روند گفتگو دخیل است فرا می‏گیرد؛ از نحوه استدلال گرفته تا باورهای مشترک و به تعبیر ویتگِنِشتاین: جهان - تصویرهای مشابه.



یکی از ویژگی‏های گفتگوهای سقراطی، استفاده از همین زبان و زمینه مشترک بود. به گفته گزنوفون: «سقراط، هنگامی که می‏خواست مطلبی را تشریح کند، بیان خود را با مطالبی آغاز می‏کرد که مورد قبول همه بود و به روش درست پیش می‏رفت».9



شیوه رسول اکرم و دیگر معصومان نیز همواره بر آن بوده است تا در مناظره‏ها و دعوت‏های خود، به زمینه‏های مشترک ارجاع دهند و بکوشند چارچوبی برای گفتگو فراهم آورند. این فرمان خداوند است که به رسول خود می‏فرماید: بگو: «ای اهل کتاب! بیایید بر سر سخن مشترکی اتّفاق کنیم، و آن این که جز خدای واحد را نپرستیم و برای او شریک قائل نشویم و هیچ یک از ما، آن دیگر را - که خدای یکتا نیست -، صاحب اختیار خویش نگیرد».10 این آیه و آیات بعدی به بهترین صورت، کوشش جهت یافتن زمینه مشترک را نشان می‏دهد.



داستان آن عالمی که به گفته سعدی از عهده بحث با ملحدی برنیامد و «سپر بینداخت و برگشت» نشان می‏دهد که وی در جهت یافتن زمینه‏های مشترکی که بتوان بر اساس آنها گفتگو را پیش برد، هیچ کوششی نکرده بود و تنها می‏خواست به کمک قرآن و حدیث، ملحدی را که از بیخ و بن به این اصول باور نداشت قانع سازد. سرنوشت چنین گفتگویی از قبل رقم خورده است. وی اشتباه می‏کرد که می‏پنداشت:



آن کس که به قرآن و خبر زو نرهی



آن است جوابش که جوابش ندهی.11



خطای وی آن بود که می‏پنداشت که همه حریفان، پیشاپیش باید تابع اصول وی و ملزم به بستر فکری و مقبولات وی باشند. این انتظار، راه را بر بسیاری از گفتگوها می‏بندد و سرانجام به جای گفتگو به تک‏گویی می‏انجامد. سنّت معصومان، چیز دیگری بوده است. امام صادق(ع) هرگز نگفت: تنها با کسی گفتگو می‏کنم که قرآن را قبول داشته باشد!



2. از اهانت به حریف بپرهیزیم

هر چند گفتگو در مواردی مستلزم رویارویی و نقد طرف گفتگو و ردّ دیدگاه وی است، امّا معنای این سخن آن نیست که مجاز به اهانت به حریف باشیم. هرگاه ما در هنگام گفتگو و بحث از تعبیرات تند و اهانت‏بار سود جستیم، معنای ضمنی آن این است که از قوّت برهان ما کاسته شده است و دیگر یارای سود جستن از عقل و خرد ارتباطی خود را از دست داده‏ایم. در گفتگو، حق آن است که:



دلایلْ قوی باید و معنوی



نه رگ‏های گردن به حجّتْ قوی!12



در جایی که این اصل رعایت نشود، به تدریج، استدلال و برهان، جای خود را به جهالت و درشتی می‏دهد و طرف‏های گفتگو برای اثبات حقی، حقوق بسیار دیگری را ضایع می‏گذارند. داستان «جدال سعدی با مدعی» از این جهت عبرت‏آموز است که نشان می‏دهد چه سان آن که دلیلش نمی‏ماند، دست تعدّی دراز می‏کند و بیهوده‏گویی می‏آغازد: «و سنت جاهلان است که چون به دلیل از خصم فرومانند، سلسله خصومت بجنبانند. آزر بت‏تراش که به حجت با پسر برنیامد، به جنگ برخاست که: لئن لم تنته لا رجمنک».13



هتّاکی و دشنام و ناسزا در همه جا نارواست، و در گفتگو - که هدف آن دستیابی به توافق طرفین یا حقیقت است - نارواتر؛ زیرا هنگامی که پای دشنام به میان آمد و رگ‏های تعصب از جای جنبید، حقیقت، پنهان می‏گردد و هوای نفس و خواستِ غلبه بر حریف، راه هر نوع حق‏یابی را می‏بندد:



حقایق سرایی است آراسته



هوا و هوس، گردِ برخاسته



نبینی که جایی که برخاست گرد



نبیند نظر، گرچه بیناست مرد؟14



کمترین زیان دشنام و اهانت، دور ساختن طرفین گفتگو از نقاط مشترک و نیز آزردن دیگران است. هنگامی که در گفتگو این اصل را زیر پا می‏گذاریم، حتی اگر سخن حقی داشته باشیم، تحت‏الشعاع این مسئله قرار می‏گیرد و دیگر کسی به آن توجهی نمی‏کند.



در فرهنگ دینی ما آمده است که نخستین کسی که در بحث و گفتگو، راه اهانت را در پیش گرفت، فرعون بود.15



اهانت و تحقیر حریف، شایسته دانشوران و فرزانگان نیست. بیقهی پس از نقل پاسخ‏های تند بیرونی و اهانت او به ابن‏سینا، سخنی بسیار درست بیان می‏کند: «سرزنش و نکوهش و تحقیر، از شیوه حکیمان مبرّز نیست، بلکه تقریر حق است و هر که حق را تقریر کند، از تحقیر اهل باطل بی‏نیاز می‏گردد».16



3. اهانت حریف را تحمّل کنیم

نه تنها پیش دستی کردن در اهانت به حریف اخلاقاً مجاز نیست که حتی در این میان، مقابله به مثل نیز غیر اخلاقی است. در این جا نباید زشتی را با زشتی و نادرستی را با نادرستی پاسخ داد. منطقِ: «زدی ضربتی، ضربتی نوش کن»، در گفتگوی حق‏جویانه و هدفمند، راهی ندارد. پاسخ دروغ، دروغ متقابلی نیست. این برخورد، درست نیست که:



نظام بی‏نظام ار کافرم خواند



چراغ کذب را نبود فروغی



مسلمان خوانمش زیرا که نبود



دروغی را جوابی جز دروغی!



کسی که اهانت می‏کند و دشنام می‏دهد، متاع خود را بر همگان عرضه کرده است. ما نیز باید آنچه در چنته داریم عرضه کنیم، نه آنچه حریف می‏خواهد. اگر ما نیز در این مورد مانند او عمل کنیم، نشان داده‏ایم که با او چندان تفاوتی نداریم. این انسان‏شناسی قرآن کریم است که به ما می‏آموزد: «... بگو: هر کس به طریقه خویش عمل می‏کند».17 داستانی از رفتار حضرت عیسی(ع) نقل شده است، که گویی تفسیر این آیه شریفه است. در این داستان آمده است که:



عیسی(ع) روزی بر جماعتی بگذشت. آن جهودان در شأن وی سخنان شنیع گفتند، و عیسی(ع) ایشان را جز ثنا و محمدت هیچ نفرمود. یکی از حواریّون سؤال کرد که: «ای پیغمبر خدا! این الفاظ شنیع را چرا به ثنا و مَحمدت مقابله می‏فرمایی؟» بر لفظ مبارک راند که «هر کس آن خرج کند که دارد. چون سرمایه ایشان این بَد بود، بَد گفتند؛ و چون در ضمیر من جز نیکویی نبود، از من جز نیکویی در وجود نیامد».18



یکی از دلایل شهرت سقراط به فرزانگی و توانایی در فن گفتگو (دیالوگ) پایبندی به همین اصل است. وی که فن مناظره را شریف‏ترین فن می‏دانست و بر این باور بود که: «نفس انسانی تنها به وسیله فن مناظره می‏تواند به مشاهده خیر مطلق راه یابد»19، سخت به این اصل مقیّد بود و همواره می‏کوشید تا در برابر اهانت‏ها و تحقیرهای مختلفی که طرف مقابل گفتگو نسبت به او روا می‏داشت، صبوری پیشه کند و در دام حریف نیفتد و در نتیجه از بحث، دور نگردد. برای مثال در مناظره معروفی که وی با تراسیماخوس - سوفیست معروف یونانی که مدعی بود عدالت، همان منافع اقویاست - داشت، تعبیرهای تند و گاه اهانت‏آمیز او را به سادگی نشنیده می‏گرفت و بحث خود را دنبال می‏کرد. در جایی تراسیماخوس خطاب به سقراط می‏گوید: «فی‏الواقع هنوز احتیاج به پرستار داری؛ زیرا تاکنون به تو نیاموخته‏اند که بین گوسفند و چوپان فرق بگذاری».20 سقراط، امّا به جای هرگونه عکس‏العمل تندی و خشمگین می‏گوید: «مقصودت را توضیح بده».21



4. عقاید حریف را مسخ نکنیم

در گفتگو، طبیعی و اخلاقی است که هر کس بکوشد نظر خود را به کرسی بنشاند و دیدگاه رقیب را نقد کند. امّا آنچه غیر اخلاقی به شمار می‏رود، آن است که کسی هنگام نقد نظریات حریف، آن را به نادرستی و به خطا و وارونه نقل کند و سپس آن را مورد حمله قرار دهد. یعنی نخست، تصویر مضحک و مخدوشی از آن به دست دهد و آن‏گاه، سخت بر آن بتازد.



مسخ عقاید حریف در گفتگو به شکل‏های گوناگونی صورت می‏گیرد، از تحریف آشکار آن تا نقل ناقص که همه غیر اخلاقی است. امّا امروزه رایج‏ترین شیوه در این عرصه، مغالطه «مردِ پوشالی (staw man fallacy)» یا «پهلوان پنبه» است. در این‏جا کسی که دست به این مغالطه می‏زند، عقیده مخالف خود را نقل می‏کند، امّا در این فرایند، از طریق استفاده از واژگان خاص، به کار گرفتن تمثیلات و کنایات زبانی و سرانجام، برجسته ساختن پاره‏ای از مسائل، چنان تصویر مضحک و کاریکاتور گونه‏ای از آن عقیده به دست می‏دهد که از همان آغاز، شکست آن قطعی به نظر می‏رسد و به سادگی می‏توان آن را نقد کرد.22



5. از معیارهای یگانه استفاده کنیم

یکی از روش‏های رایج و غیر اخلاقی در گفتگو، دوگانگی در استفاده از معیارها و روش تحلیل است. به این صورت که یکی از طرف‏های گفتگو برای اثبات نظرات خودش از معیارهای خاصی استفاده می‏کند، امّا برای نقد دیدگاه حریف خود از معیارهای دیگری بهره می‏جوید. به تعبیر دیگر، باید از دوگانگی در معیارها یا یک بام و دو هوا پرهیز کرد. در این مورد، بهترین راهنمای عمل ما سخن امام علی(ع) است که می‏فرماید: «درباره دشمن و دوست، عدالت بورز».23



ساده‏ترین دلیل بر نادرستی روش دوگانه، آن است که ما حاضر نیستیم که رقیبان ما از همین روش استفاده کنند و اگر چنین کنند، آنان را به غرض‏ورزی و دشمنی متهم می‏سازیم. این خطاست که بپنداریم می‏توانیم از طرق نادرست، به فرجام درستی برسیم. فرجام و نهایت راه، از طریق همین وسایل ساخته می‏شود و هدف، همان وسیله است. در حقیقت نمی‏توان میان هدف و وسیله فاصله‏ای عینی و ثابت در نظر گرفت. هر هدفی خود، وسیله‏ای است برای هدف دیگر و هر وسیله‏ای، نسبت به وسیله دیگری هدف به شمار می‏رود. گاندی به حق می‏گفت: «در فلسفه زندگی من، وسایل و هدف ما چیزهایی قابل تبدیل به یکدیگر هستند».24



6. برای حریف، آن بخواهیم که برای خود می‏خواهیم

ما دوست نداریم که هنگام گفتگو به ما اهانت شود، تحقیر شویم، سخنان ما قطع گردد و بدتر از آن مسخ شود و تصویر زشتی از آن ارائه گردد. دوست نداریم که حریف ما از معیارهای دو گانه‏ای استفاده کند و از روش متفاوتی در گفتگو بهره ببرد. دوست داریم که آزاد باشیم که هر وقت خواستیم، تغییر نظر دهیم و بی‏آن که زیر فشار حریف باشیم، از دلایل متنوّعی بهره بجوییم. اینها را حقّ خود می‏دانیم. خوب! چرا همین نکات را برای حریف خود نمی‏خواهیم؟ چرا خود را تافته جدا بافته می‏پنداریم و به خود حق می‏دهیم که با حریف، آن گونه که دوست داریم رفتار کنیم؛ امّا نمی‏خواهیم که حریف با ما آن گونه که خودش دوست دارد رفتار کند؟



مهم‏ترین قاعده رفتاری و اخلاقی در نظام‏های اخلاقی بزرگ و ادیان جهانی، تأکید بر همین اصل روشن و معیار ساده است؛ یعنی این که خود را میزان رفتار با دیگران قرار دهیم. این قاعده که عام‏ترین قاعده اخلاقی جهان است، در متون بسیار کهن به آن اشاره شده و به عنوان سنگ‏پایه اخلاق، معرفی شده است. در متون اخلاقی از این قاعده به عنوان قاعده زرّین (Golden rule) نام برده می‏شود. علت این نامگذاری آن است که روزگاران درازی است که به عنوان نخستین اصل اخلاقی قلمداد شده است.25 این قاعده در سنّت چینی به کنفوسیوس برمی‏گردد. روزی یکی از شاگردان کنفوسیوس از او پرسید: «آیا در جهان، کلمه‏ای عام و دستوری کلّی وجود دارد که بتوان آن را قانون حیات در سراسر عمر قرار داد؟». استاد جواب داد: «آری؟ عمل متقابل، یعنی شو، همان کلمه کلّی و دستور عمومی است و آن این است که آنچه را که بر خود روا نمی‏داری، بر دیگران نیز روا مدار».26 کلّ فلسفه اخلاقی کانت نیز در حقیقت، چیزی جز گسترش همین اصل اخلاقی نیست.



در سنّت ادیان ابراهیمی نیز این قاعده جایگاه ویژه‏ای دارد و خاستگاه اخلاق و غایت آن به شمار می‏رود. حضرت عیسی مسیح، این قاعده را عصاره کتاب‏های آسمانی بر می‏شمارد و چنین می‏گوید: «پس آنچه می‏خواهید دیگران برای شما بکنند، شما همان را برای آنها بکنید. این است خلاصه تورات و کتب انبیا».27 ایشان همچنین می‏گوید: «با مردم، آن‏گونه رفتار کن که انتظار داری با تو رفتار کنند».28



در سنّت دینی ما نیز بر این قاعده تأکید بسیار شده است. رسول خدا در این باره می‏فرماید: «هیچ یک از شما مؤمن به شمار نمی‏رود، مگر آنچه را برای خود دوست می‏دارد، برای برادر خود نیز دوست بدارد».29



این قاعده، مسلمان و نامسلمان را به یکسان فرا می‏گیرد. امام علی(ع) از فرزند خود و دیگر فرزندان معنوی خود می‏خواهد تا این قاعده را بنیاد اخلاق و رفتارهای خویش در همه موارد قرار دهند. ایشان طی سفارش‏های دقیقی به فرزندشان امام حسن(ع) چنین می‏فرماید:



پسرکم! خود را میان خویش و دیگری میزانی بشمار. پس آنچه برای خود دوست می‏داری، برای جز خود دوست بدار. و آنچه تو را خوش نیاید، برای او ناخوش بشمار. و ستم مکن، چنان که دوست نداری بر تو ستم رود و نیکی کن، چنان که دوست داری به تو نیکی کنند و آنچه از جز خود زشت می‏داری، برای خود زشت بدان و از مردم برای خود، آن بپسند که از خود در حق آنان می‏پسندی».30



این سفارش‏های مفصّل، چیزی نیست جز گسترش قاعده زرین، که حضرت پس از بیان اصل قاعده با آوردن نمونه‏هایی، کاربست آن را نشان می‏دهند.



همچنین حضرت علی(ع) در جمله‏ای کوتاه در باب ادب و معیار آن می‏فرماید: «در تربیت نفست این بس که آنچه را از جز خودت ناپسند می‏شماری، مرتکب نشوی».31



سعدی با الهام از این آموزه است که می‏گوید:



من شنیدم ز پیر دانشمند



تو هم از من به یاد دار این پند



آنچه بر نفس خویش نپسندی



نیز بر نفس دیگر مپسند



این آموزه، در ضرب‏المثل‏های فارسی نیز به تعبیرات گوناگونی بیان شده است که در خور توجه است، مانند: «با کسان آن کن که با خود می‏کنی».32



اگر ما باشیم و این قاعده33، می‏توانیم بسیاری از رفتارهای غیر اخلاقی را در گفتگو شناسایی کنیم و از خود دور سازیم. کافی است در هر جا که خواستیم حرکتی کنیم، بیندیشیم که: آیا حاضریم همین حرکت و رفتار را حریف ما نسبت به ما روا دارد؟ اگر پاسخ ما منفی بود، باید مطمئن باشیم که رفتار ما درست و اخلاقی نیست.



در واقع می‏توان همه اصول اخلاقی پیش گفته را به این اصل بازگرداند و آنها را کاربُردها و مصادیق این یک شمرد. اصول اخلاقی‏ای چون: برخورد عادلانه با حریف در گفتگو، پرهیز از انگ زدن و استفاده از کلیشه‏های رایج امّا نادرست و ده‏ها اصل اخلاقی دیگر، در حقیقت، بسط و گسترش همین قاعده زرین است.



کوتاه سخن

شاید هنوز باشند کسانی که در این جهان بی‏مرز، در پی گریز به گذشته و در خود فرو رفتن باشند و حریفان را به هیچ نشمارند؛ امّا به نظر می‏رسد که این شیوه، به دهی راه نمی‏برد. باید به جای انکار، جهان معاصر را پذیرفت و مقتضیات آن را نیک شناخت و آن‏گاه، راه درست گفتگو با دیگران را در پیش گرفت و از آن برای بنیاد افکندن اصول اخلاق جهانی سود جست. ریشه همه اصولِ گفتگوی درست، به آن قاعده زرین باز می‏گردد که توصیه می‏کند با دیگران آن گونه رفتار کنیم که می‏خواهیم با ما رفتار شود و خود را تافته جدا بافته‏ای نپنداریم که خویش را مجاز به هرگونه رفتاری بدانیم، امّا چون به همان گونه با ما رفتار شود: بانگ و فریاد برآریم که مسلمانی نیست!



1. A Global Ethics and Global Responsibilities: Two Declarations, edited by Hans Kung & Helmut Schmidt, SCM Press,1998. 2. برای تفصیل این بحث، ر.ک: گفتگو و هنر با هم اندیشیدن، ویلیام اسحاق، ترجمه: اسحاق حدادی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‏المللی، 1380؛ درباره دیالوگ، دیوید بوهم، گردآوری و تدوین: لی نیکول، ترجمه: محمدعلی حسین‏نژاد، تهران: دفتر پژوهش‏های فرهنگی، 1381؛ گفتگو در جهان واقعی: کوششی واهی یا ضرورتی اجتناب‏ناپذیر؟، علی پایا، تهران: طرح نو، 1381.



3. نگارنده در جاهای دیگری درباره موانع گفتگو و فرهنگی که ریشه بحث، گفتگو و تعامل را می‏خشکاند، بحث کرده است، برای مثال، ر.ک: اخلاق نقد، سیدحسن اسلامی، قم: نشر معارف اسلامی، 1383؛ رؤیای خلوص: بازخوانی مکتب تفکیک، قم: صحیفه خرد، 1383.



4. انگور، به زبان عربی.



5. این مال من است.



6. انگور، به زبان ترکی.



7. انگور، به زبان لاتین.



8. مثنوی معنوی، جلال‏الدین محمد بلخی، تصحیح: محمد استعلامی، تهران: زوار، 1372، دفتر دوم، ص167.



9. خاطرات سقراطی، کسنوفون، ترجمه: محمدحسن لطفی، تهران: خوارزمی، 1373، ص208.



10. سوره آل‏عمران، آیه 64.



11. گلستان سعدی، تصحیح: غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی، 1374، ص129.



12. بوستان سعدی، تصحیح: غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی، 1372، ص119.



13. گلستان سعدی، ص166: «اگر این سخنان را رها نکنی، بی‏تردید، تو را خواهم راند».



14. بوستان سعدی، ص108.



15. صبح‏الاعشی فی صناعة الانشا، احمدبن‏علی‏القلقشندی، تصحیح: یوسف علی طویل، دمشق: دارالفکر، 1987، ج1، ص478.



16. صوان‏الحکمه، به نقل از المناظرات لشیخ المتکلمین و المنطقیین فخرالدین الرازی، تحقیق و تقدیم: عارف تامر، بیروت: مؤسسه عزالدین، 1412، ص12.



17. سوره اسراء، آیه 85؛ ترجمه: عبدالمحمد آیتی، تهران: سروش، 1374، ص291.



18. جوامع‏الحکایات و لوامع الروایات، سدیدالدین محمد عوفی، به کوشش: جعفر شعار، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1372، ص184.



19. جمهور، افلاطون، ترجمه: فؤاد روحانی، تهران: علمی و فرهنگی، 1374، ص431.



20. همان، ص62.



21. همان جا.



22. Thinking from A to Z, Nigel Warburton, Routledge, 1996.P.115. 23. غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحدبن‏محمد تمیمی‏آمدی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1366، ص394.



24. همه مردم برادرند، مهاتما گاندی، ترجمه: محمود تفضّلی، تهران: امیرکبیر، 1361، ص139.



25. Encyclopedia of Ethics, edited by Lawrence C. Becker & Charlotte B Becker, London, Routledge, 2001,V.1, p.614. 26. تاریخ جامع ادیان، جان‏بی.ناس، ترجمه: علی‏اصغر حکمت، ویراسته: پرویز اتابکی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، ص377.



27. عهد جدید، ترجمه: کشیش سارو خاچیکی، انجیل متی، باب 7، آیه 12.



28. همان، انجیل لوقا، باب 6، آیه 31.



29. مُنیة‏المرید، شهید ثانی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1409، ص190.



30. نهج‏البلاغه، ترجمه: سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1373، نامه 31، ص301.



31. همان، حکمت 412، ص434.



32. ده‏هزار مثل فارسی، ابراهیم شکورزاده، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، 1372، ص36.



33. برای بحث بیشتر درباره این قاعده و اشکلات وارد بر آن و پاسخ‏های لازم ر.ک: دروغ مصلحت‏آمیز: بحثی در مفهوم و گستره آن، سید حسن اسلامی، قم: مؤسسه پژوهشی حوزه و دانشگاه، 1382، ص178 - 187.













 
جمعه 22/9/1387 - 13:40
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته