امروز از صبح سرگیجه هام شروع شد
دلم برای بابا بزرگم تنگ شده....کاش می شد باهاش حرف بزنم
بابا بزرگ کجایی؟ جات خوبه؟ دلم برات به اندازه ۸ سال تنگ شده
بابا این جا همه چی خوبه اما نه مثه ۸ سال پیش
یادته این جا نبودی حتی منم نیاوردن پیشت..........چرا ث
اون روز بهم خندیدی؟
کاش بیشتر می موندم ببینم دلیلش چی بود
بازم بیا....می خوام دلیلشو بدونم.......همه چی عوض شده
بابا نوه ات رو ببین هنوزم مثه اون موقعه هاشه؟
بهم شکلات بده مثه همه بابا بزرگ ها...............