دعا و زیارت
سخن آخر در باب امامت:
1 همانگونه كه بیان شد امامت در شیعه از اصول دین است ولی در نزد اهل تسنن از اصول دین نیست 2اگر امامت از اصول دین نیست پس چرا طبق روایتی كه علمای اهل تسنن هم نقل كرده اند رسول اكرم می فرماید : «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعرِف اِمامَ زَمانِه ماتَ میتَةً جاهِلیَةً» «هر كس بمیرد وامام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است3 حال آیا عدم معرفت به فرعی از فروع دین موجب تزلزل در دین و مرگ جاهلی می شود یا عدم معرفت به اصول دین4
3 از دیدگاه اهل سنت ملاك در تعیین خلیفه اجماع مردم است و طبق نظر آنها اگر مردم در تعیین فردی نسبت به خلافت یك حرف را بزنند او خلیفه شرعی خواهد بود و نیز بنا به عقیده اهل سنت پیامبر اكرم بدون وصیت از دنیا رفتند . از همین رو بود كه چند نفر در سقیفه گرد آمدند و ابوبكر را انتخاب كردند . و آنچه مسلم است این كه چند روز بعد از وفات پیامبر این شورا تشكیل و خلیفه تعیین شد حال در این چند روز اگر كسی میمرد به مرگ جاهلی مرده است . اگر به مرگ جاهلی نمرده پس آن امامی كه باید او را می شناخت كه بود ؟
4 با توجه به حدیث، اگر قرار نبود پیامبر فردی شایسته و واجد شرائط را به عنوان خلیفه خود و امام واجب الاطاعة بر مردم معین و معرفی كند، و طبق عقیده اهل سنت اختیار این كار به خود امت و اهل حل و عقد آن واگذار شده بود، این حدیث چه معنای معقولی میتواند داشته باشد كه در هر عصر و زمانی یك یك افراد و گروههای مردم مسلمان بتوانند امام زمان خود را بشناسند؟ آیا میشود رسول خدا بفرماید هر كس نماز نخواند فاسق است و بعد مشخص نكند كه نماز خواندن چگونه است؟!؟!؟!
5 پس از برچیده شدن بساط خلافت به دست مغول و با كشته شدن مستعصم عباسی به دست مغول در سال 656 امام واجب المعرفه كه بوده است كه اگر او را نشناسیم به مرگ جاهلی مرده ایم ؟ یا شاید هم فقط شناختن امام به همان زمانها مربوط بوده است !!!
6 در این عصر با وجود یك میلیارد مسلمان یا بیشتر كه بزرگترین رقم را از بین آمارهای مذهبی و دینی جهان به خود اختصاص داده ، امام و رهبری كه نشناختنش برای این عده مرگ جاهلی را خواهد داشت ، كیست ؟
7 همانگونه كه بیان شد اهل سنت امامت را از فروع دین حساب میكنند وآن را در حد رهبری سیاسی میدانند. ولی آیا این نوع امامت اصلا جزو دین هست؟ امامتی كه مانند ریاست جمهوری و یا كدخدایی!! باشد به هیچ وجه جزو فروع دین نیست و اصلا جزو دین نیست، در حالیكه خداوند در آیهی اولی الامر این امر مهم را جزو دین و در راستای اطاعت از خدا وپیغمبر معرفی كرده است. بنابراین آن امامتی كه اهل سنت قبول دارند و حوزه فعالیت آن را تنها در امور كشور داری میدانند تفاوتی با پادشاهی، حكومت، رئیس قبیله بودن، دهداری و دیگر مناصب دنیایی و مقامات مادی ندارد، و این نوع خلافت و امامت اصلا در اسلام جایگاهی ندارد.
8 مگر نه این است كه در زمان رسول گرامی اسلام، دریافت وحی، بیان وحی و تفسیر وحی به عهده پیامبر بود؟ همچنین فرماندهی نظامی جنگها، رهبری مردم در زندگی اجتماعی، پاسخ به سؤالات و مناظرات با غیر مسلمانها همگی بر عهده رسول اكرم بود. در واقع در همه جنبهها هم علمی و هم اجتماعی، هم دینی و هم سیاسی رهبر مطلق پیامبر اسلام بود. ایشان بودند كه رهبری سیاسی و دینی مردم را بر عهده داشتند.
حال چرا در حكومت خلفای سهگانه تنها مسائل نظامی سیاسی بر عهده خلفا و مشاورین آنها بود و رهبری دینی و علمی بر عهده حضرت علی (علیه السلام) بود. مگر نه این است كه خداوند فرمود «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» «مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى بود» پس چرا خلفای سهگانه سیرهای مخالف با سیره رسول الله اتخاذ كردند؟ چرا دین را از سیاست جدا كردند؟ آیا غیر از این است كه اولین نظریه پرداز سكولاریسم(جدایی دین از سیاست) ابوبكر و پیروان او بودند؟ آیا رسول الله حكومتی دینی سیاسی تشكیل ندادند، پس چرا حكومت خلفا فقط حكومتی سیاسی بود؟ آیا امامت در اسلام امری است سیاسی؟ در حالیكه همانگونه كه بیان شد سیره رسول الله كاملا مخالف این نظریه هست.
ادامه دارد .........
مسند احمد بن حنبل جلد 2 ص 83 و111و 154و جلد 3 ص 446 ، صحیح بخاری جلد 2 ص 13 ، صحیح مسلم جلد 6 ص 54 ، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 13 ص 242
يکشنبه 8/10/1387 - 8:42
دعا و زیارت
چه كسانی معصوم هستند؟؟
«وَقَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَآتِینَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً (احزاب 33)» «و در خانههاى خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زكات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت كنید؛ خداوند فقط مىخواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.»
این آیه به طور كاملا واضح عصمت اهل بیت را اثبات میكند، ولیكن در مورد این آیه هم بین شیعه و اهل سنت اختلاف است. یعنی برخی از علمای اهل سنت میگویند اهل بیت همسران پیامبر هستند و یا همسران پیامبر هم جزو اهل بیت هستند ولی عقیده شیعه این است كه اهل بیت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، فاطمه زهرا و حسنین علیهم السلام (و فرزندان معصوم اینها) هستند.
دلیل اهل سنت بر این كه مراد از اهل بیت در این آیه همسران پیامبر هستند این است كه ابتدای بخش اول آیه تطهیر و آیات قبل و بعد در مورد همسران پیامبر و در واقع خطاب خداوند به آنان است.
حال آیا واقعا اهل بیت، همسران پیامبر هستند؟
1 اگر این آیه درباره همسران پیغمبر صلى الله علیه و آله بود ضمیر مخاطب بصیغه جمع مؤنث میآمد و آیه چنین میشد «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُنَّ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُنَّ تَطْهِیراً» در حالیكه تمامی ضمایر قبل و بعد از این جمله به صورت مؤنث (كن) آمده است ولی ضمایر این بخش از آیه به صورت مذكر (كم) آمده است «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً» كه این خود مهمترین دلیل است بر اینكه اهل بیت به هیچ وجه همسران پیامبر نیستند، زیرا تمامی همسران پیامبر مؤنث بودند!! (علت اینكه با وجود حضرت زهرا علیها السلام در بین اهل بیت ضمیر مخاطب را جمع مذكر آورده است از جهت تغلیب است)
2این آیه در بیت ام سلمه همسر رسول خدا نازل شده است . و وقتی این آیه نازل رسول الله امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فرا خواندند و عبای خود را برآنها پوشاند و خود داخل آن شد و فرمود خدایا اینها اهل بیت من هستند كه تو درباره آنها به من وعده دادهای، خدایا پلیدی را از آنها برطرف فرما و آنها را از هر رجس و نا پاكی تطهیر نما. ام سلمه عرض كرد یا رسول الله آیا من نیز با آنها هستم . رسول خدا فرمود ای ام سلمه من تو را بشارت به خیر و خوبی میدهم . (ولی جزء آنها نیستی1
3خداوند در سوره تحریم به شدت دو همسر پیامبر را تذكر میدهد و به آنها میفرماید «إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاَهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلاَئِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِیرٌ * عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجاً خَیْراً مِنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْكَاراً (تحریم آیات 4و5)» و در آیهی 10 این سوره میخوانیم «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَقِیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ»
«اگر شما (دو نفر) از كار خود توبه كنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته، و اگر بر ضد او دست به دست هم دهید، (كارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند * امید است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد، هجرتكننده ، زنانى غیرباكره و باكره»
«خداوند براى كسانى كه كافر شدهاند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت كردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: وارد آتش شوید همراه كسانى كه وارد مىشوند»
اگر زنان رسول الله معصوم هستند پس چرا برای دو تن از آنان مثال زن نوح و زن لوط را زده است و در آخرت به خاطر همسری پیامبر عذاب آنان كم نمیشود . مگر آن دو زن پیامبر چه كرده بودند كه خداوند در قرآن به آنان فرمود توبه كنید . اگر معصوم بودند كه گناهی نمی كردند تا بخواهند توبه كنند . و مگر آن دوزن چه كرده بودند كه خداوند فرمود اگر رسول الله شما را طلاق دهد زنانی بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد و ... .
4 طبق كلام خداوند، ملاك اهل بیت بودن هرگز خویشاوندی نیست. خداوند در مورد فرزند حضرت نوح به ایشان خطاب میكند «قَالَ یَانُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ» « فرمود: اى نوح او از اهل تو نیست او عمل غیر صالحى است ( فرد ناشایستهاى است)» (هود 46) یا همانگونه كه بیان شد، در سوره تحریم خداوند برای دو تن از همسران پیامبر اسلام مثال دو همسر نوح و لوط را زده است. طبق این آیات هرگز اهل یك خانه بودن به خویشاوندی نیست، بلكه ملاك مقامات معنوی است.
5 در حدیثی كه شیعه و سنی در كتب متعددی بیان كردهاند رسول الله فرمودند «سلمان منا اهل البیت» حال سلمان همسر پیامبر بود؟! یا اینكه با ایشان خویشاوندی داشت؟ این صحابه بزرگ رسول الله كه به عنوان اهل بیت پیامبر مفتخر شد، نه از نظر سببی و از نظر نسبی هیچ نوع خویشاوندی با رسول الله نداشت. بلكه حتی ملیت او با پیامبر تفاوت داشت ولی با اینحال میبینیم كه به عنوان اهل بیت پیامبر معرفی میشود، و از این مسأله هم متوجه میشویم كه ملاك اهل بیت بودن خویشاوندی نسبی و سببی نیست بلكه میزان مقامات معنوی و پاكیزگی روحی است.
6طبق آیهی مباهله همسران پیامبر اهل بیت ایشان نیستند، زیرا با وجود اینكه رسول الله امر شده بودند به اینكه زنان خود را برای مباهله دعوت كنند ولی میبینیم كه تنها و تنها، یگانه فرزند خویش یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها را همراه خود میبرند، و از بین تمام مردان فقط امیرالمؤمنین علی علیه السلام را همراه خود میبرند كه اینها بیانگر این است كه عترت طاهره رسول الله هستند كه اهل بیت ایشان حساب میشوند و همسران ایشان، ضمن اینكه كسی منكر فضائل ایشان نمیشود ولی هرگز جزو اهل بیت پیامبر و جزو طاهرین نیستند.
<!7> ضمنا اكثر مفسرین و مورخین و محدثین بزرگ اهل سنت متفق القول هستند كه این آیه تنها و تنها برای اهل كسا نازل شده است و زنان پیامبر جزو اهل بیت ایشان نیستند. كه به تعدادی از مصادر این روایت اشاره شد.
در نهایت اینكه اهل بیت پیامبر، آن كسانی كه خداوند آنان را از هرگونه پلیدی پاك كرده است امیرالمؤمنین علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام هستند، و طبق بیانی كه گذشت اولی الامر كسانی هستند كه باید معصوم باشند، در نتیجه اهل بیت پیامبر اولی الامر هستند، و البته تا زمانی كه امیرالمؤمنین زنده بودند ایشان اولی الامر بقیه بودند و پس از ایشان امام حسن و امام حسین، و بعد از امام حسین هم طبق وصیت امام حسین و البته احادیث متواتر مثل حدیث جابر و روایاتی كه از رسول الله رسیده است، ائمه از فرزندان امام حسین علیه السلام هستند.
ادامه دارد ..........
صحیح مسلم جلد 4/1883 ، مستدرك حاكم ج 2/416 ، تفسیرطبری 22ص 5 و شواهد التنزیل ج 2/39 ،مسند احمد بن حنبل ج 4/107 و اسد الغابه ج 2/12 و تفسیر فخر رازى جلد 6 ص 783 آمده است . كه البته در برخی روایات آمده است كه در منزل عایشه این آیه نازل شد ولی قدر مسلم این است كه این آیه درمورد امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و حسنین است
يکشنبه 8/10/1387 - 8:40
دعا و زیارت
بررسی تفاوتهای موجود بین مذاهب اسلامی با هدف رسیدن به واقعیتها و مشخص كردن راه و پرهیز از گمراهی امری ضروری است. اینكه چرا این همه عقاید متفاوت وجود دارد با اینكه تمامی این فرقهها مدعی تبعیت از قرآن و سنت پیامبر هستند، و كدامیك از این فرقهها سخن حق را بیان میكنند و ما از كدام مذهب باید پیروی كنیم، سؤالاتی است كه رسیدن به جواب آنها بر هر مسلمانی واجب است، تا راه زندگی خود را بیابد و دریابد كه در زندگی از چه كسی باید تبعیت كرد. سعی ما براین است كه با بیان عقاید و نقد كوتاهی بر آنها حق و حقیقت را نمایان سازیم و هرگز در فكر تفرقه و اختلاف نیستیم كه این خود بزرگترین حربه دشمن است. انشاءالله تا جایی كه در توان ما باشد دراین اوراق اختلافات بین شیعیان و اهل سنت بررسی میشود.
توحید
صفات خدا در كتب اهل سنت
درست است كه بزرگترین اختلاف بین شیعه و سنی مسأله امامت و خلافت است. ولی این اختلافات در مباحث اعتقادی در توحید و نبوت هم وجود دارد كه در این مجال تا حد ممكن بررسی و نقد میشود.
علمای اهل سنت برای خداوند اعضای و جوارح قائل شدهاند كه برای نمونه به چند مورد اشاره میشود.
حدیث اول: «روزی مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند آیا ما پروردگارمان را روز قیامت میبینیم؟ فرمود: آیا در دیدن ماه در شب چهارده كه ابری مانع نباشد ضرر میكنید؟ گفتند: نه، یا رسول اللّه فرمود: آیا در دیدن خورشید كه ابری جلوی آن نباشد ضرری مینمائید؟ گفتند: نه. فرمود: همانا شما خدا را میبینید
1- مگر نه این است كه نص صریح قرآن است «لَاتُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ (انعام/103)» «چشمها او را نمىبینند ولى او همه چشمها را مىبیند و او بخشنده و آگاه چیز است.» آیا ممكن است رسول الله سخنی بفرمایند كه مخالف آیهی قرآن باشد؟ و آیا بهتر نیست به جای تأویل این احادیث و یا پذیرفتن بی چون و چرا، آنان را طرد كنیم به دلیل مخالفت با كلام الله؟
حدیث دوم: «.... وأمّا آتش، پس آن پر نمیشود تا آنكه (خداوند) پایش را (در آن) قرار میدهد در این هنگام است كه (جهنّم) میگوید بس است بس است (و در بعض روایات سه بار آن را میگوید) اینجاست كه جهنّم پر میشود و قسمتهی مختلف آن بهم جمع میشوند
(در ادامه حدیث آمده است) زیادی بهشت پیوسته باقی است (و كسی نمانده كه در آن ساكن شود) تا آنكه خداوند عدّهی را میآفریند و آنان را در آنجا اسكان میدهد»
به نص قرآن، بهشت مخصوص كسانی است كه ایمان داشته و عمل صالح انجام دهند. در سوره قصص، آیه 83 میفرماید: ما سرای آخرت را بری كسانی قرار دادیم كه در زمین اراده برتریجویی و ایجاد فساد نداشته باشند». آنگاه چطور خداوند خلقی را كه هیچ امتحانی پس ندادند و متحمّل هیچگونه زحمتی از عبادت و جهاد و نهی از منكر یا روزه وغیر آنها (كه همه آنها در كلمه «عبادت» خلاصه شده و به تعبیر قرآن «عمل صالح») نشدند، وارد بهشت نماید؟ مگر خود نفرموده است كه آمدن انسانها به زمین به خاطر امتحان است تا معلوم شود چه كسی صالح و چه كسی طالح است؟
آیا باور كردنی است كسانی بیامتحان قبول شوند؟
مگر خداوند نمیتواند زیادی آن را نابود كند تا مجبور نشود خلقی را بیهوده به بهشت بفرستد؟
چرا زیادی آن را بین بهشتیان تقسیم نمیكند تا به آنان كه اعمال بهتری داشتند سهم بیشتری داده شود؟
چرا از ابتدا بهشت را بیش از اندازه لزوم خلق كرد؟ مگر علم او به همه چیز احاطه ندارد
؟
مگر از تعداد بهشتیان با خبر نبود؟ آیا مأموران محاسبه اشتباه كردند و یا اشتباه به عرض رساندند؟
آیا بهتر نیست به جای پذیرفتن جهل خدا بپذیریم كه این روایت را جعل كردند؟ آیا علمای اهل سنّت میتوانند این روایت را كه به روشنی خبر از جهل خداوند میدهد توجیه كنند؟
حدیث سوم: خداوند در قیامت به صورتی غیر از صورتی كه مردم میشناسند نزد آنها میآید و میگوید: من پروردگارتان هستم. گویند: از تو به خدا پناه میبریم. ما همینجا میمانیم تا پروردگارمان بیاید، چون بیاید ما او را میشناسیم. آنگاه خدا به صورتی كه میشناسند میآید و میگوید كه من پروردگار شما هستم. گویند كه تو پروردگار مائی!! و در روایتی دیگر خداوند میفرماید: «آیا بین شما و او نشانهی است كه به وسیله آن او را بشناسید؟ گویند: آری، ساق؛ و خدا ساق خویش را آشكار میكند!!
راستی آیا ما خدا را به صورتی خاصّ دیدیم تا او را به همان صورت بشناسیم كه اگر با صورتی دیگر نزد ما حاضر شود او را انكار كنیم؟ اگر دیدیم كی و كجا؟ و اگر ندیدیم چگونه از او صورتی خاصّ میشناسیم؟
«ساق» چه نشانهی است؟ چه كسی گفته است كه بین ما و خدا ساق او نشانه میباشد؟
و البته بعضی از شارحین گفتهاند كه «ساق» یعنی «شدّت». حال، چگونه خدا شدّت خود را به ما مینمایاند؟! این دیگر چگونه علامتی است «شدّت خدا!!»
حدیث چهارم: «خداوند در قیامت آسمانها را میپیچاند و با دست راست آن را میگیرد و زمینها را با دست چپ، و در هر یك میگوید: پادشاه منهم، ستمگران كجا هستند؟ متكبّرین كجایند اگر خداوند دست و پا دارد و دارای اجزا و اعضا هست پس او نیازمند است به اعضا و جوارح، آیا این خدای نیازمند و محتاج همان است كه «فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ» «خداوند از همه جهانیان، بىنیاز است» و نیز «اللَّهُ الصَّمَدُ» ؟
حدیث پنجم: «پرودگار ما هر شب، یك سوم به آخر شب مانده، به آسمان دنیا میآید و میگوید: كیست مرا بخواند تا او را اجابت كنم؟ كیست كه از من بخواهد تا به او عطا كنم؟ كیست كه از من آمرزش بطلبد تا او را بیامرزم
گویا أبو هریره نمیدانست كه زمین كروی است و همیشه قسمتی از زمین، ثلث آخر شب است، پس آیا خداوند همیشه روی زمین است؟ پس چه زمانی (به قول علمای اهل سنت) روی عرش خود مینشیند؟ و آیا با این وجود باز هم میتوان گفت كه صحیح بخاری و صحیح مسلم پس از قرآن صحیح ترین كتاب هستند با اینكه احادیث آن در تضاد كامل با قرآن است؟ ما احادیث صحیحین را بپذیریم یا قول خداوند را؟
صحیح بخاری، ج 1، ص 204، باب فضل السجود (از كتاب الصلاة) و ج 8، ص 147، باب ما جاء فی الرقاق و... باب الصراط جسر جهنّم وبه همین مضمون در ج 6، ص 56، تفسیر سوره نساء، و ج 9، ص 156 و 158، كتاب التوحید، باب و كان عرشه علی الماء/ صحیح مسلم، ج 1، ص 163 به بعد، كتاب الایمان، باب معرفة طریق الرؤیة (باب 81)، ح 299 و 300 و 302 و ج 4، ص 2279، كتاب الزهد و الرقّائق، ح 16/
صحیح بخاری، ج 6، ص 198، تفسیر سوره نآ والقلم، وج 9، ص 156 و 159، كتاب التوحید، باب وكان عرشه علی الماء/ صحیح مسلم، ج 1، ص 164 و 168، كتاب الایمان، باب معرفة طریق الرؤیة (باب 81)، ح 299 و 302 دقت كنید كه صحیح بخاری كه این احادیث از آن استخراج شده است، 9 جزء در 3 مجلّد، چاپ دار الجیل بیروت است.
صحیح بخاری، ج 2، ص 66، باب التهجّد فی اللّیل، باب الدعاء والصلاة من آخر اللیل، وج 8، ص 88، كتاب الدعوات، باب الدعاء نصف اللیل، وج 9، ص 175، كتاب التوحید، باب قول اللّه تعالی: یریدون ان یبدّلوا كلام اللّه/ صحیح مسلم، ج 1، ص 521، كتاب صلاة المسافرین و قصرها، باب 24، ح 168/سنن ترمذی، ج 5، ص 492، كتاب الدعوات، باب 79، ح 3498
يکشنبه 8/10/1387 - 8:28