یكی از وظایف شرعی زنان، پوشاندن خود از مردان نامحرم است. اصل وجوب حجاب – با اختلافی كه در مقدار آن وجود دارد – یكی از ضروریات دین و بیگمان مورد اتفاق و اجماع همه علمای اسلام است.
حجاب تكلیف زن در برابر اعضاء خانوادۀ خود نیست، بلكه وظیفه او در قبال افراد اجتماع است. بنابراین هیچ حقی در مقابل این تكلیف برای اعضاء خانواده، حتی شوهر ثابت نمیشود و شوهر نمیتواند در ثبوت یا سقوط آن نقشی داشته باشد به عبارت دیگر شوهر نمیتواند به بهانه چشم پوشی از حق خود، مانع حجاب زن شود، بلكه این جامعه است كه به دلیل داشتن حق صیانت از فساد و فحشا، تكلیف حجاب را برای زن تعریف نموده است .<!--[endif]-->
واژۀحجاب
واژه حجاب در دو معنای اسمی و مصدری استعمال شده است. معنای مصدری آن «پوشاندن» و مرادف با واژه «ستر» است و معنای اسمی آن حائل یعنی، چیزی است كه میان دو شیء جدایی اندازد مانند، پرده، دیوار، لباس
تاریخچه حجاب
بنابر گواهی متون تاریخی در اكثر قریب به اتفاق ملّتها و آئینهای جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است هر چند در طول تاریخ گاه با اعمال سلیقه حاكمان و عالمان، تشدید یا تخفیف یافته است ولی هیچگاه به طور كامل از بین نرفته است.
دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ نسبت میدهند . امّا از نصوص دین برمیآید كه اصل پوشش كه برخواسته از عفت و حیاست پیشینهای برابر با حیات بشر دارد چنانكه در قرآن كریم دربارۀ زندگی بهشتی آدم و حوا از پوشش زشتیهایشان با برگ درختان سخن به میان آمده است ( آیه 22 سوره اعراف ) .
علل پیدایش حجاب در میان ملّتها
در اینكه علّت پیدایش حجاب در آئینها و تمدنهای مختلف چه بوده است نظرات گوناگونی ارائه شده است. مخالفان حجاب سعی كردهاند جریان های ظالمانهای را برای آن ذكر كنند و بین حجاب در اسلام و غیر اسلام فرقی قائل نشدهاند. آنان معتقدند پیدایش حجاب میتواند ریشههای مختلف فلسفی، اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی داشته باشد از جمله :
<!--[if !vml]-->1 ) میل به ریاضت و رهبانیت و دوری از زنان به عنوان بزرگترین خوشی مرد. 2 ) عدم امنیت اجتماعی برای زنان که باعث پردهنشینی آنان شده است.
3 ) حسادت و خودخواهی مردان و دور كردن زن از دسترس نگاه دیگران.
مسلّماً هیچكدام از این علل و ریشهها در پیدایش حجاب در اسلام نقش نداشته است بلكه علّت فطری حجاب را میتوان تدبیری دانست كه زن با یك نوع الهام فطری، برای حفظ ارزش و موقعیت خویش در برابر مرد به كار برده است. حجاب زن برخواسته از حیا و عفت غریزی است كه او را بر آن داشته تا خود را از مردان دور نگه دارد و عشق و طلب و احترام آنان را نسبت به خود برانگیزاند .
ادلّه فقها وجوب حجاب
وجوب حجاب را میتوان از برخی آیات قرآن و بسیاری از روایات استنباط كرد:
1 ) وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا »؛
زنان نباید زینتهای خود را آشكار سازند مگر آن مقداری كه به طور معمول ظاهر است.
مقصود آیه كریمه نهی از آشكار كردن زینتهای پنهانی زن است.
2 ) وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ »؛
زنان باید روسریهای خود را بر روی سینه خود انداخته و حائل قرار دهند.
3 ) یا ایها النبی قل ازواجك و نباتك ونساء للمؤمنین یدنین علیهنّ جلد بینهن....»؛
ای پیامبر به همسران و دختران خویش و به زنان مؤمن بگو جلباب (چادر یا مقنعه بلند) خود را به تن خویش نزدیك سازند.
حدود حجاب
اغلب فقها برآنند كه بر زن پوشاندن همه بدن، جز چهره و دو كف دست واجب است.
برخی دیگر پوشاندن همه بدن را واجب دانسته و بعضی فقط چهره را استثناء كردهاند .
فوائد حجاب
1 ) سلامت روانی زن: حجاب همچون حفاظی است كه زن را از آسیبپذیری، ترس و اضطراب روانی مصون نگه میدارد.
2 ) آرامش روحی مرد: وجود حریم میان زن و مرد با پوشش، هیجانها و التهابهای جنسی مرد را كاهش میدهد.
<!--[if !vml]-->
3 ) افزایش امنیت اجتماعی زنان: نیاز به امنیت در زنان بیشتر از مردان است. حجاب آنان را از سوء استفادههای مصون میدارد.
4 ) استحكام پیوند خانوادگی: حجاب زن را به خانواده وفادار نموده از عشقهای آزاد محفوظ مینماید، نیز زمینه لذت جویی مردان در اجتماع را از بین میبرد و لذتهای آنان را به درون خانه مختص میكند.
5 ) افزایش بهرهوری شغلی و مشاركت اجتماعی: برهنگی عامل كشیده شدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع شده و قهراً نیرو و بازدهی كار در اجتماع را ضعیف میكند.
6 ) بالا بردن ارزش و احترام زن: زنان وقتی خود را میپوشانند برای مردان رویاتیتر، پر جاذبهتر و گرانبهاتر و ارزشمند میشوند
استثنائات حجاب
1 ) محارم زن؛ كسانی كه ازدواج زن با آنان حرام ابدی است مانند پدر، برادر، عمو، دایی، پدرشوهر و...
2 ) در برابر خواستگار؛ آشكار كردن برخی زینتها و زیباییها از جمله موی سر و بیش از گردی صورت در صورتی كه فساد نداشته باشد.
3 ) زنان پیر و سالخورده؛ آنان كه امید ازدواج و هوس بر آنان نیست میتوانند روسری خود را بردارند.
4 ) در ضرورت عقلی و شرعی؛ مانند نجات غریق و درمان مریض در صورتی كه منوط به رفع پوشش باشد .