• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 2
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 6455روز قبل
آموزش و تحقيقات

 چكیده رساله.

باتوجه به این كه موضوع رساله :{ ثابت ومتغیردردین باتأكید بردیدگاه امام خمینی (ره) وشهید مطهری} می باشد، در این راستا اگرچه قصد ورود به همة زوایای این موضوع را نداشتیم، بلكه هدف اصلی این پژوهش، تبیین دیدگاه امام خمینی(ره) وشهیدمطهری درباب آموزه های ثابت ومتغیردردین است. دربخشی مفاهیم ازجمله تعریف دین از دیدگاه امام خمینی(ره) وشهید مطهری ،به صورت  ادغامی به تعبیر جامع بیان گردیده است؛{ دین یعنی برنامة زندگی } درقسمت های اصلی، آموزه های ثابت ومتغیر درسه محور:
{ الف .درحوزه اعتقادات.  ب. درحوزه اخلاق.  ج.درحوزه احكام}بررسی گردیده است. ما درطول تحقیق به پاسخ پرسشهای مطرح شده واز جمله سؤال اصلی، دست یافتیم، كه همانا آموزه های اعتقادی، اخلاقی واحكام اولیه به صورت كلی از دیدگاه امام خمینی(ره) وشهید مطهری ثابت هستند ، درهمة شرایط یكسانند. احكام ثانویه ، برخی احكام حكومتی و بخشی ازاحكام فرعی اخلاقی همچون كذب كه جان یك مئومن بی گناه را نجات دهد، متغیر می باشند. دلیل آن ثبات واین تغییر نیز این است كه احكام اسلام مبتنی برمصالح ومفاسد است ونیازهای ثابت ومتغیر بشر را درنظر دارد.سرّ احكام ثابت ومتغیر نیز همین نیاز های ثابت ومتغیر ومصالح ومفاسد مطلق ومقید است.
هم چنین فرضیه تحقیق را كه در ابتدایی پژوهش مطرح شده است، بخوبی در طول تحقیق به اثبات رسیده است: ازآنجا كه انسانها درجهت نیل به سعادت نهایی مورد نظر دین، با نیاز های ثابت ومتغیر روبررو هستند ، برخی از آموزه‌های دینی ثابت ولایتغیر بوده وبرخی دیگر متناسب با نیازهای مقطعی طرح شده و با تغییر آن نیازها، حكم دین نیز تغییر می یابد.
با این هم نه تنها در همه زوایای دیدگاهی آن دواندیشمند بزرگ اسلامی ، درباب آموزه های ثابت ومتغیر دینی  بلكه دربخش ازآن، نیز تبیین و تحلیل همة ابعاد و جزئیات آن توفیق حاصل نگردیده و تنها گامی ابتدایی برداشته شده است،امید است، در آینده محققان وجویندگان حقیقت وپاسداران اندیشه، تفسیر دقیق تر و مفصل تری از اندیشة آن دو اندیشمند بزرگ اسلامی، دراین زمینه به جهان علم و دانش عرضه دارند.

{این رساله دررشته فقه ومعارف اسلامی با گرایش فلسفه اسلامی .درسطح كار شناسی ارشد تدوین گردیده است .تا هنوز چاپ نگردیده اگر كسی بخواهد چاپ كند. آدرس مراجعه وشماره تماس را دربخش نظرات درج نماید تا تماس گرفته شود.}

يکشنبه 19/8/1387 - 22:38
خواستگاری و نامزدی

گلی جوانی 

از بهار باید «الهام‏» گرفت و از پاییز، «عبرت‏»! جوانى، زیباترین گل بهارى است که در بوستان عمر مى‏شکفد. کسى که «نقد جوانى‏» را رایگان از کف بدهد، کوله‏بارى از «حسرت‏» راتا دامنه قیامت‏بردوش خواهد کشید. اگر چشم، دریاى هوس شود، قایق گناه در آن حرکت مى‏کند. دریغ! اگر عمر، در خواب و غفلت‏بگذرد! براى مقاومت در برابر سیل «تهاجم فرهنگى‏»، باید سد ایمان زد و ازمرز عقیده و عفاف، نگهبانى کرد. «خود» باختگان در برابر فرهنگ بیگانه، براحتى «خدا» را هم مى‏بازند. جوانان آگاه و با فرهنگ، آرامش روح را در زندگى آمیخته به معنویت وخداجویى مى‏یابند و زندگى منهاى خدا را تکرار بى‏روح لحظه‏ها و هفته‏هامى‏دانند. خواهران عفیف، مظهر نجابت‏شیعه و وارث خون شهیدانند که‏رسالت تعهد و تقوا بردوش دارند. «حجاب‏» را، نه زندانى که در آن محبوس‏باشند، بلکه قلعه و دژى مى‏شناسند که از ورود غارتگران و مهاجمان‏جلوگیرى مى‏کند. از نخستین روز تکلیف، تا پایان عمر، انسان بار امانتى را بر دوش‏مى‏کشد که هر لحظه امکان افتادن و شکستن آن هست. به قول حافظ: «آسمان بار امانت نتوانست کشید...» اینکه صاحب «عقل‏» و «انتخاب‏» هستیم، از یک سو مایه مباهات‏است، از سوى دیگر تکلیف را سنگین و وظیفه را حساس مى‏سازد. انتخابگرى انسان، تعیین کننده «سرانجام‏» و «سرنوشت‏» اوست واین عقل و خرد است که در راه «بهترین‏»، او را یارى و راهنمایى مى‏کند. تاچه اندازه به این «راه‏» نمایى اهمیت دهیم، یا نسبت‏به آن کم توجه باشیم‏و بى‏اعتنا. ما، یک عمر، بار حساس و شکستنى شیشه بردوش مى‏کشیم. تنها بردوش گرفتن این بار، افتخارآمیز نیست; بلکه اگر سالم و بى حادثه آن را به‏«مقصد» رساندیم و این «شیشه امانت‏» نشکست، آنگاه پیروزیم وشایسته تبریک و تقدیر. لحظه لحظه عمر ما، همراه با همین «انتخاب‏»هاست. این، همان بر دوش گرفتن و حمل و تحمل بار شیشه است و هروسوسه شیطان، هر خواسته «نفس اماره‏»، هر پاسخ مثبت‏به «هوس‏»،مى‏تواند سنگى باشد که این بار شیشه را پیش از رسیدن به مقصد،بشکند. محموله، هر چه ظریف‏تر، شکستنى‏تر و قیمتى‏تر باشد، در حمل و نقل‏آن و رساندنش به مقصد، هوشیارى و مواظبت‏بیشترى لازم است. به تعبیر قرآن، ظلوم و جهول بودن انسان، موجب شد این بار امانت رابه دوش بکشد، بارى که آسمان‏ها و کوه‏ها و زمین از پذیرش مسؤولیت آن‏ابا کردند و بیمناک شدند و انسان آن را پذیرفت.  غیر از امانت الهى، امانت مردمى و مسؤولیت اجتماعى نیز همین‏حالت را دارد. کسى که به مقام و مسؤولیتى برگزیده یا منصوب مى‏شود، اگرتا پایان توانست‏به وظایف عمل خویش کند و بار را سالم به مقصد برساند،جاى «تبریک‏» است. از تبریک اول کار چه سود، اگر سالم به پایان نرسد؟ هر کس «قدر» خود را نشناسد، چه انتظارى از دیگران دارد که‏«قدرشناس‏» او باشند؟ قیمت تو، بسیار بالاتر از آن است که به «حقارت‏» و «دنائت‏» تن دهى وخود را به دوزخ بفروشى. «اراده‏»، موهبت‏خدایى است که در «اختیار» توست. به اندازه «بدبودن‏»، قدرت و استعداد «خوب شدن‏» دارى، بلکه بیشتر. پس چرا بدى راانتخاب کنى؟ بیشتر از سستى، مى‏توانى جدى و مصمم باشى، پس چرا بى‏حالى؟ به همان اندازه گنج، رنج مى‏طلبد، «انسان شدن‏» هم تمرین وتلاش مى‏طلبد. راه باطن هم نیازمند نور و روشنایى است. در خانه دلت، چه شمعى روشن کرده‏اى که در فروغ آن «راه‏» را بیابى وبه «بیراهه‏» نیفتى؟ براى «پرورش روح‏»، ممارست و تمرین لازم است. براى «رسیدن‏»،باید فاصله‏ها را کم کرد، فاصله خواستن تا هدف را، فاصله خودخواهى تاخداجویى را، فاصله «ایمان‏» تا «عمل‏» را، گفتار تا کردار را. بهشت، آن سوى رود خروشان گناه است. کسى به «بهشت‏» مى‏رسد که از «جهنم‏» بگذرد! گذشتن از جهنم، یعنى گذر از دروغ، حسد، ریا، تکبر، نفاق، ظلم، غفلت‏و... شهوت! نگذاریم «گل جوانى‏»، در برابر «طوفان‏هاى شیطانى‏» پرپر شود. بهار عمرمان را با پاییز حسرت و ندامت، بى‏رنگ و افسرده نسازیم 

يکشنبه 19/8/1387 - 22:15
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته