امروز داشتم دفتر خاطراتم رو نگاه میکردم
روزی بود که تنها بودم تنهای تنها فکر میکردم هیچکس نیست همدمی نبود دلم خیلی گرفته بود الان هم گرچه تنهام حس تنهایی ندارم چرا؟!
چون هرچقدر هم تنها باشم خدا هست خودم هستم قلمم هست دفترم هست پس حداقل 4 همدم دارم که مرا درک می کنند و هیچوقت تنهایم نمیگذارند
دیگر از اینکه تنهایم دلم نمی گیرد