عشق یعنی بی وفایی ها یعنی مرگ من
عشق یعنی بریدن ها ی وصل من
عشق یعنی سقوط از بلندترین جای قلب من
عشق یعنی از بودن تا نبودن
عشق یعنی بودن برای سوختن
عشق یعنی قلب سپر شده در قلاب تیغ ها
عشق یعنی بی وفایی های تو به من
عشق یعنی سکوت سرد تو در قبال عشق من
عشق یعنی کشتن من بودن تو تا ابد
عشق یعنی دلبریهای دروغ
عشق یعنی شمعی در باد و رو به موت
عشق یعنی آینه شکستن خود ندیدن
عشق یعنی زشتی ها را زیبا دیدن
عشق یعنی عاشق کشی یعنی همان من
عشق یعنی در فراق وصال دیدن
عشق یعنی از خود گذشتن یار دیدن
عشق یعنی بی قراری ها ی من در دوریت
عشق یعنی از خدا خواستن برای دیدنت
عشق یعنی بی قراری های من در کار تو
عشق یعنی از سهو ها آسان گذشتن
عشق یعنی با سوزن کوه کندن
عشق یعنی به یار چون فرهاد دل بستن
عشق یعنی قصه شدن در کتاب عاشقی
عشق یعنی ماندن در خاطره ها تا ابد
عشق یعنی نام هم با عشق خواندن
عشق یعنی من ما کردنع
شق یعنی دلها را برای هم صاف کردن
عشق یعنی چشم ها را برای هم پاک کردن
عشق یعنی بودن تو رفتن من
عشق یعنی دیو را خواب کردن
عشق یعنی دوست داشتن تو
و عاشق یعنی من .