• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 14
تعداد نظرات : 20
زمان آخرین مطلب : 5930روز قبل
شعر و قطعات ادبی
شاید دلش تنگ شدهاما سرش خیلی گرمهجند بار خواسته برگردهولی دشمن به روش می خنده شاید دلش منو می خواداما یارش  نمی ذاره روزاشو با کسی بودهدیگه یادش نمی ذارهشاید خواسته بگه عشقمبازم می خوام که برگردمولی شاید غرور تو دیگه هر گز نمی ذاره شاید یاد صدامو کردشاید دلشاین بار آب شدولی شاید  صدای یارش قشنگتر از صدای من بودیاشد یادم حرفام باشهبه یاد خنده های منبه یاد روز بارانیبه یاد اشک های منشاید هوس کرده  برگرده اما یارش  نمی ذارهشاید اون حا با کسی دیگهخدا  !!!!!!!!!!فکرش نمی ذاره می دونم دیگه رفتی تو منو زمان از یاد تو بردهچه عمگینه من این جا ام ولی تو اسممو یادت رفتتهچه بی حاصل چه بی مقصودغمت خوردن چه داره سوددیگه خشک شد اشک های مننداره حاصلی حز اندوهدیگه من نمی گریمبرو دیگه بر نمی گردمتو رفتی دیگه رفتی تودیگه بر نمی گردمنمی خوامم که برگردیمنم دیگه بر نمی گردم     
سه شنبه 17/1/1389 - 20:12
شعر و قطعات ادبی

کلبه من بدون تو خیلی ساکت و کوره

این جا بدون عطر تو

بوی گل به گل می مونه

مرد من رفتی کجا بی من

شب شد ه برگرد می ترسم

گرگ می اید تو نیستی

نمی گویی که  می ترسم

قدم می زنم توی  این کلبه وای عجب تاریک است امشب

نکند چچیزی شده عشقم

کجا دنتبالت بگردم من

 باران می اید سرد است

هیزم تمام کردیم

دیر شد نمی ایی ؟

بیا برگرد می ترسم

وای چی بود

گوش کن صدای ناله گرگ بود

گرگ به این جا نزدیک است

بیا مردم زود برگرد

نمی خوام من هیچ چیزی

دلم طاقت نمی ارد ؟

چرا تو بر نمی گردی

به دنبالت می ایم

لباس زنده پوشم کوش

چرراغ را بر می گیرم

به امید یافتن تو

راه خودد چیش می گیرم

مرد من عشقم کجایی

من بی تو می میرمت

نها در این کلبه می پوسمم

ردم چرا بی خبر رفتی ؟

وای عجب سرد است بیرون

مرد من به دنبال چه می گشتی ؟

اه خدایا شکر آن حاست

مرد من  یح

قلبم تیر خورد

مردم اشتباه کرده

تیر را به قلبم زدف

کر کرد که من گرگم

اما من را کشت

 او اتشباه می کرد

او گریه می کند بر من

  اشکش در چشم من ریخت

عیب ندارد گریه نکن مردم

من هنوز عاشقت هستم

ولی حیف دیگر نیستم    

چهارشنبه 26/12/1388 - 17:5
شعر و قطعات ادبی

 

چه خواستم و نخواستم مرگم آمد

من خواستم و او مشتاق تر آمد

گفتا بارسفر بسته ای دوست؟

گفتم همی بار سفر جور است

گفت من آماده ام لیکن

راه بسی دور است

گفتم م را بیم نیست از راه سفر

من از ماندن بیمناکم ای دوست

گفت از چه می نالی همه خواهان ماندن اند

من نالیدم و گفتم از بی وفایی دوست

چهارشنبه 8/7/1388 - 18:39
شعر و قطعات ادبی

دل من تنها بود

نیاز به کسی داشت

و تو بازیچه می خواستی

دلم به تو فرصتی داد

نمی دانستم کودکی

بازیچه می خواهی

اسباب بازی پر بود

تو بگو دل من چرا

چهارشنبه 8/7/1388 - 18:37
شعر و قطعات ادبی

 

من می رم اما بدون

خیلی دوست داشتم عزیز

عاشقت بودم ولی

از تو جدا شدم همین

همین می گم ساده نگیر

من دارم دق می کنم

چهارشنبه 8/7/1388 - 18:35
شعر و قطعات ادبی

 

چرا اونی و که دوس داریم

قسمت ما نمی شه

چرا اونی که عاشقشیم

مال دیگری می شه

چرا باید بینمون فاصله باشه

وقتی می تونست قسمتمون مال هم شه

نمی دونم چی می شه

دست من نرسیده به تو جدا می شه

نمی دونم که می دونی دل من

بی تو بمونه پوسیده می شه

می میرم به خدا اگه نشه

اگه راه من و تو

با تقدیر جدا بشه

اگه تو بری و قلبت مال یکی دیگه شه

می میرم به خدا اگه قسمتمون یکی نشه

چهارشنبه 8/7/1388 - 18:34
محبت و عاطفه

اگه قرار بد باشی بهتره

 اصلا نباشی

نمی خوام تکرار بشه

روزای بدی که با هم داشتیم

دوست داشتن های لحظه ای

حرفهای دروغ و الکی

دل رفتن های زود به زود

لرزیدن دلت به عشق این و اون

جوابای غیر اصول

حالا نگاه کن به خودت

اگه عوض شدی بیا

من دیگه اعصاب ندارم

دعوا کنی ببخشمت

اگر عوض شدی بیا

اگه که نه دیگه نیا .   

شنبه 7/6/1388 - 23:53
محبت و عاطفه

عشق یعنی بی وفایی ها یعنی مرگ من

عشق یعنی بریدن ها ی وصل من

عشق یعنی سقوط از بلندترین جای قلب من

عشق یعنی از بودن تا نبودن

عشق یعنی بودن برای سوختن

عشق یعنی قلب سپر شده در قلاب تیغ ها

عشق یعنی بی وفایی های تو به من

عشق یعنی سکوت سرد تو در قبال عشق من

عشق یعنی کشتن من بودن تو تا ابد

عشق یعنی دلبریهای دروغ

عشق یعنی شمعی در باد و رو به موت

عشق یعنی آینه شکستن خود ندیدن

عشق یعنی زشتی ها را زیبا دیدن

عشق یعنی عاشق کشی یعنی همان من

عشق یعنی در فراق وصال دیدن

عشق یعنی از خود گذشتن یار دیدن

عشق یعنی بی قراری ها ی من در دوریت

عشق یعنی از خدا خواستن برای دیدنت

عشق یعنی بی قراری های من در کار تو

عشق یعنی از سهو ها آسان گذشتن

عشق یعنی با سوزن کوه کندن

عشق یعنی به یار چون فرهاد دل بستن

عشق یعنی قصه شدن در کتاب عاشقی

عشق یعنی ماندن در خاطره ها تا ابد

عشق یعنی نام هم با عشق خواندن

عشق یعنی من ما کردنع

شق یعنی دلها را برای هم صاف کردن

عشق یعنی چشم ها را برای هم پاک کردن

عشق یعنی  بودن تو رفتن من

عشق یعنی دیو را خواب کردن

عشق یعنی  دوست داشتن تو

و عاشق یعنی من . 

 

شنبه 7/6/1388 - 23:39
محبت و عاطفه

کسی را که بسیار دوستش داشتم از من برید

و من بیهوده انتظار می کشم

می دانم او بر نمی گردد

پش فقط معطلم

جمعه 12/4/1388 - 23:37
شعر و قطعات ادبی
 
مرگ رنگ

رنگی كنار شب

بی حرف مرده است.

مرغی سیاه آمده از راه های دور

می خواند از بلندی بام شب شكست.

سر مست فتح آمده از راه

این مرغ غم پرست.

 

در این شكست رنگ

از هم گسسته رشتة هر آهنگ.

تنها صدای مرغك بی باك

گوش سكوت ساده می آراید

با گوشوار پژواك.

 

مرغ سیاه آمده از راه های دور

بنشسته روی بام بلند شب شكست

چون سنگ، بی تكان.

لغزانده چشم را

بر شكل های درهم پندارش.

خوابی شگفت می دهد آزارش:

گل های رنگ سر زده از خاك های شب.

در جاده های عطر

پای نسیم مانده ز رفتار.

هر دم پی فریبی، این مرغ غم پرست

نقشی كشد به یاری منقار.

 

بندی گسسته است.

خوابی شكسته است.

رؤیای سرزمین

افسانة شكفتن گل های رنگ را

از یاد برده است.

بی حرف باید از خم این ره عبور كرد:

رنگی كنار این شب بی مرز مرده است.


يکشنبه 22/10/1387 - 21:2
مورد توجه ترین های هفته اخیر
فعالترین ها در ماه گذشته
(0)فعالان 24 ساعت گذشته