ادبی هنری
یک نفس با دوست بودن همنفس
آرزوی عاشقان این است و بس
واحدهای دور دست دل کجاست
تا بیاساییم در خود یک نفس
واحه های گم که آنجا کس نیافت
ردپایی از نگاه هیچ کس
خسته ام از دست دل هایی چنین
ارتفاع بالها:سطح هوا
فرصت پرواز ها :سقف قفس
خسته از دل خسته از این دست دل
ای خوشا دل های دور از از دسترس.
قیصر امین پور
دوشنبه 18/8/1388 - 18:33
دانستنی های علمی
خدا به من گفت :دوست داری بامن حرف بزنی ؟گفتم :اگر وقت داشته باشی.
خدا لبخند زد و گفت :آن قدر وقت دارم که قادر به انجام هر کاری هستم. سوالت را از من بپرس.
پرسیدم:چه چیز بشر تو را بیشتر شگفت زده می کند؟خدا برای لحظاتی تامل کرد .
سپس پاسخ داد : این که آنها از کودک بودن خود خسته می شوند و برای بزرگ شدن شتاب می کنند .سپس دوباره ارزوی کودک بودن را در می پرورانند.
اینکه چقدر راحت ارزش های وجودیشان را به دست فراموشی می سپارند.
اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند سپس پول خود را از دست می دهند تا سلامتی شان را باز یابند.
اینکه آنها با آشفتگی درباره آینده فکر می کنند و حال را به دست فراموشی می سپارند اینگونه هم زندگی حال را از دست می دهند و هم زندگی آینده را.اینکه انها به گونه ای زندگی می کنند که انگار هرگز نخواهند مرد.
آنها می میرند در حالی که اصلا زندگی نکرده اند.اینکه دلی که به رسم امانت برای درک عظمت حیات و هدف آفرینش به آنها داده ام با دلی که به من برگردانند زمین تا آسمان فرق دارد.
سپس پرسیدم:خداوند چه تعالیمی برای بندگانش دارد؟
خدا با لبخند پاسخ داد:اینکه آنها نمی توانند کسی را وادار کنند دوسشان بداردوآنچه آنان می توانند انجام بدهند این است که خودشان عشق بورزند.
اینکه مقایسه کردن خودشان با دیگران کار درستی نیست همه انسان ها بر اساس شایستگی های خود مورد قضاوت قرار گرفته و هرگز با یکدیگر مقایسه نمی شوند.
اینکه ثروتمند ترین انسان به کسی می گویند که احتیاجش از همه کمتر است و نه کسی که از همه بیشتر دارد.
اینکه بر جای گذاشتن زخمهای عمیق بر پیکر کسانی که دوستشان دارئ زمان زیادی نمی برد اما التیام ان سالها ی سال به درازا می انجامد.
اینکه آنقدر بخشیدن را تمرین کنند که بخشیدن را فرا گیرند.اینکه با پول می توان هر چیزی را خرید جز خوشبختی را.
اینکه دوست واقعی کسی است که هر چیزی را درباره آنها بداند و همواره دوستشان بدارد.
برای مدتی آنجا نشستم و از ملاقات با خداغرق در شادمانی شدم. از اینکه خداوند فرصتی در اختبارم گذاشت تشکر کردم.
او گفت:من همیشه اینجا هستم شما از من دعوت کنید من به شما پاسخ خواهوم داد.
چهارشنبه 13/8/1388 - 17:59
بیماری ها
همواره این سوال در ذهن ادمی است که چرا نوزاد به محض تولد گریه می کند؟کارکرد گریه چیست ؟گریه در روح و ذهن آدمی اثرات مخرب و آسیب زا دارد یا اثرات روانی مثبت خواهد داشت تاثیرات روانی گریه در فرد چیست؟آیا گریه آرامش یا افسردگی به همراه دارد؟آیا گریه فقط مخصوص زنان است و مردان گریه نمی کنند؟این ها و ده ها سوال از قبیل این همواره طرح شده و واب های متنوعی از دیدگاه های مختلف داده شده است .در این نوشتار سعی می شود به اختصار به سوالات فوق از دیدگاه روانشناختی پاسخ داده شود.با تحقیقاتی که در بیو شیمی عصب شناسی چشم پزشکی و علوم اجتماعی صورت گرفته مدارک مستندی به دست امده که نشان می دهد گریستن یکی از کارکرد های مهم بشر است گریه علاوه بر این از لحاظ فیزیولوژیکی باعث نرم شدن چشم و خروج مواد سمی از چشم می شود قرنیه ی چشم پاک می کند.
گریه انعطاف پذیری سیستم عصبی و فرایند انطباق فیزیولیژیکی را نشان می دهد با گریستن گرما تولید می شود .ظرفیت ریه ها افزایش می یابد انرژی اضافی دفع می شود هشیاری ذهنی بالا می رود و اضطراب تخلیه می شودو در شکل گیری این اشک ها تمام نیروهای بدنی و روانی تقویت می شود.
فرذ برای گریستن باید کنترل تنفس فشار هواآواها و ماهیچه ها را هماهنگ کندو پیچیدگی های مری حنجره و شکم را تحت کنترل در آورد.بنابراین می توان گفت گریه بخشی از سیستم خود تنظیمی بدن است.با سرازیر شدن قطرات اشک سیستم تنفسی فرد در مقابل عفونت مصونیت می یابدغشاء مخاطی بینی و گلو به واسطه ی ترشحات ضد باکتریایی نرم می شود.بعضی محققان با توجه به این فرایند نتیجه گیری می کنند که هدف اصلی از گریستن نرم کردن غشاء مخاطی است که در زمان هق هق گریستن تخلیه می شود. گریستن همانند سایر مکانیزم های بدن که تولیدات زاید را از راه ادرار مدفوع تعریق و با زدم دفع می کند مواد مضر ناشی از هیجانات را خارج می کند.برای مثال در اشک هایی که ناشی از ابراز احساسات ریخته می شوند تراکم منگنز بیست تا سی برابر بیشتر از منگنز موجود در خون است.افرادی که مانع از گریستن خود شوند این کار در سیستم طبیعی خرروج موادزاید از بدن اخلال ایجاد می کند.اگر زمانی که نیاز به تخلیه ی ادرار پیدا کنید به دستشویی نروید احساس ناراحتی شدیدی می کنید اگر مانع گریستن خود شوید به کارکرد سالم بدن تان آسیب وارد می کنید.
متخصصان پزشکی و روان پزشکی بر این عقیده اند که بروز ندادن هیجانات از لحاظ فیزیکی به فرد اسیب می رساند. مارگات کریو در تحقیق خود متوجه شد افرادی که گریه می کنند از لحاظ عاطفی و فیزیکی سالم تر از افرادی هستند که اصلا گریه نمی کنندیا گریستن را بیهوده می پندارند وی دریافت که از لحاظ فیزیولیژیکی خندیدن هم برای بدن سودمند است. در هر دو مرد گریستن و خندیدن فشار خونافراد تنظیم می شود. جریان اکسیژن به مغز رسیده و تخلیه هیجانی به وجود می اورد.کودک به محض تولد گریه می کند تا احساس خود را به ما بفهماند تا بگوید در این عالم جدید احساس غریبی میکند و با این عمل احساس خود را به ما می گوید. طبق تحقیقات گریه در مردان و زنان به طور یکسان در نهاد شان وجود دارد اما مردان به دلایل تعلیمات و یادگیری می آموزند گریه نکنند و این موضوع جزء یادگیری های انان و باورهای انان می گردد.
جفری .ای .کاتلر
در این نوشتار بین گریه ی فرد افسرده که به طور مداوم می گرید و گریه ای که تعریف آن رفت تفاوت وجود دارد.فرد افسرده که به طور مکرر می گرید نیاز به درمان روان شناختانه دارد در حالی که برای سایر افراد گریستن درمان و التیام بخش زخم های روانی است.
جمعه 24/7/1388 - 12:4
دانستنی های علمی
از آسمان برایم می گویی و آیه های مقدست را برایم شرح می دهی .
اما مرا چه شده است ......... از آسمان مهربانیت برایم میگویی. چه شرح پاکی و صبوری خود می دهی من اما در تن مانده ام هنوز...........
و تو ار کوچه باغهای بالا حرف می زنی .از دیشب شبنم ها از خاطرات سبز جاده های شمال پرستش .
نمی بینم که خضوع کنم .نمی شنوم که پاسخ بگویم .انگار محال شده ام ناممکنی که در من لانه کرده است.......
حالا بیا تبدیلم کن .
با نگاه تو فرا شدن در من آغاز می شود ممکن می شوم از رحمت تو .دستم را می گیری و بالا می کشانیم قلبم را پاک می کنی و با من حرف می زنی و من مایه های اشتیاقم را به تو تحریر می کنم و از اشکهای که نریخته ام سخن می گویم.
پیشانی که به خاک نیاسودم خضوعی که ندارم ............
لب باز می کنم و لبالب می شوم از تو یا رب!
ذکر تو بهشت من است . امکان من است . معنی شدن من است .انتهای حضور من است.تیرگی در من تارهای خویش را تنیده است .نامهای مبارکت را می خوانم تا خیالم را به پاکیزگی شبنم ها و سبزینگی رویاهای مقدس دعوت کنی .
بی خویشتنی مرا در جاده های ناهموار آزار می رساند اگر آفتاب علم تو نباشد ساقه های وجودم خشک می شوند.
من تو را به شیواترین و نورانی ترین کلمات می خوانم من نه آنم که تو خواسته ای و نه آنم که خود خواسته ام.
در من شراره های شگرف نور ها را بر انگیزان و پای دلم را به بالا دست های احساس فرا خوان .دستی بر چشمانم کش تا چشمه های اشک به راه افتد حال آنکه انقباض گریه هایم مرا به بی قراری شگرف خوانده است.
ای تمام هستی ام
و ای بی پایان ترین جاده ی دلبستگی!
پنج شنبه 16/7/1388 - 17:58
شعر و قطعات ادبی
شب قدر است امشب مست مستم ای خدا با تو
شدم تا مست دانستم كه هستم ای خدا با تو
در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو میخواهم
تو با من مست یا من مست مستم ای خدا با تو
مخواه از من كه هرگز راه عقل و عافیت پویم
كه من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو
دویدم سالها اما به دور افتادم از كویت
چو افتادم زپا در خود نشستم ای خدا با تو
سر از خاك زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم
ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو
تو هر جا جلوه كردی من تو را دیدم پرستیدم
به هر صورت جمالی میپرستم ای خدا با تو
التماس دعا
سه شنبه 17/6/1388 - 13:55
خانواده
ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد!
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند.
همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی با صدایی آرام و مطمئن می خواند
که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا ؟
سه شنبه 10/6/1388 - 18:21
دانستنی های علمی
قطاری كه به مقصد خدا می رفت ، لختی در ایستگاه دنیا توقف كرد و پیامبر رو به جهانیان كرد و گفت:
مقصد ما خداست . كیست كه با ما سفر كند؟
كیست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كیست كه باور كند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟
قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندكی بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ایستگاه بود.
در هر ایستگاه كه قطار می ایستاد ، كسی كم می شد قطار می گذشت و سبك می شد ، زیرا سبكی قانون راه خداست .
قطاری كه به مقصد خدا می رفت، به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند،اما اینجا ایستگاه آخر نیست .
مسافرانی كه پیاده شدند ، بهشتی شدند .اما اندكی ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همین بود .آن كه مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد .
و آن هنگام كه قطار به ایستگاه آخر رسیددیگر نه قطاری بود و نه مسافری .
پنج شنبه 8/5/1388 - 19:50
دانستنی های علمی
پرنده بر شانههای انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت: «اما من درخت نیستم، تو نمیتوانی روی شانهی من آشیانه بسازی.»
پرنده گفت: «من فرق درختها و آدمها را خوب میدانم. اما گاهی پرندهها و آدمها را اشتباه میگیرم.»
انسان خندید و به نظرش این خندهدارترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت، «راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟» انسان منظور پرنده را نفهمید: اما باز هم خندید.
پرنده گفـت: «نمیدانی، تو آسمان چهقدر جای تو خالیست.» انسان دیگر نخیدید.
انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد. چیزی که نمیدانست چیست. شاید یک آبی دور. یک اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت: «غیراز تو، پرندههای دیگری را هم میشناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضروری است، اما اگر تمرین نکند. فراموش میشود.»
پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش، آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آن وقت خدا بر شانههای کوچک انسان دست گذاشت و گفت: «یادت میآید، تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی، عزیزم، بالهایت را کجا جا گذاشتی؟»
انسان دست بر شانههایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.
آن وقت رو به خدا کرد و گریست ...
سه شنبه 6/5/1388 - 13:23
دانستنی های علمی
به نام خدا
شاید شما هم به این فکر کرده باشید جامعه ی ایده ال چگونه است ؟
همه ی افرادی که درطول دبیرستان در رشته ی انسانی بودند حتما این متن رو تو کتاب فلسفه ی پیش دانشگاهی خوندن.ولی مطمئنم که پنجاه درصد این افراد تا حالا به این موضوع فکر نکردند که ما کدامیک هستیم.
من این مطلب رو برای شما میگم شما ببینید ما کدام هستیم؟
فارابی دو نوع مدینه (به تعبیر عامیانه جامعه)را توصیف می کند.
مدینه ی فاضله:مردم آن به اموری مشغول و به فضایلی آراسته اند که در نهایت آن مدینه را به سوی سعادت رهنمون می سازد.
مدینه ی جاهله:مردمش نه سعادت را می شناسند نه سعادت به خاطرشان خطور می کند.چنان که اگر ایشان را به سعادت راهنمایی کنند بدان سوی نروند و اگر از سعادت برای آن ها سخن گویند بدان اعتقاد پیدا نکنند از خیرات جز سلامت جسم، فراخی در تمتع لذت ها را نمی شناسند واگر به آن دست یافتند گمان می برند که به سعادت رسیده اند واگر دست نیافتند پندارند که در بد بختی افتاده اند.
التماس دعا
جمعه 22/3/1388 - 18:20
دعا و زیارت
روایت شده كه مردى خدمت حضرت امیرالمومنین علیه السلام شكایت كرد از دیر شدن جواب دعایش فرمود چرا نمى خواهى دعا سریع الاجابه را پرسید كه آن كدام دعا است فرمود بگو:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ الاَْجَلِّ الاَْكْرَمِ الْمَخْزوُنِ الْمَكْنُونِ النُّورِ الْحَقِّ الْبُرْهانِ الْمُبینَ الَّذى هُوَ نُورٌ مَعَ نُورٍ وَ نُورٌ مِنْ نُورٍ وَ نُورٌ فى نُورٍ وَ نُورٌ عَلى كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ فَوْقَ كُلِّ نُورٍ وَ نُورٌ تُضیئُ بِهِ كُلُّ ظُلْمَةٍ وَ یُكْسَرُ بِهِ كُلُّ شِدَّةٍ وَ كُلُّ شَیْطانٍ مَریدٍ وَ كُلُّ جَبارٍ عَنیدٍ لا تَقِرُّبِهِ اَرْضٌ وَلایَقُومُ بِهِ سَمآءٌ وَ یَاْمَنُ بِهِ كُلُّ خآئِفٍ وَ یَبْطُلُ بِهِ سِحْرُ كُلِّ ساحِرٍ وَ بَغْىُ كُلِّ باغٍ وَ حَسَدُ كُلِّ حاسِدٍ وَ یَتَصَدَّعُ لِعَظَمَتِهِ الْبَرُّ وَالْبَحْرُ وَ یَسْتَقِلُّ بِهِ الْفُلْكُ حینَ یَتَكَلَّمُ بِهِ الْمَلَكُ فَلا یَكُونُ لِلْمَوْجِ عَلَیْهِ سَبیلٌ وَ هُوَ اسْمُكَ الاَْعْظَمُ الاَعْظَمُ الاَجَلُّ الاَْجَلُّ النُّورُ الاَْكْبَرُ الَّذى سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَكَ وَاسْتَوَیْتَ بِهِ عَلى عَرْشِكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ وَاَسْئَلُكَ بِكَ وَ بِهِمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى كَذا وَ كَذا به جاى كذا و كذا حاجت بخواهید. مرید مولا علی اللهم عجل لولیک الفرج
چهارشنبه 27/9/1387 - 15:18